هاوڕێی ئازادیخواز، ئەوی کە بیرکردنەوەت ڕوو لە ئەنارکیزمە

هاوڕێی ئازادیخواز، ئەوی کە بیرکردنەوەت ڕوو لە ئەنارکیزمە

هەرگیز چاوەڕێی ئەوە نەبیت، کەسێکی ئەنارکیست بێت و داوای ئەنارکیستبوون یا بەشداربوونی گروپێکی ئەنارکیستیت لێ بکات، بەپێچەوانەوە ئەنارکیستبوون پێش ئەوەی گۆڕان و کاراییەکی دەرەکی بێت، گۆڕانێکی ناخەکیی خۆتە و لە خۆتەوە دەستپێدەکات.

ئەنارکیستەکان ڕێکخراوەی پارتیی و دەستەبژێرییان نییە، تاوەکو ئەندامگیری بۆ بکەن، نێوەندیان نییە تاوەکو فەرمان و بڕیاری لێوە دەربچێت و لایەنگرانی ئاراستە بکات. هەر کەس لە جێی خۆیەوە خودانی خۆیەتی و تەنیا هەستی لێپرسراوەتیی خۆیی و دەرککردنی ئەرکی شۆڕشگێرانەی خود لە تێکۆشانی جەماوەریی و کۆمەڵایەتییدا هاندەری چالاکی و بەشداریی ڕۆژانەیەتی. لەبەرئەوە توانایی کەسیی پێوەر و دیاریکەریی هەر چالاکیی و ڕادەی بەشداریکردنیكە، بەڵام ئەوە ڕۆشنە کە بنەمای چالاکی و تێروانینی ئەنارکیستی ئەمەیە “خۆجێی چالاکی بکە و جیهانی بیربکەرەوە”، مەیدانی چالاکی هەر کەسێك شوێنی نیشتەجێبوون و کارکردنییەتی، چالاکیکردنیش لە تۆڕە کۆمەلایەتییەکاندا هەر بەو مەیدانە سەرەکییانە پەیوەست دەبێتەوە.

ئەنارکیستەکان چالاکانی گومناوی گروپە خۆجێیەکان و بزووتنەوە کۆمەڵایەتییەکانی شوێنی کار و ژیانن، دەستپێشکەریش بۆ پێکهێنانی ئەو گروپ و ڕێکخراوانە، کارێکی خۆ-بەرپرسانەیە و بۆ ئەنجامدانی چاوەرێی بڕیار و فەرمانی هیچ نێوەندێك ناکرێت، لە کاتێکدا ئەگەر لە گەڕەك و کارگەدا پێویست بە پێکهێنانی گروپی ئەنارکیستی هەبێت، ئەوا تەنیا ئەرکێك کە ئەو گروپە دەتوانێت لە ئەستۆی بگرێت، پاگەندەکردنە بۆ هوشیاریی شۆڕشگێڕانە و هەڵخڕاندنی ناڕەزایەتی و خەباتی ڕۆژانە و ڕەخنەیە لە سیستەم و پێکهاتەی سەروەریی چینایەتی و بێجگە لەوە هیچ بڕیار و فەرمانێکی دیکەی نییە.

لەو بارەوە هەر کات و لە هەر لایەکەوە فەرمان و ڕاگەیاندنێکی ئاراستەکەرتان بەناوی ئەنارکیزم و ئەنارکیستەکانەوە بیست یا خوێندەوە، ئەوا دڵنیابن یا کەس و گروپێکی چەپی تازە ئاشنابووە بە ئەنارکیزم یا دەستی دەسەڵاتی لە پشتەوەیە. لەبەرئەوە پێویستە هەر یەك لە ئێمە لە شوێنی خۆمانەوە چاودێر و ئاگاداری ئەو پاگەندانە و هەوڵی ئەو کەس و گروپانە بین، کە لەسەر بنەمای پێشینەی چەپایەتییان خەریکی درێژەدانن بە پارتایەتی لەژێر پەردەی ئەنارکیزمدا، ئەم دیاردانە فرەتر لە وڵاتانی خۆرهەڵاتی ناویندا ئەگەری سەرهەڵدانیان هەیە.

هەر لەو بارەوە، ئێمە وەك سەکۆی ئەنارکیستان، گروپی ڕامیاریی نین و ئامانجیشمان ئەندامگیریی نییە، تەنیا ئامانجی سەکۆی ئەنارکیستان وروژاندنی مشتومڕی ڕۆشنگەریی و کۆمەڵایەتیی و وەرگێران و گەیاندنی ئەزموونەکانی شوێنکانی دیکەی گۆی زەمین و پاگەندەکردنی ئەو تیئۆرییانەیە، کە لە ڕەوتی تێکۆشان و بزووتنی ڕۆژانەی جەماوەریی و کۆمەڵایەتتیدا بەرجەستەبوون و هەڵخڕاندنی جەماوەریی بەرەو پێکهێنانی گروپە خۆجێییەکان و ڕێکخراوە جەماوەریی و کۆمەڵایەتییە سەربەخۆکان و مانگرتنی کتوپڕ و گشتی، بایکۆتکردنی دەنگدان و دژایەتیکردنی ڕێکخستن و سیستەم و کاری ڕامیارییە، ئەرکمان پێداگرتنە لەسەر تێکۆشاتی ئابووریی و کۆمەڵایەتیی و ئەڵتەرناتیڤبوونی خۆبەڕێوەبەرایەتیی گەلیی و دێمۆکراسی ڕاستەوخۆ و بنەمابوونی هەرەوەزیی و پشتیوانی کۆمەڵایەتیی و خەبات و چالاکی ڕاستەوخۆ و کۆبوونەوەی گشتی و ڕێکخستنی شورایی و یەکێتی ئازادانەی فێدرالیستی کۆمەڵەکان و ناوچەکان.

سەکۆی ئەنارکیستانی کوردستان

منشاء آنارشیستی اول ماه مه، روز بین المللی مبارزات زحمتکشان

منشاء آنارشیستی اول ماه مه، روز بین المللی مبارزات زحمتکشان

 

سال های دهه ١٨٨٠ میلادی، سال های گسترش مبارزات کارگری در آمریکا بود. این مبارزات در واقع پاسخی بود به آنانی که کارگران robbers barons به معنای «بارون های دزد» می نامیدند. بارون های دزد واندربیلت ها، کارنگی ها، راکفلرها و مورگان ها بودند که با چپاول دسترنج کارگران دست به کار ثروت اندوزی های بزرگ در صنایع و مراکز مالی شده بودند. بارون های دزد هیچ اهمیتی به حقوق کارگری و به طور کلی زندگی اشان نمی دادند.

تاریخ سرمایه داری با بحران هایش عجین و آمیخته است. در همان سال ها نیز بحرانی اقتصادی دامنش را گرفته بود. چنین بود که تشکلات کارگری همچون شوالیه های کار و فدراسیون کار آمریکا اعتصاباتی را سازماندهی کردند. کارگران مهاجر به ویژه آلمانی در این اعتصابات فعالانه شرکت داشتند.

تشکلات کارگری تصمیم گرفتند که اول ماه مه ١٨٨۶ را به روز درخواست هشت ساعت کار روزانه تبدیل نمایند. لذا به اعتصاب عمومی فراخوان دادند. بیش از هشتاد هزار کارگر فقط در شهر شیکاگو دست به اعتصاب زدند. این شهر در آن زمان دارای چندین روزنامه ی سوسیالیستی و انقلابی بود و سندیکاهای کارگری قدرتمندی در آن فعالیت می کردند.

شرکت مک کورمیک تصمیم گرفت تمام کارگران را اخراج کند و جایشان را به غیر اعتصابگران بدهد. روز ٣ مه تجمعی در برابر شرکت برگزار شد. مک کورمیک از پلیس و باندی خصوصی به نام آژانس پینکرتون یاری گرفت و کارگران معترض را به گلوله بست. دو نفر بر خاک افتادند. سه هزار کارگر فردای آن روز در میدان «های مارکت» تجمع کردند. کارگران در سخنرانی های خود به طرح مطالبات و محکومیت خشونت های پلیسی پرداختند. تجمع کارگری هنوز پایان نیافته بود که پلیس تصمیم گرفت به آن یورش آورد. در این لحظات بود که بمبی در میان نیروهای پلیس منفجر شد. جنجال و هیاهویی به پا شد. زمانی که آرامش به میدان «های مارکت» بازگشت جنازه های شش کارگر و هفت مأمور پلیس بر زمین بودند. روزنامه های در خدمت سرمایه داران در فردای تجمع کارگری میدان «های مارکت» علیه سندیکاها و آنارشیست ها دست به قلم فرسایی زدند و مسئول انفجار بمب اعلام کردند. پلیس بیکار ننشسته و با حمله به محافل کارگری انقلابی، هشت کارگر را دستگیر کرد که عبارت بودند از: اسکار نیب، لوئی لینگ، مایکل شوآب، ساموئل فیلدن، اوگوست اسپایز، جرج إنگل، آلبرت پارسونز و آدولف فیشر. نقطه ی مشترک هر هشت تن این بود که آنارشیست بودند و هیچکدام به جز فیلدن و پارسونز در میدان «های مارکت» حضور نداشتند.

دستگاه قضائی آمریکا ماه ژوئن همان سال دادگاه کارگران آنارشیست دربند را برپا کرد. دادستان که جولیوس گرینل نام داشت در دادگاه چنین گفت:«از جمهوری تا آنارشی، گامی بیش فاصله نیست. در این جا فقط آنارشیسم نیست که به محاکمه کشیده می شود بلکه خود قانون هم هست. این هشت مرد به این علت انتخاب شدند که سازمانده هستند. ایشان بیش از هزاران نفری که دنبالشان راه می افتند، گناهکار نیستند. آقایان هیئت منصفه، این مردان را محکوم کنید تا درس عبرتی برای دیگران بشوند، به اعدام محکومشان نمایید تا نهادها و جامعه ی ما را نجات دهید. این شما هستید که تصمیم می گیرید که آیا ما گامی را که گفته شد تا آنارشی خواهیم برداشت یا نه.»

هیئت منصفه به جز نیب، بقیه کارگران را به اعدام محکوم کرد. سال بعد از محاکمه به سال کارزار بین المللی برای نجات هفت کارگر آنارشیست از چوبه های دار تبدیل شد. لوئی لینگ، کارگر ساختمان سقف ساز، بیست و یک ساله، روز ١٠ نوامبر ١٨٨٧ در زندان دست به خودکشی زد و این عمل را به چوبه دار ترجیح داد. همان روز بود که فرماندار اگلسبی حکم اعدام چهار تن از کارگران دربند را تائید کرد. این چهار تن عبارت بودند از: آدولف فیشر، جرج انگل، اگوست اسپایز و آلبرت پارسونز. بیست و چهار ساعت پس از تائید حکم، این چهار کارگر اعدام شدند. بیش از دویست و پنجاه هزار نفر در مراسم تدفین کارگران شرکت جستند.

سال ١٨٩۳ حکم دادگاه مورد تجدید نظر قرار گرفت و به بی گناهی هشت کارگر رأی داده و اعلام شد که دستگاه پلیس و قضائی علیه اشان زد و بند کرده بودند تا بتوانند جنبش آنارشیستی و کارگری را مرعوب نمایند. از اعدام شدگان اعاده ی حیثیت شد و سه زندانی دیگر آزاد شدند.

کارگران اعدامی را در گورستان والدهایم به خاک سپردند، روی سنگی آخرین سخنان اگوست اسپایز چنین حک شده است:«روزی خواهد رسید که سکوت ما بیش از صدایی خواهد بود که امروز شما خفه می کنید.»

در سال ١٨٨٩ کنگره ی بین المللی سوسیالیست که در پاریس برگزار شد تصمیم گرفت که روز اول ماه مه هر سال روز بین المللی مبارزات کارگری باشد.

سیاستمداران رنگارنگ از سال ١٨٨٩ تاکنون با تلاش های متفاوت و با اذن به ماهیت شورشگرانه روز اول ماه مه دست به هر کاری زده اند تا این روز را از گوهر وجودی اش دور و آن را از معنای اصلی اش تهی کنند. برای این سیاستمداران روز اول ماه مه، روز بین المللی مبارزات کارگری نیست، روز «جشن زحمتکشان و تکریم کار است» یا «روز آشتی اجتماعی» است! چنین است که روسیه بلشویکی در سال ١٩٢٠ روز اول ماه مه را روز تعطیل و روز «جشن کار» اعلام کرد. چند سال بعدتر استالینیسم پا را فراتر گذاشت و روز اول ماه مه را روز تولید بیش تر با اختراع ساخانویسم بیان کرد. الکسی ساخانوف کارگر معدنچی بود که ظاهراً موفق شده بود در طی شش ساعت ١٠٢ تُن ذغال سنگ را استخراج کند که چهارده برابر سهمی بود که از معدنچیان دیگر خواسته می شد.

در سال ١٩۳۳، زمانی که آدولف هیتلر موفق شد با آرای صندوق های انتخاباتی پارلمان را به دست بگیرد، اول ماه مه را روز تعطیل اعلام کرد و آن را «جشن کار» نامید. البته هر گونه تظاهراتی ممنوع شد و سندیکاها منحل شدند.

در فرانسه نیز زمانی که آلمان نازی در سال ١٩۴١ اشغالش کرد، وزیر کار تحت فرمانشان اعلام کرد که اول ماه مه روز تعطیل و روز «جشن کار و توافق اجتماعی» است. در سال ١٩۴٧، زمانی که فرانسه از یوغ آلمان هیتلری آزاد شده بود، دولت با فشار جنبش کارگری روز اول ماه مه را در قانون کار به عنوان روز تعطیل با پرداخت دستمزد وارد کرد. با این حال آن را «روز جشن کار» نامگذاری نمود.

اسناد جنبش کارگری ایران اقوال مختلفی برای برگزاری نخستین اول ماه مه به عنوان روز بین المللی مبارزاتی دارد. گفته می شود که شورای مرکزی فدراسیون سندیکای کارگری در سال ١۳٠٠ خورشیدی برای نخستین بار سازمانده اول ماه مه بود. قول دیگری «اتحادیه کارگران چاپخانه ها» را تشکلی می داند که در سال ١۳٠١ برای نخستین بار اول ماه مه را برپا کرد. به هر حال زمان درازی طول نکشید تا کارگران بتوانند روز مبارزاتی بین المللی خود را آزادانه در ایران برپا کنند، چرا که دیکتاتوری رضا خانی در سال ١۳١٠ قانونی را به نام قانون «مقابله با مرام اشتراکی» وضع کرد تا بتواند سدی در برابر فعالیت های کارگری ایجاد نماید. ده سال بعد رضاشاه ساقط شد و پنج سال پس از آن «شورای متحد مرکزی سندیکاهای کارگران و زحمتکشان ایران» در تهران به سازماندهی اول ماه مه دست زد و کامیاب گردید تا بیش از هشتاد هزار نفر را گرد هم آورد. محمدرضا شاه پس از کودتای ٢٨ مرداد ١۳۳٢ پا را از پدرش فراتر گذاشت و ضمن حفظ قانونی که او برای «مقابله با مرام اشتراکی» وضع کرده بود، دستور داد تا همه ی تشکلات کارگری منحل و ممنوع گردند.

بر کسی پوشیده نیست که حزب توده ی ایران دارای نفوذ فراوانی در شورای متحد مرکزی سندیکاهای کارگران و زحمتکشان ایران بود. آیا همین نفوذ و پیوند موجب نشد تا این تشکل نتواند بیش از آن چه که انتظار می رفت در برابر سرکوب های پس از کودتای ١۳۳٢ مقاومت کند؟ آیا این واقعیت ما را به این نکته ی اساسی نمی رساند که وابستگی تشکلات مختص کارگری همچون سندیکاها، شوراها یا کمیته های کارگری به احزاب و سازمان های سیاسی همیشه برای آن ها زیان بار بوده و هست؟

کارگران ایران بین سال های ١۳۳٢ تا ١۳۵٧ عملاً نتوانستند تجمعات و مراسم قابل توجهی برای روز اول ماه مه برپا کنند. جمع ها و محافل کارگری روز اول ماه مه را در قالب های کوچک و میان خود برپا می کردند. در یکی دو سال پس از انقلاب ١۳۵٧ که جمهوری اسلامی هنوز تثبیت نشده بود تا بتواند دیکتاتوری مخوف خود را به جامعه تحمیل کند، ضعف تشکلات سندیکایی و شورایی کارگری موجب شد که آن ها نتوانند تجمعات واقعاً مستقل و بزرگ خود را برپا کنند. احزاب و سازمان های مختلف چپ و به ویژه مارکسیستی در این دوره ی کوتاه با برپایی تجمعاتی برای اول ماه مه، آن ها را به طرح مطالبات سیاسی خود تبدیل می کردند، هر چند گوشه چشمی هم به مطالبات کارگری داشتند. در ایران پس از ١۳۵٧ دیگر خبری از شورای متحد مرکزی سندیکاهای کارگران و زحمتکشان ایران نبود که پیوند تنگاتنگی با حزب توده ی ایران داشت، سازمان های سیاسی و به ویژه سازمان چریک های فدائی خلق ایران، هر یک تشکلات اسمی کارگری را همچون «کارگران پیشرو» راه انداختند که باید بی چون و چرا هوادار این سازمان ها می بودند!

تاریخ معاصر نشان داده است که احزاب و سازمان های سیاسی مختلفی به نام کارگر و طبقه ی کارگر شکل گرفتند، حتا قدرت سیاسی را قبضه نمودند، ولی پس از ده ها سال فروپاشیدند. امروز دیگر نام و نشانی از این تشکلات سیاسی نمانده است. اما تشکلات مختص کارگری هنوز به فعالیت خود ادامه می دهند، نمونه اش ث. ژ. ت. یا کنفدراسیون عمومی کار در فرانسه است که در سال جاری میلادی وارد صدوبیستمین سال تأسیس و فعالیت خود شد. نمونه ی دیگرش ث. ان. ت. یا کنفدراسیون ملی کار در اسپانیا است که در سال ١٩١٠ پایه گذاری شد، هر چند هسته های اولیه اش را کارگران آنارشیست در انجمن بین المللی زحمتکشان یا انترناسیونال اول در سال های ١٨۶٠ میلادی تشکیل می دادند. ث. ان . ت. که نقش فعالی در رویدادهای دهه سی میلادی در اسپانیا داشت تا یک میلیون کارگر را در صفوف خود متشکل کرد.

