All posts by Anarchistan ئەنارکیستان

Kurdistan Anarchists Forum - KAF سەکۆی ئەنارکیستان

نە بە دولت، نە بە جنگ، آری بە استقلال وانقلاب اجتماعی

                                                                     فراخوان سراسری برای رفقای آنارشیست ھر جائی جھان باشند، در ضمن ومخصوصا

رفقای  آنارشیست و آزادیخواهان ( فارسی  و عربی و تورکی  زبان) در خاورمیانە

نە بە دولت، نە بە جنگ، آری بە استقلال وانقلاب اجتماعی

در سال جاری ما آنارشیستها و آزادیخواهان اقلیم “کردستان” با شعار :  ‘مناطق و جوامع آزاد و مستقل بدون دولت…’ موضع خود را اعلام داشتیم . همزمان علیه تبدیل شدن اقلیم کردستان به دولتی دیگر تحت سناریوی ” رفراندام برای استقلال  ”  ، نقطه نظرات خویش را ابراز داشتیم. ما متمئن ھستیم، کە رفقای عرب و فارسی زبان ، ترک و آسوری … همچنین عکس العمل مشابه  در مقابل قدرتھا و سیاست ھا و سناریو ھا داشته اند. ما همچنین انتظار داریم رفقای آنارشیست و آزادیخواه سراسر جهان علیه اقدامات دولتگرائی جبهه های ناسیونالیستها و چپ های طرفدار فاشیست ، از جبهه ضد جنگ مردم عراق پشتیبانی کنند و در صورت امکان با تظاهرات و… اعتراض خود را نسبت به جنگ پیش رو ؛ اعلام دارند.

از آنجائی که ما علیه سیستم موجود سیاسی هستیم. لذا ضد دولت و احزاب و افراد قدرت طلب و راست گرا نیز میباشیم. ما مخالف تسلط طبقاتی و مالکیت خصوصی و هرگونه سیستم مزدگیری میباشیم. و کلیه جنگهای تاریخ بشری را نتیجه حفظ تسلط طبقاتی ، مالکیت خصوصی و سیستم مزدگیری میدانیم.

ما علیه جنگ و دشمنی مابین اقوام و… در محدوده های جغرافیای فرهنگی و اجتماعی ؛ هستیم . جنگ و دشمنی نهایتا به نابودی و برده گی ختم میشود و سرانجام هیچ جنگ و دشمنی ” انقلاب اجتماعی ” نبوده است. جنگ انرژی و توانائی های انقلابی را از بین برده و حرکتهای اجتماعی و آزادیخواهانه را ضعیف و متلاشی می کند. و در مقابل بازار مناسبی است برای فروشندگان اسلحه و ضمانتی است برای دلالان نفتی و نابودی محیط زیست که نتیجه آن فقر توده ها و تسلط بیشتر طبقاتی نیروهای مقتدر خواهد بود.

ما مخالف جنگ و خواهان بنا کردن  جوامع مستقل ” خودگردان و آزاد ” در جامعه امروز هستیم. خواهان خودگردانی در مناطق و اقلیم های گوناگون بر مبنای تعاونی های آزاد و انجمن های مستقل در محل کار و زندگی هستیم و آزادی و اختیار مستقل فرد را مبنای جامعه آزاد و خودگردان میدانیم. به نظر ما وجود دولت منافی آزادی و اختیار فرد است. احزاب موجود استقلال ، قدرت تفکر و استعداد را از انسانها سلب می کند. و وجود کارفرما و مالک نتیجه اش بردگی و بدبختی است.

بدین منظور حکومت بیست و شش ساله اقلیم کرد زبان و دولتی شدن اقلیم ” کردستان ” تفاوت چندانی با یکدیگر نخواهند داشت. ثروتمندان و اقتدار گرایان ، مقتدر و ثروتمند تر و زیردستان بدبخت تر از گذشته خواهند بود.و اقلیم “کردستان” منطقه مناسبی میشود برای شرکتهای نفتی ، صندوق بین المللی پول و بانک  و بیمه های جهانی و نتیجتا به نفع ابر قدرتها خواهد بود.

