All posts by Anarchistan ئەنارکیستان

Kurdistan Anarchists Forum - KAF سەکۆی ئەنارکیستان

برضد دوسویه نگری اوضاع سوریه در گفت و گو با یک آنارشیست سوری

برضد دوسویه نگری اوضاع سوریه در گفت و گو با یک آنارشیست سوری

 

علیه یورش نظامی غرب در سوریه و برضد رژیم خون آشام اسد و همچنین بخش بزرگی از مخالفان مسلح که دارای گرایش های مختلف ارتجاعی اسلام سیاسی هستند، مبارزان دیگری هستند که تلاش می کنند آلترناتیوی متفاوت را ترسیم نمایند. آلترناتیوی سیاسی و اجتماعی در محلات و مناطق سوریه، در حلب و حومه ی دمشق و در کردستان، یعنی هر مکانی که ظرفیت های خودسازمان دهی مردم فرای تعلقات شان وجود دارد. این مبارزان می خواهند واقعیت موجود را عمیقاً تغییر دهند تا بتوانند «از پایین» نظم نوینی ایجاد کنند.

به نظر ما باید با توجه به توانایی هایمان چنین تلاش هایی را شناساند.

جوشا استفنز (*)

۶ / ۹ / ٢٠١۳ (برگردان به فارسی ٢۹ / ۶ / ١۳٩٢ توسط ن. تیف)

در حالی که آمریکا فشار را برای حمله ی نظامی به سوریه تشدید می کند، یگانه تحلیل موجودی که ارائه می گردد انتخاب بین رژیم خشن بشار اسد و تحرکات اسلامگرایان مخالف آن است. زمانی که نظری علیه دخالت نظامی آمریکا مطرح می گردد، چنین القاء می شود که از گروه های وابسته به القاعده پشتیبانی صورت می گیرد که می خواهند رژیم اسد را سرنگون کنند، گویا آن ها تنها نیروهای مخالف اسد هستند. اما همانگونه که جی کاسانو اخیراً در مجله ی Fast Company نوشته است، یک شبکه ی غیرمسلح مقاومت دمکراتیک علیه رژیم اسد وجود دارد که غنی و گوناگون است. این شبکه دارای اشکال گسترده ای ست که شامل ابتکارات سیاسی محلی، جمع های هنری، سازمان های دفاع از حقوق بشر، گروهای غیرخشونت گرا و غیره است. (جنبش غیرخشونت گرای سوریه نقشه ی آن لاینی را تهیه نموده است که نشانگر شبکه ی پیچیده گروه ها و روابط آن هست.) (١)

 

اخبار و اطلاعاتی که آنارشیست های سوریه منتشر نموده اند تأثیرات فراوانی در مبارزات کشورهای دیگر عربی داشته است. برای مثال، پس از انتشار مطالبی در مورد آنارشیست هایی که به قصد مرگ در زندان های اسد شکنجه شدند، فلسطینیان یادواره ی آنان را برگزار کردند یا در مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی فلسطینی در اسرائیل از آنان نیز پشتیبانی نمودند.  بایستی به دو نکته ی اصلی به آن چه می گذرد تأکید ویژه نمود: نخست روشی ست که آنارشیست های جهان عرب برای ابراز انتقادات و نظرات خود پیش می برند که موجب برهم خوردن تضادهایی ست که برای توجیه سیاست خارجی آمریکا ارائه می گردند و سپس گفت و گوهایی ست که میان جنبش های ضد استبدادی در جهان عرب وجود دارند و که بیرون و فرای مرجع های غربی صورت می گیرند.

 

آگاهی یافتن به این مهم که پافشاری آنارشیست های سوریه ای برای خودگردانی به عنوان پرنسیپ سازمانده اصلی می تواند در برابر واقعیت خشونت موجود مقاومت کند یا این که این روش اهرمی در خدمت منافع خارجی می گردد، پرسشی ست که باز می ماند.

 

نادر عطسی یک محقق و نویسنده ی سوری و زاده شده در شهر حُمص است. او اکنون در آمریکا و بیروت زندگی می کند. وی وبلاگی به نام Darth Nader (٢) دارد که حاوی تحلیل هایی در باره ی انقلاب سوریه است. من با او گفت و گویی در مورد نشان های آنارشیسم در جنبش موجود و چشم انداز یک دخالت نظامی آمریکا در سوریه انجام دادم.

 

ج. ا: آنارشیست ها در انقلاب سوریه فعال هستند و از ابتداء مطالبی در مورد آن می نویسند. آیا تو اطلاعی از نوع فعالیت هایی که قبلاً انجام می شدند داری؟ آیا عنصرهای تأثیرگذاری برای وجود آنارشیسم در سوریه وجود دارند؟

 

ن. ع. : پیش از وقوع انقلاب و به علت ماهیت استبدادی رژیم سوریه، فضای محدودی برای ابراز نظرات آنارشیستی بود. با این حال در جهان عرب، بیش ترین صداهای آنارشیستی که شنیده می شد سوریه ای بود. هر چند آنارشیست ها به وضوح به این نام فعالیت نمی کنند، اما در دهه ی اخیر وبلاگ نویسان و نویسندگان سوری که دارای گرایش های آنارشیستی هستند بیش از پیش در «صحنه» هستند. معظن کمال معز (۳) یک آنارشیست سوری ست که در سال های اخیر مطالب فراوانی منتشر نموده است. مطالب وی دارای نظریه های آنارشیستی ست که با وضعیت های معاصر پیوند دارند. او یکی از فعالان آنارشیسم عرب است که پیش از قیام اخیر در سوریه نیز دارای اهمیت بود. وی به عربی می نویسد و اخیراً کنفرانسی را در یک قهوه خانه ی قاهره به عنوان «آنارشیسم چیست؟» برگزار نمود.

 

وضعیت سازمان یابی آنارشیست ها متفاوت است. آنارشیست ها در سوریه مجبور شدند تا در فضای سیاسی بسیار سخت یک رژیم استبدادی از ابتکارات گوناگونی استفاده نمایند تا یک جنبش را سازماندهی نمایند که به هر حال می بایستی یک سازمان غیرتمرکزگرا باشد. برای مثال در دانشگاه های سوریه چندین جنبش دانشجویی در طی انتفاضه دوم فلسطین و جنگ در عراق شکل گرفتند. رژیم این جنبش ها را به عنوان نارضایتی توده ای تحمل کرد. راهپیمایی هایی علیه جنگ در عراق و در پشتیبانی از انتفاضه صورت گرفتند. هر چند تعداد زیادی از مأموران مخابرات [پلیس سیاسی سوریه] به این جنبش ها نفوذ کردند و آن ها را زیر نظر گرفتند، اما این ها جنبش های خودجوش دانشجویی باقی ماندند. دانشجویان می دانستند که به شدت تحت نظر مأموران مخابرات هستند که با دفترچه هایی در دست، شعارها را یادداشت می کردند. این جنبش های دانشجویی توانستند در جنب اعتراضات خود به تدریج پرسش هایی را در مورد وضعیت داخلی و بین المللی مطرح نمایند. یک حرکت شجاعانه ی دانشجویان که من از آن اطلاع یافتم این بود که دانشجویان دانشگاه شهر حلب در یک تظاهرات علیه جنگ در عراق پارچه نوشته ای را با شعار «نه به وضعیت اضطراری» بلند کردند (سوریه از سال ١٩۶٣ در وضعیت اضطراری قرار دارد.) این حرکات در آن زمان بی سابقه بودند. بسیاری از دانشجویانی که به صورتی خودجوش سازمانده اعتراضات آن زمان بودند پس از آغاز قیام کنونی ناپدید شدند. رژیم به شبکه های فعالان که در این جنبش ها ایجاد شدند شک کرد و به آزار فعالان صلح طلب همّت گماشت. این در حالی بود که رژیم در پایان سال ٢٠١١ صدها زندانی اسلامگرا را آزاد نمود. دانشگاه حلب برای جنبش دانشجویی که از آن آغاز شد بسیار شهرت یافت به گونه ای که نام آن را «دانشگاه انقلاب» گذاشتند. رژیم پس از آن، دانشگاه را هدف قرار داد و چندین دانشجوی مدرسه ی معماری را به قتل رساند.

 

ج. ا. : تو اخیراً در وبلاگت مطلبی در باره ی حمله ی احتمالی آمریکا به سوریه و رابطه اش با دخالت ایران و روسیه به نفع اسد و همچنین نقش اسلامگرایان در جنبش کنونی نوشتی. صدای آنارشیست ها در سوریه مانند مصر، صدایی متفاوت است که در رسانه های بزرگ شنیده نمی شود. این صدا خواهان خودگردانی است، آیا درست می گویم؟

 

ن. ع. : بله، من گمان می کنم، اما می خواهم به چند نکته اشاره کنم. رسانه های بزرگ نه فقط در سوریه صدای آنارشیست ها را نمی شنوند بلکه صدای تروتسکیست ها، مارکسیست ها، چپ گرایان و حتا برخی از لیبرال ها را نیز بازتاب نمی دهند. به هر حال مطرح کردن خودگردانی بر اساس خودمختاری و عدم تمرکزگرایی ریخته شده است، اما این موضوع ربطی به مفهوم ویلسونی آن ندارد که خواهان خودگردانی «یک ملّت» بر پایه ی نوعی از خودمختاری ملی گرای متمرکز بود. ما خواهان این هستیم که سوریه ای ها بتوانند در فرای ناسیونالیسم امور خود را به صورت خرده سیاسی به دست بگیرند. این بدان معناست که خودگردانی نباید یک راه برای همه ی سوریه ای ها باشد و به هر فردی امکان داده شود که راه خود را برگزیند بدون آن که مزاحم دیگران باشد. به همین جهت است که برای مثال کُردهای سوریه باید حق خودمختاری کامل داشته باشند و نباید به آنان یک تابعیت سوری اجباری را تحمیل نمود. این خودگردانی که ما به همه ی سوریه ای ها پیشنهاد می کنیم بدین معنا نیست که همه ی اشخاصی که بدین نام هستند سرنوشت مشترکی دارند.

 

هنگامی که ما از احزاب و حتا رژیم و حامیان خارجی اش و همچنین اسلامگرایان جهادی سخن می گوییم که مخالف خودگردانی سوریه هستند منظور ما این نیست که فقط یک نسخه از خودگردانی وجود دارد که اسلامگرایان مخالفش هستند، برعکس همانان هستند که می خواهند یک سیاست را به همه تحمیل نمایند. رژیم اسد همواره علیه خودگردانی سوریه ای ها عمل کرده است و تمام قدرت را قبضه نموده و نمی خواهد آن را تقسیم نماید. اسلامگرایان نیز مخالف خودگردانی هستند. البته مخالفت آنان به این علت نیست که اسلامگرا هستند (دلیلی که بسیاری از لیبرال ها را علیه آنان به جنب و جوش انداخته است)، بلکه به این علت است که می خواهند دید خود را به همه تحمیل نمایند.

 

حامیان رژیم اسد که ایران، روسیه و دیگر چریک های خارجی هستند علیه خودگردانی سوریه ای هستند، چرا که اگر چنین امری به واقعیت بپیوندد دیگر منافع ژئوپلیتیک آنان تأمین نمی گردد. پس حامیان اسد نیز علیه آن مداخله می کنند.

 

بله این رسانه های بزرگ هستند که همواره تلاش می کنند تا اوضاع سوریه را دو سویه نشان دهند. اما مردم سوریه به پاخاستند تا علیه رژیمی مبارزه کنند که مخالف خودگردانی و به دست گرفتن امور آنان به دست خودشان است. از زمانی که قیام آغاز شده است، گروه های دیگری که حتا برخی اشان علیه رژیم مبارزه کردند نیز به جمع مخالفان خودگردانی مردم سوریه پیوسته اند. اما موضع آن ها فقط این نبوده است که باید ضدرژیم بود تا نشان داد که فقط ضدرژیم هستند. ما آنارشیست ها در سوریه مانند رفقایمان در مصر که علیه اخوان المسلمین هستند نه فقط به این خاطر که مخالف آنان باشند، مخالف بشار اسد نیستیم. ما مخالف رژیم بشار اسد هستیم چرا که با خودگردانی مردم مخالف است. حال اگر این رژیم سقوط کند و رژیم دیگری جایش را بگیرد که بخواهد بر مردم سوریه سلطه گری کند، ما آن را موفقیت ارزیابی نخواهیم کرد. کسانی بودند که به قدرت رسیدن اخوان المسلمین را توهین به انقلاب ارزیابی کردند و فریاد برآوردند «انقلاب ادامه دارد». اگر در سوریه هم رژیمی ساقط گردد و حزب و گروه دیگری به قدرت برسد که بخواهد جلوی مردم را برای به دست گرفتن امور خود بگیرد، در این جا نیز وضعیت تغییر نخواهد کرد.

 

ج.ا. : هنگامی که من امسال با محمد بامیه مصاحبه کردم، او می گفت که سوریه مثال جالبی ست که می تواند آنارشیسم را در صحنه ی عملی محک بزند. وی اظهار داشت که وقتی در سوریه از سازماندهی سخن گفته می شود منظور کمیته ها و اشکالی هستند که کاملاً افقی و خودگردان هستند. حرف هایی که وی می زد با آن چه افرادی مانند بدور حسن در باره ی زندگی و فعالیت های عمر عزیز (۴) منتشر نمودند همخوانی نشان می دهند. آیا تو اثری از آن چه دیگر رفقای آنارشیست سوریه در حال انجام دادن هستند، می بینی؟

 

ن.ع. : بله. این بدان معناست که آنارشیسم را باید بیش از آن که یک ایدئولوژی باشد به مجموعه ای از عمل تبدیل نمود. یک بخش بزرگ سازماندهی در بطن قیام سوریه به آنارشیسم نزدیکی دارد بی آن که آن را به روشنی مطرح نماید. فعالیت های رفیق جانفشان عمر عزیز منجر به فرارویی شوراهای محله شد که حسن بدور و شبکه ی بین المللی تحریر اطلاعات فراوانی درباره اشان منتشر نموده اند. عمر عزیز شوراهای محلات را مانند سازمان های خودحاکم می دانست که می توانند به یک دیگر در پیشبرد امور یاری رسانند. به نظر من، دیدی که عمر عزیز از این شوراها داشت توانست به آن ها نفسی بدهد که به حیات خود ادامه دهند، هر چند که باید یادآوری نمود که کمیته های محله که شکل گرفتند از حالت خودحاکمی خارج شدند و فعالیت خود را روی اطلاع رسانی و کمک رسانی متمرکز نمودند. اما این کمیته ها همچنان بر اساس اصول کمک متقابل، همکاری و اجماع نظرات فعالیت می کنند.

 

شهر یبرود بین دمشق و حمص قرار دارد و یکی از شهرهای اصلی قیام علیه رژیم اسد است. این شهر به نمادی از همزیستی اعتقادات مذهبی تبدیل شده است. این شهر دارای تعداد زیادی اهالی مسیحی ست. یبرود به شهری الگو برای خودگردانی و خودحاکمی تبدیل شده است. همین که نیروهای سرکوب گر اسد از شهر یبرود خارج شدند تا نیروی خود را در جای دیگری به کار ببرند، مردم شهر تصمیم گرفتند خود به رتق و فتق امورشان بپردازند. آنان گفتند:«ما اکنون در حال سازماندهی جنبه های گوناگون زندگی شهر هستیم.» از تمیزکاری شهر گرفته تا تغییر نام مدرسه به نام «مدرسه ی آزادی»، یبرود یقیناً شهری ست که بسیاری از سوریه ای ها و از جمله خود من آرزو می کنیم که سوریه پس از اسد به آن شبیه باشد. این در حالی ست که در شهرهایی که به دست اسلامگرایان جهادی افتاده است وضعیت بسیار تیره و تار است، هر چند نباید فراموش کرد که آلترناتیوهای دیگری وجود دارند. یک شبکه ی گسترده در تمام سطح کشور و به ویژه در دمشق به وجود آمده است که «جوانان انقلابی سوریه» نام دارد. این تشکلی مخفی ست که اعتراضات شجاعانه ای را اغلب در مرکز دمشق سازماندهی می کند که در کنترل رژیم است. شرکت کنندگان در اعتراضات نقاب بر چهره دارند و شعارها و پرچم های انقلاب سوریه و از جمله پرچم کُردها را حمل می کنند.

 

رژیم در شهر داریا در حومه ی دمشق عملیات سختی را برضد شورشیان در نوامبر ٢٠١٢ انجام داد. برخی از اهالی شهر تصمیم گرفتند بدون دخالت در درگیری های مسلحانه دو طرف، نشریه ای را به نام عنب بلدی منتشر نمایند. نشریه اهالی در باره ی وقایع داریا و دیگر مناطق سوریه مطلب دارد. این نشریه در تمام شهر رایگان پخش می گردد. اصول خودمختاری، کمک متقابل و همکاری در تعداد زیادی از تشکلاتی که از دل قیام بیرون آمده اند، وجود دارند. حتا تشکلاتی موجود هستند که با همین اصول فعالیت می کنند بی آن که نظر جامعی در باره ی کلّ جنبش در سوریه داشته باشند. در این تشکلات کسانی هم هستند که مرتجع، فرقه گرا و سلطه جو هستند و البته ما پیش تر هم چنین چیزهایی را شنیده بودیم، مگر نه؟ با این حال کسانی هستند که فعالیت های بسیار خوبی می کنند و ما باید از آنان پشتیبانی نماییم.

 

ج.ا. : به نظر تو حمله ی نظامی آمریکا به سوریه چگونه اثری بر انقلاب می گذارد؟

 

ن. ع. : به گمان من دخالت های نظامی کلاً اثری منفی بر قیام ها دارند و یورش نظامی آمریکا به سوریه نیز مستثناء نیست. اما به نظر من روش هایی که برای مداخله ی نظامی آمریکا استفاده می شود، می توانند تأثیرات گوناگونی به جای بگذارند. اگر آمریکاییان آن گونه که خود می گویند برای «تنبیه»، «محدود»، «نقطه ای» یا «نمادین» به سوریه حمله کنند، در این صورت در میدان های جنگ تغییر بزرگی به وجود نخواهد آمد و رژیم اسد را از نظر تبلیغاتی هم که شده تقویت خواهد نمود. چرا که او خواهد گفت:«من در برابر امپریالیسم آمریکا از جایم تکان نخوردم.» خودکامگانی که در برابر جنگ های علیه خود زنده می مانند فقط همین زنده ماندن را پیروزی جلوه می دهند، حتا اگر در کنار شکست خوردگان باشند. آمریکا، عربستان سعودی و چند کشور دیگر صدام حسین را از کویت بیرون کردند، اما وی ١٢ سال دیگر در قدرت باقی ماند و در طی تمام این سال ها برای مقاومت در طی «مادر تمام نبردها» برای خود تبلیغات راه انداخت.

 

اگر ضربات نظامی که آمریکا اکنون در حال بررسی اشان است سخت تر از حملات پیش گفته باشند در این صورت در میدان های نبرد تغییرات مهمی صورت خواهند گرفت و رژیم اسد را شدیداً تضعیف خواهند نمود. اما در این صورت نیز به گمان من اثرات منفی دیگری به بار خواهند آمد. در چنین صورتی هر گونه احتمالی که سوریه ای ها بتوانند در آینده بر سرنوشت خود حاکم باشند از میان خواهد رفت.

 

آمریکا می تواند اسد را نپسندد، اما بارها گفته است که نهادهای دولتی باید حفظ شوند تا ثبات سوریه آینده برهم نخورد. به عبارت دیگر آمریکا سوریه اسدیست را بدون اسد می خواهد. آمریکا خواهان حفظ رژیم بدون اسد است. همان گونه که در مصر چنین شد. حسنی مبارک کنار رفت اما رژیم دست نخورده و ارتش سر جای خودش باقی ماند. در یمن هم همین اتفاق افتاد. آمریکا با رئیس جمهور این کشور به گفت و گو نشست تا وی استعفاء دهد بی آن که تغییری در رژیم حاصل آید. اما مسئله در سوریه این است که اتفاقاً مردم از همان ابتداء این شعار را مطرح کردند:«مردم خواهان سقوط رژیم هستند» و فقط به کناره گیری اسد رضایت نمی دهند.

 

هنگامی که از حفظ رژیم سخن می رود آن گاه بین حامیان و مخالفان اسد اتفاق نظر وجود دارد، یعنی آمریکا، روسیه و ایران هم نظر می شوند. اما این رژیمی ست که تمام نهادهایش با خودکامگی ساخته شده است، نهادهایی که کشور را چپاول و غارت کرده اند، نهادهایی که نارضایتی و سپس قیام مردمی را موجب شدند و سرانجام نهادهایی که پایه های اصلی اشان را استعمار فرانسه در این کشور ریخته است. تقریباً همه در سوریه می دانند که نامزدان برگزیده ی آمریکا برای سوریه آینده در رژیم کنونی نقش ایفاء کرده اند و آنان کسانی نیستند به جز بوروکرات ها و بعثی هایی که به تکنوکرات های نئولیبرال «بریده از مرکز» تبدیل شده اند. اینان کسانی هستند که آمریکا برای سوریه آینده در نظر گرفته است.