پرواضح است که جنبش کارگری ایران پس از استقرار جمهوری اسلامی بیش ترین ضرر و زیان را نه از تشکلات سیاسی که فوراً سرکوب شدند که از خود این رژیم دید. جمهوری اسلامی از سویی تشکلات دست ساز همچون خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار را سازمان داد و از سویی دیگر جلوی وجود هر گونه تشکل مستقل کارگری را گرفت. زمانی هم که کارگران دست به ایجاد تشکلات خود می زنند، نه فقط رژیم سرمایه داری اسلامی آن ها را فوراً ممنوع می کند، بلکه فعالانشان را به حبس های درازمدت و مجازات های شنیعی مانند شلاق محکوم می نماید. خمینی به عنوان بنیانگذار این رژیم تلاش فراونی برای لوث جنبش کارگری و مسائل کارگران کرد. او در نخستین اول ماه مه پس از انقلاب، یازده اردیبهشت ١٣۵٨ در پیامی رادیو تلویزیونی چنین گفت:«اختصاص یک روز به کارگران شاید به لحاظ تشریفات و تعظیم باشد، والا هر روز روز کارگری است و کارگران است بلکه عالم از کار و کارگر تشکیل شده است… کار و کارگر در تمام عوالم ماقبل طبیعت و عالم طبیعت و عوالم مابعد الطبیعه، کار و کارگر همه جاست..»

جنبش کارگری ایران در سال های اخیر موفق شده است که علی رغم تمام سرکوب ها و فشارهایی که برضدش وجود دارد دست به ایجاد تشکلات مختص خود همچون سندیکا و اتحادیه بزند. تشکلات مختص دیگر کارگری می توانند شوراها و کمیته های کارخانه باشند. اگر سندیکاها، شوراها و کمیته های کارگری به اصل استقلال خود نه فقط از دولت که از تمامی احزاب و سازمان ها سیاسی، با هر رنگ و ادعائی، رسیده باشند، آن گاه خواهند توانست نه فقط در دوران پیش از انقلاب که پس از انقلاب نیز نقش اساسی و واقعی را در تغییر اوضاع و سپس اداره ی جامعه داشته باشند. تجربیات سده ی بیستم میلادی نشان دادند که انتخابات ها و احزاب سیاسی دشمن خودرهایی کارگران هستند. مطالبات کارگری و مبارزات اجتماعی نباید جای خود را به مبارزات سیاستمداران برای تسخیر قدرت بدهند. این بدان معنا نیست که کارگران و جنبش کارگری نباید در مسائل سیاسی مداخله کند، برعکس کارگران می توانند برخوردی فعال در صحنه ی سیاسی داشته باشند، اما در چارچوب تشکلات مختص خود که سندیکاها، شوراها و کمیته های کارگری هستند. کارگران و زحمتکشان فقط می توانند برای خودرهایی به نیروی عظیم خود تکیه نمایند و نه سیاستمداران مکار و احزاب سیاسی قدرت پرستی که می آیند و می روند. آن ها می آیند و می روند، اما جنبش کارگری پابرجاست، دیروز، امروز و فردا!

نادر تیف

١٠ اردیبهشت ١٣٩۴ – ٣٠ مه ۲٠١۵

لماذا نتظاهر يوم فاتح ماي؟ لماذا نسميه “عيد الشغل”؟

لماذا نتظاهر يوم فاتح ماي؟ لماذا نسميه “عيد الشغل”؟

مهدي آنارشیست

لماذا نتظاهر يوم فاتح ماي؟ لماذا نسميه “عيد الشغل”؟ من أين أتى هذا التاريخ؟ ماذا يريدون ان ننسى وهم يطوفون بنا؟ يشرح هذا النص المنشأ التاريخي لفاتح ماي.

كان انتزاع مطلب يوم عمل من 8 ساعات على رأس المطالب التي قرر عمال الولايات المتحدة الأمريكية النضال من أجل تحقيقها إلى حد خوض إضراب عام للضغط على أرباب العمل والحكومة. هكذا أعلنت نقابة فرسان العمل Knights of Labour (1) فاتح ماي يوما أمميا للتضامن الطبقي، وللمطالبة بيوم عمل من ثماني ساعات. وفي ربيع 1886، ركز عمال جميع القطاعات نضالهم حول هذا الهدف ونجحوا أحيانا في ذلك المجال.

قرر أرباب العمل، بوجه إصرار العمال واتساع الحركة النقابية، اتخاذ إجراءات قمع أسرع. فكانت مسألة هايماركت Haymarket الشهيرة بشيكاغو، وهي حدث مأساوي طبع الحركة العمالية العالمية، فاتحة مرحلة قمع ومقاومة جديدة .

كانت التعبئة في فاتح ماي 1886 نجاحا باهرا. وبالرغم مما روجته الصحافة البرجوازية من تهديدات مبغضة وتوقعات مخوفة، لم تندلع أي أعمال تمرد، ولم تصب الملكية بأي ضرر، ولم تتحول مظاهرة العمال السلمية إطلاقا إلى ثورة. وفي هذا اليوم الجميل المشمس، أخليت المصانع والمشاغل والمخازن. جاب آلاف عمال شيكاغو، في ابهى الثياب، الشوارع رفقة أسرهم، أمام إنذهال البوليس والجيش والحرس الخاص المستعدين للتدخل عند أدنى حركة. مرت مظاهرة التضامن بنجاح وتوقفت على ضفاف بحيرة ميشيغان Michigan، حيث تحدث أمام الجمهور أبرز الخطباء، من بينهم ألبير بارسونس وأغوست شبيس،. شارك في المظاهرة 80000 عامل بمدينة شيكاغو وحدها. وكان ليوم فاتح ماي، في البلد برمته، نفس الصدى وتوبع بنفس الحماس.

تواصلت حركة الإضراب، يوم الاثنين 3 ماي، وانضم عدد كبير من العمال الى مضربي فاتح ماي، مصيبين على هذا النحو إقتصاد مدينة شيكاغو بالشلل. وسينفجر عنف قوى الأمن المستمر طيلة يوم السبت، أمام حواجز مصنع آلات وأدوات زراعية، يسمى آنذاك McCormick Harvester Works ، وحاليا International Harvester Corporation .

وردا على إضراب يوم فاتح ماي، أغلق رب العمل هذا المصنع في وجه العمال، وعوضهم بـ 300 كاسر إضراب. لكن عن خروج هؤلاء تعرض المضربون سبيلهم. وفجأة سددت عناصر البوليس أسلحتها. حاول المضربون التشتت، لكن البوليس، وقد خاب واغتاظ، بلا شك، بفعل الطابع السلمي لتظاهرة فاتح ماي، أطلق النار على الحشد، وقتل ستة رجال بينما هم فارون. ورأى منظمو يوم فاتح ماي في هذه المذبحة فعلا مخزيا وغير مقبول يستلزم الإدانة علانية.

فتقرر تنظيم مظاهرة مساء اليوم الموالي بساحة هايمركت Haymarket، غير بعيد عن إحدى مقرات بوليس شيكاغو. انقضت أمسية الإحتجاج ضد فظاظة البوليس بلا صدامات، تعاقب خلالها الخطباء أمام جمهور هادئ. لكن في نهاية المظاهرة، وقد غادر أبرز الخطباء الساحة، اقتحم 180 شرطيا الساحة بهراواتهم وأمروا المتظاهرين بالانسحاب فورا، وهذا مارد عليه سام فيلدن أحد المنظمين، بأن الجمهور هادئ. بعد ذلك انفجرت قنبلة وسط رجال البوليس، وكانت بداية الهلع. أطلق رجال البوليس، الذين قتل أحدهم وأصيب ستة بجروح، النار واندفع الجمهور نحو جميع الجهات هروبا من وابل الرصاص. وكانت الحصيلة بين المتظاهرين ثقيلة كذلك، قتيل وعدد كبير جدا من الجرحى. ولم يُعثر أبدا العثور على ملقي القنبلة، وقد يكون عميلا مستفزا.

غير أن السلطات لم تصدق بتاتا رواية الأحداث هذه. لم يكن الوضع بنظرها منطويا على أي غموض، فالمسؤولون معروفون: اللاسلطويون anarchistes الذين لم يرضيهم كفاية التحريض على إضرابات الأيام السابقة، وخلق الفوضى بدفع العمال للتظاهر بساحة هايمركت، فهاجموا قوات الأمن. يجب على السلطات اذن التدخل بسرعة و ضرب رأس الحركة لمنع قيام انتفاضة تعرض النظام برمته للخطر.

جرى اعتقال ممثلي الحركة العمالية بشيكاغو، وهم ألبير بارسونس وأغوست شبيس وميشيل شواب وجورج أنجيل وأدولف فيشير وسامويل فيلدن ولويس لينغ ، وحوكموا بالإعدام شنقا، بدون أي حجة تثبت إدانتهم. نفذ حكم الإعدام في حق بارسونس وشبيس وفيشير وإنجل، وخفضت عقوبة الإعدام إلى السجن مدى الحياة في حق فيلدن وشواب بعدما طلبوا العفو. أما لينغ، الذي ظلت وفاته غامضة ولم يتم الكشف عنها أبدا، فربما انتحر في زنزانته. لقد إفتتحت محاكمة شهداء شيكاغو عهد الرعب ضد الحركة العمالية في أرجاء الولايات المتحدة الأمريكية. كان فاتح ماي 1886، ومعه الأحداث المأساوية التي هزت الحركة العمالية الأمريكية، منشأ الاحتفاء بعيد الشغل، يوم التوقف عن العمل المخصص لمظاهرات العمال. وعلى غرار حالة ساكو وفانزيتي ومسألة روزنبورغ فيما بعد، تظل محاكمة شهداء شيكاغو مثالا للعدالة المدافعة عن مصالح المالكين بأمريكا الرأسمالية. كانت كلمات أغوست شبيس، بهذا الصدد، تنبؤية:

«ستأتي يوم يكون فيه صمتنا أقوى من الأصوات التي تخنقون حاليا».

=========

1. Knight of Labour: فرسان العمل، النقابة الأولى ذات صيت وطني بالولايات المتحدة الأمريكية

بەشێك لە مێژووی ڕۆژی 1ی ئایار

بەشێك لە مێژووی ڕۆژی 1ی ئایار

و. هەژێن

چیرۆکی ڕووداوەکەی هایمارکت (Haymarket)

مشتومڕی نێو بزووتنەوەی کرێکاری سەدەی 19 لە چەند پرسێکدا چەقی بەستبوو، لەوانە دەست لە کارکێشانەوەی هەرەوەزییانە، کە مانگرتنی گشتی کۆمەڵایەتی بوو بۆ بەدەستهێنانی داخوازییەکان. یەکێتییەکانی ئینگلتەرە لە 1ی ئایاری 1833دا 8 کاتژێر ڕۆژانەکاریان کردە ئامانجیان و بڕیاری مانگرتنی سەرتاسەرییان دا، کە تیایدا شتێكی ئاوا نەتوانرا بەتەواوی بهێنرێت دی. سەرمایەداری پیشەسازیی بۆ بزووتنەوەی تازە پێگرتووی کرێکاریی دژێکی بەهێز بوو، لەلایەکی دیکەوە ناسیونالیزم بەزۆری بەری بە هاوپشتییە سنووربەزێنەکان دەگرت.

پاش ئەوەی کە شۆرشی 1848/1849 بە سەرکوتنی بۆرجوازی نەتەوەیی کۆتایی هات،زۆرێك لە کرێکارانی سۆشیالیست بەرەو ئەمەریکا ڕەویان دەکرد. زۆرێکیان هزر و بیرۆکە ئەنارکیستییەکانیان لەتەك خۆیان بردە ئەمەریکا، لەوێ کە ژیان و هەلومەرجی کارکردن زۆر خراپتر بوو لە ولاتانێك کە لێوەی هاتبوون. بەتایبەت لە یەکەمین قەیرانی ئابووریی لە ساڵی 1857وە تا گەرمەی قەیرانەکە “داتەپینە گەورەکە”، لە ساڵی 1883وە کرێکاران بەدەست بێکاری و بێسەرپەناییەوە گیرۆدە بوون.

لەبەرامبەر بزووتنەوەی کرێکاریی ئەو کاتدا، لە ئیمپراتۆریی تازە پێکهێنراوی ئاڵماندا ساڵی 1878 یاسا کۆمەڵایەتییەکان ”لەدژی جالاکییە مەترسیدارەکانی سۆشیال دیمۆکراسی” پەسەند کران. لە پێکهێنانی کۆمەڵەی نێونەتەوەیی کرێکاران (IAA) لەساڵی 1872دا، سۆشیالدێمۆکرات و کرێکارانی ئاڵمان گەورەتری هێز بوون. بەم جۆرە جێی سەرسووڕمان نییە، کە زۆرێك لەو سەدان هەزار کرێکارە ئاڵمانەش لە ئەمەریکا خۆیان لە یەکتییەکاندا ڕێکبخەن. “پاڵەوانانی کار” (Knights of Labor) کە ساڵی 1869 لە فیلادیلفیا پێکهێنران، بوونە پێشینەی “یەکێتییە کرێکارییەکان“ی دواتر.

پرسی توندوتیژی

لە سەردەمی مانگرتنی گشتی هێڵی شەمەندەفەری1877وە، یەکێتییەکان جەماوەرێکی زۆریان لی کۆبووبووەوە، بەڵام لەلایەن بەکڕیگیراوان و مانشکێنانی چەکداری نووسینگەی (Pinkerton Agency) وەك پێسپڕدراوی سەرمایەدارەکان، دژایەتی دەکران. پۆلیس و میدیاکانیش لەم ڕووەوە ڕۆڵی خۆیان دەگێڕا، بۆ نموونە ”New York Tribune” ئاوا داوای دەکرد، کە پێویستە خۆپیشاندانی کرێکارانی مانگرتوو بە نارنجۆك تێکبشکێندرێن. لە بەرامبەردا وەك ڕێکخراوی چەکداری خۆپاراستن، لە هەندێك لە شارەکانی ئەمەریکادا یەکێتیی “فێرکاریی و ئەنجومەنی خۆپارێزی” پێکهێنران. هەڵدەستان بە ڕاهێنانی تەقەکردن و ڕێپێوانی ساڵیادی کۆمونەی پاریس. ساڵی 1880 “پارتی سۆشیالیستی کرێکاران” لەسەر پرسی چەکداربوون بوو بە دوو باڵەوە، باڵی ڕاستی پارلەمانی و باڵی چەپی شۆڕشگێڕ.

هاوکات لە نیویۆرك ئەنارکیست و نوێنەری پارلەمانی جارانی سۆشیالدێمۆکراتی ئاڵمان یوهان مۆست Johann Most نووسەری “زانستی جەنگی شۆڕشگێڕانە” وەك “پرۆپاگەندەی چالاکی”، لە شیکاگۆ ئەلبێرت پێرسن Albert Parsons و ئاوگوست شپیس August Spies ی ئاڵمانی ناسراوترین قسەکەری بزووتنەوەی کرێکاریی توندوتیژ بوون. شپیس لە “ڕۆژنامەی کرێکاری شیکاگۆ“ی ئاڵمانی زماندا کاری دەکرد و پێرسنس ڕۆژنامەی “ئاگاداری” Alarmی ئینگلیزی زمانی دەردەکرد. ساڵی 1883 هەدووکیان لە شاری Pittsburgh پێکەوە لەتەك سۆشیالیستە شۆڕشگێڕەکان و ئەنارکیستەکانی دیکەدا لەسەر شێوازی میخائیل باکونین لە نێونەتەوەیی یەکەم، کۆمەڵەی نێونەتەوەیی خەڵکی زەحمەتکێش (کەسانی کرێکار) „International Working People’s Association (IWPA)“یان پێکهێنا.

تێکەڵەی ئەنارکیزم و سەندیکالیزم ئەوسا وەك “بیرۆکەی شیکاگۆ – Chicago Idea ” دەخرایە ڕوو. لە هەژمارێکی زۆر ڕۆژنامەدا “نێونەتەوەیی ڕەش” پاگەندەی بۆ پلانە شۆڕشگێڕییەکانی خۆی بە زمانی ئاڵمانی، ئینگلیزی و چێچی دەرکرد. بەتەنیا لە شیگاکۆ پێنج ڕۆژنامەی دەردەکرد، لەوانە “ڕۆژنامەی کرێکاران – Arbeiter-Zeitung” کە لەلایەن ئاوگوست شپیس، ئادۆڵف فیشەر Adolph Fischer و میشایل شڤاب Michael Schwab ەوە، ڕۆژانە بە تیراژی 6.000 دانە دەردەکرا.

خەبات لەپێناو 8 کاتژێر ڕۆژانەکاردا

ساڵی 1884 “کۆنگرەی یەکێتییە فیدراڵییەکان و کۆمەڵە کرێکارییەکان” دواتر ناسراو بە “فیدراسیۆنی کرێکارانی ئەمەریکا“ی ئەمەریکای باکووری بڕیاری دا داواکاری 8 کاژێر ڕۆژانەکار وەك سەرخەتی ناوەندیی خەباتی داهاتوو بێت.

سەرەکیترین داواکاری کرێکاران کەمکردنەوەی ماوە (کاتژێر)ی کار بوو. هەر لەسەر ئەمە بوو کە کرێکاران لە یەکی ئایاری 1886دا خەباتی خۆیان لەسەر کەمکردنەوەی ماوەی کار، توندتر کردەوە.

لە یەکی ئایاری 1886دا، زیاتر لە 340.000 کرێکار لە ئەمریکا دەستیان لەکار کێشایەوە، تەنیا لە شیکاگۆدا هەژماری کرێکارانی مانگرتوو 40.000 کەس بوو. چەند ڕۆژ دواتر پۆلیس لە مەیدانی هایمارکت Haymarket دەستیان بە ڕەشەکوژی کرد. سەرەنجام لەو پێکدادانەدا زیاتر لە 7 کەس کوژران، لەلایەکی دیکەوە لە راگەیاندنەکانی دەوڵەتدا ڕاگەیێنرا، کە ئەفسەرێکی پۆلیس بەهۆی بۆمبی دەستی ئەنارکیستێکەوە کوژراوە و هەروەها 6 پۆلیسی دیکە لە پێکدادانەکاندا کوژران. هەژماری برینداران لە هەردوولا لەنێوان 30 تا 40 کەس ڕاگەیێندرا. کەمکردنەوەی دوو کاتژێر لە ( 10 کاژێر زیاتری) ڕۆژانەکار، بۆ سەندیکالیستە ئەنارکیستەکان، ڕیفۆرمیستی دەهاتە بەرچاو، بەڵام سەرەرای ئەوەش پشتیوانیان لە کەمپەینەکە دەکرد. داواکارییەك کە لە ساڵی 1960ەوە لەجێی خۆی مابووەوە، دەبوو لە یەکی ئایاری 1886دا بە مانگرتنی سەرتاسەری بسەپێنرێت. لە شیکاگۆ “یەکێتی ناوەندیی کرێکاران – Central Labor Union” شەممەی پێش 1ی ئایار خۆپیشاندانێکی گەورەی بە بەشداری نزیکەی 25.000 کەس بەرپاکرد. لە خودی یەکی ئایاردا مانگرتن لە ناوەندە پیشەسازییەکانی ئەمەریکادا زیاتر لە 300.000 کرێکار، بەتەنیا لە شیگاکۆ 40.000 کرێکار دەستیان لە کار کێشایەوە و لەسەر شەقامەکان 80.000 خۆپیشاندەر یەکیان گرتبوو.