ما آنارشیسهای کرد زبان خصوصا ( رفقای عرب، فارس ، ترک زبان…) با اتحاد خود علیه جنگ و مقابله با قدرتمدارها منطقە و سرمایه داران اقلیم “کردستان” …اعلام میداریم :  هرگونه بی تفاوتی و اجتناب در این زمینه به معنای موافقت با جنگ و هواداری از سرمایه داران داخلی و خارجی است. ما علاوه بر مخالفت با جنگ و تلاش شبانه روزی در این راه خواستار همبستگی بین المللی میباشیم. و منتظر موضع گیری فعالانه و همبستگی انسان دوستانه شما هستیم.

نە به جنگ

نە به دولت و سروری

نە به ناسیونالیسم ، کشور و پرچم

نە برای سیستم طبقاتی

آری به ھمبستگی و اتحاد علیە جنگ

آری بە خودسازماندھی اجتماعی

آری به  مبارزە اجتماعی

آری بە انقلاب اجتماعی

آری بە قیام اجتماعی

آری بە خودگردانی اجتماعی

فوروم آنارشیست ھای کوردی-زبان

١٥ اکتوبر ٢٠١٧

سایت  فوروم آنارشیست ھای کوردی-زبان

www.anarkistan.com

پیچ فوروم آنارشیست ھای کوردی-زبان

www.facebook.com/sekoy.anarkistan

فوروم آنارشیست ھای کوردی-زبان در تویتەر

https://twitter.com/anarkistan

ایمیل آدرەس فوروم آنارشیست ھای کوردی-زبان

anarkistan@riseup.net

Fa

لا للدولة ، لا للحرب ، نعم للحریة و الثورة الاجتماعیة

ندا‌ء عاجل الی الرفاق الأنارکیین و الأحرار في کل بقاع العالم

و نداء مباشر و خاص الی الأنارکیین و الأحرار الناطقین باللغة العربیة

لا للدولة ، لا للحرب ، نعم للحریة و الثورة الاجتماعیة

في السنوات والأشهور و الأسابیع الماضیة نحن الأنارکیین والأحرار فی الأقلیم “کردستان” رفعنا شعارات (نعم لتحریر وااستقلال کل المناطق و کل المجتمعات، ولکن لا للدولة) قلنا کلا لتدویل الأقلیم “کردستان” و سیناریوهات الاستفتاء، کما اننا متأکدون من ان رفاقنا الناطقین بالعربیة و الترکمانیة والاشوریة کان وسیکون لهم الموقف ذاتە. وهذا ما نتوقعە من رفاقنا الأنارکیین فی جمیع انحاء العالم ان یقفوا ضد حرب البترول اللذي اشعلە القومیون العنصریون والیسار المصطف مع الفاشیة، بتشکیل جبهة لادانة الاقتتال بین مکونات الشعب العراقي.

نحن ضد الدولة لاننا ضد تسییس المجتمع و ضد التحزب و الایدولوجیات بیمینها و یسارها، ولأننا ضد الاضطهاد الطبقي و ضد العمل المأجور و ضد الملكية الخاصة . فکل الحروب في الماضي کانت علی اساس الحفاظ علی مثلث التسلط الطبقي و الملكية الخاصة و العمل المأجور!

نحن ضد الحروب و التسلیح و الاحتفان بین مختلف الاعراق والحضارات المتعددة، لأن الحرب و الاقتتال بین المکونات الاجتماعیة لا تنتج الا الموت و الدمار و العبودیة و لا تثمر منها الثورات الاجتماعیة، بل تضعف الحرکات الجماهریة و الاجتماعیة وتستهلک الطاقات الثوریة و في المقابل ینتعش سوق بیع الاسلحة و یضمن الوقود للمصانع المنتجة للاسلحة و یزداد الفقیر فقرا و یطول عمر الاضطهاد الطبقی.

