آنـارشـیـسـم در انـقـلاب روسـیّـه / ٦

تـوفـان آراز

٦

هـدف سـربـازان مـاخـنـوویـسـتـی انـقـلابـی شـبـاهـت زیـادی بـه هـدف قـیـام کـارگـران و مـلـوانـان مـتـفـق در مـارس 1921 در کـرونـشـتـات داشـت.

کـارگـران شـهـر تـحـت شـرائـط مـادی ای مـی زیـسـتـنـد کـه بـه عـلـت کـمـبـود مـواد غـذایـی، سـو خـت و وسـایـل حـمـل و نـقـل غـیـرقـابـل تـحـمـل گـردیـده بـود، و آن هـا هـم چـنـیـن بـا رژیـمـی مـواجـه بـودنـد کـه تـدریـجـاً بـیـش از پـیـش صـورت دیـکـتـاتـوری مـطـلـقـه بـه خـود گـرفـتـه، کـوچـک تـریـن ابـراز نـارضـایـتـی را خُـرد مـی کـرد. در پـایـان فـوریـه اعـتـصـابـاتـی در پـتـروگـراد، مـسـکـو و بـعـضـی مـراکــز صـنـعـتـی دیـگــر روی دادنــد. کـارگــران کـارخـانـه هــا را تـعـطـیـل و نــان و آزادی

مـطـالـبـه نـمـودنـد. مـقـامـات بـه روی آن هـا آتـش گـشـودنـد. کـارگـران در پـتـروگـراد یـک گـردهـم آیـی اعـتـراضـی بـا شـرکـت 10000 نـفـر تـشـکـیـل دادنـد.

کـرونـشـتـات یـک پـایـگـاه دریـایـی در سـی کـیـلـومـتـری پـتـروگـراد بـر جـزیـره ای در خـلـیـج فـنـلانـد بـود. سـاکـنـیـن آن از مـلـوانـان و چـنـدهـزار کـارگـر مـشـتـغـل در قـورخـانـه هـای نـیـروی در یـایـی تـشـکـیـل مـی یـافـت. مـلـوانـان کـرونـشـتـات نـقـش بـرجـسـتـه و تـحـسـیـن انـگـیـزی در روی داد هـای انـقـلابـی 1917 ایـفـاء نـمـوده بـودنـد. آن هـا بـه قـول تـروتـسـکـی افـتـخـار و شـرافـت انـقـلاب روسـیـهبـودنـد. اهـالـی غـیـرنـظـامـی کـرونـشـتـات یـک کـمـون آزاد نـسـبـةً مـسـتـقـل از دولـت تـشـکـیـل داده بـودنـد.

در گـردهـم آیـی تـوده ای کـرونـشـتـات مـلـوانـان بـه پـشـتـیـبـانـی از اعـتـصـابـیـون پـتـروگـراد بـر خـاسـتـنـد. در دومـیـن گـردهـم آیـی در 1 مـارس 16000 مـلـوان، کـارگـر و سـربـاز شـرکـت داشـتـنـد، و در حـضـور صـدر دولـت، رئـیـس کـمـیـتـۀ اجـرایـی مـرکـزی مـیـخـائـیـل ایـوانـوویـچ کـالـیـنـیـن(Mikh

ail Ivanovitj Kalinin)(1946- 1875) تـصـمـیـمـی دائـر بـر بـرگـذاری یـک کـنـفـرانـس مـسـتـقـل از احـزاب سـیـاسـی، امـا از کـارگـران، سـربـازان و مـلـوانـان سـرخ شـهـر پـتـروگـراد، کـرونـشـتـات و ایـالـت پـتـروگـراد را اتـخـاذ نـمـودنـد. هـمـزمـان آن هـا مـطـالـبـۀ اخـراج کـارمـنـدان سـیـاسـی، قـطـع امـتـیـازات بـه احـزاب سـیـاسـی، اخـراج نـیـروهـای ضـربـتـی کـمـونـیـسـتـی از ارتـش و گـارد کـمـو نـیـسـتاز کـارخـانـه هـا را بـه پـیـش کـشـیـدنـد. کـلام کـوتـاه مـقـصـود از مـیـان بـرداشـتـن ا نـحـصـار حـزب حـاکـمـه بـود؛ انـحـصـاری کـه قـیـامـیـون کـرونـشـتـات غـصـبمـی خـوانـدنـدش. از نـظـر آنـان حـزب کـمـونـیـسـت از کـسـب قـدرت بـه بـعـد تـنـهـا یـک انـدیـشـه را دنـبـال مـی کـرد: حـفـظ قـدرت بـا کـلـیـۀ وسـایـل مـمـکـن. آن خـود را از تـوده هـا مـنـفـصـل سـاخـتـه بـود. آن خـود را نـاتـوان از نـجـات کـشـور از اوضـاع انـحـلال عـمـومـی نـشـان داده بـود. آن اعـتـمـاد کـارگـران را از دسـت داده بـود. آن بـوروکـراتـیـک گـردیـده بـود. شـوراهـا پـس از سـلـب شـدن قـدرت از آن هـا بـه انـحـصـار دو لـت درآمـده، اتـحـادیـه هـای صـنـفـی بـه ارگـان هـای دولـت تـبـدیـل گـشـتـه بـودنـد. یـک دسـتـگـاه پـلـیـسِ در هـمـه جـا حـاضـر خـلـق را مـطـیـع مـی گـردانـد، و قـوانـیـنـش را بـا آتـش تـفـنـگ و تـرور دیـکـتـه مـی کـرد. در سـطـح اقـتـصـادی سـرمـایـه داری انـحـصـاری دولـتـی بـه جـای سـوسـیـالـیـسـم نـویـد داده شـده حـکـومـت داشـت. کـارگـران در نـتـیـجـۀ سـیـاسـت نـظـامـی شـدن زنـدگـی تـولـیـدی بـه تـصـویـب کـنـگـرۀ نـهـم حـزب کـارگـران مـزدی عـادی و اسـتـثـمـار شـده دقـیـقـاً بـه روال گـذشـتـه بـودنـد. قـیـامـیـون کـرونـشـتـات تـا جـایـی پـیـش رفـتـنـد کـه حـتـی لـغـزش نـاپـذیـری رهـبـران انـقـلابـی را زیـر عـلامـت سـئـوال کـشـیـدنـد. آن هـا تـروتـسـکـی و لـنـیـن را بـه مـسـخـره گـرفـتـنـد. آن هـا عـلاوه بـر مـطـالـبـات آنـی شـان: بـازاجـرای حـقـوق آزادی و انـتـخـابـات آزاد بـرای ارگـان هـای دمـوکـراسـی شـوروی، هـدف دورتـری نـیـز در نـظـر گـرفـتـه بـودنـد، کـه دارای مـحـتـوای صـریـحـاً آنـارشـیـسـتـی بـود: ” یـک انـقـلاب سـوّم“.

قـیـامـیـون واقـعـاً مـی پـنـداشـتـنـد کـه بـر اسـاس انـقـلابـی ایـسـتـاده بـاشـنـد. آن هـا تـأکـیـد مـی ورز یـدنـد، کـه هـیـچ وجـه اشـتـراکـی بـا کـسـانـی کـه درصـدد اسـتـفـادۀ مـجـدد از شـلاق تـزاریـسـمبـود نـد، نـداشـتـنـد. ولـی آن هـا تـمـام پــل هــا بـیـن خـود و رژیـم را نـشـکـسـتـنـد، زیـرا هـنـوز امـیـدوار بــو

دنـد بـه تـوانـنـد بـا آن هـا وارد گـفـت و گـو شـونـد“.

جـسـارت کـرونـشـتـات بـیـش از آن بـود کـه بـرای تـروتـسـکـی و لـنـیـن قـابـل بـرتـافـتـن بـاشـد. بـلـشـویـک هـا یـک بـار بـرای هـمـیـشـه انـقـلاب را بـا حـزب کـمـونـیـسـت یـکـی دانـسـتـه بـودنـد، و هـر آن چـه تـفـاوت یـا تـغـایـری بـا ایـن افـسـانـه داشـت، از دیـدگـاه آن هـا تـنـهـا مـی تـوانـسـت ضـد انـقـلابـیبـاشـد. ضـمـنـاً لـنـیـن اسـتـنـبـاط سـاده لـوحـانـه اش را کـه احـیـاء تـزاریـسـم یـگـانـه چـارۀ دیـکـتـاتـوری حـزب او بـود، حـفـظ کـرد. در 1921 دولـتـمـردان در کـرمـلـیـن تـقـریـبـاً بـه شـیـوۀ پـائـیـز 1956 بـحـث و اسـتـدلال کـردنـد: کـرونـشـتـات نـسـخـۀ اولـیـۀ بـوداپـسـت بـود.

بـا مـلـوانـان بـه صـورت گـاردیـسـت هـای سـفـیـد، کـه دسـت اتـفـاق بـه مـداخـلـه گـران نـظـامـی و بـورس پـاریـسداده بــودنــد ، رفـتـار شـد. آنـارشـیـسـت هـا گـلـدمـن و آلـکـسـانـدر بـرکـمـن(Aleks

ander Berkman)(1936- 1870)، کــه در 1919 از آمـریـکـا بـه شــوروی، مـیـهـن کـارگـران، تـبـعـیـد گـشـتـه بـودنـد، ضـمـن یـک نـامـۀ رسـمـی بـاوقـار بـه گـریـگـوری زیـنـویـف(Grigorij Zinovjev) (مـقـتـ. 1936- 1883) بـیـهـوده عـطـف تـوجـه دادنـد، کـه اِعـمـال قـدرت صـدمـۀ حـسـاب نـاپـذیـری بـه انـقـلاب اجـتـمـاعـی وارد خـواهـد سـاخـت، و مـصـرانـه از رفـقـای بـلـشـویـکاسـتـدعـاء کـردنـد، کـه مـنـازعـۀ کـرونـشـتـات را از طـریـق مـذاکـرۀ بـرادرانـه پـایـان بـخـشـنـد. کـارگـران تـروریـزه شـده در پـتـروگـراد تـحـت وضـعـیـت اسـتـثـنـایـی نـیـز امـکـان پـشـتـیـبـانـی از کـرونـشـتـات و قـیـامـش را نـداشـتـنـد.

یـک افـسـر تـزاری سـابـق، مـارشـال بـعـد تـوخـاشـفـسـکـی(Tukhatjevskij)، وظـیـفـۀ فـرمـان دهـی یـک نـیـروی ارسـالـی مـتـشـکـل از افـراد بـه دقـت بـرگـزیـده شـده( بـسـیـاری از سـربـازان سـرخ از تـیـرانـدازی بـه هـمـطـبـقـه ای هـای خـود سـربـاز مـی زدنـد) را عـهـده دار گـردیـد. 7 مـارس بـمـبـاران کـرونـشـتـات آغـاز و ده روز مـتـمـادی ادامـه یـافـت. در آخـریـن اعـلانـیـۀ مـحـاصـره شـدگـان زیـر عـنـوان تـمـام دنـیـا بـدانـد!” گـفـتـه شـد: ” خـون بـی گـنـاهـان دامـنـگـیـر کـمـونـیـسـت هـا، ایـن دیــوانـگـان سـرمـسـت قــدرت، خـواهــد گـردیــد. زنــده بــاد قــدرت شــوراهــا!” مـحـاصـره کـنـنـدگـان یـاغـی گـریرا بـا قـتـل عـام عـیـاشـانـه سـرکـوب سـاخـتـنـد. گـلـدمـن، یـک شـاهـد عـیـنـی روی داد، در شـرح حـالـش سـرکـوبـی کـرونـشـتـات را فـاجـعـهنـامـیـده، نـوشـتـه اسـت: ” 18 مـارس سـالـروز کـمـون پـاریـس در 1871 بـود، کـه دو مـاه بـعـد [از تـشـکـیـل] بـه دسـت [ لـوئـیـس آدولـف] تـیــرز(Thiers)[Louis – Adolphe][1877- 1797] و [گـاسـتـون، مـارکـی دِ] گـالـیـفـه(Galliffet) [Gaston, Marquis de][1909- 1831]، کـه سـی هـزار کـمـونـارد را قـصـابـی کـردنـد، سـرکـوب گـردیـد. جـنـایـتـی کـه در 18 مـارس 1921 در کـرونـشـتـات از آن تـقـلـیـد شـد.”

