All posts by Anarchistan ئەنارکیستان

Kurdistan Anarchists Forum - KAF سەکۆی ئەنارکیستان

جان باختگان آنارشیست شیکاگو و منشاء روز اول ماه مه، همراه با نوشته ای از ماخنو و معرفی تشکلات و مطالبات آنارکوسندیکالیستی

جان باختگان آنارشیست شیکاگو و منشاء روز اول ماه مه

همراه با نوشته ای از ماخنو و معرفی تشکلات و مطالبات آنارکوسندیکالیستی

اول ماه مه برابر با ١١ اردیبهشت (یا ثور در افغانستان) چنان وارد جنبش کارگری و مبارزات زحمتکشان سراسر جهان شده است که دولت ها و استثمارکنندگان را گریزی از آن نیست، هر چند برخی از آن ها این روز را به عنوان یک روز تعطیل با پرداخت دستمزد پذیرفته اند، اما بسیاری هنوز بر این موضوع گردن نمی گذارند.

اول ماه مه در ایران تعطیل نیست، این در حالی ست که دولت این کشور چندین روز را در سال به مناسبت های دینی به تعطیل رسمی بدل کرده و بودجه های هنگفتی به روضه خوانی و ترویج خرافات و سینه و زنجیرزنی و اقداماتی از این قبیل اختصاص داده است. کارگران و استثمارشوندگان در ایران و دیگر کشورهای دیکتاتوری، علیرغم تمام محدودیت ها و خفقان ژرف سیاسی که دولت ها اعمال می کنند، به انحاء گوناگون روز اول ماه مه را پاس می دارند و همبستگی خود را با دیگر هم زنجیران در سراسر گیتی اعلام می نمایند.

اول ماه مه روز تمام کارگران و همەی استثمارشوندگان در سراسر جهان و طبعاً در ایران، افغانستان و دیگر کشورهای فارسی زبان است. بدین مناسبت تاریخچه کوتاهی از چگونگی پیدایش اول ماه مه، همراه با زندگی نامه ی آنارشیست هایی که در آمریکا در رابطه با مبارزات کارگری جان باختند یا محکوم به زندان شدند در زیر آمده است. آن گاه نوشته ی کوتاهی از نستور ماخنو، آنارشیست اُکرائینی در رابطه با اول ماه مه به فارسی برگردانده شده است. معرفی یک تشکل آنارکوسندیکالیستی همراه با اصول و مطالبات آن و در آخر اساسنامه ی انجمن بین المللی زحمتکشان که تشکل جهانی آنارکوسندیکالیست هاست از دیگر بخش های نوشتار زیر هستند.

رهایی کارگران و تمام استثمارشوندگان فارسی زبان نیز مانند دیگر هم زنجیرانشان در سراسر جهان، به گونه ای کاملاً مستقل از تمام دولت ها و احزاب سیاسی و طرح مطالبات برحق خویش میسر است تا آنان سرانجام بتوانند در یک انقلابِ در آن واحد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، بساط استثمار و ستم را برچینند و با تشکلات فدرالیستی بر سرنوشت خود حاکم گردند. کارگر و استثمارشونده ای که سرنوشتش را به یک دولت حتا به ظاهر انقلابی یا یک حزب از هر گرایشی بسپارد فقط بر تداوم بردگی و استثمار خود مُهر تأیید می زند.

ن. تیف

اردیبهشت ١۳۹۲ – مه ۲٠١۳

 

***

جان باختگان شیکاگو و منشاء روز جهانی کارگر

 

روز اول ماه مه ١۸۸۶ مبارزات سندیکایی کارگری به دویست هزار زحمتکش آمریکایی اجازه داد تا به مطالبه ی خود برای هشت ساعت کار در روز برسند. اما سی صد و چهل هزار نفر دیگر مجبور به اعتصاب شدند تا همین مطالبه را به کارفرمایان بقبولانند.

یک تظاهرات کارگری در روز ۳ مه منجر به مرگ سه کارگر اعتصابی شد که در کارخانه ی مک کورمیک هاروستر در شیکاگو کار می کردند. تظاهراتی در میدان هایمارکت عصر روز بعد در اعتراض به کشتار کارگران صورت گرفت. در حالی که همه متفرق شده بودند، حدود دویست تظاهرکننده هنوز در میدان مانده بودند و به همین تعداد هم مأمور پلیس در آن جا وجود داشت. ناگهان بمبی در میان نیروهای پلیس منفجر گردید که منجر به مرگ چند نفر از آنان شد.

فدراسیون مشاغل سازمان یافته و سندیکاهای زحمتکشان (FOTLU) که پدربزرگ فدراسیون کار آمریکا (AFL) است، در سال ١۸۸١ بنیان گذاری شد. این فدراسیون فقط دارای پنجاه هزار عضو بود که کارگران ماهر، مرد، سفیدپوست و آمریکای الاصل بودند. این فدراسیون در یکی از کنگره هایش تصمیم گرفت تا مطالبه ی هشت ساعت کار در روز را به خواست اصلی خود بدل نماید و روز اول ماه مه ١۸۸۶ تظاهرات بزرگی برای آن تدارک ببیند. برای این تظاهرات چنان کارزاری برپا شد که خود موجب تقویت فدراسیون گردید. از همان آوریل ١۸۸۶ چند شرکت تصمیم گرفتند که هشت ساعت کار در روز را بدون کاهش دستمزد بپذیرند و این موضوع دویست هزار کارگر را در برگرفت.

در همان سال ١۸۸۶ تشکلی به نام سواران کار (نام کامل: The Noble & Holy Order of the Knights of Labor) که در سال ١۸۶۸ با پیوندهای قوی فراماسونری تشکیل شده بود، دارای هفتصد هزار عضو بود. این تشکل همەی کارگران سفید یا سیاه پوست، مرد یا زن، آمریکایی یا مهاجر و ماهر و غیرماهر را می پذیرفت. هر چند رهبری سواران کار اعتصاب اول ماه مه ١۸۸۶ را محکوم نمودند، اما اعضای پایین تشکل نقش اصلی را در آن بازی کردند. فعالان و مسئولان سواران کار اصلی ترین قربانیان سرکوبگری های پس از کشتار میدان هایمارکت بودند و این در حالی بود که رهبران تشکل از دخالت به نفع محکوم شدگان شیکاگو سرباز زدند. این چنین بود که تشکل سواران کار پس از آن شتابان فروپاشید.

ابتکار کارگران آمریکایی برای دستیابی به هشت ساعت کار روزانه، بدون رویدادهای غمبار شیکاگو که همگان را تحت تأثیر قرار داد، نمی توانست در کشور و در سراسر جهان بازتاب بزرگی داشته باشد.

چماق بدستانی که در خدمت کارفرمایان بودند خوب می دانستند که هیچگونه مجازاتی در انتظارشان نیست. آنان به همین خاطر دست به انواع و اقسام اقدامات خونین زدند. این چنین بود که روز ٣ مه، نیروهای مسلح خصوصی که کارفرمایان استخدام کردند به تظاهرات کارگران شرکت مک کورمیک، سازنده ی ماشین های کشاورزی، حمله کردند و چندین قربانی بر جای گذاشتند. بیش تر اعتصابگران آلمانی بودند و در نشریەی خود که روزنامه ی زحمتکشان نام دارد فراخوان زیر را منشتر نمودند: “بردگان بپاخیزید! جنگ طبقات آغاز شده است. دیروز کارگران را در مقابل شرکت مک کورمیک به گلوله بستند. خون آنان انتقام خواهی می کند. شکی جایز نیست. جانورانی که بر ما حاکم هستند تشنه ی خون زحمتکشان اند، اما زحمتکشان گوشت دم توپ نیستند. آنان به ترور سفید با ترور سرخ پاسخ می دهند. مرگ از زندگی فقیرانه بهتر است. اربابان ما را به گلوله می بندند، پس پاسخی به آنان بدهیم که مدت ها فراموش نکنند. وضعیت فعلی ما را وامی دارد که سلاح برداریم.”

بیش از پانزده هزار کارگر روز ۴ مه به میدان هایمارکت رفتند تا مسالمت آمیز تظاهرات نمایند (از آنان خواسته شده بود که بی اسلحه بیایند.) افرادی مانند اسپایز، پارسونز و فیلدن سخنرانی کردند. هنگامی که حدود صد نیروی گارد یورش خشونت آمیزی را آغار کرد، جمعیت عقب نشست. ناگهان بمبی که معلوم نیست از کجا پرتاب شد در میان نیروهای پلیس منفجر گردید و منجر به مرگ هفت تن آنان و جراحت شصت نفر دیگرشان شد. مقامات سپس اقدام به دستگیری گسترده ی سازماندهندگان اعتصاب و نویسندگان روزنامه ی زحمتکشان (Arbeiter Zeitung)  کردند. اگوست اسپایز متولد آلمان در سال ١۸۵۵، ساموئل فیلدن متولد انگلستان در سال ١۸۴۷، اسکار نیب متولد آمریکا در سال ١۸۵٠، میشل شواب متولد آلمان در سال ١۸۵٣، لوئی لینگ متولد آلمان در سال ١۸۶۴، ادولف فیشر متولد آلمان در سال ١۸۶١، جرج إنگِل متولد آلمان در سال ١۸۳۶ و آلبرت پارسونز متولد آمریکا در سال ١۸۴۸ دستگیر شدند.

حکم دادگاه روز ١۷ مه صادر شد. هشت کارگر آنارشیست به اعدام محکوم گردیدند. سپس در حکم اعدام شواب و فیلدن بازبینی شد و به حبس ابد تغییر کرد. حکم نیب نیز به پانزده سال زندان تبدیل شد. محکومان روز ١١ نوامبر ١۸۸۷ اعدام شدند، اما پیش از آن لینگ در زندان خودکشی نمود.

جان التگلد، فرماندار جدید ایلی نویز شش سال پس از اجرای حکم اعدام محکوم شدگان شیکاگو به بی گناهی کامل آنان اعتراف کرد. او گفت:”چنین وحشیگری در تاریخ بی سابقه است. من این را وظیفه ی خود می دانم که با توجه به نتاییج تحقیقاتی که اکنون در دست است همین امروز، ۲۶ ژوئن ١۸۹٣ آزادی بی قید و شرط ساموئل فیلدن، اسکار نیب و میشل شواب را اعلام نمایم.” اسپایز، لینگ، انگل، فیشر و پارسونز نیز اعاده حیثیت شدند.

زحمتکشان کشورهای دیگر نظر کارگران آمریکایی را برای کاهش ساعات کار پیگیری کردند. در یک کنگرەی بین المللی که در سال ١۸۸۹ در پاریس برگزار شد “سازماندهی یک تظاهرات بزرگ بین المللی که در یک روز سال در همه جای جهان برپا می شود تا خواسته ی کاهش ساعات کار مطرح گردد” تصویب شد. این چنین بود که روز اول ماه مه به یک روز بین المللی برای مطرح نمودن مطالبات زحمتکشان از نظام سرمایەداری تبدیل گشت.

***

زندگینامه ی آنارشیست های جان باخته و متهم شیکاگو

 

لوئی لینگ (١٨۸۶ – ١٨۶۴) – او در آلمان از مادر و پدری فقیر متولد شد و کارگر نجار گردید. وی برای کاریابی به جنوب آلمان و سوئیس رفت. لینگ هنوز بیست سال نداشت که در برن با آنارشیست ها آشنا شد و به آنان پیوست. دولت سوئیس تصمیم به سرکوب آنارشیست ها گرفت، این چنین بود که لینگ برای فرار از آن و همچنین از خدمت سربازی به ایالات متحده ی آمریکا رفت. وی همین که در سال ١۸۸۵ به شیکاگو رسید به تبلیغ برای آنارشیسم پرداخت. او متهم به ساخت بمبی شد که در هایمارکت منفجر گردید. دستگاه قضائی او را به مرگ محکوم نمود، اما لوئی لینگ دو روز پیش از اجرای حکم خود را کشت.

یکی از زندانبانان به نام اُسبُرن در مورد لینگ گفت:”من آرزو می کنم که تمام جوانان شهر رفتار و اندیشه ای ناب مانند لوئی لینگ داشته باشند. من زندانبان او بودم، او هرگز ناسزایی نگفت و طعنه ای نزد.”

جرج إنگِل (١٨٨۷ – ١٨٣۶) – وی در آلمان متولد گردید و در هشت سالگی پدرش را که بنا بود از دست داد. وقتی او یازده ساله شد مادرش نیز وبا گرفت و درگذشت. در این هنگام جرج را در ازای ۲۵ مارک مستمری در اختیار یک خانواده ی فقیر گذاشتند و او برای پرداخت آن وادار به گدایی شد. او در سن چهارده سالگی شاگرد کفاش گردید. جرج در سال ١٨۵۶ برای کاریابی تا رُم رفت. وی سپس در سال ١٨۶۴ به آلمان بازگشت و وارد یک گروه نظامی برای مبارزه با دانمارک شد. وی وقتی دوباره به آلمان بازگشت، خود را تثبیت و ازدواج کرد و پس از یک ورشکستگی به انگلستان و از آن جا به آمریکا رفت. جرج انگل در فیلادلفیلا دچار یک بیماری چشم و در بیمارستان بستری شد. او در سال ١٨٧۴ تقریباً نابینا به شیکاگو رفت و یک مغازه ی تنباکوفروشی را به دست گرفت. وی سپس فعالانه در انجمن Lehr und Wehr (دفاع و تعلیم) شرکت کرد و به حزب سوسیالیست کارگری پیوست. او سپس تحت تأثیر جان موست قرار گرفت و آنارشیست گردید.

آدولف فیشر (١٨٨۶ – ١۸۶١) – وی در آلمان متولد شد و در پانزده سالگی به آمریکا مهاجرت کرد تا به برادرش در آرکانزاس بپیوندد. او سپس کارگر چاپخانه شد و برای صدای مردم شرق در سن لوئی کار کرد. وی به اتحادیه کارگران چاپ پیوست. او در سال ١۸۸١ ازدواج نمود و به ناشویل (در ایالت تنسی) رفت. وی از آن جا به سینسیناتی رفت و به حزب سوسیالیست کارگری پیوست. فیشر را به خاطر فعالیت های سیاسی و صنفی از کار ممنوع کردند، به همین جهت او با خانواده به شیکاگو رفت و در آن جا مسئول انتشار روزنامه زحمتکشان (Arbeiter Zeitung) شد.

آلبرت پارسونز (١۸۸٧ – ١۸۴۸) – وی در آمریکا (آلاباما) متولد شد. او از یک خانواده ی قدیمی منطقه ی انگلستان جدید آمریکا بود که در کنار واشینگتن برای استقلال جنگیده بود. پارسونز در پنج سالگی مادرش را از دست داد و به اعضای گوناگون خانواده سپرده شد. وی در سال ١۸۵۹ شاگرد چاپخانه شد. او در طی جنگ داخلی آمریکا وارد یک گروه داوطلب خودگردان گردید. ظاهر آراسته، هوش بارز، دانش و سخنوری پارسونز موجب گردیدند که بورژوازی نواندیش بر او ارج بگذارد. فعالیت های سیاسی آغازین او دلگرم کننده بودند. او منشی یک فرماندار شد که وی را تبدیل به سرهنگ میلیشیا نمود. پارسونز با استفاده از این منصب به دفاع از مردم سیاهپوست در برابر تعرضات کوکلوس کلان ها پرداخت.

زمانی که پارسونز در سال ١۸٧٣ به شیکاگو رفت، عضو اتحادیه کارگران چاپ گردید و در سال ١۸۷۵ به حزب سوسیالیست کارگری پیوست و سال بعد از آن هم عضو سواران کار شد. پارسونز در سال ١۸٧٧ از تایمزاخراج گشت چراکه دست به اعتصاب زده بود. وی در سال ١۸٧۹ از پذیرفتن نامزدی حزب سوسیالیست کارگری برای ریاست جمهوری آمریکا چشم پوشی نمود و در سال ١۸۸٠ این حزب را ترک کرد تا بتواند به سوسیالیست های انقلابی بپیوندد. او در این زمان سردبیر الرم شد و بدون این که کسی اعتراض کند به نام سواران کار (Knights of Labor)  سخن گفت و مطلب نوشت. پارسونز روز ١١ نوامبر ١۸۸۶ در حالی که دو فرزند شش و هشت سال داشت، اعدام شد.

اگوست اسپایز (١۸۸۶- ١۸۵۵) – او در آلمان از پدری جنگلبان متولد گردید. او به مدرسه ی پلی تکنیک وارد شد تا حرفه ی جنگلبانی را بیاموزد. وی در شانزده سالگی نقشه بردار و در هفده سالگی آزاد اندیش شد و بی اندازه آموختن و خواندن را دوست داشت.

اسپایز وادار شد در سال ١۸۷٢ ترک تحصیل نماید چرا که پدرش درگذشت. او سپس به آمریکا مهاجرت کرد تا با خانواده ی مادرش که بسیار متمول بودند، زندگی نماید. او در این هنگام هنوز بیسمارک را بسیار می ستود و هیچ از سوسیالیسم نمی دانست. وی به پیشنهاد یک دایی، حرفه ی مبل سازی را فراگرفت، اما خود تصمیم گرفت به سوی غرب برود. اسپایز کاری مرتبط با حرفه اش پیدا نکرد. وی تصمیم گرفت وارد تجارت شود و یک کتابفروشی را به دست گرفت.

اسپایز در سال ١۸۷۷ با مطالعەی بخشی از ادبیات سوسیالیستی به جنبش کارگری پیوست. او عضو شاخه ی شیکاگوی حزب سوسیالیست کارگری گردید و در کارزار انتخاباتی ١۸۷۸ بسیار فعالانه شرکت نمود. حزب او را برای سال های ١۸۷۹ تا ١۸۸١ نامزد کرد. وی در سال ١۸۸٠ مدیریت روزنامه ی زحمتکشان را که در آستانه ی ورشکستگی بود، پذیرفت. ظرفیت ها و فعالیت های اسپایز موجب شدند که این نشریه دوباره به بازدهی برسد. اسپایز با شرکت در کنگرەی پیتسبورگ در سال ١۸۸٢ اعلام کرد که زحمتکشان هرگز نخواهند توانست از طریق صندوق های رای به حقوق خود برسند. او در این زمان خود را آنارشیست نامید و به مطالعەی آثار پرودون و باکونین همت گماشت. اسپایز در اول ماه مه ١٨٨۶ یکی از سازماندهندگان راهپیمایی هشتاد هزار نفری کارگران در تمام طول خیابان میشیگان بود که برای مطالبه ی هشت ساعت کار در روز دست به اعتصاب زده بودند.

اسکار نیب (١٩١۶ – ١۸۵٠) – او فرزند مهاجران آلمانی و متولد نیویورک بود. او برای آموزش خود به آلمان رفت و سپس در سال ١۸۸۶ به آمریکا بازگشت و کارگر قلع کار شد. وی با نشریات Arbeiter Zeitung و Der Verbote همکاری نمود و عضو IWPA در شیکاگو بود. نیب از بنیانگذاران اتحادیه ی Beer Wagon Drivers بود که سپس به اتحادیه ی قدرتمند Teamsters Union  (سندیکای رانندگان کامیون) تبدیل گردید. هر چند نیب در گردهم آیی میدان هایمارکت حضور نداشت، اما دستگیر و به پانزده سال زندان محکوم شد تا این که در سال ١۸۹۳ پرونده اش بازبینی و آزاد گردید.

ساموئل فیلدن (١۹٢٢ – ١۸۴۷) – او در انگلستان متولد شد و در سال ١۸۶۸ به آمریکا آمد. وی در سال ١۸۷١ در شیکاگو مستقر شد و مشاغل مختلفی، از جمله رانندگی کامیون را انجام داد. فیلدن به همین خاطر در سال ١۸۸٠ عضو Teamsters Union گردید. فیلدن که یک آزاداندیش بود به معاونت لیگ لیبرال شیکاگو رسید و به تدریج به آنارشیسم گرایید. او در سال ١۸۸۴ خزانه دار IWPA شد و همزمان به سخنران پرنفوذی تبدیل گردید و از این استعداد در گذری به کلیسای متدیست بهره برد. فیلدن در بسیج اول ماه مه ١۸۸۶ شرکت کرد و روز ۳ مه به همراه اسپایز در تجمع کارگران مقابل کارخانه ی مک کورمیک شرکت و سخنرانی کرد. فیلدن را پس از حادثه ی میدان هایمارکت به مرگ محکوم نمودند، اما فرماندار اُگلسبی تقاضای بخشش او را پذیرفت و حکم اعدامش را به حبس ابد تغییر داد. فرماندار التگلد در سال ١۸٩٣ فیلدن را عفو نمود.

میشل شواب (١۸۹٨ – ١۸۵۳) – او در آلمان متولد شد. وی در سال ١۸۷٢ یکی از بنیانگذاران اتحادیه صحافان بود و به حزب سوسیالیست کارگری پیوست. شواب در سال ١۸۷۹ به شیکاگو رفت و دو سال بعد با نشریات Arbeiter Zeitung و Der Verbote همکاری کرد. او عضو IWPA بود و برای مدت کوتاهی در تجمع میدان هایمارکت حضور پیدا کرد، اما آن را برای سخنرانی در یک تجمع دیگر ترک نمود، با این حال او را دستگیر و به حبس ابد محکوم کردند. فرماندار التگلد در سال ١۸٩٣ بی گناهی شواب را تأیید نمود. شواب کارش را در روزنامه ی زحمتکشان از سر گرفت، اما آن را در سال ١۸۹۵ ترک کرد تا بتواند یک کفش فروشی باز کند که سریعاً ورشکسته شد. او که در مدت حبس سل گرفته بود در ٢٩ ژوئن ١۸۹۸ درگذشت.

چه کسی در میدان هایمارکت بمب پرتاب کرد؟

پرتاب کننده ی بمب میدان هایمارکت هرگز شناسایی نشد. با این حال چند فرضیه آنارشیست ها را در مظان اتهام قرار می دهند. این در حالی ست که پارسونز و جان موست اعلام کردند که پرتاب کننده ی بمب حتماً یک مأمور پلیس یا یک کارآگاه خصوصی آژانس پینکرتون بوده است که می خواستند جنبش سندیکایی را بی اعتبار نمایند.

فرضیه ای که از همه شناخته شده تر است فردی به نام رودولف شنابلت (١٩٠١ – ١۸۶۳) را پرتاب کننده ی بمب می داند. او در سال ١۸۸۴ به آمریکا آمد. راننده و برادر زن شواب بود. وی در میدان هایمارکت در زمان انفجار بمب حضور داشت و به عنوان یک آنارشیست خشن شناخته شده بود. او پیش از دستگیری به آرژانتین گریخت. دو شاهد در دادگاه اعلام نمودند که اسپایز، شواب و فیشر را در حین دادن دینامیت به شنابلت دیده اند، اما یکی از آنان به نام هاری گیلمر سپس اظهار داشت که این اعترافات را با رشوه گیری از کارآگاه بونفیلد انجام داده است.

پلیس فردی را به نام راینولد بیگ کروگر کشت. او نیز مظنون به پرتاب بمب است. یک مظنون دیگر یک کفاش آلمانی به نام جرج شواب است که چند روز پیش از تجمع میدان هایمارکت به شیکاگو رسید و در یک نامه ی بی امضاء متهم به پرتاب بمب شد. یک نجار چارچوب ساز آنارشیست به نام توماس اُون که یک هفته پیش از اعدام ها مرگبارانه در یک حادثه زخمی شد، خود را به عنوان پرتاب کننده ی بمب اعلام کرد، اما گفته شد او این اعتراف را نمود تا متهمان را اعدام نکنند.

فرانتز مایهوف یک آنارشیست ضدقانونگرای نیویورکی بود که گفت فردی به نام کلمانا شوئتز پرتاب کننده بمب بوده است. اما بعداً معلوم شد که مایهوف می خواسته از این فرد انتقام شخصی بگیرد که علیه او در یک کلاه برداری بیمه شهادت داده بود.

آدا مورر نوه ی جرج منگ، آنارشیست آلمانی ست که در سال ١۸۸۳ به شیکاگو آمد. منگ از بنیان گذاران IWPA بود. آدا مورر گفت که مادرش، یعنی جوان ترین دختر جرج منگ، می دانسته که پدرش بمب را پرتاب کرده است.