 

سوریه ای ها تاکنون قربانیان زیادی داده اند. آنان بهای زیادی برای مطالبات خود پرداخته اند. من مایل نیستم که تمام این ها به زباله دانی انداخته شود. نباید در شتاب برای کنار زدن اسد به عنوان نماد رژیم، خود رژیم را حفظ کرد. سوریه شایسته ی آینده ی دیگری به جز مشتی نهاد ساخته شده از هیچ و همه چیز و بوروکراسی پی ریزی شده از سوی خودکامگانی ست که خواهان ادامه ی سلطه گری علیه مردم این کشور هستند. هیچ علتی نمی تواند حفظ نهادهای دولتی را توجیه کنند که به چپاول کشور پرداخته و مردم را کشتار کرده اند. با توجه به این که آمریکا چیز دیگری به جز حفظ این نهادهای دولتی نمی خواهد، من هر گونه دخالت آن را در امور سوریه نادرست می دانم. اگر آمریکا واقعاً می خواهد به سوریه کمک کند بهتر است از اهرم های دیپلماتیک استفاده نماید تا روسیه و ایران را از دخالت در جنگ برحذر دارد. این چنین است که سوریه ای ها خواهند توانست به مرحله ی بعدی اقدامات خود بیاندیشند. اما اگر آمریکا به سوریه حمله کند این دیگر خودبه خود آمریکا خواهد بود که برای مرحله ی بعدی تصمیم خواهد گرفت و به همین جهت من با این حمله مخالفم.

 

ج.ا. : کسانی که در خارج از سوریه هستند برای پشتیبانی از مبارزات چه می توانند بکنند؟

 

ن. ع. : برای مردمی که در خارج کشور زندگی می کنند، حمایت عملی کار مشکلی ست. من فقط می توانم به یک نکته اشاره کنم و آن هم حمایت فکری – سخنی از مبارزات است. چپ تاکنون بسیار موضع بدی علیه قیام در سوریه داشته است، چرا که گمان می کند که ارتجاعی ترین عناصر ضدرژیم اسد یگانه کسانی هستند که علیه او مبارزه می کنند و در این زمینه بیش تر همراه با رژیم بوده است. من از کسانی که در خارج هستند می خواهم که به تمام واقعیت بنگرند و به دیگران نشان دهند که در سوریه کسان دیگری هم هستند که می توانند حمایت گردند. باید این دوسویه نگری به اوضاع سوریه که در یک طرفش رژیم و در طرف دیگرش القاعده یا در یک سویش رژیم اسد و در طرف دیگرش امپریالیسم آمریکاست، پایان یابد. باید یاری کرد تا تاریخ فداکاری های مردم سوریه برای خواسته هایشان بهتر بازگو گردد. شاید دیگر برای این کار دیر شده باشد چرا که مطالب هژمونیک در حال حاضر بسیار قدرت مندتر هستند تا بتوان علیه آن ها پیروز شد. شاید کتاب های تاریخ بتوانند درست تر وضعیت کنونی سوریه را مطرح نمایند.

 

پانویس ها:

اصل مطلب ترجمه شده ی بالا در این نشانی ست: http://truth-out.org/news/item/18617-syrian-anarchist-challenges-the-rebel-regime-binary-view-of-resistance

* Joshua Stephens عضو شورای انستیتوی مطالعات آنارشیست است. او در دهه های اخیر در جنبش های ضد سرمایه داری و همبستگی بین المللی فعالیت کرده است. او در رسانه های گوناگون در مورد جنبش های ضداستبدادی مطلب می نویسد و اوقاتش را بین کشورهای مدیترانه و بروکلین در نیویورک می گذراند.

١) نقشه ی آن لاین تهیه شده در این نشانی ست:  http://www.fastcolabs.com/3016532/this-interactive-infographic-shows-the-depth-of-the-syrian-resistance

٢) نشانی وبلاگ نادر عطسی: http://darthnader.net

۳) نشانی وبلاگ معظن کمال معز: http://libcom.org/tags/mazen-kamalmaz

۴) در باره ی عمر عزیز، مبارز آنارشیست سوری، به زودی مطلب مفصل تری به دوستداران فارسی زبان ارائه می گردد. (یادداشت مترجم)

من ناچم بۆ ده‌نگدان، ئه‌ی تۆ؟

من ناچم بۆ ده‌نگدان، ئه‌ی تۆ؟

سه‌لام عارف

١٦ی سێپتەمبەری ٢٠١٣

چه‌ند که‌س بێکار و برسیتر کران ؟ چه‌ند که‌س ده‌ربه‌ده‌ری وڵاتان کران ؟ چه‌ند مێینە به‌ گوێزانی ژه‌نگاوی خه‌ته‌نه‌ کران ؟ چه‌ندیش به‌ردباران و تیڕۆرکران ؟ چه‌ند ئه‌ندامی مافیای پارت و بنه‌ماڵه‌ ده‌وڵه‌تمه‌ندکران ؟ چه‌ند پله‌وپایه ‌و ئیمتیاز خه‌ڵاتکران ؟ چه‌ند زەوی و ئاو داگیر کران ؟ چه‌ند ماڵ بێئاو و کاره‌با کران ؟ باوکی چه‌ند مناڵ تیرۆرکران؟ چه‌ند (سه‌رده‌شت) و (سۆران) تیرۆرکران ؟ چه‌ند ڕۆژنامه ‌و نووسه‌ری خۆفرۆش کڕدران ؟ چه‌ند ناوچه‌ بۆ فیدراڵی دەسەڵاتداران و کورسی سه‌روه‌ری وازلێهێنران ؟ چه‌ند  سێ ده‌وامی خوێندگاکان دروسکران ؟ چه‌ند مزگه‌وت دروستکران ؟ چه‌ند هاونیشمانی به‌ ئه‌نفاکردن دران ؟ جه‌رگی چه‌ند دایك  سوتێنران ؟ چه‌ند شایی و سەیرانی خه‌ڵکی کرانه‌ قوزه‌ڵقورت ؟ چه‌ندە چڵکاوخۆری بۆ ئه‌م ده‌وڵه‌ت و ئه‌و ده‌وڵه‌تکرا ؟ چه‌ند ئاوەزی داهێنه‌ر شێوێنران ؟ چه‌ند ده‌ستی دروستکار گەوجکران ؟ چه‌ندە سامانی کۆمه‌ڵایه‌تیی دزرا ؟ چه‌ند  داوێن و ده‌ست و دەمپیس خوڵقێنران و کرانه‌ ئۆپۆزیسێون ؟ چه‌ند ئاژه‌ڵ کرانه‌ قوربانی بەدەسەڵاتگەییشتن و تەندروستی مشه‌خۆران؟ چه‌ند سكاڵای هاونیشتمانان فڕێدرانە سەبەتەی زبڵ، چه‌ندە ژینگه‌ ژه‌هراوی و وێرانکرا ؟

گه‌ر به‌هه‌ڵه‌دا نه‌چووبم زیاتر له‌ سێ سه‌ده‌یه‌ له‌ دونیادا هه‌ڵبژاردن ده‌کرێت، كەچی هیچ شتێك نه‌گۆڕا، گه‌ر هه‌ڵبژاردن شتێکی بگۆڕایه‌، ئەوا ھەنووكە سەردەمێك بوو، لەبەر پاراستنی بەرژەوەندی سەرمایەداران و سەروەران قه‌ده‌خه‌ ده‌کرا !

ئه‌وی ڕاستیبێت، من ئاوا هه‌ڵبژاردن ده‌بینم، که‌ کوتومت له‌وه‌ ده‌چێت، (مه‌ڕ)ێك لە جه‌ژنی قووربانیدا ده‌نگ بە قەسابێك بدات، یان (قه‌ل)ێك ده‌نگ به‌ جه‌ژنی نۆئیل و سه‌ری ساڵ بدات، ئیدی هه‌ڵبژاردنی چی و ته‌ڕه‌ماشی چی؟ من وه‌ك مامۆستا (گۆران) هاوارده‌که‌م، “حكومه‌ت نامانه‌وێت ئینتخاباتت” ئه‌ی تۆ؟

پرۆسه‌ی هه‌ڵبژاردن گه‌وره‌ترین درۆیه‌که‌‌ له‌ مێژوودا، كه‌ له‌ بەرامبەر خه‌ڵكانی ئاسایی بێده‌سه‌ڵات ئەنجامدراوە‌

پرۆسه‌ی هه‌ڵبژاردن گه‌وره‌ترین درۆیه‌که‌‌ له‌ مێژوودا، كه‌ له‌ بەرامبەر خه‌ڵكانی ئاسایی بێده‌سه‌ڵات ئەنجامدراوە‌

 

   زاهیر باهیر/ له‌نده‌ن/ 17/09/2013

 

ئه‌وه‌ته‌ی مێژووی ململانێی چینایه‌تی سه‌ریهه‌ڵداوه‌‌، له‌و كاته‌وه‌ی كه‌ توێژاڵی ده‌سته‌بژێر و چینی سه‌روه‌ر خوڵقاوه‌، له‌و سه‌رده‌مه‌وه‌‌ی كه‌ سیسته‌می فه‌رمانڕه‌وایی، جا ئیدی له‌ هه‌ر شێوە‌یه‌كیدا بووبێت سه‌پێنراوه‌ ، هه‌رچییه‌ك له‌لایه‌ن ئه‌م ده‌سته‌ و چینه‌ داپڵۆسێنه‌رانه‌وه‌ بۆ سه‌ركوتكردنی فه‌رمانپێكراوان و له‌ خشته‌بردنیان كرابێت، ئه‌وه‌نده‌ی پرۆسه‌ی هه‌ڵبژاردن له‌ مێژوودا، كارایی خۆی بۆ ماوه‌یه‌كی ئاوا دوورودرێژ له‌سه‌ریان، دانه‌ناوه‌. تا ئێستاش وه‌كو چه‌كێكی كۆمه‌ڵكوژ له‌لایه‌ن سه‌روه‌ران و ده‌سته‌بژێره‌وه‌، چه‌كێكی خۆكوژیش له‌لایه‌ن بێده‌سه‌ڵاتانه‌وه‌، له‌ گه‌لێك شوێنی ئه‌م جیهانه‌دا به‌كارده‌برێت.

 

مێژووی ڕه‌شی گه‌مه‌ی هه‌ڵبژارندن له‌ هه‌ر شوێنێكی ئه‌م جیهانه‌دا به‌تایبه‌ت ئه‌مه‌ریكا و خۆراوا و وڵاتانی دیكەی گه‌شه‌كردوو، نه‌وه‌ یه‌ك به‌دووایه‌كه‌كان گه‌ر ژیان مۆڵه‌تی دابێتن، لایەنیكه‌م نۆ تا ده‌ جارێك بینیوویانه ‌و چه‌ندجارێكیش خۆیان له‌م یارییه‌دا به‌شدارییانكردووە‌، كه‌ گوایه‌ ئه‌مه‌ ته‌نها ڕێگەیه‌كه ‌و ڕێگەیه‌كی مه‌ده‌نیانه ‌و ئاشتیانه‌یه‌، ڕێگه‌یه‌كه‌ كه‌ خه‌ڵكی مافی خه‌ڵكانی دیكه‌ ده‌بینێت و ده‌ناسێت، كه‌ ئیدی له‌وێوه‌ گۆڕانكارییه‌ بنه‌ڕه‌تییه‌كان له‌ژێر “فه‌رمانڕه‌وایی گه‌ل بۆ گه‌ل” دا ، سه‌رچاوه‌ ده‌گرن.

 

ده‌ردی كوشنده‌ی ئه‌م خۆره‌یه، ئه‌م چه‌كی خۆكوژییه‌، ماوه‌ی چه‌ند ده‌یه‌یه‌ك‌ زیاتره‌‌ له‌ سایەی ڕامیاره‌كان [سیاسییەكان] و نوێنه‌ران و كۆمه‌كارانی لیبراڵ و ئابووری لیبراڵ و بازاڕی ئازاددا وه‌كو خه‌ڵاتێك ، له‌لایه‌ن ئه‌مانه‌وه‌ به‌ هه‌ندێك وڵات كه‌ له‌ ڕێگه‌ی میلیته‌رییه‌وه‌ یا ئابورییه‌وه‌ به‌ پاڵپشتی كۆمپانیا و ده‌زگه‌ دراوییه‌كانیانه‌وه‌، داگیریانكردوون، دراوه‌‌ . له‌نێو ئه‌و وڵاتانه‌شدا‌ عێراقه‌ و له‌نێو عێراقیشدا كوردستانه‌.

 

هات و هاواری هه‌ڵبژاردن و شه‌ڕه‌په‌ڕۆو شه‌ڕه‌ده‌ست و هه‌تا شه‌ڕه‌چه‌كیش، ئه‌مڕۆ له‌ كوردستاندا، هه‌موو هاووڵاتییه‌كی له‌م پرۆسه‌ شوومه‌ به‌ ئاگاهێناوه‌ته‌وه. ڕێكلامه‌ی یه‌كێتی و پارتی و گۆڕان و ئیسلامییه‌كان و زیاتر له‌ 30 پارت و ڕێكخراوی دیكە، به‌ڵێنی فشه ‌و پێشبینیكردنی باشتری ژیانی ڕه‌شه‌خه‌ڵكه‌كه‌ و بنه‌بڕكردنی گه‌نده‌ڵی و گه‌لێكی تر له‌وانه‌، له‌كاتی گرتنه‌ده‌ستی ده‌سه‌ڵات لای هه‌ر كامێكیان، گوێی هه‌مووانی پڕكردووه‌ و ئومێدەواری كردوون، به‌تایبه‌ت له‌لایه‌ن گۆڕان و ئیسلامییكانه‌وه‌، ئه‌مه‌ له‌ كاتێكدا كه‌ ئه‌وه‌ی هه‌ر لایه‌كیان ده‌یانه‌وێت، ته‌نها ئاڵوگۆڕكردنی ده‌سه‌ڵاتی ڕامیارییه [سیاسییە]‌ نه‌ك سیسته‌مه‌كه‌، گۆڕینی ده‌م و چاوه‌كان و پڕكردنی گیرفانی تاكه‌ جیا جیاكانه‌، نه‌ك گۆڕینی ژیانی خه‌ڵكه‌ ئاساییه‌كه‌. ئه‌مه‌ جگه‌ له‌وه‌ی كه‌ گۆڕانكارییه‌ بنه‌ڕه‌تییه‌كان نه‌ له‌سه‌ر ده‌ستی ئه‌واندا ده‌كرێن و نه‌ له‌ سه‌ره‌وه‌ش دەتوانرێت بكرێن، به‌ڵام له‌تەك ئه‌وه‌شدا هیچكام له‌م لایه‌نانه‌ به‌رنامه‌یه‌كی ئاوایان پێنییه،‌ كه‌ به‌ژیانی خه‌ڵكییه‌وه، په‌یوه‌ستبێت‌ ، ئیدی له‌وه‌ی گه‌ڕێ كه‌ بۆیانده‌كرێت، یا خۆیان وته‌نی بۆیانده‌گۆڕدرێت.

 

ئیمه‌ی ده‌نگده‌ر هه‌رگیز نابێت بڕوا به‌ ڕامیاره‌كان بكه‌ین، چونكه‌ ئه‌وان ته‌نها به‌ ته‌نها دوای به‌رژه‌وه‌ندی تایبه‌تی خۆیان و خێزانه‌كانیان ده‌كه‌ون، ئه‌وان درۆزن و ساخته‌چی و ڕامكارن [سیاسه‌تبازن]. من ئێستاش پاش 50 ساڵ، ھێشتاكە ده‌نگی هه‌ندێك له‌ پیره‌كانی هاوته‌مه‌نی باپیره‌م، له‌ گوێمدا ده‌زرنگێته‌وه‌، كه‌ له‌ كوێره‌ دێیه‌كدا ده‌ژیاین، ئەگه‌ر باسی كەسێكی ساخته‌چی و فێڵبازیان بكردایه‌، ده‌یانوت “به‌خوا سیاسه‌تبازه ! ‌”.

 

سه‌ره‌ڕای ئه‌وانه‌ی سه‌ره‌وه‌ش، ئێمه‌ له‌ پرۆسهی‌ دیمۆكراسی پارلەمانییدا، به‌باشی ده‌یبینین هه‌ر كه‌س جڵه‌وی ده‌سه‌ڵات بگرێته‌ده‌ست، نه‌ك هه‌ر له‌ كوردستاندا، به‌ڵكو له‌ هه‌موو جیهانیشدا، ناتوانێت گۆڕانكارییه‌كی بنه‌ڕه‌تی، له‌ ڕێگەی هه‌ڵبژاردنه‌وه‌ بكات، بۆیه‌ هه‌ر كه‌سێك و هه‌ر پارتێك له‌و ‌پله‌و پایه‌یه‌دا بێت، ناتوانێت له‌ بازنه‌ی وابه‌سته‌یی بۆ بازاڕی ئازاد، بۆ ڕامیاری [سیاسه‌تی] نیو-لیبراڵ و كۆمپانییه‌ گه‌وره‌كان و بانكه‌كان و ده‌زگه‌ دراوییه‌كانی سه‌رده‌م، ده‌ربچێت، كه‌ له‌ ئێستا‌دا له‌ هه‌موو كونجێكی ئه‌م دونیایه‌دا به‌ئاشكرا دیاره‌ ڕامیارییە‌كانیان شكستیانهێناوه‌ و جگه‌ له‌ بێكاری و هه‌ژاری و نه‌بوونی و بێخانووبه‌ره‌یی و وێرانكردنی ژینگه‌ و جه‌نگ و كوشتوبڕ، نه‌ك هه‌ر مرۆڤ، به‌ڵكو له‌نێوبردنی ئاژه‌ڵ و ته‌واوی گیانله‌به‌رانیش و زۆری دیكە له‌مانه،‌ زیاتر شتێكی دیكه‌ی بەرھەمنه‌هێناوه‌.

 

جێگەی به‌زه‌یی و داخه،‌ كه‌ خه‌ڵكانی چه‌وساوه ‌و زه‌حمه‌تكێش، له‌ كوردستانێكدا، له‌ گه‌نده‌ڵستانێكدا، له‌ وڵاتێكدا كه‌ نه‌ك خۆیان ئه‌زموونێكی چه‌ند ساڵه‌ی مێژووی ڕه‌شی ئه‌م گه‌مه‌ ڕامیارییه‌یان هه‌یه‌، بگره‌ خه‌ڵكانێكی زۆریش له‌ نێویاندا ئەزموونی وڵاتانی دیكەشیان، به‌تایبه‌ت ئه‌و وڵاتانه‌ی كه‌ ئه‌م گه‌مه ‌و كایه‌یان به‌ ئێمه‌ ناساندوه ‌و هه‌نارده‌ كردووه‌، بینیوه‌. ته‌نها به‌ تێڕامانێكی كه‌م له‌ مێژووی چه‌ند ساڵێكی ئه‌و پرۆسه‌ شوومه‌ له‌ وڵاتانی خۆراوا و ئه‌مه‌ریكا و وڵاتانی دیكەی گه‌شه‌كردوودا، ده‌بینرێت، گؤرانكارییه‌كی ئه‌وتۆی نه‌كردووه‌، ئیدی ده‌بێت چۆن له‌ كوردستان و شوێنه‌كانی دیكەدا چاوەڕوانیمان ھەبێت ئه‌و گۆڕانكارییه‌ به‌ ئه‌نجام بگه‌یه‌نرێت، له‌ كاتێكدا كه‌ بنەڕەتی پرۆسه‌كه‌ له‌و‌ وڵاتانه‌ی كه‌ به‌رهه‌میان هێناوه ‌و بۆ ماوه‌یه‌كی دوورودرێژه‌ به‌كاریده‌هێنن،‌ شتێكی ئاوای نه‌گۆڕییه‌وه‌، ئه‌ی ئێستا چۆن كۆپییه‌كی خراپی ئه‌و پرۆسه‌یه‌ ده‌توانێت له‌ كوردستانێكی وه‌كو ئه‌وه‌ی ده‌یبینین، كاربكات و شتێك بگۆڕێت؟!!! به‌ ڕاستی جێگەی سه‌رسوڕمانه !!!!.