آنـارشـیـسـت هـا تـقـریـبـاً نـقـشـی در روی داد کـرونـشـتـات نــداشـتـنـد. کـمـیـتـۀ انـقــلاب در کــرو نـشـتـات از دو آنـارشـیـسـت، جـارتـشـوک(Jartsjuk)، کـه در 1917 در ایـجـاد شـورای کـرونـشـتـات سـهـیـم بـوده، و ولـیـن دعـوت پـیـوسـتـن بـه کـمـیـتـه را نـمـوده بـود، ولـی آن دو در آن تـاریـخ بـه دسـت بـلـشـویـک هـا بـه زنـدان افـکـنـده شـده بـودنـد. هـمـان گـونـه کـه ایـدا مـت(Ida Mett)(73- 1901) مـؤ لـف کـتـاب The Kronstadt Uprising, 1921( قـیـام کـرونـشـتـات، 1921) یادداشـت کـرده اسـت، نـفـوذ

آنـارشـیـسـت هـا تـنـهـا تـا حـدی بـود کـه آنـارشـیـسـم هـم چـنـیـن مـبـلـغ انـدیـشـۀ دمـوکـراسـی کـارگـری بـود.” و ولـیـن بـعـد در رابـطـه بـا اهـمـیـت قـیـام کـرونـشـتـات نـوشـت: ” کـرونـشـتـات نـخـسـتـیـن تـلاش کـامـلاً مـسـتـقـلانـۀ خـلـق بـرای آزادسـازی خـود از زیـر هـر یـوغـی و مـتـحـقـق کـردن انـقـلاب اجـتـمـاعـی بـود؛ تـلاشـی کـه مـسـتـقـیـمـاً (…) از سـوی خـود تـوده هـای کـارگـر، بـدون شـبـانـان سـیـاسـی، بـدون رهـبـرانو بـدون قـیّـمـانبـه عـمـل آمـد. و بـرکـمـن نـوشـت: ” کـرو نـشـتـات افـسـانـۀ دولـت کـارگـری را خُـرد و مـتـلاشـی سـاخـت؛ آن اثـبـات کـرد، کـه دیـکـتـاتـوری حـزب کـمـونـیـسـت نـمـی تـوانـد بـا انـقـلاب سـازگـار بـاشـد.”

آنـارشـیـسـم در انـقـلاب روسـیّـه /٧

تـوفـان آراز

7

8 فـوریـه 1921 کـروپُـتـکـیـن پـیـر دیـده از جـهـان بـسـت، و بـقـایـای زمـیـنـی او طـی مـراسـم بـاشـکـو هـی بـا شـرکـت تـقـریـبـاً یـک صـدهـزار نـفـر بـه خـاک سـپـرده شـد. بـر روی بـیـرق هـای گـروه هـای آنـارشـیـسـتـی بـا حـروف روشـن نـوشـتـه شـده بـود: ” آن جـا کـه قـدرت بـاشـد، آزادی نـیـسـت“. شـرح حـال نـگـاران آن بـزرگـمـردِ درگـذشـتـه مـراسـم را بـه صـورت واپـسـیـن تـظـاهـرات عـظـیـم بـر ضـد خـودکـامـگـی بـلـشـویـک هـا تـعـبـیـر کـرده انـد.

پـس از روی داد کـرونـشـتـات صـدهـا آنـارشـیـسـت دسـتـگـیـر گـشـتـنـد. چـنـد مـاه بـعـد آنـار شـیـسـت فـانـی بـارون(Fanny Baron) بـه اتـفـاق هـشـت تـن از رفـقـای او در زنـدان چِـکـا در مـسـکـو اعـدام شـدنـد.

آنـارشـیـسـم رزمـجـو ضـربـت کـشـنـده ای دریـافـت کـرده بـود. در خـارج از روسـیـه آنـارشـیـسـت هـایـی کـه انـقـلاب اکـتـبـر را مـشـاهـده نـمـوده بـودنـد، کـار بـاشـمـولـی بـرای نـقـد و بـازبـیـنـی دُگـم هـا را آغـازیـدنـد، تـا حـیـات تـازه ای در کـالـبـد آمـوزشـات سـوسـیـالـیـسـم آزادی دمـیـده شـود. در آغـاز سـپـتـامـبـر 1920 کـنـگـرۀ اتـحـادیـۀ آنـارشـیـسـتـی در اوکـرایـن، نـابـات، مـطـلـقـاً گـفـتـمـان دیـکـتـا تـوری پـرولـتـاریـا را، کـه بـه اسـتـنـبـاط کـنـگـره بـه طـور اجـتـنـاب نـاپـذیـر مـنـتـهـی بـه ایـن مـی گـردیـد کـه پـاره ای از پـرولـتـاریـای سـنـگـر گـرفـتـه در حـزب، کـارمـنـدان و یـک مـشـت رهـبـران بـه حـکـومـت دیـکـتـاتـوری بـر تـوده هـا بـه پـردازنـد، رد کـرده بـود. کـروپُـتـکـیـن کـوتـه زمـانـی پـیـش از درگـذشـتـش در اظـهـاریـه ای بـه کـارگـران غـرببـا نـگـرانـی بـه رشـد یـک بـوروکـراسـی عـظـیـماشـاره کـرده بـود: ” بـه نـظـر مـن ایـن کـوشـش بـرای بـنـای یـک جـمـهـوری کـمـونـیـسـتـی بـر اسـاس شـدیـداً مـتـمـرکـز دولـت و تـحـت دیـکـتـاتـوری آهـنـیـن یـک حـزب بـه شـکـسـت بـزرگـی انـجـا مـیـده اسـت. روسـیـه بـه مـا نـشـان مـی دهـد مـا چـگـونـه نـبـایـد کـمـونـیـسـم را پـیـاده کـنـیـم.”

ژانـویـه 1921 روزنـامـۀ آنـارشـیـسـت اعـلانـیـۀ رقـت انـگـیـز آنـارکـوسـنـدیـکـالـیـسـت هـای رو سـی خـطـاب بـه کـارگـران جـهـان را درج کـرد: ” رفـقـا، بـه حـاکـمـیـت بـورژوازی بـر خـود پـایـان دهـیـد، هـمـان گـونـه کـه مـا ایـن جـا کـردیـم. ولـی شـمـا اشـتـبـاه مـا را تـکـرار نـکـنـیـد: اجـازه نـدهـیـد کـمـونـیـسـم دولـتـی خـود را در کـشـورهـای شـمـا مـسـتـقـر سـازد!”

از هـمـیــن مـوضـع آنــارشـیـســت رودولــف روکــر(Rudolf Rocker)(1958- 1873) در 1920

کـتـابـش Der Bankrott des russische Staats-Kommunismus( ورشـکـسـتـگـی کـمـونـیـسـم دولـتـی روسـی) را تـألـیـف کـرد، کـه در 1921 انـتـشـار یـافـت. ایـن کـتـاب نـخـسـتـیـن تـحـلـیـل سـیـاسـی از سـقـوط انـقـلاب روسـیـه بـود. بـه اسـتـنـبـاط روکـر ارادۀ یـک طـبـقـه نـبـود کـه در دیـکـتـاتـوری پـرو لـتـاریـا مـشـهـور بـه بـیـان درآمـد، بـلـکـه یـک دیـکـتـاتـوری حـزبـی کـه وانـمـود مـی سـاخـت بـه نـام یـک طـبـقـه سـخـن مـی گـویـد، و بـه قـدرت سـرنـیـزه هـا تـکـیـه داشـت. ” تـحـت دیـکـتـاتـوری پـرولـتـا ریـا در روسـیـه یـک طـبـقـۀ نـو، کـمـیـسـروکـراتـی، پـدیـد آمـده، کـه تـوده هـای انـبـوه سـرکـوبـی بـه وسـیـلـۀ آن را هـمـان قـدر بـه سـخـتـی حـس مـی کـنـنـد، کـه در گـذشـتـه تـحـت رژیـم قـدیـم حـس مـی کـردنـد.”

بـا درآورده شـدن مـنـظـم کـلـیـۀ عـنـاصـر جـامـعـه تـحـت ادارۀ یـک دولـت قـادر بـرخـوردار از حـقـوق اول، امـکـان احـتـراز از روبـه رویـی بـا ایـن سـلـسـلـه مـراتـب کـارمـنـدان نـبـود، کـه بـرای تـکـامـل انـقـلاب روسـیـه سـرنـوشـت سـاز گـردیـد. بـلـشـویـک هـا نـه تـنـهـا دسـتـگـاه دولـت را از جـامـعـۀ قـدیـم گـرفـتـه انـد، بـلـکـه آن را بـه یـک قـدرت کـل مـسـلـح کـرده انـد کـه نـظـیـرش در هـیـچ جـایـی وجـود نـدارد.”

در ژوئـن 1922 یـک گـروه آنـارشـیـسـتـی روسـی تـبـعـیـدی در آلـمـان کـتـاب افـشـاء گـرانـۀ کـو چـکـی تـحـت عـنـوان سـرکـوبـی آنـارشـیـسـم در روسـیّـه شـوروی مـنـتـشـر سـاخـتـنـد.(تـرجـمـۀ فـرانـسـوی آن بـه وسـیـلـۀ ولـیـن در آغـاز 1923 بـیـرون آمـد.) در ایـن کـتـاب فـهـرسـت الـفـبـایـی اسـا مـی شـهـدای آنـارشـیـسـم روسـی درج شـده بـود. بـرکـمـن در سـال هـای 22- 1921 و گـلـدمـن در سـال هـای 23- 1922 چـنـد نـوشـتـار دربـارۀ انـقـلاب روسـیـه بـر مـبـنـای آزمـون هـای خـود در شـوروی انـتـشـار دادنـد.

هـم چـنـیـن آرشـیـنـوف و مـاخـنـو پـس از پـنـاه بـردن بـه غـرب گـزارشـات شـان را بـه صـورت کـتـاب مـنـتـشـر سـاخـتـنـد.

دیـرتـر، در جـنـگ جـهـانـی دوم(45- 1939)، بـا بـلـوغ روشـنـفـکـرانـۀ حـاصـل فـاصـلـۀ زمـانـی مـاکـسـیـمـوف و ولـیـن دو اثـر آنـارشـیـسـتـی کـلاسـیـک دربـارۀ انـقـلاب روسـیـه بـه رشـتـۀ تـحـریـر درآوردنـد.

