All posts by Anarchistan ئەنارکیستان

Kurdistan Anarchists Forum - KAF سەکۆی ئەنارکیستان

آنارکوسندیکالیسم چیست؟

آنارکوسندیکالیسم چیست؟

آنارکوسندیکالیسم به مثابه گرایش آنارشیسم – کمونیسم مبارزه ی طبقات را در مرکز مسئله ی تغییر اجتماعی می گذارد. یک فعال آنارکوسندیکالیست عموماً یک اتحادیه یا سندیکا را شکل طبیعی برای تشکل یابی کارگران می داند و با حزب حتا اگر نام حزب طبقه ی کارگر را داشته باشد مخالفت می ورزد، چرا که دخالت احزاب و دفترهای سیاسی آن ها نتوانسته و نخواهد نتوانست به خودرهایی طبقه ی کارگر بیانجامد. تجربه ی هفتاد سال «سوسیالیسم دولتی» در شوروی، چین و تمام کشورهای به اصطلاح سوسیالیستی بر این واقعیت صحه می گذارد. در ایران نیز در دو دوره ی مشخص تاریخی طبقه ی کارگر از دخالت احزاب و سازمان های سیاسی در امور تشکلات مختص کارگران بیش از آن که سودی ببرد، دچار خسران و ضرر شد. این دو دوره به تشکیل شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان ایران به رهبری حزب توده ی ایران در سال ١۳٢۳ و تشکلاتی به نام کارگران پیشرو به دست سازمان چریک های فدائی خلق ایران در مقطع ١۳۵۷ برمی گردد. اکنون نیز شوراهای اسلامی کار و خانه ی کارگر نه فقط مدافع منافع طبقه ی کارگر نیستند، بلکه به تشکلات دولتی تبدیل شده اند و دارای اعتباری در میان کارگران نیستند. رژیم نیز از دیگر سو به اتحادیه هایی مانند سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبسرانی تهران و حومه یا سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه بی اعتنایی می کند و فعالان آنان را سرکوب می نماید.

آنارکوسندیکالیسم در پایان سده ی نوزدهم میلادی پدید آمد و توانست برخی از صفحات پربار تاریخ جنبش کارگری را به نام خود ثبت کند. یکی از گرایش های بنیان گذار «کنفدراسیون عمومی کار» فرانسه (CGT) در پایان سده ی نوزدهم و آغاز سده ی بیستم میلادی با نظرات افرادی مانند امیل پوژه (Emile Pouget) و فرنان پلوتیه (Fernand Pelloutier) آشکارا آنارکوسندیکالیست بود. اما در اینجا نیز تشکیل حزب کمونیست فرانسه در دهه ی سی میلادی و تصمیم دفتر سیاسی آن برای نفوذ و به دست گرفتن ث. ژ. ت. سدی در برابر فعالیت های آنارکوسندیکالیستی ایجاد نمود. هر چند این موضوع به انشعابی در ث. ژ. ت. و تشکیل ث. ژ. ت. با پسوند سندیکالیست انقلابی انجامید، اما این تشکل نتوانست در برابر هژمونی مارکسیست – لنینیستی حزب کمونیست فرانسه بر جنبش طبقه ی کارگر این کشور مقاومت کند تا این که در سال ١۹٣۹ ممنوع و مضمحل شد. پس از جنگ دوّم جهانی نیز هژمونی طلبی حزب کمونیست فرانسه بر جنبش طبقه ی کارگر و به ویژه بر ث. ژ. ت. دوچندان گردید. در سال ١٩۴۵ کارگران آنارکوسندیکالیست یا در بنیان گذاری اتحادیه ی «نیروی کارگری» (FO) شرکت کردند یا به «کنفدراسیون ملّی کار» (CNT) پیوستند که هر دو کماکان وجود دارند. در سال ١۹۸١ نیز اتحادیه ی دیگر نام «همبسته، متحد و دمکراتیک» (SUD) پدید آمد که در صفوف آن فعالان آنارکوسندیکالیست بسیاری حضور دارند.

به جز فرانسه باید گفت که درخشان ترین دوره ی آنارکوسندیکالیسم به تاریخ مبارزات مردم در اسپانیا در سال ١۹٣۶ بازمی گردد. «کنفدراسیون ملّی کار» اسپانیا یک آنارکوسندیکا با دو میلیون عضو بود. این اتحادیه توانست در مناطقی که حضور داشت رأساً به جمعی کردن زمین های کشاورزی و صنایع موجود اقدام نماید. فعالان این اتحادیه بزرگ کارگری همچنین توانستند نقش مهمی در مبارزه ی مسلحانه ی علیه نیروهای فرانکیست بازی کنند. آنان به دور از هر گونه روحیه ی سکتاریستی با سربازان وفادار به جمهوری اسپانیا و فعالان مارکسیست به مبارزه ی عملی با دیکتاتوری پرداختند.

امّا پس از پایان جنگ داخلی، «کنفدراسیون ملّی کار» اسپانیا نیز با هژمونی طلبی حزب کمونیست اسپانیا روبه رو شد و به تدریج تضعیف گردید. فعالان آنارکوسندیکالیست اسپانیا سپس به شدت سرکوب و بسیاری از آنان به فرانسه پناهنده شدند. آنان در جنوب فرانسه هسته های مقاومت مسلحانه ی آنارشیستی را علیه تهاجم آلمان نازی به وجود آوردند و در سال ١٩۴۵ از اصلی ترین فعالان پیدایش «کنفدراسیون ملّی کار» شدند.

جنبش آنارکوسندیکالیستی یا آنارشیستی کارگری در آمریکای لاتین نیز بسیار فعال بوده و هست. برای مثال «فورا» (FORA) یا «فدراسیون کارگری منطقه ای آرژانتین» که در سال ١۹٠١ پدید آمد دارای چنان نیروی بزرگی بود که می توانست دولت و کارفرمایان را به شدت نگران کند. این دو نیز این تشکل کارگری آنارشیستی را به شدت سرکوب کردند. این تشکل همچنان در آرژانتین فعال است و در «انجمن بین المللی زحمتکشان» عضویت دارد.

باید اعتراف کرد که به جز سرکوب های دولتی، بیش از هفتاد سال نفوذ احزاب مختلف مارکسیست – لنینیستی و سوسیال – دمکرات در جنبش کارگری موجب شد که آنارکوسندیکالیسم به عقب رانده شود، اما اکنون به ویژه در کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین جنبش آنارکوسندیکالیستی دوباره با طرح نظراتی در باره ی خودگردانی ضداستبدادی و ضدسرمایه داری پیش روی خود را آغاز کرده است. البته واضح است که شکست و فروپاشی در کشورهای بلوک شرق و تبدیل شدن احزاب سوسیال – دمکرات به مدافعان تقریباً بی قید و شرط نظم نابرابرنه ی سرمایه داری در این امر بی تأثیر نبوده است.

فعالان آنارکوسندیکالیست نظرات گوناگونی در زمینه ی فعالیت های اتحادیه ای دارند. آنان اعتصاب عمومی را وسیله ای برای این که طبقه ی کارگر بتواند وسائل تولید را به دست بگیرد، پیشنهاد می کنند. عمل مستقیم که می تواند اشغال کارخانه ها و تجمعات اعتصابی باشد از دیگر روش های آنارکوسندیکالیستی ست.

فعالان کارگری آنارشیست یا آنارکوسندیکالیست که مخالفان جان سخت اتوریته ی دولتی و حزبی هستند خواهان انتخاب آزاد زحمتکشان برای پیشبرد مبارزه و مدیریت مستقیم کشمکش های اجتماعی هستند. نباید فراموش کرد که فعالیت آنارکوسندیکالیستی نه فقط با مقاومت سرمایه داران بلکه با ضدّیت دولت ها، حتا آن هایی که خود را زمانی «دولت پرولتری» می نامیدند، مواجه می شود و به همین خاطر کارگران آنارشیست همواره وادار شده اند تا در چند جبهه برای استقلال طبقه ی کارگر از هر گونه فرمان و دستوری از بالا مبارزه نمایند. برای مثال هم اکنون کوبا که دولتش همچنان خود را سوسیالیستی می نامد، قصد دارد با تغییر قانون کار راه را برای ایجاد یک سرمایه داری غیردولتی و خصوصی بازتر کند. از آن جایی که یگانه تشکل سندیکایی مجاز که «کانون زحمتکشان کوبا» نام دارد تشکلی دولتی ست و مخالفتی با این امر نمی ورزد، نیروهای موسوم به «چپ جدید» که عمدتاً فعالان آنارشیست هستند در برابر این تغییر دست به مقاومت زده اند و علی رغم دیکتاتوری حاکم موفق شده اند جلسات بحث و گفت و گو در چند پارک و مکان عمومی برگزار کنند.

بخشی از تشکلات آنارکوسندیکالیستی موجود در «انجمن بین المللی زحمتکشان» (AIT) که در سال ١۹٢٢ در برلین پایه گذاری شد، عضویت دارند. آن ها نام همان تشکلی را برای خود برگزیدند که در سال ١۸۶۴ وجود داشت، تشکلی که در آن شخص مارکس با اخراج باکونین موجب شد که نخستین انشعاب در جنبش کارگری جهانی پدید آید. از همان تاریخ بود که کمونیست ها نیز به دو دسته ی کمونیست های مستبد و طرفدار دولت و کمونیست های آزادیخواه و خواهان نابودی دولت به عنوان ابزار زور و ستم تبدیل شدند. در سال ١۹٢٢ نیز این تشکل بین المللی آنارکوسندیکالیستی در مخالفت با نفوذ احزاب مارکسیست – لنینیست و سوسیال دمکرات در جنبش کارگری به وجود آمد. چرا که اوّلی ISR یا «انترناسیونال سندیکائی سرخ» و دوّمی «انترناسیونال سندیکائی آمستردام» را داشت. در حال حاضر تشکلاتی از پرتغال، صربستان، برزیل، اسپانیا، آرژانتین، روسیه، نروژ، اسلواکی، انگلستان و فرانسه در انجمن بین المللی زحمتشکان عضو هستند.

کتاب ارزشمند رودولف راکر به نام «آنارکوسندیکالیسم» با مقدمه ای از نوام چامسکی و با ترجمه ی محمودرضا عبدالهی در «نشر افکار» در ایران منتشر شده است. این اثر یکی از بهترین کتاب هایی ست که تاکنون در باره ی آنارکوسندیکالیسم چاپ شده است.( http://www.nashreafkar.com/mardomshenasi/anarkosend.html)

کارگران ایران که مانند تمام هم زنجیرانشان در سراسر جهان در معرض ظلم، بی عدالتی و ستم اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کارفرمایان و نظم حاکم سرمایه داری هستند، زمانی می توانند برای خودرهایی اقدام کنند که بدون دولت و حزبی در بالای سر خود به فعالیت های اتحادیه ای و اشکال متنوع مبارزاتی دامن بزنند. آنارکوسندیکالیست ها در این صورت همواره در کنار آنان خواهند بود، چرا که کارگران برای بهبود زندگی خود نه به سرمایه داران و دولت نیاز دارند و نه به امر و فرمان احزاب و سازمان های سیاسی رنگارنگ با ایدئولوژی های مختلف.

ن. تیف

١۴ آبان ١٣٩٢

زندگی، فعالیت و مرگ عمر عزیز، آنارشیست سوری و از سازماندهندگان شوراهای محله

زندگی، فعالیت و مرگ عمر عزیز، آنارشیست سوری و از سازماندهندگان شوراهای محله

 

Omar-Aziz

عمر عزیز در دمشق زاده شد. دوستانش او را ابوکمال می نامیدند که شهری ست در مرز عراق. او پس از چند سال تبعید در عربستان سعودی و آمریکا، در روزهای نخست انقلاب، به سوریه بازگشت. عمر عزیز یک روشنفکر و اقتصاددان آنارشیست بود. وی به همراه چندین فعال سیاسی دیگر به جمع آوری کمک های انسانی برای حومەی دمشق پرداخت که زیر ضربات رژیم اسد قرار گرفته بود. فعالیت و نوشتەهای او در چارچوب خودحاکمی و تشکلات افقی، همیاری، همبستگی و کمک متقابل بود. عزیز و دیگر فعالان سیاسی یگانه راه نجات مردم را از خودکامگی دولتی در ایجاد تشکلات بدون رهبر و افقی می دانستند. آنان نخستین شورای محله را در برزه واقع در حومەی دمشق بنیان گذاری نمودند. اما طولی نکشید که شوراهای مشابه در سراسر سوریه شکل گرفتند، شوراهایی با اصل خودسازماندهی و بی سلسله مراتب.

بدور حسن دربارەی عمر عزیز می نویسد:«ابوکمال به هیچ وجه انتقام جو نبود و نیرویش را در ایجاد گروەهای بلاک بلوک (Black Block) نگذاشت. او در پی مصاحبه با رسانەها نبود و هنگامی که دستگیر شد هیچ رسانەای از آن ننوشت. هنگامی که بسیاری از ضدامپریالیست ها در رابطه با فروپاشی دولت سوریه فریاد می زدند و ادعا می کردند که انقلاب به کژراه می رود، انقلابی که آنان هرگز از آن پشتیبانی نکردند، عمر عزیز و دوستانش خستگی ناپذیر از آزادی بی قید و شرط دفاع کردند و برضد هر نوع از خودکامگی و سلطه گری دولتی فعالیت نمودند.» (١)

عمر عزیز در مطلبی به عربی که عنوان بررسی شوراهای محله را داشت بر این نکته تأکید کرد که تظاهرات های جاری می توانند کمر سلطەی قدرت دولتی را بشکنند. او بر این موضوع انگشت گذاشت که بین فعالیت های انقلابی و زندگی روزمرەی مردم گسستی وجود دارد که مانع اتحاد مبارزات محلی و پیوند زدن نیروهای آن ها می گردد. عمر عزیز بر این باور بود که شرکت در تظاهرات برای سرنگونی رژیم، بدون مطالبەی نابودی نهادهای سلسله مراتبی و مستبد دولتی بی فایده است. او در این باره نوشت که چنین واقعیتی سوریه را بین دو صندلی قرار داده است، از یک سو قدرتی هنوز در کار است که اعمال اتوریته می کند و از سوی دیگر انقلابیانی هستند که برای سرنگونی آن مبارزه می نمایند بی آن که آلترناتیوی در برابر آن ارائه دهند. عمر عزیز می گفت که فعالیت های انقلابی باید برا

ی ضمانت پیروزی انقلاب، همەی عرصەهای زندگی را دربرگیرند. وی به همین جهت خواستار تغییر ریشەای در روابط سازماندهی اجتماعی بود که می بایستی پایەهای نظم ریخته شده بر سلطه و ستم را نشانه روند.

عزیز در این زمینه خود شاهد مثال های مثبتی بود. ابتکارات پرشمار در سراسر سوریه به عمر عزیز امید می دادند. برخی از این ابتکارات عبارت بودند از: پشتیبانی از پزشکی اضطراری، تبدیل برخی خانەها به بیمارستان های صحرایی، تهیەی سبدهای ارزاق برای پخش در میان مردم. عمر عزیز می گفت که چنین ابتکاراتی نشان می دهند که روحیەی مقاومت مردم سوریه علیه خشونت نظم حاکم که با تخریب و مرگ آوری همراه است، بسیار قوی ست. عمر عزیز می خواست که چنین ابتکاراتی گسترش یابند و به همین جهت بود که شوراهای محله را پیشنهاد نمود. در ماه هشتم انقلاب سوریه که هنوز اعتراضات مسالمت آمیز بودند، عمر عزیز پی ریزی شوراهای محلەی را پیشنهاد کرد.

عمر عزیز می گفت که شوراهای محله همچون مجامع عمومی هستند که مردم با فرهنگ ها و از اقشار گوناگون اجتماعی می توانند برای رسیدن به سه هدف همکاری کنند. این اهداف عبارتند از: پیش بردن زندگی خود مستقل از نهادها و ارگان های دولتی، ایجاد کردن فضایی برای همکاری جمعی افراد و فعال نمودن انقلاب اجتماعی در سطح محلی، منطقەای و ملّی.

عمر عزیز در نوشتەاش در مورد شوراهای محله فهرستی از دیدگاەهایش به ترتیب زیر ارائه داد:

یک – ارتقاء همبستگی انسانی و اجتماعی با بهبود شرایط زندگی از راه تهیەی سرپناه امن برای آوارەهای جنگ، کمک رسانی مادی و معنوی به خانوادەهای زخمی ها و زندانی ها، تهیەی دارو و غذا، تأمین امکانات آموزشی، حمایت و هماهنگی فعالیت های رسانەای. عمر عزیز تأکید می کرد که تمام این فعالیت ها بایستی داوطلبانه باشند و نبایستی سدی در برابر همین فعالیت ها در چارچوب های خانوادگی یا دوستانه ایجاد نمود. او می گفت:«برای این که مردم خود را از خدمات دولتی بی نیاز ببینند وقت لازم است و نمی توان ناگهان به چنین نتیجەای رسید.» عزیز بر این گمان بود که نقش شوراها بایستی چنان باشد که جلوی ابتکارات فردی در جمع های دیگر را نگیرد.

دو – تشویق تعاون برای سازماندهی ابتکارات و فعالیت های مشترک که خود به نوسازی و ابداع نظمی می انجامد که با نیم قرن خودکامگی خفه شدەاند. شورای محله همچون مجمعی ست که به تک تک شرکت کنندگان فرصت گفت و گو و بحث در بارەی مسائل روزمره و شرایط زندگی را می دهد. شورای محله جایی ست که از همکاری بین مردم پشتیبانی می کند و به همه فرصت می دهد که راه و روش های خود را برای مسائل مختلف، از زیرساخت ها گرفته، تا هماهنگی اجتماعی و بازرگانی و همچنین مسائلی که حل کردنشان در خارج از شورای محله قرار دارد، بیان نمایند. عزیز معتقد بود که شوراها در دفاع از مناطق روستایی و شهری که دولت بر آن ها استیلاء یافته است، نقش اصلی دارند. او بر این باور بود که شهرها نباید در پی سلب مالکیت از مناطق روستایی باشند چرا که دولت مرکزی خودکامه با همین روش سیاست سلطه جویانه و تبعیض اجتماعی خود را پیش برد. عزیز می گفت که باید دسترسی به زمین ها را تسهیل نمود تا بتوان به راحتی نیازهای زندگی را تهیه کرد. او همچنین خواهان بازبینی سیاست های شهری بود. عمر عزیز که شخصی واقع گرا بود در عین حال خوش بین هم بود. او می گفت:«روشن است که چنین فعالیت هایی در مناطقی اجراشدنی هستند که تقریباً از یوغ دولتی آزاد شدەاند. با این حال می توان پیش از آزادسازی کامل، فعالیت های این چنینی را آغاز نمود.» عمر عزیز بر افقی بودن روابط شوراها تأکید فراوان می کرد و می گفت که چنین راهی به ایجاد ارتباط بین شوراها در مناطق مختلف جغرافیایی خواهد انجامید.

سه – ارتباطاتی با ارتش آزاد سوریه و روابط متقابل برای ادامەی انقلاب، دفاع و حفاظت از جامعه. عزیز بر این باور بود که هماهنگی بین مقاومت مدنی مردمی و مقاومت مسلح دارای اهمیت فراوانی ست. او بر این باور بود که ارتش آزاد سوریه می تواند محافظت و دفاع از جامعه را به ویژه در طی تظاهرات ها بر عهده بگیرد و خطوط امنی را برای ارتباط مناطق مختلف ایجاد نماید تا جابه جایی مردم و حمل و نقل نیازهای آنان در امنیت و دور از یورش های رژیم اسد صورت بگیرند. شوراهای محله در عوض می توانند غذا و مسکن در اختیار اعضای ارتش آزاد سوریه قرار بدهند و فعالیت های خود را برای حفاظت از جامعه و دفاع راهبردی منطقه با آن هماهنگ نمایند.

چهار – ترکیب شوراهای محله و ساختار سازماندهی اشان. عمر عزیز برای تشکیل چندین شورای محله به مشکلات زیادی برخورد کرد. رژیم اسد نخستین مشکل برای راه اندازی شوراها بود، چرا که برای سرکوب جنبش مردم مدام به شهرها حمله می کرد تا مردم را منزوی کند و جلوی همکاری بین آنان را بگیرد. عزیز بر این باور بود که برای خنثا کردن یورش های دولتی، می بایستی راه کارهای دفاعی انعطاف پذیر و نوآورانه پدید آورد. شوراها می بایستی در جایی محدود و کوچک گردند و در جایی دیگر گسترش یابند تا این چنین به نیازها پاسخگو باشند و روابط خود را با قدرت حاکم تنظیم نمایند. وی می گفت که انعطاف پذیری شوراها برای دستیابی به هدف آزادی دارای اهمیت زیادی است. وی تشجیع مردم را برای پذیرفتن نوع جدیدی از زندگی مهم ارزیابی می کرد. ارزاق رسانی به مردم می بایستی همواره ادامه پیدا می کرد و در صورت نیاز، بایستی یک منبع مستقل برای برق رسانی ایجاد می نمود تا مقابل قطعی ها مقاومت کرد و گسترش فعالیت های اجتماعی و اقتصادی را ادامه داد. عمر عزیز می گفت که برای چنین کارهایی، شوراهای محله می بایستی از زحمتکشان اجتماعی و مردمی که دارای ظرفیت های گوناگونی هستند به شکلی داوطلبانه بهره بگیرند. ساختار تشکیلاتی شوراهای محله برای عزیز یک روند بود که با حداقل ها آغاز می شد و به تدریج با پیشروی انقلاب گسترش می یافت. تعادل قدرت شوراها در یک منطقه در روابط با شوراهای مناطق همسایه تنظیم می گردید. عمر عزیز پیشنهاد می کرد که شوراهای محله دانش و تجربەهای کسب شده را بین خود مبادله کنند و یک هماهنگی میان آن ها به وجود آید.