 

دیاره‌ ئه‌مه‌ش كه‌ من سه‌باره‌ت به‌ پرسی هه‌ڵبژاردن ده‌یڵێم، خه‌ڵكانێك هه‌ن له‌ تاك و له‌لایه‌ن و ڕێكخراو و پارته‌ ڕامیارییە‌كان ده‌یڵێن و نه‌ك هه‌ر بایكۆتی ئه‌م پرۆسه‌یه‌شیانكردوه‌، به‌ڵكو داواش له‌ هاووڵاتیان ده‌كه‌ن، كه‌ ئه‌وانیش بایكۆتی بكه‌ن. بایكۆت و ڕێكلامه‌ له‌ تۆره‌ كۆمه‌ڵایه‌تیییه‌كاندا و كه‌مپه‌ینی گه‌وره‌ی ‘نا’ بۆ هه‌ڵبژاردن كارێكی له‌به‌رچاوه‌ و بووه‌ته‌ ڕێڕه‌وێك و شه‌پۆلێك له‌ جه‌ره‌یانی خودی پرسی هه‌ڵبژاردن و ده‌نگداندا.

 

بێگومان بایكۆتكردن و كه‌مپه‌ینی بایكۆتكردن جێگەی دڵخۆشییه‌ و لای من دەربڕی چوونه‌پێشه‌وه‌ی هوشیاری و بۆچوونی خه‌ڵك و تێگه‌یشتنیانه‌ له‌م ساڵانه‌ی دوواییدا،‌ دەربارەی ئەو پرۆسه‌ هه‌ڵخه‌ڵه‌تێنه‌رانهیە‌. ئه‌م پێشه‌وه‌چوونه‌ش به‌ ئاشكرا ده‌بیبین به‌ به‌راوردكردن به‌ هه‌ڵبژاردنه‌كانی پێشتر، كه‌ ئه‌وانه‌مان ‌له‌گه‌ڵ بایكۆتی هه‌ڵبژاردندا بووین ، كه‌مینەیەكی زۆر زۆر كەم بووین.

 

له‌م بایكۆتكردنه‌دا كۆمه‌ڵێكیش له‌ خه‌ڵك هه‌م وه‌ك تاك و هه‌م وه‌كو ڕێكخراو و پارت به‌تایبه‌ت هه‌ندێك له‌ چه‌په‌كان، ده‌بینین، كه‌ له‌ ڕوانگه‌ی ناپاكیی [نا نەزیھی] خودی پرۆسه‌ی هه‌ڵبژاردنه‌كه‌وه‌، به‌شداریناكه‌ن، گوایه‌ به‌شداریكردنێكی ئاوا له‌ كوردستاندا دادپەروەرانە ئەنجامنادرێت و پڕ ده‌بێت له‌ ساخته‌ به‌ هه‌موو چه‌شنه‌كانییه‌وه‌، بۆیه‌، به‌ قه‌ولی ئه‌وان، هه‌رچی بكرێت پرۆسه‌ی هه‌ڵبژاردنه‌كه‌، پاك و ڕەوا [شەرعی] نابێت، هه‌ر له‌به‌رئه‌وه‌ش ئه‌وان له‌ هه‌ڵبژاردن بەشداریناكەن و ده‌كشێنە و بایكۆتیده‌كه‌ن.

 

ئه‌م هه‌ڵوێسته‌ی ئه‌م خه‌ڵك و لایه‌نانه‌، جێگەی داخێكی زۆره،‌ چونكه‌ ئه‌وان ئه‌وه‌ نابینین كه‌ خودی پرۆسه‌ی هه‌ڵبژاردن ساخته‌یه‌، فێڵێكی ئاشكرایه‌ و بۆ له‌باربردن و خاوكردنه‌وه‌ی بزوتنه‌وه‌ی خه‌ڵكی داهێنراوه‌، ئیدی گرنگ نییه،‌ كه له‌‌ هه‌ڵبژاردندا دزی و ساخته‌ هه‌بێت یا نه‌بێت، بكرێت یا نه‌كرێت. پرۆسه‌ی هه‌ڵبژارندن و ده‌نگدان داوێكه‌، ته‌ڵه‌یه‌كه‌ بۆ خه‌ڵكی، تاكو له‌جیاتی به‌كارهێنانی چالاكی ڕاسته‌وخۆ ، چالاكی ناراستەوخۆ [ده‌نگدان و هه‌ڵبژاردن] هه‌ڵبژێرن، له‌جیاتی نوێنه‌رایه‌تی ڕاسته‌وخۆ، ڕەدووی سیسته‌می نوێنه‌رایه‌تی په‌ڕلمانته‌ری بكه‌ون، لەجیاتی بڕواكردن به‌ خۆیان و پشتگرتنی یه‌كتری، بڕوا بكه‌نه‌ سه‌ر نوێنه‌ره‌كان و پشتی ئه‌وان بگرن، له‌جیاتی لاوازكردنی سیسته‌مه‌كه ‌و به‌لاوه‌خستنی، به‌هێزیبكه‌ن و به‌رده‌وامی پێب‌د‌ین، لەجیاتی هه‌ڵوه‌شاندنه‌وه‌ی ئه‌م سیسته‌مه‌ و شێواندنی پێكھاتەكەی ” نوێنەرایەتی ڕامیارەكان بۆ گه‌ل” ، كه‌ له‌خشته‌بردنی گه‌له‌ به‌ناوی خودی گەلەوە، به‌ڕێده‌كرێت، كاری ئێمه‌ ده‌رخستنی ڕووی‌ ڕاستینه‌ی سیسته‌مه‌كه ‌و فریوكاریی پرۆسه‌ی هه‌ڵبژاردنه‌ و دروستی تێگه‌یشتنمانه‌ له‌ پێكھاتەی فه‌رمانڕه‌وایی گه‌ل بۆ گه‌ل واته‌ خۆ به‌ڕێوه‌بردنی گەلیی.

 

فه‌رمانڕه‌وایی گه‌ل یا خۆبه‌ڕێوه‌بردنی گەلیی واتە هه‌ڵوه‌شاندنه‌وه‌ی خودی فه‌رمانڕه‌وایه‌تیی سەرووخەڵكی‌، پێكه‌وه‌ژیانه‌ له‌نێو كۆمۆنێتییه‌كه‌دا، بڕیاردانه‌ به‌ هه‌ره‌وه‌زیانه‌ و كاركردنی هه‌ره‌وه‌زیانه‌ ‌و ژیانی هه‌ره‌وه‌زیانه‌یه‌، كه‌ له‌م جۆره‌ ژیانه‌دا فه‌رمانڕه‌وایی، سه‌ره‌وه‌ بۆ خواره‌وه‌ ، خاوەندارێتی تایبەت، سیاسه‌تبازێتی، كاركردن بۆ به‌ئه‌نجامدانی سوود و قازانج له‌تەك هه‌موو ئه‌و شتانه‌ی كه‌ بێسووده‌ بۆ خود و به‌های مرۆڤ، هه‌ر هه‌موویان، له‌نێوده‌چن. كه‌ سه‌رجه‌می ئه‌وانه‌ش له‌سایەی هه‌موو چه‌شنه‌ فه‌رمانڕه‌وایه‌تییه‌كی سەرووخەڵكیدا، هه‌موو جۆره‌ نوێنه‌رایه‌تییه‌كدا، ھەموو جۆره‌ په‌ڕله‌مانتارییه‌كدا، نه‌ك هه‌ر له‌نێو ناچن، به‌ڵكو له‌ گه‌شه‌و بره‌ویشدا ده‌بن.

 

بەكورتی، تێگه‌یشتنی ئێمه‌ سۆشیالیسته‌ ئازادیخوازه‌كان بۆ پرسی هه‌ڵبژاردن و ده‌نگدان، ئه‌مه‌یه‌ و له‌و هه‌ڵوێسته‌ی سه‌ره‌وه‌ بایكۆت و دژایه‌تی هه‌ڵبژارندن ده‌كه‌ین، نه‌ك له‌به‌رئه‌وه‌ی هه‌ڵبژاردن له‌ جیهاندا به‌ گشتی و له‌ كوردستانیشدا به‌تایبه‌تی، ساخته‌یه‌ و له‌ پاكی و ڕەوایییه‌وه ‌دووره‌. ‌

بۆچی پێویستە دەنگدانەكان بایكۆتبكەین ؟

بۆچی پێویستە دەنگدانەكان بایكۆتبكەین ؟

ھەژێن

١١ی سێپتەمبەری ٢٠١٣

دێمۆكراسی چ بەواتا كلاسیكەكەی و چ بەواتای ئازادی تاك لە سایەی سەروەریی چینایەتیدا، تەنیا درۆیەكی پیرۆزكراوە و بەس، چونكە دێمۆكراسی بەواتای خۆبەڕێوەبەرایەتی گەل، جەماوەر، ھەموو تاكەكانی كۆمەڵ، تەنیا ڕاستەوخۆ دەتوانێت بوونی ھەبێت و ناڕاستەوخۆكردنی و ئاوەژووكردنەوەی بە نوێنەرایەتی دەستەبژێرێكی ڕامیار و ئەكادێمی و سەرمایەدار، تەنیا دیكتاتۆری كەمینەی سەروەر دەستەبەردەكات !

لەبەرئەوە ھەڵبژاردن بۆ دەنگدەر، جۆرە قومارێكە و تێیدا دەنگدەر  ھەر چوار ساڵ جارێك، مافی ڕاكێشانی كارتێكی ھەر دوو دیو وەكیەكی ھەیە، بۆ ئەوەی ڕامیارێك [دەسەڵاتخوازێك] بكاتە سەروەری خۆی، بەختی بردنەوەی ئەو قومارە لە بەختی بردنەوەی یاری بەخت (لۆتۆری) كە لە چەند ملیۆندا یەكە، كەمتر و لاوازترە، بەڵام بۆ دەنگپێدراو میكانیزمی مسۆگەركردنی بەدەستھێنانی كورسی پارلەمان [دیواخانی مشەخۆران] و دەسەڵات و مشەخۆرییە.

ئەوی خوازیاری دێمۆكراسییە، پێویستە ئەرك و خەباتی وەرگێڕانەوەی دێمۆكراسی لنگەوقوچكراو بۆ سەر لاقەكانی لە ئەستۆبگرێت و ھەوڵی پیادەكردن و بە كولتووركردنی دێمۆكراسی ڕاستەوخۆ لە شوێنی كار و ژیان، لە ھەموو بوارەكانی ڕێكخستن و بەرێوەبردن و بەرھەمھێنان و دابەشكردن و بڕیارداندا بدات، بەواتایەكی دیكە خەبات بۆ بەدیھێنان و جێكەوتەبوونی دێمۆكراسی ڕاستەوخۆ (بەڕێوەبەرایەتی گەلیی) وەك كولتوورێك، بكات.

ئەگەر خۆمان لە گێڵی بدەین و نادەربەستانە بڕوا بەخۆمان بھێنین، كە ھەڵبژێردراوانی پارلەمانتار خزمەتكاری كۆمەڵگەن و بۆ ئەو مەبەستە خۆیان كاندیدكردووە و دەكەن، ئەوا پێویستە ئەوە لەبەرچاوبگرین، كە خزمەتكردن كار و چالاكییەكی كۆمەڵایەتیی بێپاداشت [بێبەرامبەر]ە و واتای كاری خۆبەخشانەی تاك بۆ ھاوەڵ و ھاوكاران و كۆمەڵگە دەگەیێنێت و لەو بارەدا دەبێت پارلەمانتاران وەك خۆكاندیدكەران بۆ خزمەتی كۆمەڵگە بەبێ مووچە وەك كاری خۆبەخش و خۆكۆمەكی، دەستبەكارببن. ئەگەر وەك ھەر كارێكی ئاسایی كۆمەڵایەتیش بۆی دەستبەكاردەبن، ئەوا ھیچ كات نابێت پاداشتی وەھا كارێك لە كارە كۆمەڵایەتییەكانی دیكە زیاتر بێت . بەڵام ئایا ھیچ پارتێك، ھیچ كاندیدێك، ھیچ ڕامكارێك، ھیچ دەسەڵاتدارێك، ئامادەیە خۆبەخشانە و بەبێ پاداشت و مووچەی پاشایانە و خانەنشینی، مشە كار بۆ كۆمەڵگە بكات، یا ئایا ھیچ یەك لەوانەی كە پاگەندەی خزمەتكردنی كۆمەڵگە دەكەن، ئامادەن [بە مووچەشەوە] یەك خولەك [نەك چوار ساڵ] كرێكاری شارەوانی بن و كۆڵان و شەقام و باخچە و ئاوەڕۆكانی گوند و شار خاوێنبكەنەوە، ئایا ئامادەن لە فێرگە و نەخۆشخانە و نشینگەی پیرساڵان و باخچەی ساوایان و كەمئەندامان و لێقەوماواندا خاوێنكردنەوە و سەرپەرشتی و ئاشپەزیی بكەن ؟ ئیدی مەبەستییان لە خزمەتكردن چییە و  بۆچی دەبێت چەنەبازیی و باوێشكدانی ئەوان لە پارلەماندا دوو ملیۆن دینار مووچە و خانەنشینیی ھەتاھەتایی بێت ؟

ھەڵبەتە ئەمە دیوێكی پرسەكەیە و ئەوانەی كە ئەمڕۆكە بە ھەندێ وردەگیریی دەسەڵاتخوازانەوە بایكۆتی خۆھەڵبژاردن و دەنگدان دەكەن و ئەگەر بوارییان ھەبووایە و سنگەكوتانیان بۆ دەكرد، ھیچ كات پورتوبۆڵەیان لە ناپاكیی ھەڵبژاردنەكان، نایانخاتە ڕیزی ناڕازییانی شۆڕشگێڕەوە، ئەوان ڕەخنەیان لە دەسەڵاتی سەرووخەڵكی نییە، بەڵكو خۆیان بە شیاوترین دیكتاتۆر بۆ بەرێوەبردنی كۆمەڵگە دەبینن. لەبەرئەوە پێویستە ڕیز و شێوازی بایكۆتی خۆمان لە بۆڵەبۆڵی دەسەڵاتخوازانەی ئەوان جیابكەینەوە !

ھەرچەندە لە سایەی سەروەریی ھەندێك بەسەر ھەندێكی دیكەدا، ماف و ئازادی و سەربەخۆیی و یەكسانی و دادپەروەریی  پووچترین و كەوڵكراوترین و دێوجامەترین واژەن، بەڵام ئەگەر لەوە بگوزەرێین و بە گریمانە وەریبگرین، كە دەنگدان و ھەڵبژاردنی مشەخۆران و سەروەران مافی تاك بێت، ئەوا بە ھەمان لۆجیك پێویستە بایكۆتكردنی ھەڵبژاردنیش، مافی ڕەوا و بێچەندوچوونی تاك ھەر كۆمەڵگەیەك بێت !

ھەر بەپێی ئازادی ڕواڵەتییانەی دەنگدان و ھەڵبژاردن و ئەوەی كە بەپێی ھەژماری دانیشتووان، سندووقەكانی دەنگدان دیاریدەكرێن و ھەژماری نوێنەران [پارلەمانتاران] دیاریدەكرێت، ئەوا ھەروا كە دەنگدەران مافی ئەوەیان ھەیە، كۆمەڵێك دەسەڵاتخواز و مشەخۆر بخەنە سەر كورسییەكانی پارلەمان، ھەرواش دەنگنەدەران مافی ئەوەیان ھەیە، ئەو كورسییانەی، كە بە ھەژماری دەنگی ئەوانەوە پەیوەستن و دەنگیان پێنەدراوە، بە خاڵی بھێڵنەوە و بۆشایی لە دەسەڵاتی سەرووخەڵكیدا دروستبكەن ! ئایا دێمۆكراسی پارلەمانی لە لانكەیەوە تا دوا وڵاتی پارلەمانیكراو، بواری پەیڕەوكردنی مافی دەنگنەدەران دەدات؟ ئەگەر وەڵامی لایەنگرانی دێمۆكراسی پارلەمانی ئەوەیە، كە ھەر كەس بەشدارینەكات و ئەو ھەلە لەدەستبدات و مافی بڕیاردانی نییە، ئەوا ئەو وەڵامە ئەوە دەسەلمێنێت، كە دێمۆكراسی پارلەمانی لە باشترین باردا پووچترین خەونی مرۆڤی ناھوشیارە و لە خراپترین باریشدا ئامرازی بەدەسەڵاتگەییشتنی كۆمەڵێك [دەستەبژێری ڕامیار] مشەخۆر و دەسەڵاتخوازە و مافی دەنگدان، ھەمان ڕۆڵی ئێسقانێكی ڕوتاوەی ھەیە، كە قەسابێك فڕێیدەدداتە بەردەم سەگێك بۆ پاسەوانیكردنی خۆی !

تا ئێرە، نە سیستەمی سەروەریی و مشەخۆریی دەستەبژێری ڕامیار دەتوانێت دێمۆكراسی [فەرمانڕەوایەتی گەل] بێت و نە دەنگدان؛ ماف و ئازادییە و نە پارلەمانتاران؛ خزمەتكاری كۆمەڵگەن و نە ھەموو تاكەكان؛ دەنگنەدەران لە بەرامبەر دەنگدەران یەكسانن و نە دەنگدەران؛ كار و فەرمانڕەوایەتی پاش ھەڵبژاردن دیاریدەكەن !

سەرەنجام نە دێمۆكراسی پارلەمانی ئەوەیە، كە تاكی ژێردەست و بێبەش خەونی پێوەدەبینێت و  نە مافی دەنگدانیش دەستكەوتی مێژوویی چەوساوانە و نە دروشمی مافی دەنگدان بۆ ھەمووان لە ھیچ سەردەمێكدا شۆڕشگێڕانە بووە ! چونكە لە كاتێكدا كە دەنگدانی گشتی لێدانبووە لە شان و شكۆی ئاخاكان و بەگەكان و خانزادەكان، ھاوكاتیش ئامرازێك بووە بۆ سەركەوتنی بۆرجوا شارییەكان بەرەو دەسەڵات و بەرتەییی [ﺇمتیاز] بووە بۆ دەستەبژێرە ڕامیارەكان و لەو نێوەشدا ڕۆڵی تاكی جوتیار و كرێكار و زەحمەتكێش؛ ڕۆڵی مێگەل بووە بۆ ڕەوایەتییدان بە شوانەیی ڕامیارەكان و ھیچی دیكە ! بەداخەوە لەنێو بزاڤی سۆشیالیستییدا، وردەبۆرجوازی خۆشباوەڕ بە دێمۆكراسی پارلەمانی، لە پاش تێكشكانی ڕاپەڕینی پاریس [كۆمونە] و لەباربردنی ڕاپەڕینی ئۆكتۆبەری ١٩١٧ەوە، توانیوویەتی ھەژموونی ئایدیۆلۆجی خۆی لەسەر وێرانەی تێكشكانی بەرەی شۆڕش دابنێت و پووچگەرایی “مافی دەنگدانی گشتی” لە سایەی دێمۆكراسی پارلەمانیدا، بە دەستكەوتی مێژوویی ھەژماربكات ! بەبۆچوونی من، كاتی ئەوە ھاتووە، كە ئەو پووچگەراییە بخرێتە خانەی تەرسەقولی ڕامیارییەوە و ڕادیكاڵانە وەڵامی پاگەندەكەرانی بدرێتەوە.

ئەی چارە، ئایا بایكۆت بە تەنیا دەتوانێت چارەسەربێت ؟ ئایا ھەموو بایكۆتكردنەكان ھاوئامانج و ھاوڕەوت و ھاوئاراستەن؟

وەك دەزانین، لە سیستەمی ھەڵبژاردنی نوێنەرایەتییدا، ئەوەی كە بە “دێمۆكراسی” ناسێنراوە، سەرەتا دەنگدان و ھەڵبژرادنیش وەك خۆھەڵبژرادن، پابەندی بوونی پێگەی باڵای ئابووریی و كۆمەڵایەتی و بڕێكی دیاریكراو سامان و سەرمایە بووە، ھەروەك چۆن ئەمڕۆكە خۆھەڵبژاردن بۆ ھەمووان لەبار و بواردراو نییە، ھەرواش جاران، دەنگدان و ھەڵبژاردن، تەنیا مافی كەمایەتی خۆشگوزەران و ساماندار و سەرمایەداربووە .

ھەروا كە دەنگدان و دیاریكردنی سەروەرێك بەھۆی نەبوونی ھوشیاریی شۆڕشگێڕانەوە لەلایەن بندەستانی كۆمەڵگەوە وەك مافێك وێناكراوە و چەندین دەھە و تەنانەت سەدەش تێكۆشانی بۆ كراوە و سەرەنجامیش ئەو گاڵتەجاڕییەی بەرھەمھێناوە، كە ئەمڕۆكە كۆیلانی سەرمایەداری بۆ بەدەسەڵاتگەیاندنی سەروەرانیان سنگی یەكدی ھەڵدەدڕن، ھەرواش بایكۆتی ناھوشیارانە ناتوانێت ھەنگاوێك بەرەو پێشەوەمان بەرێت، چونكە بە یاساكانی سەروەریی ڕامیاران و سەرمایەداران، كورسییە دەنگپێنەدراوەكانی پارلەمان، بەسەر براوەكانی گاڵتەجاریی نوێنەرایەتییدا دابەشدەكرێن. لەبەرئەوە تەنیا بایكۆتكردنی ئازادیخوازانە تەنیا بە ئەڵتەرناتیڤەوە دەتوانێت گۆڕان دروستبكات و پایەكانی سیستەمی سەركوت و نایەكسانی و نادادوەریی مۆلەقبكات !