بـرای مـاکـسـیـمـوف، کـه اثـرش بـه زبـان انـگـلـیـسـی درآمـده اسـت، دروس گـذشـتـه آگـاهـی از آیـنـدۀ بـهـتـری بـه دسـت مـی دهـنـد. مـاکـسـیـمـوف پـیـش بـیـنـی مـی کـرد، کـه طـبـقـۀ حـاکـمـۀ نـو در اتـحـاد جـمـاهـیـر شـوروی سـوسـیـالـیـسـتـی نـخـواهــد تـوانـسـت و نـمـی بـایـد تـا ابـد زنـده بـه مـانـد. سـوسـیـالـیـسـم آنـارشـیـسـتـی جـای گـزیـن آن خـواهـد گـردیـد. شـرائـط عـیـنـی تـسـریـع کـنـنـدۀ ایـن تـکـامـل هـسـتـنـد: ” آیـا مـتـصـور اسـت (…) کـه کـارگـران مـایـل بـه بـازگـشـت سـرمـایـه داری بـه کـارخـانـه هـا بـاشـنـد؟ هـرگـز! آن هـا دقـیـقـاً بـر ضـد دولـت سـرمـایـه داری مـی شـورنـد.” آن چـه کـارگـران مـی خـواهـنـد، تـعـویـض ایـن رهـبـری مـقـامـاتـی تـولـیـد بـا شـورای کـارخـانـۀ خـود و گـرد آوردن شـوراهـا در یـک فـدراسـیـون بـاشـمـول مـلـی اسـت. کـارگـران خـواهـان خـوداداری هـسـتـنـد. دهـقـانـان نـیـز واقـف گـشـتـه انـد، کـه حـرفـی از بـازگـشـت بـه اقـتـصـاد فـردگـرا نـمـی تـوانـد در بـیـن بـاشـد. یـگـانـه راه حـل عـبـارت اسـت از کـشـاورزی اشـتـراکـی و هـمـکـاری اشـتـراکـیـت هـای کـشـاورزی بـا شـوراهـای کـارخـانـه و اتـحـادیـه هـای صـنـفـی: کـلام کـوتـاه، تـوسـعـۀ آزادانـۀ بـرنـامـۀ انـقـلاب اکـتـبـر.”

ولـیـن تـأکـیـد دارد، هـر نـوع تـلاش مـلـهـم از نـوع روسـی تـنـهـا بـه سـرمـایـه داری مبـتـنـی بــر

اسـتـثـمـار مـنـزجـر کـنـنـدۀ تـوده هـا ، بـدتـریـن شـکـل سـرمـایـه داری، کـه مـطـلـقـاً هـیـچ ربـطـی بـه مــارش بـشـریــت بـه سـوی جـامـعـۀ ســوسـیـالـیـسـتـی نــدارد، مـنـتـهـی مـی گــردد. آن صــرفـاً یــک دیـکـتـاتـوری حـزبـی را تـسـریـع مـی کـنـد، کـه بـه طـور اجـتـنـاب نـاپـذیـر بـه سـرکـوبـی هـر نـوع آزادی بـیـان و مـطـبـوعـات و سـازمـان و عـمـل، حـتـی جـنـبـش هـای انـقـلابـی، بـه اسـتـثـنـاء حـزب صـاحـب قــدرت مـی انـجـامــد.” آن تــنـهـا بــه یـک بـازجـویـی اجـتـمـاعـیمـنـتـهـی مـی گـردد، کـه نـفـس اعـصـاب حـیـاتـی انـقـلابرا تـخـریـب مـی کـنـد. بـه نـظـر ولـیـن اسـتـالـیـن از مـاه بـه زمـیـن نـیـفـتـاده اسـت“. اسـتـالـیـن و اسـتـالـیـنـیـسـم صـرفـاً نـتـیـجـۀ مـنـطـقـی آن سـیـسـتـم مـقـامـاتـی بـودنـد، کـه طـی سـال هـای 21 – 1918 ایـجـاد و مـسـتـقـر گـردیـده بـود. ” ایـنـسـت درسـی کـه دنـیـا از آزمـون (…) بـلـشـویـک هـا فـرا گـرفـتـه اسـت: درسـی کـه قـویـاً مـؤیـد تـز آنـارشـیـسـتـی اسـت، و بـه زودی، در پـرتـو روی دادهـا، از طـرف جـمـیـع آنـان کـه کـار مـی کـنـنـد، زجـر مـی کـشـنـد، مـی انـدیـشـنـد و مـی سـتـیـزنـد، درک خـواهـد شـد.”

آنـارشـیـسـم در انـقـلاب روسـیّـه / ٨

روشـنـگـری هـا

1- عـقـب مـانــدگـی روسـیـه تــزاری ازحـیــث اقــتـصـاد سـیـاسـی نـسـبــت بـه ســرمـایـه داری اروپـای غـربـی پـدیـد آورنـدۀ

شـرائـط ویـژه ای بـرای تـکـامـل اشـکـال سـازمـانـی در جـنـبـش کـارگـری روسـیـه بـود. اتـحـادیـه هـای صـنـفـی در زمـا

نـی دیـر نـقـش سـیـاسـی واقـعـی در جـامـعـه ایـفـاء نـمـودنـد.

اتـحـادیــه هـای صـنـفـی در روسـیـه ابــتـداء در جـریـان جـنـبـش شــورایـی در 1905 پـدیـد آمـدنـد. عـلـت ایـن تـکـا

مـل دیــر را بـایـد در مـاهـیـت فـئـودالـی پـاتــریــارکـال دولـت روسـیـه و اشـکـال سـرکـوب و اسـتـثـمـار مـسـلـط در آن

دولـت جـسـت.

شـمـار کـارگـران سـازمـان یـافـتـۀ صـنـفـی طـی سـال 1905 250000 تـن بـود.

انـقـلاب فـوریـه 1917 یـک تـکـامـل سـازمــانـی سـریـع، تــوأمـاً در جـنــبـش صـنــفـی بــه وجـود آورد، چـنـان کــه

تـعــداد اعـضـاء اتـحـادیــه هــای صـنــفـی طـی نـخـسـتـیـن مــاه هــای سـپـسـیــن انـقـلاب بـه نـیـم مـیـلـیـون نـفـر افـزایـش

یـافــت. نـیــز در هـمـان مـاه هــا چـنـدیــن اتـحـادیــۀ صـنـفـی در ســرتـاسـر روسـیـه، عـمـومـاً، و در پـتـروگـراد، خـصـو

صـاً، دائـر گـردیـدنـد.

اتـحـادیــه هـای صـنـفـی تـا مـاه هــای اوت سـپـتـامـبــر 1917 تـحـت تــسـلـط مـنـشـویـک هـا قـرار داشـتـنـد، کـمـا

ایــن کـه در سـومـیــن کـنـفــرانـس اتـحـادیــه هــای صـنــفـی سـرتــاسـر روسـیــه بــلـشـویـک هــا تــنـهـا از پـشـتـیــبـانــی

4/36% نـمـایـنـدگـان بــرخـوردار بـودنــد. اکـثـریــت از مـنـشـویـک هــا تـشـکـیـل یـافـتـه بـود. ( آنـارشـیـسـت هـا و سـو

سـیـال رولـوسـیـونـرهـا نـقـشـی جـزئـی در جـنـبـش صـنـفـی دارا بـودنـد.)

جـنـبـش صـنـفـی بــا مـشـکـلات بـسـیــاری مـواجـه گـردیــد. در وهــلـۀ نـخــسـت فـعـالـیــت آن در اثـر نـبـودِ آزمـون

هـای صـنـفـی در مـیـان کـارگـران بـطـیء بــود، و ایـن مـنـتـج بــه یـک سـاخـتـار سـازمـانـی بــی نـظـم و نـامـعـادل گـرد

یــد. بـسـیـاری از اتـحـادیــه هـا عـاری از نـیــروی ضــربـتـی واقـعـی بــودنــد، زیـرا آن هــا نــه فــقـط مـطـابـق صـنـف،

بـلـکـه هـم چـنـیـن مـطـابـق نـوع اشـتـغـال طـبـقـه بـنـدی گـشـتـه بـودنـد.

مـسـئـلـۀ چـگـونـگـی رابـطـۀ مـتـقـابــل اتـحـادیـه هـای صـنـفـی و قـدرت دولـتـی در سـال هـای نـخـسـت مـوجـودیـت

دولـت شـوروی خـود را بــه صـورت جــدی نــشـان داد، و در آغـاز دهــۀ 20 زایـنـدۀ اخـتـلاف نـظـری در حـزب بـلـشـو

یـک گـردیـد.

2- کـمـیـتـه هــای کـارخـانــه بــه صــورت کـمـیــتـه هـای دائـم عـمـلـیـات در 1905 بـه وسـیـلـۀ کـارگـران در کـارخـانـه هـا

تـشـکـیـل یــافـتـه بـودنـد. طـی انـقـلاب فــوریـه 1917 تـعـداد ایـن کـمـیـتـه هـا در مـنـاطــق صـنـعـتـی در ســرتــاسـر رو

سـیـه مـداومـاً افــزایــش یـافـت. کـمـبـود سـازمـان هــای صـنـفـی و وجـود سـنـت جـنـبـش شـورایـی 1905 عـلـت آن بـود

کــه اقــشـار رادیـکـال کـارگــری هـمـیـن کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه را بـه صـورت ارگـان هــای طـبـیـعـی مـبـارزه تـلـقــی

مـی نـمـودنــد. اگـر اکـثـریـت در اتـحـادیــه هــای صـنـفـی در جـنـاح راسـت حــزب بـلـشـویـک بـود، در مـقـابـل کـمـیـتـه

هــای کـارخـانـه سـریـعـاً شـعـائـر انـقـلابـی بــلـشـویـک هـا را پـذیـرفـتـنـد، و در جـنـاح چـپ حـزب بـلـشـویـک قـرار گـر

فـتــنـد. مـثـلاً در بـهــار 1917 اکـثـریــت در چـنـد کـنـفــرانـس کـمـیــتـه هــای کــارخـانـه مــوافـقــت شـان را بـا شـعـائـر

بـلـشـویـک هـا در خـصـوص کـنـتـرل کـار و قـدرت شـوروی اعـلام داشـتـنـد.

ایــن رادیـکـالـیـت بـزرگ کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه عـلـت آن بـود، کـه بـلـشـویـک هـا تـا درجـۀ زیـادی آن هـا را بـه

مـثـابــۀ ارگـان هــای انـقـلابـی در نـخـسـتـیـن مــرحـلـۀ انـقـلاب روسـیــه، یـعـنـی تـا انـقـلاب اکـتـبـر بـه حـسـاب آوردنـد.