پنج – نقش شورای ملی. نقش چنین شورایی ایجاد هماهنگی بین ابتکارات شوراها و مقبولیت فعالان آن هاست. این شورای ملی وظیفەی دیگری برای دستیابی به منابع مالی برای تحقق پروژەهای محلی دارد که در شوراهای محله امکانش موجود نیست. شورای ملی همچنین هماهنگی بین مناطق را تسهیل می کند تا شوراهای محله به توافق و ایجاد رابطه با هم برسند.

فعالیت های عمر عزیز بازتاب گستردەای در سازماندهی انقلابی در سوریه داشت. هنگامی که اپوزیسیون سیاسی در ایجاد راهی نو شکست خورد، جنبش اپوزیسیون از پایین پرتحرک و نوآور بود و روحیه آنارشیستی را پذیرفت. در قلب این اپوزیسیون از پایین جوانانی فعالیت می کنند که از طبقات فقیر و میانه می آیند، زنان و گروه های قومی و مذهبی وجود دارند که نقشی فعال دارند. اکثریت این فعالان گوناگون، جوان، زن و قوم ها، دارای هیچ یک از ایدئولوژی های سنتی نیستند، اما برای آزادی و حقوق انسانی پایەای مبارزه می کنند. آنان دارای یک هدف اصلی هستند که سرنگونی رژیم است و هنوز در اندیشەی یافتن راه کارهای بزرگ برای آیندەی سوریه نیستند.

سازماندهی انقلابی بیش تر از همه بر گرد گسترش تنسیقیات (٢) می گردد که دربرگیرندەی صدها کمیتەی محلی شهرها در سراسر کشور است. فعالان انقلابی این کمیته ها کارهای مختلفی می کنند. آنان سند و مدرک در رابطه با خشونت های رژیم و همچنین بخشی از اپوزیسیون گردآوری می نمایند، تظاهرات ها و کارزارهای نافرمانی مدنی مانند نپرداختن قبوض برق و آب و غیره را راه اندازی می کنند یا کمک های انسان دوستانه را برای مناطق بمباران یا محاصره شده گرد می آورند. این فعالان دارای یک سازماندهی مشخص نیستند اما افقی بودن و بدون رهبر بودن در آن ها مشترک است. اقشار مختلفی از مردم در آن ها فعالیت می کنند. آنان پایه گذاران جنبش انقلابی همبستگی بین مردم هستند و حرکت جمعی را تبلیغ می نمایند. برای مثال در شهری مانند کفرنبل کمیتەهای محلات نمایندگان خود را انتخاب نمودند و آنان نیز دست به تدوین آیین نامەای برای ادارەی شهر زدند. جوانان شهر کفرنبل جنبش انقلابی را زنده نگاه می دارند و با تهیەی پارچه نوشتەهای رنگارنگ زبانزد عام و خاص شدەاند. (در این زمینه می توان به این ویدئو کلیپ نگاه کرد: (

http://www.youtube.com/watch?v=nJNR6WIh7tQ). این جوانان همچنین در فعالیت های اجتماعی همچون پشتیبانی از کودکان و شرکت در فوروم های بزرگسالان برای سازماندهی نافرمانی مدنی و مقاومت صلح طلبانه شرکت می کنند.

در شهرهای گوناگون سوریه همچنین کمیته های انقلابی در محلات ایجاد شده است که در واقع به رتق و فتق امور اداری مدنی در مناطق آزاد شده یا هنوز زیر سیطرەی دولت می پردازند. این کمیتەها خدمات پایەای را در اختیار مردم قرار می دهند، فعالیت های کمیتەهای محلات را هماهنگ می کنند و خود را با مقاومت مسلح مرتبط می نمایند. این کمیتەهای انقلابی در غیاب خدمات رسانی دولتی و وخامت شرایط زندگی، نقشی فعال دارند و همواره مهم تر شدەاند. این کمیتەها هم دارای یک شکل مشخص نیستند و به طور کلی به شکل نمایندگی فعالیت می کنند. برخی از آن ها دارای بخش های اداری مختلفی هستند که جای نهادهای دولتی را گرفتەاند. برخی از این کمیتەها موفق شدەاند بوروکراسی رژیم کهنه را برچینند، اما بعضی دیگر درگیر مجادلات درونی شدەاند.

بیش تر فعالیت های پایەای بر خودگردانی زندگی روزمره در سطح محلی انجام می شوند، در عین حال گروەهای هماهنگ کننده نیز به وجود آمدەاند تا این فعالیت ها را در سطح منطقەای و ملی هماهنگ نمایند. این گروەها عبارتند از کمیتەهای هماهنگی محلی، کمیتەهای اقدام ملی و فدراسیون کمیتەهای هماهنگی انقلاب سوریه و همچنین کمیسیون عمومی انقلاب سوریه. هیچکدام از این نهادها دربرگیرندەی همەی کمیتەها یا شوراهای محلی نیستند و دارای ساختارهای متفاوت تشکیلاتی هستند. برخی از آن ها با اپوزسیون رسمی روابطی دارند و برخی اصلاً ندارند. نموداری از تعدد و روابط این کمیتەها تهیه شدەاست که در نشانی:  http://www.alharak.org/nonviolence_map/en به نمایش درآمده است.

دولت سوریه علیه فعالان تمام این شوراها و کمیتەهای محلی، منطقەای و ملی اقدام می کند و وضعیت امنیتی و انسانی را تخریب کردەاست. نیروهای ارتجاعی و ضدانقلابی نیز علیه شوراهای محلی اقداماتی را کردەاند. برای مثال، در شهر الرقه نیروهای مسلح سلفی و تکفیری که با رژیم می جنگند به کمیتەهای محلی حمله کردند و قدرت را به دست گرفتند. آنان سپس تصمیم گرفتند قوانین شرع را به شهر تحمیل کنند که با مقاومت شدید مردم مواجه گشتند. در این ویدئو

مقاومت مردم الرقه در ژوئن ٢٠١۳ علیه نیروهای سلفی و تکفیری جبهه نصر علیه اعضای خانوادەاشان مشاهده می گردد. در شهر حلب نیز اهالی انقلابی کارزاری علیه سوء استفادەهای اسلامگرایان به راه انداختند. در این ویدئو

تظاهرات مردم علیه دادگاه شرع دیده می شود که کودکی را به جرم توهین به پیغمبر اسلام به قتل رساند. مردم شهر ادلب نیز در همان ماه ژوئن ٢٠١۳  بر ضد «کمیتەی شرع» با شعار «ما ضد رژیم هستیم، ضد قتل های افراطی هستیم و ضد سرکوب هستیم» به پا خاستند که در این ویدئو می توان فیلمی از آن را دید:

عمر عزیز به اندازەی کافی زنده نماند تا دشواری ها، موفقیت ها و ناکامی های شوراهای محلی را برای خودگردانی ببیند. استخبارات، پلیس سیاسی رژیم بشار اسد او را روز ٢٠ نوامبر ٢٠١٢ دستگیر کرد. وی پیش از دستگیری چنین گفت:«ما کم تر از زحمتکشان در کمون پاریس نیستیم. آنان هفتاد روز مقاومت کردند و مقاومت ما هنوز پس از یک سال ونیم ادامه دارد.» عزیز را در یک سلول شانرده متر مربعی به همراه هشتاد و پنج زندانی دیگر قرار دادند. به همین دلیل بود که وضعیت سلامتی شکنندەی او به سرعت بد و بدتر شد. او را سپس به زندان عدرا منتقل کردند و درست یک روز پیش از تولد شصت و چهارسالگی اش به علت مشکلات قلبی درگذرد. به نوشتەی روزنامەی لوموند فرانسوی عمر عزیز در زندان پانزده کیلو از وزنش را از دست داده بود.همین روزنامه در مورد او نوشت:«عمر عزیز از جمله کسانی ست که سوریه برای بازسازی خود به امثال او نیازمند است.»

عمر عزیز برای همیشه به عنوان فردی که برای گسترش و فعالیت آنارشیستی فعالیت نمود در یادها خواهد ماند. تجربیات و سازماندهی انقلابی آنارشیستی که او خواهانش بود در انقلابات آینده در جهان به کار گرفته خواهند شد. یاد عمر عزیز زنده است.

گردآوری و برگردان: ن. تیف – ۷ / آبان / ١۳۹٢

پانویس ها:

(١) – http://budourhassan.wordpress.com/2013/02/20/omar-aziz

(٢) – http://www.syrcu.org

منابع گردآوری و برگردان:

 

https://tahriricn.wordpress.com

https://juralib.noblogs.org/2013/02/27/vive-la-syrie-libre-in-memoriam-omar-aziz-theoricien-et-animateur-des-conseils-democratiques-locaux

http://www.lemonde.fr/disparitions/article/2013/02/26/mort-en-detention-de-omar-aziz-pere-des-comites-locaux-de-la-revolution-syrienne_1838928_3382.html

حلب قاضي عسكر مظاهرة أمام مقر الهيئة الشرعية والهيئة الشرعية صارت جوية

مانگرتنی دانیشتوانی شاری الرقة لە بەرامبەر هێڕشی جبهة النصرة اعتصام الرقة امام مقر جبهة النصرة – الرقة 18 – 6 – 2013

مانگرتنی دانیشتوانی شاری الرقة لە بەرامبەر هێڕشی جبهة النصرة

اعتصام الرقة امام مقر جبهة النصرة – الرقة 18 – 6 – 2013

ئایا‌ ده‌وڵه‌ت ده‌توانێت له‌نێو كۆمه‌ڵگه‌دا ده‌سه‌ڵاتێكی سه‌ربه‌خۆ بێت ؟

ئایا‌ ده‌وڵه‌ت ده‌توانێت له‌نێو كۆمه‌ڵگه‌دا ده‌سه‌ڵاتێكی سه‌ربه‌خۆ بێت ؟

 

An Anarchist FAQ

وەرگێڕانی: زاھیر باھیر

B.2.6 ئایا‌ ده‌وڵه‌ت ده‌توانێت له‌نێو كۆمه‌ڵگه‌دا ده‌سه‌ڵاتێكی سه‌ربه‌خۆ بێت ؟

به‌ڵێ ده‌توانێت. ئەگه‌ر له‌ ده‌سه‌ڵاتی دەزگەی ده‌وڵه‌ت وردببیته‌وه‌، زۆر گرانە‌ باوه‌ڕ بەوە بكرێت، كه‌ ده‌وڵه‌ت هه‌میشه‌ ده‌توانێت ببێته‌ ئامرازێك بۆ پاوانخوازی ئابووریانه‌ی ده‌سته‌یه‌كی كه‌م له‌ كۆمه‌ڵگه‌دا. به‌پێی پێكھاتە و ده‌سه‌ڵاته‌كانی ده‌توانێت ئه‌وانه‌ بۆ به‌رژه‌وه‌ندی زیاتری خۆی به‌كاربهێنێت.  به‌دڵنیاییه‌وه‌ ، له‌ هه‌ندێك بارودۆخیشدا ده‌توانێت خۆی ببێته‌ چینی فه‌رمانڕه‌وا.

بەو جۆرە، له‌ باری ئاساییدا ده‌وڵه‌ت هه‌روه‌كو له‌ به‌شی (section B.2.1) دا، لەبارەیەوە دواین، ئامرازی ده‌ستی چینی سه‌رمایه‌دارانه‌. ئا لێره‌دا ده‌بێت جه‌خت له‌سه‌ر ئه‌وه‌ش بكرێته‌وه،‌ ‌كه‌ ئه‌مه‌ش ئه‌وه‌ ناگه‌یه‌نێت، كه هه‌میشه‌ له‌ چاوی یه‌كدییه‌وه‌ یه‌كتری ده‌بینن. ” بۆ نموونه‌، ڕامیاره‌‌ پایه‌داره‌كان به‌شێكن له‌ ده‌سته‌بژێره‌ ده‌سه‌ڵاتداره‌كان، به‌ڵام ئه‌مان له‌ كێبڕكێدان لەتەك به‌شه‌كانی دیكەی فه‌رمانڕه‌وایاندا. له‌مه‌ش زیاتر، به‌شه‌ جیاجیاكانی چینی سه‌رمایه‌داران  لەتەك یه‌كدیدا له‌سه‌ر سوود، بەرتەرییه‌كان، كارایی ڕامیارییانه‌… ھیدیكەی لەم چەشنە‌، له‌ هه‌ڵپه‌ی دژ به‌ یه‌ك و كێبڕكێدان (مونافه‌سه‌) . Malatesta مشتومڕی ئه‌وه‌ ده‌كات، كه‌ بورجواكان ” هه‌میشه‌ له‌نێوخۆیاندا له‌ جه‌نگدان …. هه‌ر به‌م هۆیه‌شه‌وه‌ هه‌ڵگه‌ڕانه‌وه ‌و سووڕخواردنی ئه‌م یارییانه‌‌، وەرگەڕانەوە ‌و پێچكردنه‌وه‌یان، سازشه‌كان و كشانه‌وه‌، هه‌وڵدانێكن‌ بۆ دۆزینه‌وه‌ی هاوپه‌یمانه‌كان له‌نێوان كەسانێكدا، كه‌ دژی كۆنه‌پارێزانن، هه‌روه‌ها له‌ نێوانی كۆنه‌پارێزاندا، كه‌ دژی خه‌ڵكن” Anarchy, p. 25 . ئه‌مه‌ش واتە ئه‌و به‌شه‌ جیاوازانه‌ له‌ چینی فه‌رمانڕه‌وا،ڕەدووی پارته‌ جیاوازه‌كان دەكەون و لە دەوریان خڕده‌بنه‌وه‌، دیاره‌ ئه‌مه‌ش پشت بە‌ به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانیان دەبەستێت، ئه‌و پارتیانه‌ش هه‌وڵده‌ده‌ن، تاكو ده‌سه‌ڵات به‌ده‌ستبهێنن، بۆ ئه‌وه‌ی به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانیان زیاتر بكه‌ن. ئه‌مه‌ش ڕه‌نگه‌ ببێته‌ هۆی هه‌ڵپژان و به‌یه‌كدادانیان لەتەك به‌شه‌كانی دیكەی چینی سه‌رمایه‌داریدا.  ده‌وڵه‌تیش لێره‌دا ئامرازێكه،‌ كه‌ ئه‌م ناڕێكی و ناته‌باییه‌،‌ چارەسەرده‌كات.

ڕۆڵی دیاریكراوی ده‌وڵه‌ت دڵنیابوونه‌وه‌یه،‌ له‌سه‌ر هه‌بوونی باشترین هه‌لومەرج بۆ سه‌رمایه‌ به‌گشتی، ئه‌مه‌ش ئه‌وه‌ ده‌گه‌یه‌نێت، كاتێك كه‌ پێویست بێت ده‌توانێت و كاریش له‌سه‌ر دژایه‌تی به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی چه‌ند به‌شێكی دیاریكراوی چینی سه‌رمایه‌داران،‌ ده‌كات. له‌ جێبەجێكردنی ئه‌م ئەركە‌‌دا، ده‌وڵه‌ت پێویستی به‌وه‌ هه‌یه‌، كه‌ له‌سه‌ر‌و‌وی تاكە سه‌رمایه‌دارەكان و كۆمپانیاكانه‌وه‌ بێت. ئه‌مه‌ش‌ ڕواڵه‌تێك به‌ ده‌وڵه‌ت دبه‌خشێت، كه‌ وەك دەزگە‌‌یه‌كی بێلایه‌نی كۆمەڵایەتیانه‌ دەربكەوێت، به‌مه‌ش ده‌توانێت، خه‌ڵك هه‌ڵبخه‌ڵه‌تێنێت و ئاوا بیریانپێبكاته‌وه‌، كه‌ ده‌وڵه‌ت نوێنه‌رایه‌تی هه‌موو كۆمه‌ڵگه‌ ده‌كات. هه‌ندێك جار هه‌ڵوێستی بێلایه‌نانه‌ به‌رامبه‌ر تاكه‌كانی سه‌رمایه‌داران و كۆمپانیاكان وه‌رده‌گرێت‌‌، به‌ڵام تەنیا وه‌كو ده‌ربڕینێك له‌ ڕۆڵیدا، كه‌ وه‌كو ئامرازێكی سه‌رمایه‌یه‌ به‌گشتی. له‌مه‌ش زیاتر، به‌بێ پاره‌ی باج له‌ بازرگانییە‌ [بزنسە] سه‌ركه‌وتووه‌كان، ده‌وڵه‌ت لاوازده‌بێت، له‌به‌رئه‌وه‌‌ ده‌وڵه‌ت لەتەك سه‌رمایه‌داراندا سه‌باره‌ت به‌ زێده‌بایی، كه‌ له‌لایه‌ن كرێكارانه‌وه‌ به‌رهه‌مده‌هێنرێت، له‌ كێبڕكێدایه‌. بێلایه‌نی ده‌وڵه‌ت  گوتارێكی دژە-ده‌وڵه‌تییه‌ له‌لایه‌ن بازرگانییە‌ گه‌وره‌كانه‌وه،‌ كه‌ ده‌توانن ئه‌وانه‌ به‌ هه‌ڵەدا‌ به‌رن، كه‌ ‌ده‌ست لەنێو ‌ده‌ستدابوونی سروشتیانه‌ی سه‌رمایه‌داریی ھاوچەرخ و ده‌وڵه‌ت، نائاگان. هه‌ر وه‌كو چۆمسكی ده‌ڵێت:‌

“هه‌میشه‌ جۆرێك له‌ په‌یوه‌ندی كینە و خۆشه‌ویستی له‌نێوان به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی بازرگانی و ده‌وڵه‌تی سه‌رمایه‌د‌ارییدا هه‌بووه‌. له‌ لایه‌كه‌وه‌ بازرگانی بۆ كۆنترۆڵكردنی پشێوی بازاڕه‌كان ده‌وڵه‌تێكی به‌هێز ده‌خوازێت، به‌ ئه‌نجامگه‌یاندنی خزمه‌تگوزارییه‌كان و دانی پشتیوانە‌ به‌ بازرگاننی، پارێزگاری له‌‌ چوونه‌ نێو بازاڕی بێیانه‌وه و سه‌رچاوه‌كانی داهات و زیاتركردنی ئه‌مانه ‌و گه‌لێكی دیكەی له‌مانەش‌. له‌لایه‌كی دیكەشه‌وه‌، بازرگانی كێبڕكێكەرێكی به‌هێزیشی ناوێت، به‌تایبه‌ت، یه‌كێك كه‌ وه‌ڵامی به‌رژه‌وه‌ندییه‌ جیاوازه‌كانی پێبێت، كه‌ به‌رژه‌وه‌ندییه جەماوەرییەكانن‌‌، هه‌روه‌ها به‌ڕێكردنی ئه‌و ڕامیارییانه‌ی، كه‌ سه‌باره‌ت به‌ داهات یاخوود ده‌سه‌ڵات، ‌له‌ دابه‌شكردنه‌وه‌دا كارایی خۆیان هه‌یه‌ ” [Turning the Tide, p. 211]

ئا به‌م شێوه‌یه‌ ده‌وڵه‌ت زۆربه‌ی كات لەتەك به‌شه‌كانی چینی سه‌رمایه‌داردا، له‌ هه‌ڵپرژاندایه‌، كه‌ ده‌بینین چۆن به‌شه‌كانی ئه‌و چینه ده‌وڵه‌ت بۆ بره‌وپێدانی زیاتری به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانیان له‌ نێوه‌ندی بازنه‌ی گشتی پاراستنی سیسته‌می سه‌رمایه‌داریدا، به‌كارده‌هێنن (بۆ نموونه‌‌: به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی چینی فه‌رمانڕه‌وا وه‌كو چین). ڕۆڵی ده‌وڵه‌ت لە لابه‌لاكردنه‌وه‌ی ئاشتیانه‌ی ئه‌م جۆره‌ ناكۆكیانه‌ی نێو ئه‌و چینه‌یه‌ ‌. ئه‌مه‌ش لە سایەی سه‌رمایه‌داری ھاوچەرخ‌دا، له‌ ڕێگەی پرۆسه‌ی ” دیمۆكراتییه‌وه‌” به‌ ئاسایی ده‌كرێت ( كه‌ له‌وێدا‌ مافی هه‌ڵبژاردنی نوێنه‌ره ده‌سته‌بژێره‌كانمان، ده‌بێت، كه‌ لایەنیكه‌م سه‌ركوتمان، ده‌كه‌ن).