في الوقت اللذي نقف بالضد من الحروب نسعى الى تکوین الادارات الذاتیة في کل المناطق و المجتمعات خلال تأسيس الجمعیات التعاونیة و الکومونات و اللجان المحلیة في اماکن العمل . نؤمن بأن حریة الفرد هي اللبنة الأساسیة لتحرير المجتمع و نؤمن بأن لیست هناک حریة في اطار وجود الدولة أیة کانت نظامها و لیست هناک حرية للفرد داخل الاحزاب، بل ھی تسلب حریة التفکیر و الاستقلال الذاتي للفرد. في ضل تواجد رأسمال و صاحب عمل و سوق يستغل الناس ويجعلون عبید. في وجهة نظرنا. من خلال تجاربنا في الست و العشرون )26( عاما من حکم البرجوازیة الکردیة ايقنا ان الانفصال لن یغیر من معاناة الفقراء، بل يزيدها في حين یزداد رؤوس اموال السیاسیین و الراسمالیین فبذلک یتیح لاصحاب الشرکات العالمیة و الصندوق الدولي أن یمرحوا في الساحة کیفما یشاؤوا. نحن نخاطب جمیع رفاقنا من الکادحین و الفقراء واللذین هم نظرائنا في الاضطهاد الطبقي أن یساندوننا ضد الشوفینون العنصريون مدرکین انها بالأصل تقع علی عاتقنا مباشرة نحن الأحرار من العراقیین، ولکن دعمک لنا  لن یکون أقل تأثیرا من حراکنا و بمساندتکم لنا ستکتمل و ستدوم الاصوات المنادیة ضد الاقتتال الداخلي في العراق و ستقلل من مخاطر الموت و تھجیر اطفال العراق.

نحن الأنارکیین الناطقون باللغة الکردیة نخصکم انتم ایها الرفاق من الأنارکیین الناطقون باللغة العربیة والفارسیة والترکیة والآشوریة أن تقفوا بالضد من الحرب فاي تخاذل او اهمال منکم سیجعلکم من المصطفین مع حرب السیاسیین والراسمالیین و الشرکات العالمیة. نحن لا نملک سوی أصواتنا نستهجن لیل نهار الحرب والتناحر و نترک الأمر لضمائرکم و مسؤولیاتکم التاریخیة. فلا نفرض علیکم طلباتنا، بل نتوقع منکم المساندة‌، فالفرد لأنارکي بطبیعتیه‌ یقف بالضد من الحرب و یصطف مع نضال الأحرار. نحن واطفال وشيوخ وفقراء. العرتق بانتظار دعمکم لنا  فلتملا الساحات و الطرقات احتجاجاتکم و تظاهراتکم  منددين بالحرب و انعکاساتها  الکارثیة.

لا للحرب

لا للدولة و التسلط

لا للقومیة و العنصریة

لا للاضطهاد الطبقي

نعم للتضامن و وقوف صفا واحدا ضد الحرب

نعم للکفاح الاجتماعي

نعم للتنظیم الاجتماعي

نعم للثورات الاجتماعیة

نعم للانتفاضة الاجتماعیة

نعم للادارة الذاتیة الاجتماعیة

المنتدی الأنارکیین الناطقون باللغة الکردیة

١٥ تشرین الأول ٢٠١٧

الموقع الكتروني  لمنتدی الأنارکیین الناطقون باللغة الکردیة

www.anarkistan.com

الصحفة الفیسبکویة لمنتدی الأنارکیین الناطقون باللغة الکردیة

www.facebook.com/sekoy.anarkistan

الموقع تویتري المنتدی الأنارکیین الناطقون باللغة الکردیة

https://twitter.com/anarkistan

البرید الکتروني لمنتد الأنارکیین الناطقون باللغة الکردیة

anarkistan@riseup.net

Ar

No to State, No to war. Yes for self-administration and the Social revolution

Immediate call to all our comrades Anarchists and Libertarians wherever they are

A direct and special call to our comrades Anarchists and Libertarians Arabic-speaking

No to State, No to war.  Yes for self-administration and the Social revolution

For years and years we, anarchists and libertarian in Iraqi “Kurdistan”, Europe and other countries all our publicities and our slogan have been about Yes for self-administration in  everywhere  and for all the communities , but No to State.

We raised our voice against the Kurdistan Regional Government (KRG) and its very recent scenario of referendum on “independent Kurdish State”.  We are very sure the other anarchists among Arab, Turkish, Assyrian and others had the same attitude. We also believe the same attitude from our anarchist comrades throughout the world to say no to State, authority, nationalism and to be against the nationalist and against pro-fascist war.

Iraqi “Kurdistan” has been going through a very difficult time since Oct 2015.  The wages of public sector employees have been reduced to less than a half, the number of unemployment has increased sharply, the price of everything has gone up, business and the government services have dramatically been cut off. This all happened in addition to the war with Isis and disputes between (KRG) and the central government over the budget and the disputed lands and city  like Kirkuk and the others.