پێشتر لە ئەپڕیڵی 1886دا لە شیکاگۆ لە کارخانەی میك‌کارمیك McCormick، کە درەوکەر (ماشێنی درەوکردن / دەراسە) ئامادە دەکرا، زۆربەی کرێکارەکان لەبەرامبەر ڕەفتاری نامرۆڤانەی شوێنی کار، بڕیاری مانگرتن دەدەن. ئەو کات لەبەرامبەر 12 کاتژێر ڕۆژانەکار بەگشتی 3 دۆلاری ئەمەریکی دەدرا، کە مرۆڤ دەیتوانی لە چێشتخانەیەکدا تەنیا ئێوارە ئێوارەخوادنێکی هەژارانەی پێ بکڕێت. خاوەنکار ڕێگری لە چوونەسەرکاری تێکرا کرێکارەکان دەکات، تاوەکو نزیکەی 1000 شوێنکاری خاڵی، بە کۆچەرانی تازە پڕ بکاتەوە، کە لە ئاوا بارێکدا لەبەر دەرگەی کارخانەکاندا بۆ پەیداکردنی کار دەوەستان. وێڕای بانگەوازی “ڕۆژنامەی کرێکار“، بۆ ئەوەی مانشکێنی نەکرێت، هێشتا 300 کەس بۆ داخوازی کار خۆیان ناونووس کرد. ئێوارەی 1ی ئایاری 1886 لە مەیدانی هایمارکت لە شەقامی ڕاندۆڵفRandolph Streetی شیکاگۆ کۆبوونەەیەکی کرێکاری کرا و ئەوەبوو کە مانگرتنی چەند ڕۆژەی کارخانەی میك‌کارمیك McCormick ی بەدوادا هات.

شیکاگۆ 1886

لە 3ی ئایاردا پۆلیس ڕژایە ئەو ناوە، بۆ ئەوەی کۆبوونەوەی مانگرتنی 6.000 خۆپیشاندەر لە نزیکی کارخانەی مێك‌کارمیك بڵاوە پێبکات. لە پێکدادانەکانی دواتردا 6 کرێکار کوژران و زۆرێك بریندار بوون. لە شەوی پێش 4ی ئایاردا هەزاران خۆپیشاندەر بۆ دەربڕینی ناڕەزایەتی بەرامبەر توندوتیژی پۆلیس کۆبوونەوە و بەرەو مەیدانی هایمارکت بەرێکەوتن. سەرلەنوێ پۆلیس هەوڵی دا وەك ئەوەی ڕۆژی پێشوو، بە توندوتیژی بڵاوەی پێ بکات. سەرەرای ئەوەش کاروانی ناڕەزایەتی کرێکاران توانی بەرەویێش بڕوات و ئاشتییانە تێپەڕی. پارێزگاری شار هێرسن Harrison، کە بەخۆی لەوێندەرێ چاودێریی ئاساییشی شارەکەی دەکرد، زوو بەرەو ماڵ چووەوە.

نزیکەی 1000 خۆپیشاندەر، کە زۆربەیان کرێکاری ئاڵمانی بوون، گوێیان لە وتاردانەکان ڕاگرتبوو. دەمەو ئێوارە پاش ئەوەی ئەنارکیستانی ناسراو ئەلبێرت پێرسنس، ئاوگوست شپیس و ساموێل فیڵدن وتارەکانیان دا، بارودۆخەکە دژوارتر بوو. هێزی پۆلیس لە کۆڵانەکانی دەوروبەرەوە بە چەکەوە ئامادەباش وەستابوو. هەرکە هەوری باراناوی ئاسمانی تەنییەوە، زۆرێك لە خۆپیشاندەران شوێنی ناڕەزایەتییەکەیان جێهێشت، تەنیا نزیکەی 300 کەس لە وێندەرێ مانەوە.

کەمێك پێش کۆتاییهاتنی قسەکانی ئاوگوست شپیس، پشکێنەری پۆلیس بۆنفیڵد Bonfield فەرمانی هێرشبردن دەدات. 200 پۆلیس بەرەو ئۆتۆمەبێلی سەکۆی قسەکردنەکە کەوتنەڕێ و چوارلایان گرت، کاتێك کە بۆمبەکە هەڵدایە نێوەندی خەڵکەکە. دەستبەجێ پاش تەقینەوەکە، پۆلیس دەستی بە تەقەکردن لە کرێکارەکان کرد. لە شوێنی ڕووداوەکەدا پۆلیسێك کوژرا و شەش کرێکار دواتر بەهۆی برینداربوونیانەوە مردن. ئەوەی کە وتاردەرەکان وەك ئەنارکیست ناسراوبوون، پۆلیس و راگەیاندن ئاوایان لێكدایەوە، کە ڕووداوەکە هێرشێکی ئەنارکیستییە بۆ سەر پۆلیس. هەرچەند لەلایەن دادگەوە هیچ بەڵگەیەك بۆ وەها پەیوەندییەك نەتوانرا بخرێنە ڕوو.

سەرەرای ئەوەی کە لەو ساوە تا هەنووکەش هیچ کەس وەك هەڵدەری بۆمبەکە نەناسراوە، کەچی 8 کەس ، کەسانێك کە بەشداری ڕێکخستنی مانگرتنەکە بوون، سکاڵایان لەسەر تۆمار کرا و لە ئۆگوستی 1886دا تاوانبار کران. هەرچەندە تەنانەت بەڵگەی بەشدارنەبوون و تاوانبارنەبوونیان هەبوو، دادوەر جۆزیف گاری Joseph Gary بە تاوانباری ناساندن، گوایە بۆمبهەڵدەرەکە لەسەر بنەمای بۆچوونی ئەنارکیستانەی ئەم کەسانە بەکارەکە هەستاوە. لەسەر ئەو بنەمایە ئەوان تاوانبارن، هەروەك ئەوەی کە بەخۆیان بە هێرشەکە هەستابن. شایانی باسە خەرجی پارێزەری تاوانبارکراوان، نزیکەی 50.0000 دۆلار بوو، کە لە پارەی کۆمەكی هاوپشتی لە هەموو لایەکی جیهانەوە دابین کرا.

سزادراوان گیۆرگ ئێنگل Georg Engel (نیگارکیش خەڵکی کاسڵ– ئاڵمان) ، ساموێل فیڵدن Samuel Fielden (کرێکاری بارکردن خەڵکی لەنکشەیر – ئینگلاند) ، ئادۆڵف فیشەر Adolph Fischer (جاپگەر خەڵکی برێمن – ئالمان) ، لویس لینگ Louis Lingg (دارتاش خەڵکی مانهایم–ئاڵمان) ، ئۆسکار نێبە Oscar Neebe (لولەکیش خەڵکی نیویۆرك، تا سەردەمی لاوی لە کاسڵ ژیاوە) ، ئەلبێرت پێرسنس Albert Parsons (جاپگەر خەڵکی ئالاباما) ، میشایل شڤاب Michael Schwab (پەرتووکچن خەڵکی ئونتەرفرانکین– ئاڵمان) ، ئاوگوست شپیسAugust Spies (مۆبیلدانەر خەڵکی هێسن– ئالمان). پاش دادگەییکردنێکی ڕواڵەتییانە (شانۆگەرییانە) بە بەڵگەی دۆرینەوە، لەلایەن لێژنەیەکی سوێندخۆری ساختەوە بە لەسێدارەدان سزا دران. هەروەها ئۆسکار نێبە بە 15 ساڵ زیندانی سزا درا. لویس لینگ لە ژووری زینداندا بەهۆی دەمانجەیەکی بەقاجاخ بەدەستهێنراو خۆکوژی کرد و لایەکی سەری هەڵتەقاند. دادگە و دەسەلاتداران بەزۆر ئەو بڕئارەیان سەپاند و داوای پێداچوونەوەی بڕیارەکە لە سەرەتای نۆڤەمبەری 1887دا لەلایەن دادگەی بالاوە ڕەتکرایەوە.

سزای لەسێدارەدانی ساموێل فیڵدن و میشایل شڤاب لەلایەن فەرماندارOgelsby ەوە گۆڕدرا بە سزای زیندانی هەمیشەیی. ئێنگل، فیشەر، پێرسنس و سشپیس لە ڕێکەوتی 11ی نۆڤەمبەری 1887 لە زیندانی Cook County لەسێدارە دران. سەدان هەزار کەس لە ڕێپێوانی ناڕەزایەتی و بەگۆڕسپاردنی لەسێدارەدراواندا لە گۆڕستانی ڤاڵدهایم Waldheim لە ( Forest Park Illinois) بەشدارییان کرد. ڕۆبێرت ڕایتسیڵ Robert Reitzel ی ئەنارکیست خەڵکی بادن Baden، بەو بۆنەوە وتارێكی خوێندەوە. لە ساڵی 1893وە لەم گۆڕستانە، پەیکەرێکی یاداوەی بۆ قوربانیانی ڕووداوەکەی هایمارکت دانراوە.

هەروەها لە ساڵی 1893دا هەر سێ زیندانی، فیڵدن ، نێبە و شڤاب لەلایەن فەرماندار (پارێزگار) جۆن ئاڵتگێڵد John Altgeld وە بە بێتاوان و قوربانی دادگە ناسران و لێبوردیان بۆ دەرچوو. ( ساڵی 1936 دەستەیەکی لێکۆڵینەوە بەو سەرەنجامە گەیشت، کە هەموو 8 سزادراوەکە بێتاوان بوون). ئۆسکار نێبە پاش ئازادکردنی وەك پێشتر لە بزاڤی کرێکاریدا چالاك مایەوە. دواتر بووە ئەندامی کرێکارانی پیشەسازیی جیهان ( IWW – Industrial Workers of the World ) و لە میتینگی 1ی ئایاری 1906ی شیکاگۆدا قسەکەری یەکەم بوو. نێبە ساڵی 1916 مرد و لە گۆڕستانی ڤاڵدهایم لەتەنیشت پەیکەری یاداوەری “گیانبەختکراوانی هایمارکت“دا بەخاك سپێردرا.

پاشان، سەرەڕای ئەوەش، سزاکە و جێبەجێکردنەکەی بوونە هاندەری ناڕەزایەتی بەردەوامی بزووتنەوەی کرێکاری لە سەرتاسەری جیهاندا. 1888 فێدراسییۆنی کرێکارانی ئەمەریکا ( American Federation of Labor – AFL) بڕیاری دا 1ی ئایاری 1890 بکرێتە ڕۆژی خەبات بۆ سەپاندنی 8 کاتژێر ڕۆژانەکار. هەرچەندە کە لە ئاڵمان پارتی سۆشیالدێمۆکرات دژی بانگەوازی مانگرتنی گشتی بوو، لە هەموو شارەکان مانگرتن و کۆبوونەوەی جەماوەری بەرپاکران. زیاتر لە 100.000 کرێکار بەشدارییان تێددا کرد، بەتایبەت شاری هامبورگ Hamburg.

دواجار کۆنگرەی دامەزراندنی “ڕۆژنامەی نێونەتەوەیی“‌ سۆشیالدێمۆکرات لە ساڵی 1889دا بڕیاری دا 1ی ئایاری بکرێتە “ڕۆژی خەباتی” سالانەی بزووتنەوەی کرێکاری و لەو کاتەوە ئەم ڕۆژە بە کۆبوونەوەی جەماوەری و مانگرتن دەستی پێکردووە. بەڵام هەروەها هەر لە دەستپێکەوە لەناو بزووتنەوەکەدا ڕەخنەش لە1ی ئایار هەبوو: لە فەرەنسە لە ساڵی 1892دا هەژمارێکی زۆر لە ئەنارکیستەکان ڕەخنەیان لەو کەمپەینە گرت، لەوانە سیباستیان فۆرێ Sebastien Faure، وتی “چیتر ئەمە ڕۆژێکی شۆڕشگێڕانە نییە، بەڵکو سەکۆیەکی دەستەمۆکراوە بۆ هەڵبژاردنی دەسەلاتخوازان، تا لەڕێگەی دەنگی کرێکارانەوە بۆ پارلەمان هەڵببژێردرێن”. ساڵی 1893 لە کۆنگرەی یەکێتییە کرێکارییەکاندا لە مارسێل Marseille جارێکی دیکە ئاراستەی خەباتکارانی 1ی ئایار وەك ڕۆژی مانگرتنی گشتی پێداگری لەسەر کرایەوە، شتێك کە زیاتر دابڕانی لە پارتی سۆشیا دێمۆکرات واوەتر بەرەوپیش برد. دواتر ساڵی 1896 کاتێك کە ئەندامانی ئەنارکیست لە نێونەتەوەیی دووەمدا لە لەندەن لەبەر ڕەتکردنەوەی پارلەمانتاریزم دەرکران، ئەو لێکدابرانە فراوانتر بوو.

هاوپشتی نێونەتەوەیی لەبری ناسیونالیزمی خۆجێی

ئەوڕۆکە بۆ زۆرینەی زۆری کرێکارانی کرێکرتە (پابەند بە مووچە)، 1ی ئایار واتایەکی زۆر نابەخشێت. زۆر دەمێکە چیتر “ڕۆژی خەباتی چینایەتی” نییە. لەبری ئەوە 1ی ئایار بۆ زۆرێك هەلێکی گونجاوە بۆ گەشتێکی خێزانی بۆ ناو سەوزایی (پارك و باخی کەنار شار)، یا لەوانەیە بۆ ڤورست [قیمەیەکی خۆشەکراوە بۆ برژاندن] خواردن لە جەژنی سەرشەقامی کۆنفیدراسیۆنی یەکێتییەکانی ئاڵمان (DGB). لەوێندەرێ وتاری فریودەرانەی سەرانی یەکێتییەکان، ئەوانەی کە لەبارەی “هاوپەیمانی لەپێناو کار ” لەتەك خاوەنکاران وەك پێداویستی و هەنگاونان بۆ پێشەوە، قسە دەکەن، پەخش دەکرێت.

بۆ ئەو مەبەستە سەرانی یەکێتییەکانی (DGB) پارێزگاری لە “ئاڵمانیا” بە هەموو هێزە ناسیونالیستەکانییەوە لەبەرامبەر کێبرکێی وڵاتانی کرێ کەم (کار هەرزان)ی ئۆروپای خۆرهەلاتی و ئاسیا، دەکەن. تەنانەت ئەمە واوەتر دەڕوات، کە (IG BAU ) پێکەوە لەتەك کاربەدستانی گومرگ دەچنە شوێنەکانی کارکردن (خانوو و تەلارکردنەوە)، تاوەکو کاری تۆمارنەکراو (ڕەش) و شێوەکانی دیکەی کارکردنی نایاسایی لەناوبەرن. کۆنفیدراسیۆنی یەکێتییەکانی ئاڵمان لەپێناو دابینکردنی بەرژەوەندی ئەندامانی، بەشێوەیەکی سەرەکی کرێکارانی شارەزا، بە پاراستنی پلەی مووچە و مافی خانەنشینی، نوێنەرایەتی دەکات. بۆ بەشێکی ڕوو لە زیادی خەڵك، ئەوانەی کە لە دەرەوەی پلەی مووچە ( ناجێگیر/ نایاسایی)ن، 1ی ئایار بەهیچ شێوەیەك ڕۆژی پشوو نییە و پاداشتی پشوویان بەرناکەوێت.

شەقام خاوێنگەران، قاپشۆران و سەرپەشتیگەرانی مناڵان و پیران، چایچی و قاوەچییان، کرێکارانی فەرمانگەکان– بەردەوام زۆتر کارە پێویستەکانی کۆمەڵگە بەهۆی کرێکاری قەرزکراوەوە (کرێکاری کاتیی وەرگیراو لە نووسینەگانی کار)، نیوەکاران یا یەك یۆرۆ کارەوە پڕ دەکرێنەوە. کاری زۆرەملێیانەی دەوڵەتی لەلایەن ARGE (گروپی کار) و فشاری کرێی کەمی بازارەوە لەشکری “کارکەرانی هەژار” لە ئاڵمانیا دەسەبەر دەکەن. بۆ یەکەمین جار پاش دووەمین جەنگی جیهانی دووەمەوە، بەشێکی دانیشتوان ناچار کراون و خراونەتە ژێر هێڵی هەژاری، لەو شوێنانەی کە دەمێکە “پڕۆلیتاریای بیانی“ی (بە دەربڕینی “یەکێتی پۆلیس“) لێیە. بۆ ئەوەی خەبات دژی وەها بارێك ڕۆژانە بەڕێبخرێت، ئەرکی یەکێتییەکانە. دەی ئەگەر DGB نەیکات، ئەوا ئێمە بەخۆمان دەیکەین!

چیرۆکی (بەشداریی کۆمەڵایەتی)

هاوپەیمانی چینایەتی کۆنفیدراسیۆنی یەکێتییەکانی ئاڵمان ڕیسا [سوننەتی] خۆی هەیە : ساڵی 1920 لە کۆماری ڤایمارەرWeimarer دا یاسای شوراکانی کارخانەی ئیمپراتۆری ئاڵمان پەسەند کرا. پاش جەنگی دۆراوی یەکەمی جیهانی (1914-1918) و شۆڕشی نۆڤەمبەری کرێکاران – و شوراکانی سەربازان (1918/19) سۆشیالدێمۆکراتی و یەکێتییەکانی وەك دەستەبژێری سەروەر خۆیان سەپاند. هەر ئەو سۆشیالدێمۆکراتە، ساڵی 1914 دەنگی بە جەنگی ئیمپراتۆریی دا، تاوەکو ‌دیسانەوە لەلایەن هێزە کۆنەپەرستەکانەوە وەك “نانیشتمانی” سووکایەتییان پێنەکرێت.