اول ماه مه، نماد جدید مبارزەی زحمتکشان

نوشته ی نستور ماخنو – شماره ی ٣۶ نشریه Dielo Truda (انگیزه ی کارگری) – سال ١٩٢٨

روز اول ماه مه در جهان سوسیالیستی جشن کار اعلام شده است. این یک تعریف نادرست از اول ماه مه است که چنان در زندگی زحمتکشان وارد شده که واقعاً در بسیاری از کشورها آن را به این عنوان گرامی می دارند. اما این روز عملاً برای زحمتکشان یک روز جشن نیست. زحمتکشان نباید در این روز در کارگاه ها یا زمین ها زراعتی باقی بمانند. زحمتکشان همەی کشورها بایستی در این روز در هر روستا و هر شهر گردهم آیند و با تشکیل تجمعات توده ای نیروی خود را بسنجند تا بدانند چه امکاناتی برای مبارزەی مستقیم علیه نظم گندیده ی موجود دارند  که پایه هایش روی دروغ و خشونت استوار است و نه این که این روز را آن گونه که سوسیالیست های دولت گرا و به ویژه بلشویک ها می گویند جشن بگیرند. زحمتکشان فرصت می یابند تا در این روز تاریخی که نهادینه شده است گردهم آیند، عزم جمعی خود را به نمایش بگذارند و با هم در رابطه با مسائل ضروری حال و آینده گفت و گو و مشورت نمایند.

زحمتکشان آمریکایی شیکاگو و حومه بیش از چهل سال پیش اول ماه مه گردهم آمدند. آنان به سخنان سوسیالیست ها و به ویژه آنارشیست ها گوش فرا دادند. آنان نظرات لیبرتارین را کاملاً درک کردند و در کنار آنارشیست ها قرار گرفتند.

زحمتکشان آمریکایی تلاش نمودند تا روز اول ماه مه با سازماندهی خود برضد نظم ننگین دولتی و سرمایەداری اعتراض نمایند. آنارشیست های آمریکایی، اسپایز، پاسونز و بقیه سخنانی در این جهت ایراد نمودند. این چنین بود که گردهم آیی با تحریکات مزدوران سرمایه مواجه شد و زحمتکشان غیرمسلح را قتل عام کردند. این ها هنوز برای سرمایه داران کافی نبود، آنان سپس اسپایز، پارسونز و چند رفیق دیگر را دستگیر نمودند.

زحمتکشان شیکاگو و حومه برای جشن گرفتن اول ماه مه تجمع نکرده بودند. آنان گردهم آمده بودند تا مشترکاً مسائل زندگی و مبارزات خود را حل نمایند.

هر جایی که زحمتکشان توانسته اند خود را از قیمومیت سرمایەداری و سوسیال – دمکراسی وابسته به آن (چه منشویک و چه بلشویک) آزاد کنند یا تلاش می کنند تا رها نمایند، روز اول ماه مه تبدیل به روز دیدار آنان شده است تا امور خود را مستقیماً به دست بگیرند و برای رهایی خویش مبارزه کنند. زحمتکشان با ابراز نظرات خود در اول ماه مه یاد جان باختگان شیکاگو را گرامی می دارند و همبستگی خود را اعلام می نمایند. آنان احساس می کنند که چنین روزی نمی تواند برایشان روز جشن باشد. چنین است که روز اول ماه مه آن چنان که “سوسیالیست های حرفەای” اظهار می کنند، برای زحمتکشان آگاه جشن کار نیست.

اول ماه مه نماد یک دوران جدید در زندگی و مبارزەی زحمتکشان است، دورانی که هر سال در برابر آنان نبردهای تازه و بیش از پیش دشوار و سرنوشت سازی را علیه بورژوازی می گذارد، نبردهایی که برای آزادی، استقلال وایده آل اجتماعی زحمتکشان صورت می گیرند.

آیا آنارشی بی نظمی و آنارشیسم هرج و مرج طلبی است؟

آیا آنارشی بی نظمی و آنارشیسم هرج و مرج طلبی است؟

Aya Anarchism

اصول پایەای فدراسیون آنارشیست در فرانسه

ترجمە از ن. تیف

   ورژن اونلاینی برای خواندن و دانلود

Aya Anarchy-online-version

ورژن چاپی برای چاپ و دانلود

Aya Anarchy- Print-version

فریای خۆتان بكەون، خێرا بابەتەكانی یەك ساڵی ڕابوردووتان بشارنەوە

فریای خۆتان بكەون، خێرا بابەتەكانی یەك ساڵی ڕابوردووتان بشارنەوە

ھەژێن

٠٣ی جولای ٢٠١٣

لەم ساتەدا كە من ئەم وشانە دەنووسم، جەماوەری ملیۆنی لە مەیدانی تەحریری قاھیرەدا بەبێ سەركردە و پێشڕەویی پارت، چەند ڕۆژێكە لە سەرتاسەری وڵاتی میسردا لە كۆدەنگییەكی جەماوەرییدا ناڕەزایەتی دەردەبڕن و بڕیاریانداوە، میرایەتی ئیخوانەكان و سەرۆكایەتی مورسی، وەك میرایەتی و سەرۆكایەتی حوسنی موبارەك، بە كۆدەنگی جەماوەریی  وەلابنێن.

ھەرچەندە بە سەرۆكایەتی گەییشتنی مورسی و بەدەسەڵاتگەییشتنی ئیخوانەكان، بە كەمترین دەنگ و ڕەزامەندی كۆمەڵگەوە، تەنیا لە سیستەم و میكانیزەمەكانی كاركردی دێمۆكراسیی پارلەمانییدا ئەگەر و توانانی سەرگرتنی ھەیە و  لە ھەڵبژاردنەكانی پارساڵ  ٢٠١٢دا لە كۆی ھەژماری مافدارانی دەنگداندا كە (50.996.746) ملیۆن كەسی ناو تۆماركراو بوون، تەنیا (23.672.236) ملیۆن كەس بەشداریی دەنگدان دەكەن و لەو ھەژمارەش تەنیا (5.764.952) ملیۆن كەس دەنگ بە سەرۆكایەتی مورسی دەدەن و لە بەرامبەردا زۆرینەیەك لەو ھەژمارە (27.324.510) ملیۆن كەس، بایكۆتی دەنگدان دەكەن و  لە ٨٠% خەڵكی دژی ئەو سەرەنجامە بوون، ئەگەر دەنگی ئەوانەش كە مافی دەنگدانیان نەبووە، وەربگرین، ئەوا تەنیا كەمایەتیەكی بچووكی كۆمەڵگەی میسری بەشداری دەنگدانی كردووە و  لەو كەمایەتییەش، تەنیا نزیكەی نیوەی، خوازیاری دەسەڵاتی ئیخوانەكان و سەرۆكایەتی مورسی بووە. كەچی تا ھەفتەیەك پێش خرۆشانەوەی جەماوەر لە میسر، زۆربەی ھەرە زۆری نووسەرانی چەپ و ڕاستی كۆمەڵگەی كوردستان، قەوانێكیان بەدەمەوە گرتبوو و بە ئارەزووی خۆیان شوناسی ئیسلامیبوونیان بەسەر  ڕاپەڕینەكانی وڵاتانی عەرەبیدا دەبڕی و تەنانەت لەوەش زیاتر چەپ لەبەرنەبوونی خوێندنەوە بۆ خودی ڕاپەڕینەكان و دەركنەكردنی سروشتی ڕاپەڕینەكان و نادیدەگرتنی ھۆكاری ڕاپەڕینەكان، ھەر ئاوا وەك تووتی كەوتنە گوتنەوەی دەستەواژەی ھوشیارانە ئامادەكراوی ماسمیدیای خۆراوا، “بەھاری عەرەبی”، بەھەمان شێوە كەوتنە وتنەوەی دەستەواژە ئامانجدارانەكانی ماسمدیای خۆرھەڵاتی نێوەڕاست، كە بەخۆیان لەبەردەم مەترسی ڕاماڵیدابوون وەك میرایەتی تونس و میسر.

ئەگەر جارەكانی دیكە، بەخت یاری ئەو چەپانە بووبێت و پاگەندە قەرزكراوەكانیان چەند ساڵێك بەدرۆنەخرابنەوە، ئەوا ئەم جارەیان، زۆری نەبرد و كاتی ئەوە ھاتووە فریای وتارە توانجاوی و توتیئاساییەكانیان لەمەڕ ڕاپەڕینەكانی وڵاتانی عەرەبی، كە بە “بەھاری ئیسلامی” و بە “بەھێزكەری ڕەوتی ئیسلامی”یان لێكدەدانەوە، بكەون و بیانسووتێنن.

وەك بینیمان، جەماوەری نارازی و ئازادیخوازی و گیانی یاخیبوون لەو ڕاپەڕینانەدا كە داینەمۆ و ھەستەی چالاكی و بزووتنەوەكان بوو، زۆر لەوە بەھێزتر و لێبڕاوتر بوو، كە ماسمیدیای خۆراوا و زەمینەسازیی و پێشكاریی ئیخوانەكان و ھەوڵی دەستەمۆگەرانەی پارتە ڕامیارییەكان و لێكدانەوە نادروستەكانی لە چەشنی لێكدانەوەی چەپی عیراق و كوردستان، بتوانێ لە بەردەوامی شۆڕش و نۆژەندكردنەوەی ڕاپەڕینەكان نائومێدی بكات.

پاش شكستخواردنی كاتیی ڕاپەڕینی جەماوەریی میسر و بە میرایەتی گەییشتنی ئیخوانەكان لە ڕێگەی دێمۆكراسی پارلەمانییەوە، كەم نەبوون، ئەو ڕامیارانەی كە لە چەپ و ڕاستی كۆمەڵگەوە، ئەو پەیامە چەواشەكارانەیان بە گوێی ناڕازییانی عیراق و ھەرێمی كوردستاندا دەدا، مادام ڕاپەڕیوانی تونس و میسر، خاوەنی پێشڕەوی پارتیی و ڕامیاریی خۆیان نین، سەرەنجام خەبات و چالاكییەكانیان چوونە باخەڵی ئیسلامییەكانەوە. بەڵام وێنە و دیمەنە ڕاستەقینەكانی ژیان و كەتواری ئەو دوو كۆمەڵگە شتێكی دیكەی جیاواز لەوەی كە ماسمیدیای خۆراوا و دەوڵەتانی عەرەبی نیشانیاندەدا، بوو.

لە ماوەی دوو ساڵی ڕابوردوودا ڕۆژانە لە تونس بزووتنەوەی لاوان و بزووتنەوەی خوێندكاران و بزووتنەوەی بێكاران و سەربەخۆكان (ئۆتۆنۆمەكان) بە خۆپیشاندان و دەستبەسەرداگرتنی خانووبەرەی دەوڵەتی و كاری ھونەریی و خەباتی مەیدانی و چالاكی ڕاستەخۆ، ڕووبەڕووی دەسەڵاتی (نەھزەی ئیسلامی) دەبنەوە و لێیان زیندانی دەكرێت و ڕاودەنرێن و ڕووبەڕووی توندوتیژی دەستە چەقۆكێش و شەلاتییەكانی دەسەلاتی ئیسلامی دەبنەوە، كەچی نە ماسمیدیای خۆراوا و نە میدیای وڵاتانی عەرەبی و نە میدیای چەپی خۆرھەڵاتی نێوەراست، بۆ جارێكیش ڕۆشناییان نەخستەسەر ئەو ڕوودا و دیمەنانە.

ھەر لەبەرئەوە، بۆ ئەوانەی كە سەرچاوەی زانیاری و ئاگادارییان لە بزووتنەوەكانی نێو كۆمەڵگەی میسری، تەنیا ماسمیدیای ئەوروپی و دەوڵەتانی عەرەبی بووە، تەنانەت وێنە و دێمەنی ناڕەزایەتییەكانی دێسەمبەری ٢٠١٢ و ئەپڕیڵی ٢٠١٣ نادیدەدەگرن، ئەو ھەوڵەیان تەنیا لەپێناو یەك شتدا بوو، كە پاگەندەی “ئیسلامی بوون”ی ڕاپەرینەكان بیسەلمێنن و لەوێوە پێمانبڵێن، ئەگەر بزووتنەوەی چین و توێژە بندەستەكان و جەماوەرییەكان و تاكە ئازادیخوازەكان، بیانەوێت سەربەخۆ و لە دەرەوەی پاوانگەریی (دۆمینەیتی) پارتەكان و دەستەبژێرە ڕامیارەكان، ھەنگاو بنێت و بەكارێك ھەستێت، ئەوا سەرەنجامەكەی بە دەسەڵاتگەییشتنی ھێزە كۆنەپەرستەكان دەبێت. ئەمە دیوی ڕاستەقینە و ئامانجی پاگەندەی ئەو پارت و گروپە دەسەڵاتخوازانەیە، كە دەترسن شەپۆلی بزووتنەوە ڕادیكاڵەكانی یۆنان و تونس و میسر بگوێزرێتەوە ھەرێمەكەیان و متنانەی جەماوەرییان لەنێوبەرێت.

بەڵام بۆ ئەوانەی كە لە ساڵانی ٢٠٠٧ بەم لاوە ئاگاداری ڕادیكاڵبوون و ھەر ڕۆژەبوونی ناڕەزایەتییە كرێكارییەكانی وڵاتی میسر بوون و ئاگاداری سزادانی ئەفسەر و سەربازە ئازادیخوازەكان و دواتر سووتاندن و ھەڵكەندنی چادری ئازادیخوازان پاش بەدەسەڵاتگەییشتنی مورسی و سەركوتكردنی ناڕەزایەتییەكانی ئەپرێلی ٢٠١٣ و مانگرتنە بێئەژمارەكانی كرێكاران و بزووتنەوەی دەستگرتن بەسەر كارگە و كارخانەكان و بزووتنەوەی بنیاتنانتی ھەروەزییە كرێكاریی و جەماوەرییەكان بێت، ھیچ كات بەو سەرەنجامە ناگات كە بەدەسەڵاتگەییشتنی نەھزە و ئیخوانەكان لە تونس و میسر، بەرەنجامی ڕاپەڕینی سەربەخۆی جەماوەریی بێت. ھەروەھا لەوەش تێدەگات، چونكە ھەڵبژاردنی ئیسلامییەكان چەند ھۆكاری تایەبتی ھەیە؛ لەوانە كاركردن و ئامادەكاریی چەند ساڵەی ئیخوانەكان بە قۆستنەوەی ھەژاری و نەبوونی بیمەی دەرمانی بۆ ھەژاران، كە باشترین نەخۆشخانەیان لە قاھیرە و شارەكانی دیكەی وڵاتی (میسر)دا بۆ ئەو مەبەستە ھەبوو و ھەروەھا پاگەندەی ماسمیدیای جیھانی لە كاتی ھەڵبژاردنەكاندا بە گەورەكردنەوەی ئەگەری بردنەوەی ئیخوانەكان و گەورەكردنی جەماوەریان لە پاگەندە میدیاییەكاندا، توانییان ڕێژەیەكی زۆر لە دەنگی بەشداربووان بەدەستبھێنن. ڕووداوێكی لەو جۆرە، بۆ وڵاتانی ناوچەكە و دەوڵەتە ئەوروپییەكان لەوە باشتر بوو، كە ناڕەزایەتییەكان بەردەوامییان ھەبێت و ببنە پشتیوانە بۆ وڵاتانی دیكەی كەنداو و خۆرھەلاتی نێوەراست.

ڕاپەڕینەوەی جەماوەری ئازادیخوازی میسر لە چەند ڕۆژی ڕابوردوودا، نیشاندەری بەردەوامی ناڕەزایەتی و یاخیبوونی ئازادیخوازانەیە، بوونێك كە بۆ تاكە ساتێكیش لەو وڵاتەدا خامۆش نەبووە و بەردەوام جۆشی خواردووە و پێگە جەماوەرییەكانی خۆی بەھێزتر كردوون. ئەزموونی میسر، نیشانیدا، كە بزووتنەوەی سەربەخۆی جەماوەریی لە دەرەوەی قورمیش و پیلانگێڕیی پارتە ڕامیارییەكاندایە و بە ئاسانی بۆ دەسەڵاتداران و دەسەڵاتخوازان دەستەمۆ و سەركوتناكرێت، ھەرە لەبەرئەوەیە،كە لە مێژوودا سەروەریی چینایەتی لە دێمۆكراتیترین مۆدێلیدا بۆ پاراستنی خۆی، تەنیا بە سەركوتی پۆلیسی و سەربازیی و ھێنانە سەركاری میرایەتییە دیكتاتۆرەكان توانیویەتی پاشەكشێ بەو بزووتنەوانە بكات.

ھەروەھا بزووتنەوە و ڕاپەڕینەكانی وڵاتانی عەرەبی و یۆنان و ئیسپانیا و وۆڵستریت و لەندەن و برازیل، نیشانیاندا، كە ئەوەی تۆڕێكی كۆمەڵایەتی بۆ ھەڵخڕاندنی جەماوەریی دەتوانێت ئەنجامیبدات، سەدان پارت بە دەیان ساڵ ناتوانن، ئەنجامیبدەن. بێجگە لەوەی كە مێژووی پارتە ڕامیارییەكان لە چەپەوە بۆ ڕاست نیشانیداوە، كە بێجگە لە ھەوڵی دەستەمۆكردن و بەلاڕێدابردنی بزووتنەوە ڕادیكاڵاكان، پارتە ڕامیارییەكان لە مێژووی چەند سەدەی دواییدا، ھیچیان ئەنجامنەداوە و ئەمە باشترین بەڵگەی ناكارایی و ناپێویستبوونی پارت و دەستەبژێرە ڕامیارییەكانە و ئەگەر سەرنجی بزووتنەوەكانی سەدەی بیست و سەدەی بیست و یەك بدەین، ھەر بزووتنەوەك، كە كەوتبێتە ژێر كارایی ڕامیاران و جەنەڕاڵە سەربازییەكان، ئەوا سەرەنجامی دەستەمۆبوون و جەنگی خوێناوی نەبڕاوە بووە. لەم بارەوە دوو نموونەی زیندوومان لەبەردەستتان؛ نموونەی یەكەم بزووتنەوەی جەماوەریی ” ١٧ی شوبات”ی ھەرێمی كوردستان، بەھۆی زاڵی پارتە ڕامیارەكان و  دەستەبژێرە ڕامیار و ڕۆشنبیرەكانەوە، دەستەمۆكرا و كرا بە بزووتنەوەی نوێژی ھەیینی لەسەر شەقامەكان؛ نموونەی دووەم، ڕاپەڕینی خەڵكی (سوریا)یە، كە بەھۆی زاڵیی میلیشیا چەكدارەكانەوە، گۆڕدرا بە جەنگێكی خوێناوی نەبڕاوە، كە سەرەنجام خەریكە بیگۆڕن بە جەنگی مەزھەبیی نێوان شیعە و سوننە مەزھەبەكان.

ھەروەھا ڕاپەڕینەوەكانی دوو ساڵی ڕابوردووی میسر و لیبیا و سوریە و بەحرێن، ئەو ئەزموونەیان خستە بەرچاومان، كە ھەر كات بزووتنەوەكان لاوازبن و شیاوی دەستەمۆكردن بن، ئەوا دەوڵەتە ئەوروپییەكان و ئەمەریكا ھەوڵدەدەن بە پشتیوانی لە میرایەتی وڵاتەكە، بزووتنەوەكان تووشی شكست بكەن، وەك جەزائیر و بەحرەین و سعودیە، ئەگەر بۆیان سەركوت نەكرا، ئەوا لە ڕێگەی دەڵاڵانی بازاری چەك و گروپە مافیاییەكانەوە بیگۆڕن بە ڕووبەووبوونەوەی میلیشیایی و جەنگی بەردەوام وەك لیبیا و سوریە، ئەگەر ھیچكام لەو دوو ھەوڵەی یەكەم و دووەم سەریاننەگرت و ناكاممانەوە، ئەوا لە ڕێگەی پاگەندە و  ھەڵبژاردنی پارلەمانییەوە  زەمینەسازی بۆ بەدەسەلاتگەییشتنی ھێزە كۆنەپەرستەكانی وەك (نەھزە) لە تونس و (ئیخوان)ەكان لە میسر مسۆگەربكەن و ئەگەر ھاتوو بەوەش شەپۆلی یاخیبوون و ناڕزەایەتی جەماوەر دانەمركایەوە، وەك پیلانی بەگەڕخستنی ھێزی سەربازیی ساڵی ٢٠١١ و ئەم دوو ڕۆژەی دوایی میسر، ھەوڵی پاراستنی سەروەریی دەوڵەت و بەرژەوەندی كۆمپانییە جیھانلووشەكان بدەن،

ھەروەھا لە ھەرێمی كوردستانیشدا، ئەم ڕۆژانە بەكردەوە سەرەنجامی زاڵبوونی پارتە ڕامیارەكان و دەستەبژێرەكان بەسەر ناڕەزایەتی و خرۆسانی جەماوەرییدا دەبینین، كە چۆن لیستی نەوشیروانییەكان (پۆستجەلالییەكان) و ھاوپەیمانە ئیسلامییەكانیان، لە زاڵبوونیاندا بەسەر ناڕەزایەتیی و خۆپیشاندانەكانی “١٧شوبات”ی ٢٠١١ی ھەرێمی كوردستاندا، دوو ساڵ تازەكردنەوەی شوانەیی مەسعود بارزانی بەسەر كۆمەڵگەی كۆردستاندا، مسۆگەر دەكەن. ئایا وەھا سەرەنجامێك، بەرھەمی قۆستنەوەی خۆشباوەڕیی جەماوەر و سازشكاریی ئۆپۆزسیۆن نییە، كە لەبری ئەوەی بزووتنەوەی “١٧ی شوبات” بەرەو وەلانان و ھەڵوەشاندنەوەی پۆستی سەرۆكایەتی، نوێنەر دەنێرێنە لای سەرۆك و داوای بەزەیی و چاكسازیی لێدەكەن؟ ئایا بڕیاری دیكتاتۆرانەی پارلەمانی ھەرێمی كوردستان، سەرەنجامی ڕێككەوتنی ئۆپۆزسیۆن نییە لەپێناو كۆمەلێك دەستكەوتی كەسیی چەند پارلەمانتارێك و چەند گروپ و پارتێكی ڕامیاریی ؟ ئایا لە ھیچ سەردەمێكی مێژوودا وەك ئەمڕۆ و ئەم ساتە، دەستی ڕامیاران لە پیلان و سازشكارییەكاندا دەرەكەوتووە؟ ئایا لەمە زیاتر پێویستمان بە بەڵگەھێنانەوە لەمەڕ مشەخۆریی و گەندەخۆریی و پەتبەتێنی پارتەكان و دەستەبژێرە ڕامیارەكان ھەیە؟

یاداوەرییەكانی ١٨ی مارچ، ڕۆژی ساڵیادی كۆمونەی پاریس و شوراكانی كوردستان

یاداوەرییەكانی ١٨ی مارچ، ڕۆژی ساڵیادی كۆمونەی پاریس و شوراكانی كوردستان

ھەژێن

١٦ی ئازاری ٢٠١٣

ھەرچەندە من لە ڕۆژانی ڕاپەڕین و سەردەمی سەرھەڵدان و تێكشكانی “بزووتنەوەی شورایی كوردستان”دا، لە ھەرێمی كوردستاندا نەبووم، بەڵام بەجۆرێك لە جۆرەكان بەشێكبووم لەو بزووتنەوەیە. كاتێك كە تێكشكانی بزاڤی چەكداری و ئاوارەبوون ئێمەی كردە پەنابەری نێو ئۆردووگەكانی وڵاتانی دەوروبەر، بواری زۆرتر ئاشنابوونم بە بزووتنەوەی جەماوەریی و خەباتی جەماوەریی و شۆڕشی كۆمەڵایەتی بۆ ڕەخسا و بە دابڕانم لە بزاڤی چەكداریی، ئاسۆیی بیركردنەوەم فراوانتر و خوێندنەوەم بۆ مێژووی بزووتنەوە جۆرا و جۆرەكان پەرەیسەند و ھەلم بۆ ڕەخسا، كە لەو بارەوە بۆچوونی تایبەتی خۆم بەپێی تێگەییشتن و پێگەییشتنی خۆم، پەرەپێبدەم.

وەھا سەرەتایەك بوو، بوو بە ھاندەرم بۆ كاركردن و چالاكی لەنێو پەنابەران و بانگەوازكردن بۆ پێكھێنانی شورای سەربەخۆیی پەنابەرانی خۆیان و پوچەڵكردنەوەی ھەوڵی بەكرێگیراوان و شوراكانی كۆماری ئیسلامی ئێران، كە بە ئاشكرا و نھێنی لە ڕێگەی ڕەوتە ئیسلامییەكانی نێو ئوردووگەكانی پەنابەراندا، كۆماری ئیسلامی دەیسەپاندن و دەیكردنە دەمراستی خەڵكی. ھەرچەندە ھەوڵ و كۆششی من و ھاوڕێكانم بەرەنجامێكی ئاوای بەدەستەوەنەدا، بەڵام ھیچ كات تا كاتی گەڕانەوەم بۆ ھەرێمی كوردستان، دەستبەرداری پاگەندە و ھەوڵدان بۆ وەھا شورایەك نەبووم و ھاوكاتی پاگەندەكردنم بۆ ڕێكخراوە و یەكێتی جەماوەریی كرێكارانی كورەخانە و كیشاوەرزی، بەردەوام كارم لەسەر ھوشیاریی كەسەكانی دوروبەرم لەبارەی بزووتنەوەی جەماوەریی و كارایی سەربەخۆبوونی و ڕۆڵی لە بەدیھاتنی داخوازییەكانی پەنابەراندا، دەكرد.