So many strikes, demonstrations and boycotting work during this couple of years took place.  Some of them lasted for few weeks even months.  KRG instead of resolving all these problems tried to divert the attention of people from the real problems by announcing in July the referendum of independent Kurdistan, state of Kurdistan, on 25th of Sep.

Masoud Barzani the head of KRG set up the day of referendum without consulting Iraqi, neighbourhood countries, US and European countries.  Once he called for referendum, all of them rejected it and told him that he will not get any support.

After the referendum of 25th of September Iraq, Iran and Turkey governments came together against it and threaten KRG with economic sanction.  Iraqi government asked KRG to withdraw the decisions of the referendum and get back to the Iraqi constitution in taking any decision.  Haider al-Abadi , the Prime Minster of Iraq gave Barzani warning that  if he does not back down, the Iraqi government  will  take  over control of  Kirkuk province’s oil wells that are at the moment under  the control of  KRG.

Three days ago the Iraqi government sent a huge numbers of Police, military and Hishdi Shaibe [ the Siha paramilitary  group] with various of heavy weapons to take positions on the city’s approaches.

The civil war now very imminent between Peshmarga, KRG forces, and the above forces of central government.

We are asking for support and solidarity from our comrades anarchists to protest, making a statement against this war, show their anger against the war and solidarity to Iraqi people.

We are anti State because we are against the current political system.  We are anti-political party and anti-authoritarian ideology from left to the right, because we are anti class superiority, and anti-private ownership and exploitation of the labour. All the wars in history happened due to protecting class superiority, private ownership and labour exploitation.

We are against war, weapons and hatters between the different cultures and between different ethnic minorities.  War in general produces death and slavery. The outcome of any war does not support starting the social revolution, in fact it damages and weakening the revolution climate. In the meantime, war opening a very big market for selling/ buying weapons and destroying the environment. War makes the poor people poorer and class superiority lasts longer.

While we are against war, we are very much in favour of people self-administration wherever they are living communally and working collectively.  We are also aware wherever the state exist there is no freedom, wherever political party is, there is no self-thinking and individual independency. Wherever the businessmen and money are, there are slavery wages and exploited people.

In Iraqi “Kurdistan” there has been a strong authority for the last 26 years, there has been the bourgeois in power.  For the last 26 years people deprived from the real freedom and from making the decision by themselves. For the long time the ruler has done very little for the people in “Kurdistan” in term of providing services. They encouraged people to move from the rural area to the towns and cities, making so many business contracts with the foreign oil company and corporations for their own profit, sold all the public lands and many more. In short “Kurdistan” became the home of many multinational companies, the financial institutions and the spies network of the neighbourhood countries and others. Since then they acted like a proper state in whatever they wanted to do. So why should we expect different when they set up their own “independent state” and think it will be better than what the people have it now?

We ask all our anarchist comrades to support and have solidarity with us to prevent this war.  It is true that your opposition to the military and nationalist war in Iraq, if happens, may not as effective as our opposition, however, your solidarity will be crucial and greatly appreciated.

We again are calling our whole comrade anarchists especially Arab, Persian, Turkish and Assyrian speakers to raise their voices and act to stop this viscous war that is not in the interest of working class and poor people in Iraq and “Kurdistan”.  Being silent and not be serious about it, is directly or indirectly serves the politicians, the big corporations and the capitalist system.  We therefore have no choice but fighting back the system, its action and its war.  We also expect the other anarchists wherever they are to stand with us, firm and to support the children, elderly and the disable people in Iraq.

No to war

No to State

No to nationalism and patriotism

No to capitalism system

Yes to solidarity and unite against the war

Yes to self-organise

Yes to the social struggle

Yes to social revolution

Yes to social uprising

Yes to self-administration

Kurdish-Speaking Anarchist Forum   (KAF)

15t Oct 2017

Website:

www.anarkistan.com

Facebook page

www.facebook.com/sekoy.anarkistan

Twitter

https://twitter.com/anarkistan

Email

anarkistan@riseup.net

en

12140645_417490761778606_2464480656894528268_n

13407320_493095014218180_3107824600600087592_n

 

 