ڕابەڕانی پارتی سۆشیالدێمۆکرات ئالمان ئیبێرت Ebert و نۆسکە Noske دەیانەویست بەشی خۆیان لە ولاتانی داگیرکراو “شوێنێك لەبەر خۆرەتاو” بپچڕن، لەو ڕووەوە یەکێتییە سۆشیالدێمۆکراتەکانیش لەوپێناوەدا ئامادەبوون، لە کاتی جەنگی ئیمپریالیستانەدا دەم و دەست و پێ بەستراو بن. ئەم گونجانە چینایەتییە وەك “هودنە” بووەتە سیمبوڵی میانجیکاریی و هاریکاریی (corporatism) یەکێتییەکان. ئیمپراتۆر (قەیسەری پروس) بە بەفەرمیناسین لە “یاسای کۆمەکیی خزمەتگوزارییە نیشتمانییەکان“ی 1916دا سوپاسگوزاری کردن. لە ڕێکەوتننامەی ستینیس لێگیین Stinnes-Legien نێوان ئەنجومەنی ناوەندیی کار (ZAG) لەتەك پیشەسازیدا سەرلەنوێ لە سالانی 1918 تا 1924 گیانی سازشکارانی تەبایی چینایەتی یەکێتییەکان خۆی دەردەخاتەوە.

1919 : ڕۆژی پشوو و ڕەشەکوژی

لەتەك سەرکەوتنی سۆشیالدێمۆکراتی لە کۆماری ڤایمەر Weimarer دا، ساڵی 1919 ئیتر ڕۆژی 1ی ئایار کرا بە پشوو “ڕۆژی جەژنی نیشتمانی“. بۆ ئەوەی چیتر یاداوەری کوشتاری مانگرتنە جەماوەرییەکەی 1886 لەپێناو 8 کاتژێر ڕۆژانەکاردا، نەبێت. سۆشیالدێمۆکراتەکان دەیانویست پشوویەکی یاساییانەی دەوڵەتیی، وەك “باڵاترین ئامانج پاراستنی کرێکاران و ئاشتی جیهانیی هەمیشە دابینکراو” نیشان بدەن. دەبوو ئەمە ببێتە “ئامرازێك بۆ یەکگرتن و تەبایی تەواوی گەل“.

لە یەکەمین 1ی ئایاری بە پشووکراوی ساڵی 1919دا کۆماری شۆڕشگێڕی میونیخ (Münch) لەلایەن سوپا و فاشیستەکانەوە سەرکوتکرا، سەدان کرێکار کوژران. هەزاران زیندانی کران و بە کوشتن یا زیندانی هەمیشەیی سزا دران. سۆشیالدێمۆکراتی ترسی ئەوەی هەبوو، کە لە ساڵانی داهاتووشدا ئەم ڕۆژە دووبارە ببێتە ڕۆژێکی خوێناوی پێکدادان لەتەك کرێکاراندا. هەر لەبەرئەوە ئەو “ڕۆژی جەژنی نیشتمانی“یە دەستبەجێ هەڵوەشێنرایەوە، بەڵام سەرەرای ئەوەش لە زۆر بەشی (کۆماری ڤایمەر)دا ڕۆژی 1ی ئایار بە ڕۆژی پشوو مایەوە.

لە ئەپڕیڵی 1920دا میرایەتی سۆشیالدێمۆکرات ڕێگەی دا بە کۆمەکی ‌هێزی پارێزگاریی نیشتمانی (Reichswehr) و سوپای فاشیستی، ڕاپەڕینی کرێکارانی ناوچەی (Ruhrgebiet) کوشتوبڕ بکرێت و پشتیوانی لە بکوژان کرد. ئەو ‌هێزە سەربازییانەی، کە “لەپێناو قەیسەر و نیشتمان” شۆڕشی نۆڤەمبەری 1918یان سەرکوتکرد، سەرلەنوێ بە چاوپۆشی میرایەتی سۆشیالدێمۆکرات، بزووتنەوەی دژە فاشیستانەی کرێکارانیان خەڵتانی خوێن کرد. بەڵام سۆشیالدێمۆکراتی و یەکێتییەکانیان لەو ئاستەدا نەبوون ئەزموون وەبگرن و بەر بە هەڵکشانی سۆشیالیزمی نەتەوەیی بگرن.

لە ساڵی 1924ەوە خۆپیشاندانەکانی 1ی ئایار لەسەر شەقامەکان (لە دەرەوە) قەدەخە بوون، لەبەرئەوە لەو سالانەدا هیچ شتێکی ئاوا نەهاتووەتە ڕوودان. ساڵی 1929 لە وەها بارێکدا سەرۆکی پۆلیسی بێرلین Zörgiebel خۆپیشاندانی 1ی ئایاری سەرکوت کرد، بۆ ئەوەی بەر بە مانگرتنی ڕۆژی 2ی ئایار، کە پارتی کۆمونیستی ئاڵمانیان (KPD) رایگەیاندبوو، بگرێت. لە (بەرلین) پایتەختی پروس، لەوێ کە 1ی ئایار (بەپێچەوانەی بەشەکانی دیکەی دەوڵەتی نیشتمانی ئاڵمان)ەوە ئەم ڕۆژە پشوو نەبوو، نزیکەی 8 هەزار کرێکار لە گەڕەکەکانی ڤێدینگ و نۆیکلین Wedding ، Neukölln خۆپیشاندانی 1ی ئایاریان بەرپاکرد. هەرچەندە کە پارتی سۆشیالدێمۆکراتی ئاڵمان تەنیا خوازیاری بەرپاکردنی کۆبوونەوەی ناو هۆڵەکان بوو، سۆشیالدێمۆکراتیك کوژرا، لەسەر ئەوەی کە نەیویستووە دەستبەجێ پەنجەرەکەی دابخات. سەرۆکی پۆلیس Zörgiebel ی سۆشیالدێمۆکرات باری نائاسایی ڕاگەیاند و لە دوو ڕۆژی دواتردا هەموو خۆپیشاندان و کۆبوونەوەکانی مانگرتنی بە چەکی قورسی وەك دۆشکە سەرکوت کرد. 30 کەس لە نزیکەی 25 هەزاری خۆپیشاندەری بێچەك کوژران و سەدان کەسیش بریندار کران.

سۆشیالدێمۆکراتی و کۆنفیدراڵی گشتی یەکێتییەکانی ئاڵمان (ADGB)

شالیاری کاری ئەوسای ولات تیۆدۆر لایپارت Theodor Leipart (دامەزرێنەری “دێمۆکراتی ئابووری“ی بۆرجوازی) لە ساڵی 1921ەوە سەرۆکی کۆنفیدراڵی گشتیی یەکێتییەکانی ئاڵمان (ADGB) بوو. بە دروشمەکەی “ڕێکخراو، خۆپیشاندان نییە!” لایپارت هەڵوێستی خۆپاریزانەی ناتوندوتیژی بەرامبەر نازییەکان نیشاندا و زۆریش تێکۆشا، تاوەکو بەرهەڵستی دژە فاشیستانەی کرێکاران سەرکەوتوو نەبێت.

پاش دەسەڵاتسپاردن بە سەرۆکشالیارانی دەوڵەتی نیشتمانی ئاڵمان ئادۆلف هیتلەر Adolf Hitler لە 1933دا، لایپارت هەوڵێکی ناکامی دا یەکێتییەکانی ئاڵمان بداتە پاڵ میرایەتی یاسایی نازی. لە ترسی لەنابردنی یەکێتییەکان، ئەو لە دژی ڕامیاریی مانگرتنی جەماوەری لە قسەکردن بەردەوان بوو و بە دەربڕینی ناڕەزایەتی زارەکی و بێلایەنیی ڕامیاریانەی پارتیی، پشتی تێکرد.

دیکتاتۆری نازیی و کولتوری کار (کارپەرەستی)

لە 19. ئەپڕیڵی 1933دا کۆنفیدراسیۆنی گشتی یەکێتییەکانی ئاڵمان ADGB ڕایانگەیاند، ئەرکی سەر شانی ئەندامانی یەکێتییەکانە، کە لە جەژنیی دەوڵەتیی ئایاردا بەشداری بکەن. کۆنفیدراسیۆنی گشتی یەکێتییەکانی ئاڵمان داوای لە دەوڵەت کرد، کە “هێزی کار بەتەواوەتی ببێتە بەشێك لە دەوڵەت”ی پارتی دیکتاتۆری ناسیونال سۆشیالیست (سۆشیال نەتەوەیی). لە 1ی ئایاری 1933دا بەشێکی ئەندامانی یەکێتییەکان لەتەك نازییەکان بەکردەوە ڕێپێوانیان کرد. لە بێرلین لەبەردەم یەك ملیۆن ئاڵمانیدا هیتلەر ڕایگەیاند “سیمبولی خەباتی چینایەتی و ململانێ و ڕووبەڕووبوونەوەی بەردەوام، دیسانەوە دەبێتەوە بە سیمبوڵی یەکێتی باڵا و سەرنجڕاکێشی نەتەوە”. ئیتر دژە جولەکەبوون و دژە کۆمونیستبوون کرانە ئایینامەی دەوڵەت.

لە ڕۆژی دووەمدا (02.05.1933) نازییەکان بەهۆی “کۆمیتەکانی چالاکی بۆ پاراستی هێزی کاری ئاڵمانی– Aktionskomitee zum Schutze der deutschen Arbeit”ەوە کۆمەڵە کرێکارییەکان، بنکە و پارەی یەکێتییەکان دەستیان بەسەردا گیرا و سەرانی یەکێتییەکان (وەك تیئۆدۆر لایپارت) لە “زیندانی چاودێریی” ئاخێنران و ئەشکەنجە دران و هەندێکیان کوژران.

ناسیونال سۆشیالیستەکان (نازییەکان) لەڕێی زۆرەوە خەباتی چینایەتییان لەنێوبرد و بە “تێکۆشانی نەژادی“ی جێگەیان گرتەوە. لەجێی بەشداریی و دەنگداریی کرێکاران لە کارخانەدا، “رابەری کارخانە” و “بەرەی کاری ئاڵمان(DAF) “یان دانا. هەموو کرێکاران وەك “وەفاداری” کرانە ئەندامی زۆرەملێیانەی بەرەی کاری ئاڵمانی (DAF) و ئەنجومەنە سەرتاسەرییەکانی کرێکاران و کارمەندان کرانە یەکێتی یەکەیی [تاك یەکێتی – single union].

مافی مانگرتن هەڵوەشینرایەوە و دەبوو “بڕواپێکراوانی کار– Trustees of the work” وەك میانجیکار لە مشتومڕەکاندا ئاشتی کۆمەڵایەتی لەنێوان خاوەنکار و هێزی کرێکاراندا لە شوێنەکانی کاردا دابین بکەن. دەبوو هەموو ساڵێك بۆ 12 مانگ 1ی ئایار ناو بنێن و ڕاستەوخۆ لەژێر فەامانی شالیاریی کاری دەوڵەتی ئاڵماندا بوون. “ڕۆژی خەباتی چینی کرێکار” ی جاران کرابووە سیمبوڵی “کاری داهێنەرانە” وەك “نیشانەی هاوپشتی نەتەوەیی” لە “شۆشیالیزمی نەتەوەیی“دا.

لە ساڵی 1934ەوە 1ی ئایار چیتر هیچ پەیوەندییەکی بە چینی کرێکارەوە نەمابوو و ناوی نرا بوو “ڕۆژی پشووی نیشتمانی نەتەوەی ئاڵمان”. دەبوو بە ڕازاندنەوەی درەختی ئایاری maypoles ، گۆرانیبێژیی، کاروانی ترومبێل و ڕپێوانی سەربازیی،1ی ئایار وەك جەژنی نەتەوەیی بێتە بەشی سەرەکی لە ئایدیۆلۆجی شۆشیالیزمی نەتەوەیی (NS). لە زۆر شوێندا وەك لاساییکردنەوەی پێشەنگیی بێرلین لە 1ی ئایاری 1933دا، تەنانەت درەختیان دەچاند، ئەوەی کە پێیان دەوت “داربەڕووی هیتلەر”. هاوکات نازییەکان بە تیرۆر و ڕاونان پاشماوەی بزووتنەوەی کڕیکاریی (ئاڵمانیا و نەمسا)یان سەرکوتکرد. زۆرێك لە ئوردووگەکانی قەڵاچۆکردندا لەتەك جوولەکەکان و “ناکۆمەڵایەتییەکان – Asozialen (لە ڕوانگەی نازییەکانەوە)” بەهۆی کاری زۆرەملێوە لەناو بران. بەڕێکەوت نەبوو، کە لەسەر دەرگەی ئوردووگەی قەڵاچۆکردنی داخاو Dachau ، دروشمی : “کار مرۆڤ ئازاد دەکات – !Arbeit macht frei” نووسرابوو. ئەم بارە بەردەوام دەبێت تا ئەو کاتەی کە هێزەکانی بەرەی دژ لەپێس هەموویانەوە یەکێتی سۆڤیەت و دەوڵەتە یەکگرتووەکانی ئەمەریکا لە 8ی مای 1945دا کۆتایی بە دیکتاتۆریی سۆشیالیزمی نەتەوەیی دەهێنن.

یەکی ئایار پاش 1945

لە ساڵی 1946دا 1ی ئایار وەك ڕۆژی پشوو لەلایەن هێزەکانی هاوپەیمانانەوە بە فەرمی ناسرا. بەڵام هێشتاکە دەتوانرا بانگەواز و کۆبوونەوە ئایارییەکان بەرتەسك بکرێن. ئەمڕۆکە لە ئاڵمانیا یەکی ئایار ڕۆژی پشووی یاسایی و پاڕێزراوە. لە ڕووی یاساییەوە پرسێکی هەرێمییە، بۆ نموونە لە هەرێمی نۆرد ڕاین ڤێستفالن NRW ئەم ڕۆژە ناوی ” ڕۆژی پابەندبوونە بە ئازادی و ئاشتی و دادپەروەری کۆمەڵایەتی، تەبایی نێونەتەوەیی و ڕێزی مرۆڤایەتی“.

لە دەوڵەتەکانی سەرمایەداری دەوڵەتی بلۆکی خۆرهەڵاتیدا، ڕۆژی یەکی ئایار وەك “خەباتی نێونەتەوەیی و ڕۆژی پشووی خەڵکی کرێکار بۆ ئاشتی و سۆشیالیزم” لەلایەن فەرمانڕەوایە مارکسیست–لێنینیستەکانەوە دیاری کرابوو. بەشداریکردن لە ڕێپێوانە سەربازییەکاندا بە بەردەم ڕیزی ئەندامانی پارت و میوانەکانیاندا، ئەرکی بێچەندوچوونی کرێکاران و خوێندکاران بوو. وەك سیمبولی 1ی ئایار گوڵەمێخەکێکی سوور پێشکەش دەکرا یا وەك یاداوەریی سەرکوتکرانی بزووتنەوە کرێکارییەکان دادەنرا.

یەکی ئایار وەك نیشانەی دژەکۆمونیستانەی خۆرائاوا

پاپ پیوسی دوازدەهەم Pius XII کە لەسەردەمی کارگێڕییەکەیدا لە ساڵی 1939وە بەبێ ڕەخنە چاوپۆشی لە فاشیزم کردبوو، لە ساڵی1955دا 1ی ئایاری وەك یاداوەری یوسفی پیرۆز (باوکی عیسی) ڕاگەیاند، کە گوایە دارتاش بووە.

لە سەرەتای هەشتاکانی سەدەی ڕابوردوو [سەدەی بیست]ەوە لە بێرلین–ی خۆراوایی (BRD) یەکی ئایار بووەتە سیمبولی جەنگی میلیشیایی سەرشەقامەکان لەنێوان ئۆتۆنۆمەکان [خودموختارەکان] و پۆلیس. کە تێیدا سەنگەربەندی جەنگ و زیانگەیاندن، بەشێوەیەکی سەرەکی لە گەڕەکی کرۆیتسبێرگ Kreuzberg ڕوودەدەن، هەروا بەرادەیەك دانیشتوانی ئەو گەڕەکە و کەسانی دیکەی کە لە شوێنەکانی دیکەوە هاتوون، چالاکانە بەشداری تێدا دەکەن. بەزۆری ئێوارە خۆپیشاندانی چەپە رادیکاڵەکان، هەل بۆ توندوتیژی پۆلیس و پێکدادانەکانی دواتر دەڕەخسێنن.

لە ساڵی 1911ەوە لە هەندێك شاری ئۆروپیدا ڕێپیوانی “ڕۆژی ئایاری ئۆروپا– EuroMayday ” وەك ئەڵتەرناتیڤی ڕامیاریی بۆ جەژنە شەقامییەکانی کۆنفیدراڵیی یەکێتییەکانی ئاڵمانDGB بەرپا دەرکرێن. چالاکان دەیانەوێت لە وێنای ڕیزبەندی ڕەش و ئاهەنگگێران بە پاپموزیك و پۆشاکی ڕەنگاوڕەنگی بەرهەڵستکاری کرێکارانی ناڕێکخراو و ناجێگیر، دووری بگرن.

ئەورۆکە لە ئاڵمانیا، نەمسا و بەشێکی سویسرا 1ی ئایار ڕۆژی پشووی فەرمییە، هەروەها لە وڵاتانی وەك برازیل، چاینا، فینلەند، فەرەنسە، یۆنان، ئیتالیا، مەکسیکۆ، کۆریای باکووریی، پۆتوگال، ڕوسیا، سوید، تایلاند، تورکیە، عیراق و هەدێك وڵاتی دیکە پشووی فەرمییە. سەرەرای ئەوەش هێشتاکە لە هەندیك وڵاتدا خۆپیشاندانە ئایارییەکان قەدەخە دەکرێن و بۆ سەرکەوتیان ڕێگە بە توندوتیژی پۆلیس و گرتن دەدرێت. بەڵام زۆربەی خۆپیشاندانە ئایارییەکان لەژێر کارایی بزووتنەوەی سوونەتیی کرێکاران و کۆمونیستەکان و بەرادەیەك پارتە سۆشیالدێمۆکراتەکاندا، لەناو ڕامیاریی نوێنەرایەتی و پارەلەماندا خۆیان گونجاندووە.

ئەوڕۆکە چیتر “بازرگانەکان و پێشڕەوانی بازار”، بۆ ئەوەی کرێکاران ئارام و خاو بکەنەوە، پێویستیان بە 1ی ئایار نییە. ئەو کارە یەکە یەکێتییەکان [یەکێتییە پیشەییەکان]ی کۆنفیدراڵیی یەکێتییەکانی ئاڵمان DGB خۆبەخۆیی ئەنجامیان داوە. هەردەم بەردەام هەوڵ دراوە، 1ی ئایار وەك پشووی فەڕمیی هەڵوەشێنرێتەوە، بۆ ئەوەی لەم ڕۆژەشدا وەك ئاسایی و بەبێ پاداشتی زیادەی کار، کار بکرێت.