گەڕانەوەم بۆ ھەرێمی كوردستان، ھاوكاتی دەنگدانەوەی ڕەخنەكانی ئیرەجی ئازەرین [ئەندامی فراكسیۆنی كۆمونیزمی كارگەریی نێو پارتی كۆمونیستی ئێران (حكا) و دواتر یەكێك لە دامەزرێنەرانی پارتی كۆمونیستی كارگەریی ئێران (حككا) و پارتی كۆمونیزمی كرێكاریی عیراق (حككع)] بوو. ئەودەم تەواوی لایەنگرانی ڕەوتی كۆمونیزمی كرێكاریی، بە ھەموو ھێز و توانایانەوە، لە ھەوڵی خۆتەكاندن لە تۆزوگەردی ڕۆژانی ڕاپەڕین بوون و ڕاپەڕینیان تا ڕادەی بەگاڵتەگرتن و بە چەتەگەریی چواندن و لە باشترین باردا خۆیان واتەنی بە “ھەڵچوونی تاڵانگەرانەی جوتیاریی” دەچواند و ھەموویان بەپێچەوانەی ئێستاوە، كە خەریكی نۆرەبڕێیكردن و خۆكردنە ڕۆڵەی ڕاپەڕین و  قارەمانسازیین، كەوتبوونە نكۆڵیكردن لەوەی كە بەشدار یا لایەنگری وەھا ڕاپەڕینێكی سەربەخۆی جەماوەریی بووبن. تەنیا یەك شت نكۆڵییان لێنەدەكرد، ئەویش ھەوڵدان و پاگەندەیان بوو لە ڕۆژانی پاش (ڕاپەڕین)دا بۆ شورا كرێكارییەكان، ھەرچەندە ئەوەش بە ھەمان ورە و لێبڕاویی ئەوسایانەوە نەبوو، پارادۆكسی شانازیی ڕۆژانی ڕاپەڕین و پەشیمانی و ڕەدووكەوتنی ڕەخنە ئایدیۆلۆجییەكەی (ئیرەجی ئازەرین)، بووبووە باری گرانی سەرشانیان و لە شەڕەدەندووكی سكتاریستییان لەتەك لایەنگرانی شورای خەڵكیدا، زمانی كولكردبوون.

بەڵام بۆ من، كە پێناسە و لێكدانەوەی خۆمم بۆ ڕاپەڕینی جەماوەریی ھەبوو، ھەگیز بەدەم ئەو سووكایەتی و گاڵتەكردنانەوە پێنەكەینیم، كە ڕاپەڕینیان بە تاڵانی و ڕاورووت دەچواند و ھەرگیزیش جوتیارییبوونی ھیچ ڕاپەڕینێكم بە كەمیی نەزانی و وەك ئەوان جوتیارانم بە ناشۆڕشگێڕ ناونەبرد. ھەر لە دووەمین ڕۆژی پەیوەستبوونم بە ڕێكخراوی (ڕەوتی كۆمونست)ەوە، ھەستم بە جیاوازیی بۆچوونم، بەتایبەت لەمەڕ ڕاپەڕین و لێكدانەوە دوور لە كەتوارییەكانی (ئیرەجی ئازەرین) لەتەكیاندا كرد، لێرەا ناچمە نێو قوڵایی ئەو بابەتە، چونكە لە [یاداوەریی و ئەزموونەكانی ڕۆژانی چەپایەتیم]دا فراوانتر لەو بارەوە ڕوونكردنەوە دەدەم.

پاش داخستنی بنكەی ڕەوتی كۆمونیست و پووچەڵبوونەوەی بڕیاری ڕەوكردنی ھەموو ئەندامانی ئەو ڕێكخراوە بۆ ھەندەران، بۆنە و ساڵیادەكانی ٨ و ١٨ی ئازار و یەكی ئایار و ….تد بوونە سەكۆیەك بۆ پاگەندەی ڕێكخراوەیی و ئایدیۆلۆجی. پاش شكستی بزاڤی شورایی و داخستنی بنكەكانی ڕەوتی كۆمونیست، یادی ١٨ی ئازار دووەمین مەراسیم بوو، كە چەپی دەھێنایەوە ڼێو مەیدان و بە كۆمەڵگەی دەناساندەوە. بۆ من یادی (كۆمونەی پاریس)، شتێكی تازە و نائاشنا نەبوو، ھەموو ساڵێك لەتەك ڕادیۆ كۆمەڵە و لە ڕێی بەرنامە تایبەتەكانی لەو ڕۆژەدا، ئاشنای بەسەرھات و ڕووداوەكان و ئەدەبیاتی ئەو ساڵیادەبووم، ئەوەی كە بۆ من نوێ بوو، ھەم بەشداریكردنی چالاكانەی خۆم بوو لەو ساڵیادەدا و ھەم بەشدارییكردنم بوو لە یادی “بزووتنەوەی شورایی” ھەرێمی كوردستاندا، كە دەیتوانی بەجۆرێك خۆزگە و ئەفسووسەكانم بۆ بەشداریكردن لەو بزووتەنەوەدا، كەتواریی بكاتەوە. بەو بۆنەوە، حەزمدەكرد لەو ڕۆژەدا بە ھەموو بوونێكمەوە، توانا و وزەم بۆ ئەو یادە بخەمەگەڕ.

١٨ی ئازاری ١٩٩٢ سلێمانی

بە وەھا ئامادەییەكەوە، بەشداری یادی ١٨ی ئازار؛ ساڵیادی “ڕۆژی كۆمونە” و ساڵیادی “بزووتنەوەی شورایی” لە كوردستانم كرد. ئەو كات ئەزموونی چالاكی و ئامادەكارییمان زۆر كەم بوو، پاش مەراسیمی ٨ی ئازار؛ ڕۆژی جیھانی ژنان، ئەوە دووەمین مەراسیم بوو، كە ئامادەكاریمان بۆ دەكرد، دابەشكار و جیاكردنەوەی دەستەكانی ئامادەكاریی لەئارادانەبوو، ھەندێكمان خەریكی پاگەندە و ئامادەكردن و زیادكردن و بڵاوكردنەوەی پلاكارت و بانگھێشتكردنی جەماوەر بوون، ھەندێكی دیكەش خەریكی ئامادەكردنی شانۆیی و سروود بوون و ئەوانی دیكە وەك پیشەی ھەمیشەیی ڕێكخراوەی ڕامیاریی خەریكی خۆئامادەكردن بوون بۆ وتاردان.

من ھەم لە گروپی سروودوتندا ھەبووم و ھەم لەبەر  نەخۆشبوونی ھاوڕێیەك لە پرۆڤەی شانۆییەكەدا بەشداربووم. ھەروەھا پێش ئامادەكاریی مەراسیمەكە، سەرنووسەری یەكێك لە گۆڤارەكانی ئەو دەمە، داوای وەرگێڕانی شانۆنامەی [ “نە بۆ دەنگدان / نا بۆ ڕیفراندۆم”، نووسینی بێرتۆڵد برێشت]ی لە زمانی فاسییەوە، لێكردم و منیش پاش ماندووبوونێكی زۆر و وەك یەكەمین وەرگێڕانی دەقی فارسی، تەواومكرد، بەڵام بەداخەوە، ھەرچەندە دواتر بەناوی خۆیانەوە بڵاویانكردەوە، بە منیان گوت “وەرگێڕانەكەت چاك نییە”. ئەگەر بە باشی لەبیرممابێت، وابزانم ھەر ئەو دەقە شانۆییە بوو، كە تیپە شانۆیییەكە [بەداخەوە دڵنیانیم، كە ئایا تێپی شانۆی ئایار بوو یا تیپی شانۆی نینا] بۆ یادی ١٨ی ئازار پرۆڤەی دەكرد.

بەڵێ ئەو ڕۆژە بۆ من، ھاتنەدی خەونێكی دێرین بوو، كە لە سەرزەمینی ڕاپەڕینی ٧ی ئازاری ١٩٩١دا لەو ڕۆژەدا دوا پەیام و سروودی كۆمونارەكانی پاریس بە گوێی ھاوچینەكانمدا بچرپێنین و لە یادی “بزووتنەوەی شورایی كوردستان”دا ئەو دەنگانە بێننەوە سەرشانۆ. ڕۆژێك، كە ھەرگیز وێنە و یاداوەرییەكانی چۆنیەتی كاركردن و لەخۆبردوویی ئەو ڕۆژانەی ھاوڕێیان و نادەربەستی و وێناكردنی ناكەتوارییانەی ئەم ڕۆژانەم بەیەكەوە بۆ كۆناكرێنەوە. وێڕای یاداوەرییە خۆشەكانی ئەو ڕۆژە، دەنگبڕان و برینداربوونی دەنگەژیـم لە كاتی وتنی سروودی “ھاوڕێیانی گیانبەختكروو ؛ بەڕێزە گیانبازیتان “، كە بەھۆی زاڵنەبوونی ھاوڕێكانی تەنیشتمەوە بەسەر ھۆنراوە و ئاوازەكەیدا، ناچاربووم، بۆ  پڕكردنەوە و بەرزكردنەوەی دەنگی ئەوان، من فرەتر دەنگھەڵبڕم، ئەمە بووە ھۆی تێكچوونی دەنگەژێم بۆ ھەمیشە.

بەڵێ ئەو ڕۆژە دڵخۆشی و ورەبەرزیی و بوژانەوە باڵی بەسەر گشت ئەو ھاوڕێیانەدا وەك یەك جەستە و یەك دەنگ و یەكخواست كێشابوو، ئەوانەی كە ئەمڕۆ وەرەمی پارتایەتی سەراپایانی تەنیوە و كردوونی بە ھەزار و یەك پارچەوە و ھەر چەند كەسێكیان لە بەرامبەركێی دەسەڵات و ناوبانگخوازانەدا، پارت و ڕێكخراو و گروپێكیان قوتكردووەتەوە و كەس ئامادەی گوێگرتن لە كەسی دیكە نییە و ھەر كەسە خەریكی دەبەنگنیشاندانی بەرامبەرەكەیەتی، كە لە ڕاستیدا ئەگەر دەبەنگییەك لە ئارادابێت، ئەوا تەنیا ئەو سكتاریزم و دەسەڵاتخوازییە پارتییەیە، كە باڵی بەسەر ھۆش و بیركردنەوەی زۆربەیاندا كێشاوە و ھاوڕێیانی دوێنێی كردووەتە دوژمنی سەرسەختی ئەمڕۆی یەكدی.

ڕۆژگارێك كە كۆمونیستخوازەكان، پارتی پۆڵایینیان نەبوو و بەسەر كۆمەلێك ڕێكخراو و دەستە و كۆڕ و كۆمەڵی جیاوازدا دابەشبووبوون، ھەمووان لە بەرەیەكەدا وەك بۆچوونە جیاوازەكانی ئاوەزێك و بوونێك (جەستەیەك/ كەسێك) دەردەكەوتن، بەڵام ئەمڕۆكە پاش ئەوەی كە بە فەرمانی سەرووی خۆیان لە پارتێكدا توانەوە، بوونە خاوەنی دەرزەنێك پارتی لەیەكچوو بەڵام تینووی خوێنی یەكدی. كاتێك وێنەكانی پاش تەواوبوونی مەراسیمی ١٨ی ئازاری ١٩٩٢ دەھێنمەوە پێشچاوم، كە ھەمووان سەرەڕای جیاوازیی بۆچوون و تێڕامانیان، بەڵام لە كەشێكی ھاوڕێیانە و زانیارییخوازانەوە خەریكی مشتومڕبوون، بەداخەوە ناتوانم بۆ ھیچ كەسێكی بسەلمێنم، ئەو كەسانەی كە لەوێدا بوون، ھەر ئەوانەن، كە ئەمڕۆ لە كایەی پارت و لیدەرچیەتی و ھەڵپەی پلەوپایە و ناوبانگدا تا بینەقاقا نوقمی كولتوور و بیركردنەوەی بۆرجوازییانە بوون و لەبری ڕەتكردنەوەی سەروەریی بۆرجوازی كورد، گلەیی لێدەكەن و خەریكی ئامۆژگارییكردنینی، كە چۆن سەرۆكی باش و میرایەتی باش و  پارتی باش و پارێزەری دێمۆكراسی پارلەمانی و سەروەریی یاساكەیان بن!

١٨ی ئازاری ١٩٩٣ ھەولێر

لە ھەولێر بەپێچەوانەی سلێمانییەوە، وەك پێشینەی مەراسیمەكانی پێشووتر، بەر لە مانگێك كەوتینەخۆ و بانگەوازمان بۆ كۆبوونەوەی گشتی گشت چالاكان و بەشداری و پێكھێنانی كۆمیتەی مەراسیمی ١٨ی ئازاری ١٩٩٣ی ھەولێر كرد، وەك ھەموو جارێك ھاوڕێیانی ڕێكخراوە ڕامیارییەكانی دیكە (ڕەوتی كۆمونیست و یەكێتی خەباتی كۆمونیزمی كرێكاری و سەرنجی كرێكار) و ڕێكخراوە جەماوەرییەكانی وەك ھاوڕێیانی یەكێتی بێكاران و كۆمەڵەی ئاوارەكان و ھاوڕێیانی كانونی ھونەر و ئەدەبیاتی شەبەنگ و دەستە و كۆڕ و كۆمەڵەكانی دیكە و تاكە سۆشیالیست و نزیكەكانی ئەو ڕێكخراو و كۆڕ و كۆمەڵانە، لە كۆبوونەوەی یەكەمدا بەشدارییانكرد، لە ھاوڕێیانی بەشدار [ ئیسماعیل (ئازاد ئاڕمان)، جەمال چاوشین، عەبدولراحمان مەولوود، گۆران عەبدوڵڵا، شاپوور عەبدولقادر، قابیل، ئەحمەد پاشا، دلێر، ئارام عەلی، جەعفەر عەلی، ناڵە حەسەن، ھیوا، بەختیار، بەخیتیار (كرێكاری كارەبا)، سۆران كەریم، ھیوا كەریم، رێبوار میدحەت، مامە كەریم، كاوە حەسەن، من و كۆمەڵێكی دیكە ھاوڕێ] بەداخەوە تەنیا ناوی ئەمانەم لەبیرماوە. لەم كۆبوونەوەدا بەپێی ئامادەیی و خۆبەخشیی كەسەكان دابەشكار كرا و لێژنەكانی ئەنجامدانی كارەكان پێكھێنران و ڕۆژی كۆبوونەوەی سەرپەرشتیكارانی لێژنەكان دیاریكران و ھەر لێژنەش سەرخەتی كارەكانی خۆی دەستنیشانكردن.

ئەگەر بەھەڵەدانەچووبم، ئەو دانیشتنەمان لە بنكەی كانوونی ھونەر و ئەدەبیاتی شەبەنگ واتە شوێنی پڕڤەی تیپی شانۆی مژدە یا لە بنكەی یەكێتی بێكاران، ئەنجامدا. وەك جارەكانی دیكە، من كەوتمەوە لێژنەی ھونەری و لێژنەی پاگەندە و بڵاوكردنەوەی پلاكارت و ڕاگەیاندن، ھەروەھا وەك نوێنەری لێژنەی خۆجێی ڕێكخراوی ڕەوتی كۆمونیست، لەبەرئەوەی ڕێكخراوەكەی ئێمە بەشی ئاشكرای ھەبوو، گرتن و مۆڵەتوەرگرتنی ھۆڵ بۆ مەراسیمەكە بە ئێمە سپێردرا و منیش ئەو داواكارییەی كۆمیتەی مەراسیمەكەم بە نوێنەری بەشی ئاشكراوی ڕێكخراوەكەمان لە ھەولێر گەیاند و ئەویش لەوە دڵنیای كردمەوە، كە بێخەم بم و ئەوە كاری ئەوە و زوو ئەنجامیدەكات و نامەی مۆركراو بۆ وەرگرتنی مۆڵەتی دەزگەی ئاساییش، ئامادەدەكات و بەخۆی جێبەجێیدەكات.

ھەرچەندە ناكۆكی بیركردنەوە و بۆچوون و شێوازی كار و ھەڵسوكەوتمان لەتەك ڕێكخراوەكانی دیكەدا، جیاواز بوو و سووكە گومانێكم لەوە ھەبوو، كە كارەكە ئەنجامنەدات، بەڵام لەولاشەوە بڕوام بەخۆم دەھێڼا، بە خۆمم دەگوت “بڕواناكەم تا ئەو ڕادەیە كار و پرسە گشتییەكان و كارە ھاوبەشەكان بكاتە قوربانی ناكۆكی كەسیی و بۆچوونی كەسیی”.

ئێمە ئەندامانی لێژنەكان، ڕۆژ بە ڕۆژ كارەكانمان ئەنجامدان و ھاوڕێ ئازاد ئاڕمان ئۆتۆمەبێلەكەی خستبووە پێناو ئەنجامدانی كارەكانمان و بەخۆیشی ھاریكارمان بوو. لەو ڕۆژانەدا نزیكایەتی و ھاوڕێیەتییەكی وەھا باڵی بەسەر پەیوەندی ھەندێكماندا كێشابوو، كە بۆ كەسانی دەرەوەی ئەو سێ ڕێكخراوە، ئاساننەبوو، بزانێت كێ لە كام ڕێكخراوەدا ئەندامە و جیاوازیی ڕێكخراوەییمان چییە. بەتایبەت نێوان ئێمە ھاوڕێیانی (حەوزەی شققە) لەتەك ھاوڕێیانی یەكێتی خەباتی كۆمونیزمی كرێكاری (ئارام عەلی)، سەرنجی كرێكار (جەعفەر عەلی و بەختیاری كرێكاری كارەبا) و ھاوڕێیان ئازاد ئاڕمان و جەمال چاوشین و ھاوڕێیانی گیانبەختكردوو شاپوور و قابیل و كۆمەلێك خوێندكاری زانكۆ، ھێندە گەرموگوڕ بوو، وەك خێزانێكی گەورەمان لھاتبوو. پەرتووكفرۆشییەكەی ئێمە سەرەتا بەرامبەر ئاساییش و بەردەم قەڵا و دواتر بەرامبەر سینەما كریستاڵ، بووبووە بنكەی كۆبوونەوەی گشت چەپەكان و یەكدی بینینیان.

ڕۆژی ١٨ی ئازار، كاتێك كە بە ئۆتۆمەبێلەكەی ھاوڕێ (ئازاد ئاڕمان)، كەرەستەكانی مەراسیمەكەمان بردنە ھۆڵی ڕۆشنبیریی جەماوەر، لەوێ پاسەوانی ھۆڵەكە پێیگوتین، ئێمە ئاگادارنەكراوین و بەبێ مۆڵەتی ئاساییش بۆتان نییە مەراسیم بكەن. قسەیەكی ئاوا وەك فیشەكێك بوو، بە ھەموومانەوە نرا، ئەم، لەوی دەپرسی و ئەو، لەمی دەپرسی “چۆن مۆڵەت وەرنەگیراوە” و ” ئەو دەیگوت، مەگەر ئێمە یەكەمجارمانە مەراسیم بكەین، بۆ شتی وانەبووە” و ھەمووشیان ڕووی دەمیان لە من دەكردەوە ” مەگەر بڕیار نەبوو، تۆ ئەو كارە ئەنجامبدەیت”. منیش ھەرچەند لە كۆبوونەوە ھەفتانەییەكانی پێشووی مەراسیمەكەدا لەوە ئاگادارم كردبوونەوە، كە لیپرسراوەكەمان بەڵێنی داوە بەخۆی ئەو كارە ئەنجامبدات و بە منی گوتووە “پێویستناكات، تۆ خەیاڵی خۆت بەوەوە خەریكبكەیت و من ئەو كارە ئەنجامدەدەم”. دیسانەوە درامەوە بەر ڕێژنەی پرسیار  “مەگەر ئێوە لە لێژنەی خۆجێی ھەولێر و  بەشی ئاشكرای ڕێكخراوەكەتاندا پێكەوە كارناكەن و چۆن لە كارەكانی یەكدی ئاگادارنین؟” دیسانەوە ناچاربووم بڵیم ھاوڕێیان، بەداخەوە من ماڵی ئەو ھاوڕێیە نازانم لەبەرئەوەی تا ئێستاكە بۆ ئێمە ئاشكرا نییە، ھەرچندە بەخۆی لێپرسراوی بەشی ئاشكرای ڕێكخراوەكەكانە!

پاش ماوەیەك چاوەرێ ماینەوە، دواجار ناچاربووین، [ئەگەر بەباشی لەبیرممابێت] ھاوڕێیەك لەتەك ھاوڕێ ئازاد ئاڕمان بە ئۆتۆمەبێلكەكەی چوون بۆ ماڵی لێپرسراو و لەوێوە چووبوونە ئاساییش و ھاتنەوە و لێپرسراو و مۆڵەتەكەیان لەتەك خۆیان ھێنا. لەم ساتەدا كە ئەوان ھاتنەوە، نزیكەی ٢٠ خولەكی بۆ ئەو كاتەی، كە بۆ دەستپێكی مەراسیمەكە دیاریمانكردبوو، مابوو. ھەرچۆن بوو، بە پەلەپەل، وەخۆ كەوتین و مەراسیمەكەمان بەرپاكرد. ھاوڕێی لێپرسراو بە پێكەنێكی دەستكردەووە وتی “خۆ دیتان بەبێ من ھیچتان بۆ ناكرێت”، لەو كاتەدا سەیرێكی منی كرد و ھاوڕێیانی بەشدار لە كۆمیتەكەدا لەوە تێگەییشتن، كە ھاوڕێی لێپراسراو ئامانجدارانە وەرگرتنی مۆڵەتەكەی دواخستووە و  بە منیان گوت ” ئەگەر بمانزانیایە، بەرامبەر بە تۆ ناكۆكی ھەیە، ئەوا بەخۆمان داوای نامەی مۆركراوی ڕەوتمان بۆ وەرگرتنی مۆڵەتەكە لێدەكرد و تووشی ئەم دەردیسەرییە نەدەبووین”.

بۆ من، ئەم مەراسیمە دوو ئەزموونی تێدابوو، یەكەم قسەكەی ھاوڕێ (ئـ.. ح-ك) ئەندامی بەشی ئاشكرای ڕێكخراوی ڕەوتی كۆمونیست لە سلێمانی بۆ سەلما، كە دەیگووت “ئەگەر دەتەوێت گویط لێبگرن و بە پلەیەكی بەرزتر بگەیت، پێویستە دەست بەكڵاوەكەتەوە بگریت”. منیش لەو كەسانە بووم، كە كڵاوێكم نەمابوو تا دەستیپێوەبگرم، دووەم، ئەوانەی ھەڵپەی پشت مایكرۆفۆن و بەردەم كامێرایان بوو، بە ھەموو شێوەیەك دەیانویست چتبوونی خۆیان بسەلمێنن. ھەڵبەتە ئەم كارە، سەرەتای دژایەتیكردنی من بوو، لە زۆربەی چالاكییەكاندا و دواتر لە مەراسیمی یەكی ئایاری ١٩٩٣دا تاڕادەی دژایەتی و گەرپێفرۆستن و دەرپەڕاندن، ناچاریانكردم بەرەو ئاكرێ ملی ڕێگە بگرم. ھەروەھا بەرگرتن بە بەرپاكردنی مەراسیمی ڕۆژی جیھانی منداڵان كە لە ساڵی ١٩٩٣دا، پێشنیار و ئیدەی من بوو، لەلایەن لێپرسراوی بەشی ئاشكرای ڕێكخراوەكەمانەوە، كە ڕێكخستنی شارەكانی ڕەوتی كۆمونیست ڕەزامەندی لەسەر دابوو و ھەروەھا بەرگرتن بە كۆبوونەوە و خۆپیشاندانی ناڕەزایەتی بەرامبەر سووتاندنی پەتووكخانەی ڕاپەڕین لە ڕانیە، كە نزیكەی ٥٠ كەس لەسەر بانگەوازی ئێمە [ھاوڕێیانی شوقە و ھاورێ ئازاد (بژار) بەناوی لێژنەی خۆجێی ھەولێری ڕەوتی كۆمونست، بەیاننامەی سزاواركردن و بانگەوازمان بۆ كۆبوونەوەی گشت ئازادیخوازانی ھەولێر دەركردبوو و كۆبوونەوەكەمان لە گڵكەند بەرپاكرد. دواتر لە گێڕانەوەی یاداوەرییەكانمدا بەناوی [یاداوەریی و ئەزموونەكانی ڕۆژانی چەپایەتیم]، بە وردی دەچمە سەر زۆر بابەتی دیكەی شاراوەی ئەو ڕۆژانە.