امــا پـس از قــیـام ژوئـیـه 1917 در کـنـگـرۀ شـشـم حـزب بـلـشـویـک در 26 آن مـاه دربـارۀ تـغـیـیـر شـعـار کـل قـدرت

بـه شـوراهـا! و راهـکـار بـحـث شـد. از ایـن نـقـطـه زمـانـی لـنـیـن کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه را بـه صـورت ارگـان هـای

انـقـلابـی بــه عـوض شـوراهـا تـلـقـی نـمـود. ولـیـکـن بـلـشـویـک هـا بـه دلـیـل راهـکـاری از بـیـان روشـن مـوضـع شـان

در قــبـال رابـطـۀ بـیـن کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه و اتـحـادیـه هـای صـنـفـی امـتـنـاع ورزیـدنـد، هـم چـنـیـن شـعـار کـنـتـرل

کـار را بـه گـونـه ای تـهـیـه کـردنـد کـه تـعـبـیـرش بــه چـنـد صـورت مـمـکـن بـاشــد. کـمـیــتـه هـای کـارخـانـه آن را بـه

صـورت عـلامـت حــزب بـه کـارگـران بــرای در اخـتــیـار گـرفــتـن تـولـیـد در کـارخـانــه هــا اسـتـنـبـاط نـمـودنـد. نـیـز

تـمـایــلات در کـمـیـتـه هــای کـارخـانـه بــرای کـسـب نـقــش رهـبــری کـنـنـده در دگـرگـونـی انـقـلابـی و سـازمـان یـابـی

آتـی تــولـیـد پـس از تـصـرف سـوسـیــالـیـسـتـیِ قــدرت ظـاهــر شــدنـد. در تـصـویـبـنـامـۀ یـک کـنـفـرانـس کـمـیـتـه هـای

کـارخـانـه ذکــر شـده بــود: ” کـمـیــتـه هـای کـارخـانــه کـودکـان انـقـلاب هـسـتــنـد. آن هـا نـیـروی تـازه ای مـی بـاشـنـد،

کـه بــایـد بــر روی شـان حـسـاب کــرد. کـمـیـتـه هـا بــایـد کـانـون خـود را بــه وجـود آورنــد، کــه مـسـتـقـل از اتـحـادیـه

هـای صـنـفـی بـاشـد، و مـبـارزۀ سـیـاسـی و صـنـفـی جـنـبـش کـارگـری را رهـبـری نـمـایـد.”

در جـنـبـش صـنـفـی اعـضـاء خــود را در مـعــرض تـهـدیــد کـمـیــتـه هـای کـارخـانـه بـه عـلـت مـطـالـبـۀ پـیـوسـتـه

صــریـح تـر آن در خـصـوص رهـبـری بـلاشـرط احـسـاس نـمـودنـد، و ایـن احـسـاس بـی جـهـت نـیـز نـبـود، زیـرا بـلافـا

صـلـه پـس از صـادر گـشـتـن تـصـویـبـنـامـۀ کـنـتـرل کـار در 14 نـوامـبـر 1917، اولـیـن کـنـفـرانـس سـرتـاسـر روسـیـه

بــه کـمـیـتـه هــای کـارخـانـه اعـلام داشــت، کـه هـمـکـاری بــا اتـحـادیـه هــای صـنـفـی، تــا جـایـی کــه بـه کـنـتـرل کـار

مـربــوط مـی گـردیـد، بــا چـرخـش مـحـدوث در حـیـات اقــتـصـادی سـیـاسـی روسـیـه، مـطـلـقـاً مـنـحـل شـده اسـت.”

ایـن نـیـز طـبـیـعـةً نـمـی تـوانـسـت مـورد قـبـول اتـحـادیـه هـای صـنـفـی قـرار گـیـرد.

هـمـزمـان حـسـاب کـردن راهـکـارانـۀ بـلـشـویـک هـا بـر روی کـمـیـتـه هـای کـارخـانــه ابــداً بــه ایـن مـعـنـا نـبـود،

کـه آن هـا مـوافـق بـا مـحـول گـردیـدن مـسـئــولـیــت تــولـیـد اجـتـمـاعـی بــه کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه بـوده بـاشـنـد. کـمـا

ایـن کـه بــلـشـویـک هـا بــه دنـبـال تـصـرف قـدرت سـیـاسـی، عـلامـت قـبـلـی بـه کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه را بـه ایـن گـو

نـه تـغـیـیـر دادنـد کـه مـسـتـقـیـمـاً تـصـریـح شـد آن هـا بـایـد از اتـحـادیـه هـای صـنـفـی اطـاعـت نـمـایـنـد. بـلـشـویـک هـا

بــا رادیـکـالـیـزه شـدن بـخـش انـبــوهـی از کـارگـران بـه اکـثـریـت در اتـحـادیـه هـای صـنـفـی بـا اسـتـثـنـائـاتـی جـزئـی

دسـت یـافـتــنـد. در زمـیـنـۀ تـحـقـق کـنــتـرل کــار بـلـشـویـک هـا مـی تـوانـسـتــنـد از وفـاداری اتـحـادیـه هـای صـنـفـی

اطـمـیـنـان داشـتـه بـاشـنـد، نـه از وفـاداری کـمـیـتـه هـای کـارخـانـۀ رادیـکـال.

بــر ایـن اسـاس اتـحـاد بـیـن قــدرت دولــتـی بــلـشـویـک هــا و اتـحـادیــه هــای صـنــفـی جـهــت نــاتــوان ســاخـتـن

کـمـیــتـه هـای کـارخـانـه و تـبـدیــل شـان بـه تـحـتـانـی تـریـن سـلـول هـا در دسـتـگـاه اتـحـادیـۀ صـنـفـی پـدیـد آمـد. در او

لـیـن وهـلـه جـلـوگـیـری از بـرگـذاری کـنـگـرۀ سـرتـاسـر روسـیـه، کـه کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه امـیـدوار بـه صـورت پـذ

یــرفـتـن آن در دسـامـبـر 1917 بـه مـقـصـود هـمـآهـنـگ سـازی و تـحـکـیـم در اخـتـیـار گـرفـتـن سـازمـان دهـی تـولــیـد

بـودنــد، بـه عـمـل آمـد. نـاتـوان ســازی نـهــایـی کـمـیــتـه هـای کـارخـانـه بــا امـور فـشـار اقــتـصـادی صـورت گـرفـت،

بــه ایــن مـعـنـا کــه مـقـامـات تـحـویـل مــواد خـام یــا وام دهـی بـه کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه را مـشـروط بـه ایـن نـمـودنـد

کـه آن هـا خـود را مـطـیـع اتـحـادیـه هـای صـنـفـی سـازنـد.

امــا اتـحـاد قـدرت دولـتـی و اتـحـادیـه هـای صـنـفـی فـراتـر از ایـن رفـت. یـکـی از مـهـم تـریـن عـرصـه هـای فـعـا

لـیـت اتـحـادیــه هـای صـنــفـی در اولـیــن ســال هــای سـپـسـیــن انـقــلاب اکـتــبــر عــبـارت بــود از شــرکــت در بـنـای

سـیـسـتــم اقــتـصـادی اداری دولــتـی . در آن دوره یـک هـمـکــاری نــزدیـک بــیـن شــورای اتّـحـادیــه هــای صـنــفـی

سـرتـاسـر روسـیّـه و شـورای عـالـی اقـتـصـاد مـلّـی(Vysshii Sovet Narodnogo Khozyaistva(vesenkha)) پـدیـد آمـد، ولـیـکـن ایــن اتـحـاد در بـسـتـر تـحـولات روسـیـه و تـغـیـیـر بـرخـورد آتـی حـزب بـلـشـویـک بـه اتـحـادیـه هـای صـنـفـی

صـورت دیـگـری بـه خـود گـرفـت.

3- نـظـریـه ای ابـداع فـریـدریـش انـگـلـس(Friedrich Engels)(95-1820) در نـوشـتـه ای از او با عـنـوان تـکـامل سـوسـیـا

لـیـسـم از واهـی بـه عـلـم بــه ایـن عـبـارت: ” اولـیـن عـمـل، عـمـلـی کـه دولــت در اثــر آن واقــعـاً بـه مـنـزلـۀ نـمـایـنـدۀ

کـل جـامـعـه ظـاهــر مـی شـود تـحـویــل گـرفـتـن وسـایـل تـولـیـد بـه نـام جـامـعـه هـمـزمـان آخـریـن عـمـل مـسـتـقـیـم

آن بــه عـنـوان دولـت اسـت. دخـالـت قــدرت دولـت در امــور جـامـعـه در زمـیــنـه ای پـس از زمـیـنـۀ دیـگـر بـه تـدریـج

بـیـهـوده مـی گــردد، و سـرانـجـام بــه خـودی خـود از بــیـن مـی رود. ادارۀ امـور و رهـبـری پـروسـه هـای تـولـیـد جـای

حـکـومـت بـر افـراد را مـی گـیـرد. دولـت بـرانـداخـتـه نـمـی شـود، آن مـی مـیـرد.”

4- شـالــودۀ سـرمـایــه داری انـحـصـاری دولـتـیروسـیـه بـا سـیـاسـت اقـتـصـادی نـویـن(نِـپ)”(Novaja Ekonomičesk

aja Politika(NEP) )، کــه لـنـیـن بــه کـنـگـرۀ دهـم حـزب در مـارس 1921 مـعـرفـی و از تـصـویـب گـذرانـدش، ریـخـتـه

شــد. پـیـش از 1921 لـنـیـن بــا مـوضــوع سـرمـایــه داری انـحـصـاری دولــتـیاشـتـغــال یــافـتـه، و حـتـی در بـهـار

1918 آن را بـه صـورت یـک اسـتـراتـژی مـطـرح سـاخـتـه بـود، اسـتـراتـژی ای کـه مـی بـایـد از طـریـق تـکـامـل دادن

سـرمـایـه داری تـحـت کـنـتـرل دولـت پـرولـتـاریـایـی بـه جـامـعــه امـکـان فـراهـم آوردن شـرائـط ضـرور انـتـقـال آن بـه

سـوسـیـالــیـسـم را دهـد. اُپـوزیـسـیـون چـپ ولـو بـلاتـأثـیـر در مـقـابـل ایـن اسـتـراتـژی لـنـیـن مـوضـع گـیـری نـمـوده

بـود. بـه نـظـر اُپــوزیـسـیـون سـوسـیـالـیـسـم تـنـهـا مـی تـوانـسـت بـه وسـیـلـۀ خـود طـبـقـۀ کـارگـر خـلـق گـردد. ” سـرمـا

یــه داری انـحـصـاری دولـتـیگـامـی بــه سـوی آن نـبـود. بـعـد لـنـیـن دیـگــر بــار در رابـطـه بــا نِـپدر مـقـالـه اش

تـحـت عـنـوان دربــارۀ مـالـیـات بــر خـواربــارانــدیـشـۀ سـرمـایــه داری انـحـصـاری دولــتـیرا بـه ایـن عـبـارت

مـطـرح سـاخـتـه بـود، کـه سـرمـایـه داری انـحـصـاری دولـتـیعــالـی تــریـن شـکـل سـیـاسـی و اجـتـمـاعـی سـرمـایـه

داری اسـت.

سـرمـایــه داری انـحـصـاری دولـتـیدر دورۀ اسـتـالـیــن تـثـبــیـت و تـحـکــیـم و بــا نــام ســاخـتـگـی ســوسـیــا

لـیـسـمبــه خـلـق هـای شــوروی و دنـیـای خـارج مـعــرفـی گـردیــد، و حـتـی در قـانـون اسـاسـی اتـحـاد شـوروی بـه آن

رسـمـیـت داده شـد.

5- مـنـشــویــک هــا جـنـاحــی از حـــزب کــارگــر ســوســیــال دمــوکــرات روســیـّــه. ایـــن جـنــاح در دومـیــن کــنـگـــرۀ

حــزب در 1902 تـشـکـیـل یـافــت، و در اقـلـیــت(minsjinstvo) قــرار گـرفـت. در بـرابـر آن جـنـاح اکـثـریـت(bolsjinst

vo) بـلـشـویـک هـا بـا لـنـیـن در رأس آن تـشـکـیـل گـردیـد.