ئه‌م بەیەكدا هه‌ڵپرژان و به‌رامبه‌رگرتنه‌ له‌ یه‌كدی، هه‌ندێك جار ئه‌و ھەستەمان لەلا دروستدەكەن، كه‌ ده‌وڵه‌ت ماشێنێكی “بێلایه‌نه‌”، به‌ڵام ئه‌وه‌ خۆشباوەڕییە‌. … ده‌وڵه‌ت به‌بوونی خۆی پارێزگاری له‌ ده‌سه‌ڵات و بەرتەرییەكانی چینێك ده‌كات، به‌ڵام له‌ ڕاستیدا چ چینێك، هه‌روه‌ها پارێزگارییه‌كانیشی ده‌گۆڕێن.  له‌كاتێكدا كه‌ ئه‌وه‌ ده‌ركده‌كه‌ین، كه‌ ده‌وڵه‌ت پارێزگاریی له‌ ده‌سه‌ڵات و پێگه‌ی چینی پاوانخوازی ئابووریی له‌نێو كۆمه‌ڵگه‌دا ده‌كات، ئەناركیسته‌كان مشتومڕی ئه‌وه‌ ده‌كه‌ن، كه‌ ده‌وڵه‌ت به‌هۆی سروشتی قووچكەییانه‌یه‌وه‌، به‌رژه‌وه‌ندی خۆشی هه‌یه‌. گه‌رچی ئه‌مه‌ وایه‌، به‌ڵام ھەروا به‌و ئاسانییه‌ ناتوانرێت، ئه‌وه‌ له‌به‌رچاوبگیردرێت، كه‌ ده‌وڵه‌ت ئامرازی‌ پاوانخوازی ئابووریی چینێكه‌ له‌ كۆمه‌ڵگه‌دا. ده‌وڵه‌ته‌كان خاوه‌نی دینامیكه‌كانی خۆیانن، به‌هۆی هه‌بوونی پێكھاتەی خۆیانه‌وه‌، كه‌ چینیه‌كانی خۆیان ده‌خولقێنێت، لەتەك به‌رژه‌وه‌ندی چینایه‌تی و بەرتەرییاتدا ( كه‌ ئه‌مه‌ش ڕێگەیان پێده‌دات، كه‌ له‌ كۆنترۆڵی ئابوورییانه‌ی چینی فه‌رمانڕه‌وا، ڕزگاریانبێت، تاكو كه‌م یا زۆر، به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی خۆیان، سه‌ربخه‌ن). هه‌ر وه‌كو Malatesta ده‌ڵێت ” گه‌رچی حكومه‌ت له‌ بورجوازییه‌وه‌ پێكدێت و ده‌بێته‌ خزمه‌تكاری و پارێزه‌ری ئه‌و، به‌ڵام نیەتی زاڵبوونە به‌سه‌ر هەموو خزمه‌تكارێك و هه‌موو پارێزه‌رێك و و هه‌ركه‌سێكدا كە پارێزگاریی لێدەكات، ئەوەش لەپێناو به‌ده‌ستهێنانی مافی سه‌ربه‌خۆییی خۆی.” [Op. Cit., p. 25]

تەنانەت له‌ سیسته‌م‌ێكی چینایه‌تی وه‌كو سەرمایەداریداشدا، ده‌وڵه‌ت ده‌توانێت ئەركە‌كانی خۆی سه‌ربه‌خۆ له‌ ده‌سته‌بژێری فه‌رمانڕه‌وا ‌به‌جێبهێنێت و دژی به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانیشیان هه‌ڵسوكه‌وتبكات. به‌شێكیش له‌ ئەركەكانی ده‌وڵه‌ت كه‌ نێوبژیكردنە لەنێوان تاكه‌ سه‌رمایه‌داره‌كان یا كۆمپانیا زه‌به‌لاحه‌كان (چارەسەری كێشەكانیانە)‌، بۆ ده‌سته‌مۆكردنیان  پێویستی به‌ ده‌سه‌ڵاتێكی تەواو هه‌یه‌، هه‌ستان به‌و كاره‌ش، له‌ ده‌وڵه‌ت دەخوازێت، كه‌ هه‌ندێك سه‌ربه‌خۆیی له‌و چینه‌ی كه‌ ‌ مه‌بەستییەتی، هه‌بێت، به‌گشتی ئەمەش به‌رپرسیاریبوونه‌‌. هه‌روه‌ها ده‌وڵه‌ت، ئه‌گه‌ر بار و دۆخه‌كه‌ ڕێگه‌ی پێبدات، ده‌توانێت سه‌ربه‌خۆییه‌كه‌ی بۆ فراونكردنی به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی خۆی، به‌كاربهێنێت، تەنانەت ئەگه‌ر ئه‌مه‌ش له‌سه‌ر حسابی چینی سه‌رمایه‌داریش بێت‌. ئه‌گه‌ر چینی سه‌رمایه‌دار لاواز بێت یا به‌ش به‌ش بێت و یه‌كگرتوونەبێت،  ئه‌وا ده‌وڵه‌ت له‌ پێگه و پایه‌‌یه‌كدایه،‌ كه‌ به بەرەو‌ڕوبوونه‌وه‌ی ده‌سته‌بژێری پاوانخوازی ئابووری، ‌سه‌ربه‌خۆییه‌كه‌ی له‌و بواره‌دا پیاده‌بكات، تاكو  دژی سه‌رمایه‌داران بەگشتی به‌كاریبهێنێت، وه‌كو ئامرازه‌ ئاساییه‌كان، كه‌ دانە دانە  بۆ فراوانكردنی زیاتری ده‌سه‌ڵات و به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی ده‌وڵه‌ت خۆی، بەگه‌ڕده‌خرێن‌.

واتە ده‌وڵه‌ت تەنیا ” پارێزه‌ری سه‌رمایه‌ ” نییه،‌ ” به‌ڵكو پارێزه‌ری خۆی  و ده‌زگەكانیشییەتی …. كه‌ ده‌زگەی هه‌ڵسوڕانی كاروباری چینێكی دیكەی نێو كۆمه‌ڵگه‌یه‌ … ئه‌م چینه‌ش تایبه‌تمه‌ندییه‌كی په‌یوه‌ستدارانه‌ی خۆی هه‌یه،‌ هه‌روه‌ها سنووری به‌رژه‌وه‌ندی خۆشی هه‌یه‌، له‌ باری تێكهه‌ڵپرژان و به‌یه‌كاداندا لەتەك ئه‌وانه‌ی دیكەدا كه‌ هاوكار و پێكڕان و ده‌وڵه‌ت پاگەندەی ئه‌وه‌ ده‌كات، كه‌ نوێنه‌ریانه‌… . ده‌وڵه‌ت كه‌ سه‌رچاوه ‌و خه‌زێنه‌یه‌كی گه‌وره‌یه‌ بۆ هێزی جه‌سته‌یی و ئاوەزی [مێنتاڵێتی] كۆمه‌ڵگه‌، ده‌سه‌ڵاتێكی زۆریشی له‌ ده‌ستدایه، گه‌ر ده‌ست له‌مانه‌ بكێشێته‌وه،‌ بێجگە له سه‌گێكی هه‌ڵپاسی (پاریزگاری) سه‌رمایه‌داری، ھیچی دیكە نابێت.” [Luigi Fabbri, quoted by David Berry, A History of the French Anarchist Movement, 1917-1945, p. 39]

هه‌ر له‌به‌رئه‌مه‌ش ماشێنی ده‌وڵه‌ت و (پێكھاتەكه‌ی) ‌، كه‌ فۆرمێكی‌ هاوچه‌رخه‌ و به‌پێی ده‌ستوور به‌ سەرمایەدارییه‌وه‌ په‌یوه‌سته‌، ناتوانرێت وا ته‌ماشایبكرێت، كه‌ ئامرازێكه‌ و له‌لایه‌ن زۆربه‌وه‌ به‌كارده‌برێت. ئه‌مه‌ش له‌به‌رئه‌وه‌ی كە ” ده‌وڵه‌ت ، هه‌ر ده‌وڵه‌تێك، … هه‌تا كاتێكیش، كه‌ باشترین فۆرمی‌ لیبراڵ یا دیمۆكراسی ده‌پۆشێت … هه‌ر له‌ كڕۆكدا له‌سه‌ر بناخە‌ی، پاوانخوازیی، توندوتیژی، ڕه‌هایی فه‌رمانڕه‌وایی، دامه‌زراوه‌ …. ڕه‌هاییه‌ك، كه‌ له‌ ناخیدا خۆی حه‌شارداوه‌، به‌ڵام نه‌ك به‌ مه‌ترسییه‌كی كه‌مه‌وه‌‌. ” ده‌وڵه‌ت ” ھێمای ده‌سه‌ڵات و بۆ ھەبوون و زاڵبوونە، لە ڕاستیشدا له‌ نایه‌كسانبووندا ڕۆڵی هه‌یه‌.” [The Political Philosophy of Michael Bakunin, p. 211 and p. 240] هه‌ر له‌به‌رئه‌وه‌ش‌ ده‌وڵه‌ت لۆجیكی دیاریكراوی خۆی هه‌یه‌، بەرتەرتەریی ( ئه‌فزه‌ڵیه‌ت) به‌ شتی خۆی دەدات، هه‌روه‌ها بزووتنی گەورەی هه‌یه‌. ڕێگە و یاساكان، كه ده‌وڵه‌ت‌ ده‌سه‌ڵاتیان لێوه‌وەرده‌گرێت، ده‌ستووریی ده‌كات، ئه‌مه‌شی له‌ چینی ده‌سه‌ڵاتداری ئابوورییه‌وه‌ وه‌رنه‌گرتووه‌ یا وێنەگرتنەوەی ئه‌و نییه‌. سه‌رئه‌نجام ده‌وڵه‌ت ده‌توانێت له‌ ده‌ره‌وه‌ی كۆنترۆڵی چینی پاوانخوازی ئابوورییه‌وه‌‌ بێت، هه‌روه‌ها پێویستیشی به‌وه‌ نییه،‌ كه‌ ڕه‌نگدانه‌وه‌ی په‌یوه‌ندییه‌ ئابوورییه‌كان بێت.

ئه‌و كارانه‌ش كه‌ ده‌وڵه‌ت ده‌یانكات، به‌هۆی سروشتی قووچكەیی‌ و نێوەندگه‌راییه‌كه‌یه‌وه‌یه‌، كه‌ دەسەڵات ده‌خاته‌ ده‌ستی كه‌مینه‌یه‌كی كه‌مه‌وه‌، كە‌ كۆنترۆڵی دەزگەی ده‌وڵه‌ت ده‌كه‌ن…..” بەپێی‌ سروشتی خۆی هه‌موو ده‌سه‌ڵاتێك یا هێزێكی ده‌وڵه‌ت، هه‌موو حكومه‌تێك، ده‌خاته‌ سه‌روو و ده‌ره‌وەی خه‌ڵكییه‌وه‌، بێچەندوچوون بۆ ڕێكخراوێك و به‌‌ ئامانجێك ملكه‌چیان ده‌كات، كه‌ به‌وان بێگانه‌یه‌، كه‌ پێچه‌وانه‌ی پێداویستییه‌ ڕاسته‌قینه‌كانیان و سروشه‌كانی خه‌ڵكن.” ئه‌گه‌ر سه‌رتاپای پرۆلیتاریا …. له‌ حكومه‌ته‌كه‌دا ئه‌ندامبن … ئه‌و كاته‌ حكومه‌ت نابێت، ده‌وڵه‌ت نابێت، به‌ڵام گه‌ر له‌ بارێكدا ده‌وڵه‌ت هه‌بێت، كەسانێك ده‌بن، كه‌ فه‌رمانڕه‌وایی ده‌كەن، كەسانێكیش  كه‌ كۆیله دەب‌ن.” [Bakunin on Anarchism, p. 328 and p. 330]

به‌واتایه‌كی دیكە ده‌وڵه‌تی بیرۆكراسی خۆی ‌ڕاسته‌وخۆ سه‌ركووتكه‌ره‌ و ده‌توانێت سه‌ربه‌خۆ له‌ چینی پاوانخوازی ئابووریی بوونی هه‌بێت. باکونین له‌ چه‌ند وشه‌یه‌كی به‌ پێزدا ئاوا باسیده‌كات:

” تا ئێستا له‌ مێژووودا چیمان بینیوه‌؟ ده‌وڵه‌ت هه‌میشه‌ بە لەبۆماوەیی بۆ یه‌كێك له‌ چینه‌ بەرتەریداره‌كان : چینی پیاوانی ئایینی، میر و خانزادەكان، بۆرجوازی … و له‌ كۆتایشدا كاتێك، كه‌ هه‌ر هه‌موو ئه‌م چینانه‌ی دیكە ماندووبوون و پڕوكان، چینێكی بیرۆكراسی دێته‌ سه‌ر شانۆ، به‌م شێوه‌یه‌ ده‌وڵه‌ت یا ده‌كه‌وێت یا له‌ بره‌ودا ده‌بێت” [The Political Philosophy of Michael Bakunin, p. 208]

ئه‌مه‌ش لای ئەناركستەكان شیاوی سه‌رسوڕمان نییه‌.  ” ده‌وڵه‌تی ڕێكخراو …. هێزێكه‌، كه‌ كه‌مایه‌تییەك‌ بۆ دامه‌زراندان و ڕێكخستنی ده‌سه‌ڵاتیان به‌سه‌ر جەماوەره‌دا، به‌ده‌ستیانهێناوه‌ .”، ئه‌مه‌ش ئه‌وه‌ ناگه‌یه‌نێت، كه‌ ئه‌و كه‌مایه‌تییه‌ له‌ كۆمه‌ڵگه‌دا، هەر ده‌بێت چینی پاوانخوازی ئابووریی بێت. ده‌وڵه‌ت ” پێکهاتەی دروستكردنه‌كه‌ی وه‌ك سه‌رخانی كۆمه‌ڵایه‌تی‌‌ بۆ‌ به‌رژه‌وندی زەمیندارە‌كان، سه‌رمایه‌داران و پلەوپایەداران، دروستكراوه.” [Evolution and Environment, p. 82 and p. 105]. سه‌رئه‌نجام ناتوانین ئه‌وه‌ بڵێین كه‌ هه‌ڵوه‌شاندنه‌وه‌ی یه‌كێك یا دووان له‌م سێکوچکە ناپیرۆزه‌،‌ ئازادی ده‌هێنێت، چونكه‌ ئه‌م سیانه‌، هه‌ر هه‌موویان؛ سه‌رمایه‌داران، زەمینداران و پلەوپایەداران، له‌ په‌یوه‌ندییاندا به‌وانی دیكه‌‌وه‌، ده‌قاوده‌ق وەك یەکدی هاوبه‌شی هه‌مان به‌رژه‌وه‌ندی یا هه‌مان ده‌سه‌ڵات، نین. هه‌ر له‌به‌رئه‌مه‌ش له‌ هه‌ندێك باردا چینی زەمینداران ده‌توانن بره‌و به‌ به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانیان له‌سه‌رووی بەرژەوەندی چینی سه‌رمایه‌دارانه‌وه‌، بده‌ن ( هه‌روه‌ها پێچه‌وانه‌كه‌‌شی هه‌ر دەبێت‌)، هاوكات ده‌وڵه‌تی بیرۆكراسیش ده‌توانێت له‌سه‌ر حسابی هه‌ردووك گه‌شه‌بكات.‌

ئا له‌م بارەدا گرنگه‌ جه‌خت له‌سه‌ر ئه‌وه‌ بكرێته‌وه،‌ كه‌ ئه‌و كه‌مایه‌تییه‌ی پارێزگاری له‌ به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی ده‌وڵه‌ت ده‌كات، مه‌رجنییه‌ كه‌ یه‌كێك بێت له‌وانه‌ی كه‌ پاوانی ئابوورییانكردووە‌ ( گه‌رچی له‌ باری ئاساییدا ئاوایه‌‌). له ‌سایەی هه‌ندێك بار و دۆخدا، پیاوانی‌ ئایینی، ده‌توانن ببنه‌‌ چینی فەرمانڕەو، هه‌ر وه‌كو چۆن گروپێكی سەربازی یا بیرۆكراسی، ده‌توانن. ئه‌مه‌ش ئه‌وه‌ نیشانده‌دات، كه‌‌ ده‌وڵه‌ت به‌كرده‌وه‌ ده‌توانێت وه‌كو چینێكی چه‌وسێنه‌ر جێگه‌ی ده‌سته‌بژێری پاوانخوازی ئابووریی، بگرێته‌وه‌. ئەناركیسته‌كان به‌م شێوه‌یه‌ ده‌ڕواننه‌ ده‌وڵه‌ت، كه‌ به‌رژه‌وه‌ندی چینایه‌تی خۆی هه‌یه‌.

هه‌ر وه‌كو له‌ به‌شی(section H.3.9)دا لەبارەیەوە ده‌د‌وێین، ناتوانرێت ئاوا له‌ ده‌وڵه‌ت بڕوانرێت، كه‌ هه‌ر ئاوا به‌و ئاسانییه‌ ئامرازێكی ده‌ستی چینی فەرمانڕەوی ئابوریی، بێت. مێژووو نیشانیداوه‌، كه‌ زۆرێك له‌ كۆمه‌ڵگه‌كان كاتێك هیچ چینێكی پاوانخوازی ئابووریی، بوونی نه‌بووه، ده‌وڵه‌ت خوودی خۆی چینی فەرمانڕەو بووه‌‌. ئه‌زمونی ڕوسیای سۆڤیەتی ئه‌م لێكدانه‌وه ‌و شیكردنه‌وه‌یه‌ ده‌سه‌لمێنێت. كه‌تواری شۆڕشی ڕوسیە ناکۆکە بە پاگەندە و داواکاری ماركسییه‌كان، ئەوەی كه‌ ده‌وڵه‌ت تەنیا ئامرازێكه‌ بۆ فەرمانڕەوی چینایەتی و هەروا چینی كرێكارانیش بۆ فەرمانداریی كۆمه‌ڵگه‌، پێویستیان به‌ دروستكردنی ده‌وڵه‌تی خۆیان هه‌یه‌. له جیاتی ئه‌وه‌ی كه ئامرازێك بێت، له‌ ڕێگەیه‌وه‌ چینی كرێكاران بیخەنەگەڕ و لە به‌رژه‌وندییه‌كانی خۆیان كۆمه‌ڵگه‌ بگۆڕن، كه‌چی تازه‌ ده‌وڵه‌تی چێکراو له‌لایه‌ن شۆڕشی ڕوسی’یەوه‌ هه‌ر زوو بوو به‌ ده‌سه‌ڵاتێك به‌سه‌ر ئه‌و چینه‌وە، كه‌ بانگێشه‌ی نوێنه‌ربوونی، ده‌كردن ( بۆ ئه‌م مه‌به‌سته‌ به‌شی (section H.6 )ببینه‌. له‌وێ‌شدا چینی كرێكار له‌لایه‌ن‌ ده‌وڵه‌تە تازەکە ‌و بیرۆكراسییه‌كه‌یه‌وه‌ له‌ جیاتی چینی سه‌رمایه‌داران، وه‌كو پێشتریان چه‌وسێنراوەته‌وه‌‌ و ژێرچەپۆکراوە. ئه‌مه‌ش به‌ ڕێكه‌وت ڕوینه‌دا. هه‌روه‌كو له‌ به‌شی (section H.3.7)دا لێیده‌دوێین، ده‌وڵه‌ت بۆ جه‌ختكردنه‌وه‌ له‌سه‌ر ئەرك‌ و ئامانجه‌كانی، گه‌شه‌ی به‌ چه‌ند ڕواڵه‌تێك و تایبه‌تمه‌ندییه‌كی  دیاریكراو، داوە (له‌وانه‌: نێوەندگه‌رایی، به‌شكردنی ده‌سه‌ڵات یا نوێنه‌رایه‌تی ده‌سه‌ڵات و هیدیکە له‌و چه‌شنه ‌..) ،‌ تاكو فەرمانڕەوایی كه‌مینه‌كه‌‌ به‌ده‌ستده‌هێنرێت. به‌رده‌وامیدان به‌ ئه‌و ڕواڵه‌ت و تایبەتمەندییانه‌‌ بێچەندوچوون واتە به‌رده‌وامیدان و پارێزگاریكردنی ئه‌و ئەرکانەیە، كه‌ بۆ ئه‌و خزمه‌تكردنه‌، ئافەرێنراون.‌

به‌كورتی، ڕۆڵی ده‌وڵه‌ت سه‌ركوتكردنی تاكه‌كان و چینی كرێكارانه‌ به‌گشتی و له‌ به‌رژه‌وه‌ندی چینایه‌تی كه‌مینه‌یه‌كی پاوانخوازی ئابوورییدایه‌، هه‌روه‌ها لە به‌رژه‌وه‌ندی خۆشی.  ئه‌مه‌‌ ” كۆمه‌ڵگه‌یه‌كه‌‌ بۆ مسۆگەرکردنی بەرژەوەندی ئاڵووێرانەی نێوان داراکان و فەرمانده‌ سەربازییه‌كان و دادگەران، قه‌شه‌كان و دواتریش سه‌رمایه‌داران، به‌ مەبەستی پاراستنی دەسەڵاتی کەمینەیەک بەسەر خەڵکدا‌، تاكو خۆیان ده‌وڵه‌مه‌ندببن ” ئا‌ ئه‌مه‌یه‌‌ ” بنچینەی ده‌وڵه‌ت، هەروەك مێژووەکەی ئاوا بووه‌،‌ كڕۆكی ئێستاشی، هه‌ر وایه‌.” [Kropotkin, Evolution and Environment, p. 94]

لە كاتێكدا كه‌ ده‌وڵه‌ت ئامرازی فەرمانڕەوایی چینێکە‌، هەڵبەتە ئەمە بەو واتایە نییە، كه‌ خۆبەخۆ لەتەك به‌شەکانی ئه‌و چینەی كه‌ نوێنه‌رایه‌تییده‌كات، هەڵناپێت و بەیەکدانادەن و  هەر دەبێت ئامرازی ده‌ستی چینی پاوانخوازی ئابووریی بێت. لە هەموو بارێکدا، تەنیا شتێك‌ كه‌ سەلمێنراو و مسۆگەرە.، ئەوەیە کە ده‌وڵه‌ت ئامرازێكی گونجاونییە بۆ مسۆگەرکردنی ئازادی ستەملێكراوان.‌

************************************************

بۆ خوێندنەوەی بەشەكانی پێشوو،  كرتە لەسەر ئەم بەستەرانەی خوارەوە بكە

بەشی B.2

http://wp.me/pu7aS-1bW

بەشی B.2.1

http://wp.me/pu7aS-1aZ

بەشی B.2.2

http://wp.me/pu7aS-1an

بەشی B.2.3

http://wp.me/pu7aS-1cH

بەشی B.2.4

http://wp.me/pu7aS-1dj

بەشی B.2.5

http://wp.me/pu7aS-1dG

بۆ خوێندنەوەی بابەتی دیكە بە كوردی سەردانی ئەم بەستەرە بكە

www.afaqkurdish.wordpress.com

سەرچاوەی دەقە ئینگلیزییەكە

http://anarchism.pageabode.com/afaq/secB2.html#secb24

خەمی نان و خەونی ئازادی / کەشکۆڵی یەکەم

خەمی نان و خەونی ئازادی

 کەشکۆڵی یەکەم

 کۆمەڵە بابەتێکی ھونەری و ئەدەبی

چاپی یەکەم – ئایاری ٢٠١٣

بۆ خوێندنەوەی لە ئینتەرنێت، كرتە لەسەر ئەم بەستەرەی خوارەوە بكە

Xemi Nan & Xewni Azadi-Online-Version

بۆ داگرتن و چاپكردنی لەسەر كاخەز، كرتە لەسەر ئەم بەستەرە بكە

Xemi Nan & Xewni Azadi-Print-Version

ژیان بەبێ ڕەخنە، جەستەی بێگیانە،

ڕەخنەش بەبێ لۆجیك، وڕێنەی نەزانە

خوێنەرانی هێژا، ئەم كەشكۆڵەی بەردەستتان، كۆمەڵێك بابەت دەگرێتە خۆی، كە لە شێوەی (هۆنراوە و هەڵبەست و پەخشان و تەنز و چیرۆك و شانۆیی)دا داڕێژراون یا ڕاستر بڵێم لەدایكبوون، چونكە كەمترین ڕۆڵی ئاگاهانەم لە شێوەپێدانیاندا گێڕاوە، ئەمەش بۆ سرووشبوونیان ناگەڕێتەوە، بەڵكو بۆ سەرهەڵدانی ساتەكی ئەو هەستانە دەگەڕێتەوە، كە بەرهەمی بەریەككەوتنی خەیاڵی خۆزگەكانی من و وێنە كەتوارییەكانی ژیانی ڕۆژانەن و منیان ناچار بە نووسینەوەیان كردووە.