 

خوێنەری ھێژا، ئەمە كورتەی یاداوەرییەكانی من بوون، لەمەڕ مەراسیمی ساڵیادی كۆمونەی پاریس و بزووتنەوەی شورایی؛ ١٨ی ئازاری ١٩٩٢ و ١٩٩٣. دەكرێت زۆر لایەنی دیكەی ئەو چالاكییانە و ھەڵویستگیرییەكانی ئەودەمە، بۆ ھاورێیانێكی دیكە سەرنجڕاكێشتر بووبن و  بەو ھۆیەوە لە یاداوەیی مندا تۆمار نەبووبن یا لەبیرم نەمابن، مایەی دڵخۆشییە، ئەگەر ھاوڕێیانی بەشدار و جالاكی ئەو ڕۆژانە قۆڵی لێھەڵماڵن و لەتەك ئێمەدا یاداوەرییەكانیان بەشبكەنەوە. داوایلێبوردن دەكەم، كە لە ھەندێك جێگەدا ناچاربووم، زیاتر لەسەر شتەكان بوەستم یا ڕۆشنكردنەوەی زیاتر بدەم، تاوەكو بتوانم وێنایەكی ڕۆشنتر بخەمە بەرچاوی ئەو خوێنەرە ئازیزانەی، كە لەو ساتەدا ئامادە و بەشدارنەبوون و ئاگایان لەو پرسانە نەبووە.  ھەروەھا ئەو كاتیش وەك ئێستا من دژی پلەوپایەی ڕێكخراوەیی بووم و وەك سەرەتاییەك (مەبدەئێك) ڕەتمدەكردەوە و ڕەتیدەكەمەوە و ئەندامبوونم لە لێژنەی خۆجێی ڕێكخراوی ڕەوتی كۆمونیستدا، تەنیا لەبەر داواكاریی و سووربوونی ھاوڕێیانم [مامە كەریم، ڕێباز، ڕێبوار میدحەت، سۆران كەریم، ھیواكەریم، سیروان عەلی (ئەندامانی حەوزەی شوقە)] ڕازیبووم. بەداخەوە بەپێچەوانەی چاوەڕوانی ئەو ھاوڕێیانەوە، نەك ھەر ڕازیبوونی من، نەبووە ھۆی باشتركردنی پەیوەندی ئێمە لەتەك لێپرسراوی بەشی ئاشكرای ڕەوت لە ھەولێر و ڕێكخستنی نھێنی شارەكان، بەڵكو بووە ھۆكاری توندوتیژبوونەوەی دژایەتی دوو ھاوڕێی ڕێكخراوەیمان بۆ من، كە لە دەرەوەی ئاپارتمان (شققە)كەی ئێمە دەژیان.

بۆ خوێندنەوەی یاداوەرییەكانی ٨ی ئازار؛ ڕۆژی جیھانی ژنان، كرتەلەسەر ئەم بەستەرە بكەن: www.hezheen.tk

اصول پایه ای فدراسیون آنارشیست در فرانسه

اصول پایه ای فدراسیون آنارشیست در فرانسه

 

ترجمە از: ن. تیف

مقدمه

ما آنارشیست ها که در فدراسیون آنارشیست متشکل شده ایم بر لزوم سازماندهی ویژه آگاه هستیم. ما نظراتمان را تبلیغ می کنیم و می خواهیم یک انقلاب ریشه ای و همه جانبه را انجام دهیم که در آن واحد اقتصادی و اجتماعی خواهد بود. هدف انقلاب نابودی جامعه هایی ست که بر اساس مالکیت خصوصی یا دولتی وسایل تولید و توزیع پی ریزی شده اند، جامعه هایی که استثمار، ناآگاهی، فقر و در ضمن اتوریته جزئی از آن ها هستند.

اهداف ما

ما آنارشیست ها برای یک جامعه ی آزاد بی طبقه و بدون دولت مبارزه می کنیم که اهداف اولیه اش عبارتند از:

* برابری اجتماعی و اقتصادی تمام افراد.

* مالکیت جمعی یا فردی وسایل تولید و توزیع که هر امکانی را برای زندگی برخی با استفاده از کار دیگران برچیده است.

* برابری افراد از بدو تولد برای استفاده از ابزارهایی که به شکوفایی آنان یاری می رساند، به عبارت دیگر داشتن پرورش و آموزش در همه ی زمینه های علمی، صنعتی و هنری. سازماندهی اجتماعی باید بر اساس یک فدراسیون آزاد تولیدکنندگان و مصرف کنندگان صورت بگیرد که با اراده ی آنان شکل می گیرد و در هر لحظه تغییرپذیر است.

* اتحاد آزاد افراد بر اساس شایستگی ها و دلبستگی هایی که دارند.

* آزادی مطلق هر فردی در ابراز نظراتش.

* لغو کار دستمزدی، برچیدن تمام نهادهای دولتی و اشکال ستمگری که موجب تداوم استثمار انسان از انسان می گردند. برای این امر باید با تمام دین ها و تصوف ها مبارزه کرد، حتا اگر آن ها خود را پشت علم پنهان می کنند. همچنین باید برضد میهن پرستی مبارزه کرد  تا برادری بین گروه های انسانی تحقق یاید و مرزها برچیده گردند.

ما می خواهیم تمام جامعه را بر اساس کمک متقابل بازسازی کنیم. ما جامعه ای می سازیم که برای یک فرد، یک طبقه یا یک حزب نخواهد بود، برای همه ی افراد خواهد بود. مسائل اجتماعی نمی توانند قاطعانه و واقعاً برای همیشه حل گردند مگر این که در سطح جهانی چنین امری صورت بگیرد.

نقش ما

آنارشیسم یک هدف همه جانبه برای جامعه و یک ایده آل است. وسیله ها برای رسیدن به این هدف بر پایه ی همان اصول سازماندهی جامعه قرار دارد که ایده آل است. این ابزار عبارتند از فدرالیسم و کمک متقابل. آنارشیست ها همچون افرادی که به استثمار آگاه شده اند توافق دارند که با تمام استثمارشوندگان علیه همه ی دولت ها به مبارزه بپردازند. این چنین است که آنارشیست ها به یک مبارزه طبقاتی اعتقاد دارند که پیروزی اش به استقرار یک جامعه ی آنارشیستی می انجامد.

ما باید برای این که طبقات اجتماعی استثمارشده به ظرفیت سیاسی خود و رهایی خود به دست خود پی ببرند تلاش و مبارزه کنیم. این طبقات استثمارشونده هستند که می توانند جامعه ی آنارشیستی را بسازند. استثمارکنندگان هرگز اجازه نخواهند داد که خلع مالکیت شوند و در این راه از هر گونه نیرویی، حتا خشن، علیه رهایی زحمتکشان استفاده خواهند کرد.

تبلیغ نظرات به تنهایی کافی نیست. باید در تمام مبارزات جاری که مطالباتی را مطرح می کنند و خواهان رهایی هستند شرکت جست و سطح آن ها را بهتر کرد و بالاتر برد تا به وضعیتی رسید که بُرشی صورت بگیرد و رهایی به دست آید.

ما باید دائماً به زحمتکشان و تمام استثمارشدگان بگوییم که میانجی گری ها بر خلاف منافع طبقاتی آنان هستند و فقط عمل مستقیم و هماهنگی آن به شیوه ی فدرالیستی می تواند ثمربخش باشد. زحمتکشان و استثمارشدگان تصمیم عمل مستقیم را بی هیچ واسطه ای می گیرند و آن را اجراء می نمایند.

آنارشیست ها قاطعانه با هر گونه خودکامگی دشمن هستند و با تمام نظریات استبدادی که از مارکسیسم، روحانیت، سلطنت طلبی، فاشیسم، بورژوازی لیبرال و هر نوع دیگر می آیند، مبارزه می کنند.

انقلاب لزوماً داری یک بخش تخریبی ست که در آن نهادهای سرکوب نابود می گردند و دارای یک بخش سازندگی ست که برای ایجاد جامعه ی نوین است. ما می خواهیم که جامعه ی نوین را همه اداره نمایند و از همان آغاز روی پایه های آنارشیستی مستقر گردد.

برای همین است که فدراسیون آنارشیست وسیله ای ست برای انقلاب و تا رسیدن به اهدافی که توضیح داده شد، وجود خواهد داشت.

تعهد فعالیت

فدراسیون آنارشیست تشکلی ست که فعالان آگاه نظری و عملی به آنارشیسم و دیدگاه های متفاوت آن را گردهم می آورد. این تشکل بر اساس اصل فدرالیسم آزاد فعالیت می کند که خودمختاری گروه ها و افراد عضو آن را در چارچوب اصول پایه ای حفظ می کند. تمام فعالان آنارشیست مسئول پیشبرد فدراسیون آنارشیست هستند چرا که این تشکل تقسیمات رهبر – مجری ندارد.

فعالیت مؤثر فعالان در حرکت های جمعی فدراسیون آنارشیست یک اصل اخلاقی و همبستگی ست که زیانی به اصل آزادی آنان نمی رساند.

فدرالیسم در فدراسیون آنارشیست اجازه می دهد که تکثرگرایی (پلورالیسم) نظرها و عمل های همخوان با اصول پایه ای آن وجود داشته باشد.

شک نیست که آن چه در بالا آمد فقط خطوط عمده ای هستند که آنارشیست ها دنبال می کنند. لازم است که آنارشیست ها برای تعمیق آن ها نوشته های آنارشیستی را بخوانند و آثار گروه های مختلف آنارشیستی را دنبال نمایند.

اقدامات فدراسیون آنارشیست

اقدامات فدراسیون آنارشیست در دفاع از استثمارشوندگان و مطالبات انقلابی انجام می گیرند. این اقدامات با شناخت از طبقات و موضع گیری های ذهنی که با آنارشی مخالف هستند، صورت می پذیرند.

اقدامات فدراسیون آنارشیست در تمام زمینه های فعالیت انسان ها هستند بدون این که نظرات و امکانات گروه های آنارشیستی عضو فدراسیون فراموش شوند.

به همین جهت فدراسیون آنارشیست موارد زیر را به رسمیت می شناسد:

* امکان و لزوم وجود تمام گرایش های لیبرتارین در درون فدراسیون آنارشیست.

* خودمختاری هر گروه عضو.

* مسئولیت شخصی و نه جمعی.

* نشریه جنبش که جهان لیبرتارین نام دارد نمی تواند فقط ارگان یک گرایش باشد. لذا تمام گرایش های عضو فدراسیون آنارشیست می توانند ارگان های خود را منتشر کنند و مطمئن باشند که جهان لیبرتارین مؤظف به تبلیغ آن ها ست. این نشریه همچنین تمام فعالیت های فرهنگی، تحقیقی، عملی و تبلیغی آنارشیست ها را منعکس می نماید.

* روابط صمیمی و جامع با تمام جنبش هایی که در جهت آنارشی روی یک نقطه ی مشخص کار می کنند.

* منشیان و نمایندگان عزل شدنی در هر لحظه.

سرانجام این که اگر یک گرایش درون فدراسیون آنارشیست اقدامی را آغاز می کند که با اصول پایه ای آنارشیسم ناهمخوانی ندارد، گروه های دیگر می توانند با آن مخالف باشند و در آن شرکت نکنند. گرایش های مخالف در حین اقدام مفروض، دوستانه از انتقاد به آن خودداری می کنند. اما پس از پایان رویداد می توانند تمام انتقادات خود را مطرح نمایند.

گروه های عضو فدراسیون آنارشیست می توانند هر گونه جهت گیری را که انتخاب می کنند داشته باشند: آنارکوسندیکالیسم، کمونیست – آنارشیست، نئومالتوسی، آنارشیست صلح طلب…

هر گروهی می تواند همچنین دارای همه ی گرایش ها باشد یا هیچکدامشان را نداشته باشد.

مناطقی برای فعالیت می توانند در نظر گرفته شوند به شرطی که گروه های آنارشیست ابتکار آن ها را به دست بگیرند و کمیته ی روابط فقط می تواند در این رابطه پیشنهادهایی بدهد.

 

 

سازماندهی

کمیته ی ارتباطات

یک کمیته ی هماهنگی در فدراسیون آنارشیست وجود دارد که کارش تبادل اطلاعات، پیشنهادها و نظرهایی ست که می تواند از یک فرد یا گروه بیایند. رفقای عضو کمیته ی ارتباطات هیچ حق دیگری ندارند مگر این که مانند تمام فعالان، اطلاعات، پیشنهادها و نظرهای خود را بدهند.

یگانه استثنائی که بر این اصل هست، ابتکاراتی ست که مربوط به پیوستن به یک کنگره، ائتلاف یا کمیته می شوند (مثلاً کنگره ی آنارشیستی بین المللی، نیروهای آزاد صلح).

ناگفته پیداست که شرکت در نشست های مختلف نباید تناقضی با ایدئولوژی ما داشته باشد و هر فعالیتی باید فقط دارای یک هدف باشد، برای مثال: مخالفت با جنگ، تلاش برای جلوگیری از اعدام فعالان سیاسی، اعتراض علیه تجاوز به یک ملت.

کمیته ی وسیع ارتباطات

کمیته ی وسیع ارتباطات با فراخوان منشی عمومی دست کم سه بار در سال تشکیل می شود. ابتکار تشکیل جلسه می تواند یا از سوی منشی عمومی باشد یا یک کمیته ی ارتباطات آن را فرابخواند. دستور کار جلسه بر اساس تقاضاهای گروه ها، رابطان، افراد یا کمیسیون ها تعیین می گردد. موضوعات تمام این تقاضاها حیات فدراسیون آنارشیست را دربرمی گیرند. کمیته ی وسیع ارتباطات می تواند برای راه اندازی کارزارهای فدرال تصمیم گیری نماید. تصمیم یک کارزار می تواند در یک کنگره یا یک کمیته ی وسیع ارتباطات گرفته شود. به هر حال تمام اقدامات مربوط به کارزار مربوطه باید در کمیته ی وسیع ارتباطات یا بولتن داخلی معرفی گردند.

منشی عمومی

نقش منشی عمومی پخش مراسلات و مسئولیت ها در میان اعضای مختلف است. او باید مراقب توافقات کمیته باشد و تلاش کند تا کنگره آن گونه که باید در زمان تعیین شده و بر اساس فعالیت های رفقایی که آن را تدارک می بینند، برگزار گردد.

منشی روابط داخلی

نقش منشی روابط داخلی ایجاد ارتباط بین گروه های عضو فدراسیون آنارشیست با یک دیگر است. او باید مکاتبات هوادارانی را که در مناطق هستند و می خواهند به ما بپیوندند در اختیار آن ها بگذارد. منشی روابط داخلی مسئولیت پخش نظرات جالب را که از یک منطقه، یک گروه و یک فرد می آید، بر عهده دارد. منشی روابط داخلی همچنین بایستی به اطلاع کل جنبش برساند که چه امکاناتی برای عمل و حرکت موجود است، مثلاً نام کسانی که می توانند سخنرانی تبلیغی بکنند، در مورد چه موضوعاتی می توانند این کار را بکنند و چه امکاناتی برای جابه جایی آنان وجود دارد. منشی روابط داخلی همچنین باید تبلیغات از طریق کارزارهای مختلف را در نظر بگیرد و موضوعات آن ها را که او یا فعالان می توانند پیشنهاد کنند، ارائه دهد. (گروه های آنارشیست عضو فدراسیون که با تأثیرگذاری کارزارهای تبلیغی اختلاف دارند، می توانند از شرکت در آن ها اجتناب نمایند.) منشی روابط داخلی باید هر جا که می تواند گروه های آنارشیستی جدید ایجاد نماید و با پیوند آن ها  به فدراسیون آنارشیست در راه گسترش تشکل گام بردارد. منشی باید در کنگره ترازنامه ای ارائه دهد که نشانگر پیشرفت، رکود یا پسرفت تشکل ما با توجه به گزارش های گروه های عضو باشد.

هنگامی که یک گروه آنارشیستی تشکیل می گردد، منشی روابط داخلی باید مستقیماً با آن تماس حاصل نماید. این تماس را یا خود او می گیرد یا به یک نماینده که شناخته شده است و از نظر جغرافیایی به گروه تازه ایجاد شده دور نیست، محول کند.

ارتباط با گروه تازه ایجاد شده صرف نظر از این که دستاوردی انسانی دارد، برای ایجاد گفت و گویی ست که به هر دو طرف امکان می دهد تا هم اندیشی در اصول پایه ای آنارشیست ها را بررسی نمایند.

منشی روابط خارجی

نقش منشی روابط خارجی ایجاد ارتباط دوستانه با گروه های موازی، هواداران و حتا منفردان است تا فرصتی برای معرفی تشکل و نشریه ما به وجود آید. این ارتباط ها همچنین با این دید صورت می گیرد که فدراسیون آنارشیست بتواند با آن ها حرکت مشترکی برای اهدافی مشخص در چارچوب ائتلاف ها، نهادهای ارتباطی یا یک کارزار لحظه ای و مقطعی داشته باشد. چنین ارتباطاتی به ما اجازه می دهند تا بتوانیم مطبوعات خود را در تجمعات گروه های نامبرده پخش نماییم و آفیش های تبلیغاتی خود را در دفترهای آن ها نصب کنیم، اطلاعیه های خود را توزیع نماییم، مقالات خود را در نشریاتشان چاپ کنیم و در تجمعات آن ها شرکت نماییم. بدیهی ست که تمام این کارها می توانند متقابلاً نیز انجام بگیرند.

منشی روابط بین المللی

منشی روابط بین المللی با تشکلات آنارشیستی که به زبان خارجی سخن می گویند ارتباط برقرار می کند. برای این که از رویدادهای جهانی و اقدامات آنارشیست ها اطلاع حاصل شود و دریافته گردد که آنان چگونه در آن رویدادها شرکت کردند و چه راهی را برای ارتقای آن ها انتخاب نمودند. منشی روابط بین المللی سپس تمام رفقای کشورها را از جو و فعالیت آنارشیستی در جهان مطلع می کند. منشی روابط بین المللی همچنین اطلاعات اصلاحی را بر خبرهای مطبوعات  رسمی جمع آوری می نماید. منشی روابط خارجی می تواند صفحات بین المللی نشریه ما، جهان لیبرتارین را پربار نماید.

منشی خزانه داری

خزانه دار مستقیماً حق عضویت حداقلی سالانه گروه ها و افراد عضو فدراسیون آنارشیست را دریافت می کند. مبلغ حق عضویت عمداً پایین در نظر گرفته شده است تا همگان بتوانند آن را بپردازند و اگر مایل هستند بیش تر از آن را بدهند.

خزانه دار برای احترام به خودمختاری گروه های عضو فدراسیون آنارشیست حق ندارد نام و نشانی های اعضای آن ها را بداند، اما فقط از تعدادشان اطلاع دارد که برای آن هم به خزانه دار هر گروه اعتماد می کند.

منشی خزانه داری فهرست گروه ها و افراد عضو فدراسیون آنارشیست را به اطلاع منشی بولتن درونی می رساند، بولتنی که فقط به اعضای فدراسیون آنارشیست داده می شود. خزانه دار هزینه های مراسلات و جابه جایی اعضای کمیته را به کنگره بر عهده دارد. خزانه دار همچنین مسئولیت مالی برای عضویت در ائتلاف ها، کمک احتمالی به چاپ یک آفیش، تبلیغ یک کارزار و پشتیبانی را از نشریه فدراسیون آنارشیست دارد.

اداره

مدیران را کنگره برمی گیزند. نقش آنان عبارت از مراقبت از انتشار مرتب نشریه و اجرای کارهای جنبش از جمله کتابفروشی آن و …

مانند تمام دیگر مسئولانی که کنگره برمی گیزند، مدیران می توانند برای کمک به خود یک یا چندین فعال را منصوب نمایند.

هیئت تحریریه

هیئت تحریریه مسئول تهیه و انتشار منظم نشریه ما یعنی جهان لیبرتارین است. تمام مقالاتی که هیئت تحریریه دریافت می کند در صورت عدم مخالفت اصولی و دقیق یک یا چند عضوش، در نشریه منتشر می گردند. مقاله ای که درج نمی شود با استدلال برای عدم درجش به نویسنده بازگردانده می شود.

اعضای هیئت تحریریه را کنگره انتخاب و عزل می کند. اما اعضای آن می توانند در طی مدت نمایندگی خود یک یا چند رفیقی را که آن را ترک می کنند به اتفاق آراء با یک یا چند عضو دیگر جایگزین نمایند.

رادیو لیبرتر (لیبرتارین)

منشی رادیو لیبرتر مانند دیگر منشیان در کمیته ی ارتباطات شرکت می کند.

چهار پست برای بهینه سازی کار رادیو وجود دارد:

* منشی برنامه ریزی: او مسئول جدول برنامه ها، جای گذاری آن ها، انتشارشان در نشریه جهان لیبرتر و کیفیت برنامه هاست. او با دبیرخانه های مختلف فدراسیون آنارشیست در ارتباط است تا گردش اخبار و اطلاعیه ها در رادیو تأمین گردد.

* منشی مالی: او مسئول بودجه ی رادیوست و از این اصل که رادیو خودش هزینه هایش را تأمین کند مراقبت می نماید.

* منشی فنی: او مسئول نگهداری از تجهیزات رادیوست و هزینه های آینده را برای آن ها پیش بینی کرده و به اطلاع منشی مالی رادیو می رساند.

* منشی انجمن: او مسئول انجمن “پخش وسایل ارتباط جمعی” ست که از لحاظ قانونی ضامن رادیو لیبرتر است.

منشی تاریخ و بایگانی

وظیفه ی او جمع آوری و بایگانی اسناد مختلف (آفیش ها، جزوه ها، رساله ها، کتاب ها و …) است که عموماً به جنبش آنارشیستی و خصوصاً به فدراسیون آنارشیست مربوط می گردند تا حافظه ی فعالیت های ما نگاهداری گردد. او می تواند برای کمک به خود از فعالان دیگر یاری بجوید.

منشی انتشارات

وظیفه ی او تلاش برای چاپ و بازچاپ آثار مهم آنارشیستی و تبلیغ آن هاست. او همچنین باید برای ترویج و پخش انتشارات جهان لیبرتر (ارگان فدراسیون آنارشیست) کوشش کند.

عملکرد کمیته ی ارتباطات

خوانش آن چه در بالا آمد به روشنی نقش وظیفه های مختلف را نشان می دهد. توجه ویژه ای باید به تماس منشیان ارتباطات داخلی با ارتباطات خارجی و خزانه داری نمود که می تواند با عطف به امکاناتی که در اختیار دارد محدوده و تناوب اقداماتی را که می توان انجام داد، مشخص نماید.

کمیته ی ارتباطات مرتباً با فراخوان منشی عمومی تشکیل جلسه می دهد.

هر منشی مسئول وظیفه ی خود است و در نتیجه به تنهایی برای آن چه به وی مربوط است تصمیم می گیرد.

البته هیچ کدام از منشیان نمی توانند به دلایل عملی و اخلاقی بدون گفت و گو با دیگران و بدون در نظر گرفتن اعتراضات و مخالفت هایی که می شود دست به تصمیم گیری بزنند.

این چنین است که اگر کاری گروهی انجام می گردد، تصمیم های نهایی آن ها را مسئولان هر وظیفه ای می گیرند که به تنهایی در برابر کنگره پاسخگوی آن چه هستند که به تک تک آنان مربوط بوده است.

هر منشی می تواند برای یاری به وظیفه ای که گرفته است کمیسیونی را با مسئولیت کامل خودش انتخاب نماید.

بولتن داخلی

بولتن داخلی برای مطالب خود و از نظر مالی مستقل از کمیته ی ارتباطات است. کمیته ی ارتباطات دارای هیچگونه حق سانسوری یا حق ممنوع کردنی نیست. بولتن داخلی برای تمام اعضاست و هیچ یک از کسانی که آن را منتشر می کنند حق ندارند هیچ سانسوری در آن بکنند.

همه ی مقالات به جز آن هایی که احتمالاً افتراء آمیز هستند در بولتن داخلی درج می شوند.