6- ایـن جـزوۀ کـولـونـتــای بـه وسـیـلـۀ حـزب کـارگـر کـمــونــیـسـت آلـمـان در روزنــامــۀ رسـمـی شـان Kommunistische

Arbeiter Zeitung ( روزنـامـۀ کـارگـر کـمـونـیـسـت) بــه چـاپ رسـیـد، و ایـن امــر اعـتـراض رسـمـی کـولـونـتـای بـه آن

حـزب را بـرانـگـیـخـت. وقـتـی کـه آن حـزب بـعـد، در 1922 در بـرلـیـن جـزوه را بـه صـورت مـسـتـقـل تـحـت عـنـوان Was bedeutet die Arbeiteropposition? ( اُپـوزیـسـیـون کـارگــری بــه چـه مـعـنـاسـت؟) بــه چـاپ رسـانـیـد، آن شـامـل

تـفـسـیــرات در مـخـالـفــت بـا کـولـونـتـای بــود. هــم چـنـیـن اتـحـادیــه سـنــدیـکـالــیـسـتـی آمــریـکـا کـارگـران صـنـعـتـی

دنـیـا( آی.دابـلـوی.دابـلـوی)(Industrial Workers of the World(IWW)) کــه نـسـخـه ای از نــوشـتــۀ کــولــونــتـای را بــه

دسـت آورده بــود، آن را بــا عـنـوان انـگــلـیــسـی The Workers Opposition in Russia( اُپـوزیـسـیـون کـارگـری در رو

سـیّـه) در سـال 1922 در شـیکـاگـو چـاپ و مـنـتـشـر سـاخـت. در یـازدهـمـیـن کـنـگـرۀ حـزب(مارس آوریـل 1922)

کـولـونـتـای از جـمـلـه بــه سـبـب قــرار دادن نــوشـتـه اش در اخـتـیـار ضـدکـمـونـیـسـت هـا ی خـارجـی مـورد حـمـلـه

واقـع شـد. نـوشـتـۀ کـولـونـتـای بـعـدهـا بـه چـنـد زبـان اروپـایـی تـرجـمـه و انـتـشـار یـافـت، ولـی هـرگـز در اتـحـاد شـور

وی بـازنـشـر نـکـردیـد، و آن تـا اواخـر دهـۀ 70 قـرن سـابـق در اتـحـاد شـوروی غـیـرقـابـل حـصـول بـود.

7- کـادِت هــا اعـضـاء حـزب دمـوکـرات هـای مـشـروطـه خــواه، یـک حـزب لـیـبـرال سـلـطـنـت طـلـبـانـه، مـتـشـکـلـه در

1905 بــودنـد. حـزب در جـنـگ جـهـانــی اول(18- 1914) پـشـتـیــبـان فـعـال تــلاش هــای اشـغـالـگـرانـۀ امـپـراتـوری

تـزاری بـود. در جـریـان انـقـلاب فـوریـه 1917 کـوشـیـد تـا تـزاریـسـم را از سـقـوط نـجـات بـخـشـد. بـه صـورت حـزب

رهـبــری کـنـنـدۀ دولـت مـوقــت سـیـاسـتـی نــه در جـهـت مـنـافـع مــردم، بـلـکـه امـپــریــالـیـسـت هـای آمـریـکـایـی، فـرا

نـســوی و انـگـلـیـسـی پـیـش بــرد. پـس از انـقـلاب اکـتـبــر حــزب بــه یـک مـخـالــف سـازش نـاپــذیــر رژیــم شــوروی

تـبـدیـل گـردیـد.

8- بــه نـظـر گـلــدمـن پــیـمـان بــرســت لـیــتـوفـسـکبــه سـخـتـی تـضـعــیــف کـنــنـدۀ روحــیـۀ انــقـلابــی تــوده هــا و

نـخـسـتـیـن مـنـبـع تـفــرقـه بـیـن نـیـروهـای پــرولـتـاریـایـی بـود. آنـارشـیـسـت هـا و سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـای چـپ از

آغـاز بـر ضـد ایـن پـیـمـان بـودنـد، زیـرا آن را گـامـی خـطـرنـاک و خـیـانـت سـرنـوشـت سـاز بـلـشـویـک هـا بـه انـقـلاب

تـلـقـی مـی نـمـودنـد.

مـنـابـع بـررسـی

Arschinow, Peter: Geschichte der Machno-Bewegung(1918 – 21)(Berlin, Kramer, 1974).

Avrich, Paul: The Russian Anarchists (New Jersey, Princeton University Press, 1971).

Baynac, Jacques: La Terreur sous Lénine(1917-1924)(Paris, Le Sagittaire, 1975).

Berkman, Alexander: The Russian Tragedy(Montreal, Black Rose Books/Cienfugos Press, 1976).

Brunse, Niels og Nielsen, Hans-Jørgen: Oprøret i Kronstadt. Et dokumentarium om marts 1921(København, Rho

dos, 1973).

Carr, E.H.: The bolshevik revolution 1917 – 1923, vol.1-3(London, Macmillan, 1978).

Carr, E.H.: The Interregnum 1923 – 1924(London, Macmillan, 1978).

Fischer, Louis: The Life of Lenin(London, Weindenfeld & Nicolson, 1965).

Goldman, Emma: Anarchism and other Essays(New York, Dover, 1969).

Goldman, Emma: Living my Life(New York, Dover, 1970).

Goldman, Emma: My Disillusionment in Russia(New York, Crowell, 1970).

Goldman, Emma: Red Emma Speaks. Selected Writings and Speeches(New York, Vintage Books, 1972).

Gorter, Hermann: Ȍppet brev till kamrat Lenin. Et svar på Lenins broschyr: “Radikalismen – kommunismens barns

jukdom”(Göteborg, Arbetarpress, 1975).

Kollontaj, Alexandra: Arbetaroppositionen(Jönköping, Sth., Federativs, 1973).

Kropotkin, Peter: Selected writings on anarchism and revolution(London, M.I.T. Press, 1975).

Lenin, V.I., Collected Works, vol.25, 3.edi.(Mocow, Progress, 1977).

Makhno, Néstor: La Révolution russe en Ukraine 1918 – 21(Paris, Belfond, 1970).

Maximov, G.P.: The guillotine at worke: Twenty years of terror in Russis(data and documents)(Chicago, 1940).

Mett, Ida: The Kronstadt Uprising, 1921(UK, Books on Demand, 1973).

Pankratova, Anna: Fabrikräte in Russland(Frankfurt a.M., Fischer, 1976).

Rocker, Rudolf: Der Bankrott des russischen Staats-Kommunismus(Berlin, Underground Press, 1968).

Schapiro, Leonard: The Origin of Communist Autocracy: Political opposition in the Sovjet State(London, Mac millan, 1977).

Serge, Victor: L’an I de la révolution russe(Paris, Francois Maspero, 1971).

Trotsky, Leon: History of the Russian Revolution(UK, Penguin, 2017).

Trotsky, Leon: The Revolution betrayed. What is the Soviet Union and Where is it Going?, 1.edi.(Antwerp, Lee, 1936).

Volin: The Unknown Revolution 1917 – 21(Montreal, Black Rose Books, 1974).

نامەیەكی پرۆدۆن  بۆ هەندێك کرێکار لە پاریس و ڕویۆن*

نامەیەكی پرۆدۆن  بۆ هەندێك کرێکار لە پاریس و ڕویۆن*

و: زاهیر باهیر

هاووڵاتیان،  برادەران:

ئەم کارە لە ئێوەوە ئیلهامی وەرگرتووە و هەر بۆ ئێوەشە.

دە مانگ لەمەوبەر پرسیارتان لێکردم کە ڕام  سەبارەت بە مانیفێستی هەڵبژاردنەکەی کە لە لایەن شەست کرێکاری سییەن -ەوە،  Seine ، بڵاوکرایەوە، چییە.  بەتایبەتی ویستتان بزانن ئایا پێویستە ئەگەر دوای هەڵبژاردنەکەی 1863 کە دەنگتان نەهێنا، لەسەر هەمان هێڵ دەکرێت بەردەوام بن، یاخود ئەگەر بە هۆکاری بارودۆخەکە، مۆڵەتتان پێدرا و ئێوەش هاوکاریتان کردو کارایتان لەسەر کاندیدکردنی هاوڕێیەك هەبوو، ئایا  شایانی هاوکاریمانە.

ناکرێت گومانێك هەبێت  سەبارەت بە بۆچوونەکانم  لەسەر ئەو فکرەی کە لە مانیفێستەکەتانا هاتبوو، هەر بە گەیشتنی، بە ڕاشکاوانە بۆچوونی خۆمم لەسەری، دەربڕی.  بەدڵنیاییەوە من خۆشحاڵ بووم  بە هەستانەوەی سۆشیالیزم: کێ لە فەرەنسا مافی دڵشادبوونی زیاتری لە من بەم هەواڵە  هەیە؟  من هاوڕا بووم لەتەك ئێوە و شەست کەسەکەی دیکە کە  چینی کرێکاران نوێنەرایەتی ناکرێت کە ئەوەش  مافێكە و  دەبێت  بیبێت، کەواتە چۆن دەبێت بە جۆرێكی دیکە هەست بکەم؟ ئەگەر ئەوە شیاوی کردن بێت، ئایا ناکرێت  ئەمڕۆ نوێنەری  چینی کرێکاران، هەبێت، هەر وەکو چۆن لە ساڵیی 1848 دا بوو، کە دڵنیابوونەوەی فەرمی بوو لە سۆشیالیزم لە دیدی سیاسی و ئابوورییەوە؟

لە نێوانی ئەمە و بەشداربوون لە هەڵبژاردنەکانا کە پابەندە بە هۆشمەندی دیمۆکراسیی و مەبادیئەکانی و ئایندەیەوە، هاووڵاتیان: بۆشاییەك هەیە کە من لە ئێوەم نەشاردۆتەوە.  دەتوانم سڵەمینەوەکانی خۆمی بۆ زیاد بکەم کە لە لایەن ئێوەوە بەخێرهاتنی لێدەکرێت کە لە کاتێکیشدا لە ڕێگای ئەزموونەوە پشتڕاستکراونەتەوە.