بەڵام چ پشوو بێت یان نا: ئەوە تەنیا مانگرتنی هاوپشتی، بایکۆت و خەباتی ڕاستەوخۆن، کە هەموو ڕۆژیك دەکەنە 1ی ئایار!

سەندیکای ئەنارکیستی کۆڵن / بۆن

http://anarchosyndikalismus.org

سەرچاوەکان:

– هافبرۆد، مایکڵ : “مانگرتنی گشتی، 8 کاتژێر ڕۆژانەکار و یەکی ئایار. گەنجینەی بزووتنەوەی ڕادیکاڵی کرێکاری“، ئامادەکردنی بلاکبۆکس ، بیلیفیلد 1997

Halfbrodt, Michael: „Generalstreik, Achtstundentag und Erster Mai. Ein Kapitel aus der radikalen Arbeiterbewegung“, Edition Blackbox, Bielefeld 1997

– کاراسێك، هۆرست: “هایمارکت، ئەنارکیستە ئاڵمانەکانی شیکاگۆ. وتە و ژیاننامە.” جاپکراوی کلاوس ڤاگنباخ، بێرلین 1973

Karasek, Horst (Hg.): “Haymarket. Die deutschen Anarchisten von Chicago. Reden und Lebensläufe.” Verlag Klaus Wagenbach, Berlin 1973

بەڕێزە گیانبازیتان لەپێناو ڕزگاری لەم مەینەتبارییە

بەڕێزە گیانبازیتان لەپێناو ڕزگاری لەم مەینەتبارییە”

لە یادی هاوڕێیانی گیانبەختکردووی مانگرتنی کرێکارانی شیکاگۆ ١٨٨٦ مەیدانی هایمارکت

تاکتیکی جەنگی نێوخۆ لەپێناو ستراتیجی سەرۆکایەتی و کاردانەوەی تاکی ئازاد

 

هەژێن
٢٩ی ئەپریلی ٢٠١٥

ئەگەر سەرنجی مێژوو و هۆکارەکانی جەنگی نێوخۆی باڵەکانی بۆرجوازی کورد بدەین، ئەوا لە هەرسێ خولی جەنگی نێوخۆییدا تەنیا دوو هۆکاری هەبوون :
یەکەم: پاوانگەریی دەسەڵات [سنووری دەسەڵاتداریی]
دووەم: چەپاوڵگەریی ئابووری [بە پارتییکردنی کەرتە دەوڵەتییەکان و دابەشکردنی داهات لەنێو دەسەڵاتداران]

خولی یەکەم ١٩٦٣- ١٩٧٠ و خولی دووەم ١٩٧٦- ١٩٨٧ سەراپای جەنگەکان تەنیا لەسەر سنووری دەسەڵاتداریی و سەپاندنی تاكپارتایەتی و تاك میلیشیایی بوو، هەر لایەك و وابەستەی دەوڵەتێك بوو و لەسەر بنەمای پێکهاتەی خێڵەکییان، پەلاماری یەکدیان دەدا و ناوچەی ژێردەسەلاتی یەکدییان داگیردەکرد و چەکدارانی یەکدییان کۆمەڵکوژ و تیرۆر دەکرد و لایەنگرانی یەکدییان ئەتکدەکرد و ژنانی هەڵهاتوو لە ڕێسا دواکەوتووەکانیان دەکوشت، هەڵهاتووانی سەربازییان بە چەکهەڵگرتن یا گەڕانەوە بۆ بەرەی ڕژێمی بەعس ناچاردەکرد.

خولی سێیەم، ١٩٩٤- ١٩٩٨جەنگی نێوخۆ لەسەر زیاتر داگیرکردنی کەرتە دەوڵەتییەکان و کردنیان بە کەرتیی پارتیی وەك کۆمپانیای کۆڕەك و نۆکان و …تد و دابەشکردنی داهاتی ئیبراهیم خەلیل و چەپاوڵگەریی زیاتر بوو، هەر لایەك و وابەستەی دەوڵەتێکی دراوسێ بوو و هەنووکەش هەر ئاوایە و هەمان هاوکێشە و هاوسەنگی لە ئارادایە و هەرێمی کوردستانیان کردووە بە مەیدانی یەکلاکردنەوەی جەنگی ئابووریی و ڕامیاریی و سەربازیی دەوڵەتانی ئێران و تورکیە.
بەڵام ئێستا بەپێچەوانەی ڕابوردووەوە، پارتییە زلهێزەکان و لایەنە دەسەڵاتدارەکان لەبەر پاراستنی بەرژوەندی ئابووریی و سەروەریی خۆیان وەك خاوەنی کۆمپانیا و داگیرکاری کەرتی جۆراوجۆر لە بەرانبەر مەترسی ڕاپەيڕینی خەڵكدا لە ساڵی ١٩٩٨ ڕێکەوتنی ستراتیجییان هەیە و لەتەك ئۆپۆزسیۆنی کارتۆنیش بە هەمان شێوە ڕێکەوتنی ستراتیجیان پێکهێناوە. لەبەرئەوە قسەکردن لە ئەگەر و مەترسی جەنگی نێوخۆیی لایەنە دەسەڵاتدارەکان دەچێتە خانەی پاگەندەی درۆینە و ترساندنی خەڵك بە ئەگەری گەڕانەوەی ماڵوێرانی ١٩٩٤- ١٩٩٨ کە خێزان و کۆڵان و گەڕەك و فێرگە و فەرمانگە و مزگەوت و هاوەڵان و هاوپۆلان و هاوکاران و هونەرمەندان و نووسەران و میدیاکاران و ئۆپۆزسیۆن و تەنانەت دڵدارانیشی کردبوو بە دوو بەش و دژی بە یەکدی و هەرێمیشی کردبووە مەیدانی تەڕاتێنی هێزی لەشکریی و سیخوڕیی دەوڵەتانی عیراق و تورکیە و ئێران.

ئەوەندی ئاوەزی من بڕبکات و تێگەییشتنم بواربدات، پەیامە ترسێنەرەکەی “سەرۆك”، درێژەی هەمان پەلاماردانی ئەم دواییانەی نێو پارلەمان و هەڕەشەی قزڵباشییەکانیەتی لە ڕەخنەگران لە “سەرۆك”. لەبەرئەوە جەنگێکی نێوخۆیی لەنێو باڵەکانی بۆرجوازی کوردا جارێکی دیکە ئەستەمە، چونکە ئیدی ئەوان میلیشیای جاران نین و گۆڕدراون بە کۆمپانیای چەپاوڵگەر و مانەوە و پاراستنی سوود و بەرژوەندییان پێویستی بە ئاساییش و جێگیریی دەسەڵات هەیە، بازرگانی و پیشەسازی و چەپاوڵگەری ئابووریی پێویستیان بە بار و دۆخی جێگیر و ئاساییشی گواستنەوە و داگیرکاریی ئابووریی و کێبڕکێی بازار هەیە نەك جەنگی میلیشیایی و نێوخۆیی، لەو بارەوە دەتوانم بڵێم ئەگەر چەکدارانی هەپەگە و یەپەگە و یەپەژە لە نیوەی دووەمی سەدەی ڕابوردوودا بهاتنایە هەرێم، ئەوا بە دڵنیاییەوە گەورەتری جەنگی نێوخۆییان بەرانبەر بەرپادەکرا، بەڵام لە ئێستادا هەم ئاساییشی بازرگانی و هەم لاوازیی سەربازیی ناچار بە سازشی ڕامیاریی کردوون.
بەڵام لە بەرانبەردا بیست و چوار ساڵە جەنگێکی نێوخۆیی پەردەپۆشکراو و ڕانەگەیێندراو دژی کەسانی ئازادیخواز و بزووتنەوە کۆمەڵایەتیی و جەماوەرییەکان بەرپاکراوە و ڕۆژ لە دوای ڕۆژ لە هەموو بوارەکاندا ئەم جەنگە ڕەنگدەداتەوە و بەرەوپێش دەبرێت و زۆرێك نائاگاهانە بوونەتە بەشێك لە بەرەوپێشبردنی ئەو جەنگە؛ چ بە پاگەندەکردنی ساوایی و پاراستنی فەرمانداریی هەرێم، چ بە خۆشباوەڕکردنی خەڵك بەسەرۆك و فەرمانداریی و دەوڵەتی باش و خەریککردنی دەنگدەری ناڕازی بە کایەی گۆڕینی ئەم لیست بە ئەو لیست و هەڵبژرادنی خراپ بەرانبەر خراپتر .

ئەگەر لە بەرانبەردا، تاك و جەماوەر لە کۆمەڵی هەرێمی کوردستاندا خودهوشیاریی و سەربەخۆیی کەسایەتی خۆی بەدەستهێنابێت و لە ڕووداوەکانی بیست و چوار ساڵی ڕابوردوو ئەزموونی وەرگرتبێت و چیدیکە ئامادەنەبێت ببێتە چەکدار و سەربازی پارتییەکان و فەرمانداریی و دەوڵەت، ئەگەر چیدیکە گروپ و پێکهاتەکانی کۆمەڵ ئامادەنەبن پەیوەندییە کۆمەڵایەتییەکانی خۆیان بکەنە قوربانی ئایدیۆلۆجیا و بەرژەوەندییەکانی سەرانی پارتییەکان، ئەوا هیچ جەنگێکی نێوخۆیی نێوان باڵەکانی بوارجوازی کورد توانای ڕوودانی نییە و جەماوەر دەتوانێت بڵێت جەنگی ئێوە جەنگی ئێمە نییە و فەرموون زگی یەکدی هەڵدڕن و یەکدی لەنێوبەرن، ئەو کات دەبینین کە منداڵی هیچ دەسەڵاتدار و سەرمایەدارێك ئامادەی یەك سات ئێشکگری و جەنگکردنی نییە و هیچ ڕامیارێك ئامادەی چوونە بەرەی جەنگ و یەکلاکردنەوەی کێشەکانی خۆیانی نییە و ڕوودانی ئەگەری جەنگی نێوخۆ لە ڕوودانی وەستانی سورانەوەی ئەستێرەکان ئەستەمترە و هیچ پێویستی بە هەراسانی و دڵەخورپە و ترس نییە، چونکە ئەنجامدەر و قوربانی هەموو جەنگەکان تەنیا ئێمەی ژێردەستین و ئەگەر ئێمە نەبین، هیچ جەنگێك بوون و ڕوودانی نییە و دەسەڵاتداران و سەرمایەداران و ڕامیاران و هاوبەرژەوەندانیان، ئەگەر گۆشتی یەکدی بخۆن، هەرگیز ئێسکی یەکدی ناشکێنن و هەر کات بەرژەوەندییان بکەوێتە مەترسییەوە هەموو جەنگ و کێشەکانیان ڕادەگرن، هەر ئاوا کە ڕوومەتی دیکتاتۆرەکەی (بەغداد)یان لێسایەوە .

جەنگی بیست و چوار ساڵەی دەسەڵات دژی خەڵك بۆ چاوەڕوانڕاگرتنی تاکی کۆمەڵی هەرێمی کوردستان بووە لە خۆشباوەڕیی و دەستەمۆیی و پاشکۆییدا، تاوەکو تاك و جەماوەر هەرگیز بیر لە هێز و توانای سەربەخۆ و یەکگرتووانەی خۆیان نەکەنەوە و بەرژەوەندییەکانی ڕامیاران و سەرمایەداران مسۆگەر بمنن و هیچ مەترسییەك بۆ سەر چەپاوڵگەریی و پاوانگەریی و سیستەمە چینایەتییەکەی هەرێم دروستنەبێت. وەها جەنگێك لە هەموو مەیدانەکان و بوارە کولتوورییەکانی ئایین و هونەر و میدیا و ڕامیارییدا بەرەوپێش براوە و دەیان سیناریۆ و ڕێکەوتننامە و بەڵێن و پاگەندەی بۆ بەڕێخراوە و لە ڕووی دەروونییەوە تیرۆری تاكی وێرانبوونی پاش جەنگەکانی کردووە و بە ناچارکردنی پارتییانە گەندەڵی سیستەمەکەی کۆمەڵایەتییکردووەتەوە و تەنانەت ناڕەزایەتی خەڵکیشی بەرەو داواکردنی بەشە تاڵانی و گەندەڵیی بردووە، ئەمە ئەو جەنگە نەبینراوەیە و تاکە جەنگێکە کە هەر ڕۆژ و بە چەندین شێوە ئاراستەدەکرێت؛ جەنگی لەنێوبردنی هێز و توانا و بڕوابەخۆبوونی تاك وخەڵك بەخۆی، کە بە دیوەکەی دیکەیدا سەرنەکەوتنی دەسەڵاتداران و سەرمایەداران و ڕاوێژکارە ڕامیارەکانیان لەو جەنگەدا، واتە هەبوون و لە بزووتندابوونی بزووتنەوە کۆمەڵایەتییە سەربەخۆکان بۆ ڕێکخستنەوەی کۆمەڵی ئازاد و سەربەخۆ و پشتبەخۆبەستوو .

بەڵام وەك ئەزموونەکان نیشانماندەدەن، هیچ بار و دۆخێكی لە سەرەوە سەپاو تاسەر جێگیر و بەردەوامنابێت و دژ و بەرهەڵستکاری خۆی بەرهەمدەهێنێت و خۆهوشیاریی دژەباو لە تاك و گروپەکانی کۆمەڵدا سەرهەڵدەدات و کۆمەڵی هەرێمی کوردستانیش وەك هەر کۆمەڵێکی دیکە لە کارایی گۆڕانی کۆمەڵەکانی دەوروبەری خۆی و کۆی مرۆڤایەتی بەدەرنابێت و سروشی گۆڕانخوازیی لە ڕاپەڕین و بزووتنەوە و ڕووداوەکانی وەك ڕاپەڕینەکانی باکووری ئەفریکا و خۆرهەڵاتی نێوڕاست و بزووتنەوەی خۆبەڕێوەبەریی کوردستانی بەشی سوریە”ڕۆژاوا” و کوردستانی بەشی تورکیە “باکوور” و بلۆکیوپای ئەمەریکا و ئەوروپا و ناڕەزایەتییەکانی ئێران و تورکیە وەرگرتووە و وەردەگرێت و بەجۆرێك هەوڵ بۆ ئەزموونکردنەوەیان دراوە و دەدرێت، بەتایبەت ئەزموونی خۆبەڕێوەبەریی “ڕۆژاوا”، کە جەنگاوەرانی (هەپەگە) و (یەپەگە) و (یەپەژە) لەتەك هاوپشتی و فریاگوزاریی خۆیان بۆ کۆمەڵەکانی عیراق و هەرێمی کوردستان هاوردیان و بووە سروشبەخشی بزووتنەوە کۆمەڵایەتییەکانی هەرێم و سەرەتاکانی لە شەنگال و سلێمانیدا لە دەرکەوتندان و هەر ئەو دەرکەوتنەشە کە دەسەڵاتدارانی ئەو دوو ناوچەیەی هەرێمی هەراسانکردووە و ناچار بە سیناریۆسازیی و پیلانگێریی لە چەشنی “ڕەوتی دابڕان” و ” سێکیۆلار” کردووە و دوژمنەکانی دوێنێی [ئەندامانی پارتییەکانی ڕەوتی کۆمونیزمی و ینک] خستووەتە سەنگەرێكەوە و کەوتوونەتەخۆ تاوەکو بەر بە هەژموونی ئەزموونی خۆبەڕێوەبەریی و دێمۆکراسی ڕاستوخۆبگرن و بەڵینی گۆڕان لە سەرەوە بە خەڵك بدەن و چەند ساڵ و دەهەیەکی دیکە درێژە بە کایە پارلەمانییەکەی خۆیانبدەن و ئەوانەی کە هەنووکە لە دەرەوەی کایەکەن، ببردرێنە نێو کایەکە و بە کۆمەڵێك بەرتەریی و دەستگیرۆیی ئابووریی ڕازیبکرێن و ئەوانیش لە بەرانبەردا پۆشاکێکی نوێ بە هەوڵەکانی دەسەڵاتدا بکەن و لەژێر پەردەی سەنگەرگرتن بەرانبەر توندڕەویی ئایینی، ئاشبوونەوەی چینایەتییان بەرەوپیش بەرن و مەرگی خۆیان دووربخەنەوە.

بەبۆچوونی من، پاگەندەکانی ئەگەر و مەترسی جەنگی نێوخۆی سەرۆك و پاگەندەی سێکیولاریزمی ” ڕەوتی دابڕان” و “سەنتەری سێکیولاریزم” تەنیا هەولێکن بۆ کەمکردنەوە و لاوازکردنی هەژموونی خۆبەڕێوەبەریی کانتۆنەکانی “ڕۆژاوا” لەسەر دانیشتووانی هەرێمی کوردستان، کە هەمووانی [دەسەڵاتداران و ئۆپۆزسیۆنی دەسەڵاتیخوازی] خافڵگیر و تووشی شۆك کرد، بەتایبەت ئەوەی کە پیلانی هێنانی هێزەکانی دەوڵەتی خەلافەتی ئیسلامی یەکێك لە ئامانجەکانی لاوازکردن و پاشەکشێکردن بوو بە بزووتنەوەی ناڕازیانی باشوور و باکووری عیراق [هەرێمی کوردستان] و ناچارکردن و خۆشباوەڕکردن و ڕیزکردنی دژە-(داعش)یان بوو لەپشت سەری دەسەڵاتدارانی فەرمانداریی خوارووی عیراق و فەرمانداریی هەرێمی کوردستان و زەمینەخۆشکردن بۆ لێدان و سەرکوتی هەر بزووتنەوەیەکی ناڕەزا و دژە-دەسەڵات لەژێر ناوی دژە-داعش و دژەتیرۆر. ئا لێرەوە دەتوانین دژایەتی ئۆپۆزسیۆنی دەسەڵاتخواز و دەسەڵاتدارانی هەرێم بۆ ئەزموونی خۆبەڕێوەبەریی کانتۆنەکانی “ڕۆژاوا” تێبگەین و سەرنجی هەوڵەکانی ئێستا و داهاتوویان بدەین.

*******************************
http://www.hejeen.wordpress.com

ناوه‌ندی سێکولار له‌ کوردستان، شاری گه‌وره‌ و دێی وێران!!!

ناوه‌ندی سێکولار له‌ کوردستان، شاری گه‌وره‌ و دێی وێران!!!