ڕاستییەكەی من نازانم تا چەندێك ئەم بابەتانە (هۆنراوە و هەڵبەست و پەخشان یا تەنز و چیرۆك و شانۆیی)ن، ئامانجیشم لە بڵاوكردنەوەیان چ پێشتر بە شێوەی تاك و تەرا و چ لە ئێستادا وەك كەشكۆڵێك تەنیا پاراستنیانە لە فەوتان، تاوەكو وەك كەشكۆڵە بەراییەكانیان بەسەرنەیێت، كە لە كیمیابارانەكەی هەڵەبجە و ئاوارەییدا فەوتان یا ڕاستر بێڵم لەلای هاوەڵانی نادەربەست فەوتان یا لە ماڵی خۆماندا دزران [مەبەستم لە دزین، ئەوەیە، كاتێك پاش كیمیابارانەكە لە نەخۆشانەیەكی تاران دەرچووم و گەڕامەوە بۆ هەڵەبجە، دیتم كە دزێكی شارەزا پەرتووكانی منی لە هەوشەی ماڵەكەماندا پڕش و بڵاوكردووەتەوە و ئەوەی ویستوویەتی، بردوویەتی، كە دوو شت بوون؛ یەكەم ئەرشیڤی نووسینەكانم، دووەم، كۆمەڵێك نامەی دڵداری خۆم و كیژە ھاوسێكەمان (شەپۆل). دزی شارەزا، نەك هەر ئەو شتانەی لێدزیبووم، بەڵكو پەرتووكانیشمی دڕاندبوون و خستبوونییە بەرباران].

خوێنەرانی هێژا، وەك لەتەك بڵاوكردنەوەی سەرلەنوێی هەندێك لەم نووسینانەدا ئاماژەمپێداوە، ئەم نووسینانە لە ڕووی ڕێنووس و داڕشتنەوە، هەندێك چاكسازیم تێداكردوون، بەڵام بە هیچ شێوەیەك دەستكاری ناوەڕۆك و ڕوانگەی جارانی خۆم نەركردووە، خوێنەری هێژا دەتوانێت بەراوردی ئەم نۆژەنكراوانە و دەقی بڵاوكراوەیان لە ژمارەكانی گۆڤاری (پاژێی هونەریی ژیلەمۆ) و گۆڤاری (ڕۆشنبیریی دالیان)دا بكات.

بەڕێزانم، دیاری شوان هاڵەكۆكە و ئەوەی ناپەسەندی دەبینێت یا سەرنجی لەسەری هەیە، ئەوا لە ئاستی ڕەخنەی هونەرییدا وەك گوندییەك لە ئاست میواندا دەستبەسنگەوە دەوەستم و پڕ بەدڵ خۆشهاتنی لێدەكەم، كە دەڵێم ڕەخنەی هونەریی، مەبەستم ئەوەیە، كە كاتم بۆ خوێنندنەوەی ئەو بۆچوونانە نییە، كە گەڕانەوەی نووسەران بۆ سەر نەزمە كۆنەكەی سەروەری چینایەتی و بە كۆتایی مێژوو هەژماردنی ئەو نەزمە بە گۆڕان دەزانن، چونكە من گۆڕان لە پشتكردنە ناهەمواری و ناتەبایی و نایەكسانی و نادادوەریی و سەروەرییدا دەبینم، بەواتایەكی دیكە، من گۆڕان لەوەدا دەبینم كە مرۆڤ یا تاكی كۆمەڵگە چەند توانیویەتی واز لە وابەستەیی سیستەمە ڕامیارییەكان، یاسا دەستكردەكان، ڕێكخستنە قوچكەییەكان، پەیوەندییە بازرگانییەكان، بەڕێوەبەرایەتییە سەروو خەڵكییەكان، كەڵەكایی پارتە ڕامیارییەكان و مشەخۆرە ڕامیارپیەكان، بھێنێت و بگەڕێتەوە باوەشی سروشت و سروشتیبوونی خۆی و ھوشیارانە ھەنگاوی بۆ ڕێكخستنی كۆمەڵگە لەسەر نەزمی سروشتی و بەپشتبەستن بە یاسا سروشتییەكان و ڕێكخستنی ئاسۆیی لەسەر بنەمای پەیوەندییە ئازادە كۆمەڵایەتییەكان، كە بنەمایان دابینكردنی ئازادی و یەكسانی و دادپەروەریی كۆمەڵایەتی بێت بۆ تاك و تاك پێوەربێت نەك نەتەوە و ئایین و نەژاد و ڕەگەز و كولتوور و خێڵ و دەستەبژێربوون.

نەوتراو نەمێنت ، لەبەرئەوەی كە دژی ناوبانگ و پەخشانكردنی وێنە و پاڵەوانسازیی چێكردنم بۆ خۆ، بۆ ئەو ئازیزانەی كە لە نزیكەوە نامناسن، تەنیا دەتوانم بڵێم؛ من كەسێكی گوندی، ڕۆڵەی بەوەفای دایكە سروشت و پارێزەری ژینگە و دۆستی ئاژەڵانم، لە ڕووی ھزرییەوە ساڵی ١٩٨٣ بە پەیوەندی (كۆمەڵەی ڕەنجدەرانی كوردستان)ەوە وەك سۆشیالیستخوازێك كەوتوومەتە چالاكی و پاش سێ ساڵ كەوتوومەتە ژێر كارایی (كۆمەڵەی زەحمەتكێشانی كوردستانی ئێران) و شان بە شانی گۆڕانەكانی نێو ئەو ڕێكخراوە، منیش لە گۆڕاندابووم و ساڵی ١٩٩١ پاش ڕاپەڕین بە ڕێكخراوی (ڕەوتی كۆمونیست)ەوە پەیوەستبووم و بە چەند مانگ پێش بە پارتبوونی ئەو ڕێكخراوە وازملێیھێناوە و تا ئەمڕۆكە كەسێكی سەربەخۆم و واوەتر لەوەش دژایەتی ھەموو ڕێكخراوێكی ڕامیاریی، ھەموو جۆرە دەسەڵات و بەڕێوەبەرایەتییەكی ڕامیاریی و دژی ھەموو یاسا و نەزم و پێكھاتەیەكی ڕامیاریی و دژی ناوبانگ و پیشە و بەرتەریی ڕامیارییم.

بەدڵنیاییەوە، ئەگەر لە ئێستادا ھەندێك لەم بابەتانەم بنووسینایە، یا نەمدەنووسین یا بە شێوەیەكی دیكە دامدەڕشتن. بەڵام ئەمە ناكاتە ئەوەی كە لێرەدا بڵاویاننەكەمەوە و بە ھی خۆمیان نەزانم، بەپێچەوانەوە ھەر یەكە لەو بابەتانە، گەواھی ڕەوتی گۆڕانی ھزر و گەشەی توانا و پێگەیینی سەلیقەی من نیشاندەدەن و وەك منداڵانی دایك و بابێك ئاوان، كە ھیچ كات دایك و بابی ھوشیار و بڕوابەخۆبوو، ناتوانن بڵێن، ئەم منداڵانەمان لەو منداڵانەمان زیاتر خۆشدەوێن، لەبەرئەوەی ئەمان جوانتر یا زیرەكتر یا ئازاتر و خرپنترن و ئەوانی دیكە زیندەبەچاڵدەكەین، لەبەرئەوەی كە وەك ئەمانەی دیكە نین!

بۆ كەسێك، كە نووسین بە چەكی خەبات و بیركردنەوە بە پەیژەی سەرەكوتن بەرەو لوتكەی ھوشیاریی بزانێت، لەوەش دڵنیاییە، كە نووسەربوونیش وەك ھەر بوونێكی دیكە، لە چۆنیەتی گەشە و قۆناخەكانی گەورەبوونی خودی مرۆڤ دەچێت، كە ھیچ كەس پێش لەدایكبوون ناگری و ھیچ كەس پێش سنگەخشكێ، دارەدارە ناكات و ھیچ كەس پێش پیری، دەركی  بایەخ و خۆشی ڕۆژانی لاوێتی و بەگوڕوتینی ناكات و نازانێت، ئەگەر ھەڵچوون و داچوونەكانی سەردەمی منداڵی و ھەرزەكاریی و لاوێتی نەبوونایە، نەیدەتوانی ببێتە پیرێكی دانا، ھەر ئاواش نووسەر بەبێ نووسینی نووسینە لاوازەكانی و كەڵەكەبوونی ئەزموون، نابێتە نووسەرێك، كە بەخۆی ڕۆژگارێك چێژ لە خوێندنەوەی نووسینەكانی خۆی بەرێت و بە ڕەخنەی خوێنەرانی دڵخۆشبێت.

ھەژێن

١١ی ئۆكتۆبەری  ٢٠١٣

 


 

Jyan bebê Rexne, Cestey bêgyane,

Rexneş bebê Locîk, Wrrêney nezane

Xwêneranî hêja, em Keşkolley berdesttan, komellêk Babet degrête xoy, ke le şêwey (Honrawe û Hellbest û Pexşan û Teniz û Çîrok û Şanoyî)da darrêjrawn ya rastir bllêm ledaykbûn, çunke kemtirîn Rollî agahanem le şêwepêdanyanda gêrrawe, emeş bo Srûşbûnyan nagerrêtewe, bellku bo serhelldanî satekî ew Hestane degerrêtewe, ke berhemî beryekkewtinî Xeyallî Xozgekanî min û Wêne ketwarîyekanî Jyanî Rojanen û minyan naçar be Nûsîneweyan kirduwe.

Rastîyekey min nazanim ta çendêk em Babetane (Honrawe û Hellbest û Pexşan ya Teniz û Çîrok û Şanoyî)n, amancîşm le bllawkirdneweyan çi pêştir be şêwey Tak û tera û çi le êstada wek keşkollêk tenya parastinyane le fewtan, taweku wek keşkolle berayyekanyan beserneyêt, ke le Kîmyabaranekey Hellebce û awareyîda fewtan ya rastir bêllm lelay Hawellanî naderbest fewtan ya le Mallî xomanda dizran [mebestim le dzîn, eweye, katêk paş Kîmyabaraneke le nexoşaneyekî taran derçûm û gerramewe bo Hellebce, dîtim ke Dzêkî şareza Pertûkanî mnî le Hewşey Mallekemanda prriş û bllawkirduwetewe û ewey wîstûyetî, birdûyetî, ke dû şit bûn; yekem Erşîvî Nûsînekanim, duwem, komellêk Namey Dilldarî xom û Kîje Hawsêkeman (Şepol). Dzî şareza, nek her ew ştaney lêdzîbûm, bellku Pertûkanîşmî drrandibûn û xistbûnye ber Baran].

Xwêneranî hêja, wek letek bllawkirdnewey serlenwêy hendêk lem Nûsînaneda amajempêdawe, em Nûsînane le rûy Rênûs û Darriştnewe, hendêk çaksazîm têdakridûn, bellam behîç şêweyek destkarî Nawerrok û Rwangey caranî xom nerkirduwe, Xwênerî hêja detwanêt berawridî em nojenkrawane û Deqî bllawkraweyan le jmarekanî Govarî (pajêy hunerîy Jîlemo) û Govarî (roşnibîrîy Dalyan)da bkat.

Berrêzanim dyarî Şwan Hallekoke û ewy napesendî debînêt ya sernicî leserî heye, ewa le astî Rexney hunerîyda wek Gundîyek le ast Mîwanda dest be Singewe dewestim û pirr be Dill xoşhatnî lêdekem, ke dellêm Rexney hunerî, mebestim eweye, ke katim bo xwênindnewey ew boçûnane nîye, ke gerranewey Nûseran bo ser Nezme konekey Serwerî Çînayetî û be kotayî Mêjû hejmardinî ew Nezme be Gorran dezanin, çunke min Gorran le piştkirdne Nahemwarî û Natebayî û nayeksanî û Nadadwerîy û Serwerîyda debînim, bewatayekî dîke, min Gorran leweda debînim ke Mrov ya Takî Komellge çend twanîwyetî waz le wabesteyî Sîsteme Ramyarîyekan, Yasa destkirdekan, Rêkxistne quçkeyyekan, Peywendîye bazirganîyekan, Berrêweberayetîye serû Xellkîyekan, kellekayî Parte Ramyarîyekan û Mşexore Ramyarpyekan, bhênêt û bgerrêtewe Baweşî Sruşt û Sruştîbûnî xoy û huşyarane Hengawî bo rêkxistinî Komellge leser Nezmî Sruştî û bepiştbestin be Yasa Sruştîyekan û rêkxistinî asoyî leser bnemay Peywendîye azade Komellayetîyekan, ke bnemayan dabînkirdnî Azadî û Yeksanî û Dadperwerîy Komellayetî bêt bo Tak û Tak pêwerbêt nek Netewe û Ayîn û Nejad û Regez û Kultûr û Xêll û Destebjêrbûn.

Newtraw nemênt,, leberewey ke djî Nawbang û pexşankirdnî Wêne û pallewansazîy çêkirdnim bo xo, bo ew Azîzaney ke le nzîkewe namnasn, tenya detwanim bllêm; min Kesêkî Gundî, Rolley bewefay Dayke Sruşt û parêzerî Jînge û Dostî Ajellanim, le rûy Hizrîyewe Sallî 1983 be Peywendî (Kommelley Rencderanî Kurdistan)ewe wek Soşyalîst-iXwazêk kewtûmete çalakî û paş sê Sall kewtûmete jêr karayî (Kommelley Zehmetkêşanî Kurdistanî Êran) û şan be şanî Gorranekanî nêw ew Rêkixrawe, mnîş le Gorrandabûm û Sallî 1991 paş Raperrîn be Rêkixrawî (Rewtî Komunîst)ewe peywestibûm û be çend Mang pêş be Partibûnî ew Rêkixrawe wazmilêyhênawe û ta emrroke Kesêkî Serbexom û wawetir leweş djayetî hemû Rêkixrawêkî Ramyarîy, hemû core Desellat û Berrêweberayetîyekî Ramyarîy û djî hemû Yasa û Nezm û Pêkhateyekî Ramyarîy û djî Nawbang û pîşe û berterîy Ramyarîym.

Bedillnyayyewe, eger le êstada hendêk lem Babetanem bnûsînaye, bedillnyayyewe ya nemdenûsîn ya be şêweyekî dîke damderriştin. Bellam eme nakate ewey ke lêreda bllawyannekemewe û behî xomyan nezanim, bepêçewanewe her yeke lew Babetane, gewahî Rewtî Gorranî Hzir û geşey Twana û pêgeyînî Selîqey min nîşandeden û wek Mindallanî Dayk û Babêk awan, ke hîç kat Dayk û Babî huşyar û birrwabexobû, natwanin bllên, em Mindallaneman lew Mindallaneman zyatir xoşdewên, leberewey eman cwantir ya zîrektir ya azatir û xirpintrin û ewanî dîke zîndebeçalldekeyn, lebereewey ke wek emaney dîke nîn !

Bo Kesêk, ke Nûsîn be çekî Xebat û bîrkirdnewe be peyjey serekutin berew Lutkey Huşyarîy bzanêt, leweş dillnyayye, ke Nûserbûnîş wek her Bûnêkî dîke, le çonyetî geşe û Qonaxekanî gewrebûnî xudî Mrov deçêt, ke hîç Kes pêş ledaykbûn nagrî û hîç Kes pêş Singexşikê, Daredare nakat û hîç Kes pêş pîrî, derkî  bayex û xoşî Rojanî lawêtî û begurrutînî nakat û nazanêt, eger hellçûn û daçûnekanî serdemî Mindallî û Herzekarîy û Lawêtî nebûnaye, neydetwanî bbête Pîrêkî dana, her awaş Nûser bebê Nûsînî Nûsîne lawazekanî û kellekebûnî Ezmûn, nabête Nûserêk, ke bexoy Rojgarêk çêj le xwêndnewey Nûsînekanî xoy berêt û be Rexney Xwêneranî dillxoşbêt.

 

Hejên

11î  Oktoberî 2013

پێشا‌نگە‌ی په‌رتووکی ئه‌نارکستی (2013)ی‌ له‌نده‌ن

پێشا‌نگە‌ی په‌رتووکی ئه‌نارکستی (2013)ی‌ له‌نده‌ن

یه‌که‌م پێشانگه‌ی په‌رتووکی ئه‌نارکستی له‌ ساڵی (1983)دا له‌ Wapping، كرایەوە.  که‌س چاوه‌ڕوانی نه‌ده‌کرد، که‌ سێ ده‌ھه‌ دواتر ، ئه‌م پێشانگه‌یه‌ ، نه‌ك هه‌ر به‌رده‌وامبێت، به‌ڵکو ساڵ به‌ ساڵ به‌ ‌ سه‌رنجڕاکێشانی زیاتر له‌  (3000) که‌س هه‌ر له‌و ڕۆژه‌دا به‌هێزتر و قه‌ره‌باڵختر بێت.  ئه‌مه‌ش سه‌رکه‌وتنێکی گه‌وره‌یه بۆمان، ئاهه‌نگگێڕانێکیشه‌ بۆ مێژوومان و هیوایه‌کیشه‌ بۆ داهاتوومان.

له‌ ساڵه‌کانی دەھەی (80)دا پارێزگاری و به‌گژاچوونه‌وه‌یه‌کی به‌ربڵاوی چینی کرێکارانمان له‌ مانگرتنی میلتانته‌کان و ڕاپه‌ڕینی شاره‌کاندا به‌رچاوکه‌وت، دواتریش تێشکان و به‌زاندنی سیسته‌می  سەرانە (پۆڵته‌کسی  Poll Tax)ی به‌دووی خۆیدا هێنا.  له‌ کۆتایی نه‌وه‌ده‌کاندا  پارتی له‌یبه‌ری ده‌سه‌ڵاتدار، له‌پێناوی نه‌وتدا به‌خێرایی خۆی له‌ جه‌نگه‌کانه‌وه‌ گلان، دواتریش که‌ هێزی هاوپه‌یمان، که‌ له‌ پارتی تۆری و پارتی لیبراڵ – دیمۆکرات پێکهاتووه‌ ، شوێنیانگرتنه‌وه ‌و ئێستا به‌هۆی مه‌ترسی هه‌ره‌سهێنانی ئابوورییه‌وه‌‌ جه‌نگی دژی هه‌ژاران ده‌که‌ن.

هیچ که‌سێك ناتوانێت به‌ تەواوەتی بڕوا و متمانه‌ به‌ ڕامیارییه‌کان و  شانۆگه‌ری په‌ڕله‌مان له‌ دابینکردنی پاشه‌ڕۆژ یا داهاتوودا بکات.  ناڕه‌زایی و به‌گژاچوونه‌وه‌ له‌ شه‌قامه‌کان، له‌شوێنیه‌کانی کارکردن، له‌ شوێنی ژیانی خوێندکاراندا، دیسانه‌وه  له ‌گه‌شه‌کردندایه، کاری هاوبه‌شی  ئه‌مانه‌ش خۆ-ڕێکخستنیانه به‌خۆیان، چونکه‌ زۆر  ئاشکرایه،‌ هه‌رکاتێك بمانه‌وێت، که‌ جه‌نگی به‌رهه‌ڵستی و به‌گژاچوونه‌وه‌ ‌ به‌رپابکه‌ین، پێویستمان به‌وه‌ هه‌یه‌ که ‌به‌ خۆمان بیکه‌ین.