تمام مقالاتی که هیئت تحریریه ی جهان لیبرتر رد کرده است می توانند با ذکر این موضوع در بولتن داخلی منتشر گردند.

سرانجام این که کمیته ی ارتباطات اعلان های خود را به گروه های عضو فدراسیون آنارشیست، اقدامات و گزارش های عملکرد به هر کنگره را در بولتن داخلی منتشر می نماید.

کنترل متن های گروهی و فردی جایی در بولتن داخلی ندارد.

گروهی که بولتن داخلی را اداره می کند باید مانند دیگر گروه ها در انتظار شماره ی بعدی باشد تا بتواند موضعی بگیرد.

اشتراک بولتن داخلی

زمانی که گروه اداره کننده ی بولتن داخلی تقاضایی برای اشتراک آن دریافت می کند، از منشی خزانه داری می خواهد تا صحت عضویت گروه متقاضی را تأیید نماید. همین کنترل برای تعداد اعضای هر گروه صورت می گیرد تا یک گروه تعدادی بیش از تعداد اعضای خود به علاوه ی یک عدد برای بایگانی خود، بولتن داخلی دریافت ننماید.

خزانه داری می بایستی گروه اداره کننده ی بولتن داخلی را از استعفای یک گروه یا افراد مطلع نماید. منشیان گروه ها مستقیماً استعفای افراد عضو خود را اعلام می کنند تا تعداد ارسالی بولتن ها بر طبق آن صورت بگیرد.

بولتن داخلی هر ماه منتشر می گردد (مگر این که مقاله ای نرسد).

محل انتشار بولتن داخلی در شهرستان خواهد بود مگر این که چنین امکانی نباشد. هدف این است که از تمرکز کار در پایتخت جلوگیری گردد و این ارگان بتواند از یک خودمختاری کامل برخوردار باشد.

اگر گروه مسئول انتشار بولتن داخلی کارش با شکست مواجه شد، منشی عمومی می تواند یک گروه دیگر را موقتاً به انجام این وظیفه برگمارد.

کنگره

کنگره فقط برای اعضای فدراسیون آنارشیست است (به جز کسانی را کمیته ی ارتباطات دعوت می کند). گروهی که کنگره ی پیشین منصوب نموده است و با منشی عمومی در ارتباط است مسئولیت برگزاری کنگره را بر عهده دارد. کنگره دارای اهداف زیر است:

* وضعیت اخلاقی و مالی فدراسیون آنارشیست و اقدامات آن را بررسی می کند.

* بحث در مورد پیشنهادها و مطالعاتی که گروه ها، افراد و نهادهای عضو فدراسیون آنارشیست ارائه می کنند تا بتوان خطوط اصلی کارزارهای سال جاری را از آن ها بیرون کشید. کنگره همچنین تصمیم های لازم را برای پیشروی خوب فدراسیون آنارشیست می گیرد.

عضوگیری

عضوگیری در فدراسیون آنارشیست بر دو محور قرار دارد:

* مادی: پرداختن حق عضویت

* اخلاقی: پذیرش بی قید و شرط اصولی که در بیانیه ی حاضر آمده است.

نتیجه این که، اگر گروه یا فردی اصول پایه ای را به صورتی علنی زیرپا بگذارد، عضویتش نیز به صورتی خودبه خودی در فدراسیون آنارشیست فسخ می گردد.

اصول پایه ای نمی توانند تکمیل گردند یا تغییر یابند مگر این که پیشنهاد آن ها چهار ماه پیش از برگزاری کنگره مطرح گردند و کنگره به اتفاق آراء تکمیل یا تغییر را بپذیرد. به هر حال آن چه در مقدمه ی اصول پایه ای آمده است تغییرناپذیر است یعنی این که گروه های عضو فدراسیون آنارشیست همواره باید خودمختاری خود را حفظ نمایند و این فدراسیون همواره باید دارای گرایش های مختلف باشد.

هر عضو فدراسیون آنارشیست می تواند اگر مایل است عضو تشکلات فرهنگی، فلسفی، سندیکایی، صلح طلب یا تفریحی دیگری که انتخاب می کند باشد بدون این که این عضویت ها با آنارشی در تناقض باشند.

اما، به هر حال هر گروهی آزاد است تا کارزارهای مشترکی با تشکلات دیگری که انتخاب می کند، داشته باشد.

هر آن کس که با بیانیه ی اصول پایه ای موافق است می تواند از طریق یک گروه یا فرداً به عضویت فدراسیون آنارشیست درآید. (عضویت فردی به این دلیل پذیرفته می شود که کسی از یک گروه از نظر جغرافیایی دور است یا این که فردی مایل است ایزوله باقی بماند.)

 

فدراسیون آنارشیست

 

متشکل شدن و مبارزه کردن

منبع:  http://www.federation-anarchiste.org

آیا آنارشی بی نظمی و آنارشیسم هرج و مرج طلبی ست؟ / پس آنارشی چیست؟

پس آنارشی چیست؟

آنارشی یک ملت و در واقع یک گروه اجتماعی ست که بدون دولت زندگی می کند. به جز آنارشیست ها، همه ی فیلسوفان، اخلاق گرایان، جامعه شناسان دمکرات یا سوسیالیست مدعی اند که نبود دولت و قانونی که متضمن سرکوب نباشند موجب گسترش تخلف و بی نظمی و جنایت می گردد. آنارشیست ها می گویند که “آنارشی بالاترین تبلور نظم است.”

آنارشی و نظم؟

پایه های نظم ما آنارشیست ها بر روی توافق قرار گرفته است (اصل آزادی علیه اتوریته). تمام نظم های دیگری که جوامع به خود دیده اند – سوسیالیسم، لیبرالیسم، مارکسیسم… – به یک اقلیت ممتاز حق رهبری تمام اعضای جامعه را دادند تا منافع خود را پاسداری نمایند. نام مشترک این نظم ها دولت است. دولت یا حکومت بازتاب سیاسی رژیم اقتصادی ست که جامعه زیر یوغ آن قرار دارد. دولت سرکوب و استثمار انسان از انسان را توجیه می کند. دولت قدرت فرد را غصب می نماید و چه دیکتاتوری باشد و چه دمکرات (انتخابی) آن را در اختیار سرمایه می گذارد که در نهایت جنبش های اجتماعی را سرکوب می کند تا خود را نجات دهد. دولت که همه جا حضور دارد سرانجام خود را به جای جامعه می گذارد و چنین القاء می نماید که بی آن جامعه از کار می افتد. توهم ناکارآیی جامعه بدون دولت تا آن جایی ترویج بیمارگونه می گردد که دولت را به یک گروه اجتماعی سوا تبدیل می کند و آن را از واقعیات زندگی افراد و گروه های اجتماعی دیگر کاملاً جدا می نماید. دراین جاست که دولت دیگر نقشی ندارد به جز حفظ نظم با توپخانه ای از قوانین و مقررات سرکوبگرانه در خدمت منافع استثمارکنندگان که می توانند کارفرمایان، سرمایه داران یا اعضای بالای احزاب در کشورهای سابق بلوک شرق باشند.

دولت برای حفظ نظم به نفع استثمارکنندگان رفتارهای تحقیرآمیز و پست کننده دارد و در این راه از دین بهره می گیرد. دین استثمار و سلطه گری را توجیه می نماید و فقط گاهی برضد بازتاب خشن آن ها موضع گیری می کند، بی آن که هرگز به پایه های آن انتقاد نماید و جامعه ای فرای جامعه ی پدرسالار، محافظه کار، سلسله مراتبی و صدقه ده پیشنهاد کند. آنارشیست ها مخالف این نوع از جامعه هستند که سرکوب گر و استثمارکننده است و فردیت انسان و آرمان های او را نفی می نماید. آنارشیست ها برای جامعه ی برابری تلاش می کنند که مستقیماً و آزادانه با اجزائی که افراد، گروه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستند، اداره می شود. آنارشیست ها می گویند که این اجزاء می توانند جامعه را بی دولت و دین در چارچوب فدرالیستی اداره نمایند.

نفی اتوریته (استبداد)

نفی اتوریته یا استبداد با نظرات آنارشیستی آغاز نشد. نفی اتوریته در عمل و رفتار اشخاص یا گروه های اجتماعی پیش از افکار لیبرتارین وجود داشته است. کافی ست که فقط به برخی رویدادهای تاریخی نگاهی انداخت: قیام بردگان در رُم باستان، شورش های دهقانی در قرون وسطی، پیدایش رنسانس، فلسفه های عصر روشنگری، انقلاب فرانسه و نزدیک تر از همه ی این ها به ما رویدادهایی از قبیل انقلاب ١٨۴٨، کمون پاریس، انقلاب روسیه و انقلاب اسپانیا نشانگر مبارزه علیه اتوریته هستند. انسان ها در طی تمام این رویدادهای کهن و نو تلاش کردند یا از فشار اتوریته بکاهند یا آن را کاملاً نابود بنمایند چرا که خود را در دام آن می دیدند. اگر ما تمام این رویدادها را در زمینه های تاریخی و اجتماعی زایششان بگذاریم، درخواهیم یافت که تمام آن ها هدفی به جز بهتر کردن شرایط زندگی، تقسیم ثروت ها، حق شناخت و آموزش و رفاه و در یک کلام خوشبختی نداشتند. بیش تر این جنبش های شورشی بردگان، دهقانان و کموناردها سرکوب شدند یا یک طبقه مانند بورژوازی نوظهور در انقلاب ١٧٨۹ فرانسه یا یک گروه مانند حزب بلشویک در انقلاب ١٩١٧ روسیه آن ها را به نفع خود مصادره نمودند. گاهی کسانی مانند پادشاهانی که در عصر روشنگری “خردمند” توصیف می شدند، جنبش های اجتماعی را از اهدافشان دور کردند. علت این است که هر چند این جنبش ها آبستن آزادی بودند، اما به اندازه ی کافی پرقدرت و ساختاریافته نبودند تا نظم موجود را سرنگون نمایند. آن ها از این جنبه یک اتوپی یا مدینه ی فاضله بودند که شهامت کافی را برای گذر به آینده نسبت به زمانی که در آن پدید آمدند، نداشتند.

میراث

اندیشه ی لیبرتارین در سده ی نوزدهم میلادی نخست تئوریزه و سپس به اجراء گذاشته شد، البته پیدایش آنارشیسم در آن زمان بی علت نبود. در سده ی نوزدهم ملی گرایی و دولت گرایی نیز پدید آمدند و لذا اندیشه ای لازم بود تا به مبارزه با آن ها برخیزد. توافق بر این است که پی یر – ژوزف پرودون “پدر” آنارشیسم است. همو بود که نظم اشتراکی و فدرالیستی را تئوریزه نمود و سندیکالیسم کارگری را نوید داد. نفوذ اندیشه های پرودون در جنبش کارگری چنان واقعی بود که در انجمن بین المللی زحمتکشان گرایشی وجود داشت که خود را آشکارا پرودونی مطرح می کرد. اما این کنگره ی سن ایمیه در سال ١٨٧۲ بود که پایه های آنارشیسم را ایجاد کرد. نمایندگانی که در این کنگره شرکت کردند، چنین گفتند:”نابودی هر گونه قدرت سیاسی نخستین وظیفه ی پرولتاریاست.” آنان سپس افزودند:” سازماندهی هر گونه قدرت سیاسی به اصطلاح موقت یا انقلابی برای نابودی قدرت سیاسی اشتباهی بیش نخواهد بود و همان قدر برای پرولتاریا زیان بار خواهد بود که تمام دولت هایی که تا امروز وجود داشته اند…”

میخائیل باکونین همین نظرات را در انترناسیونال اول مطرح کرد و تا امروز همچنان مطرح هستند. لوئیز میشل در کمون پاریس، کارگران آمریکا در اول ماه مه ١٨٨۵، فرنان پلوتیه در بورس کار، الیزه رکلو، جغرافی دان و آنارشیست برجسته در توضیحاتی که برای جهان داد، پی یر بنار برای آنارکوسندیکالیسم، پیوتر کروپوتکین برای کمونیسم لیبرتارین، پل روبن برای مدرسه لیبرتارین در شهر سانپویی فرانسه، ژان گراو و چهل سال فعالیت تبلیغاتی وی برای آنارشیسم، گوستاو لاندوئر که نظامیان خشن در سال ١۹١۹ برای مبارزه اش جهت پی ریزی شوراهای کارگری بایرن آلمان تیرباران نمودند، نستور ماخنو و فعالیت هایش برای انقلاب روسیه، نیکولا ساکو و  بارتولومئو وانزتی، دو آنارشیست ایتالیایی که در آمریکا برای عقایدشان با صندلی الکتریکی اعدام شدند، اریش موهسام، شاعر و نمایشنامه نویس آلمانی که در یک اردوگاه کار اجباری در سال ١۹٣٣ کشته شد، بوئنا آوانتورا دوروتی در جنگ اسپانیا، ارمان روبن و زبان های ساده اش از جمله کسانی هستند که حامل نظرات و اندیشه های آنارشیستی بودند. این اندیشه ها در پایان جنگ جهانی دوم دوباره جان می گیرند و منجر به بنیان گذاری فدراسیون آنارشیست در فرانسه و انترناسیونال آنارشیست ها در جهان می شوند. بازسازی کنفدراسیون ملی کار در فرانسه که یک سندیکای کارگری آنارشیستی ست و پیوستن آن به انجمن بین المللی زحمتکشان از جمله دیگر رویدادهای پس از پایان جنگ جهانی دوم است. آنارشیست ها از آن پس در جنبش هایی همچون مه ١۹۶۸ و دیگر جنبش های اجتماعی شرکت داشته و دارند.

از آنارشی تا آنارشیسم

آنارشی آن روشی ست که ما برای یک جامعه ی لیبرتارین داریم و آنارشیسم آن جنبش اجتماعی ست که برای تحقق اهداف ما جریان دارد. آنارشیسم یک مبارزه ی مداوم علیه تعصبات، تاریک اندیشی ها و اتوریته هاست که شکل های بسیار متفاوتی می گیرد. این مبارزه بر دو محور قرار دارد. یک رشته از حرکات تخریبی هستند و رشته ای دیگر سازنده. فعالیت های تخریبی آنارشیست ها بر ریشه کن کردن عمیق اصل اتوریته در همه ی نمودهایش و افشای آن ها قرار دارد. این فعالیت ها همچنین با هر گونه ترفندی که بخواهد به نحوی اتوریته ای را در شکل و لباس دیگری زنده یا بازسازی کند به مبارزه برمی خیزند. فعالیت های سازنده ی آنارشیستی به موازات فعالیت های تخریبی صورت می گیرند و تلاش می کنند تا ساختاری فدرالیستی را برای مدیریت مستقیم ایجاد نمایند. اما برای تمام این فعالیت ها ابزاری لازم است که سازماندهی نام دارد…

سازماندهی

سازماندهی با درجه ی آگاهی پیوند دارد. این آگاهی در مباحثات، مناظره ها، برخورد نظرات و فعالیت ها به دست می آید. هر چه قدر که آگاهی بالا باشد همان قدر پویایی یک تشکل هم بالاست. برای این که بتوان به یک سازماندهی قوی و انعطاف پذیر دست یافت که تضادی با روحیه لیبرتارین نداشته باشد، باید از پایین به بالا رفت، از یکتایی به تعدد رسید، و از فرد به جمع گذر کرد. ما یک مجموعه از اصول عمومی شامل مفاهیم پایه ای و کاربردهای عملی را بین افراد و گروه ها می پذیریم که فدرالیستی هستند (به “اصول پایه ای” ما نگاه کنید). فدرالیسم به هر کس اجازه می دهد که خودش باقی بماند و زیر بار تشکیلات له نشود. فدرالیسم اجازه می دهد که افراد خودمختار باشند و این چنین بتوانند بخشی از فعالیت های سازمانی را با دادن نظرات خود انجام دهند. چنین شکلی از سازماندهی به تک تک افرادش اجازه می دهد تا تمام نیرویش را حفظ نماید و بتواند با به اشتراک گذاشتن آن با دیگر نیروها، به بالاترین حد سرزندگی برسد.

فعالیت

فعالیت را نباید با آژیتاسیون یا تحریک هم وزن دانست. یک فعالیت باید دارای هدف در جهت یک انقلاب لیبرتارین باشد و به طور ضمنی به یک استراتژی کمک کند. اوضاع اجتماعی گاهی اوقات موقتاً آرام است و گاهی جنب و جوشی پدید می آید. سازماندهی آنارشیستی باید خود را با وضعیت های مختلف وفق دهد. جای فعالان آنارشیست در هر حال در درون مبارزه ی اجتماعی ست که خود در مبارزه ی طبقاتی متبلور می گردد و مبارزات رفرمیستی از قبیل مبارزه علیه بیکارسازی، برای افزایش دستمزدها، دفاع از خدمات عمومی و غیره جزوی از این مبارزات هستند. آنارشیست ها در همه ی این مبارزات با پایبندی به اصول خود که فعالیت ضداستبدادی و عمل مستقیم است شرکت می کنند تا بتوانند به چشم اندازهای خود نزدیک گردند. هنگامی که ما آنارشیست ها نظرات و اعمال خود را با نظرات و اعمال توده های مردم روبه رو می کنیم، می توانیم به تدریج آگاهی انقلابی را پدید آوریم.

پیشنهادها

آنارشیسم یک مجموعه از پیشنهادها و شیوه های عملی ست که به آزادی کامل انسان در جامعه ره می سپارد. اگر جامعه به عنوان یک نهاد اجتماعی وجود دارد، فرد هم به همان اندازه وجود دارد بدون آن که هیچ گونه پیوند سلسله مراتبی با آن داشته باشد . آنارشیست ها در پی آن هستند که بین این دو یک هارمونی ایجاد گردد. آزادی و رهایی دارای سه وجه است. ابتداء رهایی اقتصادی با پس گرفتن مالکیت ابزار تولید از طریق مدیریت مستقیم آن ها توسط خود زحمتکشان و تقسیم برابر ثروت ها، سپس آزادی سیاسی با جایگزین نمودن بوروکراسی دولتی توسط یک سازماندهی فدرالیستی بخش های گوناگون جامعه که از پیوستگی و خودمختاری پاسداری می کند و سرانجام رهایی فکری از طریق به دست گرفتن نقش اجتماعی که یک فرد دارد توسط خودش و فرستادن هر نوعی از تسلیم گرایی، از جمله دین، به موزه ی ترس و وحشت.

جامعه  ای بی طبقه و بدون دولت، سازماندهی شده توسط زنان و مردان

آنارشیسم طبق تعریف و بر اساس خلق و خویی که دارد علیه هر گونه گردهم آیی نظامی گونه مقاومت می کند. چرا که چنین شیوه ای روحیه فرد را محبوس و زندگی اش را محاصره می نماید. آنارشیسم مخالف قاطع اصل اتوریته در سازماندهی اجتماعی است. به همین علت است که آنارشیسم دارای نوعی تعلیمات دینی برای گسترش خود نیست. سازماندهی آنارشیستی جامعه در اراده ی افراد و گروه های اجتماعی تجلی مستقیم می یابد و نمی تواند با قیم مآبی نهادها و ساختارهایی که دارای اتوریته ای در بالا هستند به اجراء گذاشته شود. سازماندهی آنارشیست جامعه همچنین با نابرابری اقتصادی و اجتماعی قابلیت اجراء ندارد. پایه های اخلاقی و نهادینه ی فدرالیسم لیبرتارین چنین است:

* آزادی به عنوان پایه و اساس،

* برابری اقتصادی و اجتماعی به عنوان ابزار،

* برادری به عنوان هدف.

این تعریف اختلاف ژرفی را که میان فدرالیسم لیبرتارین و “فدرالیسم دولتی” وجود دارد، نشان می دهد.

ما با تمام وجودمان خواهان یک جامعه ی فدرالیستی هستیم که بر پایه ی مالکیت جمعی و فردی ابزار تولید و توزیع قرار دارد (به این شرط که برخی نتوانند از کار بقیه زندگی کنند)، در آن کمک های متقابل وجود دارند، کار دستمزدی لغو شده است و استثمار انسان از انسان جایی ندارد.

آنارشیست های هیچ گونه اعتباری به جایگزینی افراد برای اعمال اتوریته (استبداد) نمی دهند چرا که علل مشابه اثرات یکسان به وجود می آورند. تمام شکل های اتوریته به هم شبیه هستند. اگر امکان داده شود که یک و فقط یکی از آن ها به حیات ادامه دهد، تمام آن ها دوباره تولید می شوند.

 

به سوی یک جامعه ی لیبرتارین

برای این که بتوان یک جامعه ی لیبرتارین را مستقر نمود، ابزاری لازم است که با هدف جور باشند. اریکو مالاتستا می گوید:”این ابزار خود نباید مستبدانه باشند و باید مانند اهدافی باشند که ما پیشنهاد می کنیم و با شرایطی که ما در آن مبارزه می کنیم همخوانی داشته باشند. اگر در گزینش ابزار اشتباه نماییم، به هدف ها نخواهیم رسید و برعکس از آن ها دور می شویم، چنان که به نقطه ی مقابل هدف خواهیم رفت و در این صورت این نتیجه ی طبیعی روش هایی ست که انتخاب کردیم.”

امکان زندگی در یک جامعه ی برابر که اجزایش (افراد، گروه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، قومی…) مستقیماً و آزادانه در چارچوب فدرالیستی اداره می کنند، وجود دارد. مقرراتی که در چنین جامعه ای به صورت کتبی یا ضمنی وجود دارند با قراردادهای مشترک، برابر و متقابل به وجود می آیند که هر لحظه می توانند تغییر کنند.

نمایندگی

جامعه ی لیبرتارین قطعاً نخواهد توانست بدون کمک متقابل و همکاری داوطلبانه عمل نماید. داشتن نمایندگی مسئولانه اجازه خواهد داد تا در سطح فدرال گفت و گو صورت بگیرد. اما دقت کنید که واژه ها چه باری دارند. برای آنارشیست ها هر نماینده فقط یک حکم مشخص دریافت می کند و مجمعی که او را برگزیده است حق کنترل دائمی کارش را دارد و به ویژه حق دارد که اگر تشخیص داد که او وظیفه اش را انجام نمی دهد در هر لحظه عزلش کند.

آنارشیسم پیشنهادهای همه جانبه ی اجتماعی ست که می خواهد تمدنی واقعاً متفاوت را ترویج نماید.

آنارشیسم اصل آزادی را در برابر اصل اتوریته، کمک متقابل را علیه قانون جنگل و برابری را برضد تبعیض می گذارد.

الیزه رکلو:”تا زمانی که جامعه بر اساس اتوریته ای اداره می شود، آنارشیست ها در حالت قیام همیشگی علیه آن خواهند بود.”