کەواتە دیمۆکراسی فەرەنسی خەریکی چییە و چی دەکات، کە سەردەمێك پاك و مایەی شانازی بوو،  بە گوێرەی قسەی  چەند تەماحبازێك پێشبینی ئەوە دەکرا کە لە ڕێگای بەکارهێنانی سوێندی درۆوە دەتوانرێت لە سەرکەوتنێکەوە بەرەو سەرکەوتنێكی دیکە بروات؟ ئێمە چ سەرکەوتن و دەسکەوتێکمان بەدەستهێنا؟ لە ڕێگای چ ئایدیایەکی نوێ و  بەهێزەوە سیاسەتەکانمان ئاشکرابوون و کەوتنە ڕوو؟ لە هەژدە مانگی ڕابوردووەوە  چ سەرکەوتنێك لە لایەن ئەوانەی کە بینرا بە وزەوە بەرگرییان لێکردوین، یاخود چ پاداشتێکی زمانشیرینیان دراوەتەوە؟ ئایا ئێمە شاهیدی بەزین و شکستییان نەبوین؟  هەڵنەخەڵەتاین بە پەڕلەمانتارەکانیان، نەمانبینین کە نزیکەی هەموو پرسیارەکانیان لە لایەن وتەبێژەکانی حکومەتەوە بێ وەڵام مانەوە؟  هەروەها کاتێك کە لەبەر تاوانەکانیان  کە بە بێ هەبوونی مۆڵەت کۆمەڵەیان [ جەمعییە] پێکهێناوە یاخود کۆبوونەتەوە، بۆ دادگا بران، لەوێشدا دەبوایە خۆیان لەبەردەم وڵات و ئەوانەشی کە لە دەسەڵاتا بوون، بەیانبکردایە،  سەرسام نەبوون بەو شەرعییەتەی شانازیان پێوەدەکرد کە وەرگێڕەکانیشیان هەر وابوون؟  ئەمە چ جۆرە پیلانێکی قێزەوەندانەیە ! چ بەرگرییەکی قیزەوەندانەیە!  من ئەمە بۆ ئێوە بەجێدەهێڵم کە حوکمی لەسەر بدەن. …..دوای کردنی چەند دیبەیتێك بە دەنگی بەرز ئایا دەتوانین نکوڵی ئەوە بکەین کە لە دڵ و دەروونی  نوێنەرەکانمانا هیچ ئایدیایەك، مەیلێك، یاخود سیاسەتێك لە سیاسەتەکانیان هەبووبێت،  جگە لە ئایدیا و مەیل و سیاسەتەکانی حکومەت؟

هەروەها، سوپاس بۆ ئەوان، ئێستا بابەتی دیمۆکراسیی لاوە، هەروەك چۆن جاران لیبرالیزمی کۆن بوو، دوو قوتابخانە هەبوون کە لە هەوڵی لێکدان و نزیکبوونەوەدا بوون کە دەبێ زۆر لەخۆمان بکەین بۆ هاوتاکردنیان: هەموو خەڵك لە خۆ دورخستنەوەن لە هەردوو لایان. وتەیەك هەیە کە دەڵی، راستیی، ماف و  سەربەستیی، نە لە سەر ئەملان، نە لە سەر ئەوی تر.

کەواتە  ئەمە بابەتێکە و ئاشکراکردنی بۆ دونیا  لەڕێگای هێنانەوەی بەڵگەی  ڕاسستیەوە کە ئایدیاکە و دروستیی خودی ئایدیاکان بۆ خەڵکانی مۆدیرن، زەروورییە  بۆ بە شەرعیکردنی تەماح و ئارەزوویەکی ڕیفۆرمکارانە  و هەروەها مافیان لە باڵادەستیی و سەروەرییشدا. ئایا مافی گشتی دەنگدان ڕاستییە یاخود حیکایەتێکی خەیاڵییە؟  دووبارە جارێکی تر ئەمە مەسەلەیەکە سنوری بۆ کێشراوە، هەروەها ئەوەش ئاشکرایە کە وێڕای  پرسی کار  زۆر کەمیان  بە جددی وەریدەگرن.

ئەمە گرفتی ڕوونکردنەوەی دیمۆکرسییە بۆ چینی کرێکاران، کاتێك کە پارتی دەچێتە ژیانی سیاسییەوە کە چی ڕوودەدات، هاوکاتیش هۆشمەندی کافی نە بۆ خۆی و نە بۆ ئایدیاکانی نییە و  دەنگیان  داوە بەو ناوانەی کە نوێنەرایەتیان ناکەن. کاتێك  کە چینی باڵادەست ئاڕاستەی خۆی لە بزوتنەوەکەدا لە دەستدەدات، ئەوە کاری ئەوانەی خوارەوەیە کە لە دەستی وەرگرێت، کە ئەوەش نەکرا ئەوە دەگەیەنێت کە خەڵکێك کە توانای نوژەنبوونەوەی خۆی لە ڕیگای مێتودی بەیەکدواداهاتنی مانەوەیەوە نەبێت،  ئیتر خۆی دووچاری مردن دەکات.  ئایا دەتوانم بوێریی ئەوەم هەبێت کە بڵیم ئەوە گرفتی ڕەشە خەڵکەکەی فەرەنسایە کە تێبگەن  ئەگەر لە ساڵی 1869 بچوایە بە مێشکیانا، ئایا دووبارەی برانەوەی  جەنگێك بۆ  بەرژەوەندی بەڕیوەبەرەکانیان، دەکرا؟   هەر وەکو  لە ساڵی 1863-1864 کرا، ئایا ڕزگاریی، ئازادیی بۆ نیو چەرخ دوائەخرا؟

برادەرانم گومان لەوەدا نییە، دەربڕینی ئەو ناڕەزاییە  کە لە ڕێگای بە بە بەتاڵی خستنی  وەرەقەی هەڵبژاردنەوە بۆ ناو صندوقەکان، ئەنجامدرا، زۆر بە کەمی تێگەیشتنی لێکرا و هەژارانەش مەبەستەکەی دەركپێکرا ….. بەڵام ئەمە بەرچاوکەوتنێکی ڕەهایە لە ناهاوجوتێتی یاخود لە ناڕێکێتیی لە نێوانی سیستەمێکی بەسەرچوو و ئارەزوومەندترین هیواو تەماحمانا، ئەم فیتۆ کۆمەڵایەتیەی ڕەتکردنەوە کە  لە لایەن ئێمەوە دژ بە کاندیدە قێزەوەنەکان، کرا، ئەمە شتێکی کەمتر نییە لە بانگەشەکردنی نەزمێکی نوێ لەشتەکان یاخود بە ئاگاهاتنەوەمان و دەرککردنمان بەوە کە ئێمە پارتی ماف و ئازادیین و کارێکی ڕێزدار و جددیە لە چوونە ناو ژیانی سیاسیانەمانەوە.  لەمەش زیاتر بوێریی  وتنی ئەوەم هەیە کە بڵێم دونیای کۆن ئیشارەتی ئەوەی داوە و  لە ڕمانی حەتیمیدایە.

…………………………………..

*بەداخەوە کە ئەم نامەیە هیچ بەروارێکی لەسەر نییە و نازانین پرۆدۆن کەی نوسیوێتی .  وەرگێڕ

 

ئیسرائیل و خۆپشاندان

ئیسرائیل و خۆپشاندان

25/07/2020

شەقامەکانی ئۆرشەلیم لە مانگی ئایارەوە لە خۆپیشەندەران بەتاڵ نەبوون.  بە بەردەوامی لەسە پرسی جیا جیا خەڵکی ڕژاونەتە سەر شەقامەکان.  لە سەرەتادا سەبارەت بە دادگاییکردنی سەرەكوەزیران ، نێتەناهوو ، لەسەر گەندەڵی کە بە سەدەها هەزار دۆلار بەرتیلی لە شیوەی خەڵاتی جیا جیادا لە برادەرە ملیاردەرەکانی وەرگرتووە هەروەها دەستوەردان لە یاسای  میدیای ئیسرائیل دا سەبارەت بە بڵاوکردنەوەی هەواڵ کە خزمەت بە خودی خۆی و پلانەکانی بکات.

ئەم خۆپیشاندانانە وردە وردە لە زیادبونابوو دوای هاتنی نەخۆشی کۆرنا کە حکومەتی ئیسرائیلی گرنگی و بایاخی لە لە پارێزگاریکردنی ژیانی هاووڵاتییانیدا، پێنەدا.  لە وڵاتێکی 9 ملیۆن کەسیدا ، لە وڵاتیکدا کە گەورەترین هێزی سەربازی لە ڕؤژهەڵاتی ناویندا هەیە ، لە وڵاتێکدا کە دەزگەی سیخوڕی ئەوەندە بەهێزە کە ئەمەریکا و بریتانیا لەییانەوە فێر دەبن و هاوکاریان دەکرێت ، زیاتر 58 هەزار کەس تووشبووە و442 کەسیش گیانیان لەدەستداوە .  نەهامەتییەکانی کۆرۆناش بێکاری بە ڕێژەی لە سەدا 20 سەرخستووە.

لە هەفتەی پێشووەوە کە شەپۆلی دووهەمی کۆرۆنا گەڕاوەتەوە بۆ ئیسرائیل ، حکومەت بڕیاری دا کە چێشتخانەو بارەکان و یانەکانی شەوان دابخات و هاوکاتیش ڕۆژی 4 شەمە پەڕلەمان دەسڕۆییەکی [ صەلاحیات] زیاتری دا بە حکومەت لە بەکارهێنای یاسای ئیمێرجنسیدا.

بەم هۆکارانە بە هەزارەها خەڵک هاتنە سەر شەقامەکان هەر لەبەر ئەمەش پۆلیس چەکی فشاری ئاوپرژێنی دژە بە خۆپیشاندەران بەکارهێناو و هاوکاتیش 55  کەسی لێگرتوون.

 

ژنکوشتن لە تورکیا

ژنکوشتن لە تورکیا

23/07/20

ئەو وێنەیەی سەرەوە، وێنەی Pınar Gültekin کە کچێکی گەنجی 27 ساڵە  لە لایەن دۆستە ژندارەکەیەوە کوژراوە بە شێوەیەکی یەکجار دڕندانە. هەندێك لە فێمەنیستەکان لە ڕۆژی 19ی ئەم مانگەدا پرۆتێستێکیان ئەنجامدا بۆ یادەکردنەوەی Pınar و دژایەتتیکردنی ژنکوشتن .

بە گوێرەی راپۆرتێکی 2009 لە سەدا 42 ژنانێك کە تەمەنیان لە نێوانی 15 ساڵ بۆ 60 ساڵە بە دەستی توندوتیژی جەسەدی یاخود سێکسشیۆڵی، ناڵاندویانە.

لە ساڵی 2019 دا 474 ژن، کە هەفتانە دەکاتە زیاتر لە 9 ژن،  بە زۆری لە لایەن مێرد و کەسوکاریانەوە کوژراون . زیاتر لە ئەم ژمارەیە بۆ ئەمساڵ 2020 پێشبینی هەڵکشانی دەکرێت بە هۆی بارودۆخی کۆرۆناوە کە بووەتە هۆی کەرەنتینەکردنی خەڵکی لە ماڵەوە.  جگە لە توندوتیژی لاقەی جنسی کە بووەتە دیاردەیەکی ئاسایی لە تورکیا بەهۆی لێنەپرسینەوەی پیاوانەوە، ئەگەریش ڕووبەڕووی بەرپرسیاریی بووەوە ئەوە گەر ئامادەیی مارەکردنی قوربانییەکەی هەبێت ، ئەوە سزاکەی لەسەر هەڵدەگیرێت.

لە وڵاتێکدا کە سەرەك کۆمارەکەی ، ئەردۆگان، و ئاکەپە بڵێن ئەوەی کە ئافرەت دەیکات بێ ڕەوشتییە و شووڵهەڵکێشانە و یاری پێکردنیانە لە لایەن کۆمۆنێتی فێمەنیست و هاوڕەگەز خوازانەوە ، کە ئەمەش زۆر هەڵەیە، یاخود   خودی ئەردۆگان ، بڵێت  ”  ژنان یەکسان نین بە پیاوان و ئەوانەشیان کە منداڵیان نییە، نوقسانن”   هەروەها کۆنە سەرەكوەزیران، بینالی یاڵدریم بە لایەنگرانی خۆیانی وتوە ” ئەو ئافرەتانەی کە پۆشاکی کورت لەبەردەکەن لە بری ئەوەی هێڕشی جەسەدییان بکەنە سەر، ئەوە لەسەر شەقامەکان بە دەمی هەراسانیان بکەن”   جا کە سەرەکكۆمار و سەرەكوەزیران ئەمە بۆچون و ڕایان بێت لە میدیای فەرمی و نافەرمییەوە ئتر چی تر چاوەڕاون دەکەیت ، جگە لە کوشتنی زیاتری ئافرەتان؟!!!