نا بۆ دەوڵەت، نا بۆ جەنگ، بەڵێ بۆ سەربەخۆیی و شۆڕشی کۆمەڵایەتی

بانگەوازی بە پەلە بۆ ھاوڕێیانی ئەنارکیست و ئازادیخواز لە ھەر کوێیەکی جیھان ھەن

بانگەوازێکی ڕاستەوخۆ و تایبەت بۆ ھاوڕێیانی ئەنارکیست و ئازادیخوازی عەرەبی-زمان

17022299_1232515610119651_2613997210020241571_n

نا بۆ دەوڵەت، نا بۆ جەنگ، بەڵێ بۆ سەربەخۆیی و شۆڕشی کۆمەڵایەتی

چەند ساڵ و مانگ و ھەفتە و ڕۆژی ڕابوردوو ئێمە ئەنارکیستان و ئازادیخوازانی ھەرێمی “کوردستان” بە ھەڵوێست و درووشمی (بەڵێ بۆ سەربەخۆیی ھەموو شوێنێک و ھەموو کۆمەڵێک، بەڵام نا بۆ دەوڵەت) دەنگی خۆمان دژی دەوڵەتاندنی ئەم ھەرێمە لەژێر پەردەی سیناریۆی “ڕیفراندۆم بۆ سەربەخۆیی” ھەڵبڕی و بەدڵنیاییشەوە ھاوڕێ عەرەبی-زمان و تورکمانی-زمان و ئاشووریی و ئەوانی دیکەش ھەڵوێستێکی لەو جۆرەیان ھەبووە و دەبێت و ھەمان چاوەڕوانیمان لە ھاوڕێیانی ئەنارکیست و ئازادیخوازی سەرتاسەری جیھان ھەیە، کە لە دژی ھەڵگیرسانی جەنگی نەوت و دەوڵەتگەرایی (بەرەی ناسیونالیستان و چەپە پڕۆ-فاشیستەکان)، لە (بەرەی دژە-جەنگی خەڵکی عیراق بە ھەموو پێکھاتەکانییەوە) پشتیوانیبکەن و لە ھەر شوێنێک دەلوێت، خۆنیشاندانی ھاوپشتی و دژی جەنگ بەڕێبخەن.

ئێمە دژە-دەوڵەتین، لەبەرئەوەی دژی سیستەمی ڕامیارین، دژی پارتییایەتی و دژی ئایدیۆلۆجییە دەسەڵاتخوازییە چەپ و ڕاسەتەکانین، لەبەرئەوەی کە دژی سەروەریی چینایەتین، دژی کاری کرێگرتە و دژی دارایی تایبەتین، کە ھەموو جەنگەکانی مێژووی سەروەریی چینایەتی لەپێناو پاراستنی ئەو سێکوچکەیە بوون؛ سەروەری چینایەتی، دارایی تایبەتی، کاری کرێگرتە!

ئێمە دژی جەنگ و چەک و کینەدۆزیی نێوان ئێتنییەکان و بازنە کولتوورەکانین، چونکە جەنگ و چەک و کینەدۆزیی تەنیا جەنگ و مەرگ و کۆیلەتی بەرەنجامدەھێنن و ھەرگیز سەرەنجامی ھیچ جەنگێک، شۆڕشی کۆمەڵایەتیی نەبووە و ھەموو کات جەنگ لەنێوبەری وزە و توانایی شۆڕشگێڕانە و لاوازکەری بزووتنەوە جەماوەریی و کۆمەڵایەتییە ئازادیخوازەکان بووە و لە بەرانبەریش گەرمکەری بازاری چەکفرۆشی و دابینکەری نەوت بۆ کارخانەکانی چەکسازیی و ئۆتۆمەبێلسازیی و وێرانگەری ژینگە و ھەژارترکردنی ھەژاران و درێژکەرەوەی تەمەنی سەروەریی چینایەتی بووە!