 

***

مێزگردی گێڕانەوە و پێداچوونەوە و ھەڵسەنگاندنی ئەزموونی یەكێتی بێكاران لە كوردستان و خەباتی جەماوەریی لە ساڵانی ١٩٩٢ تا ١٩٩٨ / بەشی سێیەم

مێزگردی گێڕانەوە و پێداچوونەوە و ھەڵسەنگاندنی ئەزموونی یەكێتی بێكاران لە كوردستان و خەباتی جەماوەریی لە ساڵانی ١٩٩٢ تا ١٩٩٨

بەشی سێیەم:

به پێی ئه‌وه‌ی كه‌ یه‌كێتی بێكاران زیاتر له (‌ ٢٠.٠٠٠)  هه‌زار ئه‌ندامی بێكاری ناونووسكراوی هه‌بوو، ده‌سه‌ڵاتی كوردستان چۆن مامه‌ڵه‌ی له‌ته‌كدا ده‌كرد و چه‌نده‌ ڕێكخراوەكە و داخوازییەكانی بەھەند ده‌گرتن؟

سیروان عەلی :

ده‌سه‌ڵاتدارانی كوردستان وه‌ك به‌ره‌یه‌كی ڕاستڕه‌وی كۆمەڵگە، هه‌رده‌م پیشه‌ی به‌رامبه‌رگرتن بووه له‌ ئاست ئامانج و داخوازی خه‌ڵكی كرێكار و زه‌حمه‌تكێش‌.  بۆیه‌ زۆر سروشتییانه‌، هه‌ر له‌ یه‌كه‌م هه‌سته‌ی پێكهێنانی (یه‌كێتی بێكاران)ەوه‌ ئه‌و به‌هه‌ر شێوه‌یەك بۆی لوابێت، هه‌وڵی له‌باربردن و له‌به‌ریه‌ك هه‌ڵوه‌شانه‌وه‌ی داوه‌. ئه‌گه‌ر به‌ تەمەنی ئه‌و ڕێكخراوه‌دا بچینەوە، ئەوا شێوه‌ی جۆراوجۆر له‌م په‌رچه‌كاردانه‌وانه‌ ده‌بینین. هه‌ر له‌ سه‌ره‌تاوه‌ له‌ ڕێگه‌ی بڵاوكردنه‌وه‌ی پڕوپاگه‌نده‌ی بێبنه‌ما بۆ ئه‌م ڕێكخراوه‌ له‌ چه‌شنی ئه‌وه‌ی یه‌كێتی بێكاران خه‌ڵكی ناونووسده‌كه‌ن و داوتر ده‌یانێرن بۆ ده‌ره‌وه‌ی وڵات و بۆ ئه‌م مه‌بەسته‌ له‌گه‌ڵ ڕێكخراوه‌ بیانییەكان ڕێككه‌وتوون. به‌ڵام ئه‌م پاگەنده‌ زوو پووچه‌ڵبوه‌وه‌، له‌به‌رئه‌وه‌ی ببووه‌ پاڵنه‌رێكی زۆر گرنگ بۆ ڕووتێكردنی خه‌ڵكی لە نووسینگەكانی یه‌كێتی بێكاران، ھەروه‌ھا هه‌ڵسوڕاوانی یه‌كێتی بێكاران لێبڕاوه‌نه‌ ئه‌م حاڵه‌ته‌یان هه‌زمكرد، به‌رده‌وام بۆ خه‌ڵكیان ڕوونده‌كرده‌وه‌، كه‌ ئامانجی ئه‌م ڕێكخراوه‌ چییه‌ و چۆن كارده‌كات و پشتی به‌كێ به‌ستووه‌، بۆ نموونە سه‌ره‌تای یەكێتی بێكاران له‌ شاری هه‌ولێر ھاوڕێیان جمال چاوشین و چه‌ند هه‌ڵسوڕاوێكی دی له‌ گازیۆنێكی بازاری پاته‌ لافیته‌كیان له‌ مێزێك دابوو، كه‌ ئه‌وان بۆ ناو نووسكردنی بێكاران و قسه‌ و باسكردن لەگەڵیاندا لەوێدا دەدانشتن. هه‌روها ئه‌م پڕوپاگه‌نده‌یه‌ بووبه‌مایه‌ی ئه‌وه‌ی كە پرۆسه‌ی ناونووسكردنی بێكاران له‌ لیستی ئه‌ندامبوون و ده‌ركردنی پێناسه‌ زۆر سەركەوتووانه‌ ئه‌نجامبدرێت و ببێته‌ مایه‌ی كردنه‌وه‌ی بنكه‌كانی ئه‌و ڕێكخراوه‌ له‌ سه‌رتاسه‌ری كوردستاندا. دوای ئه‌‌وه‌ی ڕێكخراوه‌كه‌ گه‌شه‌یكرد، ئه‌و كاته‌ ده‌سه‌ڵات چووه‌ قۆناغێكی تر بۆ به‌رامبه‌ركێ لەگەڵ ئه‌و ڕێكخراوه‌یە له‌ ڕێگه‌ی چاوترساندن و هه‌ڕشه‌ و ته‌نانه‌ت تیرۆركردنی هه‌ڵسوڕاوه‌كانی. وه‌ك تیرۆركردنی یەكێك له‌ هه‌ڵسوڕاوه‌ په‌یگیره‌كانی (نه‌زیر عومه‌ر ) له‌ بادینان، كه‌ داوتر له‌ شاری سلێمانی گه‌وره‌ترین خۆپیشنادانی لێكه‌وته‌وه‌. ھەروەھا گەوره‌ترین ڕووبه‌ڕووبوونه‌وه‌ و به‌رابه‌مبه‌ركێی ده‌سه‌ڵاتداران كە لەگەڵ یه‌كێتی بێكاران له‌ ڕێكەوتی ١٩٩٣/٦/١٩دا بوو، كاتێك كە یه‌كێتی بێكاران بانگەوازی خۆپیشاندانی سه‌رتاسه‌ریی له‌سه‌ر ئاستی كوردستان بۆ به‌ده‌ستهێنانی كۆمه‌كی خۆراكیی، كه‌ ئه‌و كاته‌ به‌تایبه‌ت كۆژمه‌یه‌كی گه‌وه‌ره‌ی گه‌نم هه‌بوو و ( ئەحمه‌د ئیسماعیل) گه‌وه‌ره‌ سه‌رمایداری ئه‌و كاته‌ له‌ شاری هه‌ولێر خاوه‌نی دەواجن بوو و ڕازی نه‌ببوو ئه‌و به‌شه‌ گه‌نمه‌ بۆ جوجوڵه‌كانی وه‌ربگرێت. یه‌كێتی بێكاران داوایكرد، كه‌ بدرێته‌ بێكاران، به‌ڵام ده‌سه‌ڵاتدارانی ئه‌و كاته‌ ڕازینه‌بوون و (یه‌كێتی بێكاران)یش بۆ ئەو مەبەستە بانگەوازی خۆپیشاندانی سه‌رتاسه‌ریی دەركرد. ده‌سه‌ڵاتداران له‌ هه‌موو شاره‌كانی كوردستان هێزه‌كانی خۆیان بۆ ڕووبەڕووبوونەی ئه‌و خۆپیشاندانه‌ ئامادەكردبوو. ڕۆژانه‌ ئه‌ندامان و هه‌ڵسوڕاوانی یەكێتی بێكاران توشی گرتن و هه‌ڕشه‌ و ڕفاندن دەبوونەوە، وه‌ك ڕفاندنی گروپێك له‌ نوێنه‌رانی بێكاران له‌ شاری سلێمانی  گه‌ر له‌ ناوه‌كاندا هه‌ڵه‌نه‌بم ھاوڕێیان (ئەنوەره‌ سوور،حاجی ئەنوەر ،ئەكرم چاوشین و چه‌ند هاوڕێكی تر بوون)، هه‌روه‌ها ڕۆژانه‌ هه‌ڵسوڕاوان و نوێنەرانی یه‌كێتی بێكاران ده‌ستگیرده‌كران و دواتر ئازادیان ده‌كردن، لەوانە ده‌ستگیركردنی (سه‌ردار حەمید، ڕیاز كاكه‌شین، سیروان عەلی و چه‌ندین هه‌ڵسوڕاوێكی دیكه‌)، هه‌ره‌وها بڵاوكردنه‌وه‌ی پاگانده‌ی ئه‌وه‌ی كە چەندین ده‌ستی ترسناك خۆیان مه‌ڵاسداوه، بۆ‌ ئه‌وەی خۆپیشنادانه‌ بۆ شتی دیكه‌ بقۆزنه‌وه‌؛ بە نموونە باسی (ڕژێمی به‌عس)یان ده‌كرد ، كه‌ ئه‌و كات له‌ ڕۆژنامه‌ فه‌رمی ئه‌و ڕژێمه‌ ( الجمهوریه‌)دا هه‌واڵی خۆپیشاندانی یه‌كێتی بێكاران بڵاوكرابووه‌وه، بێجگه‌ له‌وه‌ی كه‌ باره‌گاكانی یه‌كێتی بێكاران به‌ هێزی چه‌كدار ئابلۆقه‌درابوون. دیاره‌ دەسەڵاتدارن له‌و مواجه‌هه‌یه‌دا سەركەوتوووبوون، له‌به‌رئه‌وه‌ی سه‌ركردایه‌تی ئه‌و ڕێكخراوه ‌(یەكێتی بێكاران) له‌ هه‌ڵسه‌نگاندنێكی نادروستدا هه‌ستان به‌ دواخستنی ئه‌و خۆپیشاندانه‌ بۆ كاتێكی نادیار، كه‌ بووه‌ مایایه‌ی چوونه‌دواوه‌ی ئه‌و ڕێكخراوه‌ له‌ داهاتوودا. په‌رده‌یه‌كی تر له‌و به‌رامبه‌ركێیانه‌، هه‌وڵدان بوو بۆ قڵشتدروستكردن لەنێو ڕێزه‌كانی یەكێتی بێكاراندا. من بێجگه‌ له‌وه‌ی‌ ته‌حەفوزی ته‌واوم ھەیە، له‌وه‌ی كە هه‌موو ئه‌وانه‌ی له‌ یه‌كێتی بێكاران جیابوونه‌وه‌، به‌وه‌ تاوانباربكه‌م، كە ڕاسته‌وخۆ په‌یوه‌ندیان به‌ پارتێكی سه‌ر ده‌سه‌ڵات هه‌بوو  یان ئه‌وان به‌شێكبوون له‌ پێلانێكی تایبه‌ت، به‌ڵام من بێگومانم له‌وه‌ی له‌وه‌دا سەركەوتووو بوون، كه‌ یه‌كێتی بێكاران دوو كه‌رت بكه‌ن، بەوەی ڕێكخراوێكی وه‌ك( ڕێكخراوه‌ی بێكاران) له‌ شاری سلێمانی دروستبكه‌ن، كه‌ زۆربه‌ی ئه‌ندامانی پێكهێنه‌رانی ئه‌و ڕێكخراوه ‌(ڕ.ب)، بەخۆیان ئه‌ندامی چالاك و هه‌ڵسوڕاوی بزوتنه‌وه‌ی بێكاری بوون و كه‌سی زۆر دڵسۆزی به‌رژه‌وندییەكانی بێكاران بوون. به‌ڵام به‌ هۆی جیایی ڕوانگەیان بۆ كاركردن و خراپ ماممه‌ڵه‌كردنی (حزبی كۆمونیست)ێش لەگەڵ دیده‌ جیاكان و به‌ هۆی ها‌ندانه‌كانی دەسەڵاتداران به‌تایبه‌ت یه‌كێتی نیشتمانی كوردستان، توانیان یه‌كێتی بێكاران له‌ شاری سلێمانی دووكه‌رت بكه‌ن. ماوه‌یەكی زۆر پرسی بێكاران تێكەڵكرا بە شه‌ڕێك، كه‌ له‌ ئامانجه‌كانی ئه‌و ڕێكخراوه‌ دوور بوو. هه‌وڵێكی تری ده‌سه‌ڵات تاوانباركردنی (یه‌كێتی بێكاران) بوو بەوەی كە سه‌ربه‌ حزبی كۆمونیسته‌. له‌ سه‌ره‌تادا ئه‌م پاگەندەیه‌ مایه‌پووچ بوو، له‌به‌رئه‌وه‌ی هه‌‌م ڕاست نه‌بوو  و ھەم پێكهاته‌ی نوێنه‌رایه‌تی یه‌كێتی بێكاران هه‌موو كه‌سێك و هه‌موو ڕه‌نگێكی له‌ خۆی كۆكردبوه‌وه‌ و هه‌روه‌ها ئامانجه‌كان و تێكۆشانه‌كانی لەپێناو داخوازی چاره‌سەری بێكاریدا بوون. به‌ڵام له‌ دوای قۆناغی ئه‌و قڵشته‌ی كە كه‌وته‌ نێو یه‌كێتی بێكاران، حزبی كۆمونیست هه‌ر وه‌ك چه‌شنی هه‌موو پارته‌كانی نێو ده‌سه‌ڵات هه‌ڵسوكه‌وتی له‌گه‌ڵ یه‌كێتی بێكاراندا ده‌كرد، وه‌ك چۆن ئه‌وان ڕێكخراوه‌ی سه‌ر به‌ پارته‌كانیان هه‌بوون، ئاواش ئه‌ندامانی ئەو حزبە ده‌ستیان به‌ داگیركردنی ئه‌و ڕێكخراوه‌ كرد و له‌وه‌ی ڕێكخراوه‌یەكی جه‌ماوه‌ریی بێت، كەوڵیانكرد و ئه‌مه‌ش یارمه‌تییەكی زۆر بوو بۆ ئه‌وه‌ی ده‌سەڵاتداران سیاسه‌تی ئیحتواكردنی ئه‌و ڕێكخراوه‌ بكه‌ن، جارێك به‌ ئیحتواكردنی حزبی كۆمونیست و جارێكیش به‌ ئیحتوا كردنی ئه‌و ڕێكخراوه‌ به‌ په‌یوه‌ستكردنه‌وه‌ی به‌ حزبێكەوە، كە بەخۆی له‌ ڕووی سیاسییه‌وه‌ ئیحتواكراوه‌. ئه‌مانه‌ی سه‌رەوه‌ كە باسمكردن، خاڵه‌ سه‌رەكییەكانی دوژمنایه‌تیكردنی ده‌سه‌ڵاتداران بوو لەگەڵ یه‌كێتی بێكاران.

گۆران عەبدوڵڵا :

سەرەتا دەمەوێت لێتێكچوونێك بۆ هاوڕێ سیروان چاك بكەمەوە، ئەویش ئەوەیە، كە ڕۆژنامەی (الجمهوریە) هەواڵی خۆپیشاندانەكەی بڵاونەكردەوە، بەڵكو ڕۆژنامەی(العراق) بوو لە ژمارەی ٥٢٦٣ی ١٩٩٣/٦/١٨دا بوو.

 

دەسەڵاتدارانی كوردستان یان باشتر بڵێین یەكێتی و پارتی، نەك هەر ئەو سەردەمەی كە یەكێتی بێكارانی تێدا دروستبوو، بەڵكو لە ئێستاشدا ئامادەنین وەڵام بەیەك داخوازی جەماوەریی بدەنەوە، ئەگەر ئەو داخوازییە بەرژەوەندی مادی و حیزبیی بۆ خۆیان تێدانەبێت. ئەوان لەو سەردەمەدا بە هەموو شێوەكان دژایەتیانكردین. لەژێر فشاردا دانیشتنیان لەگەڵ دەكردین، هەوڵی دەستەمۆكردنیان دەداین، لێرە و لەوێ داواكارییەكی بچكۆلانەی ڕێكخراوەكەیان لە چەشنی مۆڵەتی دەركردنی ڕۆژنامە یان گرتنی هۆڵیان جێبەجێدەكرد. بەڵام هەرگیز ئامادەنەبوون وەڵام بە داخوازییە سەرەكییەكانی بێكاران بدەنەوە. ستراتیژییەتی ئەو دوو حیزبە، دەستگرتنبوو بەسەر قووتی خەڵكدا و ناچاركردنی خەڵك بوو بە ئینتماكردن بۆیان و هەتا ئەمرۆش ئەو سیاسەتەیان هەر بەردەوامە. بۆیە زۆر سەرسەختانە ڕێگرییان لە گەورەبوونی هەموو ڕێكخراوەیەكی سیاسی و جەماوەریی دەكرد.

ئاكۆ محەمەد :

بە بۆچوون و بەپێی ئەزموونی من، دەسەڵات لە ناوچە و شارەكانی كوردستاندا نەك ڕێكخراوەی جەماوەریی و داخوازیی كۆمەڵایەتی بەهەند وەرنەدەگرت، بەڵكو تەنانەت لە كردەوەدا نیشانیدەدا، كە لەنێوان باڵەكانی دەسەڵاتیشدا جۆرێك لە لەبەرچاونەگرتن هەبوو، چونكە ئەمە مێنتاڵێتی میلیشیایی شاخ و ئوردووگەكانی هەندەران بوو و كارییان لەسەر سڕینەوەی شوناس و بوونی یەكدی و پێكەوەش كاریان لەسەر سڕینەوەی هەموو دەنگێكی ناڕازی دەكرد، بۆ نموونە تیرۆرەكانی ئەو سەردەمانە، تیرۆری هاوڕێ (نەزیر عومەر) ناسراو بە”ئارام” پەیامنێری دەنگی بێكاران لە ناوچەی بادینان (شارۆچكەی سمێڵ) و چالاكی ئەو ڕێكخراوە، پاش ئەوەی لە چالاكی نەوەستا و بێدەنگەی نەكرد، هەم لەلایەن دەسەڵاتدارانەوە و هەم لەلایەن هیزە ئیسلامییەكانەوە هەڕەشەی لێدەكرا و سەرەنجام تیرۆریانكرد و جەستەكەیان بە سووتاوی لە دەرەوەی سمێڵ فرێدابوو. ئەم هەڵویستە لەبەرامبەر خۆپیشاندان و سەردانییەكانیشدا بەجۆریك خۆی دەنواند، بێجگە لەوەی دەسەڵات ترسی لە بزاڤی جەماوەیی هەبوو، ھەروەھا زەمینەی سەركوتی میلیشیایی و تیرۆر و ناجێگیریی باری ڕامیاریی ناوچەكە، ئەو نایەی دابووە دەست دەسەڵات، كە هەموو دەنگێك پشتگوێ بخات. لەبیرمان نەچێت، ئەوكات شوناسی ڕاستینەی دەسەڵات وەك ئیستا بۆ خەڵك دەرنەكەوتبوو و زۆرینەی ئەوانەی كە ئەورۆكە وەك ئۆپۆزسیۆنی فەرمی ناسراون یا لە لیستی گۆراندا [مەبەستم سەرانی ئەو لیستەیە] كۆبوونەتەوە، داردەستی ئەو دەسەڵاتە بوون و تەنانەت لە نووكی ڕمی دەسەڵاتدا دژی بزاڤە ڕادیكاڵ و كۆمەڵایەتییەكاندا وەستابوون، نموونەش بكوژانی هاوڕێ (بەكر عەلی) چالاكی ئاوارەكان و بێسەرپەنایانی سلێمانی و ئەندامی یەكێتی بێكاران، بە ڕۆژی نێوەڕۆ لە خۆپیشاندانێكی جەماوەرییدا بۆ دابینكردنی خانووبەرە و سەرپەنای گونجاو یا بواردان بە مانەوەی ئاوارەكان لە كەلاوەكانی سەربازگە و بینا كۆنەكاندا لە جەرگەی شاری سلێمانیدا بە فەرمانی پارێزگاری ئەو كاتە بۆ ڕووبەڕووبوونەوەی خۆپیشانداندانەكە، تیرۆركرا. وابزانم، ئەم نموونانە وەك مستێك لە خەروارێك بەسن و دەتوانن وێنایەكی كەتواریی و ڕاستگۆیانە لەو ڕۆژگارە و دژایەتییەكانی دەسەڵات بۆ بزووتنەوە ناڕازییەكان و ڕێكخراوە جەماوەرییەكان بخەنە بەرچاوی كەسانێك، كە لە ئێستادا لەتاو شێوێنراوی ڕاستییەكان و خۆشباوەڕییاندا پێیانوایە ناڕەزایەتی خەڵكی كوردستان لە دروستبوونی ڕێكخراوە مەدەنییەكان (NGO) یا كۆمپانیای وشە و لیستی گۊڕانەوە سەریانھەڵداوە. بەڵام كاتێك كە كۆمونیستەكان و ڕێكخراوە جەماوەرییەكانی ئەو كات پەردەیان لەسەر ڕامیاریی سەركوتگەرانە و نایەكسانی و نادادوەری و گەندەڵی و جەنگی نێوخۆیی دەسەڵاتداران ھەڵدەماڵی، جەنەراڵە ڕیفۆمخوازەكانی ئەمڕۆ و فەرماندەرانی جەنگی دوێڼێ، كە لە ئێستادا دەیانەوێت بۆ ھەمیشە سواری ملی ناڕزایەتی خەڵكی ببن و بەلارێیاندابەرن، لە ڕیزی پێشەوەی سەركوتگەرانی ناڕەزایەتی بێكاران و چین و توێژە بندەستەكانی دیكەی كۆمەڵگەدا بوون و بارودۆخێك كە ئەمڕۆ زاڵە و كۆمەڵگەی بەسەر كەمینەی دەوڵەمەند و زۆرینەی ھەژاردا دابەشاندووە، بەری ڕامیارییە سەركوتگەرییەكانی كەسانێكە، كە ئەمڕۆ لە دەسەڵاتدان یا لە لوتكەی ئۆپۆزسیۆندان و دەیانەوێت ناڕەزایەتییەكان بۆ چەند دەھەی دیكە، قۆرخ و دەستەمۆ بكەن.

سیروان عەلی :

زۆر سوپاس ھاوڕێ گۆڕان بۆ ڕاستكردنەوەی ئه‌و هه‌ڵه‌یه‌ .

درێژەی ھەیە ….

بۆ خوێندنەوەی بەشی یەكەم : http://wp.me/p17qj9-1N

بۆ خوێندنەوەی بەشی دووەم : http://wp.me/p17qj9-1S

************************

ئیمەیل    y.beekaran@post.com

ئەرشیڤی  http://issuu.com/yekeeti-beekaran

فەیسبووك https://www.facebook.com/yeketi.bekaran

نقدی آنارشیستی بر روند بولیواری در ونزوئلا یا انقلاب نمایشی

نقدی آنارشیستی بر روند بولیواری در ونزوئلا یا انقلاب نمایشی

توضیح مقدماتی مترجم:

 

هوگو چاوز پس از چهارده سال ریاست جمهوری در ونزوئلا روز ۵ مارس ٢٠١٣ درگذشت. بسیاری از تشکلات چپ مارکسیست و از جمله حزب کمونیست ونزوئلا از چاوز پشتیبانی کردند. این حزب او را “رفیق رئیس جمهور” خطاب می کرد. چاوز می گفت که ارمغان آور “سوسیالیسم سده ی بیست و یکم” است. البته در طی ریاست جمهوری او نه فقط مالکیت خصوصی بر وسایل تولید حفظ شد، بلکه آزادی های سیاسی نیز لگدمال گردیدند. دولت چاوز و اکنون مادورو در زمینه ی سیاست های خارجی اشان با حکومت های سرکوب گری مانند جمهوری اسلامی ایران، جمهوری کوبا و رژیم معمر قذافی پیش از سرنگونی در لیبی روابط بسیار محکم سیاسی و اقتصادی داشته و دارند. آنان همچنین از بشار اسد، دیکتاتور خون آشام سوریه حمایت کرده و می کنند و این پشتیبانی را در چارچوب “ضدامپریالیست” بودن خود و آنان قرار می دهند. جان اتکینسون هوبسون که برای نخستین بار در سال ١۹٠٢ امپریالیسم را در کتابی به همین نام تشریح کرد تا پانزده سال بعد لنین با برداشت از آن، اثر خود را به نام “امپریالیسم، بالاترین مرحله ی سرمایه داری” بنویسد، احتمالاً برخی از احزاب و سازمان ها که نمایندگان سرمایه داری را ضدامپریالیست می دانند، نمی پذیرفتند.  باری، نباید فراموش کرد که چاوز نه فقط خامنه ای، اسد، قذافی، کیم ایل اون و افرادی ازاین قبیل را ضدامپریالیست می دانست بلکه عیسا مسیح و فیدل کاسترو را قهرمانان خود معرفی می کرد.

فدراسیون آنارشیست در فرانسه یک هفته نامه و یک دو ماه نامه منتشر می کند که هر دو “لوموند لیبرتر” نام دارند. در شماره ی ۴۹ دو ماه نامه که در ژوئن ٢٠١٣ منتشر گشته، مصاحبه ای با رافائل ئوزکاتگی انجام شده است. رافائل ٣٩ سال دارد. او جامعه شناس و فعال سیاسی آنارشیست است. وی از سال ٢٠٠۶ در “Provea” فعالیت می کند که یک تشکل دفاع از حقوق بشر است. رافائل در این سازمان هماهنگ کننده تحقیقات است. وی همچنین با چند نشریه مستقل همکاری می کند. او از سال  ١۹۹۵ در نشریه آنارشیستی “ال لیبرتاریو” قلم می زند.

جان ورهوون و ادیت ووست فلد به بهانه ی انتشار آخرین کتاب رافائل ئوزکاتگی که عنوانش “ونزوئلا، انقلاب نمایشی، نقدی آنارشیستی به دولت بولیواری” انتخاب شده است، با وی مصاحبه کرده اند. هر چند این مصاحبه پس از مرگ چاوز و پیش از انتخاب مادورو صورت گرفته است، اما حاوی نکات جالبی ست که مرا به ترجمه ی آن به فارسی تشویق نمود، با این امید که فارسی زبانان در ایران و دیگر کشورها بتوانند از تجربیات ونزوئلا در مبارزه برای دستیابی به آزادی بی قید و شرط و بی حد و حصر و رهایی از استثمار در هر شکل و قیافه ای بهره ببرند. این مصاحبه بار دیگر این واقعیت را نشان می دهد که حتا اگر دولتی خود را انقلابی بنامد در عمل با مضمون انقلاب و اقدام انقلابی در تضاد قرار می گیرد. دو مضمون متضاد نمی توانند با هم وجود داشته باشند و چاره ای نیست که بین این دو یکی را انتخاب نمود. متن کامل مصاحبه را در زیر می خوانید.