زاھیر باھیر     

شاری گه‌وره‌ و دێی وێران، ئه‌و ده‌سته‌واژه‌ یاخود ئه‌و په‌نده‌ کوردییه‌یه‌ که‌ ده‌قاوده‌ق به‌سه‌ر ناوه‌ندی سێکولار له‌ کوردستان که‌ له ڕۆژی ١٩\٤\٢٠١٥دا له‌ لایه‌ن هه‌ندێك له‌ ڕۆشنبیرانی سیاسی و حیزبی، به‌ قسه‌ی وتوان (خوا پێمنه‌گرێت!) به‌ پاره‌ و کۆمه‌کی یه‌کێتی، بانگه‌شه‌کرا.


قه‌یرانی ڕۆشنبیرانی کورد ڕه‌نگدانه‌وه‌ی ئه‌و قه‌یرانه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی و سیاسی و ڕۆشنبیری و ئابورییه‌یه‌‌ که‌ حکومه‌تی هه‌رێم و کۆمه‌ڵی کوردی له‌ کوردستانی باشووردا پیایدا تێده‌په‌ڕێت. هه‌ر ئه‌و قه‌یرانه‌شه‌ که‌ چه‌نده‌ها گروپ و حیزبی سیاسی هه‌مه‌ چه‌شنه‌ی فریاڕه‌سمان بۆ قوتده‌کاته‌وه‌. ئه‌م قه‌یرانه‌ش له‌ پێناوی ‌ ده‌رکه‌وتن و به‌ده‌ستهێنانی جۆرێك له‌ پله‌ و پایه‌،‌ ڕۆشنبیرانی کوردی خستۆته‌‌ ڕکه‌به‌ری و جه‌نجاڵییه‌کی فکرییه‌وه‌ نه‌ ڕه‌گوڕیشه‌ی قه‌یرانه‌کانیان پێده‌بینرێت نه‌ لێکدانه‌وه‌یه‌کی زانستیانه‌ و که‌تواریانه‌یان پێده‌کرێت، نه‌ چاره‌سه‌رێکی بنه‌ڕه‌تیشیان، لێچاوه‌ڕوانده‌کرێت. هه‌ر ئه‌م هۆکاره‌شه‌ که‌ وایان لێده‌کات په‌نا بۆ کردنه‌وه‌ی ناوه‌ندێکی ئاوا ده‌به‌ن، له‌ژێر ناو و به‌ بیانوی چاره‌سه‌رێك‌ بۆ ئه‌و قه‌یرانه‌ کۆمه‌ڵایتی و سیاسییه‌ی که‌ ئه‌مڕۆ کۆمه‌ڵی کوردی پیادا ده‌ڕوات که‌ چه‌قی قورسایی ئه‌و قه‌یرانه‌ش ، ئه‌و کێشه‌یه‌ش، لای ئه‌مان، کێشه‌ی ئیسلام و ئیسلامی تووندڕه‌وه، ئیدی لای ئه‌مان هه‌رچی شتێك دژی ئاینی ئیسلام و موسڵمانان و ئیسلامی توندڕه‌و دروستبێت ، به‌ پاساوی ئه‌وه‌ی دووژمنیی کۆمه‌ڵی کوردی و مه‌ترسی گه‌وره‌ ، ئیسلام و ئاینی ئیسلامه‌، کارێك و هه‌نگاوێکی شۆڕشگێڕانه‌یه‌‌.

 
خاڵه‌ لاوازه‌اکنی ئه‌م ناوه‌نده‌:


به‌رنامه‌ی ئه‌م ناوه‌نده‌ که‌ چه‌ند خاڵیك و داخواز ییه‌کی گه‌وره‌ی به‌ خۆوه‌ گرتووه‌ ، زیاتر به‌رنامه‌یه‌کی سیاسی حیزبیانه‌یه‌ نه‌ك به‌رنامه‌ و ئه‌رك و پێداویستی ناوه‌ندێك که‌ بۆ مه‌به‌ستێکی کۆمه‌ڵایه‌تی بێت.


کردنه‌وه‌ی سێنته‌رێکی عه‌لمانی ده‌بێت کار و ئه‌رکی توێژینه‌وه‌ و لێکدانه‌وه‌ و به‌دووچوونی کێشه‌کانه‌وه‌ بێت، دیسانه‌وه‌ ئه‌رکی ده‌بێت خۆ به‌دوورگرتن له‌ دانانی به‌رنامه‌ی حیزبیانه‌و کێشانی هێڵێك له‌ نێوانی خۆی و حکومه‌تی هه‌رێـمدا، بێت. گه‌ر سه‌رنجی خاڵه‌کانی به‌رنامه‌ی ئه‌م ناوه‌نده‌ بده‌ین به‌ ئاسته‌م ده‌بینیت که‌ ئه‌م به‌رنامه‌یه‌ له‌گه‌ڵ داخوازی و پێداویستی هه‌بوونی سێنته‌رێکی عه‌لمانی-دا جووتده‌بێته‌وه‌ . ئه‌مه‌ سه‌رباری ئه‌وه‌ی که‌ له‌ نێوه‌ندی بۆردی ئه‌ندامه‌کانی ئه‌م ناوه‌نده‌دا ته‌نها دووکه‌س، به‌ڕێزان فوئاد میسری و شێرزاد حه‌سه‌ن ، ده‌بینین، که‌ بتوانن له‌پای ئه‌نجامدانی کاری توێژینه‌وه‌ و به‌دووچونی مێژوی ئیسلام به‌ گشتی و ته‌فسیری قورئان و وته‌کانی په‌یامبه‌ردا، بن.


هۆکاری بنه‌ڕه‌تی دانانی سێنته‌رێکی ئاوا ته‌نها ترس و مه‌ترسییه‌ له‌ ئیسلام و ئاینی ئیسلام به‌ گشتی و ئیسلامی ده‌سه‌ڵاتخواز به‌تایبه‌تی، که‌ جێگای داخه‌ که‌ سه‌رجه‌می ڕۆشنبیرانی حیزبی کۆمۆنیستی کارگه‌ری و زۆربه‌ی زۆری چه‌په‌کانی دیکه‌ش ئیسلام و کێشه‌ی ئیسلامیان ئه‌وه‌نده‌ زه‌قکردۆته‌وه بووه‌ته‌ کێشه‌یه‌کی یا ناکۆکی سه‌ره‌کی نه‌ك هه‌ر له‌ نێوانی خۆیان و ئه‌واندا به‌ڵکو له‌ نێوانی ئیسلام و به‌شه‌‌که‌ی دیکه‌ی کۆمه‌ڵیشدا، تا ئه‌و ڕاده‌یه‌ی که‌ ئه‌مان ئه‌وه‌نده‌ بێده‌ربه‌ستن و ئه‌ونده‌ بێئاگایانه‌ ‌ به‌رخوردی خودی دین، ده‌که‌ن که‌ به‌ ئه‌سڵی نه‌خۆشییه‌که‌ی‌ ده‌زانن، نه‌ك به‌ نیشانه‌کانی (ئه‌عرازه‌کانی) نه‌خۆشییه‌که‌.


‌ گرتنه‌به‌ری ئه‌م ڕێڕه‌وه‌ و مامه‌ڵه‌کردنی کۆمه‌ڵی کوردی، به‌م شێوه‌یه‌، که‌ کۆمه‌ڵێکی ئیسلامییه‌ ، کار اییه‌کی نه‌رێیانه‌ی زیاتر له‌سه‌ر کۆمه‌ڵ داده‌نێت ، له‌بری ئه‌وه‌ی که‌ ئیسلام و کێشه‌که‌ی لاواز بکرێت ده‌رنجامه‌که‌ی پێچه‌وانه‌که‌ی، ده‌بێت. ئه‌وه‌ی چه‌پ و کۆمۆنیسته‌کان نایانه‌وێت جه‌ختی له‌سه‌ر بکه‌نه‌وه‌، ئه‌و زه‌مینه‌یه‌ ، ئه‌و پاشخانه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی سیاسی و ئابوریی و مێژوییه‌یه‌ که‌ ئیسلام و دینی ئیسلامی هه‌یه‌تی‌ ، سیاسه‌تی وڵاتانی ڕۆژاوا و ئه‌مه‌ریکایه‌، ئه‌و وڵاتانه‌ی که‌ گه‌لێك له‌مان ‌ هه‌میشه‌ گۆرانی به‌ باڵایاندا ده‌ڵێن و سه‌رسامی کۆمه‌ڵه‌ مه‌ده‌نییه‌که‌یانن، سیاسه‌تی دووفاقه‌ی هه‌ر ئه‌و وڵاتانه‌یه‌ که‌ له‌ لایه‌که‌وه‌ خۆیان کارگه‌ی دروستکه‌ری ئیسلامی ده‌سه‌ڵاتخواز ن له‌ ڕێگای‌ کۆمه‌ك پێکردنی ئابوری و ڕۆشبیری و دینی هه‌م کۆمه‌كی سیاسیش ، له‌ لایه‌کی دیکه‌شه‌وه‌ له‌ ناو خودی وڵاته‌کانیشیاندا هه‌بوونی سیاسه‌تی ڕایسستانه‌ و هه‌ڵاواردن دژیان . هاوکاتیش‌ ململانێی نێوانی ئێران و سعودییه‌ و وڵاتانی که‌نداو و تورکیا ، که‌ توانیویانه‌ چه‌نده‌ها گروپ و حیزبی سیاسی و هه‌تا چه‌کداریش بۆ ئه‌و مه‌به‌سته‌ دروستبکه‌ن تاکو به‌ وه‌کاله‌ت شه‌ڕی خۆیانی پیبکه‌ن ، ئه‌مه‌ جگه‌ له‌و سیاسه‌ته‌شی که‌ حکومه‌تی هه‌رێم له‌ بواره‌کانی ئابوری و کۆمه‌ڵایه‌تی و و ڕۆشنبیریدا ،گرتویه‌تییه‌ به‌ر ، که‌ ڕۆڵی خۆیان هه‌یه‌ له‌ ڕاکێشانی خه‌ڵکانێکدا ، منداڵانێکدا بۆ باوه‌شی یا لانکه‌ی ئیسلامێتی ده‌سه‌ڵاتخواز.


‌هه‌ڵبه‌ته‌ ئه‌مانه‌ هه‌موو هۆکاره‌کان نین و زۆری دیکه‌ش له‌و بواره‌دا کارایی خۆیان داده‌نێن، که‌ پێویسته‌ کار له‌سه‌ر ئه‌وانه‌ بکرێت، کارکردنیش له‌سه‌ر ئه‌وانه‌ له‌ ڕێگای سێنته‌رێکی ئاواوه‌ ناکرێت که‌ زیاتر ڕؤشنبیرانی حیزبی به‌ خۆوه‌ گرتووه‌ و به‌رنامه‌یه‌کی حیزبیانه‌ ، ڕاده‌گه‌یه‌نێت‌ ، له‌بری توێژینه‌وه‌ و لێکدانه‌وه‌ و به‌دووچوون و کارکردن له‌سه‌ر خولقاندنی فه‌زایه‌کی ئاوا که‌ بتوانرێت قسه‌ و مشتومڕ له‌سه‌ر ئه‌وه‌ بکرێت که‌ ئایا دین حه‌لی کێشه‌کانی سه‌رده‌می پێیه‌؟ ئایا دین ده‌بێت دژایه‌تی بکرێت یا خود قسه‌ و مشتومڕی له‌سه‌ر بکرێت، ڕوونکردنه‌وه‌ی له‌سه‌ر بدرێت؟ ئایه‌ ده‌بێت قسه‌ له‌سه‌ر ده‌رکردنی دین له‌ کۆمه‌ڵ بکرێت یاخود قسه‌ له‌سه‌ر ئازادی خه‌ڵکی به‌ ئازادی موسڵمانانیشه‌وه‌ بکرێت که‌ چ دینێك یا بیروڕایه‌ك بۆخۆی هه‌ڵده‌بژرێت ئه‌وه‌نده‌ی هیچ لایه‌ك به‌سه‌ر ئه‌وی دیکه‌دا فه‌رزی نه‌کات؟ هه‌ڵبه‌ته‌ له‌پاڵ ئه‌مانه‌دا شیکردنه‌وه‌ و لێدووان له‌سه‌ر سوره‌ته‌کانی قورئان و قسه‌ و باسه‌کانی په‌یامبه‌ر و مێژو‌ی ئیسلام و ئه‌و ڕێڕه‌وه‌ی که‌ هه‌ر له‌سه‌ره‌تاوه‌ گرتویه‌تییه‌ به‌ر ، به‌ڵام به‌بێ سوکایه‌تیکردن به‌ خه‌ڵکانی دینی و پیرۆزییه‌کانیان. ده‌بێت بکرێت.


به‌ڵام کاتێك که‌ به‌رنامه‌ی ناوه‌ند ده‌بینین که‌ ده‌ڵێت ” ‌ جیاکردنه‌وه‌ی ئاین له‌ ده‌وڵه‌ت، یه‌کسانی نێر و مێ له‌ هه‌موو بواره‌کانی یاسایی ئابوریی و کۆمه‌ڵایه‌تی ، دانانی یاساکانی باری که‌سی و یاساکانی سزادان له‌سه‌ر بنه‌ما و پرنسپه‌ سێکۆلاره‌کان و دووربن له‌ په‌یڕه‌وکردنی بنه‌مانانی هه‌ر ئاینێك . سیسته‌می خوێندن و په‌روه‌رده‌ دووربخرێته‌وه‌ له‌ به‌رنامه‌ی ئاینییه‌کان و ده‌زگا ئایینییه‌کان، حکومه‌ت و ده‌زگا ده‌وڵه‌تییه‌کان هیچ پێشوازییه‌کی ماددی دامه‌زراوه‌ ئاینییه‌کان نه‌که‌ن، قه‌ده‌غه‌کردنی هه‌موو جۆره‌کانی توندوتیژی له‌ ڕێگه‌ی به‌کارهێنانی هه‌ر داموده‌زگایه‌ک بێت به‌ داموده‌زگای ئایننی و شوێنه‌ ئاینییه‌کانیشه‌وه‌…….” ئه‌رێ گه‌لۆ ئه‌مه‌ به‌رنامه‌ی سێنته‌رێکی ڕۆشنبیرییه‌ یاخود حیزبێکی سیاسییه؟!! گه‌ر ئه‌مه‌ چه‌واشه‌کردن و به‌شه‌واره‌خستنی خه‌ڵکی و هه‌ڵگرتنی به‌ردی گه‌وره‌ی نه‌هاوێژراو نه‌بێت ، ده‌بێت چی بێت ؟ دوای ئه‌مه‌ چۆن به‌رنامه‌یه‌کی واگه‌وره‌ به‌ ئه‌نجامده‌گه‌یه‌نرێت گه‌ر پاره‌یه‌کی خه‌یاڵیت به‌ده‌سته‌وه‌ نه‌بێت، که سه‌رچاوه‌ی ئه‌مه‌ش یا ده‌بێت حیزبه‌کان یا خودی حکومه‌ت ، بێت ، کێی دیکه‌ ده‌توانێت؟ خۆ ئه‌گه‌ر حکومه‌ت و حیزبه‌کان له‌ پشتییه‌وه‌ بن ، دیاره‌ ئه‌مان له‌ هه‌ڵخه‌ڵه‌تاندی کۆمه‌ڵی کوردیدا نه‌ك خزمه‌ت پێکردنیان ،به‌رده‌وامده‌بن، چونکه‌ له‌ ڕاستیدا ‌ حیزبه‌کان و حکومه‌تی هه‌رێم پشکی شێریان له‌م گرفتانه‌ی که‌ ئه‌م ناوه‌نده‌ بۆی دروستبووه‌، به‌رده‌که‌وێت!!! گه‌ر سه‌رنج له‌و خاڵانه‌ی سه‌ره‌وه‌ بده‌ین ده‌بینین که‌ بوونه‌ته‌ ئامانجی سه‌ره‌کی ئه‌و ناوه‌نده‌ ، ئه‌وه‌ ده‌رده‌خات ، که‌ ئه‌م ڕؤشنبیرانه‌ له‌ ڕێگای حیزبه‌کانیانه‌وه‌ یا خود ئه‌و ئاراسته‌ سیاسییه‌ی که‌ گرتویانه‌ ، فه‌شه‌لیان هێناوه‌ به‌ڵام نه‌ ئاماده‌ن پشتڕاستی بکه‌نه‌وه‌ و نه‌ به‌دوای ڕێگه‌ چاره‌یه‌کی جددی دیکه‌شدا ده‌گه‌ڕێن.


ئه‌مان هه‌ر له‌ ڕۆژی ڕاگه‌یاندنی ئه‌م سێنته‌ره‌ و به‌رنامه‌که‌یه‌وه‌ خۆیان خسته‌ سه‌نگه‌ری دژ به‌ موسڵمانانی ئاسایی و ئیسلامه‌ ده‌سه‌ڵاتخوازه‌کانه‌وه‌ ، ئه‌م ڕؤشنبیرانه‌ بانگه‌شه‌ی دووژمنایه‌تی و شه‌ڕیان به‌م هه‌ڵوێسته‌یان کردوه‌ ، چونکه‌ ئه‌مان بۆ‌ موسڵمانانی ئاسایی و ئیسلامه‌ ده‌سه‌ڵاتخوازه‌کانیان ڕووننه‌کردۆته‌وه‌، تاکو پێیان بڵێن ” ئه‌مه‌ی که‌ ئێمه‌ ده‌یکه‌ین بۆ دژایه‌تی دین نییه‌ ، له‌ هه‌قه‌تدا بۆ ڕوونکردنه‌وه‌ی دین و ڕیزگرتن له‌ که‌سانی دنییه‌ ‌ وه‌کو بیروباوه‌ڕێکی که‌سی، شه‌خسی، ده‌توانن پێڕه‌وی بکه‌ن ، ئه‌مه‌ بۆ درو‌ستکردنی شه‌ڕو ناخۆشی و جوودایی له‌ نێوانی ئیمه‌ و ئێوه‌دا نییه‌ به‌ڵکو ئه‌مه‌ بۆ دروستکردنی ئاشتی و ته‌بایی و ناساندنی مافه‌کانی یه‌کدین ، ئه‌مه‌ بۆ چه‌وسانده‌نه‌وه و زوڵمکردن و سوکایه‌تی کردن به ئێوه‌ نییه‌ و ده‌رکردنی ئێوه‌ نییه‌ ،به‌ڵکو بۆ هاوتا بوون و مافی هاوبه‌شی هه‌موومانه‌ ‌ ‌ له‌سه‌ر یه‌ک خاك و یه‌ك زه‌وی ، ئه‌مه‌ بۆ هه‌بوونی ئازادیی هه‌ر هه‌موومانه‌ نه‌ك بۆ داگیرکردنی ئازادییتان ….. گه‌ر ئێمه‌ ئازاد نه‌بین ئێوه‌ش ئازاد نابن ، چونکه‌ ئازادی زنجیره‌یه‌کی به‌ یه‌که‌وه‌به‌ستراوه‌ ..” و گه‌لێکی دیکه‌ له‌مانه.