ئێمە ھاوکاتی دژە-جەنگ بوون، خوازیاری ڕۆنانی خۆبەڕێوەبەریی سەربەخۆی کۆمەڵەکانین لە ھەر شوێن و ھەموو کات؛ خوازیاری ڕۆنانی خۆبەڕێوەبەریی ناوچە و ھەرێمەکان  لەسەر بنەمای ھەرەوەزییە ئازادەکان و کۆمون و ئەنجومەنە سەربەخۆکانی شوێنی کار و ژیان ھەین و ئازادی تاک و بڕیاری سەربەخۆیانەی تاک بە بناخەی ئازادی و سەربەخۆیی ھەموو کۆمەڵێک دەزانین و بەبۆچوونی ئێمە لە ھەر شوینێک دەوڵەت ھەبێت، لەوێ ئازادی بوونی نییە، لە ھەر شوێنێک پارتییایەتی ھەبێت، لەوێ سەربەخۆیی کەسیی و ئاوەز و بیرکردنەوە بوونی نییە، لە ھەر شوێنێک خاوەنکار و دارا ھەبێت، لەوێ کەسی بەشمەینەت و کۆیلە ھەیە. ھەر ئاوا بەبۆچوونی ئێمە لەنێوان فەرمانداریی بیست و شەش (٢٦) ساڵەی بۆرجوازیی ھەرێمی “کوردستان” و جیابوونەوەی دەوڵەتییانەی ھەرێمی “کوردستان” جیاوازی نییە و بەشی ئێمە نەداران و بێدەسەڵاتان ھەر درێژە و زیاتربوونی بەدبەختییەکانی پێشووتر  دەبێت و دیوەکەی دیکەشی ھەر دەوڵەتمەندتربوون و بەھێزتربوونی ڕامیاران و سەرمایەداران و فراوانتربوونی مەیدانی تەڕاتێنی کۆمپانییە جیھانخۆرەکان و نێوەندەکانی وەک سندووقی نێودەوڵەتیی دراو و بانکی جیھانی و بانکی نێوەندیی ئەوروپا و دەوڵەتە زلھێزەکان دەبێت.

ئێمە ئەنارکیستان، دژی دەوڵەت و دژی جەنگ و دژی سەرکوتین و بۆ ئەو مەبەستەش ھەموو ھاودەرد و ھاوچین و ھاوئامانج و ھاوبیر و ھاوڕێکانی خۆمان لە سەرتاسەری جیھان بۆ پشتیوانی لە بەرەی دژی جەنگ و بەرگرتن لە ھەڵگیرساندنی جەنگی ناسیونالیستیی نێوان ئێتنییەکانی عیراق و ناوچەکە بانگەوازدەکەین؛ ڕاستە ئەرکی ڕاستەوخۆ و خۆجێی و سەرەکیترین چالاکی ڕاستەوخۆی دژی جەنگ لەسەر شانی کەسانی ئازادیخوازی نێو عیراق و ئەرکی ڕاستەوخۆی کەسانێک دەبێت، کە بە زمانی ئێتنییەکانی نێو عیراق دەدوێن، بەڵام ئەرکی ئێوە ھەر ئازادیخواز و ئەنارکیستێک لە ھەر شوێنێکی جیھان ھەن و بە ھەر زمانێک دەدوێن و لە ھەر شوینێک لەدایکبوون، لە ئەرکی سەرشانی ئێمە کەرمتر نییە و نابێت، چونکە ھەڵخڕاندن و ڕێکخستنی دەنگی ناڕەزایەتی شەقامی کۆمەڵەکانی خۆتان دژی جەنگ، تەواوکەر و مسۆگەرکەری سەرکەوتنی دەنگە دژە-جەنگەکانی نێوخۆی عیراق و کەمترکەرەوەی مەترسی مەرگ و ئاوارەبوونی منداڵانی عیراقە.