لەبەر ڕۆشنایی ئەو وانە مێژووییانەدا، كە بەرەنجامی خەبات و پێكدادانی چەند سەدەی ژێردەستان و سەروەران بوون ، ئەوڕۆكە بایكۆتكردنیش جۆر و ئامانجی جیاوازی بزووتنەوە كۆمەڵایەتی و ڕامیارییەكانی لەخۆگرتووە؛ بۆ نموونە چەپ بە گلەییكردن لە مەرجەكانی خۆكاندیدكردن، بۆ قۆستنەوەی دەنگی ناڕەزایەتی تاكە دەنگنەدەرەكان، دروشمی بایكۆتكردن بەرزدەكاتەوە، زۆرێك لە ناڕازییانی نائومێد وەك نادەربەستییەك بایكۆتی دەنگدان دەكەن، لە بەرامبەر دوو دەستەی یەكەم و دووەمدا، دەستەیەك لە ناڕازییانی ھوشیار و ئازادیخواز، ئامانجدارانە و بە ئەڵتەرناتیڤەوە بایكۆتی دەنگدان دەكەن؛ دەنگدان ڕەتدەكەنەوە، لەبەرئەوەی كە ھیچ ناگۆرێت، نەك لەبەرئەوەی كە خۆیان كاندیدناكەن یا بواری بەشداری كایەی پارلەمانیان پێنادرێت، كە ئەوڕۆكە چەپ بە ھەموو جۆر و ناو و پاگەندەكانییەوە، گلەیی لە جۆری كاندیدكردن و جۆری ھەڵمەتی ھەڵبژاردن و جۆری بەشداریكردنی دەسەڵات ھەیە، نەك لە خودی گاڵتەجاڕییەكە، كە ھەڵبژاردنی خراپە لە خراپتر !

ئەوەی ئەوڕۆكە لە ھەرێمی كوردستاندا دەگوزەرێت، ھەرسێ دەستەكەی لە ھەناوی خۆیدا پەروەراندووە و ھەر یەكە لە ڕوانگەی خۆیەوە خەریكە ھەڵوێستگیریی دەكات؛ ناسیونالیستانی ناڕازی، تەنیا گرفتیان لە بەرامبەر دەسەڵاتداران و ھەڵبژرادنەكاندا ئەوەیە، كە گەندەڵن و بواری ئەوان لە سەروەربووندا نەدراوە و پارتە زلھێزەكان، دەسەڵات و پارلەمانیان قۆرخكردووە و  ئەڵتەرناتیڤیان نوێنەرایەتی نیئۆلیبرالیزمە لە ھەرێمی كوردستاندا، كە لە باشترین باردا دەیانەوێت دێمۆكراسی پارلەمانی لە ھەرێمی كوردستاندا بگەیێنە ئاستی وڵاتانی ئەوروپا و ئەمەریكا.  لەبەرامبەر ئەوانیشدا چەپ و باڵەكانی لەسەر بنەمای ھەمان وردەگیریی ناسیونالیستەكان لە گەندەڵیی و قۆرخكردنی دەسەڵات و پارتە زلھێزەكان، لەو بڕوایەدان لە ھەڵبژرادنی [خۆیان واتەنی “عادیلانە”]دا ئەوان باشترین ئەڵتەرناتیڤ دەبن بۆ سەروەران و لە سایەی سەروەریی ئەواندا كۆیلەكانی كۆمەڵگە شاد و خۆشگوزەران دەبن و تەنیا دروشمێك كە چەپ لە دروشم و گلەیی ناسیونالیستەكان جیادەكاتەوە، دروشمی تەرسەقوڵاوی “جیایی ئایین لە دەوڵەت”ە [كاتێكی دیكە بە وردی دەگەڕێمەوە سەر ئەو پووچگەراییە ئایدیۆلۆجییە]، كە بێجگە لە كاوێژككردنەوەی ئایدیۆلۆجیی و دروسكردنی خۆشباوەڕیی لەتوانادابوونی (جیایی دەوڵەت لە ئایین) و نیشاندانی فریوكارانەی، ئەوەی كە گوایە ئەو دوو دوومەڵەی مێژووی مرۆڤایەتی [ئایین و دەوڵەت] لەتەك یەكدیدا ناكۆكن، ھیچی دیكەیان نەخستووەتە سەر پاگەندەی ناسیونالیستەكان و ھیچ جیاوازییەكان لەمەڕ چۆنیەتی ڕێكخستنی كۆمەڵگە و بنەمای ئابووریی و  پەیوەندییەكانی بەرھەمھێنان و دابەشكردن و بەرێوەبردن و ژیان و تەنانەت ئازادی تاكیش نییە !

بەبۆچوونی من، بایكۆتی ئازادیخوازانە لە ڕوانگەی ڕەتكردنەوەی دەسەڵاتی سەرووخەڵكییەوە، ناتوانێت ھەڵمەتێكی چەند ڕۆژەیی پێش دەنگدانەكان بێت و بەبێ ڕەتكردنەوەی سیستەمە چینایەتییەكە وەك گشتێك و میكانیزمەكانی و پایە سەرخانییەكانی كە پیرۆزیی ئایین و دوڵەت و دێمۆكراسی پارلەمانی و پایە ئابوورییەكانی؛ خاوەندارێتی تایبەت و كاریكرێگرتە، بایكۆتكردن ناتوانێت ھەنگاوێك كۆمەڵگە بەرەوپێشەوە بەرێت و خۆھوشیاریی تاك بۆ بایكۆتكردنی ھەڵبژاردنی خراپ لە خراپتر، لە ڕەوتی خەباتی شۆڕشگێڕانەی ڕێكخراو و سەربەخۆدا سەرھەڵدەدات. ھەروەھا كار و خەبات و چالاكی سۆشیالیستە ئازادیخوازەكان بۆ بایكۆتكردن و ڕەتكردنەوەی دێمۆكراسی پارلەمانی لە یەكەم ڕۆژی پاش بردنەوە و سەروەربوونی كۆمەڵێكی دیكە لە مشەخۆرانی ڕامیار تا دەگاتە ڕۆژی پێش خولی داھاتووی ھەڵبژاردن، دەستپێدەكات و ڕەتكردنە و بایكۆتكردنی ملدان بە سەروەریی چینایەتیی، تەنیا دەربڕین و ناڕەزایەتی زارەكی و دەنگنەدان نییە، بەڵكو یاخیبوونە لە سەراپای كۆیلەبوونمان؛ ھەر لە جۆری خواردن و پۆشاك و نیشتەجێبوون و كاركردن و پەیوەندی كۆمەڵایەتی و گوفتار و ڕەفتار و كولتوورمان تا دەگاتە بەرھەمھێنان و دابەشكردن و بەڕێوەبردن، دەگرێتەوە و بەبێ ھەنگاونانی كردەیی لە ھەموو بوارە ھونەریی و كولتووریی و ئابووریی و كۆمەڵایەتییەكان و پێشنیاركردن و جێخستنی ئەڵتەرناتیڤی سەربەخۆ و ئازادیخوازانە لەو بوارانەدا، پاگەندەی بایكۆتكردن دەچێتە خانەی فرەبڵێیی بێكردەوەی تۆڕە كۆمەڵایەتییەكان و چەنەبازیی ڕامیاران بۆ خۆناساندن وەك سەروەری باش !

لەبەرئەوە، پێویستە سۆشیالیستە ئازادیخوازەكان بە پێشنیاركردن و جێخستنی دێمۆكراسیی ڕاستەوخۆ، [كە ھەر لە كۆنەوە ئەڵتەرناتیڤی چەوساوان بووە لە بەرامبەر دێمۆكراسی داراكان (دێمۆكراسی پارلەمانی)دا] ھەر ڕۆژە و لە نێوەندی ژیان و كار و  خەباتی ڕۆژانەدا لە كۆڕ و كۆمەڵە كۆمەڵایەتییەكانیاندا لە گوند و گەڕەك و كارخانە و فێرگە و فەرمانگە و شارەكاندا، ھەنگاو بە ھەنگاو پیادەبكەن، بەوەی بۆ چارەسەری پرسە كۆمەڵایەتیی و ئابوورییەكانیان لە شوێنی كار و ژیانیاندا كۆبوونەوەی گشتی ڕێكبخەن و ڕێكخراوەی سەربەخۆ پێكبھێنن و دەست بۆ پرۆژەی ھەرەوەزیی كۆمەڵایەتی و ئابووریی بەرن و گروپ و ڕێكخراوە خۆجێی و جەماوەرییە سەربەخۆكانی خۆیان دوور لە ھەژموون و پیلانی پارت و فەرمانڕەوایان پێكبھێنن و كەرتە كشتوكاڵیی و پیشەسازییەكان، زەوی بە زەوی و كارگە بە كارگە لە دەسەڵاتداران و سەرمایەداران بستێننەوە و بەكردەوە و لە كەتواری ژیانی ڕۆژانە و كۆمەڵایەتییدا پێویستنەبوون و زیانبخشبوونی دەسەڵات و فەرمانڕەوایی سەرووخەڵكی و دێمۆكراسی پارلەمانی و  گاڵتەجاڕیی ھەڵبژاردنی سەروەر و مشەخۆری باش، بخەنەڕوو  و بیسەلمێنن !

بەكورتی بایكۆتكردن بە مەبەستی پاگەندەی ڕامیاریی و قۆستنەوەی ھەلپەرستانەی ناڕەزایەتی جەماوەر بەرامبەر پارتەكان و دەسەڵاتداران نییە، بەڵكو بریتییە لە كاری بەردەوام و ڕاستەخۆ لەسەر ڕای گشتی بە ئامانجی گێڕانەوەی متمانەی تاك بە ھێز و توانای خۆی و كارایی یەكگرتنی ئەو ھێز و توانایە. بایكۆتكردن تەنیا كاری چەند ڕۆژێك نییە، بەڵكو كولتوورییكردنەوەی متمانەی كۆمەڵایەتی تاكە بەخۆی و یەكێتی چینایەتی و ھێزی ئازادیخوازانەی خۆی و ھاودەردەكانی، پرۆسێسێكی درێژخایەنی چەند ساڵەیە، كە لە دوای ھەڵبژاردنەكانەوە دەستپێدەكات و لە ھەڵمەتی ھەڵبژاردنەكاندا بە ھەڵمەتێكی دژەتەوژم، سەنگەربەندیی كۆمەڵایەتی ژێردەستان بەڕووی دەسەڵاتی ڕامیاریی و ھەوڵی دەسەڵاتخوازانەی ڕامیارەكاراندا ھەڵدەخرێنێت و  یەكدەخات. لەبەرئەوە بۆ بەئامانجگەییشتنی وەھا كار و چالاكییەك، پێویستە لە خۆمانەوە، لە نێوەندی پەیوەندییە كۆمەڵایەتییەكانمانەوە، لە شوێنی كار و خوێندن و ژیانمانەوە، لە خەبات و ناڕەزایەتی ھەر ڕۆژەمانەوە، لە دەركەوتنی ھەر ساتەی ڕووی ڕاستەقینەی درۆی پارلەمانتارەكانەوە، لە پیادەركردنی ھەر ڕۆژەی یاسا دژە جەماوەرییەكانەوە، ھەنگاوی ئامانجدارانە بۆ ھەڵخرانی ھێزی دژەتەوژم بۆ نۆرەی داھاتووی ھەڵبژاردنەكان بنێین و ھەر ساتە و لە ھەموو بوارێكی كۆمەڵایەتییدا، دێمۆكراسیی ڕاستەوخۆ (خۆبەڕێوەبەرایەتی گەلیی / ڕێكخستنی كاروبارەكانی ژیانمان بەخۆمان و لەنێو خۆمان و لەلایەن خۆمانەوە) پیادەبكەین و بیكەینە بەردی بناخەی كولتووری ھەرەوەزیی كۆمەڵایەتیی، بەمەبەستی بەرەنگاریی و ڕێگرییكردن لە تەشەنەی ڕامیاری [وەك نەخۆشییەكی ھاوچەرخی كۆمەڵایەتی] لە پەیوەندی و ژیانی كۆمەڵایەتییدا، بیكەینە بناخەی ڕێكخستنی ھەموو پەیوەندییە تاكەكەسیی و كۆمەڵییەكانمان، بەواتایەكی دیكە كۆمەڵایەتییكردنەوەی ھەموو ئەو پرسانەی، كە لەلایەن پارتەكان و دەسەڵاتدارانەوە بە پلانڕێژیی نێوەندە جیھانییەكانی نیئۆلیبرالیزمەوە، ڕامیاریی كراون و دەكرێن و دەخرێنە دەستی كەمینەیەكی سەرووخەڵكییەوە.

بێجگە لە بایكۆتی ھەڵبژاردنی خراپ لە خراپتر، چ ڕێگەیەكی دیكە بۆ ڕزگاربوون لە سەروەریی ھەیە؟

بێجگە لە بایكۆتی ھەڵبژاردنی خراپ لە خراپتر، چ ڕێگەیەكی دیكە بۆ ڕزگاربوون لە سەروەریی ھەیە؟

چەوساوەی دەنگدەر؛ هاوچینانی خۆشباوەڕ بە سەرۆكی باش و دێمۆکراتی پارلەمانی !

وا جارێكی دیكە، پاش خەروارێك لە ئەزموونی خۆیی و ھاودەردەكانمان لە گۆشەكانی دیكەی جیھاندا، مانگی سێپتەمبەری ٢٠١٣ ھەرێمی كوردستان دەبێتەوە مەیدانی نواندنی گاڵتەجاریی ھەڵبژاردن و خۆشباوەڕكردن و چاوەڕوانھێشتنەوەی بندەستانی ناھوشیار  بەوەی دەنگدان بە دەستەیەكی دیكە و براوەبوونی دەسەڵاتخوازانێكی دیكە، بەرھەمەكەی ئەوە دەبێت، كە ئێمەی چەوساوە بە درێژایی تەمەن و فەرمانڕەوایی میرایەتییەكان، لە خەیاڵی خۆماندا وەك سیمبولێك بۆ ئازادی و یەكسانی و دادپەروەریی ئافراندوومانە و بەرجەستەمانكردووە !

بەڵام ھەردەم كەتوار و بەرەنجامی ڕووداوەكان لە بەرامبەر خۆزگە و خەونی ڕەوای پێشینانمان و ئێمەدا شتێكی دیكەی جیاواز و تەواو پێچەوانە بووە و ئەگەر ئاڵوگۆڕێكی ڕواڵەتی لە ناو و  شوناسی نەتەوەی سەروەراندا ھەبووبێت، ئەوا تەنیا تا ئەو جێیە بڕیكردووە، كە تاك لەبەردەم پاگەندەی ڕامیاران و پارتەكانیان و دەسەڵاتخوازاندا خۆشباوەڕ و دۆشداماو مابێتەوە.

ئەگەر بە سەرنجدانێكی خێرا ئاوڕ لە مێژووی ئەو ڕەوت و ئاراستە ڕامیارییانەی، كە لە بەرامبەر داگیركەردا پاگەندەی ئازادی و یەكسانی و دادپەوەریییان كردووە، تەنیا بە سەرەنجامێكی نەخوازراو دەگەین؛ گۆڕینی دەموچاوی ستەمكاران و پاراستن و گواستنەوەی ئامرازەكانی چەوسانەوەمان بووە، بە سەروەركردنی چەند پارت و سەرۆكێكی دیكە، وەك لە هەرێمی كوردستاندا دیتمان، جێگەی پارتی بۆرجوازی عەرەب، چەند پارتێكی بۆرجوازی كورد گرتییەوە و ئەوانەی كە تا دوێنێ سیخوڕ و بەكرێگیراوی بۆرجوازی عەرەب بوون، دەستبەجێ لەلایەن نوێنەرانی بۆرجوازی كورد (بەرەی كوردستانیی)ەوە كرانە “چەكداری شۆڕشگێڕ” و دەزگە سیخوڕیی و پۆلیسی و سوپاییە تیكشكاوەكانی ڕژێمی بەعس، چێكرانەوە  و بۆ سەركوتی ناڕەزایەتییەكانی جەماوەر خرانەوەگەڕ؛ وەك سەركوتی مانگرتن و ناڕەزایەتی كرێكارانی كارگەی چیمەنتۆی تاسڵوجە، ناڕەزایەتی خەڵكی هەڵەبجە لە ساڵیادی ٢٠٠٦دا، سەركوتی ناڕەزایەتییەكانی ناوچەی سۆران و كەلار و ڕانیە و سەركوتی ناڕەزایەتییەكانی ١٧ی شوبات ..تد، ئەمانە سەرەنجامی خەونی خۆشباوەڕانەی تاكی چەوساوەی كوردبوون بە پارتە بۆرجوازییەكان و فەرمانڕەوایەتی و دەوڵەتی نەتەوەیی و  دێمۆكراسی پارلەمانی و تاوەكو تاكی چەوساوە بەو دێوجامانە خۆشباوەڕبێت، هەر ئاوا لە خوێنگەوزاندنی خەونەكان بەردەوام دەبێت !

 وەك ھەموو جارەكانی دیكە لە هەرێمی كوردستانی ژێر سایەی دەسەڵاتی بۆرجوازی كورد، دیسانەوە بە گاڵتەجاری ھەڵبژرادنی خراپ لە خراپتر، ھەڵبژاردنی (جەنەڕاڵی لیبراڵ!) لەبەرامبەر (سەرۆكی دیكتاتۆر!)، ھەڵبژاردنی نوێنەرانی باڵی بازاری بەڕەڵا لە بەرامبەر باڵی قۆرخكەری بازاری بۆ سەرانی پارت، ھەڵبژاردنی یەكێك لە چەوسێنەرانمان بۆ ماوەیەكی دیكە تاكی ناڕازی ناهوشیار خۆشباوەڕدەكەنەوە، ئەمە ئەو گاڵتەجارییەیە، كە لە سەرتاسەری جیھاندا لە چوارچێوەی لیبرالترین دەوڵەت و لە چوارچێوەی كۆنەپارێزترین و دیكتاتۆرترین دەوڵەتدا، بەناوی مافی دەنگدان و ھەڵبژرادنی نوێنەرەوە بەڕێدەخرێت، كە تیایاندا چ بە فریودان یا بە زۆری چەك لەلایەن دەسەڵاتدارانەوە ئێمەی چەوساوە و بێدەسەڵات دەكێشنە پای سندووقەكانی بڕیاردان لەسەر ئەوەی كێ چەوسێنەر و شوانەمان بێت، كێ مافی بڕیاردانی كۆیلەتی ئێمەی ھەبێت، كێ چارەنووسی خۆمان و منداڵان و نەوەكانمان دیاریبكات، كێ مشەخۆری بەری ڕەنجی كار و بەرھەمھێانمان بێت، كێ سزادەر و كێ پاسەوانی زیندانمان بێت !

ئازادیخوازان، یەكسانیخوازان، دادپەروەرییخوازان، ئێمە [ئەناركیستەكان] بێجگە لەوەی كە لە ھەموو جێیەك و لە ھەموو سەردەمێكدا دژی بەشداری دەنگدان و خۆھەڵبژرادنین و بەردەوام لە ھەموو وڵاتاندا بەڕووی ھەڵبژاردنی سەروەراندا كەمپەینی دژی دەنگدان بەرپادەكەین، لێرەدا بە دیاریكراوی لەم ھەڵبژاردنە گاڵتەجارییەی دەسەڵاتداران و دەسەڵاتخوازانی هەرێمی كوردستاندا، لەبەر دوو ھۆ، بۆ بایكۆتكردنی و دژوەستانەوە بانگەواز دەكەین:

ھۆی یەكەم، لە ڕوانگەی ھزر و ئایدیای ئازادیخوازیی (ئەناركی)ەوە، سیستەمی ڕامیاریی بەگشتی و سیستەم و پێكھاتەی قوچكەیی (ھیرارشی) بەدیاریكراویی؛ چ پاشایەتی و ئیسلامی و دیكتاتۆری و تاكپارتیی بێت یا دێمۆكراتی پارلەمانی (فرەپارتیی)، سیستەمی كۆیلەكردنی مرۆڤە و ھەموو ھەوڵ و تەقەلایەك لەسایەیدا، تەنیا بۆ كۆیلەڕاگرتنی ئێمەی ژێردەستە و بەرھەمھێنەرە، لەپێناو مسۆگەركردنی خاوەندارێتی تایبەتی و قازانجی كەمینەیەكی سەرمایەدار و زەمیندار و دەستەبژێری ڕامیار!