کاتێک کە پیاوان بە کاری توندوتیژی هەڵدەستن و دەدرێنە داگا ، گەر پۆشاکی جوان لەبەر بکەن، بە ڕەسمیانی ئیسلامیانە بچنە پێشەوە سزاکانیان لەسەر کەمتر دەبێت.

لەگەڵ هەموو ئەو توندوتیژییەشدا هێشتا ڕێژەی جیابوونەوە، ڕۆژ بە ڕؤژ لە زیادبوندایە.

نامەیەکی مارکس بۆ پرۆدۆن کاتێک کەلە پاریسە ، داوای لێدەکات کە بەشداری لە دەستەی [عوسبەی] شیوعیدا بکات*  

نامەیەکی مارکس بۆ پرۆدۆن کاتێک کەلە پاریسە ، داوای لێدەکات کە بەشداری لە دەستەی [عوسبەی] شیوعیدا بکات*

و: زاهیر باهیر

برۆکسل

05/05/1846

خۆشەویست پرۆدۆن:

لەو کاتەوەی کە پاریس-م بەجێهێشتوە لەبیری ئەوەدام کە نامەت بۆ بنوسم بەڵام بارودۆخەکە، کە بەدەر بوون لە کۆنترۆڵم، بەربەستبوون لە نوسینیا.  زیادەسەرقاڵی و بێزاریم و هاوکاتیش  گواستنەوەم بۆ خانویەکی دیکە، ئەمانە هۆکارەکانی بێدەنگیم بوون، تکایە باوەڕم پێبکە.

وێڕای هەموو ئەوانەش ئێستا بە هاوکاری  دووان لە برادەرەکانم ، فردریك ئەنجلس  و فلیپ جیگۆت ، Philippe Gigot ، (کە هەردوکیان لە برۆکسلن) ، کۆمیتەیەکم  لە بەردەوامبوونی نامەگۆڕینەوەدا لەتەك کۆمۆنیستە ئەڵمانییەکان و سۆشیالیستەکانا ڕێکخستوە نەك هەر تەنها بۆ مەبەستی لێدوان لە پرسە زانستییەکان، هەر ئاواش بۆ پێداچوونەوەی نووسینە فرە خوێنەرەکان و پڕوپاگەندەی  سۆشیالیستیی، وەکو ئامرازێێك بۆ کەڵکوەرگرتنی لە ئاڵمانیا.  ئامانجی سەرەکی نامە گۆڕینەوەکانمان هەرچۆن بێت بۆ پەیوەستبوونەوەی سۆشیالیستە ئاڵمانەکانە لەگەڵ سۆشیالیستە فەرەنسی و ئینگلیزەکانا بۆ ئاگەدارکردنەوەی بێیانەکان لە بزوتنەوەکانی  سۆشیالیستیی لە ئەڵمانیا و هەروەها بەئاگاهێنانەوەی  ئەڵمانەکانیش لە ئەڵمانیا سەبارەت بە گەشەکردنی سۆشیالیزم لە فەرەنسا و ئینگلتەرەدا.  ئا لەم ڕێگایەوە جیاوازییەکان دەتوانرێت ڕۆشناییان بخرێتە سەر، لەم بارەشدا کەسەکان دەتوانن ئاڵوگۆر لەبارەی ئایدیاکان و ڕەخنەی بێ لایەنانەیان دەستگیربێت.  ئەمە هەنگاوێکە کە بزوتنەوەی سۆشیالیستیی دەبێت لە دەربڕینە ئەدەبییەکانیا بینێت تاکو لە سنوردارێتی نەتەوەیی ڕزگاری ببێت.  هەروەها لە چالاکی و کاری ئێستادا بە دڵنیاییەوە زۆر بە سوودە بۆ هەموو کەسێك کە بە ئاگابێت لەم پرسانە کە لە دەرەوەن ئەوەندەی کە بە ئاگان لە پرسەکانی  نێو وڵاتانی خۆیان.

نامەکانمان هەر بە تەنها بۆ کۆمۆنیستەکان لە ئەڵمانیا، نییە، بەڵکو بۆ سۆشیالیستە ئاڵمانەکانیشە لە  پاریس و لەندەنیش.  لە ئێستاشدا پەیوەندیمان لەتەك ئینگلیزەکانا  دروستبووە.  سەبارەت بە فەرەنساش ئێمە هەموومان باوەڕمان وایە لە خۆت  باشتر کەسێکی دیکە نادۆزینەوە.  خۆتیش ئەوە دەزانیت ئینگلیز و ئەڵمانەکان ڕێز و تەقدیری تۆ زیاتر لە پیاوانی وڵاتەکەی خۆت دەگرن.

ئا لێرەدا تۆ مەبەستەکە دەبینیت، کە ئافراندنی گۆڕینەوەی نامەکانە  بەڕێكوپێکی و زامنکردنی ڕێگاکانی دووکەوتنی بزوتنەوەی سۆشیالیستییە لە وڵاتانی جیا جیادا تاکو بەرەنجامێکی دەوڵەمەند و هەمە چەشنەی ئاوای هەبێت کە هیچ تاكێك ناتوانێت بە تەنها بەخۆی، بەدەستیبهێنێت.

گەر تۆ پێشنیارەکانمان پەسەندبکەیت، پارەی پوولی نامەکانی  کە پێت دەگات و هەروەها ئەوانەشی کە دەینێریت، لای ئێمەوە دەدرێت، چونکە ئەو پارەیەی کە کۆکراوەتەوە لە ئەڵمانیا حسابی دانی  پارەی ئاڵوگۆڕکردنی نامەکانیشن لە هەردوو لاوە.

لە ناردنی نامەکانتا تۆ ئەم ئەدرێسە لۆکاڵییە بەکاردەهێنیت: M. Philippe Gigot, 8 rue Bodenbrock. . هەر هەمان ئەدرێسیشە بۆ ناردنی ئەو نامانەی کە لە برۆکسل-وە دەنێررێت.

پێویستم بەوە نییە ئاماژە بەوە بکەم کە هەموو نامە ئاڵوگۆڕکراوەکان لە لایەنی تۆوە، دەبێت تەواو زۆر نهێنیانە بن، چونکە پێویستە زۆر بە ئاگا بین لە کەشفنەکردنی برادەرکانمان لە ئەڵمانیا.

تکایە بە زویی وەڵامبدەرەوە،  هەروەها متمانەی دڵسۆزی برادەرایەتیمان قەبوڵ بکە.

دڵسۆزی خۆت

کارڵ مارکس

……………………………………………..

*بەداخەوە ئەوەی کە لە ئەدەبیاتی مارکسیی و ئەنارکییستیدا دەردەکەوێت تەنها ئەم نامەیە و وەڵامەکەی پرۆدۆنە بۆ مارکس، نەك هەر لە زمانی ئینگلیزیی بەڵکو لە زمانی ئیتالیی و فەرەنسیشدا. کاتێکی زۆرم بۆ دۆزینەوەی نامەکانی دیکەی نێوانیان، تەرخان کرد بەڵام لەم دوانەی کە لەبەردەستدایە چ نامەیەکی دیکەیانم بەرچاو نەکەوت.  تەنانەت دوو هاوڕێم ئەرشێف و ئەدەبیاتی ئەم دوو ئاراستە سیاسییەی لە ئەدەبیانی ئیتالی و فەرەنسی-دا پشکنی، ئەوانیش هیچی دیکەیان لەم دوو نامەیە زیاتر نەبینی.

جێگای سەرسوڕمانە، چونکە نامەکانی هەردوکیان ئاماژە بەوە دەکەن کە نامەی دیکە لە نێوانی هەردوکیاندا ئاڵوگۆڕ کراون.  دوای ئەوەش ناکرێت لە ماوەی 19 ساڵدا ( 1846 تاکو 1865 )  کە پرۆدۆن مردووە نامەی دیکە لە نێوانیانا نەبووبێت.

هۆکاری دەرنەکەوتنی نامەکانی دواتریان زۆر ناڕوونە. رەنگە بگەڕێتەوە بۆ چەند  هۆکارێك کە لەوانە ڕەنگە بە هۆکارێك ئەو نامانە لە ئەرشێف دەرهێنرابێتن و لەناوبرابن ، یاخود ڕەنگە هەر لە سەرەتادا ئەرشێف نەکرابن ، ڕەنگیشە هۆکاری دیکە هەبێت کە بۆ من لە ئێستادا، ئاشکرا نییە.

دیارنەمانی نامەکانی دیکەی نێوانی مارکس و پرۆدۆن هەرچی هۆکارێکی هەبێت جێگای داخە و شاردنەوەی شاکارێکی هزریی گرنگی ئەم دوو مەزنە پیاوەن کە هەر یەکەیان سەبارەت بە هزر و ڕێڕەوی خۆیان، ڕۆڵی گەورە و شوێنی دیاریکراوی خۆیان هەبووە و هەیە.  وەرگێڕ.

 

Why anarchism isn’t a popular idea

Why anarchism isn’t a popular idea

By: Zaher Baher

June 2020

I am sure that many people have written about this subject before. However, this is one of the major questions where the more we write about it, the more clarification and explanation is needed

To start, we need to ask a couple of questions: What kind of system do we live under? What does the system actually want

We live under the most powerful and brutal system that recent history has seen, and it is a global system too. It does not miss any opportunity to strengthen and renew itself, anytime and anywhere. Neither the   systems of feudalism and slavery had this strength, or a global reach, so they both remained local systems

The capitalist system does not just create different laws and tools to maintain its survival, it manages to contain and control anything that has ever been built or made. Its tools are used to serve the system in one way or another, and if it can’t co-opt an idea or movement, it can defuse and distort it easily through its mainstream media and social media

Capitalism has developed all kinds of bodies, such as the parliamentary system, media, markets, political parties, spy networks, military, police, banks and other financial institutions, many hierarchical institutions, non-governmental organizations (NGOs), charities, businesses, nationalism, religion, media and sports.  In addition, the state encourages useless demonstrations and protests to continue, although with much restriction:  watching, photographing and monitoring the participants. In doing so, the state can at least benefit in a couple of ways: it knows that it is a good way for people to take out their anger and frustrations with no result. Through these demonstrations and protests, the state can discover the identities of these activists, leading them to be watched, monitored and put on a blacklist

The capitalist system is not just an economic system, it is an entire system that includes all of these bodies I mentioned above. All of them serve the system in different ways, while also operating to reject any serious and effective ideas or activities which might undermine capitalism

All of these institutions have been built on a hierarchical system. The job of these institutions is not just to allow the people at the top to make all the decisions, but to make the individuals at the bottom voiceless, and completely dependent on those at the top. The purpose of these institutions is to make people forget their individual minds, their ideas and interests, their creativity, and finally their agency to change society

In short, the system uses its media to persuade people to do more shopping and to consume unnecessary goods through bombarding people with adverts, while also putting them in debt. It tries to convince people that this is the best and only type of life, and that exploitation, poverty, homelessness and unemployment have always existed throughout history

This is the system we live under. It forces us to do whatever it wants and imposes on us whatever conditions suit itself

Anarchism does not just totally reject all of these conditions and restrictions, it rejects the system itself that created all of these. Anarchism is the only real enemy of the system, and it struggles and fights it in different ways. The state, the politicians, and the liberal and neo-liberal economists all know this reality

While the theories and strategies of anarchism, are very well known by the state, the majority of the general population does not recognise or understand what anarchism actually is. Those who are familiar with the idea find it strange and unworkable. They do not believe that society can be organised by the people themselves, nor do they believe that a classless and non-hierarchical society can be achieved