یه‌کێك له‌ قسه‌که‌ره‌کانی پار ساڵ سه‌باره‌ت به‌ پێشانگه‌ی په‌رتووکی ئه‌نارکستی له‌ (له‌نده‌ن)دا، وتی “ڕه‌نگه‌ ئه‌م بۆنه‌یه‌ له‌ جیهاندا گه‌وره‌ترین ڕوداوی ساڵانه‌ی ئه‌نارکیسته‌کان بێت.  ئێمه‌ ئه‌م ڕوداوه‌ واده‌بینین، که ده‌نگێك و به‌شێکی زۆر بچووکی بزوتنه‌وه‌که‌یه‌، که‌ به‌شداریده‌کات و وزه‌یه‌ك به‌ به‌رهه‌ڵستیکردن و ھاوپشتی ده‌دات.  شوێنێکه‌ که‌ باس له‌ بیرۆكەکانمان، ئه‌زموونه‌کانمان ، لێدوان و بەڵگه‌کانمان ده‌که‌ین، بۆ ئه‌وه‌ی تێکه‌ڵبین و خۆمان یه‌کخه‌ین، تاکو نیشانیبده‌ین ده‌وڵه‌ت هه‌رچییه‌کمان به‌رامبه‌ر بکات، ناتوانێت په‌راوێزمانبخات، ‌یا له‌نێومانبه‌رێت.  ئه‌م ڕۆژه‌  زیاتر له‌ هه‌موو کاتێك به‌ختی  بینینی خه‌ڵکانی دیكەمان بۆده‌ڕه‌خسێنێت؛ ئه‌وانه‌ی که‌ ده‌یانه‌وێت دونیایه‌کی نوێ دروستبکه‌ن، دیسانه‌وه‌ ئه‌وه‌ش ده‌سه‌لمێنێت، که‌ ئه‌نارکسته‌کان ڕێکخستن به‌که‌م ناگرن.

بۆ زانیاری زیاتر، تکایه‌ کرته‌ له‌سه‌ر ئه‌م به‌سته‌ره‌ی خواره‌وه‌ بکه‌: ‌  ‌

http://anarchistbookfair.org.uk/

كێ له‌ نێوەندگه‌رایی سوودمه‌ند ده‌بێت ؟

كێ له‌ نێوەندگه‌رایی سوودمه‌ند ده‌بێت ؟

An Anarchist FAQ

وەرگێڕانی: زاھیر باھیر

 

 B.2.5 كێ له‌ نێوەندگه‌رایی سوودمه‌ند ده‌بێت ؟

‌هیچ سیسته‌مێكی كۆمه‌ڵایه‌تی بوونی نابێت، ئه‌گه‌ر سوود به‌ كه‌سێك یا گروپێك نه‌گه‌یه‌نێت. نێوەندگه‌رایی له‌ ده‌وڵه‌تدا یا له‌ كۆمپانیدا، جیاواز نییه‌ له‌وه‌ی كه‌ له‌ سه‌ره‌وه‌ وترا. نێوەندگه‌رایی له‌ هه‌موو بواره‌كاندا، به‌ڕاسته‌وخۆ سوود به‌وانه‌ ده‌گه‌یه‌نێت، كه‌ له‌ سه‌ره‌وه‌ن، چونكه‌ ده‌یانپارێزێت له‌وانه‌ی كه‌ له‌ خواره‌وه‌ن، بەشێوەیەكی كاریگەرانەتر ڕێگە به‌مانه‌ی سه‌ره‌وه‌ له‌ كۆنترۆڵكردن و فه‌رمانڕه‌وایی ئه‌وانه‌ی خواره‌وه، ده‌دا. هه‌ر له‌به‌رئه‌مه‌ش نێوەندگه‌رایی ڕاسته‌وخۆ له‌ به‌رژه‌وه‌ندی بیرۆكراسییه‌كان و ڕامیاره‌كانه‌ كه‌ پشتگیری نێوەندگه‌رایی بكه‌ن.

له‌ سیسته‌می سەرمایەداریدا، به‌ هه‌ر شیوه‌یه‌ك بێت، تێكڕای به‌شه‌ جیاجیاكان له‌ چینی بزنس [بازرگانەكان] پشتگیری نێوەندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت ده‌كه‌ن. ئه‌مه‌ په‌یوه‌ندییه‌كی سومبلیانه‌ی‌ نێوان سه‌رمایه‌ و ده‌وڵه‌ته‌، كه‌ دواتر له‌ بەشی ( F.8)دا قسه‌ی له‌سه‌ر ده‌كه‌ین. ده‌وڵه‌ت ڕۆڵێكی گرنگ له‌ ” خۆماڵیكردنی ” بازاڕدا، گێڕاوه‌، وه‌کو سه‌پاندنی ‌ ” بازاڕی‌ ئازاد” به‌سه‌ر كۆمه‌ڵگه‌دا. به چركردنه‌وه‌ی ده‌سه‌ڵات و‌ دانی ئه‌و ده‌سه‌ڵاته‌ به‌ نوێنه‌ره‌كان و ئافراندنی ده‌وڵه‌تێكی بیرۆكراسی، كەسانی ئاسایی بێده‌سه‌ڵات ده‌كرێن، ئه‌مه‌ش وا ده‌‌كات، كه ئه‌و كەسانە‌ كه‌متر بتوانن له‌ به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی سامانداران و ده‌وڵه‌مه‌ندان، ده‌ستوه‌رده‌ن. باکونین سه‌باره‌ت به‌مه‌ له‌ پەرتووكی ‘ كۆماری ‘دا ده‌ڵێت ” ئه‌وه‌ی كه‌ پێیده‌ڵین خه‌ڵك ، كەسانی یاسایی، كه‌ گوایه‌ نوێنه‌رایه‌تییان له‌لایه‌ن ده‌وڵه‌ته‌وه‌ ده‌كرێت و سوودمه‌ندیان ده‌كات، ده‌وڵه‌ت ناهێڵێت هه‌ناسه‌ بده‌ن و به‌م بارەشه‌وه‌ له‌لایه‌ن “جیهانێكی بیرۆكراسیانه‌وه‌” بۆ ” به‌رژه‌وه‌ندێكی گه‌وره‌تری چینی خاوه‌نزه‌وی و خاوه‌ن موڵكی بەرتەریدار له‌پاڵ به‌رژه‌وه‌ندی تایبه‌تی خۆشیدا، (به‌رژه‌وندی ده‌وڵه‌ت)، به‌رده‌وامی به‌و شێوه‌یه‌ی ژیانیان ده‌درێت ” [Op. Cit., p. 211]

نموونه‌كانی زیادبوونی نێوەندگه‌رایی ڕامیاریی‌، ئه‌وه‌ی كه‌ له‌لایه‌ن به‌رژه‌وه‌ندی ده‌وڵه‌مه‌ند و‌ بزنسمان [بازرگان/ تاجر]ە‌ سامانداره‌كانه‌وه‌ بره‌وی پێده‌درێت، له‌ ته‌واوی مێژووی سه‌رمایه‌داریدا، ده‌بینرێت. ” له‌ ئه‌مه‌ریكای شۆڕشگێڕدا ‘ سروشتی فه‌رمانڕه‌وایی شار بووه‌ مایه‌ی مشتومڕێكی گه‌رم’.  ‘Merril Jensen سەبارەت بە كۆبوونه‌وه‌كانی ناوجەرگەی شار تێبینی ئەوە دەكات، كە … ‘خاڵی نێوكۆییی سەرنجدان (وردبوونەوە) بوو له چالاكی شۆڕشگێڕانه’.  پاش ئه‌وه‌ی كه‌ شۆڕشی ئه‌مه‌ریكا هێڵی خۆی ئاشكراكرد، كاردانه‌وه‌ی دژە دیمۆكراسییه‌كان خۆڕێكخستن بوو، بەو هەوڵەی كە له‌لایه‌ن كه‌سانی كۆنه‌پارێزه‌وه‌ درا، تاكو‌ فۆرمێكی یه‌كگرتوی بزنس [بازرگانی] ئاسا ‘ فۆرمی كۆمپانیا’ له‌نێو (شاره‌وانییه‌كانی حكومه‌تدا) ……. له‌و شوێنانه‌ی كه‌ شاره‌كان له‌لایه‌ن سه‌رۆكی شاره‌وانی و لیژنه‌ی هه‌ڵبژێرراوی شاره‌وانی له‌ دانیشتوانی گه‌ڕه‌كه‌كان، كه‌ كاروباره‌كانی شاریان به‌ڕێوه‌ده‌برد، دروستبكرێت … بازرگانه‌كان، بۆ ڕزگاربوون له‌ كۆبونەوەكانی شار، یەكسەر هاریكاری و پشتگیرییان لەم هه‌نگاوه‌ كرد” [Murray Bookchin, Towards an Ecological Society, p. 182]

ئالێره‌دا ده‌بینین كه‌ ڕامیاری و بڕیاره‌ لۆكاڵییه‌كان له‌ چنگی زۆربه‌ ده‌رهێنراون ‌و خراونه‌‌ته چنگی كه‌مایه‌تییه‌كه‌وه ‌و له‌وێدا چه‌قی به‌ستوه‌ ( ئه‌وانه‌ش هه‌میشه‌ ده‌وڵه‌مه‌نده‌كانن). فه‌ره‌نسا نموونه‌یه‌كی دیكەیه‌:

له‌ فه‌ره‌نسا “حكومه‌ت بۆی ده‌ركه‌وت … ئه‌نجومه‌نه‌كانی شار [ كه‌ له‌ هه‌موو خێزانه‌كان پێكهاتووه‌] زۆر دەمدرێژن، ناڕه‌زایی ده‌رده‌بڕن، هیچ گوێڕایه‌ڵ نین، له‌به‌رئه‌وه‌ له‌ هه‌ڵبژاردنه‌كه‌ی 1787 لیژنه‌ی شاره‌وانی  له‌ سه‌رۆكی شاره‌وانی و 3 تا 6 كه‌س له‌ نوێنه‌ران، كه‌ له‌ هه‌ره‌ جوتیاره‌ سامانداره‌كان بوون، هه‌ڵبژێرران . ئه‌م لیژنه‌یه‌ له‌ جێگەی ئەنجومەنەكانی‌ شار، كه‌ له‌ هه‌موو خێزانه‌كان پێكهاتبوو، بوونه‌‌ لیژنه‌ی شاره‌وانی.” [Peter Kropotkin, Mutual Aid, pp. 185-186]

ئه‌مه‌ به‌شێك بوو له‌و بزووتنەوە گشتییه‌ بۆ داماڵینی چینی كرێكاران له‌ ده‌سه‌ڵاتیان و چه‌قبه‌ستنی دانی بڕیاره گرنگه‌كان‌ له‌لایه‌ن كه‌مینه‌وه‌‌ ( هه‌روه‌كو له‌ شۆڕشی ئه‌مه‌ریكادا ڕویدا). كرۆپتیكین په‌نجه‌ بۆ ئه‌م پرۆسێسه وه‌كو خۆی ڕاده‌كێشێت و ده‌ڵێت:‌

” چینی نێوەنجی كه‌ تا ئه‌و كاته‌ وێڵی سه‌پۆرتی خه‌ڵكی بوون بۆ ئه‌وه‌ی یاسا ده‌ستوورییه‌كان‌ به‌ده‌ستبهێننه‌وه، هه‌روه‌ها بۆ ئه‌وه‌ی كه‌ پاوانخوازی نۆبڵایه‌تییان كه‌ به‌سه‌رچووبوو، بگێڕنه‌وه‌، كه‌چی ئێستا هه‌ست به‌ هێز و وزه‌‌ی خه‌ڵكی ده‌كه‌ن و ئه‌و هێزه‌ ده‌یبینن، هه‌ر له‌به‌رئه‌وه‌ بۆ زاڵبوون و بۆ له‌ چه‌كداماڵینیان و گێڕانه‌وه‌یان بۆ بارودۆخی سه‌ردانه‌واندن و كڕنووشبردن، ئه‌وه‌ی كه‌ ده‌توانن بیكه‌ن، دەبێت بیكەن.

   [. . . ]

” ئه‌وان له‌ دانانی یاسا و ڕوڵه‌كان به‌شێوه‌یه‌ك په‌له‌یانه،‌ تاكو‌ ده‌سه‌ڵاتی ڕامیاریی كه‌ له‌ ده‌ستی دادگە ده‌رده‌چێت، نه‌كه‌وێته‌ ده‌ستی خه‌ڵكی. هه‌ر له‌به‌رئه‌مه‌ش …. پێشنیاری ئه‌وه‌ (كرابوو) فه‌ره‌نسییه‌كان دابه‌شبكه‌ن به‌سەر دوو چیندا‌، له‌وانه‌ تەنیا یه‌كێكیان، هاووڵاتییه‌ چالاكه‌كانن، كه‌ ده‌بێت به‌شداری له‌ حكومه‌تدا بكه‌ن، له‌ كاتێكدا، ئه‌وی دیكەیان لەژێر ناوی هاووڵاتی ناچالاكدا ده‌خزێننه نێو جەماوەره‌ زۆره‌كه‌ی خه‌ڵكی. ئه‌مانه‌  ده‌بێت له‌ هه‌موو مافه‌ ڕامیارییه‌كان، بێبەش بن. ئەم [ ئه‌نجومونه ‌نه‌ته‌وه‌ییە]‌ فه‌ره‌نسای به‌ش به‌ش كردووه‌ … هه‌میشه‌ش به‌رده‌وامی به‌ بنەمای دوورخستنه‌وه‌ یا بێبه‌شكردنی چینه‌ هه‌ره‌ هه‌ژاره‌كان له‌ حكومه‌ت، ده‌دا … ئه‌م چینە هەژارانە له‌ ئه‌نجومه‌نه‌ سه‌ره‌تاییه‌كانی جەماوەره‌كه، بەدەر دەكات،‌….. ئیدی‌ چیتر ناتوانن به‌شداری له‌ ئه‌نجومه‌نه‌ سه‌ره‌تاییه‌كاندا بكه‌ن، هەر بەو شێوەیەش مافی ده‌ستنیشانكردنی یا دیاریكردنی هەڵبژێردراوانیان، نییه‌ [ ئه‌وانه‌ی نوێنه‌ره‌كان بۆ ئه‌نجومه‌نی نه‌ته‌وه‌یی هه‌ڵده‌بژێرن)، یا بۆ ئه‌نجومه‌نی شاره‌وانی ، یا بۆ هه‌ر یه‌كێك له‌ شاره‌وانییه‌كان.

” له‌ كۆتاییدا، به‌رده‌وامی پرۆسه‌ی هه‌ڵبژاردنی ئه‌نجوومه‌نه‌كان بۆ كۆنترۆڵكردن و وه‌ستانی چالاكییه‌كان بوو. كاتێك فه‌رمانڕه‌وا‌كان، به‌رپرسه‌كان له‌ چینی نێوەنجی دانران، ئه‌م ئه‌نجوومه‌نانه‌ جارێكی دیكە كۆبوونه‌وه‌یان نه‌كرده‌وه‌ . كاتێك كه‌ به‌رپرسه‌كانی چینی نێوەنجی دانران، نه‌دە‌بوو‌ كۆنترۆڵێكی ئاوایان هه‌بووایه‌. چونكه‌ هه‌ر به‌ زوویی هه‌تا مافی واژۆكۆكردنه‌وه و بڕیار و پێشنیاره‌كانیش ڕێگەیان پێنەدەدرا…. ‘ده‌نگ بده‌و زمانی خۆت بگره‌’

” سه‌باره‌ت به‌ گوندییه‌‌كانیش ….. ئه‌نجوومه‌نی گشتی دانیشتووان ……[ ئه‌وانه‌ی] كه‌ كاروباره‌كانی كۆمۆنیان بەڕێوەده‌برد …. بەپێی یاسا قه‌‌ده‌خه‌كران‌. له‌و كاته‌وه‌ تەنیا جوتیاره‌ گوزه‌ران باشه‌كان، هاوڵاتییه‌ چالاكه‌كان، مافی یه‌كگرتن (كۆبوونه‌وه‌)یان له‌ ساڵێكدا یه‌كجار بۆ هه‌ڵبژاردنی سه‌رۆكی شاره‌وانی و لیژنه‌ی شاره‌وانی هه‌یه‌، كه‌ تێكه‌ڵه‌یه‌كه‌ له‌ 3 یا 4 پیاوی چینی نێوەنجی له‌ گونده‌كه‌دا.

” جۆرێكی ئاواش له‌ ڕێكخراوی شاره‌وانی، به‌ شاره‌كانیش دراوه ‌… له‌به‌رئه‌مه‌ چینه‌ نێوەنجییەكان به‌ هه‌موو ھوشیارییەكه‌وه‌ خۆیان ئامادە كردووە،‌ تاكو ده‌سه‌ڵاتی شاره‌وانی له‌ ده‌ستی ئه‌ندامه‌ ژیانباشه‌كانی ناو كۆمۆنێتیه‌كه‌دا‌ بمێنێته‌وه‌.” [The Great French Revolution, vol. 1, pp. 179-186]

به‌م شێوه‌یه‌ ئامانجی نێوەندگه‌رایی، وه‌رگرتنه‌وه‌ی ده‌سه‌ڵاته‌ له‌ جەماوەره‌كه ‌و بیخاته‌وه‌ ده‌ستی ده‌وڵه‌مه‌ندان و سامانداران. ده‌سه‌ڵاتی خه‌ڵكه‌كه‌ش له‌ ئه‌نجوومه‌نه‌ جه‌ماوه‌رییه‌كاندا خۆیده‌بینێته‌وه‌، وه‌كو هی ” به‌شه‌كان” و ” ده‌ڤه‌ره‌كان” كه‌ له‌ پاریسدا هه‌ڵقووڵان، وه‌كو كرۆپتیكین ده‌ڵێت ” پرنسپڵه‌كانی ئەناركیزم” و ” پراكتیزه‌كردنی … حكومه‌تی خۆیی ڕاسته‌وخۆ ” [Op. Cit., p. 204 and p. 203]) بە ئه‌نجوومه‌نه‌كانی گون‌ده‌كانیشەوە . به‌هه‌رحاڵ، ئه‌نجوومه‌نی نه‌ته‌وه‌یی ” ئەوەی لە توانایدا بوو، بۆ كەمكردنەوەی دەسەڵاتی دە‌ڤه‌ره‌كان ‌…. و كۆتاییهێنان بە‌ لانكه‌كانی شۆڕش، كردی… ئەویش به‌تەنیا ڕێگه‌دان بوو به‌ هاووڵاتییه‌ چالاكه‌كان‌ …كه‌ به‌شداری له‌ پرۆسه‌ی هه‌ڵبژاردن و بەڕێوەبردنی ئه‌نجوومه‌نه‌كاندا، بكەن ” [Op. Cit., p. 211].  به‌م شێوه‌یه‌ ” حكومه‌تی نێوەندی به‌هێواشی هه‌وڵیده‌دا، كه‌ به‌شه‌كان بخاته‌ ژێر ده‌سه‌ڵاتی خۆی” و ده‌وڵه‌تیش ” هه‌وڵی ده‌دا هه‌موو شتێك لە دەستی خۆیدا نێوەندگه‌رایی بكا…… ئه‌مه‌ش بێبەشكردنی ڕێكخراوه‌ جه‌ماوه‌رییه‌كانه‌ .. و .. تاكو هه‌موو … ئەركە‌ ئیدارییه‌كان…. له‌ شێوه‌یه‌كی پۆلیسییانه‌دا ‌بخاته‌‌ ژێر ڕكێفی بیرۆكراسی خۆی، به‌مه‌ش واتە مردنی به‌شه‌كان ” [Op. Cit., vol. 2, p. 549 and p. 552]

هه‌ر وه‌كو ده‌بینرێت، هه‌ر دوو شۆڕشه‌كه‌، فه‌ره‌نسییه‌كان و ئه‌مه‌ریكییه‌كان دوور یا نزیك هه‌مان پرۆسه‌یان بینی، له‌ ڕووی ئه‌وه‌ی كه‌ ده‌وڵه‌مه‌ندان و سامانداران نێوەندێتی ده‌سه‌ڵاتیان خسته‌ ده‌ستی خۆیان ( بەرگی یه‌كەم لە Murray Bookchin’s The Third Revolution  به‌درێژی هه‌ندێك لێدوان له‌سه‌ر شۆڕشی فه‌ره‌نسییه‌كان و ئه‌مه‌ریكییه‌كان ده‌كات). ئه‌مه‌ش ئەوەی مسۆگەرکردووە، كه‌ چینی كرێكاران (زۆربەیان) له‌ پرۆسه‌ی بڕیاردانه‌كان و‌ ملكەچكران  بۆ یاساكان و ده‌سه‌ڵاتی كه‌مینەیەك له‌ خه‌ڵك، به‌ده‌ر بوون. بێگومان ئه‌مه‌ش، به‌ چینی كه‌مایه‌تی، كه‌ نوێنه‌ره‌كانیان ئه‌و ده‌سه‌ڵاته‌یان هه‌یه، سوود ده‌گه‌یه‌نێت . دیاره‌ هۆی بناخە‌یی بۆ نێوەندگه‌رایی ده‌سه‌ڵات له‌ هه‌موو شۆڕشێكدا، هەبووە، ئیدی شۆڕشی ئه‌مه‌ریكییه‌كان بووبێت، یا ڕوسییه‌كان یا هی فه‌ره‌نسییه‌كان. ئه‌م نێوەندگه‌رایه‌ی ده‌سه‌ڵاتیش، دوور‌خستنه‌وه‌ی زۆربه‌ بوو‌ له‌ به‌شداریكردن له‌ بڕیاره‌كاندا، كه‌ كاریگه‌ریی له‌سه‌ر خۆیان و كۆمۆنێتییه‌كانیشیان ، هەبوو‌.