ھەر لەبەرئەوە ھەڵبژرادن و دەنگدان  لە سیستەمێكدا كە لەسەر بنەمای سەروو و خوار، سەروەر و ژێردەست، دارا و نەدار، بەرھەمھێنەر و مشەخۆر، فەرماندەر و فەرمانبەر دامەزرابێت، بێجگە لە مافی ھەڵبژاردنی چەند مشەخۆرێك وەك نوێنەر و چەوسێنەرێك وەك سەرۆك و شوانە، ھیچ بڕیاردان و مافێكی سەرەتایی بۆ ئازادانە ژیان و خۆبەڕێوەبردن نەھێشتووەتەوە. لەبەرئەوە، ئێمەی ژێردەستە لەجیاتی خۆشباوەڕیی و چاوەڕوانی ئەوەی كە دەسەڵاتخواز و چەوسێنەرێكی بەبەزەیی و بەویژدان پەیداببێت و ئازادی و مافمان بۆ بگێرێتەوە، پێویستە خۆمان بە پشتبەستن بە ویست (ئیرادە) و یەكگرتوویی ھێز و توانای خۆمان، لە شوێنی ژیان كار و خوێندن و فەرماندا، ڕێكخراوە سەربەخۆكانی خۆمان، گروپە خۆجێییەكانی خۆمان لەسەر بنەمای كۆبوونەوەی گشتی و بڕیاردانی بە كۆمەڵ و جێبەجێكردنی گشتی، ڕێكخستن و پایەكانی دێمۆكراسی ڕاستەوخۆ [كە ھەزاران ساڵ پێش ئێستا لە گوند و شار و كۆمەڵگە ئازادە بێدەوڵەتەكاندا پەیڕەوی لێكراوە و ژیانی ئازادانەی لەسەر ڕێكخراوە] پێكبھێنین و كۆمەڵگە بۆ شۆڕشی كۆمەلایەتی ھەڵخڕێنین و ھەر ئێستا دوور لە دەستتێوەردانی گروپ و كەسە ڕامیارەكان، ھەرەوەزییە ئابووریی و كۆمەڵایەتییەكانمان لە كێڵگە و كارخانە و گەرەكەكان و گوندەكاندا پێكبھێنین و كاروبار و  شێوەی ژیان و بەرھەمھێنانی كۆمەڵگەكانمان سەربەخۆ لەلایەن خۆبەڕێوەبەرایەتییەكانی خۆمانەوە بەڕێوەببرێن و دەستی فەرمانڕەوایی بۆرجوازی كورد و عیراق و پارتە ڕامیارە بەرھەڵستكارەكانیش لە تێكدانی ژیان و ئاساییش و دروستكردنی دوژمنایەتی نەتەوەیی و ئایینی و ڕەگەزیی و نەژادیی و خێڵەكیی، كۆتابكەین.

ھۆی دووەم، ئەگەر لەژێر كارایی میدیای بەناو سەربەخۆ و “ئەهلی” و پارت و ڕامیارە دەسەڵاتخوازەكاندا بەو سەرەنجامە گەیشتوون، كە لێپرسراوێك، مەلایەك، باڵێك لە دەرەوەی دەسەڵات و لەنێو پارلەماندا خەریكە هەرایەك دژی پاوانگەریی دەسەڵات و چەپاوڵی سامان و داهاتی كۆمەڵگە بەڕێدەخات و لە بەرامبەردا ئەڵتەرناتیڤی بۆ دیكتاتۆریی سەرۆك، خۆشباوەكردنی تاكی چەوساوەی ناهوشیارە بە سەرۆكی باش و خەریكی ڕازاندنەوە و خۆشباوەڕكردنمانە بە چەپاوڵی بازارئازاد؛ بەوەی یەكسانی هەل و ماف بۆ هەمووان مسۆگەردەكات، وەها هەوڵێك بێجگە لە فریودان و بزوواندنی ئارەزووی ناهوشیارانە و خۆشباوەڕانەی تاكی ناهوشیار هیچی دیكە نییە. چونكە بە كردەوە بازارئازاد لە ئۆروپا چەپاوڵی سامان و داهاتی كۆمەڵگەیە لەلایەن چەن كۆمپانییایەكی جیهانخۆرەوە بە پاڵپشت و پارێزگاریی دەوڵەت سیستەمی پارلەمانی و لە هەرێمی كوردستانیشدا بە درێژایی دوو دەهە چەپاوڵی سامان و داهاتی هەرێمی كوردستان لەلایەن كۆمپانیای پارتەكانەوە [نۆكان و كۆڕەك و  كۆمەلێكی دیكەوە] نوێنەرایەتی هەمان بازارئازادی نیئۆلیبراڵ بووە وەك پێشمەرج و زەمینەسازیی بۆ هەڵئاوسانی دەیان و سەدان ملیاردلێر و ملیۆنێری یەك شەو و ڕۆژە و هەروەها فەرمانڕەوایەتی هەرێم وەك نوێنەری ڕەوت و تەوژمی نیئۆلیبراڵ و كۆمپانییە جیهناخۆرەكانی، هەر هەمان كاریان ئەنجامداوە، كە جەنڕاڵەكانی لیستی نەوشیروانییەكان، ژێرەكی بەڵێنیان بە داگیركەرانی عیراقداوە؛ پێداویستی وەها ئاڵوگۆڕێك بۆ سیستەمی جیهانی نیئۆلیبراڵ و كۆمانییە جیهانخۆرەكان، تەنیا دوورخستنەوەی مەترسی هوشیاربوونەوەی چەوساوانی ئەم هەرێمەیە بەرامبەر پاوانگەریی و چەپاوڵگەریی نیئۆلیبرالیزم و بازارئازادەكەی و ئامادەكردنی ئەڵتەرناتیڤی گونجاوە بۆ كاتی پێوێست، كە لەم ساتەی هەرێمی كوردستاندا، پاش لاوازبوونی دەسەڵاتی قەرەقوشیانەی(ینك) و (پدك، مەگەر تەنیا لیستی نەوشیروانییەكان و مەلا هاوپەیمانەكانیان، بتوانن پاوانگەریی و چەپاوڵگەریی زلهێزەكان و كۆمپانییە جیهانخۆرەكانی ئەمەریكا و ئەمەریكا مسۆگەر بكەن و خۆگرتنی بزووتنەوە كۆمەڵایەتییە سەربەخۆكان و ئەگەری شۆڕشی كۆمەڵایەتی دوور بخەنەوە !

ئەگەر دوو دەهە گاڵتەجاریی دێمۆكراسی پارلەمانی و ناكامی چاوەڕوانی سەرۆكی باش و دەركەوتنی دیوی ڕاستەقینەی  دێوجامەی بەهەشتی نەتەوەیی، ھێشتاكە نەبوونەتە بڕواپێھێنەر بەوەی، كە نابێت بە گاڵتەجاری ھەڵبژاردن و دەنگدان خۆشباوەربین، ئەوا چوونەپای دەنگدان و چەندبارەكردنەوەی ھەمان ھەڵە، كە ھەموو جارێك سەرەنجامەكەی كۆیلەتركردنەوەی خۆمانە، ھەڵەیەكی مێژووی چەندبارە دەكەینەوە و بێجگە لە درێژبوونەوەی تەمەنی نەگریسی دەسەڵاتداری مشەخۆران، ھیچی دیكەی بەرھەمنەھێناوە و ناھێنێتەوە !

ھاوڕێیانی ئازادیخواز و یەكسانیخواز و دادپەروەیخواز، ئەگەر خوازیاریت لێدانێك لە سیستەمی سەركوت و مشەخۆریی سەرمایە بدەیت، ئەگەر خوازیاری كۆتاییپێھاتنی گاڵتەجاریی ھەڵبژاردنی خراپ لە خراپتری، ئەگەر خوازیاری كۆتاییپێھاتنی زیندان و ئەشكەنجە و سێدارە و ترس و ڕاونانیت، ئەگەر خوازیاری لاوازكردنی پایەكانی ھەڵاواردنی ڕەگەزیی و ئایینی و نەژدادی و نەتەوەییت، ئەگەر خوازیاری بنیاتنانی كۆمەڵگەیەكی ئازاد و سەربەخۆ و یەكسان و دادپەروەریت، دەی ئیتر كاتی ئەوە ھاتووە لەجیاتی چوونە دەنگدان و ھەڵبژرادنی خراپ لە خراپتر، لەجیاتی خۆشباوەڕیی بە سەرۆكی باش و دێمۆكراسی پارلەمانی، كاتی ئەوە ھاتووە بڕوا و متمانەمان بە ھێز و توانای یەكگرتووی جەماوەریی خۆمان ھەبێت و چۆن لە ناڕەزایەتی و خۆپیشاندان و مانگرتنەكانی چەند ساڵی ڕابوردوودا نیشانماندا، ھەر ئێستا كاتی ئەوەیە، كە بە مانگرتنی گشتی، خەباتی نافەرمانی مەدەنی، بە خۆڕێكخستنی جەماوەریی و كۆمەڵایەتی لە گەڕەك و گوند و كێڵگە و كارخانە و فێرگە و فەرمانگەكاندا پایەكانی سیستەم و دەوڵەتی چینایەتی لاوازبكەین و بەڕێوەبەرایەتی سەربەخۆی خۆمان بكەینە ئەڵتەرناتیڤی سیستەمی سەروەریی و مشەخۆریی دێمۆكراتی پارلەمانی و تیئۆكراسی [فەرمانڕەوایی ئایینی] و دیكتاتۆریی تاكپارتیی.

بۆ پێشەوە بەرەو بایكۆتی ھەڵبژاردن و دەنگدانەكان

بۆ پێشەوە بەرەو پێكهێنانی خۆبەرێوەبەرایەتیی گەلیی لەسەر بنەمای دێمۆكراسیی ڕاستەوخۆ

بۆ پیشەوە بەرەو كۆمەڵگەی ئازاد و یەكسان و دادپەروەر

نا بۆ فەرمانڕەوایی پارت .. نا بۆ دێمۆكراتی پەرلەمانی .. نا بۆ تێئۆكراسی

با ڕۆژی دەنگدان بە مشەخۆران بكەینە ڕۆژی مانگرتنی گشتی و بایكۆتی ھەڵبژاردن و دەنگنەدان

سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان

٢١ی ئۆگوستی ٢٠١٣

نێونه‌ته‌وه‌یی *

نێونه‌ته‌وه‌یی *

 

ن: دانییل گرین

و. له‌ عه‌ره‌بییه‌وه : سه‌لام عارف

نێونه‌ته‌وه‌خوازی** له‌ لۆجیکی بیروباوه‌ڕی فیدریالییه‌وه‌ سه‌رچاوه‌یگرتووه‌، به‌واته‌یه‌کی دیکە له‌ “یه‌کێتییه‌کی مه‌زنی مرۆڤایه‌تی و برایانه‌وه‌” سه‌رچاوه‌یگرتووه‌، (باکۆنین) دیسان له‌سه‌ر یۆتۆبیای بۆرژوازی په‌رده‌هه‌ڵئه‌ماڵێت، واته‌ له‌سه‌ر ئه‌و فیدریالییه‌، که ‌له‌ سۆسیالیستی نیۆنه‌ته‌وه‌یی شۆڕشگێڕه‌وه‌ هه‌ڵنه‌قوڵاوه‌

ته‌ماشاکه‌ن باش دیاره‌، که‌ (باکۆنین) پێش سه‌رده‌مه‌که‌ی خۆی که‌وتووه ‌و(ئه‌وروپی)ه‌ و داوای دامه‌زراندنی یه‌کێتی وڵاته‌ ئه‌وروپییه‌کان ده‌کات، ئه‌و یه‌کێتییه‌ش به‌تاکه‌ ئامراز ده‌زانێت بۆ”هه‌ڵنه‌گیرسانی جه‌نگی نێوخۆی (ئەهلی) نێوان گه‌لانی ئه‌وروپا” به‌ڵام لەتەك ئه‌وه‌شدا ئه‌و داوای به‌ئاگابوون و سڵکردنه‌وه‌ له‌ فیدرالی نێوان ده‌وڵه‌ته‌کان ده‌کات، له‌وجۆره‌ی که‌ ئه‌مڕۆ هه‌یه‌.

“ده‌وڵه‌تی نێوه‌ندی بیرۆکراتیی هه‌روه‌ها سه‌ربازیی با به‌ناویش کۆماری بێت، ناتوانێت به‌نیازێکی پاکه‌وه‌ بچێته‌ نێو کۆنفیدراڵییه‌کی جیهانییه‌وه‌، پێکهاته‌ی ده‌وڵه‌تێكی له‌و چه‌شنه، واته‌‌ (نێوه‌ندی بیرۆکراتیی سه‌ربازی) به‌ شاراوه‌یی بێت یان به‌ ئاشکرا، دژی ئازادییه‌ له ‌ناوه‌وه‌ی وڵات، ده‌ستبه‌رداری بانگه‌وازی جه‌نگخوازی نابێت، مه‌ترسی و هه‌ڕه‌شه‌یه‌کی مه‌زنه‌  له‌سه‌ر دراوسێکانی، په‌یمانبه‌ستن لەتەك ده‌وڵه‌تێکی ئاوا کۆنخوازدا (خیانه‌ته‌ له‌ شۆڕش) .

به‌بێ  له‌نێوبردنی ڕێکخستنی کۆنی له‌ سه‌ره‌وه‌ بۆ خواره‌وه‌، که ‌له‌سه‌ر بنه‌مای ده‌سه‌ڵاتسه‌پێنی و داپڵۆسین سه‌قامگیره‌، ئەستەمە یه‌کێتی ده‌وڵه‌ته‌ یه‌کگرتووه‌کانی ئه‌وروپا ببێته‌ مایه‌ی دروستبوونی یه‌کێتی ده‌وڵه‌ته‌ یه‌کگرتوه‌کانی جیهان، به‌پێچه‌وانه‌ی ئه‌وه‌وه‌، له‌ باری شۆڕشی کۆمه‌ڵایه‌تییدا له‌ وڵاتێك، وڵاته‌کانی دیکە به‌ هه‌مان بیروباوه‌ڕه‌وه‌ چاویلێده‌که‌ن و ڕاده‌په‌ڕن، تا خۆیان له‌  فیدریالییه‌کی شۆڕشگێڕدا ببیننه‌وه‌، به‌بێئه‌وه‌ی  گوێ به‌ سنووره‌کانی نێوان ده‌وڵه‌ته‌کانی ئێستا بده‌ن، نیونه‌ته‌وه‌ی ڕاسته‌قینه‌ له‌سه‌ر بنه‌مای جیابوونه‌وه‌ و مافی چاره‌نووس ڕاوه‌ستاوه‌، واته‌ ده‌بێت  تاك – ناوچه ‌- هه‌رێم – نیشتمان، مافی ڕه‌های ببێت، تا بتوانێت چاره‌نوسی خۆی دیاریبکات، له‌ هاوبه‌شیکردندا یان هاوبه‌شینه‌کردن، لەتەك کێ گه‌ره‌کییه‌تی ین نه‌یگه‌ره‌که‌، هه‌روه‌ها دە‌بێت مافی به‌جێهێشتنی هاریکاریکردنی، مسۆگەرکراوبێت، به‌بێ گیۆدان به‌وه‌ی که‌ پێیده‌ڵێن مافه‌ مێژوییه‌کان یان خۆگونجاندن لەتەك وڵاته‌ دراوسێکاندا “مافی یه‌کگرتنی ئازاد یان جیابوونه‌وه‌ی ئازاد، گرنگتریین مافی ڕامیارییه ‌و له‌ ڕیزی پێشه‌وه‌ دێت، گه‌ر وانه‌بێت ئه‌وا کۆنفیدرالی نێوه‌ندێتییه‌کی پۆشه‌‌”.

ئه‌و بیروباوه‌ڕه‌ی ئازادیخوازه‌کان، نه‌ جیابوونه‌وه‌خوازییەوەیە‌ و نه‌ گۆشه‌گیرخوازییەوە، نه‌خێر به‌پێچه‌وانه‌وه‌ “ئازادیخوازه‌کان له‌و بڕوایه‌دان، ئه‌و کاته‌ی مافی جیابوونه‌وه‌ ده‌چه‌سپێنرێت، ئه‌و  کاته‌  جیابوونه‌وه ڕوونادات و یه‌که‌ نیشتمانییه‌کان له ‌به‌ڵای داپڵۆسین و درۆی مێژوویی دووده‌بن، واته‌ جیابوونه‌وه‌ زاده‌ی داپڵۆسین و درۆی مێژوویی نابێت و ئه‌و کاته‌ ئه‌و یه‌کانه ‌”به‌هێزتر و به‌ به‌هه‌متر ده‌بن ئەستەمە‌ هه‌ڵبوه‌شێنه‌وه‌”.

به‌رله‌وه‌ی (لینین) و کۆنگره‌ ده‌ستپێکه‌کانی نیۆنه‌ته‌وه‌یی سێیه‌م ئاڕاسته‌ی خۆیان بگۆڕن و ببنه‌ نێوه‌ندچی ده‌سه‌ڵاتگه‌را و ئیمپریالیزمێکی په‌چه‌پۆش، ئه‌و تێگه‌یشتنه‌ی (باکۆنین)یان قه‌رزکرد و کردیانه‌ بنه‌مای ڕامیاریی ستراتیجی نه‌ته‌وه‌یی خۆیان دژی کۆلۆنیالیزم.

**************

په‌ڕاوێز

* بابه‌تی سیازده‌ی به‌شی ( گه‌ڕان به‌ دوای کۆمه‌ڵگه‌ی داهاتوودا)، له‌ په‌ڕتووکی (التحرریة من العقیدة الی الممارسة، دانییل غیرین)

** به‌ بیروبۆچوونی من ” له‌‌یه‌کچوونی خه‌باتی خۆبه‌خۆیی زه‌حمه‌تکێشانی وڵاتان” باشتریین ده‌ربڕیینه‌ له‌ نیۆنه‌ته‌وه‌خوازی، که‌م نیین ئه‌وانه‌ی که‌ به‌یه‌کگەییشنی چه‌ند (سه‌رێکی هۆشمه‌ندی نمره‌ یه‌ک)ی ئێره ‌و ئه‌وێ به‌ نیۆنه‌ته‌وه‌خوازی ده‌زانن، به‌ بیروڕای من ئا ئه‌مه‌یان زیاتر له‌ (ئاهه‌نگی یه‌کترناسیین) ده‌چێت، له‌وه‌ی که‌ له‌ نێو نه‌ته‌وه‌خوازیی کرێکاران بچێت، تکایه‌ بڕواننه‌ به‌ڵگه‌نامه‌کانی نیونه‌ته‌وه‌یی دووه‌م و سێهه‌م و  چواره‌می ئێستای ترۆتسکیه‌کان- و.ك

Bêcge le baykotî hellbjardinî xrap le xraptir, çi rêgeyekî dîke bo rizgarbûn le serwerîy heye ?

Bêcge le baykotî hellbjardinî xrap le xraptir, çi rêgeyekî dîke bo rizgarbûn le serwerîy heye?

Çewsawey dengder; hawçînanî xoşbawerr be serokî baş û dêmokratî parlemanî !

Wa carêkî dîke, paş xerwarêk le ezmûnî xoyî û hawderdekanman le goşekanî dîkey cîhanda, mangî sêptemberî 2013 herêmî kurdistan debêtewe meydanî nwandinî galltecarîy hellbjardin û xoşbawerrkirdin û çawerrwanhêştnewey bindestanî nahuşyar  bewey dengdan be desteyekî dîke û brawebûnî desellatixwazanêkî dîke, berhemekey ewe debêt, ke êmey çewsawe be drêjayî temen û fermanrrewayî mîrayetîyekan, le xeyallî xomanda wek sîmbulêk bo azadî û yeksanî û dadperwerîy afrandûmane û bercestemankirduwe !

Bellam herdem ketwar û berencamî rûdawekan le beramber xozge û xewnî reway pêşînanman û êmeda ştêkî dîkey cyawaz û tewaw pêçewane buwe û eger allugorrêkî rwalletî le naw û  şunasî netewey serweranda hebûbêt, ewa tenya ta ew cêye brrîkirduwe, ke tak leberdem pagendey ramyaran û partekanyan û desellatixwazanda xoşbawerr û doşdamaw mabêtewe.