فه‌رامۆشکردن و به‌ هه‌ند وه‌رنه‌گرتنی گه‌وره‌ ئه‌زموونی ڕۆژاوا:


کاره‌سات و نه‌هامه‌تی ڕۆشنبیری سیاسی و حیزبی وه‌کو ته‌واوی سیاسییه‌کانی دیکه‌ ، له‌ وه‌رنه‌گرتنی وانه‌یه‌ له‌ ئه‌زموونه‌کانی شوێنه‌کانی دیکه‌ ، که‌ ئه‌مه‌ش خۆی له‌ خۆیدا قه‌یرانه و قه‌یرانی مه‌وجودیش قوڵترده‌کاته‌وه‌ . له‌مڕۆدا له‌ زۆربه‌ی زۆری ئه‌م جیهانه‌دا له‌ نێوانی خه‌ڵکانی چه‌پ و کۆمۆنیست و سۆشیالیست و ئه‌نارکست و ئازادیخوازاندا به‌ هه‌زاره‌ها کۆبوونه‌وه‌ و سیمینیار له‌سه‌ر ڕۆژاوا ده‌گیرێت ، به‌ هه‌زاره‌ها ڕاپۆرت و وتار له‌سه‌ر ئه‌زموونه‌که‌ی ، ده‌نوسرێت . ڕۆژاوا ئه‌مڕۆ نموونه‌یه‌كه‌ که‌ ناتوانرێ وا به‌ ئاسانی که‌نارخرێ بۆیه‌ به‌به‌رده‌وامی کار له‌سه‌ر لایه‌نه‌ ئه‌رێنی و نه‌رێنییه‌کانی ده‌کرێ، گه‌ر ئه‌م ئه‌زموونه‌ به‌ره‌و سه‌رکه‌وتن بچێت ، گه‌لێك له‌و تیورانه‌، گه‌لێك له‌و پێشبینیانه‌ی ناو کتێبه‌ زه‌ردهه‌ڵگه‌ڕاوه‌کان ، به‌ناچاری ده‌که‌ونه‌ زبڵخانه‌ی مێژووه‌وه‌ . كه‌چی له‌ کاتێکدا له‌‌ کوردستانی باشوردا له‌ ڕۆژی دروستبوونی حکومه‌تی هه‌رێمه‌وه‌،‌ قه‌یرانێکی هه‌مه‌ لایه‌نه‌ ده‌ستی ناوه‌ته‌ بیناقاقه‌یه‌وه‌ ، گه‌رچی له‌ بنده‌ستیشیا ئه‌و ئه‌زموونه‌ گه‌وره‌یه‌ هه‌یه‌ و وه‌کو له‌ سه‌ره‌وه‌ ئاماژه‌م پێکرد که‌ له‌ هه‌موو شوێنێکه‌وه‌ خه‌ڵك ڕوی تێدکات به‌شی خۆی له‌و ئه‌زموونه‌ ده‌بات و لێیه‌وه‌ فێرده‌بن ، مه‌خابن له‌ کوردستانی ئێمه‌دا، پشتیتێکراوه‌ ، فه‌رامۆشکراوه‌.


گه‌ر سیاسییه‌ ده‌سه‌ڵاتداره‌کان ، گه‌ر قه‌ڵه‌مفرۆشه‌کان ، گه‌ر چڵکاوخۆر و ویژدان نه‌بووه‌کان ، به‌رژه‌وندیان له‌ چاو نوقاندندا هه‌بێت له‌ به‌رمبه‌ر ئه‌زموونی ڕۆژاوادا ، ئه‌ی ئه‌وانی دیکه‌یان بۆ؟!! بۆچی ته‌نها هه‌ر ته‌ماشایه‌ك ناکه‌ن تاکو ببینن که‌ تاکه‌ سێنته‌رێکی ڕۆشنبیری له‌ ڕۆژاوا وه‌کو ئه‌مانه‌ی که‌ ئه‌مان دایان ناوه‌ نییه‌ و که‌چی دینه‌کان له‌و په‌ڕی بێده‌سه‌ڵاتییاندا له‌ لوتکه‌ی ئازادی خۆیاندان ‌‌ . له‌ هه‌موو ڕۆژاوادا ناوه‌ندێك نییه‌ که‌ وانه‌ی دژه‌ ده‌وڵه‌تی، نه‌ته‌وه‌چێتی، کوردچێتی تیادا بخوێنرێت ، به‌ڵام دروستکردنی ده‌وڵه‌تی کوردی نه‌ك هه‌ر وجودی نییه‌ به‌ڵکو هه‌ستی دروستکرنه‌که‌شی لای خه‌ڵکی ڕۆژاوا ده‌مێکه‌ به‌سه‌رچووه‌. دیسانه‌وه‌ له‌ هه‌موو ڕۆژاوادا سێنته‌رێکی تایبه‌تی بۆ خوێندنی یا وانه‌ وتنه‌وه‌ سه‌باره‌ت به‌ ته‌بایی و به‌یه‌که‌وه‌ ژیان و ڕێزگرتن له‌ دین و ئیتنیتی جیاواز و ڕێز له‌ که‌سایه‌تی و دژه‌ گه‌نده‌ڵی، نییه‌، که‌چی خه‌ڵکی له‌وپه‌ڕی هارمۆنی و ته‌بایی و پاکیدا له‌گه‌ڵ یه‌کدیدا به‌خۆشییه‌وه‌ ،ده‌ژین. هه‌روه‌ها به‌رامبه‌ر به‌ ئافره‌تانیش ته‌ماشای پێگه‌ و جێگه‌یان بکه‌ن له‌ به‌شداری کردن له‌ هه‌موو ئۆرگانه‌ سه‌ربازی و کۆمه‌ڵایه‌تی ئابوری و سیاسی و ڕۆشنبیری و کولتوری و به‌شداری ‌ بڕیاره‌کان، ده‌که‌ن ، ته‌ماشای ئاستی ڕۆشنبیری و بیروڕایان و ئازایه‌تی و شه‌هامه‌ت و که‌سایه‌تی و گیانی قوربانیدانیان ، به‌رخۆدانیان، بکه‌ن.


ئه‌وه‌ی که‌ ده‌سته‌به‌ری ئه‌وانه‌ی که‌ له‌ سه‌ره‌وه‌ ‌ ناونوسم کردون ، کردووه‌ ، هه‌نگاوه‌ فیعلییه‌کانه‌ ، که‌توارییه‌کانه‌، که‌ له‌ له‌ زه‌مینه‌‌ی واقیعدا ، ناویانه‌ . ئه‌وان له‌ ڕؤژاوادا ‌ نه‌هاتوون سێنته‌ر بۆ چاره‌سه‌ری ئه‌و کێشانه‌ی که‌ ئێمه‌ ڕووبه‌ڕوی بوینه‌ته‌وه‌ ، دروست بکه‌ن ، ئه‌وان چاره‌سه‌ره‌که‌یان له‌ په‌یوه‌ندییه‌ کۆمه‌ڵایه‌تییه‌که‌دا، له‌ زه‌مینه‌ واقیعییه‌که‌دا دۆزیوه‌ته‌وه‌ . بۆیه‌ گه‌ر ڕۆشنبیرانی سیاسی و حیزبی ده‌خوازن و ده‌یانه‌وێت به‌ عه‌مه‌لی هه‌نگاو بنێن و کۆمه‌ڵی کوردی ئه‌وه‌نده‌ی دیکه‌ به‌شبه‌ش نه‌که‌ن و شه‌ڕێکی مه‌زهه‌بی دیکه‌ له‌ ده‌ره‌وه‌ی داعش ، دروستنه‌که‌ن، با ته‌نها ئاوڕێ له‌ ڕۆژاوا بده‌نه‌وه‌ و شتێكی لێوه‌ فێر بن ، بێگومان گه‌ر وانه‌که‌ن ئه‌وه‌ جگه‌ له‌ خزمه‌تی ئه‌و به‌رنامه‌ حیزییه‌ چی دیکه‌ ناتوانن بکه‌ن و له‌ ئاوا حاڵه‌تێکیشدا، ده‌بێت بۆ ئاینده‌ و مێژووش فه‌رامۆشی به‌رپرسیاری خۆیان، نه‌که‌ن. ‌

دو خبر مسرت بخش از سازمانیابی جنبش آنارشیستی بین المللی

دو خبر مسرت بخش از سازمانیابی جنبش آنارشیستی بین المللی

جنبش بین المللی آنارشیستی در روزهای پایانی مارس ۲٠١۵ شاهد برپایی دو نشست در دو نقطه ی متفاوت جهان بود که هر دو نوید سازمانیابی بیش از پیش آن را می دهند.

نخستین نشست آنارشیست مدیترانه ای روزهای ۲٧ و ۲٨ و ۲٩ مارس در شهر تونس برگزار شد. شرکت کنندگان از کشورهای تونس، الجزایر، اسپانیا، فرانسه، سوئیس، ایتالیا، روسیه سفید (بیلاروس)، آلمان و انگلستان می آمدند. قرار بود نمایندگانی از یونان، مراکش، ترکیه و مصر نیز در این نشست حضور داشته باشند که نتوانستند، اما پیام هایشان در اختیار نشست قرار گرفت. در پایان نشست قرار شد که نوعی «شبکه مبارزاتی» بین تمام حاضران و کسانی که نتوانستند در نشست باشند، شکل بگیرد. نشست آنارشیست مدیترانه ای که با سازماندهی قبلی گفت و گوهای خود را آغاز کرد، در روز نخست اطلاعیه ای صادر کرد که برگردان آن به فارسی در زیر می آید.

ما فعالان کشورهای مختلف مدیترانه امروز در تونس گردهم آمده ایم. ما بر این باوریم که مردم می توانند با تکیه به نیروی خود از چنگال سرمایه داری رهایی یابند. خودرهایی توده ای زمانی تحقق می یابد که خودگردانی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و اتحادیه ای از هر گونه قیمومت و سروری تحقق یابد.

ما، نهادها، جنبش ها و گروه های آزادمنش، آنارشیست و ضداتوریته برای نخستین بار گردهم آمده ایم تا تجربیات مبارزاتی امان را با هم مبادله کنیم و آن ها را نه فقط در اختیار منطقه ی مدیترانه که جهانیان قرار دهیم.

ما در حالی گرد هم آمده ایم که نظم سرمایه داری با تمام امکانات امنیتی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و رسانه ای که در اختیار دارد در حال سوء استفاده از برآمد جنبش های اجتماعی و خیزش های مردمی در بیش تر کشورهای مدیترانه است تا بتواند مردم این منطقه از جهان را در قروض و غارت دارایی ها و منابعشان غرق کند و آن ها را در اختیار اقلیت سرمایه داران قرار دهد.

ما در حالی گردهم آمده ایم که در کشورهای مدیترانه پدیده ای به نام تروریسم دینی، فاشیستی و نژادپرستانه سربرآورده است. این پدیده نه فقط مردم این کشورها را به کام مرگ می فرستد، به علاوه برخلاف آن چه می گوید در خدمت سیاست های غارتگرانه ی امپریالیست قرار گرفته است. هر جا این پدیده نمود پیدا می کند، مرگ، ویرانی و ترس از هر گونه تغییر اجتماعی نیز خودنمایی می کند.

ما در حالی گرد هم آمده ایم که خطر استقرار یک دیکتاتوری جدید نظامی و امنیتی در خدمت سرمایه داری در نخستین کشوری که موفق شد با اعتراض اجتماعی خودکامه ای را واژگون کند با پسروی ها متعدد به چشم می خورد. این رویداد تأسف بار پیش تر در کشورهایی مانند الجزایر و مراکش رخ داد، کشورهایی که مردمانش دست به کار جنبش انقلابی شده بودند.

ما در حالی گرد هم آمده ایم که تعدادی از فعالان انقلابی که خواهان آزادی اند در معرض سرکوب، زندان و شکنجه قرار دارند و به بهانه ی «امنیت عمومی»، «منافع عمومی» یا «مبارزه با تروریسم» به ضرب گلوله کشته می شوند.

ما در حالی گردهم آمده ایم که بیش تر مردم زیر سرپرستی و سروری کسانی قرار دارند که خود را پشتیبان «دمکراسی» و «گذار دمکراتیک» جا می زنند و انتخابات گوناگونی را تبلیغ می کنند که مختص باندهایی ست که پول و رسانه و اسلحه دارند و دارای هر گونه گرایش ایدئولوژیک، سیاسی یا فکری که باشند، در نهایت در خدمت نظم سرمایه داری و منافع آن هستند.

ما در حالی گرد هم آمده ایم که راست ها همه جا در جهان بالا می آیند و پسروری، نژادپرستی و تبعیض قومی را نوید می دهند.

در برابر چنین اوضاعی، که از سویی مقاومت و از سوی دیگر سرکوب را نشان می دهد، جنبش ها، سازمان ها، گروه ها و افراد آنارشیست که از ۲٧ تا ۲٩ مارس در تونس گرد هم آمده اند بر موارد زیر پافشاری می کنند:

١) اتحاد نیروهای آزادمنش منطقه ی مدیترانه در برخورد با سیاست های سرکوبگرانه و استثمارگرانه ی دولت ها علیه مردم؛

٢) اتحاد و هماهنگی در برخورد با شکل های متفاوت افراطی گری با هر نامی که می گیرند و از جمله دینی یا قومی، چرا که آن ها اراده ی مردم را برای رهایی از اتوریته و سرمایه داری فلج می کنند.

نشست آنارشیست مدیترانه ای
تونس – ٢٧ مارس ٢٠١۵

نشست دیگر که در واقع نخستین کنگره پس از ماه ها تدارک و گف و گوی مقدماتی بود روزهای ٢١ و ٢٢ مارس ٢٠١۵ در شهر سانتیاگو دو لوس کابایروس واقع در جمهوری دومینیکن برگزار شد. این نشست را دو گروه آنارشیستی به نام کارگاه آزادمنش هاوانا و گروه کیسکیا لیبرتاریا جمهوری دومینیکن سازماندهی کرده بودند و ناظرانی از انترناسیونال فدراسیون های آنارشیست و گروه پشتیبانی از آزادمنشان و سندیکالیست های مستقل کوبا در آن شرکت کردند. ناظرانی از السالوادور، پورتو ریکو و آمریکا نیز در نشست حضور پیدا کردند.

برگزاری نشست با مشکلات متعددی مواجه شد. مقامات دومینیکن با فشار دولت کوبا از دادن روادید به همه ی فعالان آزادمنش و آنارشیست کوبایی که قرار بود در کنگره شرکت کنند، سرباز زدند.

کنگره قرار بود در خانه ی زنان سانتیاگو دو لوس کابایروس برگزار گردد. اما یکی از مسئولان این مکان که مارکسیست مستبدی است از پلیس و سازمان جاسوسی دومینیکن خواست تا شرکت کنندگان را از محل اخراج کنند. شرکت کنندگان با توجه به این که سالن برگزاری کنگره پیش تر کرایه شده بود و به یمن حضور روزنامه نگاری به عنوان شاهد ماجرا، سرانجام توانستند در محل بمانند و این در حالی بود که در قوانین جمهوری دومینیکن قانونی مبنی بر اخراج فوری آنارشیست های «خارجی» از خاک این کشور وجود دارد.

پیام های گوناگونی از کشورهای مختلف جهان و از جمله مکزیک، کستاریکا، ونزوئلا، هندوراس، کلمبیا، اوروگوئه، آرژانتین، شیلی و غیره به نشست ارسال شدند.

کنگره به فعالان آزادمنش و آنارشیست کوبایی فرصت داد که پس از چندین دهه از وضعیت ایزوله شده ای که در آن بودند، خارج گردند.

نشست مذکور بنیان گذاری فدراسیون آنارشیست آمریکای مرکزی و کارائیب را اعلام نمود و فعالان کستاریکا مسئولیت برگزاری کنگره ی آینده را در سال ٢٠١۶ بر عهده گرفتند، چرا که از نظر جغرافیایی برگزاری کنگره در این کشور آسان تر ارزیابی شد.

بیانیه بینان گذاری فدراسیون مذکور به شرح زیر است:

فدراسیون آنارشیست آمریکای مرکزی و کارائیب

پس از چندین ماه تدارک، بحث پیش کنگره ای و فراخوان به ایجاد فدراسیون آنارشیست آمریکای مرکزی و کارائیب (FACC)، ما فعالان زن و مرد کشورهایی با واقعیات گوناگون در منطقه ی آمریکای مرکزی و کارائیب (به همراه ناظران بین المللی) روزهای ٢١ و ٢٢ مارس در شهر سانتیاگو دو لوس کابایروس واقع در جمهوری دومینیکن گرد هم آمدیم تا نظرات یک دیگر را بشناسیم، از هم شناخت پیدا کنیم و اختلافات و اشتراکاتمان را مطرح کنیم.

ما رضایتمان را از ایجاد فدراسیون آنارشیست آمریکای مرکزی و کارائیب (FACC) اعلام می کنیم. این تشکل شبکه ای خواهد بود برای همبستگی و همکاری آنارشیست ها در این منطقه بی آن که توجه ای به مرزهایی شود که سرمایه داری و دولت هایش به ما تحمیل کرده اند. در فدراسیون ما گرایش های مختلفی وجود دارند و تلاش خواهد شد که روابطی بین جمع های مختلف منطقه و مهاجران آن برقرار گردند.

اعضای بینان گذار فدراسیون عبارتند از: کارگاه آزادمنش الفردو لوپز کوبا، گروه کیسکیا لیبرتاریا جمهوری دومینیکن، رفقایی از پورتو ریکو، سان سالوادور، بونر و میامی. گروه های دیگری می خواستند در کنگره ی نخست شرکت کنند که به علت دوری جغرافیایی موفق به این کار نشدند.

فدراسیون بر اصولی همچون اجماع در تصمیم گیری، همبستگی، پذیرش اختلاف بین افراد و جمع ها در نظر و عمل پی ریزی می گردد. فدراسیون برخوردهای منتقدانه و تحقیق در واقعیات دو منطقه ی آمریکای مرکزی و کارائیب را در دستور کار خود قرار می دهد. فدراسیون شامل تشکلاتی است که به صورت افقی فعالیت می کنند. با توجه به تصمیم گیری بر اساس اصل اجماع، شرایط پیوستن به فدراسیون به شرح زیر است:

– هر فرد یا هر جمعی خود را آنارشیست می داند؛

– هر فرد یا هر جمعی به شکلی افقی فعالیت می کند؛

– هر عضو فعال فدراسیون ضامن هر فرد یا هر جمعی می شود که خواستار پیوستن به فدراسیون است؛

– اتفاق آراء برای پیوستن هر فرد یا هر جمعی به فدراسیون لازم است؛

– هر فرد یا هر جمعی که خواهان پیوستن به فدراسیون است حداکثر دوماه به آن فرصت می دهد.