ئێمە ئەنارکیستانی کوردی-زمان بە دیاریکراویی ھاوڕێ (ئەنارکیستە عەرەبی-زمانەکان و فارسی-زمانەکان و تورکی-زمانەکان) بۆ وەستانەوە دژی جەنگ و ھاوپشتیکردن و یەکێتی لەتەک خۆمان دژی (پلان و بڕیارەکانی سەروەران و سەرمایەدارانی کوردی-زمان و عەرەبی-زمان و فارسی-زمان و تورکی-زمانەکان) بانگەوازدەکەین و ھەر خۆگێلکردن و ھەر کەمتەرخەمییەک و خۆدوورگرتنێک لەو بارەوە، بە ڕەزامەندبوون لەتەک جەنگ و ڕامیاران و سەرمایەداران و کۆمپانییە جیھانخۆرەکان دەزانین. ئێمە بێجگە لە دژە-جەنگ بوون و ھەوڵ و پاگەندەی بیست و چوار ساتە دژی جەنگ، ھیچ ھەڵبژێر و ئومێد و چارەیەکی دیکەشکنابەین، ئێوەش خۆتان و ویژدان و ئەرکی مێژوویی سەرشانتان؛ ئێمە لە ئێوە داخوازیی پشتیوانی و ھاودەنگی دەکەین، نەک بڕیار و سەپاندن و ناچارکردنی ئێوە، چونکە بۆ کەسی ئەنارکیست دژە-جەنگ بوون و چالاکی خۆجێی و ھاوپشتی جیھانی ئەلف و بای تێکۆشانی ئازادیخوازانەن. ئێمە چاوەڕێی ھەڵوێست و پشتیوانی چالاکی ھاوڕێیانەی ئێوەین، منداڵان و پیر و پەککەوتان و نەداران و بێدەسەڵاتانی ھەموو بەشەکانی عیراق چاوەڕێی ھەڵوێست و پشتیوانی و خۆنیشاندانی ئێوەن!

نا بۆ جەنگ

نا بۆ دەوڵەت و سەروەریی

نا بۆ نەتەوە و وڵات و ئاڵا

نا بۆ سیستەمی چینایەتی

بەڵێ بۆ ھاوپشتی و یەکڕیزی دژی جەنگ

na bo jengبەڵێ بۆ تێکۆشانی کۆمەڵایەتی

بەڵێ بۆ خۆڕێکخستنی کۆمەڵایەتی

بەڵێ بۆ شۆڕشی کۆمەڵایەتیی

بەڵێ بۆ ڕاپەڕینی کۆمەڵایەتیی

بەڵێ بۆ خۆبەڕێوەبەریی کۆمەڵایەتی

سەکۆی ئەنارکیستانی کوردیی-زمان

١٥ی ئۆکتۆبەری ٢٠١٧

na bo jengna bo jengسایتی  سەکۆی ئەنارکیستان

www.anarkistan.com

پەیجی فەیسبووکی ئەنارکیستان

www.facebook.com/sekoy.anarkistan

سەکۆی ئەنارکیستان لە تویتەر

https://twitter.com/anarkistan

ئیمەیل ئادرەسی ئەناکیستان

anarkistan@riseup.net

13407320_493095014218180_3107824600600087592_n

 

 

« زبان تنها برای برقراری ارتباط ساخته نشده است!»

…به چه چیزی شک دارید؟

نوآم چامسکی

مترجم : مانی

هر انسانى  بى نهايت را در خودش حمل ميكند و اين به لطف قواعد زبان است كه ما روزانه با آن سر و كار داريم. براى زبان شناسى مثل نوآم چامسكى اين توانايى نه فقط يك اساس براى خلاقيت و آزادى است، بلكه پايه يك چشم انداز سياست جهانى است.

گفتگو مارتين لگروس (Martin Legros) با نوآم چامسكى (Noam Chamsky)

ترجمه و اقتباس از ماهنامه فلسفه* ( به زبان آلمانی )  آوریل / مى سال ١٩١٧

نوآم چامسكى فقط يك زبانشناس عادى نيست، بلكه متفكری است كه تئوري هاى او در مورد  دستور زبان زايشى * (      generative Grammatik) كل زبانشناسى را بطور عميق و اساسى بازنگرى كرده است. همچنين او يك پرفسور بازنشسته و استاد دانشگاه كمبريج (MIT) در بوستون و يك فعال آنارشيست است  و در سطح بين الملل يك روشنگر آشنا و معروف در زمينه نقطه نظرات انتقادى به جهانى شدن سرمايه دارى است.در يك بعد از ظهر زمستان در پاريس با كمال تعجب و حيرت  با چه روشنائى و آرامش درونى اين مرد نود ساله تزهاى مربوط به فطرت انسانى، آزادى و شرايط جهانى را تشريح و بيان ميكند. او بطور قابل ملاحظه اى تواضع و تندروى را با يكديگر ربط ميدهد. اين براى آثار فلسفى او هم صدق ميكند. او در اينها پايه هاى آزادى انسانها را فرا از هر فرهـنگ و تمدن مى بيند.  