Eger be serincdanêkî xêra awrr le mêjûy ew rewt û araste ramyarîyaney, ke le beramber dagîrkerda pagendey azadî û yeksanî û dadpewerîyyan kirduwe, tenya be serencamêkî nexwazraw degeyn; gorrînî demuçawî stemkaran û parastin û gwastnewey amrazekanî çewsaneweman buwe, be serwerkirdnî çend part û serokêkî dîke, wek le herêmî kurdistanda dîtman, cêgey partî borcwazî ‘ereb, çend partêkî borcwazî kurd girtîyewe û ewaney ke ta dwênê sîxurr û bekrêgîrawî borcwazî ‘ereb bûn, destbecê lelayen nwêneranî borcwazî kurd (berey kurdistanîy)ewe krane “çekdarî şorrşigêrr” û dezge sîxurrîy û polîsî û supayye tîkişkawekanî rjêmî be’s, çêkranewe  û bo serkutî narrezayetîyekanî cemawer xranewegerr; wek serkutî mangirtin û narrezayetî krêkaranî kargey çîmentoy taslluce, narrezayetî xellkî hellebce le sallyadî 2006da, serkutî narrezayetîyekanî nawçey soran û kelar û ranye û serkutî narrezayetîyekanî 17î şubat ..tid, emane serencamî xewnî xoşbawerraney takî çewsawey kurdibûn be parte borcwazîyekan û fermanrrewayetî û dewlletî neteweyî û  dêmokrasî parlemanî û taweku takî çewsawe bew dêwcamane xoşbawerrbêt, her awa le xwêngewzandinî xewnekan berdewam debêt !

wek hemû carekanî dîke le herêmî kurdistanî jêr sayey desellatî borcwazî kurd, dîsanewe be galltecarî hellbijradnî xrap le xraptir, hellbjardinî (cenerrallî lîbrall!) leberamber (serokî dîktator!), hellbjardinî nwêneranî ballî bazarî berrella le beramber ballî qorixkerî bazarî bo seranî part, hellbjardinî yekêk le çewsêneranman bo maweyekî dîke takî narrazî nahuşyar xoşbawerrdekenewe, eme ew galltecarîyeye, ke le sertaserî cîhanda le çwarçêwey lîbraltirîn dewllet û le çwarçêwey koneparêztirîn û dîktatortirîn dewlletda, benawî mafî dengdan û hellbijradnî nwênerewe berrêdexrêt, ke tyayanda çi be frîwdan ya be zorî çek lelayen desellatdaranewe êmey çewsawe û bêdesellat dekêşne pay sindûqekanî birryardan leser ewey kê çewsêner û şwaneman bêt, kê mafî birryardanî koyletî êmey hebêt, kê çarenûsî xoman û mindallan û newekanman dyarîbkat, kê mşexorî berî rencî kar û berhemhêanman bêt, kê szader û kê pasewanî zîndanman bêt !

Azadîxwazan, yeksanîxwazan, dadperwerîyixwazan, ême [enarkîstekan] bêcge lewey ke le hemû cêyek û le hemû serdemêkda djî beşdarî dengdan û xohellbijradnîn û berdewam le hemû wllatanda berrûy hellbjardinî serweranda kempeynî djî dengdan berpadekeyn, lêreda be dyarîkrawî lem hellbjardne galltecarîyey desellatdaran û desellatixwazanî herêmî kurdistanda, leber dû ho, bo baykotkirdnî û dijwestanewe bangewaz dekeyn:

Hoy yekem, le rwangey hzir û aydyay azadîxwazîy (enarkî)ewe, sîstemî ramyarîy begşitî û sîstem û pêkhatey quçkeyî (hîrarşî) bedyarîkrawîy; çi paşayetî û îslamî û dîktatorî û takpartîy bêt ya dêmokratî parlemanî (frepartîy), sîstemî koylekirdnî mrove û hemû hewll û teqelayek lesayeyda, tenya bo koylerragirtnî êmey jêrdeste û berhemhênere, lepênaw msogerkirdnî xawendarêtî taybetî û qazancî kemîneyekî sermayedar û zemîndar û destebjêrî ramyar!

Her leberewe hellbijradin û dengdan  le sîstemêkda ke leser bnemay serû û xwar, serwer û jêrdest, dara û nedar, berhemhêner û mşexor, fermander û fermanber damezrabêt, bêcge le mafî hellbjardinî çend mşexorêk wek nwêner û çewsênerêk wek serok û şwane, hîç birryardan û mafêkî seretayî bo azadane jyan û xoberrêwebirdin nehêştuwetewe. Leberewe, êmey jêrdeste lecyatî xoşbawerrîy û çawerrwanî ewey ke desellatixwaz û çewsênerêkî bebezeyî û bewîjdan peydabbêt û azadî û mafman bo bgêrêtewe, pêwîste xoman be piştbestin be wîst (îrade) û yekgirtûîy hêz û twanay xoman, le şwênî jyan kar û xwêndin û fermanda, rêkixrawe serbexokanî xoman, grupe xocêyyekanî xoman leser bnemay kobûnewey giştî û birryardanî be komell û cêbecêkirdnî giştî, rêkxistin û payekanî dêmokrasî rastewxo [ke hezaran sall pêş êsta le gund û şar û komellge azade bêdewlletekanda peyrrewî lêkrawe û jyanî azadaney leser rêkixrawe] pêkbihênîn û komellge bo şorrşî komelayetî hellixrrênîn û her êsta dûr le destitêwerdanî grup û kese ramyarekan, herewezîye abûrîy û komellayetîyekanman le kêllge û karxane û gerekekan û gundekanda pêkbihênîn û karubar û  şêwey jyan û berhemhênanî komellgekanman serbexo lelayen xoberrêweberayetîyekanî xomanewe berrêwebbirên û destî fermanrrewayî borcwazî kurd û ‘îraq û parte ramyare berhellistkarekanîş le têkdanî jyan û asayîş û drustkirdnî dujimnayetî neteweyî û ayînî û regezîy û nejadîy û xêllekîy, kotabkeyn.

Hoy duwem, eger lejêr karayî mîdyay benaw serbexo û “ehlî” û part û ramyare desellatixwazekanda bew serencame geyiştûn, ke lêprisrawêk, melayek, ballêk le derewey desellat û lenêw parlemanda xerîke herayek djî pawangerîy desellat û çepawllî saman û dahatî komellge berrêdexat û le beramberda ellternatîvî bo dîktatorîy serok, xoşbawekirdnî takî çewsawey nahuşyare be serokî baş û xerîkî razandnewe û xoşbawerrkirdinmane be çepawllî bazarazad; bewey yeksanî hel û maf bo hemuwan msogerdekat, weha hewllêk bêcge le frîwdan û bzuwandinî arezûy nahuşyarane û xoşbawerraney takî nahuşyar hîçî dîke nîye. Çunke be kirdewe bazarazad le orupa çepawllî saman û dahatî komellgeye lelayen çen kompanîyayekî cîhanxorewe be pallpişt û parêzgarîy dewllet sîstemî parlemanî û le herêmî kurdistanîşda be drêjayî dû dehe çepawllî saman û dahatî herêmî kurdistan lelayen kompanyay partekanewe [nokan û korrek û  komelêkî dîkewe] nwênerayetî heman bazarazadî nîolîbrall buwe wek pêşmerc û zemînesazîy bo hellawsanî deyan û sedan milyardilêr û milyonêrî yek şew û roje û herweha fermanrrewayetî herêm wek nwênerî rewt û tewjimî nîolîbrall û kompanîye cîhnaxorekanî, her heman karyan encamdawe, ke cenrrallekanî lîstî newşîrwanîyekan, jêrekî bellênyan be dagîrkeranî ‘îraqdawe; pêdawîstî weha allugorrêk bo sîstemî cîhanî nîolîbrall û komanîye cîhanxorekan, tenya dûrxistnewey metrisî huşyarbûnewey çewsawanî em herêmeye beramber pawangerîy û çepawillgerîy nîolîbralîzm û bazarazadekey û amadekirdnî ellternatîvî guncawe bo katî pêwêst, ke lem satey herêmî kurdistanda, paş lawazbûnî desellatî qerequşyaney(înk) û (pidk, meger tenya lîstî newşîrwanîyekan û mela hawpeymanekanyan, bitwanin pawangerîy û çepawillgerîy zilhêzekan û kompanîye cîhanxorekanî emerîka û emerîka msoger bken û xogirtnî bzûtnewe komellayetîye serbexokan û egerî şorrşî komellayetî dûr bxenewe !

Eger dû dehe galltecarîy dêmokrasî parlemanî û nakamî çawerrwanî serokî baş û derkewtinî dîwî rasteqîney  dêwcamey beheştî neteweyî, hêştake nebûnete birrwapêhêner bewey, ke nabêt be galltecarî hellbjardin û dengdan xoşbawerbîn, ewa çûnepay dengdan û çendbarekirdnewey heman helle, ke hemû carêk serencamekey koyletirkirdnewey xomane, helleyekî mêjûy çendbare dekeynewe û bêcge le drêjbûnewey temenî negrîsî desellatdarî mşexoran, hîçî dîkey berhemnehênawe û nahênêtewe !

Hawrrêyanî azadîxwaz û yeksanîxwaz û dadperweyixwaz, eger xwazyarît lêdanêk le sîstemî serkut û mşexorîy sermaye bdeyt, eger xwazyarî kotayîpêhatnî galltecarîy hellbjardinî xrap le xraptirî, eger xwazyarî kotayîpêhatnî zîndan û eşkence û sêdare û tris û rawnanît, eger xwazyarî lawazkirdnî payekanî hellawardinî regezîy û ayînî û nejdadî û neteweyît, eger xwazyarî binyatnanî komellgeyekî azad û serbexo û yeksan û dadperwerît, dey îtir katî ewe hatuwe lecyatî çûne dengdan û hellbijradnî xrap le xraptir, lecyatî xoşbawerrîy be serokî baş û dêmokrasî parlemanî, katî ewe hatuwe birrwa û mitmaneman be hêz û twanay yekgirtûy cemawerîy xoman hebêt û çon le narrezayetî û xopîşandan û mangirtnekanî çend sallî raburdûda nîşanmanda, her êsta katî eweye, ke be mangirtnî giştî, xebatî nafermanî medenî, be xorrêkxistinî cemawerîy û komellayetî le gerrek û gund û kêllge û karxane û fêrge û fermangekanda payekanî sîstem û dewlletî çînayetî lawazbkeyn û berrêweberayetî serbexoy xoman bkeyne ellternatîvî sîstemî serwerîy û mşexorîy dêmokratî parlemanî û tîokrasî [fermanrrewayî ayînî] û dîktatorîy takpartîy.

Bo pêşewe berew baykotî hellbjardin û dengdanekan
Bo pêşewe berew pêkhênanî xoberêweberayetîy gelîy leser bnemay dêmokrasîy rastewxo
Bo pîşewe berew komellgey azad û yeksan û dadperwer

Na bo fermanrrewayî part .. Na bo dêmokratî perlemanî .. Na bo têokrasî
Ba rojî dengdan be mşexoran bkeyne rojî mangirtnî giştî û baykotî hellbjardin û dengnedan

Sekoy enarkîstanî kurdistan
21î ogustî 2013

نێوه‌ندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت چۆن كار له‌ ئازادی ده‌كات؟‌

B.2.4 نێوه‌ندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت چۆن كار له‌ ئازادی ده‌كات؟‌

An Anarchist Faq

و: زاهیر باهیر – له‌نده‌ن

هه‌موو چوار (٤) ساڵ جارێك یا شتێكی ئاوا، هەڵبژاردنی چه‌ند بیچمێك (ڕوخسارێکی دیکە) بۆ‌ پایه‌یه‌كی زۆر نێوەندگه‌رایی و ماشێنێكی بیرۆكراسی، بیرۆكه‌ و ئایدیایه‌كی كۆمۆنه‌، پاگەندەی ئەوە دەکات، كه‌ خه‌ڵكه‌ ئاساییه‌كه‌ كۆنترۆڵی ده‌وڵه‌ت ده‌كه‌ن و سه‌رئه‌نجامیش سەربەستن. له‌ ڕاستیدا ئه‌مه‌ ئایدیایه‌كی درۆزنانه‌یه‌. له‌ هه‌ر سیسته‌مێكی ده‌سه‌ڵات نێوەندگه‌راییدا سه‌رجه‌می خه‌ڵكه‌كه‌ سه‌باره‌ت به‌و ڕامیارییانه‌ی به‌سه‌ریاندا ده‌سه‌پێندرێن و ده‌یانگرێنه‌وه،‌ ده‌توانن شتێكی زۆر كه‌م بڵێن یا ڕایه‌كی زۆر كه‌میان هه‌بێت،‌ هه‌ر له‌به‌رئه‌مه‌ش سه‌ربه‌ستییه‌كانیان زۆر دیاریكراون‌.‌

كاتێكیش كه‌ ده‌وترێت ئه‌م ئایدیایه‌ درۆزنانه‌یه‌ ئه‌وه‌ ناگه‌یه‌نه‌ێت، كه‌ جیاوازی له‌نێوان كۆمارێكی لیبراڵ و فاشستی و یاخود پاشایه‌تیدا، نییه‌. ئه‌مه‌ زۆر له‌وه‌ به‌دووره‌. ده‌نگدان سه‌ركه‌وتنێكی گرنگه‌ كه‌ له‌و ده‌سه‌ڵاته‌ سه‌ندراوه‌، بێگومان ئه‌مه‌ش، پێشنیارێك نییه بۆ ئەناركیسته‌كان، تاكو  ئاوا بیربكه‌نه‌وه‌ كه‌ سۆشیالیزمی ئازادیخواز تەنیا له‌ ڕێگەی ده‌نگدانی گشتییه‌وه، براوه‌ته‌وه‌، یاخود هه‌ر له‌و ڕێگەیه‌وه‌ به‌ده‌ستده‌هێنرێت. زۆر له‌وه‌ به‌دووره‌. ئه‌مه‌ی كه‌ وترا، تەنیا ئه‌وه‌ هه‌ڵده‌هێنجێت كه‌ هه‌لی‌ هه‌ڵبژاردنی فه‌رامانڕه‌واكه‌ت له‌وه‌ی كه‌ به‌سه‌رتدا ده‌سه‌پێنرێت، هه‌نگاوێك له‌پێشتره‌. له‌وه‌ش زیاتر، لێره‌دا بۆ ئه‌وانه‌ی  بواری هه‌ڵبژاردنی فه‌رمانڕه‌وایه‌كیان هه‌بێت، لۆجیك‌ ئه‌وه‌ به‌رچاوده‌گرێت ،  كه‌ به‌ بێ بوونی ئه‌و یه‌كه‌شیان بتوانیت، بژیت.‌

 

به‌هه‌رحال، كاتێك ئاوا ڕاده‌گه‌یه‌نرێت، كه‌ له‌ ده‌وڵه‌تێكی دیمۆكرسیدا، خه‌ڵكی  سه‌روه‌ره‌، له‌ ڕاستیدا ئه‌مه‌ ئاوا نییه‌ و نه‌یار ده‌بێت به‌ ده‌سه‌ڵاتی و كۆنترۆڵی كاروبار و فەرمانی خۆی ده‌داته‌ ده‌ستی كه‌مینه‌یه‌كی كه‌م. بەواتایه‌كی دیکە ئازادی، تەنیا ده‌بێته‌ یا ده‌هێنرێته‌ ئاستی ئه‌گه‌ری “هه‌ڵبژاردنی فه‌رمانڕه‌واكان”. هه‌موو 4 ساڵ یا  5 ساڵێك هه‌ر كه‌س ده‌سه‌ڵاتی پێبدرێت ” له‌ دانانی یاسادا له‌ هه‌ر بوارێكدا،بڕیاره‌كانی ده‌بنه‌ یاسا” [Kropotkin, Words of a Rebel, p. 122 and p. 123]

له‌ چه‌ند وشه‌یه‌كی دیکەدا، دەنگ بۆ نوێنه‌رایه‌تی دیمۆكراسی‌ ” ئازادی و سه‌ربه‌ستی ” نییه‌ ، هه‌روه‌ها ” خۆبەڕێوەبردن و خۆخۆفەرمانڕەوایی”ش نییه. ئه‌وه‌ی كه‌ ڕووده‌دات، سه‌باره‌ت به‌ ده‌سه‌ڵاتدانە‌ به‌ کەسانێكی كه‌م، كه‌ له‌ دواییدا به‌ناوی تۆوه‌ به‌خراپی فه‌رمانڕه‌وایی ده‌كه‌ن. ناوهێنانی ئه‌وه‌ به‌ هه‌ر شتێكی دیکە، شتێكی بێواتایه‌. كه‌واته‌ كاتێك كه‌ ڕامیاره‌‌كان هه‌ڵده‌بژێردرێن، تاكو به‌ناوی ئێمەوە‌ فه‌رمانڕه‌وایی بكه‌ن، به‌هیچ شێوه‌یه‌ك ئه‌وه‌ ناگه‌یه‌نێت، كه‌ ئه‌وان نوێنه‌رایه‌تی کەسانێك‌ ده‌كه‌ن، كه‌ ده‌نگیان بۆ داون، هه‌روه‌كو جار لە دوای جار ده‌ركه‌وتووه‌  “نوێنه‌رایه‌تی‌”یەكانی  فەرمانڕەوایەتییەکان (حكومه‌ته‌كان) به‌خۆشییه‌وه‌ ده‌توانن ده‌نگی زۆرینه‌ فه‌رامۆشبكه‌ن، هه‌ر له‌ هه‌مان كاتیشدا به‌ شان و باڵی”دیمۆكراسی “دا هەڵدەدە‌ن ، ئالێره‌دا ده‌بینین كه‌‌ پرۆسه‌ی ده‌نگدان چه‌ند به‌خراپ به‌كارده‌هێنرێت،  (لێره‌دا پارتی نوێی كرێكارانی بریتانیا له‌كاتی داگیركردنی عیراقدا باشترین نمووونه‌یه‌). هه‌ڵبژاردنی ڕامیاره‌كان بۆ ماوه‌ی 4 ساڵ، یا 5 ساڵ، مافی ئه‌وه‌یان ده‌داتێ، ئه‌وه‌ی كه‌ ده‌یانه‌وێت بیكه‌ن، ده‌توانن بیكه‌ن، لێره‌دا ئه‌وه‌ ئاشكرا ده‌بێت، كه‌ ئه‌و كۆنترۆڵه‌ جه‌ماوه‌رییه‌ له‌ ڕێگەی كارتی ده‌نگدانه‌وه‌ له‌ سندووقه‌كانی هه‌ڵبژاردندا زۆر گرانه‌ كه‌ كاریگه‌ربێت، یا هه‌تا واتایەكیشی هه‌بێت.‌

له‌ ڕاستیدا ئه‌م “دیمۆكراسییه‌‌” هه‌میشه واتە هەڵبژاردنی ڕامیاره‌‌كان، ئه‌وانه‌ی كه‌ له‌ ئۆپۆزیسیۆن بووندا شتێك ده‌ڵین و له‌ کارگێریی (فەرمانڕەوایی)دا پێچه‌وانه‌كه‌ی پیادەده‌كه‌ن. ڕامیاره‌كان له‌ باشترین باردا، له‌ كاتێكدا كه‌ بۆیان ده‌ستده‌دا‌، مانیفێستی هه‌ڵبژاردنه‌كه‌یان فه‌رامۆشده‌كه‌ن و له‌ خراپترین باریشدا پێچه‌وانه‌كه‌یمان پێده‌ناسێنن. ئه‌مه‌ جۆرێكه‌ له‌ “دیمۆكراسی ” كه‌ له‌ سایه‌یدا به‌ سه‌ده‌ها هه‌زار کەس ده‌توانێت ناڕه‌زایی دژی ڕامیارییه‌كان ده‌رببڕن، به‌ڵام تەنیا ئه‌وه‌ ده‌بینن، كه‌ چۆن ” نوێنه‌ره‌كانیان” له‌ فەرمانڕەوایەتیدا، به‌ئاسانی فه‌رامۆشیانده‌كەن ( هاوكاتیش ده‌بینن كه‌ چۆن نوێنه‌ره‌كانیان خۆیان ده‌چه‌مێننه‌وه‌ و دڵنیایی ده‌سه‌ڵات و قازانجی كۆمپانیا گه‌وره‌كان، ده‌كه‌نه‌وه‌ ،كه‌ ماندووانه‌ دروشمه‌كانیان و بانگه‌وازه‌كانیان بۆ ده‌نگده‌رانیان ئەوەن،‌ كه‌ پێویسته‌ چۆن سكیان بجه‌ڕێنن). له‌ باشترین باردا ده‌توانرێت ئه‌وه‌ بوترێت فەرمانڕيەوایەتییە (حكومه‌ته)‌ دیمۆكراسییه‌كان مه‌یلی سه‌ركوتكردنیان كه‌متره‌ تاكو ئه‌وانی دیكه‌یان ، به‌ڵام ئه‌مه‌ش ئه‌وه‌ی به‌دوادا نایه‌ت كه‌ ئازادی له‌به‌رچاو بگرن.

نێوەندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت واتە دڵنیابوونه‌وه‌ له‌ بارودۆخێك كه‌ ئازادی، سه‌ربه‌ستی، له‌ ته‌سكبوونه‌وه‌دا بێت.