فدراسیون آنارشیست آمریکای مرکزی و کارائیب فعلاً فعالیت خود را با تشکیل کمیته ی ارتباطات، کمیته ی مبارزه با سرکوب، کمیته مبارزه با ملی گرایی و کمیته ی ترویج خودگردانی آغاز می کند. شرکت در این کمیته ها کاملاً داوطلبانه است.

بینان گذاری فدراسیون آنارشیست آمریکای مرکزی و کارائیب نوید بخش دوران جدیدی در تاریخ جنبش های آنارشیست منطقه است، چرا که پیش از آن هرگز نهادی مانند آن وجود نداشته است که بتواند شرایط تبادل تجربیات و فعالیت های مشترک را به شکلی منتقدانه فراهم آورد.

ما راه آزادی و فعالیت افقی را برگزیده ایم و امیدواریم که رفقای هوادار در هر جایی هستند به ما در راهپیمایی طولانی امان یه سوی ایده آلی بس کهن که مدام تجدید شده است یعنی به سوی آنارشی، یار و یاورمان باشند.

کمیته ی ارتباطات فدراسیون آنارشیست آمریکای مرکزی و کارائیب

برگردان به فارسی : نادر تیف
۳١ فروردین ١۳٩۴ – ٢٠ آوریل ٢٠١۵

کۆمەڵی سۆشیالیستی، تاکی سۆشیالیست و بەرەنجامی ئەزموونەکان

هەژێن

١٩ی ئەپڕیلی ٢٠١٥

هەبوونی تاکی سۆشیالیستخواز پێشمەرجی هاتنەدی کۆمەڵی سۆشیالیستییە، نەك پێچەوانەکەی، ئەوەی کە دەستەبژێرە دەسەڵاتخوازە بەناو سۆشیالیستەکان پاگەندەی دەکەن. ڕاستە کۆمەڵی سۆشیالیست دەتوانێت پەروەردەکەری تاکی سۆشیالیست بێت، بەڵام ئەوە تاکی سۆشیالیست و سۆشیالیستخوازە کە دەتوانێت کۆمەڵی سۆشیالیستی لە خەیاڵەوە بکاتە کەتوار، تەواو بەپێچەوانەوەی چەپ و دەستەبژێرانی دەسەڵاتخوازی بەناو سۆشیالیست، کە هەموو گۆڕانێك بۆ هاتنەدی بەڵێنەکانی سەرخەرمان هەڵدەگرن. ئەگەر بەو جۆرە بووایە، کە پێشتر کۆمەڵی سۆشیالیست پێشمەرج بێت، ئەوا دەبوو ئەزموونی حەفتا ساڵەی دەوڵەتی بۆلشەڤیکی و کۆپییەکانی لە جیهاندا پاش ڕوخانیان کۆمەڵێك مرۆڤی سۆشیالیست لە دوای خۆیان بەجێبهێڵن و لە نێوەندی کار و ژیانیاندا درێژە بەو بوونە سۆشیالیستییەیان بدەن.

بۆ ئەوەی بتوانین لەم مەتەڵەی مریشك لە هێلکەیە یا هێلکە لە مریشکە تێبگەین، پێویستە سەرنجی سێ ئەزموونی مێژوویی سەدەکانی ڕابوردوو بدەین:

یەکەم: کۆمەڵە سۆشیالیستییەکانی سەدەی هەژدە و نۆزدە، ئەو کۆمەڵە سۆشیالیستییانەی کە لایەنگرانی دیکتاتۆریی دەستەبژێر و پارتایەتی بە “سۆشیالیزمی خەیاڵی” ناویاندەبەن؛ لەو کۆمەڵانەدا تاکەکان ئازادانە دەچوونە پەیوەندییەکانەوە، هەرچەندە هەوڵێکی ئەزموونگەرایانە بوو، بەڵام دوو لایەنی دژبەیەکیان تێدا هەبوو بوو؛ ئازادانە چوونە پەیوەندییەکانەوە، ئاراستەکردنی کۆمەڵ بەگوێرەی نموونە داڕێژراوەکان. ڕاستە ئەو کۆمەڵانە تێداچوون، بەڵام بوونە سروشبەخش بۆ هەوڵەکانی دواتر و بەجۆرێك لە جۆرەکان لە دوو سەدەی ڕابوردوودا پاشکاراییان هەبوو.

دووەم: بەڕێوەبەرایەتییە قووچکەییە دیکتاتۆرییەکان، کە “پارتیی پێشڕەو” و “ڕابەرانی” لە لووتکەی قووچکەکەیدا وەستابوون و هەموو شتێكی ژیانی تاك و کاروبارەکانی کۆمەڵ لەلایەن کۆمەڵێك کەسەوە ئاراستەدەکران و هەرچی لە دەرەوەی پەرتووك و دەقەکانەوە هەوڵی ئەزموونکردنی بدرایە، وەك کڕۆنشتات و کۆمونەکانی ئۆکرانیا کۆمەڵکوژدەکرا. ئەم هەوڵە زیاتر بەهێزکردن و پیادەکردنی بنەمای دووەمی کۆمەڵە سۆشیالیستییەکانی سەدەی هەژدە و نۆزدە [ئاراستەکردنی کۆمەڵ بەگویرەی نموونە داڕێژراوەکان] بوو، کە بلانکی پەرەپێدەر و پەیامبەری بوو.

هەرچەندە ئەو ئەزموونە توانی لە ماوەی حەفتا ساڵدا ببێتە گەورەترین هێزی دونیای دوو جەمسەری، بەڵام لەبەرئەوەی کە وەك هەر ڕێکخستن و بەرێوەبەرایەتییەکی دیکەی دیکتاتۆری و بۆرجوازییانە لە سەرووی خەڵکەوە کوتەکی بەدەستەوە بوو، پاش توانەوەی پەشمەکیانەی نەك هەر نەیتوانی سروشبەخشی هەوڵەکانی دواتر بێت، نەك هەر نەیتوانی وەك شێوە و شێوازی سۆشیالیستییانەی ژیانی کەسەکان و کۆمەڵەکان بمێنێتەوە، بەڵکو بووە هۆی بێزارکردنی چەوساوان لە سۆشیالیزم و هاندانیان بۆ سوپاسگوزاریی کۆیلەکەرانیان و خراپتر لە هەر کۆمەڵێکی چینایەتیی دیکە، کۆمەڵەکانی بلۆکی خۆرهەڵاتی [هاوپەیمانی ڤارشۆ] بوونە سەنێرگەی هەڵتۆقینی قارچکە ژاراوییەکانی مافیا و بە ملیۆنێربوونی “ڕابەران”ی دوێنێ و گۆڕانی کۆمەڵگە بە سێکسفرۆشییەکی گەورە و بازاری کۆیلەتی ژنان و منداڵان و هەڕاجخانەی هێزی کاری هەرزان.

سێیەم: ئەزموونەکانی کڕۆنشتات، کۆمونەکانی ئۆکرانیا، خۆبەڕێوەبەرایەتییەکانی کاتالۆنیا و ئاراگۆن و ئاستۆریاس و ئیبێریا. ڕەوتی سێیەم یا ئەزموونی سێیەم بوون، کە هەر لە بنەڕەتەوە بە ڕەخنەگرتن و ڕەتکردنەوەی لایەنی نموونەگیری و ئاراستەکاریی کۆمەڵە سۆشیالیستییەکانی سەدەی هەژدە و نۆزدە، لایەنە ئازادیخوازانەکەی ئەو کۆمەڵانەی هەڵبژارد، واتە ئازادی تاك و ئەزموونگەریی بیرۆکەکان و هەوڵدان بە گەییشتن بە نموونەیەکی باڵاتر و گەییشتن بە تیئۆرییەکی ئاوەزگیرانەتر و تەسەلتر لە ئەزموونگەریی بیرۆکەکاندا. بۆ گەییشتن بەو هەڵبژێرە، پێشتر هەموو بنەماکانی ئایدیۆلۆجیای بلانکیزمی ڕەتکردنەوە و ئازادی تاك و یەکگرتنی ئازادانەی کردە بنەمای پەیوەندییەکان و پێکهاتەی کۆمەڵی داهاتوو، واتە ڕەتکردنەوەی گۆڕانی کۆمەڵ لە سەرەوە و ڕەتکردنەوەی هەموو ڕێکخستن و بڕیاردان و بەڕێوەبردنێکی نێوەندگەرا و پێشمەرجکردنی پەروەردەی تاكی ئازادیخواز و سۆشیالیستخواز و گێڕانەوەی شۆڕش بۆ نێوندی ژیان و بوونە کۆمەڵایەتییەکەی و پشتبەستنی بە بزووتنەوەی کۆمەڵایەتیی و جەماوەریی، بۆ ئەو مەبەستە هەوڵی گۆڕینی ڕێکخراوە جەماوەریی و کۆمڵایەتییەکان لە دەزگەی قووچکەیی و پێکهاتەی ڕیفۆرمیستەوە بۆ خۆڕێکخستنی چین و توێژە پڕۆلیتێرەکان و کردنیان بە فێرگە و پەروەردگەی تاکی سۆشیالیست و بەکاربردنیان وەك سەنگەری ڕووبەڕووبوونەوەی خەباتی چینایەتی و هەروەها ئامادەکاریی یەکە و بنکەکانی کۆمەڵی نوێ [سۆشیالیستیی ئازادیخوازانە].

ئەمە خاڵی بەهێزی ئەو ئەزموونانە بوو، هەر لەبەرئەوەش بوو، کە هەرگیز لە نێوخۆرا نەپووکانەوە و تەنیا بە هێرشی دەرەکی و کوشتوبڕ و سەرکوت توانرا ئەو ئەزموونانە لەنێوببرێن [کۆمەڵکوژکردنی کرێکارانی کڕۆنشتات و کۆمونەکانی ئۆکرانیا و جەنگاوەرانی بزووتنەوەی ماخنۆ لەلایەن لەشکری سوور و کۆمەڵکوژکردنی خۆبەڕێوەبەرایەتییەکانی ئیسپانیا لەلایەن لەشکری جەنەراڵ فرانکۆ]، هەر ئەوەش بووە هۆی ئەوەی کە ئەو ئەزموونانە تا ئێستاکەش سروشبەخشیی بزووتنەوەکانی پاش خۆیان بن، بۆ نموونە سەرهەڵدانەوەی ئەو بزووتنەوەیە لە شێوەی کۆمەڵی زاپاتیستەکان لە دەهەی نەوەدی سەدەی ڕابوردوو بەم لاوە، هەروەها خۆبەڕێوەبەرایەتییەکانی “ڕۆژاوا” و کۆمون و هەرەوەزییە شاریی و گوندییەکان لە سەراپای ئەوروپا و ئەمەریکادا لەژێر کارایی ئەم ئەزموونەی دوایدان و گیانی زیندووی هەموو بزووتنەوە ناڕەزایەتییەکانی دژی جەنگ و جیهانگیری سەرمایەداریی و نێوەندە جیهانییەکان و کۆبوونەوە لووتکەییەکانی (G7) پێکدەهێنن.

بەکورتی تاکە بەجێماوەکانی کۆمەڵە سۆشیالیستییەکانی سەدەی هەژدە و نۆزدە و کۆمونی کڕۆنشتات و ئۆکرانیا و خۆبەرێوەبەرایەتییەکانی ئیسپا، پاش تێکشکاندنی ئەزموونەکانیان بە کوشتوبڕ و کۆمەڵکوژیی، هێشتا بەجۆرێك هەوڵی دڕێژەدانیان بەو ئەزموونانە داوە و دەدەن و وەك ئەزموون و یاداوەرییەکی شیرین لە بیری خەڵکدا ماونەتەوە و هەردەم هەوڵی ئەزموونکردنەوەیان دەدرێت. بەڵام تاکی ڕزگاربوو لە دیکتاتۆریی ئەموونی بلۆکی خۆرهەڵاتیی [ڕوسیا] و چاینا و کۆبا، نەك ناخوازن درێژەدەری ئەو ئەزموونە پڕ ناسۆریی و کۆیلەوارانە بن، بەڵکو بەپێجەوانەوە زۆرینەیان بوونە کۆیلەی سوپاسگوزاری سەرمایەداری و ” کۆمونیزم” وەك دیکتاتۆرترین و سەرکوتگەرترین سیستەمی بەڕێوەبردن وێنادەکەن و دەگێڕنەوە، ئەگەر کەسانێكی کەم وەك کۆنە جەنەڕاڵ و ئەندام-پارتییەکانی پارتیی کۆمونیستی ڕوسیە مابنەوە، ئەوا لە باشترین باردا ستالین بە پەیامبەری کۆمونیزم دەزانن و وەك یەزدانێك دەیپەرستن.

دواجار بۆ ئێمە هاوسەردەمیانی ئەم ڕۆژگارە، کە لەلایەك دەرگیری جیهانگیریی پاوانگەری و چەپاوڵ و بازارئازادی سەرمایەدارین و لەلایەكی دیکەوە دەرگیری تیرۆریزمی گروپە ئایینی و ناسیونالیستەکان و تێکشکان و پاشەکشێی بزووتنەوەی کرێکاریی و سۆشیالیستین لە بەرانبەر ئەو ڕەوتانەدا، بەتایبەت بۆ ئێمە خۆرهەلاتیان ناوین، کە هیچ یەك لەو ئەزموونانەمان نەدیتوون و تێنەپەراندوون و تەنیا لە دوورەوە لە دەمی کادیرانی پاگەندەچی پارتییەکانەوە مێژووی وانە مێژووییەکانی ئەو ئەزموونانەمان بیستوون، چۆن و لە کوێوە دەتوانین دستپێبکەین و دەتوانین پشت بە چ مێژووییەك و چ ئەزموونێك ببەستین؛ مێژووی دەمی سەرکوتگەرانی سۆشیالیزم یا مێژووی کپکراوی بزووتنەوەی سۆشیالیستی و هەوڵە ئازادیخوازانەکان؟

ئەنفال خاڵی نێوکۆیی فاشیزمی ئایینی و فاشیزمی دەوڵەتییە

anfalئەنفال پێش ئەوەی کردەوەی بەعسییەکان بێت، سوورەت و ئایاتی پیرۆزکردنی چەتەگەریی چواردە سەدە لەمەوبەرە و ئەوەی کە سەدام حوسێن و عەلی حەسەن مەجید و سەربازەکان و بەکرێگیراوە کوردەکانیان “چەکدارە شۆڕشگێرەکان” بانگەوازیان بۆ کرد و ئەنجامیاندا داهێنانێکی نوێی دەسەڵاتداران نەبوو، نەخێر، گێرانەوە و چەندبارەکردنەوەی فاشیزمی ئایینی چواردە سەدە لەمەوبەر بوو، ئەگەر ئەسحابەکانی مەککە و مەدینە لە ساڵی ١٩٨٨دا بوونایە، ئەوا لەجێی شمشێر کیمیایی و لە جێی ڕیگرتن لە کاروانی بازرگانی خێڵەکانی دیکە، هەزاران گوندیان وێران و سەدان هەزار گوندییان کۆمەڵکوژدەکرد و لەجیاتی “تەیر ئەبابیلە” میکی هەژدە و فانتۆمی شازدەیان بەکاردەبرد.

موحەمەدی کوڕی عەبدوڵڵای قوڕەیشی بۆ ڕەوایەتییدان بە فەرمانەکانی خۆی، چەتەگەریی و کۆمەڵکوژیی و کەنیزەککردنی ژنانی کردە خواستێکی ئاسمانی و جێبەجێکردنی کردە ئەرکێکی ئایینی و پاداشتەکەشی کردە تاڵانیی ئەم دونیا و پەرییەکانی بەهەشتی ئەو دونیا، هەر بەو جۆرەی کە سەدام حوسەین پاش چواردە سەدە بۆ ڕەوایەتییدان بە فاشیزمی پارتیی و فەرمانداریی و دەوڵەتەکەی و پیرۆزڕاگرتنی ناسیونالیزمەکەی، پشتی بە پیرۆزکراویی فەرمانەکانی موحەمەدی کوڕی عەبدوڵڵای قوڕەیشی بەست.

ئەوانەی کە دەخوازن ئەنفالی یەهوودیان چواردە سەدە لەمەوبەر و ئەنفالی کوردان بیست و حەوت ساڵ لەمەوبەر لە یەکدی جیابکەوە، یا کەسانێکی خۆشباوەڕ و نائاگان لە مێژوو، یا کەسانێکی فاشیستی ئایینین و دەخوازن پاپۆڕی تێکشکاوی ئایین لە نقومبوون ڕزگاربکەن و پاساوی پووچگەرایانە بۆ سوورەتی ئەنفال بهێننەوە!

سەدام حوسەین و پارتییەکەی و ڕژێمەکەی بە ئاشکرا گوتیان ئەوەی ئەنجامیدەدەن، ئەنفالی پیرۆزە، مێژووی چواردە سەدەی رابوردووش ئەوە دەسەلمێنێت کە ئەنفالی بادینان و گەرمیان و قەرەداخ و کیمیابارانی هەلەبجە هەر هەمان ئەنفالە کە موحەمەدی کوڕی عەبدوڵڵا بانگەوازی بۆ کرد، کەچی قسەکەرانی بۆرجوازی کورد بۆ پاراستنی کورسیی و مشەخۆریی خۆیان، پاگەندەی جەنگی بەناو ئەنفال، دەوڵەتی بەناو خەلافەتی ئیسلامی و چەندین تڕۆهاتی دیکەی لەو جۆرە ڕێزدەکەن، کە تەنیا لە خانەی (تەرسەقول/ Bullshit)دا جێگەی دەبێتەوە!

هەڵبەتە ئەمە تەنیا تایبەتمەندیی ئایینی ئیسلام نییە، بەڵکو تایبەتمەندیی هەموو ئایینە ئیبراهیمییەکانە، کە مێژوویان پڕ لە کۆمەڵکوژیی و چەتەگەریی و تاڵانی و کەنیزەککردنی ژنان و لەنێوبردنی کولتوور و کەلەپووری کۆمەڵەکانی دەرەوەی خۆیان و پیرۆزکردنی تاوانەکانی خۆیان و سزاوارکردنی بەرانبەریان.