بۆ نموونه‌ باوكانی دامەزرێنەر‌ی ده‌وڵه‌تی ئه‌مەریكا به‌ئاشكرا ئه‌وه‌یان ده‌ربڕیوه‌، كه‌ نێوەندگه‌راییان بۆ ئه‌و هۆكار و بیانووانه‌ی سه‌ره‌وه‌ به‌پێویست زانیوه. خاڵی دڵه‌ڕاوكێی لای James Madison ئه‌وه‌ بووه،‌ كاتێك كه‌ “زۆربه‌” كۆنترۆڵی “حكومه‌تێكی جه‌ماوه‌ریی‌”یانكرد و له‌ بارودۆخێكدا بوون، كه‌ ” قوربانی  به ‌سۆز و شەیدایی فه‌‌رمانڕه‌وایان، یا ئاره‌زوویان بۆ ھەر دووكیان: به‌رژه‌وندی گشتی و مافه‌كانی هاووڵاتیانی دیكە” دا . له‌به‌رئه‌وه‌ی كه‌ ” به‌رژه‌وندی گشتی ” خۆی له‌ “زۆربه”‌ ڕاپساندووە … هه‌ر وه‌كو هه‌ستده‌كه‌یت، كه خەڵك چۆن بیرده‌كه‌نه‌وه‌ كه‌ باشه‌ ( له‌به‌ر چه‌ند هۆیه‌كی ناڕۆشن و بێپاساو، Madison ئه‌وه‌ی له‌به‌رچاوگرتووه‌، زۆربه‌ توانانی ھەڵبژاردنی ئەوانەی ھەیە، كه ده‌توانن به‌رژه‌وه‌ندی گشتی دەستنیشانبكەن ). بۆ خۆپاراستن له‌ دژی ئه‌مه، ‌ئه‌و پشتیوانی له‌ كۆماری ده‌كات، لەجیاتی دیمۆكراسی، كه‌ هاووڵاتیان ” كۆكردنەوە و  بەڕێوەبەرایەتی‌ حكومه‌ت لە تاكەكەسدا ده‌كه‌ن… وەك زانراوه‌، كه‌ ئەمەش لەتەك ئاساییشی كەسیی یا مافی خاوەندارێتی ناگونجێت.” بێگومان، ئه‌و، ئه‌وه‌ی قۆستۆته‌وه‌ كه‌ ” ئه‌وانه‌ی كه‌ داراییان هه‌یه‌ و ئه‌وانه‌ی كه‌ نییانه ‌هه‌میشه‌  به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانیان له‌ كۆمه‌ڵگه‌دا، جیایه‌”.  ڕۆڵ و پلانی ئه‌و بۆ دڵنیابوونه‌وه‌ بووه،‌ كه‌ خاوندارێتی تایبه‌تی به‌رگری لێبكرێت،  سه‌رئه‌نجامیش به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی داراكانیش پارێزراون‌. هه‌ر بۆ ئه‌مه‌شه‌‌، كه‌ پێویست به‌ “نوێنه‌رانی حكومه‌ت …. ژماره‌یه‌كی كه‌م له‌ هاووڵاتیانی هه‌ڵ‌بژێردراو له‌لایه‌نی ئه‌وانی دیكە‌وه‌ ” هه‌یه‌ . ئه‌مە نێوەندگه‌رایی ده‌سه‌ڵات له‌ چه‌ند ده‌ستێكی كه‌می خۆجێیدا لەتەك نێوەندگه‌رایی ناوچه‌كه‌دا به‌ هه‌مان هۆ، یەكانگیر ده‌كاته‌وه‌‌.  Madison حه‌زی ” به‌ كۆمارێكی گه‌وره‌ تاكو كۆمارێكی بچووك، بووه ‌” وه‌كو لە ڕقبوونەوە بۆ‌ پاره‌ی كاغه‌ز، هه‌ڵوه‌شاندنه‌وه‌ی قه‌رز، بۆ دابه‌شكرنێكی به‌ یه‌كسانیانه‌ی دارایی، یا بۆ هه‌ر پرۆژه‌یه‌كی ناته‌واوی زۆر خراپ، كه‌متر ده‌بێت له‌وه‌ی كه‌ توانای بڵاوبوونه‌وه‌ی به‌ هه‌موو جەستەی نەقابه‌دا تاكو ئه‌ندامێكی ئاسایی نەقابه‌”‌‌ [contained in Voices of a People’s History of the United States, Howard Zinn and Anthony Arnove (eds.), pp. 109-113]  ئەم حەزوو ئارەزووكردنە بۆ دیمۆكراسییەكی فه‌رمیە، كە لەوێدا‌ جەماوەره‌كه‌ تەنیا ته‌ماشاكه‌ری ڕوداوه‌كانن، لەو جۆرەی كە له‌ سەرمایەداریدا ڕوودەدات، تاكو به‌شداریكردن له‌ پرۆسه‌كه‌دا ( بۆ ئه‌مه‌ به‌شی “Force and Opinion” in Noam Chomsky’s Deterring Democracy چۆمسكی ، ببینه‌ تاكو زیاترت بۆ ده‌ركه‌وێت.

پاش پرۆسه‌ی شۆڕش له‌ ئه‌مه‌ریكادا، له‌سه‌ر ئاستی فێدێراڵ و ده‌وڵه‌ت، نێوەندگه‌رایی ده‌سه‌ڵات هانده‌درا “هه‌ر له‌و كاته‌وه‌ زۆربه‌ی ئه‌وانه‌ی ده‌ستوریان داده‌نا، چه‌ند به‌رژه‌وه‌ندییەكی ئابووریی ڕاسته‌وخۆیان، له‌ پێكهێنانی حكومه‌تێكی فیدراڵی به‌هێزدا، هه‌بووه‌”، پێویست به‌وه‌ ناكات، كه‌ بڵێین لەو باره‌دا ده‌سته‌بژێره‌ ده‌وڵه‌مه‌نده‌كه‌ به‌باشی نوێنه‌رایه‌تی له‌ لیژنه‌ی داڕشتنی بنەماکانی نه‌زمی نوێدا، ده‌كرد. دیسانه‌وه‌ بە پێویستیشی نازانین،‌ كه‌ بڵێین ده‌وڵه‌ته‌ تازه‌كه ‌و ده‌ستووره‌كه‌ی ڕه‌نگدانه‌وه‌ی به‌رژه‌وه‌ندی ئه‌م چوار گروپه‌ ” كۆیله‌كان، خزمه‌تکاران، ژنان، پیاوانێك كه‌ داراییان نییه ” نه‌بوون. ده‌ستوره‌كه‌ له‌ ده‌وڵه‌تی نوێدا ڕه‌نگدانه‌وه‌ی به‌رژه‌وه‌ندی ئه‌مانه‌ی تیادانه‌بوو، ئه‌مه‌ له‌كاتێكدا كه‌ئه‌مان زۆربه بوون. ئه‌وه‌ش ئاشكرایه‌ ” پێویستبوون به‌ فەرمانڕەوایەتییەكی نێوەندیی به‌هێز هه‌ر له‌به‌ر پارێزگاریكردنی زۆر له‌ به‌رژه‌وندی ئابووریی، نه‌بوو، به‌ڵكو ترسێكی كوتووپڕی زۆر له‌ یاخیبووان و ڕاپه‌ڕیوان له‌لایه‌ن كێڵگەداره‌‌‌ بێزار و ناڕازییه‌كانیشه‌وه‌، هه‌بوو”. [Howard Zinn, A People’s History of the United States, p. 90] . ڕووداوی سه‌ره‌كی، ڕاپه‌ڕینه‌كه‌ی Shay بوو له‌ ڕۆژئاوای Massachusetts . له‌وێ، له‌ ده‌ستووری تازه‌دا بۆ ده‌نگدان بەڵگەنامە (سەنەد)ی هه‌بوونی دارایی (موڵکیەت)، دانرابوو، هه‌ر له‌به‌رئه‌وه‌ هیچ كه‌سێك نه‌یده‌توانی  پله‌و پایه‌یه‌كی ده‌وڵه‌تی هه‌بێت، ئەگەر دەوڵەمەند نەبێت. ده‌وڵه‌تی تازه‌ بۆ به‌گژاچوونه‌وه ‌و شه‌ڕكردن لەتەك ئه‌م جۆره‌ ڕاپه‌ڕینانه‌دا، بۆ پاراستنی كه‌مینه‌یه‌ك له‌ سامانداران دژی زۆربه، پێكهاتبوو .

له‌مه‌ش زیاتر، له‌ ده‌وڵه‌تی نێوەندگه‌راییدا، دوورخستنه‌وه‌ی به‌شداریكردنی جه‌ماوه‌ریی‌، بناخە‌یه‌ك بوو‌‌ بۆ ڕووپۆشكردنی كۆمه‌ڵگه‌ی ئه‌مه‌ریكی، تاكو ببێتە‌ یه‌كێك له‌و كۆمه‌ڵگه‌یانه‌ی كە له‌لایەن سەرمایەدارییەوە‌ پاوه‌نخواز بكرێت ‌:

” له‌ ماوه‌ی 30 ساڵی پێش ئه‌وه‌ی كه‌ ئه‌مه‌ریكا به‌ره‌و جه‌نگی نێوخۆیی [سڤیلی] ملبنێت ، له‌ دادگەدا به‌رده‌وام یاسا ئاوا لێكده‌د‌رایه‌وه، كه‌ لەتەك پێشه‌وه‌چوون و ته‌شه‌نه‌كردنی سه‌رمایه‌دارییدا، بڕوات. ئه‌و‌ توێژینه‌وه‌ی كه‌‌ Morton Horwitz (The Transformation of American Law)‌ كردوویه‌تی، له‌وێدا،‌ په‌نجه‌ی بۆ ئه‌وه‌ ڕاكێشاوه‌، كه‌ یاسای نێوکۆیی ئینگلیز كاتێك كه‌ له‌به‌رده‌م گەشەكردنی بازرگانیدا ڕێگربوو، چیدی، پیرۆز نەبوو…. هه‌ر له‌به‌رئه‌مه‌ش بردنی كێشه‌ی زیانه‌كان بۆ دادگە دژی بازرگانەکان، له‌ده‌ستی دەستەی لێكۆڵینەوە و دادگەییكردن، كه‌ چاوه‌ڕواننه‌ده‌كرا، سه‌ندرایه‌وه ‌و درا به‌ دادوه‌ره‌كان …… ئه‌م بیرۆکەیە‌ی سه‌رده‌مه‌ كۆنه‌كان سه‌باره‌ت به‌ بەهای داپەروەرانە‌ له‌سه‌ر شمه‌كه‌كان له‌ دادگەدا، له‌ مامه‌ڵه‌ی كڕیندا، كرا به‌ بیرۆکەی ئاگاداركردنه‌وه‌، یا [به‌ئاگاكردنه‌وه‌ی كڕیار] …. یاسای گۆڕینەوە و كۆنتراكته‌كان ئاوای لێكرا، كه‌ هەڵاواردن و ستەم له‌ كەسانی كارگه‌ر بۆ‌ به‌رژه‌وه‌ندی بازرگانییەكان، بكات ….. پیشاندانی درۆینانه‌ی یاسا، كه‌ گوایه‌ كرێكاران و خاوه‌نی بەڕێوەبەرایەتی ‌هێلەكانی شه‌مه‌نه‌فه‌ر له‌ كۆنتراكتی نێواناندا له‌به‌رامبه‌ر‌ مامه‌ڵه ‌و دەسەڵاتدا، یه‌كسانبوون…. ” ئەم سەردەمانە، ئه‌م پرۆسه ‌و پلانانە ته‌واوكران، یاساش هه‌روا به‌ئاسانی ئه‌و شێوازه‌ نایه‌كسانیانه‌ی، كه‌ سیسته‌می بازاڕ به‌رهه‌می هێنابوون، پشتڕاستكردنه‌وه‌” [Zinn, Op. Cit., p. 234]

ئه‌مه‌ریكا له‌سەر بناخەی باوەڕ و بنچینەی ده‌سته‌بژێره‌ لیبراڵه‌كان دروستكراو پێكهێنرا و چالاكانه‌ ئامانجی كه‌مكردنه‌وه‌ی ئاراستە دیمۆكراسییه‌كانی، له‌ژێر ناوی ” ئازادی تاك” گرته‌به‌ر. ئه‌وه‌ی كه‌ له‌ کەتواردا ڕوویدا، (بەبێ سه‌رسوڕمان) ئه‌وه‌ بوو، كه‌ ده‌وڵه‌مه‌ندانی ده‌سته‌بژێر ده‌وڵه‌تیان بۆ به‌كه‌مگرتنی كولتووری‌ جه‌ماوه‌ریی‌ ‌و مافی‌ باو، له‌ به‌رژه‌وه‌ندی پاراستن و فراونكردنی به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی خۆیان و ده‌سه‌ڵاتیان، به‌كارهێنا. له‌و پرۆسه‌یه‌دا كۆمه‌ڵگه‌ی ئه‌مه‌ریكا، وەكو ئەوەی كە خواسترا ڕیفۆرمكرا:

” له‌ نێوه‌ڕاستی چه‌رخی نۆزده‌دا سیسته‌می یاسایی له‌ به‌رژه‌وه‌ندی پیاوانی بازرگان و پیشه‌سازی، له‌سه‌ر بژاردن (حساب)ی كێڵگەداره‌کان، كرێكاران، كڕیاران و ئه‌و گروپانه‌ی دیکە کە له‌ كۆمه‌ڵگه‌دا‌ ده‌سه‌ڵاتیان كه‌متر بوو‌، خۆیگرت …. زۆر چالاكانه‌ بره‌وی به‌ دابه‌شكردنی یاساییانه‌ی سامان دژی گروپه‌ لاواز و بێده‌سه‌ڵاته‌كانی نێو كۆمه‌ڵگه، دا‌” [Morton Horwitz, quoted by Zinn, Op. Cit., p. 235]

له‌سه‌رده‌می هاوچەرخ (مۆدێرنە)‌دا، نێوەندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت و واڵابوونه‌وه‌ی، ده‌ستی له‌نێو ده‌ستی جموجوڵی خێرا‌ی پیشه‌سازی و هه‌روه‌ها گەشەكردنی بازرگانیدا، بووه‌. هه‌روه‌كو Edward Herman په‌نجه‌ی بۆ ڕاكێشاوه‌ ” تاڕاده‌یه‌كی زۆر‌‌ ئه‌وه‌ گه‌شه‌سه‌ندنی قه‌باره‌ی بازرگانی و ده‌سه‌ڵات بوو، كه توانی دژه‌ هێزێك له‌ فریاگوزاری و له‌ یه‌كگرتن، له‌پاڵ گه‌شه‌كردنی حكومه‌ت پێكبهێنێت. گه‌وره‌بوونی زیاتری لەڕادەبەدەری‌ بازرگانی تا ڕاده‌یه‌كی زۆر وه‌ڵامێك بوو له‌ گه‌وره‌بوونه‌وه‌ی خودی بازرگانیدا”. [Corporate Control, Corporate Power, p. 188 هه‌روه‌ها بڕاونه‌ Stephen Skowronek, Building A New American State: The Expansion of National Administrative Capacities, 1877-1920]. نێوەندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت داوای به‌رهه‌می گه‌وره‌تر و بازاڕگه‌لێكی باش و ڕێکخراو، كە له‌لایه‌ن بازرگانییه‌وه‌ پشتیوانی لێبكرێت و چالاكییه‌كانی له‌ به‌رژه‌وه‌ندی بازرگانیدا بن، لێده‌كرا‌. (وه‌كو چۆن بازاڕه‌كان گه‌وره‌ و زیاتر بوون، ده‌وڵه‌تیش به‌هه‌مان شێوە گه‌وره‌تر بوو، تاكو بتوانێت یاساكانی دارایی و دارابوون و ستاندارد و پیادەبكات … ئا له‌م چه‌شنه كارانه‌‌) . له‌لایه‌كی دیکەشه‌وه‌، ئه‌م پێشه‌وه‌چوونه‌ به‌ره‌ و ” حكومه‌تێكی گه‌وره‌”، كه‌ش و هه‌وایه‌كی ئافراند، تیایدا بازرگانی گه‌وره‌ توانیویەتی گه‌شه‌بکات، ‌(كه زۆربه‌ی كات له‌لایه‌ن ده‌وڵه‌ته‌وه پارێزراون و هاندراون به‌ پێدانی کۆمەك و دەستگیرۆییکردنیان، هه‌ر وه‌كو ‌چۆن كاتێك كه‌ ده‌وڵه‌ت له‌لایه‌ن ساماندارانه‌وه‌ به‌ڕێوه‌ده‌برێت، ڕوودانی ئه‌م كاره‌ چاوه‌ڕوانكراوه‌) هه‌روه‌ها سه‌ره‌ڕای ئه‌مه‌ش‌، لابردنی كاریگه‌ریی جەماوەره‌كه‌ له‌سه‌ر ده‌سه‌ڵاتی ده‌وڵه‌ت و جێگیركردنی باشتری ده‌وڵه‌ت له‌ده‌ستی ده‌وڵه‌مه‌نداندا، مه‌به‌ستێكی دیکە بوو. تەنیا كه‌مێك هیچ سەیرنییە، كاتێك كه‌  ده‌بینین ئه‌و گەشەكردنە له ‌”پێکهاتەی فه‌رمانڕه‌وایی (حکومەت) لە چەند سەدەی ڕابوردوودا ڕوویداوه‌ لە یەکخستنی ده‌سه‌ڵاتە نێوخۆییەکانە لە ده‌سه‌ڵاتی ئابورییدا  ” [Noam Chomsky, World Orders, Old and New, p. 178]

نێوەندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت كۆنترۆڵكردنی فەرمانڕەوایەتی بۆ بازرگانی ئاسانترده‌كات، ئه‌وه‌ مسۆگەر ده‌كاته‌وه‌، كه‌ فەرمانڕەوایەتی وه‌كو بەکرێگیراویان بمێنێته‌وه، تاكو‌ كاراییان له‌سه‌ر پرۆسه‌ی ڕامیاریی، هه‌بێت. بۆ نموونه‌ ، مێزگردی ئەوروپاthe European Round Table (ERT) دەستەبژێرێکی گروپی لۆبیگەرانە کە له‌ بەڕێوەبەران و به‌ڕێوه‌به‌ره‌ گه‌وره‌كانی (chairmen or chief executives) كۆمپانییه‌ فره‌نه‌ته‌وه‌ییه‌ گه‌وره‌كانن، كه‌ به‌ زۆری له‌ ئه‌وروپادان …. و 11 له‌ 20 گه‌وره‌ كۆمپانیای ئه‌وروپی پێكدەهێنن، كه‌ سه‌رجه‌می فرۆشیاریی نێوانیان له‌ ساڵی 1991دا … له‌ 500 ملیار دۆلار تێپه‌ڕیوه‌ ….ئه‌مه‌ش نزیكه‌ی له‌ %60 ی به‌رهه‌می پیشه‌سازی ئه‌وروپا بووه، ” ئه‌م بڕه‌ش به‌زۆری له‌ ئه‌وروپادا به‌كاربراوه‌. هه‌ر وه‌كو 2 توێژه‌ره‌وه‌ لێکۆڵینەوەی تێبینییه‌كانی ئه‌م گروپه‌یان، ERT ” كردووه‌ ئه‌مانه‌ له‌ لۆبیكردندا، پرۆفێشنا‌ڵن …. هه‌ر به‌و هۆیه‌ش گه‌لێك له‌ پێشنیاره‌كانی ERT و ‘ سه‌رنجیان’ ‌له‌ باسكردن و تێگەیشتنیاندا، كه‌ له‌نێو دۆكۆمێنته‌كانی لوتكه‌ی كۆمیسۆندا، هاتوون،‌ ناڕۆشنن “. ERT ” داوای ئه‌وه‌ ده‌كات، كه‌ بازاڕی كار ده‌بێت زۆر نه‌رمونیانتر بێت ، پێ له‌سه‌ر گونجاوی زیاتر له‌ كاتژمێرەکانی كار، گرێبەسته‌ وەرزیی و کاتییه‌كان، دابەشکاریی و کارگۆڕینەوە (Share) و نیوەكاركردن ( پارت- تایم) داده‌گرێت.  له‌ دیسه‌مبه‌ری ساڵی 1993 دا 7 ساڵ پاش ئه‌وه‌ی كه‌ ERT  پێشنیارەکەی خۆی كرد و [ پاش ئه‌وه‌ی كه‌ زۆربه‌ی ده‌وڵه‌ته‌كان له‌سه‌ر پەیمانی ماستریخت Maastricht ڕێككه‌وتن و هه‌روه‌ها له‌سه‌ر  بەشی كۆمه‌ڵایه‌تی ” Social Chapter “]یش، كۆمیسۆنی ئه‌وروپی دۆكۆمێنتێكی سپی … بڵاوكرده‌وه‌ [ پێشنیاری] ئه‌وه‌ی ده‌كرد، كه‌ بازاڕه‌كانی كار له‌ ئه‌وروپادا زیاتر نه‌رمونیانیان هه‌بێت .” [Doherty and Hoedeman, “Knights of the Road,” New Statesman, 4/11/94, p. 27]

قسه‌كردنی ئێستا له‌سه‌ر جیهانگیریی ڕێککەوتنامەی بازرگانیی ئازادی باکووری ئەمەریکا NAFTA (North American Free Trade Agreement ) و تاكبازاڕی ئه‌وروپی، ئه‌وه‌ نیشانده‌دات و جه‌خت له‌سه‌ر ئه‌و گۆڕانكارییانه‌‌‌ ده‌كاته‌وه، كه‌ گه‌شه‌كردنی ده‌وڵه‌ت به‌ ڕێگه‌یه‌كی قه‌دبڕ دوای گەشەکردنی ئابووریی بكه‌وێت، تاكو به‌ئاسانی ئاوا بكات، لەتەك بره‌وی گۆڕانكارییه‌كانی كۆمپانییه‌ زه‌به‌لاحه‌كان و بازاره‌ دراوییەكانی جیهاندا، بڕوات. سنووره‌كانی ده‌وڵه‌تی نه‌ته‌وه‌یی له‌ ڕووی ئابوورییه‌وه‌ به‌ ده‌ردێك چوون،‌ كه‌ فه‌رامۆش بكرێن، یا نه‌مێنێن. وه‌كو چۆن كۆمپانییەكان گه‌وره‌بوون و خۆیان له‌ فره‌نه‌ته‌وە و فره‌ده‌وڵه‌تیدا گرتۆته‌وه، ئاواش به ‌به‌رزی شاخێك فشار بۆ ده‌وڵه‌ته‌كانیش دروستبووه، كه‌ دوای بكه‌ون، بۆ ئه‌وه‌ی بازاڕه‌كانیان له‌مپه‌ڕ و ئه‌وپه‌ڕی “نه‌ته‌وه‌كاندا”، بە پێكهێنانی ڕێككەوتن له‌نێوان چه‌ند ده‌وڵه‌تێك و دروستكردنی یه‌كێتییه‌كان، فراوانتر بكه‌ن.