ن. تیف

٨ تیر ١٣٩٢

 

 

 

پرسش: برای آغاز و رفتن به اصل مطلب، چرا عنوان کتاب “انقلاب نمایشی” است؟

 

پاسخ: بحث این کتاب بر این محور قرار گرفته است که روند بولیواری گسست از نظمی که موجود بود، نیست بلکه ادامه ی آن است. نمی توان از ونزوئلا تحلیلی ارائه داد بدون آن که تاریخ این کشور نفت خیز را شناخت. فرهنگ و سیاست ونزوئلا بر پایه ی ثروتش که از نفت می آید، شکل گرفته است. نفت یک الگوی تولیدی را به وجود آورده است که اساسش را استخراج آن تشکیل می دهد، استخراجی که پول لازم را می آورد تا برای مدرنیزه کردن ونزوئلا تلاش گردد. این الگوی توسعه را روند بولیواری و رئیس جمهور چاوز عمیق کردند. اما این “انقلاب” خودخوانده به خصوصی سازی بهره برداری نفت ونزوئلا ادامه داد. چاوز شرکت های نفتی را با شرایطی بسیار مناسب برای آن ها به ونزوئلا فراخواند.

اگر چنین چیزی ممکن شد به این خاطر است که چاوز موفق شد با انقلابی نامیدن دولت خود جلوی اعتراضات مردمی را بگیرد. شرکت های خارجی نفتی به شرکای دولت ونزوئلا تبدیل شدند و به آن نام “حق حاکمیت بر انرژی” داده شد، در حالی که در عمل هیچ حق حاکمیتی تأمین نگردید. مردم هنوز گمان می کنند که دولت چاوز حق حاکمیت را بر منابع انرژی تأمین کرده است، چرا که اکنون نفت هزینه های سیاست های اجتماعی را می پردازد. اکنون تبلیغات فراوانی وجود دارد مبنی بر این که نفت خوب است و بهای “مأموریت” ها (برنامه های اجتماعی چاوز) را می پردازد. به همین دلیل است که در ونزوئلا مقاومتی علیه جهانی سازی اقتصادی نمی شود. و تمام این ها به نام انقلاب صورت می گیرد در صورتی که جهانی سازی اقتصادی سرمایه داری و انقلاب کاملاً متناقض هستند.

من هنگامی که کتاب را به پایان می رساندم به متنی از گی دبور برخورد کردم که مفهوم “نمایش” را در سیاست توضیح می داد. چیزهای فراوانی وجود داشتند که برای من باورناکردنی بودند. در ونزوئلا تصویری ساخته شده است که با متن و آن چه واقعاً اتفاق می افتد، جور درنمی آید. کتاب من می خواهد این موضوع را نشان دهد.

پرسش: آیا به نظر تو در ونزوئلا انقلابی وجود ندارد؟

پاسخ: به گمان من در ونزوئلا چیزی وجود دارد که می توان آن را یک روند نامید. البته نباید این واقعیت را در نظر نگرفت که دولت چاوز هیچ تغییر مثبتی را به وجود نیاورده است. برای مثال فقر و تبعیض اجتماعی در کانون بحث ها هستند. مردم زیادی هم برای این ها بسیج شدند. شاید این روند مختصاتی انقلابی داشته باشد، اما خود انقلاب نیست.

برای مثال اخیراً یکی از رهبران بومی را که مخالف بود کشتند. بیست سال پیش که سابینو رومرو مانند او کشته شد در تمام سطح کشور اعتراضات گسترده ای صورت گرفت. امروز که یکی از فعال ترین رهبران بومی ها کشته می شود در کاراکاس فقط دویست نفر اعتراض کردند. علت چیست؟ اگر ما واقعاً در یک روند سیاسی شدن رادیکال بودیم، ماجرا تغییر می کرد. واقعیت این است که یک همبستگی عمودی با چاوز به وجود آمده است، اگر این همبستگی افقی بود، وضعیت هم تغییر می کرد.

من می توانم بپذیرم که ما در روندی از سیاسی شدن هستیم که می تواند بسیار بیش تر رادیکال شود، اما این روند یک روند انقلابی نیست.

پرسش: جنبش های اجتماعی در چه وضعیتی قرار دارند؟ تو در کتابت بسیار از کمبود خودمختاری آن ها نوشته ای.

پاسخ: من بسیار مایل هستم که از سطح خودمختاری جنبش های اجتماعی سخن بگویم. اگر ما از خودمختار و غیرخودمختار بودن جنبش های اجتماعی حرف بزنیم، آن هایی که خودمختار هستند بسیار اندکند. کشمکش های فراوانی بین طرفداران چاوز و هواداران خودمختاری در جنبش های اجتماعی وجود دارند. بوروکراسی و سیستم حکومتی چاوز تلاش می کنند که از خودمختاری جنبش های اجتماعی جلوگیری نمایند. چاوز در یکی از بحث هایش گفت:”متشکل شوید و برای حقوق تان مبارزه کنید.” اما سیستم چاوز در عمل هر تلاشی را که می تواند انجام می دهد تا نیروی های جنبش های اجتماعی را در اختیار اهداف خود قرار دهد. دولت چنان عمل می کند که خودمختاری جنبش های اجتماعی حتی المقدور تضعیف گردد.

پرسش: تو در کتابت همچنین از این موضوع می نویسی که فضای کمی در اختیار نقد دولت چاوز وجود دارد.

پاسخ: بله. چاوزیسم جنبشی ست که با انتقاد مدارا نمی کند. منظور من در این جا فقط اپوزیسیون نیست، جنبش چاوزیست حتا از صداهای مخالف درون خود نیز می هراسد. در جنبش چاوزیست جایی برای ابراز وجود هویت های سیاسی درونی نیست و همه باید خود را به آن چه از بالا می آید قانع نمایند. در سال های اخیر مخالفت درونی هر روز بیش تر شده است. هنگامی که مخالفت ها از چارچوب های نهادینه شده ی چاوزیسم عبور می کنند و نمی توانند پاسخی دریافت نمایند، آن گاه سرکوب آغاز می شود، همان گونه که پیش از چاوز دولت های دیگر می کردند و همان گونه که هر دولتی در سطح جهان چنین می کند. پلیس در دوره ی چاوز چندین فعال جنبش های اجتماعی و دانشجویی را به قتل رسانده است. باید اضافه کرد که پس از کودتای سال ٢٠٠٢ (علیه چاوز) یک رشته قانون وضع شد که در عمل اشکال مبارزات همیشگی را سرکوب می کنند. برای مثال اگر کسانی تصمیم بگیرند یک خیابان را به نشانه ی اعتراض ببندند، به دو تا شش سال زندان محکوم می شوند.

دولت چاوز مکانیسمی را درست کرده است که بتوان از اعتراض جلوگیری کرد. مردم را در خیابان ها دستگیر می کنند و دو سه روز به زندان می اندازند و سپس آنان را به دادگاه فرامی خوانند تا پاسخگوی اشکال مبارزاتی مسالمت آمیزی باشند که انتخاب کرده اند. دستگیرشدگان را گاه تا پنج سال درگیر دادگاه می کنند و دست آخر هم جوابی نمی دهند. البته پیام این است که کسی جرأت اعتراض کردن نداشته باشد. سه سال پیش گفته شد که ٢۵٠٠ نفر در صف معرفی به دادگاه ها قرار دارند، کسانی که جرمی به جز شرکت در یک جنبش اجتماعی ندارند. اما جالب توجه است این است که ۸٠ % این افراد که منتظر برگزاری دادگاه هستند خود را چاوزیست می دانند. بنابراین، موضوع دیگر این نیست که اپوزیسیون را مجرم جلوه دهند، موضوع این است که هر گونه اعتراض خارج از چارچوب های نهادینه شده را سرکوب نمایند. من اغلب گفته ام که روندی وجود دارد که می خواهد چاوزیست هایی را که بحث های خود چاوز را جدی می گیرند به مجرم تبدیل نماید. در این روند، بسیاری از چاوزیست ها که خواسته اند بحث های چاوز را به عمل دربیاورند به کنار می گذارند، به حاشیه می رانند یا به مجرم تبدیل می کنند.

پرسش: آیا این دلیلی ست که موجب می شود جلوی روند واقعی انقلابی گرفته شود؟

پاسخ: بله، گمان می کنم. یک عنصر دیگر، موضوع قطبی شدن جامعه است که با کودتای ناکام علیه چاوز صورت گرفت که سدی در برابر انتقادها ایجاد نمود. موضوع انتخابات را نیز نباید فراموش نمود، چرا که تقریباً هر سال انتخاباتی برگزار شد. جنبش مردمی با انتخابات گوناگون مطالباتش را متوقف نمود، چرا که هر بار لازم بود تا طرفداران چاوز انتخاب شوند. چه کسی تقویم انتخابات را مشخص می کند؟ به نظر من این مهم است که درک کرد چرا جنبش مردمی استعدادهای بالقوه ی انقلابی خود را گسترش نداد. انتخابات گوناگون که جنبش مردمی نقشی در تعیین تقویم آن نداشت چنین ایستایی را ایجاد نمود. هدف بر این قرار گرفت که چاوز و طرفدارانش مدام در انتخابات پیروز شوند.

بسیاری از کسانی که در سال های ١۹۹٠ مبارزات مهمی را پیش بردند – مبارزه برای حفظ محیط زیست، مبارزه بومی ها، جنبش زنان … – نمی توانند امروز دور هم بنشینند تا به جای تقویم انتخابات تقویم مبارزه ی مشترک را تهیه نمایند. علت این است که یکی خود را چاوزیست تعریف می کند و دیگری ضدچاوزیسم. هویت های سیاسی جدید جای هویت های پیشین را گرفته اند. تمام مشغولیت های مبارزاتی کنار گذاشته شده اند و امروز کار به کشمکش های به قدرت رسیدن چاوزیست ها یا اپوزیسیون خلاصه شده است. اما مسائلی که با مبارزه حل می شوند به مسائلی درجه دومی تبدیل شده اند.

پرسش: چاوز چند روز پیش درگذشت. تو چه چشم اندازی داری؟

پاسخ: آسان نیست بتوان آینده را پیش بینی نمود. نیکولاس مادورو (نایب رئیس جمهور) برنده ی انتخابات خواهد بود. مشکلات اصلی پس از انتخاب وی خواهند آمد. رئیس جمهور جدید تلاش خواهد نمود تا برای یک دست کردن جنبش بولیواری گروه های منتقد و رادیکال را بیش از پیش به حاشیه براند. مسئله دیگر این است که چاوزیسم مردمی که رابطه ی مستقیمی با خود چاوز داشت چگونه به نبود وی پاسخ خواهد داد؟

پرسش: در روزهای اخیر، فراخوان هایی برای یک “رهبری جمعی” داده شده است. نظرت در این باره چیست؟

پاسخ: امیدوارم چنین چیزی متحقق شود. فکر می کنم که این نظر حدود شش ماه پیش مطرح شد، هنگامی که معلوم شد چاوز درمان پذیر نیست. جنبشی که روی کیش شخصیت پی ریزی شده با مشکل مواجه گشته است، چرا که چاوز به تنهایی تصمیماتی می گرفت و اکنون تلاش می شود که ماجرا در جهت عکس پیش برود. اما من بر این باورم که مشکلات فراوانی برای ایجاد یک رهبری جمعی وجود دارند. یک رشته تصمیمات اقتصادی باید گرفته شوند که دولت آینده ی مادورو را به چالش خواهند طلبید. ارزش پول ونزوئلا کاهش یافته است و این موضوع روی تصمیمات اقتصادی تأثیر خواهند گذاشت. به همین جهت یک روند کشمکش و نزاع آغاز خواهد شد. علیرغم آن چه می گویند، به نظر من شرایط برای رادیکالیزه نمودن روند بولیواری که چاوز می توانست بکند، مهیا نیستند.

پرسش: در شرایطی که تو برای ما توضیح دادی، آنارشیست ها چه نقشی می توانند بازی نمایند؟

پاسخ: من در گروهی هستم که از سال ١۹۹۵ نشریه “ال لیبرتاریو” (El Libertario)  را منتشر می کند. گسترش این نشریه با پیش روی سیاسی ما میسر شد. این نشریه از یک نشریه ی تبلیغی با نقل قول هایی از باکونین و غیره، امروز به نشریه ای تبدیل شده است که مبارزه ی اجتماعی مردم را بازتاب می دهد.

گمان ما این است که برای گسترش نظرات و ارزش های آنارشیستی باید فضائی برای جنبش های اجتماعی خودمختار و مبارز ایجاد نمود. چند سالی ست که ما هدف خود را بالا بردن سطح خودمختاری جنبش های اجتماعی در مبارزه گذاشته ایم. نظر ما چیست؟ این است که ما باید در این جنبش ها شرکت نماییم. اما هرگز نمی گوییم که ما پیشروان این مبارزات هستیم، ما جزئی از آن ها هستیم و می خواهیم گسترششان بدهیم. بی جهت نیست که ما به جنبش هایی که علیه سوء استفاده های پلیسی، علیه بهره برداری ذغال سنگ یا اشغال زمین ها هستند بسیار نزدیک هستیم… مردمی که در این جنبش ها شرکت می کنند می توانند خود را چاوزیست یا ضدچاوزیست بدانند، این موضوع به ما ربطی ندارد. من نمی روم با کسی در این مورد جدل بکنم که آیا چاوز خوب بوده است یا نه؟ چرا که او دیگر نیست، همان گونه که نمی روم با کسی در رابطه با وجود یا عدم وجود خدا بحث بکنم. چرا که این مسائل در مبارزات اجتماعی در اولویت قرار ندارند و مهم نیستند. اگر مردم در جنبشی شرکت می کنند که علیه قدرت سیاسی ست، مسلماً ما توان خود را برای گسترش آن بسیج می کنیم. به نظر من در حال حاضر که یک دوران گذار است هدفمان باید یاری دادن به جنبش مردمی و اجتماعی باشد که بتواند تقویم مبارزاتی خود را تدوین نماید. ما همچنین باید آن چه را در سیزده سال اخیر در کشور رخ داده است تجزیه و تحلیل بکنیم تا اشتباهات تکرار نشوند و مبارزه ی توده ای بتواند رادیکالیزه گردد.

ساختن غیرممکن

سفر- گزارش برای خود گردانی

http://www.utopiasproject.net

ئەگەر كۆمەڵگە سەرۆكی پێویستبێت، كەواتە كۆمەڵیش مێگەلە !

ئەگەر كۆمەڵگە سەرۆكی پێویستبێت، كەواتە كۆمەڵیش مێگەلە !

ئەگەر سەرنجی گلەیی و گازەندەی دەسەڵاتخوازان و كایەكەرانی بواری ڕامیاریی بدەین، ئەوا لە چەپەوە بۆ ڕاست، سەرۆكایەتی ڕەتناكەنەوە، كە ئەمەش بۆ بڕوابوونیان بە مێگەلبوونی كۆمەڵ دەگەرێتەوە.

ئەوانەی كە گلەیی و گازەندەی سەرۆك دەكەن، گلەیی و گازەندەیان لەو بازنەیە تێپەڕناكات، كە؛ یا وەك سۆرانییەك دژی سەرۆكایەتی كرمانجێكن، یا وەك یەكێتییەك [بە لیستەكەی نەوشیروانیشەوە] دژی سەرۆكایەتی پارتییەكن، یا وەك ئیسلامی و چەپێك لەو بڕوایەدان كە ئەوان بەخۆیان دەتوانن سەرۆكی باشتربن !

بەڵام بۆ ئێمە ئەناركیستەكان، ڕەخنەمان لە كێبوونی سەرۆك و تاكەی سەرۆكبوونی نییە، بەڵكو ڕەخنەمان لە ھەبوونی خودی سەرۆكایەتی ھەیە، كە فیلۆسۆفی سەرھەڵدان و ھەبوونی، بۆ بنەما و ڕێكخستنی خوا و كۆیلە، شوانە و مێگەل دەگەرێتەوە و ئەوی لەجیاتی ڕەتكردنەوەی بیرۆكەی سەرۆكایەتی، كەسێكی دیكە وەك سەرۆك بۆخۆی كاندیددەكات، بیەوێت و نەیەوێت مۆری مێگەلی لە خۆیی و كۆمەڵەكەی دەدات و لەباشترین باردا، كۆیلەیەكی وەفادارە بۆ چەوسێنەرەكەی و ترسی لە ئازادبوون ھەیە !

ئەگەر تاك و كۆمەڵگەی كوردستان بە ئاستێك لە خۆھوشیاریی ئازادیخوازانە گەییشتبن، ئەوا بۆ ڕزگاربوونی چ وەك تاك و چ وەك كۆمەڵ، پێویستە ھەنگاوی یەكەم سەرۆكایەتی ڕەتبكاتەوە، ھەنگاوی دووەم، ڕەتكردنەوەی نوێنەرایەتی ڕامیارەكان و سیستەمی قوچكەیی پارلەمانەكەیان، ھەنگاوی سێیەم، ڕەتكردنەوەئ سیستەم و ڕێكخستنی قوچكەیی كۆمەڵگە، كە بنەمای پاراستن و مانەوەی چەوسانەوەن، بە ھەموو شێوەكانییەوە.

ئەوی پێیوایە، كە سەرۆكایەتی ( نەوشیروان موستەفا ) لە سەرۆكایەتی مەسعود بەرزانی؛ میرایەتی چەپەكان لە میرایەتی ڕاستەكان، جیاواز و باشترە، بێگومان كەسێكی خۆشباوەڕە و لە سەردەمی خێلایەتیدا خەریكی وڕێنەكردنە !

بۆ تاكی ھوشیار، ھەبوونی سەرۆك و ڕابەر، سەراپایای ئاوەزی كۆمەڵگە دەخاتە ژێر پرسیارەوە و تاكە زیندووەكان لە سەرەتای ھەزارەی سێیەمدا تووشی شۆك دەكات، چونكە ڕابەر و سەرۆك، یاداوەریی سیستەمی خێڵایەتی و نازیین !

نا بۆ سەرۆك و سەرۆكایەتی

نا بۆ پارتـــــــــــــــــــــایەتی

نا بۆ نوێنـــــــــــــــــەرایەتی

نا بۆ دێمۆراسی پارلەمـــانی

نا بۆ دەوڵــــــــــــــــــــــەت

بەڵێ بۆ دێمۆكراسی راستەوخۆ و كۆمەڵگەی ئازاد

سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان

١٩ی ئەپڕیڵی ٢٠١٣

www.anarchistan.tk

www.facebook.com/anarkistan

www.twitter.com/anarkistan

تێبینی: خوێنەرانی ھێژا، ئەم نووسینە لە ڕێكەوتی ١٩ی ئەپڕیلی ٢٠١٣دا نووسراوە، لەبەرئەوەی ماوەی ھەڵای ھەڵبژرادنەكان زۆری مابوو، بڵاوكردنەوەیمان دواخست، بەڵام ھەرچەندە بەبێ گاڵتەجاریی ھەڵبژاردن ماوەی سەرۆكایەتی سەرۆك درێژكرایەوە و تا دوو ساڵی دیكە، خۆشباوەڕان، دەبێت خەون بە سەرۆكی باشەوە ببینن، وەھا گۆڕان و ڕووداوێك ھیچ لە ھەڵوێستگیریی ئێمە ناگۆڕێت و ھەر ھەمان ھەوڵوێستمان دەبێت ….

“نا بۆ سەرۆك و سەرۆكایەتی” …

لایه‌نه‌ تاریکه‌کانی حوکمی لیبراڵی مه‌ندێلا و ANC له‌ خوارووی ئه‌فریقادا

لایه‌نه‌ تاریکه‌کانی حوکمی لیبراڵی مه‌ندێلا و ANC له‌ خوارووی ئه‌فریقادا

زاهیر باهیر
له‌نده‌ن- 29/06/2013

له‌وه‌ ده‌کات مه‌ندێلا ، ئه‌ستێره‌ گه‌شه‌که‌ی ئاسمانی خه‌بات و تێکۆشانی زتاتر له‌ 30 ساڵی مێژوی خه‌ڵکانی ڕه‌شی وڵاتی ئه‌فریقا دژی ڕژێمی ڕه‌گه‌زپه‌رستی و ڕایسستی ئه‌وێ، له‌ ئاوابووندا، بێت، باوکی نه‌ته‌وه‌یی  و سمبولی ئه‌و به‌رگری و به‌رهه‌ڵستکارییه‌، به‌ ڕۆح زیندو و به‌ جه‌سته‌ مردوو ،  له‌ سات و کاتی خۆیدا، بێت، ئیدی بۆ هه‌میشه‌ ئه‌م دوونیایه‌ به‌گشتی و دوونیای خه‌ڵکانی ڕه‌ش و ڕوتی ئه‌و وڵاته‌، به‌تایبه‌تی،  به‌جێده‌هێلێت، له‌ هه‌مانکاتیشدا چ کۆمه‌ڵگه‌یه‌ک و چ حوکمێکیش له‌ دوای خۆی به‌ پێوه‌ده‌بێت!!!!

پیاوێکی‌ کاریزمایی ئاوا،  پیاوێکی ئاوا دڵ گه‌وره‌ ، پیاوێکی ئاوا دووربین و لێبورده‌ که‌ سیاسه‌تی ته‌بایی و پێکه‌وه‌ژیانی له‌بری به‌کارهێنانی توندووتیژی و تۆڵه‌سه‌ندنه‌وه‌ له‌ کۆنه‌ده‌سه‌ڵاتداره‌کان و کۆنه‌به‌رپرس و پیاوه‌کانی ده‌وڵه‌تی پێشوو، له‌ نێوانی سه‌رجه‌می دانیشتوانی ئه‌وێ، گرته‌به‌ر، که‌ به‌مه‌ نه‌ك خه‌ڵکه‌که‌ی خۆی و دۆستانی، سه‌رسامکرد، به‌ڵکو نه‌یاره‌کانیشی.  پیاوێکی به‌ ئه‌مه‌ك و به‌وه‌فا به‌رامبه‌ر به‌و وڵات‌ و ئه‌و گه‌لانه‌ی که‌ له‌کاتی ته‌نگانه‌دا پشتیان تێنه‌کردن،‌ هه‌ر ئه‌م پێزانینه‌ش بوو که‌ چه‌نده‌ها جار له‌ وه‌ڵامی سه‌رانی ئه‌مه‌ریکاو ڕۆژاوادا، که‌ ته‌کیان پێهه‌ڵده‌چنی ، ‌ ده‌‌یگوت‌ ” ‌ ئێمه‌ پشت  له‌ دۆسته‌کانی ڕۆژی ته‌نگانه‌مان ناکه‌ین، ئه‌و ڕۆژانه‌ی که‌ ئێوه‌ هه‌موو شتێکتان به‌رامبه‌رمان ده‌کرد”. دیسانه‌وه‌ خۆڕاگرێتی 27 ساڵ زیندانی، که‌ 18 ساڵیان‌ به‌ ته‌نهایی، ژیانی زیندانێتی به‌سه‌ر ده‌برد.  ئه‌مانه‌و گه‌لێك خه‌سڵه‌تی تایبه‌تی تری ئه‌و پیاوه‌، ئه‌و تایبه‌تێته‌ی  ده‌داتێ که‌ نه‌توانرێت نکوڵی له‌ ڕۆلی و  هه‌ڵوێستی مرۆڤانه‌ی ئه‌و له‌ به‌رامبه‌ر هه‌ندێک کێشه‌ی ناوخۆی وڵاته‌که‌ی و وڵاتانی ئه‌فریقاو هه‌ندێک نه‌ته‌وه‌ی ترو ‌ئه‌مریکاو وڵاتانی ڕۆژاوا، بکرێت.

من لێره‌دا نامه‌وێت باس له‌ سه‌رده‌می خه‌باتی ئه‌و وANC  یاخود پرۆسه‌ی وتووێژی ئه‌وان له‌ گه‌ڵ ڕژێمه‌ کۆنه‌که‌دا و هۆکاره‌کانی ڕودانی ئه‌و پرۆسه‌یه، بکه‌م‌.  ئه‌وه‌ به‌خۆی نوسینێکی تایبه‌تی ده‌وێت و ده‌بێت به‌ کۆڵه‌نایزکردنی ئه‌و وڵاته‌‌ له‌لایه‌ن بریتانیاوه‌ ، په‌یوه‌ستبکرێته‌وه‌ ، که‌ له‌ ساڵانی سه‌ره‌تای چه‌رخی پێشووتره‌وه‌  ده‌ستیپێکرد.  ئه‌وه‌ی که‌ من له‌م کورته‌ وتاره‌دا ده‌مه‌وێت بیخه‌مه‌ پێشچاوی خوێنه‌ر، سه‌رده‌می فه‌رمانڕه‌وایی ANC یه‌ به‌ مه‌ندێلاشه‌وه‌ که‌ هه‌ر له‌ ساڵی 1994 وه‌ هه‌تا هه‌نووکه‌ش جڵه‌وی ده‌سه‌ڵاتیان به‌ده‌سته‌وه‌یه‌، تاکو بزانین پاش ئه‌و خه‌باته‌ دوور و درێژه‌ چه‌ندێك کاری باش بۆ خه‌ڵکانی هه‌ژار له‌وێ کراوه‌ و لایه‌نه‌ تاریکه‌کانی ئه‌و حوکمه‌ش کامانه‌ن.