People have difficulty understanding that it’s possible for them to run an entire society and make their own decisions for themselves. But this is not just possible, it has happened throughout history. People don’t think that without managers and directors, they themselves could do all the work in every department:- from the NHS, to education, transport, construction work, agriculture, shops and supermarkets, municipalities, and other services in the society

We are the people who create the capital and the capitalists in the first place, not the opposite. If you put all of the world’s billionaires in a house for a year, along with all of their money, they couldn’t make a penny

The politicians and media always remind us that it’s the rich who maintain society, creating work that brings prosperity to all of us, so we must be grateful to them. In fact, these bodies are hiding the truth from us that work and the workforce came first, and money and capitals came second. In other words, it is the work and the workforce that creates the wealth that maintains the state and capitalists.  The history of human beings has shown that people have lived without the state and capitalism

There is another factor as to why anarchism is not popular. We are not as active as we need to be. We are divided between ourselves, instead of having solidarity and support for one another, we criticise each other and write about each other. Although, we call ourselves the real fighters against the system, many of us have probably adapted a capitalist mentality, or are under great influences of it. We do not communicate often, even with our comrades. We are individualist, cutting ourselves off from our communities.  We do not share our communities’ problems and we do not participate when they are fighting for their demands. We believe in mass or social revolution, yet we marginalise ourselves by staying in a corner, either doing nothing or very little, but still calling ourselves active anarchists

Zaherbaher.com

 

 

 

 

 

 

کورتەیەك لە ژیان و کارەکانی پرۆدۆن

کورتەیەك لە ژیان و کارەکانی پرۆدۆن

و: زاهیر باهیر

بەشی نۆیەم :

هەر ئاواش پرۆدۆن دیکتاتۆرییەتی ڕەتکردۆتەوە، لە 1860کانا وتویەتی ” من هەمیشە هەرچی بم  … کۆمارییەك، هەتا دیمۆکراتییەك، هەروەها لە مامەڵەدا سۆشیالیستێك، دەبم ” .

 Henri de Lubac لەچەمکە ڕەخنەییەکانی پرۆدۆنا، ئەرگویمێنتی ئەوە دەکات سەبارەت بە دیمۆکراسی و دەڵێت ” نابێت ڕێگە بدەین ئەمانە بمانخەڵەتێنن، سوکایەتیکردنەکانی بە دیمۆکراتی ئەوانە نین کە دژە شۆڕش بن. ئەو ، وەکو خۆی دەلێت،  ڕەخنەکانی ئاراستەی ، ‘ دیمۆکراسی ساختە ‘ کردووە … ڕەخنەکانی هێڕشیان کردۆتە سەر دیمۆکراتی ساختەی لیبراڵیانە کە ‘ ئابووریی و کۆمەڵایەتیی’ نەبووە… هەروەها ‘ دیمۆکراسی جەیکوبییەکان’ یش.  پرۆدۆن ” نەیویستووە دیمۆکراتی تێکبشکێنێت، بەڵکو تەواوکردنی کارەکانی 1789ی ویستووە و ”  لە کاتێكدا ” ئەو جەدەلی دژایەتی ‘ دیمۆکراسی کۆنی ‘ کردووە وەکو دیمۆکراتییەکەی ڕۆبسپیر و مەرات،  Robespierre و  Marat” ئەو بە بەردەوامیی بەراوردی  نێوانی  کردوون بە واتای ئەو ‘ دیمۆکراتی لاو’  ‘ دیمۆکراتی کۆمەڵایەتی بووە’.

بە گوێری مێژوونوسی ئەنارکیزم George Woodcock هەندێك هەڵوێستی پرۆدۆن کە هەیبووە ” ناوازە بووە لەگەڵ ناساندنی ئەنارکیزمدا”  جۆرج ودکۆك لێرەدا ئاماژەی بە پێشنیارەکەی  پرۆدۆن کردووە، کە هەر هاووڵاتییەك دەکرێت ساڵێك یاخود دووان خزمەتی میلیشیانە بکات. پێشنیارەکەش  لە پڕۆگرامی شۆڕشگێڕیدا دەرکەوتووە کە لە مانیفێستێکی هەڵبژاردنا کە لە لایەن پرۆدۆنەوە دەرکراوە لەو کاتەی کە داوای لێکرا کە پۆستێك لە حکومەتە کاتییەکەدا، وەرگرێت.  تێکستەکە ئاوا دەخوێنرێتەوە:

(خزمەتی میلیتەری لە لایەن هەموو هاووڵاتیانەوە پێشنیارێك بوو وەکو جێگرەوەیەك [ ئەڵتەرنەتیڤ] کە ناونوسبکرێن بۆ میلیتەریی و مەشقکردن  بۆ ” شوێنگرتنەوە”  لەلایەن  ئەوانەی کە خۆیان لە خزمەتکردن دەپارێزن) .  لە هەمان دۆکۆمێنتدا  کە پرۆدۆن پێناسەی ” فۆرمی حکومەتی” کردووە، ئەو پێشنیاری ” ناوەندگەرایی کە هاوشێوە و لە بەرانبەری ناوەندگەرایی دەوڵەتە، کردووە، بەڵام لەوێدا کە هیچ کەس ملکەچی ناکات، هیچ کەس وابەستەی نابێت هەروەها هەموو کەسێك سەربەست و خاوەنی سەروەرییە”

درێژەی هەیە

کورتەیەك لە ژیان و کارەکانی پرۆدۆن

کورتەیەك لە ژیان و کارەکانی پرۆدۆن

و: زاهیر باهیر

بەشی هەشتەم :

کارڵ مارکس 

پرۆدۆن هیچ ڕەخنەیەکی ئاشکرای لەناو خەڵکدا لە مارکس یاخود مارکسیزم  نەگرتووە.  لە ژیانی پرۆدۆنا مارکس تا ڕادەیەك نەناسراو بووە.  لە دوای مردنی پرۆدۆن، مارکسیزم بووە بزوتنەوەیەکی گەورە.   لەگەڵ ئەوەشدا پرۆدۆن ڕەخنەی لە سۆشیالیستانی دەسەڵاتخوازی سەردەمی خۆی گرتووە، لەو کەسانەش سۆشیالیستی دەوڵەتخواز لویس بلانك، کە پرۆدۆن سەبارەت بەو وتوویەتی ” لیمگەڕێ با پێت بڵیم تۆ  خۆشییت نە بە کاسۆلیکیزم و نە پاشایەتی و نە نوبەلایی-دا [ نۆبڵ]  دێت ، بەڵکو تۆ دەبێت خوات هەبێت، دینێك، دییکتاتۆرییەت، ڕەقابە، قوچکەیی،  جیاوازیی و پێگە و  پلەکاریت هەبێت. بەڵام من نکوڵی لە خواکەت، دەسەڵاتەکەت، سەرەوەرییەکەت ، دەوڵەتە قەزاییەکەت  هەروەها هەڵخەڵەتاندنی نوێنەرایتیەکەشت، دەکەم “.

ئەوە کتێبەکەی پرۆدۆن بوو : موڵکییەت چییە ؟  کە مارکسی لاوی قەناعەت پێکرد کە موڵکیەتی تایبەتیی دەبێت هەڵوەشێنرێتەوە.

مارکس لەیەکێك لە کارە سەرەتاییەکانیا، عایلەی موقەدەس، وتویەتی “‘ نەك هەر ئەوەی کە پرۆدۆن بە تەنها سەبارەت بە بەرژەوەندی پڕۆلیتارییەکان دەنوسێت ، ئەو خودی خۆی پڕۆلیتاریایە و دوورخراوەیە. کارەکانی مانیفێستێکی زانستانەی پڕۆلیتاریای فەرەنسایە ” .  لە گەڵ ئەوەشدا مارکس لەگەڵ ئەنارکیزمەکەی پرۆدۆنا نەدەهاتەوە و لە دواییدا ڕەخنەیەکی توندی خراپی لە سەر پرۆدۆن بڵاوکردەوە لەژێر ناوی  کتێبی هەژاریی فەلسەفە بۆ پوچکردنەوەی کتێبی فەلسەفەی هەژاریی پرۆدۆن.

لە نامەکانیانا پرۆدۆن ناڕەزایی خۆی سەبارەت بە دەید و بۆچونەکانی مارکس دەربارەی  شۆڕش، دەربڕی ” ….بۆ ئەوەی سەرکەوتوبین باوەڕم وایە پیویستمان بەوە نییە، ، نابێت سەرەنجام چالاکی شۆڕشگێڕانە وەکو ئامرازەکانی کردنی ریفرۆمی کۆمەڵایەتی بخەینە بەردەست، چونکە ئەو ئامرازانە ئەوە نیشادەدات کە داخوازی بەکارهێنانی زۆر و توندووتیژییە،  بەکورتی ، پێچەوانەیە”

نەتەوەیی/ قەومیی، میلیتەریی و جەنگ

پرۆدۆن دژ بە عەسکەرتاریی [ میلیتەریی]  و دیکتاتۆرییەت و جەنگ بووە، ئەو جەدەلی ئەوەی کردووە ” کۆتاییهێنانی عەسکەرتارییەت ئەرك و پەیامی چەرخی نۆزدە بوون، لەژێر ناوی ئازاریی بێ سنوری وێرانکاریی و بۆگەنکردنییەوە.” ئەوەش ” کرێکاران بە تەنها بەخۆیان توانای ئەوەیان هەیە کە کۆتایی بە جەنگ بهێنن بە دروستکردنی سیستەمی  یەکسانی ئابوورییانە و ئەم گریمانەش شۆڕشێکی ڕادیکالانەیە لە ئایدیاکان و ڕەوشتیش”   هەر وەکو Robert L. Hoffman تێبینی کردووە: جەنگ و ئاشتی ” بێ هیچ چەندووچونێك جەنگ بە سەرەکۆنەکردنی، کۆتایی دێت “   و بەرەنجامی قسەکانی ” جەنگ زەمەنی بەسەرچووە”  فەیلەسوفی مارکستی John Ehrenberg  بە کورتی هەڵوێستی پرۆدۆنی ئاوا هەڵسەنگاندووە:

ئەگەر زوڵم و زۆر هۆکاری جەنگ بێت، ئەوە دەردەخات بەیەکادانەکان و شەڕەکان ناتوانرێت لەناوببرێن هەتا ئەو کاتەی کە کۆمەڵ ڕێکدەخرێتەوە لەسەر بناخەی یەکسانی .  پرۆدۆن ویستویەتی ئەوە بسەلمێنێت کە سەردەم و دەسەڵاتی ئابووریی سیاسیی کە دەبێتە سەردمی ئاشتیی، لەبەر ئەوە گرانە کە باوەر بەوە بکرێت  کە خەڵك باوەڕیان وابووە کە ئەو [پرۆدۆن] بەرگریی لە عەسکەرتارییەت دەکرد.

پرۆدۆن جەدەلی ئەوەی کردوە لە سای ڕژێمی کۆمەکیی/ هەرەووەزیی ” چی تر شوناسنامەی نەتەوەیی، نیشتمان یا نیشتمانی باوك، نییە.  بەمانا سسیاسییەکەی،  ئەم وشانە دەگەیەنن:  یانی بەتەنها شوێنی لە دایکبوون دەگەیەنن.  مرۆڤ لە هەر ڕەگەز و بنەچە و ڕەنگێك بێت  دانیشتویەكی ئەم گەردونەیە، مافی هاووڵاتیبوونی لە هەموو شوێنێك هەیە و بەدەستدەهێنێت”  

درێژەی هەیە