وه‌كو نائوم چۆمسكی تێبینیكرده‌وه‌، G7 ( گروپی وڵاتانی 7) ، سندوقی دراوی نێوده‌وڵه‌تی ، بانکی جیهانی و .. هتد، كە لە ڕاستیدا ئەمانە به‌كرده‌وه‌ “دە‌زگەیه‌‌كی فرەنەتەوەیی فەرمانڕەوایی جیهانین و دەزگەیه‌كی ده‌وڵه‌تین و‌ سنووری نه‌ته‌وه‌یی و نیشتمانییان به‌زاندووه‌، به‌فراوانی خزمه‌تی سەرانی دیکە ده‌كه‌ن [ تاكو خزمەتی خەڵكی]، هه‌روه‌كو چۆن دەسەڵاتی ده‌وڵه‌ت بەئاسایی دەیكات. ئا له‌م باره‌دا ده‌بینیت، كه‌ چۆن گه‌شه‌كردنی كۆمپانییە سەروونەتەوەییەکان لەم بارەدا پاوانی دارایی و به‌شه‌ خزمه‌تگوزارییه‌كان و بەرهەمهێنان و میدیا و ڕاگه‌یاندن و پەیوەندییەکان، دەکەن‌. [Op. Cit., p. 179]

  ‌

  كاتێك كه‌ فره‌نه‌ته‌وه‌یی گه‌شه‌ده‌كات و پێشده‌كه‌وێت، سنووری نەتەوەیی تێده‌په‌ڕێنێت، هاوكاتیش پێویست به‌ گه‌شه‌كردنی چڕبوونه‌وه‌ی كۆنترۆڵی ڕامیارییه‌ سه‌ره‌كییه‌كان و ئابوریی له‌ ده‌وڵه‌تدا، ده‌كات. له‌وه‌ش زیاتر “به‌تایبه‌تی ڕاده‌ی په‌ره‌سه‌ندن و به‌نرخبوونی ئه‌و ده‌زگایانه‌ی كه‌ لە سەرەوە باسكران، كه‌ به‌كرده‌وه‌ ڕۆڵی فه‌رمانڕه‌وایی ده‌بینن، له‌ هه‌بوونی خۆپارێزیی له  كارایی و هوشیاریی جەماوەریی له‌سه‌ریان و شاردنه‌وه ‌و به‌نهێنی كاركردنیان تاكو بتوانن بۆ دروستكردنی جیهانێك كار بكه‌ن، كه‌ ملكه‌چ بێت و پێویستی بەوانە بێت، كه‌ پاره‌ ده‌خه‌نه‌گه‌ڕ، لەتەك ‘ دامركاندنەوی خه‌ڵكی و خستنه‌وه‌ شوێنی خۆیان ‘ ئه‌مه‌ش بۆ كه‌مكردنه‌وه‌ی هه‌ڕه‌شه‌ له‌ دیمۆكراسی‌”  [Chomsky, Op. Cit., p. 178].

دیاره‌ ئه‌مه ئه‌وه‌ ناگه‌یه‌نێت، كه‌ سه‌رمایه‌داره‌كان حه‌زیان به‌ نێوەندگه‌رایی له‌ هه‌موو شتێكدا هه‌بێت. زۆر جار، به‌تایبه‌تی له‌ كاروباره‌‌ كۆمەڵایەتیییه‌كاندا، چه‌شنێك له‌ نانێوەندگه‌رایی حه‌زپێده‌كرێت، ( وه‌كو: ده‌سه‌ڵاتدان به‌ بیرۆكراته‌ خۆجێییه‌كان) تاكو بازرگانی كۆنترۆڵی به‌سه‌ریاندا هه‌بێت، به‌شكردنی كۆنترۆڵ له‌ شوێنه‌ خۆجێییه‌كاندا، هه‌بوونی ده‌سه‌ڵاتی‌ كۆمپانییە هه‌ره‌ گه‌وره‌كان، کۆمپانییەکانی سەرمایەگوزاری و هیدیکەی لەو جۆرە، تاكو ده‌سه‌ڵاتیان به‌سه‌ر شاراوانییه‌ خۆجێییه‌كاندا زیاتر ببێت، یا ئه‌و قه‌باره‌ی كه‌ هه‌یه‌تی و كاراییه‌كه‌ی، زیاتر بێت. له‌مه‌ش گرنگتر‌، هه‌تا سەرمایەگوزارییەکی نێوەنجیش ده‌توانێت وه‌كو ئه‌وانه‌ی سه‌ره‌وه‌، ناڕاسته‌وخۆ یا ‌ڕاسته‌وخۆ لە كۆنترۆڵی ڕامیارییه‌ خۆجێییه‌كان و بەگژداكردنی به‌شێك له‌ هێزی كار دژی ئه‌وانی دیکە، بەشداربی بكات. ده‌سه‌ڵاتی تایبه‌تی ده‌توانێت ئەوە مسۆگەربکات  کە‌‌ ” ئازادی” پارێزراوه‌، دیاره‌ ئازادی ئه‌وان.‌ ‌

گرنگ نیییه‌ چ ده‌سته‌یه‌ك له‌ بیرۆكراته‌كان هه‌ڵده‌بژێردرێن، چونكه‌ پێویستی به‌ نێوەندگه‌رایی ده‌سه‌ڵاتی كۆمەڵایەتی هەیە، تا ئه‌و ڕاده‌یه‌ی كه‌ دانیشتووان په‌راوێزده‌خرێن، ئه‌مه‌ له‌ سه‌ره‌تادا بۆ چینی بازرگان گرنگه‌. دیسانه‌وه‌ گرنگە ئه‌وه‌ش لەبیرنەکرێت، كه‌ نەیاریی سه‌رمایه‌داری به‌‌ ” فەرمانڕەوایە‌تی گه‌وره‌”، زۆرجار كێشه‌ی داراییه‌‌، كه‌ ده‌وڵه‌ت به‌شێك له‌و زیاده‌ كۆمەڵایەتییه، به‌‌ ده‌می خه‌ڵكییه‌وه‌ ده‌كات. به‌مه‌ش ئەو به‌شه‌ی كه‌ له‌ بازاڕدا بۆ دابه‌شكردنی به‌سه‌ر نێوەندە جیا جیاکانی کێبڕکێی سه‌رمایه‌دا، دانراوە، كه‌میده‌كاته‌وه‌.

له‌ ڕاستیدا ئه‌وه‌ی كه‌ بۆچی سه‌رمایاداران ” حكومه‌تی گه‌وره‌” ڕه‌تده‌كه‌نه‌وه‌، به‌كاربردنی پاره‌یه‌‌ له‌ به‌رنامه‌ كۆمەڵایەتیییه‌كاندا، كه‌ بۆ سوودی هه‌ژاران و چینی كرێكاران نه‌خشه‌یكێشراوه، ئەركێکی ” ناڕەوایە‌” یه،‌ كه‌ به‌شێك له‌و زیادەیە‌‌ كە ڕەنگە بۆ سەرمایە بڕوات، كه‌ به‌ ” فیڕۆ‌” ده‌درێت ( گه‌ر ئاوا نه‌بووایه‌ خه‌‌ڵك كه‌متر بێچاره‌ ده‌بوون و كه‌متر ئاره‌زووی كاركردن و به‌ هه‌رزان كاركردنیان ده‌بوو).  ئا لێره‌دا به‌رده‌وامی پاڵپێوه‌نان و هه‌وڵدانێك بۆ كه‌مكردنه‌وه‌ی بچوككردنه‌وه‌ی ڕۆڵه‌‌ “كلاسیكییه‌كه‌ی” ده‌وڵه‌ت، هه‌یه‌، وه‌كو پارێزه‌رێكی خاوه‌ندارێتی تایبه‌تی و سیسته‌مه‌كه‌، شتێكی دیکەی كه‌متر له‌م چه‌شنه‌. بێجگە‌ له‌ کینەدۆزی فریودەرانەی بەرامبەر ‌ ده‌وڵه‌تی خۆشگوزەرانی، كه‌ ده‌سگرۆیی بێكاران و نه‌داران دەکات، سه‌رمایه‌داران كۆمه‌ككا‌رێكی پشت و په‌نادارن بۆ حكومه‌ت (هه‌روه‌هاش بۆ فۆرمێكی” له‌باری ” ده‌ستتێوه‌ردانی ده‌وڵه‌ت وه‌كو خەرجكردنی پاره‌ له‌ به‌رگریدا)، كه‌ ئه‌مه‌ش خۆی به‌ڵگه‌یه‌كه،‌ كه‌ هه‌میشه‌ ده‌توانرێت پاره‌ بۆ دروستكردنی زیندانی زیاتر و ناردنی هێزی سه‌ربازی بۆ ده‌ره‌وه‌ له‌ به‌رژه‌وه‌ندی چینی فه‌رمانڕه‌وا و پێشه‌وه‌چوونیان په‌یدابكرێت، هاوكاتیش ڕامیاران ده‌كوڕوزێنه‌وه ‌و ده‌ڵێن بۆ دەستگیرۆیی خوێندکاران و بۆ چاودێریی ته‌ندروستی گشتی ‌و به‌ته‌نگه‌وه‌ هاتنیان، یا بیمه ‌بۆ هه‌ژاران، لە خەزێنەدا ” پاره‌ نییه‌”.‌‌

نێوەندگه‌رایی ده‌وڵه‌ت، پێداگریی له‌سه‌ر ئه‌وه‌ ده‌كاته‌وه‌ ” بەو ڕادەیەی کە بنەماکانی یەکسانی له‌ ده‌ستووره‌ ڕامیارییەكاندا بەرجەستە بوون، ئەوە بۆرجوازییە کە فەرمانڕەوایەتیدەکات و ئەوە خەڵكە بە كرێكاران و جوتیارانیشەوە، كه‌‌ ملكه‌چی یاساگەلێک دەبن، کە‌ له‌لایه‌ن بورجوازییه‌وه‌، دانراون‌”. کە بورجوازی‌ ” له‌ ڕاستیدا ئەوە مافی خۆیان نییه‌، كه‌ بەرتەریی فه‌رمانڕه‌واییان، پێدراوه‌”‌ كه‌ له‌م باره‌شدا ” یه‌كسانی ڕامیاریی‌ ….. تەنیا خەیاڵێکی خۆشباوەڕانە و درۆیه‌كی بێپەردەیە‌.” زۆر ده‌خایه‌نێت بۆ ئه‌وه‌ی باوه‌ڕ به‌وه ‌بهێنرێت، كه‌ ده‌وڵه‌مه‌ندان ” تا هەنووکەش له‌ خه‌ڵكی جیاكراونه‌ته‌وه‌ و‌ بەپێی هەل و مەرجی  ئابووریی و كۆمه‌ڵایه‌تییان” ده‌توانن ” مافی دەربڕینی بۆچوونیان له‌ فەرمانڕەوایەتی و یاساكاندا هه‌بێت، هه‌روه‌ها لە بەرامبەر هه‌ست و بیرۆکە‌ و ویست و ئاره‌زووەکانی خه‌ڵكیشدا. ” هیچ شیاوی سه‌رسوڕمان نییه‌، كه‌ ده‌بینین ” له‌ ڕۆڵ و یاساكاندا و هه‌روه‌ها لە بەڕێوەبردنی حكومه‌تیشدا، بۆرجوازی به‌پێی به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی خۆی و سروشتی خۆی ده‌ڕوات، بێئه‌وه‌ی به‌رژه‌وه‌ندییه‌كانی خه‌ڵك له‌به‌رچاو بگرێت” كه‌چی‌‌ له‌ سات و كاتی ” ڕۆژانی هه‌ڵبژاردندا هه‌تا ئه‌و بورجوازیانه‌شی كه‌ شانازی به‌خۆیانه‌وه‌ ده‌كه‌ن و خۆیان به‌ شکۆدار ده‌زانن، ته‌ماحێكی ڕامیاریانه‌یان هەیە، دەكرێت بەرەو دادگە، ڕاپێچبکرێن… سەروەریی خەڵك.. ‌” بەڵام له‌ ڕۆژی پاش هه‌ڵبژاردنه‌كانه‌وه‌، هه‌موو كه‌سێك ده‌گه‌ڕێته‌وه‌ بۆ سه‌ر كاروباری خۆی ” و ڕامیاره‌‌كانیش دەستڕۆییەکی ڕەهایان پێدەدرێت، تاكو به‌ناوی گەلەوە فه‌رمانره‌وایی بكه‌ن، بەناوی ئەوانەوە گوایه‌ نوێنه‌رایه‌تیان ده‌كه‌ن”‌ [Bakunin, The Political Philosophy of Bakunin, p. 218 and p. 219]

*******************************************

بۆ خوێندنەوەی بەشەكانی پێشوو،  كرتە لەسەر ئەم بەستەرانەی خوارەوە بكە

بەشی B.2

http://wp.me/pu7aS-1bW

بەشی B.2.1

http://wp.me/pu7aS-1aZ

بەشی B.2.2

http://wp.me/pu7aS-1an

بەشی B.2.3

http://wp.me/pu7aS-1cH

بەشی B.2.4

http://wp.me/pu7aS-1dj

بۆ خوێندنەوەی بابەتی دیكە بە كوردی سەردانی ئەم بەستەرە بكە

www.afaqkurdish.wordpress.com

سەرچاوەی دەقە ئینگلیزییەكە

http://anarchism.pageabode.com/afaq/secB2.html#secb24

برضد دوسویه نگری اوضاع سوریه در گفت و گو با یک آنارشیست سوری

برضد دوسویه نگری اوضاع سوریه در گفت و گو با یک آنارشیست سوری

 

علیه یورش نظامی غرب در سوریه و برضد رژیم خون آشام اسد و همچنین بخش بزرگی از مخالفان مسلح که دارای گرایش های مختلف ارتجاعی اسلام سیاسی هستند، مبارزان دیگری هستند که تلاش می کنند آلترناتیوی متفاوت را ترسیم نمایند. آلترناتیوی سیاسی و اجتماعی در محلات و مناطق سوریه، در حلب و حومه ی دمشق و در کردستان، یعنی هر مکانی که ظرفیت های خودسازمان دهی مردم فرای تعلقات شان وجود دارد. این مبارزان می خواهند واقعیت موجود را عمیقاً تغییر دهند تا بتوانند «از پایین» نظم نوینی ایجاد کنند.

به نظر ما باید با توجه به توانایی هایمان چنین تلاش هایی را شناساند.

جوشا استفنز (*)

۶ / ۹ / ٢٠١۳ (برگردان به فارسی ٢۹ / ۶ / ١۳٩٢ توسط ن. تیف)

در حالی که آمریکا فشار را برای حمله ی نظامی به سوریه تشدید می کند، یگانه تحلیل موجودی که ارائه می گردد انتخاب بین رژیم خشن بشار اسد و تحرکات اسلامگرایان مخالف آن است. زمانی که نظری علیه دخالت نظامی آمریکا مطرح می گردد، چنین القاء می شود که از گروه های وابسته به القاعده پشتیبانی صورت می گیرد که می خواهند رژیم اسد را سرنگون کنند، گویا آن ها تنها نیروهای مخالف اسد هستند. اما همانگونه که جی کاسانو اخیراً در مجله ی Fast Company نوشته است، یک شبکه ی غیرمسلح مقاومت دمکراتیک علیه رژیم اسد وجود دارد که غنی و گوناگون است. این شبکه دارای اشکال گسترده ای ست که شامل ابتکارات سیاسی محلی، جمع های هنری، سازمان های دفاع از حقوق بشر، گروهای غیرخشونت گرا و غیره است. (جنبش غیرخشونت گرای سوریه نقشه ی آن لاینی را تهیه نموده است که نشانگر شبکه ی پیچیده گروه ها و روابط آن هست.) (١)

 

اخبار و اطلاعاتی که آنارشیست های سوریه منتشر نموده اند تأثیرات فراوانی در مبارزات کشورهای دیگر عربی داشته است. برای مثال، پس از انتشار مطالبی در مورد آنارشیست هایی که به قصد مرگ در زندان های اسد شکنجه شدند، فلسطینیان یادواره ی آنان را برگزار کردند یا در مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی فلسطینی در اسرائیل از آنان نیز پشتیبانی نمودند.  بایستی به دو نکته ی اصلی به آن چه می گذرد تأکید ویژه نمود: نخست روشی ست که آنارشیست های جهان عرب برای ابراز انتقادات و نظرات خود پیش می برند که موجب برهم خوردن تضادهایی ست که برای توجیه سیاست خارجی آمریکا ارائه می گردند و سپس گفت و گوهایی ست که میان جنبش های ضد استبدادی در جهان عرب وجود دارند و که بیرون و فرای مرجع های غربی صورت می گیرند.

 

آگاهی یافتن به این مهم که پافشاری آنارشیست های سوریه ای برای خودگردانی به عنوان پرنسیپ سازمانده اصلی می تواند در برابر واقعیت خشونت موجود مقاومت کند یا این که این روش اهرمی در خدمت منافع خارجی می گردد، پرسشی ست که باز می ماند.

 

نادر عطسی یک محقق و نویسنده ی سوری و زاده شده در شهر حُمص است. او اکنون در آمریکا و بیروت زندگی می کند. وی وبلاگی به نام Darth Nader (٢) دارد که حاوی تحلیل هایی در باره ی انقلاب سوریه است. من با او گفت و گویی در مورد نشان های آنارشیسم در جنبش موجود و چشم انداز یک دخالت نظامی آمریکا در سوریه انجام دادم.

 

ج. ا: آنارشیست ها در انقلاب سوریه فعال هستند و از ابتداء مطالبی در مورد آن می نویسند. آیا تو اطلاعی از نوع فعالیت هایی که قبلاً انجام می شدند داری؟ آیا عنصرهای تأثیرگذاری برای وجود آنارشیسم در سوریه وجود دارند؟

 

ن. ع. : پیش از وقوع انقلاب و به علت ماهیت استبدادی رژیم سوریه، فضای محدودی برای ابراز نظرات آنارشیستی بود. با این حال در جهان عرب، بیش ترین صداهای آنارشیستی که شنیده می شد سوریه ای بود. هر چند آنارشیست ها به وضوح به این نام فعالیت نمی کنند، اما در دهه ی اخیر وبلاگ نویسان و نویسندگان سوری که دارای گرایش های آنارشیستی هستند بیش از پیش در «صحنه» هستند. معظن کمال معز (۳) یک آنارشیست سوری ست که در سال های اخیر مطالب فراوانی منتشر نموده است. مطالب وی دارای نظریه های آنارشیستی ست که با وضعیت های معاصر پیوند دارند. او یکی از فعالان آنارشیسم عرب است که پیش از قیام اخیر در سوریه نیز دارای اهمیت بود. وی به عربی می نویسد و اخیراً کنفرانسی را در یک قهوه خانه ی قاهره به عنوان «آنارشیسم چیست؟» برگزار نمود.

 

وضعیت سازمان یابی آنارشیست ها متفاوت است. آنارشیست ها در سوریه مجبور شدند تا در فضای سیاسی بسیار سخت یک رژیم استبدادی از ابتکارات گوناگونی استفاده نمایند تا یک جنبش را سازماندهی نمایند که به هر حال می بایستی یک سازمان غیرتمرکزگرا باشد. برای مثال در دانشگاه های سوریه چندین جنبش دانشجویی در طی انتفاضه دوم فلسطین و جنگ در عراق شکل گرفتند. رژیم این جنبش ها را به عنوان نارضایتی توده ای تحمل کرد. راهپیمایی هایی علیه جنگ در عراق و در پشتیبانی از انتفاضه صورت گرفتند. هر چند تعداد زیادی از مأموران مخابرات [پلیس سیاسی سوریه] به این جنبش ها نفوذ کردند و آن ها را زیر نظر گرفتند، اما این ها جنبش های خودجوش دانشجویی باقی ماندند. دانشجویان می دانستند که به شدت تحت نظر مأموران مخابرات هستند که با دفترچه هایی در دست، شعارها را یادداشت می کردند. این جنبش های دانشجویی توانستند در جنب اعتراضات خود به تدریج پرسش هایی را در مورد وضعیت داخلی و بین المللی مطرح نمایند. یک حرکت شجاعانه ی دانشجویان که من از آن اطلاع یافتم این بود که دانشجویان دانشگاه شهر حلب در یک تظاهرات علیه جنگ در عراق پارچه نوشته ای را با شعار «نه به وضعیت اضطراری» بلند کردند (سوریه از سال ١٩۶٣ در وضعیت اضطراری قرار دارد.) این حرکات در آن زمان بی سابقه بودند. بسیاری از دانشجویانی که به صورتی خودجوش سازمانده اعتراضات آن زمان بودند پس از آغاز قیام کنونی ناپدید شدند. رژیم به شبکه های فعالان که در این جنبش ها ایجاد شدند شک کرد و به آزار فعالان صلح طلب همّت گماشت. این در حالی بود که رژیم در پایان سال ٢٠١١ صدها زندانی اسلامگرا را آزاد نمود. دانشگاه حلب برای جنبش دانشجویی که از آن آغاز شد بسیار شهرت یافت به گونه ای که نام آن را «دانشگاه انقلاب» گذاشتند. رژیم پس از آن، دانشگاه را هدف قرار داد و چندین دانشجوی مدرسه ی معماری را به قتل رساند.