هه‌موو فۆرمه‌ قوچكه‌ییەکان (هیرارشییەکان)، هه‌تا ئه‌وانه‌ش كه‌ خه‌ڵكه‌كانی سه‌روه‌ش به‌ هه‌ڵبژاردن شوێنیان گرتوه‌، ده‌سه‌ڵات و نێوەندگه‌رییان تیادا ده‌بینرێت. ده‌سه‌ڵات له‌ نێوەند ( یاخوود له‌ سه‌ره‌وه‌) چڕبووه‌ته‌وه‌ ، خوودی ئه‌مه‌ش كۆمه‌ڵگه‌یه‌ك به‌رهه‌م ده‌هێنێت، كه‌ ” گروپێك له‌سه‌ر گروپێكی تر ڕاوه‌ستاوه‌ و به‌خۆشییه‌وه‌ ده‌ژێت، بەبێ ئه‌وه‌ی چاودێری و لێپرسینه‌وه‌ی لێبكرێت و  له‌ خه‌ڵكانی پله‌كانی خواره‌وەش‌ به‌ده‌رن ” [P. J. Proudhon, quoted by Martin Buber, Paths in Utopia, p. 29]

هه‌ڵبژێراوان، ئه‌وانه‌ی له‌ پله‌ی باڵادان، ده‌توانن ئه‌وه‌ بكه‌ن، كه‌ پێیانخۆشه،‌ هه‌ر وه‌كو له‌ هه‌موو بیرۆكراسییەكدا زۆربه‌ی بڕیاره‌ گرنگه‌كان له‌لایه‌ن ئه‌وانه‌ی كه‌ هه‌ڵنه‌بژێرراون، ده‌درێن . ئه‌مه‌ش ئه‌و ده‌گه‌یه‌نێت ده‌وڵه‌تی دیمۆكراسی پێچه‌وانه‌ی ئه‌وه‌یه‌، كه‌ هه‌یه‌:

” له‌ ده‌وڵه‌تێكی دیمۆكراسیدا هه‌ڵبژاردنی فه‌رمانڕه‌وایان له‌لایه‌ن ئه‌وه‌ی كه‌ پێیده‌ڵێن زۆرینه‌ی ده‌نگ، فێڵ و هه‌ڵخه‌ڵه‌تاندێكه‌ كه‌ یارمه‌تی تاكه‌كان ده‌دات، تا‌ بڕوا بەوە بكه‌ن كه‌ كۆنترۆڵی بارودۆخه‌كه‌ ده‌كه‌ن. ئه‌وان خه‌ڵكانێك هه‌ڵده‌بژێرن، كه‌ ئەرکەكانیان بۆ جێبەجێبکەن، هه‌روه‌ها مسۆگەریی ئه‌وه‌ش نییه‌، كه‌ ئه‌وانه‌ی ئه‌مان (دەنگدەران) ده‌یانه‌وێن، جێبەجێبکرێن. ئه‌وان ده‌سه‌ڵاتی خۆیان ده‌ده‌نه‌ کەسانی هه‌ڵبژێراو، مافی ئه‌وه‌یان ده‌ده‌نێ، كه‌ ئاره‌زووه‌كانی خۆیان نه‌ك هی ده‌نگده‌ران له‌ژێر هێزی هه‌ڕه‌شه‌دا بچه‌سپێنن. هه‌ڵبژاردنی تاكه‌كان بۆ په‌ڕله‌مان وه‌كو ئه‌وه‌ وایه‌، كه‌ هەڵبژێرێكی كه‌می سه‌ركووتكه‌ره‌كه‌تت بدرێتێ.  په‌ڕله‌مانتا‌ری دیمۆكراسی له‌ كڕۆكدا فه‌رمانڕه‌وایه‌كی ئۆلیگاركییه‌، كه‌ له‌ سایه‌یدا جه‌ماوه‌ر بڕواپێده‌هێنرێت، كه‌ ته‌واوی ده‌سه‌ڵاتی خۆیان بده‌ن به‌ ئه‌ندامانی په‌ڕله‌مان، تاکو‌ ئه‌وه‌ بكات، كه‌ خۆیان (ئه‌ندامانی په‌ڕله‌مان) به‌باشی ده‌زانن” [Harold Barclay, Op. Cit., pp. 46-7]

سروشتی نێوەندگه‌رایی، ده‌سه‌ڵاتدانه‌ به‌ كه‌مایه‌تی‌، نوێنه‌رایه‌تی دیمۆكراسی بناخە‌كه‌ی له‌سه‌ر ده‌سه‌ڵاتی ئه‌م نوێنه‌رانه‌یه‌‌تییه، كه‌ ده‌نگده‌ران، ده‌یخولقێنن و کەسانی دیکە بۆ فه‌رمانڕه‌اواکردنی خۆیان هه‌ڵده‌بژێرن.‌ ئه‌مه‌ش یارمه‌تی هیچ شتێك نادات، بێجگه‌ له‌ هێنانه‌كایه‌ی باروودۆخێك، كه‌ سه‌ربه‌ستی تیایدا له‌ مه‌ترسییدا ده‌بێت … ده‌نگدانی گشتی ” ڕێگر نابێت له‌ پێكهێنانی لیژنه‌یه‌ك له‌ ڕامیاره‌‌كان، بەرتەریداره‌كان، كه‌ له‌ ڕاستیدا ئه‌مه‌ له‌ یاسادا نییه،‌ كه‌چی ئه‌م لیژنه‌یه به‌ته‌واوی خۆیان بۆ بەڕێوەبەرایەتی‌ی كاروباره‌كانی گه‌ل ته‌رخانده‌كه‌ن ، كۆتاییش ده‌بێته‌‌‌ جۆرێك له‌ ئه‌رستۆكراتی ڕامیاریی یاخوود ئۆلیگاركی ” [Bakunin, The Political Philosophy of Bakunin, p. 240]

كه‌واته‌ ئه‌مه‌ش جێگای سه‌رسوڕمان نابێت، به‌وه‌ی كه‌ ” ده‌وڵه‌تێك بخولقێنێت، ده‌سه‌ڵات له‌ فۆرمی دەزگەیەکدا یاسایی بكات، كه‌ له‌ خه‌ڵكی جیابێت، تاكو ڕۆڵ و یاساكان له‌ خولقاندنی به‌رژه‌وه‌ندی جیا جیا بۆ‌ بڕیاردانی ڕامیارییه‌كان له‌ شێوه‌یه‌كی پرۆفێشنا‌ڵیدا ڕێكبخات، بۆ ئه‌مه‌ کەسانێك له‌وانه‌‌ پێویستن ( له‌‌‌ بیرۆكراتییه‌كان، له‌ نوێنەرایەتی به‌رپرسیاره‌كان، كۆمیسا‌ره‌كان، یاسادانه‌ره‌كان، لەتەك سوپا، پۆلیس و له‌م چه‌شنانه‌ن )،‌ كه‌ ئه‌و دەزگەیەی سه‌ره‌وه بن، ‌گه‌رچی ئه‌مه‌‌ له‌ سه‌ره‌تادا ڕه‌نگه‌ لاوازبێت یاخوود چه‌ندێك به‌ نییەتی باشه‌وه بێت‌، سه‌رئه‌نجام ده‌سه‌ڵاتی گه‌نده‌ڵی خۆی ده‌چه‌سپێنێت”. [Murray Bookchin, “The Ecological Crisis, Socialism, and the need to remake society,” pp. 1-10, Society and Nature, vol. 2, no. 3, p. 7]

كاتێك كه‌ له‌ نێوەندگه‌راییدا بڕیاره‌ ڕامیارییه‌كان ده‌درێنه‌ ده‌ستی ڕامیاره‌‌ پرۆفیشناڵه‌كان، بەڵام لەبەرئەوەی كه‌ له‌ شوێنێكی دیكه‌ نیشته‌جێن، دیمۆكراسی بێواتا، ده‌مێنێته‌وه‌. به‌هۆی نه‌بوونی ئۆتۆنۆمی خۆجێییه‌وه‌، لە فۆرمێكی (پێکهاتەیەکی) ڕامیارییدا کەسەکان له‌ یه‌كتری دادەبڕێن و بێبه‌شده‌بن،‌‌ تاكو لەو ڕێگەیەوە ڕامیارە پیشەییەکان بتوانن بۆ لێدوان و مشتومڕكردن و بڕیاردان له‌نێوان خۆیاندا له‌سه‌ر كێشه‌كان و له‌به‌رچاوگرتنی گرنگییان گردببنه‌وه‌ و‌ بەیەكەوە بن. ‌هه‌ڵبژاردنه‌كان له‌سه‌ر بناخە‌ی سروشتیانه‌، نانێوەندگه‌رایی گروپه‌كان، نین‌، هه‌ر له‌به‌رئه‌وه‌ش وه‌ستاندنی ئەم هەڵبژاردنە‌، ده‌بێته‌ پرسێك. ئالێرەدا تاك  تەنیا “ده‌نگێكی” دیکەیە‌ له‌نێو جەماوەره‌كه‌دا ” ده‌نگده‌رێكی ڕامیارییه‌ و شتێكی زیاتر نییه. به‌ڕێنه‌كردن و په‌یڕه‌ونه‌كردنی ئۆتۆنۆمی و پێداگرتن لەسەر هەڵبژاردنی هاوچەرخ و بناخە‌ی ده‌ستووری هه‌ڵبژاردنی هەنووكەیی ” ئامانجی ئه‌مه‌ له‌ ئامانجی هه‌ڵوه‌شاندنه‌وه‌ی ژیانی ڕامیاریانه‌ی نێوشار ، ژیانی كۆمۆنه‌یی ( پیكه‌وه‌ژیان) و به‌شه‌كانی دیکە كه‌متر نییه‌، ئه‌مه‌ش ڕێگه‌یه‌كه‌ بۆ‌ وێرانكردنی هه‌ر هه‌موو شاره‌وانییه‌كان و ئۆتۆنۆمی ناوچه‌كان، بۆ ڕێگه‌گرتن له‌ پێشه‌وه‌چوونی ده‌نگدانی گشتی” [Proudhon, quoted by Martin Buber, Op. Cit., p. 29] ‌

گه‌رچی هاووڵاتییان  به‌هۆی ئه‌و ستراكتورانه‌ی كه له‌ سه‌ره‌وه‌ ڕاگه‌یه‌ندراون،‌ ڕێگەیان پێدەدرێت له‌ ئاوه‌ڵاكردنه‌وه‌ی خۆیاندا (ده‌ربڕینی ڕا و ویستیان-و.ک)، كه‌چی له‌بری ئه‌و ڕاده‌ربڕین و خۆکردنه‌وه‌یه‌ ،‌ ده‌سه‌ڵاتیان لێده‌سێنرێته‌وه‌، به‌ڵام گه‌ر له‌ نێوەندگه‌رایی ده‌وڵه‌تدا بگه‌ڕێینه‌وه‌ سەر برۆدۆن، ئه‌و ده‌ڵێت  “هاووڵاتیان  له‌ شاردا ، له‌ ناوچه‌دا، له‌ دیپارتمێنته‌كاندا، كه‌ له‌لایه‌ن ده‌سه‌ڵاتی نێوەندییه‌وه‌ ده‌ستیبه‌سه‌رداگیراوه‌، هاووڵاتیان خۆیان له‌ سه‌روه‌رێتییان لاده‌ده‌ن و بێبه‌شده‌كه‌ن، ئیدی ئه‌و شوێنانه‌ش شتێك نین، بێجگه‌ له‌ نووسینگه‌لێك نه‌بێت له‌ژێر ده‌سه‌ڵاتی ڕاسته‌وخۆی شالیاره‌كاندا” برۆدۆن به‌رده‌وام له‌سه‌ر قسه‌كانی ده‌بێت و ده‌ڵێت:

“سه‌رئه‌نجامیش هاووڵاتیان، خۆیان هه‌ر به‌زوویی هه‌ستیپێده‌كه‌ن : هاووڵاتیان و شار له‌ هه‌موو ڕێزێك، بێبەشدەكرێن، ڕاووڕوتی‌ ده‌وڵه‌ت زۆر زیادده‌كات، هه‌روه‌ها باری سەرشانی باجده‌ریش قورسترده‌بێت و ده‌گۆڕدرێت، ئیدی ئه‌وه‌ نییه‌ كه‌ فەرمانڕيوایەتی (حكومه‌ت) بۆ خه‌ڵكی دروستكراوه‌ ( واته‌ بۆ پاراستنی به‌رژه‌وندییه‌كانی –و.ک) به‌ڵكو ئەوە خه‌ڵكییه‌، كه‌ بۆ فەرمانڕيوایەتی (حكومه‌ت) دروستكراوه‌. ده‌سه‌ڵات هه‌موو شتێك داگیرده‌كات، هه‌موو شتێك پاوانده‌كات، ده‌ست به‌سه‌ر هه‌موو شتێكدا ده‌گرێت” [The Principle of Federation, p. 59]‌

کەسانێك كه‌ به‌ئاڕاسته‌ (وایانلێکراوه‌ ) فه‌رامۆشكراو‌ن یا گۆشه‌گیر بوون، هیچ هه‌ڕه‌شه‌یه‌ك بۆ سه‌ر ده‌سه‌ڵاته‌كان دروستناكه‌ن. پرۆسه‌ی كه‌نارخستن ده‌توانرێت له‌ مێژووی ئه‌مه‌ریكادا ببینرێت، بۆ نموونه: لیژنه‌‌ هه‌ڵبژێرراوه‌كان جێگەی  كۆبوونه‌وه‌كانی شاریان گرتۆته‌وه و هاووڵاتیانیش نادەربەستكراون و تەنیا ڕۆڵی ته‌ماشاكه‌رانێك ده‌بینن، كه‌ بێجگە‌ له‌ “ده‌نگده‌ر” زیاتر نابن ( تكایه‌ به‌شی داهاتوو ببینه‌).  بچوككردنه‌وه‌ی هاووڵاتیان بۆ ده‌نگده‌رێك، به سەختی ده‌بێته‌ نموونەیه‌كی ئایدیال له‌‌ ” ئازادی”، ئه‌مه‌ش له‌كاتێكدایه‌ هه‌موو ئه‌و گوتارە‌ ورەییانه‌ی، كه‌ ڕامیاره‌كان ده‌رباره‌ی ڕاستی و بەڵگەی ” كۆمه‌ڵگه‌ی ئازاد” و ” جیهانێكی ئازاد” دەیانهێننەوە … هەروه‌كو ئه‌وه‌ی ده‌نگدانی هه‌موو 4 ساڵ یاخود 5 ساڵێك به‌ ” ئازادی” بوون یا هه‌تا به‌ ” دیمۆكراسی” بژمێررێت.

به‌گشتی فه‌رامۆشكردن و كه‌نارخستنی خه‌ڵكی، كلیلی میكانیزمی كۆنترۆڵكردنه‌ له‌لایەن ده‌وڵه‌ت و ده‌سه‌ڵاتێكی ڕێكخراوه‌وه. گه‌ر كۆمۆنیتی ئه‌وروپی، به‌ نموونه‌ بهێنینه‌وه, ده‌بینین ” میكانیزمی بڕیار‌ده‌ره‌كان له‌نێو ده‌وڵه‌ته‌ ئه‌وروپییه‌كاندا، ده‌سه‌ڵات له‌ ده‌ستی خه‌ڵكه‌ فه‌رمییه‌كه‌ی وه‌كو (شالیاری ناوخۆ، پۆلیسی كاروباری كۆچه‌ران و سه‌ر سنوور، باج و خزمه‌تگوزاری ئاسایش ) به‌جێده‌هێڵن و‌ له‌ ڕێگەی ژماره‌یه‌كی زۆر گروپی كاركردنه‌وه‌‌، كاری له‌سه‌ر ده‌كرێت. فه‌رمانبه‌ره‌‌ پله‌داره‌ فه‌رمییه‌كان …. ڕۆڵێكی سه‌ره‌كی و باڵا ده‌بینن له‌ دڵنیابوونه‌وه‌ له‌سه‌ر ڕێكه‌وتنه‌كان له‌نێوان ده‌وڵه‌ته‌ فه‌رمیییه‌ جیاوازه‌كاندا‌. كۆبوونه‌وه‌ لو‌تكه‌ییه‌كانی كۆمۆنیتی ئه‌وروپی كه له‌ 12 سه‌ره‌كشالیاران پێكهاتووه‌‌، لە ڕاستیدا هەموو شتێكیان بۆ ئامادە كراوە و پێشتر له‌سه‌ر بڕیاره‌كان پێكهاتن كراوه‌، تەنها مۆركردنێكی ئەوانی پێویستە، چونكە سه‌رئه‌نجامی ئەو كارانە له لایه‌ن شالیاری نێوخۆ و شالیاری داد و ڕه‌واوه،‌ ڕێككه‌وتنی له‌سه‌ر كراوه‌. پاش ئه‌وه‌ی كه‌‌ ئه‌مانه‌ ڕووده‌ده‌ن و تەنیا پاش ئه‌و كاته، له‌ پرۆسه‌ی دەزگا‌كانی خودی فەرمانڕيوایەتی (حكومه‌ت)دا، په‌ڕله‌ماندا خه‌ڵكی لێ ئاگا‌دار ده‌كرێت ( ئه‌ویش زۆر به‌ درێژی نا).” [Tony Bunyon, Statewatching the New Europe, p. 39]

به‌هاتنی فشاری ئابووریی‌ له‌لایه‌ن ده‌سته‌بژێره‌كانه‌وه‌، فەرمانڕەوایەتی (حكومەت)یش له‌ خوودی ده‌وڵه‌ته‌وه ‌ڕووبه‌ڕووی فشار ده‌بێته‌وه‌. ئه‌مه‌ش بە‌هۆی ئه‌و بیرۆكراسییه‌وەیه‌، كە لەنێو خودی نێوەندگەراییەوە‌ (Centralism ) دێت.‌ له‌نێوان ده‌وڵه‌ت و فەرمانڕەوایەتی (حكومه‌ت)دا، جیاوازی هه‌یه‌، ده‌وڵه‌ت پێکهاتەیەكی هەمیشەیی پێكهاتوو‌ له‌ ده‌زگە و دامه‌زراوه‌كانه،‌ كه‌ ده‌سه‌ڵاتێكی بناخە‌یی و به‌رژه‌وه‌ندخوازانه‌ی هه‌یه‌، به‌ڵام فەرمانڕەوایەتی (حكومه‌ت) له‌ ڕامیاره‌‌ جیاوازه‌كان پێكهاتووه‌. ئه‌وه‌ ده‌زگاەكانن‌ ( ده‌زگاە فه‌رمییه‌كانی وه‌كو بانک و ئه‌وانی دیکە) كه‌ به‌هۆی هەمیشەییببوونیانەوە، ‌‌‌ده‌سه‌ڵاتی خۆیان له‌ ده‌وڵه‌تدا ده‌بیننه‌وه‌، نه‌ك نوێنه‌ره‌كان‌ كه‌ دێن و ده‌ڕۆن. هه‌ر وه‌كو Clive په‌نجه‌ی بۆ ڕاكێشاوه‌ ( كه‌ خۆی پێشتر له‌و ده‌زگایانه‌دا كاریكرده‌وه‌) “ئەركی سیسته‌م‌ێكی ڕامیاریی له‌ هه‌ر وڵاتێكدا سه‌باره‌ت به‌ بنەمای ئابووریی مه‌وجوود لەتەك به‌ستنه‌وه‌ی په‌یوه‌ندیه‌كانی ده‌سه‌ڵات، له‌ كۆنترۆڵكردن و یاساییكردن و ڕیفۆرمدا، خۆی ده‌بینێته‌وه‌، ‌به‌ڵام نه‌ك ڕیفۆرمی ڕادیكاڵ‌. گه‌وه‌ره‌ترین خۆشباوەڕیی ڕامیاریانه‌ ئه‌وه‌یه،‌ كه وابزانرێت‌ ڕامیاره‌‌كان توانای ئه‌وه‌یان هه‌یه،‌ كه‌ هه‌رچی گۆڕانێكیان بوێت بیكه‌ن” [quoted in Alternatives, no.5, p. 19]

هه‌ر ئه‌وه‌نده‌ی خه‌ڵكی فه‌رامۆشبكرێت و په‌راوێزبخرێت، ده‌وڵه‌ت به‌دوایدا نوێنه‌ره‌كانی “شمان” فه‌رامۆش و كه‌نارگیرده‌كات. هه‌روه‌كو چۆن ده‌سه‌ڵات لەلای ئه‌و لیژنه‌یه‌ی كه‌ هه‌ڵبژێرراوه‌، نییه‌ و له‌لای‌ ده‌سته‌یه‌كی بیرۆكراسییه‌‌، ئیدی كۆنترۆڵكردنی جه‌ماوه‌ریانه بۆ ده‌وڵه‌ت‌، بێواتا ده‌مێنێته‌وه‌، وه‌كو باکونین په‌نجه‌ی بۆ ڕاكێشاوه‌ ” ئازادی، سه‌ربه‌ستی ئه‌و كاته‌ ده‌بێت، كاتێك … كه‌ كۆنترۆڵی (جه‌ماوه‌ر) بۆ (ده‌وڵه‌ت) ده‌بێت، به‌پێچه‌وانه‌وه‌ له‌ كاتێكدا ئه‌م جۆره‌ كۆنترۆڵه‌ بوونی نییه، هه‌ر به‌و شێوه‌یه ئازادییەکانی خه‌ڵكیش ‌ده‌بێته‌ ناڕاستی ” [Op. Cit., p. 212].