کۆ‌مه‌ڵگه‌ی خواروی ئه‌فریقا له‌سه‌رده‌می کۆڵۆنی  و ڕژێمی ڕایسستیدا یه‌کێک بووه‌ له‌و  کۆمه‌ڵگه‌یانه‌ی که نادادوه‌رێتی کۆمه‌ڵایه‌تی و‌ نایه‌کسانی نێوانی تاکه‌کانی و چینه‌کان و توێژاڵه‌ کۆمه‌ڵایه‌تییه‌کانی، که‌لێنی فراوانی نێوان ده‌وڵه‌مه‌ندان هه‌ژاران ، به‌رده‌وام له‌ گه‌شه‌کردندا بوون.  ته‌نها ئه‌وه‌نده‌ کافییه‌ که‌ ئه‌وه‌ بڵێم له‌ سه‌ره‌ده‌می کۆڵۆنیدا خه‌ڵکانی ڕه‌شپێستی خاوه‌نی خودی وڵاته‌که‌ بۆیان نه‌بوو به‌سه‌ر شۆسته‌کاندا بڕۆن، له‌کاتی چوون بۆسه‌رکاریاندا بۆیان نه‌بوو سواری پاسه‌کان ببن.  ئه‌مانه‌و گه‌لێك سته‌می ترو ته‌ماشانه‌کردنیان وه‌کو مرۆڤ، زه‌مینه‌ی دروستبوونی بزوتنه‌وه‌ی ANC ،  خولقاند. ئه‌مانیش وه‌کو هه‌ر پارتێکی تر که‌ له‌ ده‌ره‌وی ده‌سه‌ڵات بوون،  مژده‌ی هێنانی به‌هه‌شتیان به‌ هاووڵاتانیان ده‌دا، به‌ڵام کاتێک که‌ ده‌سه‌ڵات ده‌گرنه‌ ده‌ست و ڕووبه‌ڕووی که‌تواره‌که‌ ده‌بنه‌وه‌، پرنسپڵیان سه‌باره‌ت به‌ هاوکێشه‌کان و گیرو گرفته‌کان، به‌ ته‌واوی ده‌گۆڕرێت.

کاتێک که‌ ANC له‌ ساڵی 1994 دا ده‌سه‌ڵاتی گرته‌ ده‌ست هه‌ندێك ڕیفۆرمی گرنگیان کرد، وه‌کو : دروستکردنی زیاتر له‌ 2 ملێون خانوو ، دروستکردنی ڕێگاوبان ودایه‌نگا و باخچه‌ی ساوایان و  دووقاتکردنی ژماره‌ی قوتابخانه‌کان به‌ دروستکردنی قوتابخانه‌ی تر، به‌خۆڕاییکردنی خوێندن و خه‌سته‌خانه‌و چاره‌سه‌ری نه‌خۆش به‌بێ به‌رامبه‌ر، بردنی ئاو و کاره‌با بۆ ژماره‌یه‌کی زۆر له‌ دانیشتوان و زیادکردنی ڕێژه‌ی مووچه‌ی خانه‌نشینی و هه‌ندێك  شتی تری له‌م چه‌شنه‌.

ڕاسته‌ ئه‌مانه‌ی سه‌ره‌وه‌ هه‌ندێك له‌ کێشه‌ سه‌ره‌کییه‌کانی هاووڵاتیان بوون که‌ له‌ هه‌مانکاتیشدا بوونه‌ هۆی هێنانی ئیش و کار له‌ بواری بیناسازی  و ڕێگاوباندا گه‌رچی ئه‌مانه‌ش کاتی بوون، به‌ڵام له‌ ڕاستیدا سیاسه‌تی ڕژێمی پێشووی وڵات و سه‌رده‌می کۆڵۆنی، مه‌ترسییه‌کی وایان بۆ دروست نه‌بوو به‌حوکمی ئه‌وه‌ی هه‌ر له‌سه‌ره‌تای وتووێژه‌وه‌ سازش له‌سه‌ر هه‌ندێک پرنسپڵی ANC کراو دواتریش له‌  جیهانی واقیعدا فه‌رمانڕه‌وایانی نوێ ده‌ستبه‌رداری  ئه‌وانه‌ی ترشیان، که‌ ده‌یانویست بیکه‌ن،  بوون.  ئه‌مه‌ جگه‌ له‌وه‌ی باری ژیان له‌ سه‌رانسه‌ری دونیادا به‌ خواروی ئه‌فریقاشه‌وه‌ له‌ گرانبوون و سه‌ختبووندابوو، قه‌یرانی ئابوری جیهانی ئه‌و وڵاته‌شی وه‌کو گه‌لێکی دیکه‌ گرته‌وه‌.  له‌ولاوه‌ش بارودۆخی ئابوری و کۆمه‌ڵایه‌تی و سیساسی هه‌ندێ له‌ وڵاته‌کانی ئه‌و ناوچه‌یه‌ش کارایی نێگه‌تیڤی خۆی له‌سه‌ر ئه‌وێش دانا، که‌ یه‌کێك له‌وانه‌ په‌ناهێنانی  3 ملێون خه‌ڵکی تر له‌ وڵاتانی مالی و زیمبابۆی و وڵاتانی تره‌وه‌،‌ له‌وێ خۆیانگرته‌وه‌.  که‌واته‌ گه‌ر چاکسازییه‌کیش یاخود ژماره‌یه‌کی زیاتری خانو و قوتابخانه ‌و خه‌سته‌خانه ‌و ئه‌وانه‌ی تر که‌ له‌ سه‌ره‌وه‌ ناونوسم کردن، له‌ به‌رامبه‌ر زیادبوونی دانیشتوانه‌که‌ی هه‌م وه‌کو هاووڵاتیانی خۆی و هه‌م خه‌ڵکانی هاتوی وڵاتانی تر، کرابێت،‌ شتێکی زۆر که‌م‌ بووه‌و داواکاری و داخوازییه‌کانی خه‌ڵکی گه‌ر له‌ زیادبووندا نه‌بووبێت ، ئه‌وه‌ هه‌ر وه‌کو خۆی ماوه‌ته‌وه‌.

وڵاتی خواروی ئه‌فریقا، یه‌کێکه‌ له‌ وڵاته هه‌ره‌  ده‌وڵه‌مه‌نده‌کانی دونیا له‌ خه‌ڵوز و زێڕ و ئاڵتون و کانزا سروشتییه‌کان و میوه‌ و دانه‌وێڵه‌ و گه‌لێکی تر له‌ که‌ره‌سه‌و مه‌تیریاڵی تری به‌کار نه‌هاتوو (خام). ‌ له‌ %80 ی زێڕ و ئاڵتونی جیهان له‌م وڵاته‌  ده‌رده‌هێنرێت، وڵاتی دووهه‌مه‌ له‌ جیهاندا له‌ به‌رهه‌مهێنانی خه‌ڵووز، یه‌کێکه‌ له‌و وڵاتانه‌ی که‌ شه‌رابێکی یه‌کجار زۆر به‌رهه‌م ده‌هێنن و دابینی به‌شێکی زۆری سوپه‌رمارکێته‌کانی ئه‌وروپا، به‌تایبه‌ت فه‌ره‌نسا، ده‌که‌ن.  که‌چی کرێی ڕۆژێکی کرێکارێك که‌ له‌ کێڵگه‌و باخه‌کاندا کار ده‌کات ته‌نها 4 پاوه‌ندی بریتانی  و 92 پێنسه‌، مووچه‌ی مانگێکی کرێکارێکی کانه‌کان له‌ نێوانی 250 بۆ 269 پاوه‌ندی بریتانییه‌. خه‌ڵکان و خێزانێکی یه‌کجار زۆر تا ئێستاش له‌ژێر که‌پرو ته‌نه‌که‌ و له‌وحدا وه‌کو خه‌ڵکانی ئاواره‌، نه‌ك هاووڵاتیانی وڵاته‌که‌، ده‌ژین.

که‌لێنی نێوانی ده‌وڵه‌مه‌ندان و هه‌ژاران ڕۆژ به‌ ڕۆژ له‌ فراوانبووندایه‌، هه‌ژاری و بێخانووبه‌ره‌یی و بێکاری و توشبوونی خه‌ڵکی به‌ نه‌خۆشی ئه‌یدز که‌ له‌ ئێستادا زیاتر له‌ 7 ملێون له‌ دانیشتوانه‌که‌ی توشبوون.‌ کوژرانی خه‌ڵکێکی زۆر ڕۆژانه‌، که‌ له‌ ساڵێکدا زیاتر له‌ 15 هه‌زارکه‌س ده‌کوژری که‌ به‌شی زۆریان ئافره‌تانن و هه‌ندێکیش له‌ کوژراوان پۆلیسن، 6 ملیۆن چه‌ک له‌و وڵاته‌دا هه‌یه‌.  ڕاده‌ی هه‌ژاری له‌و وڵاته‌ ده‌وڵه‌مه‌نده‌دا به‌ ڕاده‌یه‌که‌ که‌ گرانه‌ بسه‌لمێنرێت.  به‌ پێی یه‌کێک له‌ ئاماره‌کان له‌ ساڵی 2008 دا له‌ %50 ی خه‌ڵکه‌ هه‌ژاره‌که‌ی ئه‌وێ له‌ %7.8 داهاتی ئه‌و وڵاته‌یان به‌رکه‌وتووه‌، که‌ له‌ کاتێکدا له‌ %83 ی خه‌ڵکه‌ سپییه‌که‌ له‌ %20 داهاته‌که‌ی به‌رکه‌وتووه‌، ئه‌مه‌ له‌ به‌رامبه‌ر له‌ %11 ی ئه‌و داهاته‌ بۆ هه‌مان ڕێژه‌ی خه‌ڵکه‌ ڕه‌شپێسته‌‌که‌ی.  ئامارێکی تازه‌ی بانقی جیهانی نیشانیده‌دات که‌ ‌ 7 ملیۆن له‌ خه‌ڵکه‌که‌ی داهاتی ڕۆژانه‌یان  له‌ژێر 1.25 دۆلاره‌وه‌یه‌ و 15 ملیۆنیش داهاتی ڕۆژانه‌یان له‌ژێر 2 دۆلاره‌وه‌یه‌، هه‌روه‌ها نیوه‌ی کۆی منداڵانی ئه‌و وڵاته‌ له‌ هه‌ژاریدا ده‌ژین.

ده‌وڵه‌مه‌ندبوونی توێژاڵیکی خه‌ڵکه‌ ڕه‌شپێسته‌که‌‌ که‌ جێگای توێژاڵی سپیپێستی  ده‌سته‌بژێری سه‌رده‌می حوکمی ڕایسستییان گرتۆته‌وه‌، هه‌بوونی گه‌نده‌ڵییه‌کی زۆر به‌تایبه‌ت له‌ نێوه‌ندی سیاسییه‌کان و سه‌رانی ANC ، بێڕه‌حمێتی و دڕنده‌یه‌تی پۆلیس له‌ مامه‌ڵه‌یاندا له‌گه‌ڵ خه‌ڵکه‌ ئاساییه‌که‌دا به‌تایبه‌ت دوای ئه‌وه‌ی که‌ سه‌رۆکی وڵات، Zuma ، پاوه‌رێکی زیاتری  به‌ پۆلیس دا، که ئه‌م سیاسه‌ته‌  له‌وێ ‌ به‌ سیاسه‌تی ” ته‌قه‌ به‌ قه‌سدی کوشتن ‌” ناسراوه‌‌ ، ئه‌وه‌ بوو له‌ 16/08/2012 ، 34 کرێکاری کانه‌کانیان که‌ ته‌نها تاوانیان داوای مافی ڕه‌وای خۆیان بوو، له‌ خوێنی ساردی خۆیاندا گه‌وزاند.

ئه‌و خه‌ڵکه‌ی که‌ ساڵه‌هایه‌کی دوورودرێژ خه‌باتیان دژی ڕژێمی ڕایسستی کۆن کرد  و خه‌ڵکانی  خوودی ANC  یش، چاوه‌ڕوانی کۆمه‌ڵگه‌یه‌کی ئاوایان نه‌ده‌کرد، کۆمه‌ڵگه‌یه‌ك ، که‌ ته‌نها ناوو ڕه‌نگی فه‌رمانڕه‌واکانیان، گۆڕاوه‌، ئه‌گینا سیاسه‌تی کۆن و سیسته‌می کۆڵۆنی بۆ هه‌ره‌ زۆربه‌یان هه‌ر له‌وێدایه‌ و ده‌ستی لێنه‌دراوه‌.

بۆچی سه‌رانی یه‌ک به‌ دوای یه‌کی ده‌وڵه‌ت وANC  له‌و خه‌ونه‌ی که‌ له‌ ده‌ره‌وه‌ی ده‌سه‌ڵات ‌ ده‌یانبینی، فه‌شه‌لیان هێنا؟  ‌

له‌ وه‌ڵامی ئه‌و پرسیاره‌دا وه‌کو له‌ سه‌ره‌تادا په‌نجه‌م بۆ ڕاکێشا، دوو فاکته‌ری سه‌ره‌کی ڕۆڵی گه‌وره‌یان بینی بۆ ئه‌وه‌ی‌ کۆمه‌ڵگه‌ی خواروی ئه‌فریقا به‌م ئاکامه‌ بگات.  یه‌که‌میان: پاشه‌کشه‌ی ANC له‌ پرنسپڵیان و ئه‌و دروشمانه‌ی که‌ هه‌ڵیانگرتبوون، له‌وانه‌: وه‌کو  له‌ به‌ڵێنه‌کانیاندا ده‌یانگوت،‌ له‌ به‌رژه‌وه‌ندی‌ ” هه‌ژارترین هه‌ژاری وڵات” کارده‌که‌ن  و پاشه‌کشه‌کردنیان له‌ ‌ “Freedom Charter ” که‌ کرۆکی سیاسه‌ته‌که‌یان و دروشمه‌کانیان بوو ، هه‌ر له‌ دابه‌شکردنی سامانی ده‌وڵه‌مه‌نده‌کان ، زه‌وی و زار، ڕه‌تکردنه‌وه‌ی سیاسه‌تی ئابوری لیبراڵ، نه‌گرتنی دۆستایه‌تی له‌گه‌ڵ کۆمپانیا گه‌وره‌کان و  ڕه‌تکردنه‌وه‌ی  مامه‌ڵه‌و بازرگانی ئازاد، هێننانه‌ خواره‌وی ڕێژه‌ی بێکاری ، زیادکردنی کرێی کرێکاران له‌ هه‌موو به‌شه‌کانی سه‌ر کاردا، بنه‌بڕکردنی گه‌نده‌ڵی و هێنانی دادوه‌ری کۆمه‌ڵایه‌تی، نه‌هێڵانی تاوان و … گه‌لێکی تر له‌مانه‌.

گه‌ر ANC ئه‌م سیاسه‌ت و دروشمانه‌ی خۆیانیان جێ به‌جێ بکردایه‌، بێگومان تا ڕاده‌یه‌کی باش ژیانی خه‌ڵکه‌که‌ی ده‌گۆڕی.  به‌ڵام ئه‌مان نه‌ك هه‌ر پاشه‌کشه‌یان له‌مانه‌ هه‌مووی کرد، به‌ڵکو که‌وتنه‌ مامه‌ڵه‌و سازشێکی گه‌وره‌شه‌وه‌ له‌گه‌ڵ کۆنه‌پایه ‌و پله‌داره‌کانی حوکمی پێشووتردا که‌ ئه‌مه‌ش فاکته‌ری دووهه‌مه‌ له‌ نه‌هاتنه‌دی خه‌ونه‌که‌ی خه‌ڵکه‌ هه‌ژاره‌که‌ی ئه‌و وڵاته‌.  له‌وانه‌ش:  سازشکردنی ANC له‌سه‌ر هێڵانه‌وه‌ی هه‌ندێك له‌ وه‌زاره‌ته‌ گرنگه‌کانی ده‌وڵه‌تی نوێ له‌ ده‌ستی کۆنه‌ وه‌زیره‌کانی یا پیاوانی حکومه‌تی پێشووتردا، وه‌کو‌: وه‌زاره‌تی دارایی، وه‌زاره‌تی بزنس و کارکردن،  وه‌زاره‌تی پیشه‌سازی و سه‌رۆکی بانقی ناوه‌ندی وڵات و هه‌ندێکی تر له‌و شوێنه‌ گرنگانه‌،  که‌ ئه‌مانه‌ش ‌ به‌خۆیان یارمه‌تی ئه‌وه‌یاندا که‌  مامه‌ڵه‌کانی له‌سه‌ر  یارمه‌تی و قه‌رزوه‌رگرتن  له‌گه‌ڵ صندوقی دراوی نێو ده‌وڵه‌تی و بانقی جیهانیدا، کران، به‌و شێوه‌یه‌ بڕۆن که‌ ئه‌و دوو ده‌زگه‌ دراوییه‌ ده‌یانویست و له‌ به‌رژه‌وه‌ندی ئه‌وان بشکێنه‌وه‌‌ . کاتێک که‌ ANC و سه‌رانی نوێی ده‌وڵه‌ت له‌ ڕێکه‌وتنه‌که‌، به‌ئاگاهاتن، زۆر دره‌نگ بوو نه‌ده‌توانرا به‌ندوو مه‌رجه‌کان هه‌ڵوه‌شێنرێته‌وه‌ یا بگۆڕرێت.  له‌ لایه‌کی تریشه‌وه‌ هه‌ر ئه‌و گروپه‌ ده‌سته‌بژێره‌ که‌وتنه‌ کۆمه‌کی کۆمپانیا گه‌وره‌کانی ئه‌وێ له‌‌ کاتی وتووێژ ‌کردندا که‌ ANC پێداگریی له‌سه‌ر  دانی باجی زیاترو زیادکردنی بڕی  تاریف ( که‌ دانانی باجێکی پێویسته‌ له‌سه‌ر شمه‌کی بێگانه‌ بۆ به‌رگریکردن له‌ شمه‌کی خۆماڵی) ده‌کرد، که‌ له‌مه‌شیاندا فه‌رماڕه‌وایانی نوێ دۆڕاندیان.  دوای ئه‌مه‌ش هه‌ر ئه‌م فه‌رمانڕه‌وا نوێیانه‌ قبوڵی دانه‌وه‌ی قه‌رزه‌ زۆره‌که‌ی که‌ له‌سه‌ر حکومه‌تی پێشوو بوو، کرد.  له‌مانه‌ش زیاتر، ئاماده‌بوون به‌وه‌ی که‌ سه‌رچاوه‌ سه‌ره‌کییه‌کانی سامان له‌ده‌ستی خه‌ڵکه‌ که‌مه‌که‌ی سه‌ر به‌ حوکمڕانانی پێشوودا، بمێنێته‌وه‌ له‌ته‌ك ڕازیبوونیان  به‌ سیاسه‌تی ئابوری لیبراڵ و نیو-لیبراڵ که‌ باوه‌شکردن بوو به‌ مامه‌ڵه‌و بازرگانی ئازاد، خۆکردنه‌وه‌ش بوو بۆ بازاڕی ئازاد، ئاماده‌بوون و په‌یوه‌ستبوون بوو به‌ به‌ندوو مه‌رجه‌کانی ده‌زگه‌ دراوییه‌کانی جیهان سه‌باره‌ت به‌ هه‌ر قه‌رزو یارمه‌تییه‌ك له‌وانه‌وه‌، په‌شیمانبوونه‌وه‌ بوو له‌ به‌ گشتیکردنی  ( به‌ ده‌وڵه‌تیکردنی) به‌شه‌ تایبه‌تیه‌کان، به‌تایبه‌تی کانه‌کان و هه‌ندێک له‌ کۆمپانیا گه‌وره‌کان، مامه‌ڵه‌ی باشی بزنس له‌سه‌ر حسابی کرێکاران و کارمه‌ندان، ڕینه‌گرتن له‌ گه‌نده‌ڵی و دژایه‌تی نه‌کردنی، لێگه‌ڕان له‌ کۆمپانیا گه‌وره‌کان  که نه‌یانده‌ویسست  که‌مێک له‌ سوودو قازانجه‌که‌یان، ببه‌خشن، له‌ پێناوی گه‌شه‌کردنی کۆمه‌ڵگه‌که‌دا به‌ دروستکردنی چه‌ند پرۆژه‌یه‌ك له‌نێو خۆو ده‌ره‌وه‌دا‌،  هه‌روه‌ها عه‌فوو کردنیان له‌ ده‌ستگرۆییکردنی ده‌وڵه‌ت له‌ دانه‌وه‌ی کۆنه‌ قه‌رزه‌کان، ڕێگه‌دان به‌ گواستنه‌وه‌ی بنکه‌ی  کۆمپانیا گه‌وره‌کان بۆ وڵاتانێکی تر، که‌ هه‌ندێکیان وایانده‌زانی به‌هاتنی حکومه‌تی تازه‌ به‌رژه‌وندییه‌کانیان ده‌که‌وێته‌ مه‌ترسییه‌وه‌ ، بۆیه‌ هه‌ر له‌سه‌ره‌تادا، هه‌ندێکیان ڕه‌ویان  بۆ شوێنه‌کانی تر، کرد. ئه‌مانه‌و زۆری تر که‌ ANC  سازشیکرد له‌سه‌ریان.

ئه‌م بارودۆخه‌ی که‌ ئێستا له‌وێ به‌رقه‌راره‌، به‌ڵگه‌ی کورتێتی ته‌مه‌نی ANC و فه‌شه‌لهێنانی سیاسه‌تی لیبراڵ و نیو-لیبراڵه،‌ که‌ هاوکاتیش له‌ سه‌رانسه‌ری جیهاندا بزوتنه‌وه‌ی گه‌نجان و لاوان له‌ خۆپیشاندان و داگیرکردن و ده‌ستبه‌سه‌راگرتنه‌کاندا، له‌ پێشه‌وه‌چوندایه‌، که‌ ئه‌مه‌ش به‌ڵگه‌ی ئاشکرای دوو دیارده‌یه‌، یه‌که‌میان دیارده‌ی تێشکانی سه‌رجه‌می سیاسه‌تی لیبراڵ و نیو-لیبراڵن، دووهه‌میشیان بڕوانه‌مان و له‌ده‌ستدانی متمانه‌ به‌ سیاسییه‌کان و ڕۆڵی پارت و ڕێکخراوه‌ سیاسیه‌کانه‌ له‌گه‌ڵ پرۆسه‌ی به‌دناوی هه‌ڵبژاردنی دیمۆکراسیانه‌.  بۆیه‌ وڵاتی خواروی ئه‌فریقاش ناتوانێت له‌مانه‌ به‌ده‌ر بێت ‌ به‌تایبه‌ت له‌ کاتێکدا که‌ وه‌چه‌ی نوێی 2 ملیۆن گه‌نجی له‌ دایکبووی دوای ساڵی 1994 که‌ هیچ په‌یوه‌ندییه‌کیان به‌ پارته‌ سیاسسیه‌کانه‌وه‌ نییه‌، که‌ له‌ ساڵی 2019 دا ئه‌م ژماره‌یه‌ ده‌بێته‌ زیاتر له‌ ‌ سێیه‌کی ده‌نگده‌رانی ئه‌وێ و به‌ ڕێژه‌ی سه‌دیش له‌ %40 ی ده‌نگده‌ران پێکده‌هێنن و ده‌چنه‌ ڕیزی نه‌وه‌ی یاخیبوانی ئێستاوه‌.  ئه‌م گۆڕانه‌ گه‌وره‌یه‌ی که‌ له‌ دانیشتوانی ئه‌وێدا ڕووده‌دات له‌شانی بزوتنه‌وه‌ی جه‌ماوه‌ری خه‌ڵکیدا له‌ شوێنه‌کانی تر، ده‌بێت خواروی ئه‌فریقا به‌ره‌و کوێ به‌رێت؟ ئه‌مه‌ پرسیارێکه‌و سه‌ردانه‌واندنی خه‌ڵکی بۆ سیسته‌می سه‌رده‌م  یا به‌گژاچونه‌وه‌ی،  له‌ ئاینده‌دا، وه‌ڵامی ده‌داته‌وه‌.‌