 

ج. ا. : تو اخیراً در وبلاگت مطلبی در باره ی حمله ی احتمالی آمریکا به سوریه و رابطه اش با دخالت ایران و روسیه به نفع اسد و همچنین نقش اسلامگرایان در جنبش کنونی نوشتی. صدای آنارشیست ها در سوریه مانند مصر، صدایی متفاوت است که در رسانه های بزرگ شنیده نمی شود. این صدا خواهان خودگردانی است، آیا درست می گویم؟

 

ن. ع. : بله، من گمان می کنم، اما می خواهم به چند نکته اشاره کنم. رسانه های بزرگ نه فقط در سوریه صدای آنارشیست ها را نمی شنوند بلکه صدای تروتسکیست ها، مارکسیست ها، چپ گرایان و حتا برخی از لیبرال ها را نیز بازتاب نمی دهند. به هر حال مطرح کردن خودگردانی بر اساس خودمختاری و عدم تمرکزگرایی ریخته شده است، اما این موضوع ربطی به مفهوم ویلسونی آن ندارد که خواهان خودگردانی «یک ملّت» بر پایه ی نوعی از خودمختاری ملی گرای متمرکز بود. ما خواهان این هستیم که سوریه ای ها بتوانند در فرای ناسیونالیسم امور خود را به صورت خرده سیاسی به دست بگیرند. این بدان معناست که خودگردانی نباید یک راه برای همه ی سوریه ای ها باشد و به هر فردی امکان داده شود که راه خود را برگزیند بدون آن که مزاحم دیگران باشد. به همین جهت است که برای مثال کُردهای سوریه باید حق خودمختاری کامل داشته باشند و نباید به آنان یک تابعیت سوری اجباری را تحمیل نمود. این خودگردانی که ما به همه ی سوریه ای ها پیشنهاد می کنیم بدین معنا نیست که همه ی اشخاصی که بدین نام هستند سرنوشت مشترکی دارند.

 

هنگامی که ما از احزاب و حتا رژیم و حامیان خارجی اش و همچنین اسلامگرایان جهادی سخن می گوییم که مخالف خودگردانی سوریه هستند منظور ما این نیست که فقط یک نسخه از خودگردانی وجود دارد که اسلامگرایان مخالفش هستند، برعکس همانان هستند که می خواهند یک سیاست را به همه تحمیل نمایند. رژیم اسد همواره علیه خودگردانی سوریه ای ها عمل کرده است و تمام قدرت را قبضه نموده و نمی خواهد آن را تقسیم نماید. اسلامگرایان نیز مخالف خودگردانی هستند. البته مخالفت آنان به این علت نیست که اسلامگرا هستند (دلیلی که بسیاری از لیبرال ها را علیه آنان به جنب و جوش انداخته است)، بلکه به این علت است که می خواهند دید خود را به همه تحمیل نمایند.

 

حامیان رژیم اسد که ایران، روسیه و دیگر چریک های خارجی هستند علیه خودگردانی سوریه ای هستند، چرا که اگر چنین امری به واقعیت بپیوندد دیگر منافع ژئوپلیتیک آنان تأمین نمی گردد. پس حامیان اسد نیز علیه آن مداخله می کنند.

 

بله این رسانه های بزرگ هستند که همواره تلاش می کنند تا اوضاع سوریه را دو سویه نشان دهند. اما مردم سوریه به پاخاستند تا علیه رژیمی مبارزه کنند که مخالف خودگردانی و به دست گرفتن امور آنان به دست خودشان است. از زمانی که قیام آغاز شده است، گروه های دیگری که حتا برخی اشان علیه رژیم مبارزه کردند نیز به جمع مخالفان خودگردانی مردم سوریه پیوسته اند. اما موضع آن ها فقط این نبوده است که باید ضدرژیم بود تا نشان داد که فقط ضدرژیم هستند. ما آنارشیست ها در سوریه مانند رفقایمان در مصر که علیه اخوان المسلمین هستند نه فقط به این خاطر که مخالف آنان باشند، مخالف بشار اسد نیستیم. ما مخالف رژیم بشار اسد هستیم چرا که با خودگردانی مردم مخالف است. حال اگر این رژیم سقوط کند و رژیم دیگری جایش را بگیرد که بخواهد بر مردم سوریه سلطه گری کند، ما آن را موفقیت ارزیابی نخواهیم کرد. کسانی بودند که به قدرت رسیدن اخوان المسلمین را توهین به انقلاب ارزیابی کردند و فریاد برآوردند «انقلاب ادامه دارد». اگر در سوریه هم رژیمی ساقط گردد و حزب و گروه دیگری به قدرت برسد که بخواهد جلوی مردم را برای به دست گرفتن امور خود بگیرد، در این جا نیز وضعیت تغییر نخواهد کرد.

 

ج.ا. : هنگامی که من امسال با محمد بامیه مصاحبه کردم، او می گفت که سوریه مثال جالبی ست که می تواند آنارشیسم را در صحنه ی عملی محک بزند. وی اظهار داشت که وقتی در سوریه از سازماندهی سخن گفته می شود منظور کمیته ها و اشکالی هستند که کاملاً افقی و خودگردان هستند. حرف هایی که وی می زد با آن چه افرادی مانند بدور حسن در باره ی زندگی و فعالیت های عمر عزیز (۴) منتشر نمودند همخوانی نشان می دهند. آیا تو اثری از آن چه دیگر رفقای آنارشیست سوریه در حال انجام دادن هستند، می بینی؟

 

ن.ع. : بله. این بدان معناست که آنارشیسم را باید بیش از آن که یک ایدئولوژی باشد به مجموعه ای از عمل تبدیل نمود. یک بخش بزرگ سازماندهی در بطن قیام سوریه به آنارشیسم نزدیکی دارد بی آن که آن را به روشنی مطرح نماید. فعالیت های رفیق جانفشان عمر عزیز منجر به فرارویی شوراهای محله شد که حسن بدور و شبکه ی بین المللی تحریر اطلاعات فراوانی درباره اشان منتشر نموده اند. عمر عزیز شوراهای محلات را مانند سازمان های خودحاکم می دانست که می توانند به یک دیگر در پیشبرد امور یاری رسانند. به نظر من، دیدی که عمر عزیز از این شوراها داشت توانست به آن ها نفسی بدهد که به حیات خود ادامه دهند، هر چند که باید یادآوری نمود که کمیته های محله که شکل گرفتند از حالت خودحاکمی خارج شدند و فعالیت خود را روی اطلاع رسانی و کمک رسانی متمرکز نمودند. اما این کمیته ها همچنان بر اساس اصول کمک متقابل، همکاری و اجماع نظرات فعالیت می کنند.

 

شهر یبرود بین دمشق و حمص قرار دارد و یکی از شهرهای اصلی قیام علیه رژیم اسد است. این شهر به نمادی از همزیستی اعتقادات مذهبی تبدیل شده است. این شهر دارای تعداد زیادی اهالی مسیحی ست. یبرود به شهری الگو برای خودگردانی و خودحاکمی تبدیل شده است. همین که نیروهای سرکوب گر اسد از شهر یبرود خارج شدند تا نیروی خود را در جای دیگری به کار ببرند، مردم شهر تصمیم گرفتند خود به رتق و فتق امورشان بپردازند. آنان گفتند:«ما اکنون در حال سازماندهی جنبه های گوناگون زندگی شهر هستیم.» از تمیزکاری شهر گرفته تا تغییر نام مدرسه به نام «مدرسه ی آزادی»، یبرود یقیناً شهری ست که بسیاری از سوریه ای ها و از جمله خود من آرزو می کنیم که سوریه پس از اسد به آن شبیه باشد. این در حالی ست که در شهرهایی که به دست اسلامگرایان جهادی افتاده است وضعیت بسیار تیره و تار است، هر چند نباید فراموش کرد که آلترناتیوهای دیگری وجود دارند. یک شبکه ی گسترده در تمام سطح کشور و به ویژه در دمشق به وجود آمده است که «جوانان انقلابی سوریه» نام دارد. این تشکلی مخفی ست که اعتراضات شجاعانه ای را اغلب در مرکز دمشق سازماندهی می کند که در کنترل رژیم است. شرکت کنندگان در اعتراضات نقاب بر چهره دارند و شعارها و پرچم های انقلاب سوریه و از جمله پرچم کُردها را حمل می کنند.

 

رژیم در شهر داریا در حومه ی دمشق عملیات سختی را برضد شورشیان در نوامبر ٢٠١٢ انجام داد. برخی از اهالی شهر تصمیم گرفتند بدون دخالت در درگیری های مسلحانه دو طرف، نشریه ای را به نام عنب بلدی منتشر نمایند. نشریه اهالی در باره ی وقایع داریا و دیگر مناطق سوریه مطلب دارد. این نشریه در تمام شهر رایگان پخش می گردد. اصول خودمختاری، کمک متقابل و همکاری در تعداد زیادی از تشکلاتی که از دل قیام بیرون آمده اند، وجود دارند. حتا تشکلاتی موجود هستند که با همین اصول فعالیت می کنند بی آن که نظر جامعی در باره ی کلّ جنبش در سوریه داشته باشند. در این تشکلات کسانی هم هستند که مرتجع، فرقه گرا و سلطه جو هستند و البته ما پیش تر هم چنین چیزهایی را شنیده بودیم، مگر نه؟ با این حال کسانی هستند که فعالیت های بسیار خوبی می کنند و ما باید از آنان پشتیبانی نماییم.

 

ج.ا. : به نظر تو حمله ی نظامی آمریکا به سوریه چگونه اثری بر انقلاب می گذارد؟

 

ن. ع. : به گمان من دخالت های نظامی کلاً اثری منفی بر قیام ها دارند و یورش نظامی آمریکا به سوریه نیز مستثناء نیست. اما به نظر من روش هایی که برای مداخله ی نظامی آمریکا استفاده می شود، می توانند تأثیرات گوناگونی به جای بگذارند. اگر آمریکاییان آن گونه که خود می گویند برای «تنبیه»، «محدود»، «نقطه ای» یا «نمادین» به سوریه حمله کنند، در این صورت در میدان های جنگ تغییر بزرگی به وجود نخواهد آمد و رژیم اسد را از نظر تبلیغاتی هم که شده تقویت خواهد نمود. چرا که او خواهد گفت:«من در برابر امپریالیسم آمریکا از جایم تکان نخوردم.» خودکامگانی که در برابر جنگ های علیه خود زنده می مانند فقط همین زنده ماندن را پیروزی جلوه می دهند، حتا اگر در کنار شکست خوردگان باشند. آمریکا، عربستان سعودی و چند کشور دیگر صدام حسین را از کویت بیرون کردند، اما وی ١٢ سال دیگر در قدرت باقی ماند و در طی تمام این سال ها برای مقاومت در طی «مادر تمام نبردها» برای خود تبلیغات راه انداخت.

 

اگر ضربات نظامی که آمریکا اکنون در حال بررسی اشان است سخت تر از حملات پیش گفته باشند در این صورت در میدان های نبرد تغییرات مهمی صورت خواهند گرفت و رژیم اسد را شدیداً تضعیف خواهند نمود. اما در این صورت نیز به گمان من اثرات منفی دیگری به بار خواهند آمد. در چنین صورتی هر گونه احتمالی که سوریه ای ها بتوانند در آینده بر سرنوشت خود حاکم باشند از میان خواهد رفت.

 

آمریکا می تواند اسد را نپسندد، اما بارها گفته است که نهادهای دولتی باید حفظ شوند تا ثبات سوریه آینده برهم نخورد. به عبارت دیگر آمریکا سوریه اسدیست را بدون اسد می خواهد. آمریکا خواهان حفظ رژیم بدون اسد است. همان گونه که در مصر چنین شد. حسنی مبارک کنار رفت اما رژیم دست نخورده و ارتش سر جای خودش باقی ماند. در یمن هم همین اتفاق افتاد. آمریکا با رئیس جمهور این کشور به گفت و گو نشست تا وی استعفاء دهد بی آن که تغییری در رژیم حاصل آید. اما مسئله در سوریه این است که اتفاقاً مردم از همان ابتداء این شعار را مطرح کردند:«مردم خواهان سقوط رژیم هستند» و فقط به کناره گیری اسد رضایت نمی دهند.

 

هنگامی که از حفظ رژیم سخن می رود آن گاه بین حامیان و مخالفان اسد اتفاق نظر وجود دارد، یعنی آمریکا، روسیه و ایران هم نظر می شوند. اما این رژیمی ست که تمام نهادهایش با خودکامگی ساخته شده است، نهادهایی که کشور را چپاول و غارت کرده اند، نهادهایی که نارضایتی و سپس قیام مردمی را موجب شدند و سرانجام نهادهایی که پایه های اصلی اشان را استعمار فرانسه در این کشور ریخته است. تقریباً همه در سوریه می دانند که نامزدان برگزیده ی آمریکا برای سوریه آینده در رژیم کنونی نقش ایفاء کرده اند و آنان کسانی نیستند به جز بوروکرات ها و بعثی هایی که به تکنوکرات های نئولیبرال «بریده از مرکز» تبدیل شده اند. اینان کسانی هستند که آمریکا برای سوریه آینده در نظر گرفته است.

 

سوریه ای ها تاکنون قربانیان زیادی داده اند. آنان بهای زیادی برای مطالبات خود پرداخته اند. من مایل نیستم که تمام این ها به زباله دانی انداخته شود. نباید در شتاب برای کنار زدن اسد به عنوان نماد رژیم، خود رژیم را حفظ کرد. سوریه شایسته ی آینده ی دیگری به جز مشتی نهاد ساخته شده از هیچ و همه چیز و بوروکراسی پی ریزی شده از سوی خودکامگانی ست که خواهان ادامه ی سلطه گری علیه مردم این کشور هستند. هیچ علتی نمی تواند حفظ نهادهای دولتی را توجیه کنند که به چپاول کشور پرداخته و مردم را کشتار کرده اند. با توجه به این که آمریکا چیز دیگری به جز حفظ این نهادهای دولتی نمی خواهد، من هر گونه دخالت آن را در امور سوریه نادرست می دانم. اگر آمریکا واقعاً می خواهد به سوریه کمک کند بهتر است از اهرم های دیپلماتیک استفاده نماید تا روسیه و ایران را از دخالت در جنگ برحذر دارد. این چنین است که سوریه ای ها خواهند توانست به مرحله ی بعدی اقدامات خود بیاندیشند. اما اگر آمریکا به سوریه حمله کند این دیگر خودبه خود آمریکا خواهد بود که برای مرحله ی بعدی تصمیم خواهد گرفت و به همین جهت من با این حمله مخالفم.

 

ج.ا. : کسانی که در خارج از سوریه هستند برای پشتیبانی از مبارزات چه می توانند بکنند؟

 

ن. ع. : برای مردمی که در خارج کشور زندگی می کنند، حمایت عملی کار مشکلی ست. من فقط می توانم به یک نکته اشاره کنم و آن هم حمایت فکری – سخنی از مبارزات است. چپ تاکنون بسیار موضع بدی علیه قیام در سوریه داشته است، چرا که گمان می کند که ارتجاعی ترین عناصر ضدرژیم اسد یگانه کسانی هستند که علیه او مبارزه می کنند و در این زمینه بیش تر همراه با رژیم بوده است. من از کسانی که در خارج هستند می خواهم که به تمام واقعیت بنگرند و به دیگران نشان دهند که در سوریه کسان دیگری هم هستند که می توانند حمایت گردند. باید این دوسویه نگری به اوضاع سوریه که در یک طرفش رژیم و در طرف دیگرش القاعده یا در یک سویش رژیم اسد و در طرف دیگرش امپریالیسم آمریکاست، پایان یابد. باید یاری کرد تا تاریخ فداکاری های مردم سوریه برای خواسته هایشان بهتر بازگو گردد. شاید دیگر برای این کار دیر شده باشد چرا که مطالب هژمونیک در حال حاضر بسیار قدرت مندتر هستند تا بتوان علیه آن ها پیروز شد. شاید کتاب های تاریخ بتوانند درست تر وضعیت کنونی سوریه را مطرح نمایند.

 

پانویس ها:

اصل مطلب ترجمه شده ی بالا در این نشانی ست: http://truth-out.org/news/item/18617-syrian-anarchist-challenges-the-rebel-regime-binary-view-of-resistance

* Joshua Stephens عضو شورای انستیتوی مطالعات آنارشیست است. او در دهه های اخیر در جنبش های ضد سرمایه داری و همبستگی بین المللی فعالیت کرده است. او در رسانه های گوناگون در مورد جنبش های ضداستبدادی مطلب می نویسد و اوقاتش را بین کشورهای مدیترانه و بروکلین در نیویورک می گذراند.

١) نقشه ی آن لاین تهیه شده در این نشانی ست:  http://www.fastcolabs.com/3016532/this-interactive-infographic-shows-the-depth-of-the-syrian-resistance

٢) نشانی وبلاگ نادر عطسی: http://darthnader.net

۳) نشانی وبلاگ معظن کمال معز: http://libcom.org/tags/mazen-kamalmaz

۴) در باره ی عمر عزیز، مبارز آنارشیست سوری، به زودی مطلب مفصل تری به دوستداران فارسی زبان ارائه می گردد. (یادداشت مترجم)

من ناچم بۆ ده‌نگدان، ئه‌ی تۆ؟

من ناچم بۆ ده‌نگدان، ئه‌ی تۆ؟

سه‌لام عارف

١٦ی سێپتەمبەری ٢٠١٣

چه‌ند که‌س بێکار و برسیتر کران ؟ چه‌ند که‌س ده‌ربه‌ده‌ری وڵاتان کران ؟ چه‌ند مێینە به‌ گوێزانی ژه‌نگاوی خه‌ته‌نه‌ کران ؟ چه‌ندیش به‌ردباران و تیڕۆرکران ؟ چه‌ند ئه‌ندامی مافیای پارت و بنه‌ماڵه‌ ده‌وڵه‌تمه‌ندکران ؟ چه‌ند پله‌وپایه ‌و ئیمتیاز خه‌ڵاتکران ؟ چه‌ند زەوی و ئاو داگیر کران ؟ چه‌ند ماڵ بێئاو و کاره‌با کران ؟ باوکی چه‌ند مناڵ تیرۆرکران؟ چه‌ند (سه‌رده‌شت) و (سۆران) تیرۆرکران ؟ چه‌ند ڕۆژنامه ‌و نووسه‌ری خۆفرۆش کڕدران ؟ چه‌ند ناوچه‌ بۆ فیدراڵی دەسەڵاتداران و کورسی سه‌روه‌ری وازلێهێنران ؟ چه‌ند  سێ ده‌وامی خوێندگاکان دروسکران ؟ چه‌ند مزگه‌وت دروستکران ؟ چه‌ند هاونیشمانی به‌ ئه‌نفاکردن دران ؟ جه‌رگی چه‌ند دایك  سوتێنران ؟ چه‌ند شایی و سەیرانی خه‌ڵکی کرانه‌ قوزه‌ڵقورت ؟ چه‌ندە چڵکاوخۆری بۆ ئه‌م ده‌وڵه‌ت و ئه‌و ده‌وڵه‌تکرا ؟ چه‌ند ئاوەزی داهێنه‌ر شێوێنران ؟ چه‌ند ده‌ستی دروستکار گەوجکران ؟ چه‌ندە سامانی کۆمه‌ڵایه‌تیی دزرا ؟ چه‌ند  داوێن و ده‌ست و دەمپیس خوڵقێنران و کرانه‌ ئۆپۆزیسێون ؟ چه‌ند ئاژه‌ڵ کرانه‌ قوربانی بەدەسەڵاتگەییشتن و تەندروستی مشه‌خۆران؟ چه‌ند سكاڵای هاونیشتمانان فڕێدرانە سەبەتەی زبڵ، چه‌ندە ژینگه‌ ژه‌هراوی و وێرانکرا ؟

گه‌ر به‌هه‌ڵه‌دا نه‌چووبم زیاتر له‌ سێ سه‌ده‌یه‌ له‌ دونیادا هه‌ڵبژاردن ده‌کرێت، كەچی هیچ شتێك نه‌گۆڕا، گه‌ر هه‌ڵبژاردن شتێکی بگۆڕایه‌، ئەوا ھەنووكە سەردەمێك بوو، لەبەر پاراستنی بەرژەوەندی سەرمایەداران و سەروەران قه‌ده‌خه‌ ده‌کرا !

ئه‌وی ڕاستیبێت، من ئاوا هه‌ڵبژاردن ده‌بینم، که‌ کوتومت له‌وه‌ ده‌چێت، (مه‌ڕ)ێك لە جه‌ژنی قووربانیدا ده‌نگ بە قەسابێك بدات، یان (قه‌ل)ێك ده‌نگ به‌ جه‌ژنی نۆئیل و سه‌ری ساڵ بدات، ئیدی هه‌ڵبژاردنی چی و ته‌ڕه‌ماشی چی؟ من وه‌ك مامۆستا (گۆران) هاوارده‌که‌م، “حكومه‌ت نامانه‌وێت ئینتخاباتت” ئه‌ی تۆ؟