 

نێوەندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت ئه‌وه‌ دەسەلمێنێت، كه‌ كۆنترۆڵی جه‌ماوه‌ریی، بێواتایه‌.

به‌م شێوه‌یه‌ نێوەندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت ده‌بێته‌ سه‌رچاوه‌یه‌كی پەیگیری (جددی) مه‌ترسیدار له‌سه‌ر ئازادی و خۆشگوزه‌رانی زۆربه‌ی ئه‌و كەسانە‌ی كه‌ له‌ سایه‌یدان.  له‌م باره‌یه‌شەوە باکونین بەرپەرچی “كۆمارییە بورجوازییەكانی” داوەتەوە و وتویەتی‌ ” تا ئێستاش ئێوه‌ ئه‌و ڕاستییه‌‌ ئاساییه‌ به‌دیناكه‌ن، كه‌ له‌ هه‌موو كاتێك و هه‌موو زه‌مینێكدا له‌لایه‌ن ئه‌و ئه‌زموونانه‌وه‌، خراوه‌ته‌ پێشچاو و نیشانیداوه،‌ كه‌ هه‌ر یه‌كێ له‌و ده‌سه‌ڵاتانه‌ی كه‌ لە سەرەوە ڕێكخراوه ‌و ڕاوه‌ستاوه‌، له‌ سه‌ره‌وه‌ی خه‌ڵكییه‌‌وه‌ن و به‌پێویستبوون‌‌ سه‌ربه‌ستیان بۆ خه‌ڵكی نەهێشتووە‌ته‌وه‌‌. ئه‌و ده‌وڵه‌ته‌ ڕامیارییه‌ هیچ ئامانجێكی دیكه‌ی نییه‌، بێجگە‌ له‌ ‌پاراستن و به‌رده‌وامدان به‌ چه‌وساندنه‌وه‌ی كاری پڕۆلیتاریا له‌لایه‌ن چینێكی پاوانخوازی ئابوورییه‌وه‌ نه‌بێت، كه‌ له‌سه‌ر ده‌وڵه‌ت دژی سه‌ربه‌ستی خه‌ڵكی، لە ئارادایە” [Bakunin on Anarchism, p. 416]

هه‌ر له‌به‌رئە‌وه جێی سه‌رسوڕمان نییه‌، كه‌ ده‌بینرێت‌ “هه‌ر بەرەوپێشه‌وه‌چوونێك‌ كه‌ بووه‌ …. سه‌باره‌ت به‌ كێشه‌ی جیا جیا،‌ بۆ خه‌ڵك كرابێت، له‌وانه‌ ئه‌گه‌ر مافی مرۆڤ به‌ده‌ستهێنرابێت، ئه‌مانه‌ له ڕێگەی‌ هێمنی و لەسەرخۆیی كۆنگرێس و ئاقڵبوونی سه‌رۆكه‌وه‌ یاخوود له‌ ڕێگەی بڕیار و فرمانی دادگای باڵاوه، به‌ده‌ستنه‌هێنراوه‌.  هه‌رچی پێشكه‌وتنێك ( پڕۆگرێس) كه‌ ڕویدابێت ….‌ به‌هۆی چالاكییه‌كانی خه‌ڵكه‌ ئاساییه‌كه‌وه‌، هاووڵاتیانه‌وه‌، ڕوویداوە، بێگومان له‌ ڕێگەی بزووتنەوەی كۆمەڵایەتییه‌وه بووه‌،  نه‌ك له‌ ڕێگەی ده‌ستووره‌وه‌ . ” ئه‌و جۆره‌ دۆكۆمێنتانه‌ی كه‌ ئه‌وانه‌ ده‌سه‌لمێنن، به‌خۆشییه‌وه‌ له‌لایه‌ن فه‌رمانبه‌رانی فه‌رمی ده‌وڵه‌ته‌وه‌ فه‌رامۆشده‌كرێن، چونكه‌ بۆ ئەوان ئاوا باشه‌. نموونه‌یه‌كی ئاشكرا چوارده‌هه‌مین ده‌ستكاریكردنی ده‌ستووری ئه‌مه‌ریكییه‌، كه‌ هیچ واتایه‌كی نەبوو‌ هه‌تا ئه‌و كاته‌ی‌ كه‌ خه‌ڵكانی ڕه‌شپێست له‌ ساڵانی 1950 و 1960 كاندا له‌ بزووتنەوەیه‌كی جه‌ماوه‌رییدا له‌ خوارووی ئه‌و وڵاته‌دا ڕاپه‌ڕین …. هه‌رچی وشه‌یه‌ك له‌و ده‌ستتووردا هه‌یه‌، ئه‌وان دایاننا، به‌و شێوه‌یه‌ چوارده‌هه‌مین ده‌ستكاری ئه‌م ده‌ستووره‌ بۆ یه‌كه‌م جار  واتابه‌خش بوو” [Howard Zinn, Failure to Quit, p. 69 and p. 73]

 هه‌ڵبه‌ته‌ ئه‌مه‌ش ئه‌وه‌ ناگه‌یه‌نێت ” كاتێك كه‌ تۆ مافی ده‌ستوورییت هه‌بوو، ئیتر تۆ بە‌كرده‌وه‌ ئه‌و مافانه‌ت هه‌ن‌. پرسیاره‌كه‌ ئه‌مه‌یه‌: كێ ده‌سه‌ڵاتی ئا له‌و شوێنه‌دا‌ له‌و ده‌قه‌یه‌دا، له‌ده‌ستدایه؟ پۆلیس له‌سه‌ر شه‌قامه‌كان، به‌ڕێوه‌به‌ر له‌ قوتابخانه‌دا، خاوه‌نكار له‌سه‌ر كار. سه‌ره‌ڕای ئه‌مه‌ش به‌ ده‌ستوور كاركردن، به‌شه‌ تایبه‌تیییه‌كان، ناگرێته‌وه‌، به‌واتایه‌كی دیکە ده‌ستوور زۆر له‌ ڕاستییه‌كان ناگرێته‌وه‌. كه‌واته‌ یاساكانی ده‌وڵه‌ت سوور نیین یا پەیگیرانە له‌سه‌ر سه‌ربه‌ستییه‌كانمان، پێداناگرن، به‌ڵكو “‌سه‌رچاوه‌ و لابه‌لا‌كردنه‌وه‌ی گیروگرفتی مافه‌ سڤیلییه‌كانمان له‌ كات و ساتی هه‌موو ڕۆژێكدایه‌ ‌…. سه‌ربه‌ستیییه‌ ڕاستەقینه‌كانمان له‌لایه‌ن ده‌ستووره‌وه‌ یاخوود دادگەوه‌ بڕوایان پێناهێنرێت، متمانەیان پێناكرێت، به‌ڵكو به‌و ده‌سه‌ڵاته‌ی كه‌ پۆلیس له‌ شه‌قامه‌كاندا بەسەر ئێمەوە هه‌یه‌تی و دادوه‌ره‌ لۆكاڵییه‌كانیش له‌ پشتییه‌وه‌ن. هه‌روه‌ها به‌ ده‌سه‌ڵاتی خاوه‌نكار‌،.. گەر ئێمە هەژار بین له‌لایه‌ن ده‌سه‌ڵاتی دەزگە بیرۆكراسییه‌كانی بیمه‌ و به‌هاكانی دیکەی ژیانه‌وه‌یه‌‌،…. له‌لایه‌ن خاوه‌ن زه‌وی و موڵكه‌كانه‌وه‌یه‌، گه‌ر ئێمه‌ كرێچیبین. ئەمانە دەسەڵاتەكانن. “ئه‌م ئازادی و دادوه‌رییه‌” له‌لایه‌ن ده‌سه‌ڵات و پاره‌وه بڕیارده‌درێت “نه‌ك له‌لایه‌ن یاساكانه‌وه‌. ئه‌مه‌ش په‌نجه‌ بۆ‌ گرنگیی به‌شداری جه‌ماوه‌ریی‌ ڕاده‌كێشێت، بۆ ئه‌وانه‌ی كه‌ هه‌وڵیانه‌” بۆ خولقاندنی ده‌سه‌ڵاتێك دژ به‌ پۆلیس كه‌ کەلەبچە و كوته‌ك و چه‌كیان پێیه‌ . ئه‌مه‌ش كڕۆكی بزووتنەوەكان نیشانده‌دات،  كه‌ چی ده‌كه‌ن: دژه‌ده‌سه‌ڵاتێك ده‌خولقێنن، كه‌ دژه به‌ ده‌سه‌ڵاتێك كه‌ زۆر زۆ‌ر گرنگترە له‌وه‌ی كه‌ له‌ ده‌ستووره‌كه‌دا یا له‌ یاساكاندا ، نوسراوه‌ته‌وه‌”. [Zinn, Op. Cit., pp. 84-5, pp. 54-5 and p. 79]

نێوەندگه‌رایی حه‌زی به‌م جۆره‌ به‌شداریكردنه‌ی جەماوەر‌ نییه‌ و لەنێویدەبات. له‌ سایەی نێوەندگه‌راییدا به‌ ته‌نگه‌وه‌هاتنی كۆمەڵایەتیانه ‌و ده‌سه‌ڵات له‌ هاووڵاتیییه‌ ئاساییه‌كان ده‌سێنرێته‌وه‌ و له‌ ده‌ستی كه‌مینەیەكی ‌كه‌مدا چڕیده‌كاته‌وه‌. سه‌رئه‌نجام‌ سه‌ربه‌ستییه‌كان له‌ هه‌ر مسۆگەرییەكی فه‌رمیدا بن، كاتێك كه‌ خه‌ڵكی ده‌یانه‌وێت به‌كاریانبهێنن، بە كرده‌وه و و كاریگەرانە فەرامۆشدەكرێن، ئه‌مه‌ش هه‌ر كات ده‌سه‌ڵات بیه‌وێت بڕیار لەسەر فەرامۆشكردنیان بدات، ده‌توانێت بیكات. له‌ دواجاردا كه‌ تاكه‌ ته‌ریكه‌كان ڕووبه‌ڕووی هێزی ده‌زگا‌كانی ده‌وڵه‌تی نێوەندگه‌رایی، ده‌بنه‌وه، له‌ پێگه‌یه‌كی لاوازدا ده‌بن. ئه‌وه‌ش ئه‌و ڕێگەیه‌یه،‌ كه‌ ده‌وڵه‌ت بۆ به‌ كه‌مگرتنی ئه‌م جۆره‌ بزووتنەوە جه‌ماوه‌رییانه‌ و ڕێێكخراوه‌كان ده‌یگرێته‌به‌ر ( كه‌ له‌م باره‌دا ده‌وڵه‌ت به‌ره‌و پێشێلكردنی یاساكانی خۆی ده‌ڕوات) .

لای ئەناركیسته‌كان ده‌بێت ئه‌وه  ئاشكرابێت، كه‌ نێوەندگه‌رایی تەنیا مه‌به‌ست له‌ ده‌ڤه‌رێكی نێوەندگه‌رایی ده‌سه‌ڵات له‌ شوێنێكی دیاریكراوی نێوەندگه‌راییدا نییه ‌( وه‌كو ئه‌وه‌ی كه‌ له‌ ده‌وڵه‌تێكی نه‌ته‌وه‌ییدا هه‌یه‌، له‌ كاتێكدا كه‌ ده‌سه‌ڵات، له‌لای فەرمانڕەوایەتی (حكومه‌تی) نێوەندییه،‌ كه‌ له‌ شوێنێكی دیاریكراودا چه‌قیبه‌ستووه‌‌)، بەڵكو ئێمه‌ مه‌به‌ستمان له‌ نێوەندگه‌رایی ده‌سه‌ڵاتیشه‌، هه‌تا له‌ چه‌ند ده‌ستێكیشدا. تا ڕاده‌یه‌ك‌ ده‌توانین سیسته‌مێكی وه‌كو فیوداڵیمان هه‌بێت، كه‌ به‌ هۆی ناوچه‌گه‌راییه‌كه‌یه‌وه‌، نێوەندیی نییه‌ (بۆ نموونه‌ پێكهاتووه‌ له‌ چه‌ند خاوه‌نزه‌وی و خاوه‌نموڵكێك، به‌بێ هه‌بوونی ده‌وڵه‌تێكی نێوەندی به‌هێز)، به‌ڵام ‌ده‌سه‌ڵات له‌ چه‌ند ده‌ستێكی خۆجێییدا، چه‌قیبه‌ستووه‌، ( ده‌سه‌ڵات له‌ ده‌ستی چه‌ند خاوه‌نزه‌وی و خاوه‌ن موڵكێكدایه‌، نه‌ك له‌ ده‌ستی گشتی دانیشتوانه‌كه‌دا‌).  نموونه‌یه‌كی دیکە، ده‌توانین ڕامیاری ده‌ستتێوه‌رنه‌دانی سه‌رمایه‌داری به‌تایبه‌ت له‌ بازاڕی ئازاددا، وه‌ربگرین، كه‌ ده‌سه‌ڵاتێكی نێوەندیی لاوازی هه‌یه‌، به‌ڵام  له‌ ژماره‌یه‌كی زۆر له‌‌ ئۆتۆكراته‌كان له‌ جێگاكانی كاركردندا پێكهاتووه‌.  ڕزگاربوون له‌  دەسەڵاتی نێوەندی ( وا‌ته‌ ده‌وڵه‌تی نێوەندی له‌ سه‌رمایه‌دارییدا یاخوود شانشینی له‌ فەرمانڕيوایی ڕه‌هاییدا)، به‌ڵام كاتێك ده‌سه‌ڵاتی ده‌زگا خۆجێییه‌كان ( بڵێ كۆمپانیایه‌ك، كارگه‌یه‌كی سه‌رمایه‌دار و خاوه‌نزه‌وی و موڵكه‌كان ) ده‌هێڵرێته‌وه‌، ئه‌مه‌ دڵنیایی له‌سه‌ر بوونی ئازادی یا به‌ده‌ستهێنانی ئازادی ناكاته‌وه‌. هه‌ر به‌ هه‌مان شێوه‌ش، هەڵوەشاندنەوەی ده‌سه‌ڵاته‌ خۆجێییه‌كان ڕه‌نگه‌ سه‌رئه‌نجامه‌كه‌ی ده‌سه‌ڵاتی نێوەندیی به‌هێز بكات، هاوکات ئازادیش لاواز بكات.‌

*******************************************

بۆ خوێندنەوەی بەشەكانی پێشوو،  كرتە لەسەر ئەم بەستەرانەی خوارەوە بكە

بەشی B.2

http://wp.me/pu7aS-1bW

بەشی B.2.1

http://wp.me/pu7aS-1aZ

بەشی B.2.2

http://wp.me/pu7aS-1an

بەشی B.2.3

http://wp.me/pu7aS-1cH

بۆ خوێندنەوەی بابەتی دیكە بە كوردی سەردانی ئەم بەستەرە بكە

www.afaqkurdish.wordpress.com

سەرچاوەی دەقە ئینگلیزییەكە

http://anarchism.pageabode.com/afaq/secB2.html#secb24

ما هي الأناركية الشيوعية ؟

ما هي الأناركية الشيوعية ؟

 

الكسندر بيركمان

ترجمة : مازن كم الماز

كنك أنت نفسك تعرف جيدا ما الذي تريده , و كذلك يعرف جارك . أنت تريد أن تكون بخير , بصحة جيدة , تريد أن تكون حرا , ألا تخدم أي سيد , ألا تنحني أو تذل نفسك أمام أي إنسان , تريد أن تحصل على السعادة لنفسك , و لأسرتك , و لأولئك القريبين و الأعزاء عليك . و ألا يزعجك الخوف من الغد أو يقلقك .

قد تشعر بثقة أن كل شخص آخر يرغب بنفس الشيء . لذا يبدو أن كل الأمر هو على الشكل الآتي :
أنت تريد الصحة , الحرية و السعادة .

و كل شخص يماثلك في هذا الشيء .

لذا نحن جميعا نسعى وراء ذات الأشياء في الحياة .

إذن لماذا لا نسعى لها جميعنا معا , بجهودنا المشتركة , لماذا لا نساعد بضعنا البعض في هذا السعي ؟

لماذا يجب علينا أن نغش و نسرق , أن نقتل و نغتال بعضنا البعض , إذا كنا جميعا نسعى وراء نفس الشيء ؟ ألست أنت جديرا بهذه الأشياء التي تريدها كما هو الرجل الذي إلى جانبك ؟

أو أنه يمكننا أن نؤمن صحتنا و حريتنا و سعادتنا بشكل أفضل من خلال قتال و ذبح أحدنا للآخر ؟

أو لأنه لا يوجد هناك طريق آخر ؟ دعنا ننظر في هذا الأمر .

هل يمكن للعقل ألا يرى أنه ما دمنا جميعا نريد ذات الأشياء في الحياة , إذا كانت لنا نفس الأهداف , فإن “مصالحنا” يجب أن تكون هي أيضا ذاتها ؟ في هذه الحالة يجب علينا أن نعيش كالإخوة , في سلام و صداقة , يجب أن نكون جيدين مع بعضنا البعض , و أن نساعد بعضنا البعض بأقصى ما يمكننا .

لكنك تعرف أن الأمور لا تسير أبدا بهذا الشكل في الحياة . أنت تعرف أننا لا نعيش كالإخوة . و تعرف أن العالم ممتلئ بالكفاح و الحروب , بالبؤس , و الظلم , بالخطأ , و الجريمة , و الفقر , و الاضطهاد .
لماذا هو إذن على هذا الشكل ؟

لأنه , على الرغم من أننا جميعا لنا نفس الأهداف في الحياة , فإن “مصالحنا” مختلفة . هذا هو ما يخلق كل المشاكل في العالم .
فكر بذلك أنت نفسك .

افترض أنك تريد أن تحصل على زوج من الأحذية أو على قبعة . ستذهب إلى الدكان و ستحاول شراء ما تحتاجه بأرخص ما يمكنك . هذه هي “مصلحتك” . لكن مصلحة صاحب الدكان هو أن يبيعك ذلك الشيء بأغلى ما يمكنه , لأن “ربحه” سيكون عندها أكبر . هذا لأن كل شيء في الحياة التي نعيشها يقوم على جلب ربح ما , بطريقة أو أخرى . إننا نعيش في “منظومة صنع الأرباح” .

من الواضح الآن أنه إذا كان علينا أن نحقق ربحا من بعضنا البعض , عندها فإن مصالحنا لا يمكن أن تكون ذاتها . يجب أن تكون مختلفة و متعارضة غالبا مع بعضها البعض

 

Related Link: http://www.ahewar.org/m.asp?i=1385

نقلا عن http://www.spunk.org/library/misc/sp000181.txt

ئایدیۆلۆجیاکان لە تێڕوانینی ئەنارکییەکاندا

دۆگماکان مه‌رگ و به‌سته‌ڵه‌ك له‌ جومگه‌کانیاندایه‌ و به‌گشتی چێکراوی چه‌ند “په‌یامبه‌ر”ێکی مردووی ئایینی یا سیکیولاریستن، که‌ په‌یڕه‌وانیان وه‌ك به‌رد له‌ باوه‌ڕه‌کانیان بتیان چێکردووه. ئه‌نارکیسته‌کان ده‌یانه‌وێت مرۆڤی زیندوو، مردووان کفن بکا و بتوانێت درێژه‌ به‌ ژیانی خۆی بدات. مرۆڤی زیندوو ده‌بێت فه‌رمانڕه‌وایی مردووه‌کان بکات، نه‌ك پێچه‌وانه‌وه‌که‌ی. ئایدیۆلۆجییه‌کان دوژمنی سه‌رسه‌ختی بیری ڕه‌خنه‌گرانه‌ و ئازادیخوازین … به‌ په‌رتوکێکی پڕ له‌ فه‌رمان و “وه‌ڵام” له‌ “لێپرسراوه‌تی” و خۆبیرکردنه‌وه‌ دوورمان ده‌خه‌نه‌وه‌! [An Anarchist Faq]

بۆ خوێندنەوەی بابەتی زیاتر لەم بارەوە، کلیکی ئەم بەستەرە بکە http://wp.me/spHbY-1554