 

ماهنامه فلسفه: شما يكى از روشنفكران امريكائى  هستید كه آثارتان از همه بيشتر مطالعه ميشود. اما قبل از هر چيز در سطح جهان يك زبانشناس با نفوذ در قرن گذشته هستيد. شما در سال ١٩٢٨ در فيلادلفيا متولد و والدين شما چند سال قبل تر از روسيه گريخته بودند. علت اين فرار چه بود؟

 

نوآم چامسكى: پدرم اهل يك دهكده كوچك در اوكرائين بود . او در جوانى در سال ١٩٢٠ از روسيه گريخت تا از اين طريق از خدمت نظام سر باز زند. مادرم متولد يك شهر كوچك در روسيه سفيد و در دوران كودكى به امريكا آمد. خانواده ام به علت يهود ستيزى از آنجا فرار كردند.

ماهنامه فلسفه: در كودكى به مدرسه اى ممتاز كه تحت تاثير ايده هاى تربيتى – فلسفى جان دیوى( John Dewy ) بود؛ رفتيد و همزمان در محيطى از مهاجران يهودى رشد كرديد. چه جوی در آن حاكم بود؟ 

 

نوآم چامسكى: زبان مادرى والدین من يديش* ( Jiddisch ) بود ولى من در خانه حتى يك كلمه یديش نشنيدم. در ميان مهاجران يهودى تضادی بين هواداران زبان يديش و عبرى مدرن حاكم بود. والدين من طرفدار عبرى بودند. پدرم در كالج تدريس ميكرد و من خودم از او به هنگامى كه انجيل و ادبيات عبرى ميخواندم؛ آموزش گرفتم. پدرم علاقمند به روشهاى جديد تعليم و تربيت بود. بدين سبب من به مدرسه اى رفتم كه تحت روش تعليم و تربيت جان دوى تدريس ميشد.

 

ماهنامه فلسفه: از چه جهت اين مدرسه ممتاز است؟

 

نوآم چامسكى: فعال كردن هوش و ذهن از طريق آزمايشات، تفكر انتقادى ، خلاقيت و ابتكار بين دانش آموزان. در این مدرسه هيچ رقابت و نمره اى وجود نداشت. براى اولين بار در سن دوازده سالگى كه به مدرسه عادى رفتم متوجه شدم كه يك شاگرد ممتاز هستم . قبل از آن من هيچوقت  امتحان نداده و نمره اى هم  نگرفته بودم. اما عوض كردن به يك مدرسه با سيستم كلاسيك با رقابتهاى داخلى ، خيلى ناخوشايند بود. اما جو محل زندگى ما متلاطم بود. ما تنها خانواده يهودى در بين كاتوليكهاى ايرلندى و آلمانيهاى نازى بوديم، اما در خانه صحبت نمى كرديم. آنوقتها ما بچه ها ، درمورد چيزهاى كه در بيرون اتفاق مى افتاد، حرفى نمى زديم. جالب آنكه بچه هائى كه از طريق معلمان يسوعى *(Jesuiten) خود ، آنتی سمیتیسم ( یهود ستیزی )  تعليم و تربيت ميشدند، در آخر هفته كه ما همگى براى بازى بيس بال دور هم جمع ميشدبم همه چيز را فراموش ميكرديم. 

 

ماهنامه فلسفه: شما خيلى زود به سياست علاقمند و اولين مقاله را درسن ١١ سالگى قلم زديد.

نوآم چامسكى: درسال 1939 به هـنگام اشغال شهر بارسلون توسط نيروهاى فرانكو بود.  اين مقاله به توسعه فاشيسم در اروپا اشاره ميكرد. بعدها جنگ داخلى اسپانيا  را با شور و شعف خاصی دنبال کردم كه نشان داد : چطور كمونيستها،آنارشيستها را خرد و نابود كردند، قبل از آنكه فاشيستها قدرت خود را تثبيت كنند. من مطبوعات چپ را مطالعه ميكردم و متوجه شدم كه قدرتهاى غربى و در ميان آنان ايالات متحد امريكا بطور مخفيانه به فرانكو كمك ميكردند. از سن ١٢ سالگى ساعتهاى زيادى را در محافل و ملاقاتهاى آنارشيسى ميگذراندم. در كتابفروشها جائيكه خيلى از مهاجران رفت و آمد ميكردند و همزمان در بحث هاى خانوادگى و آشنايان شركت ميكردم كه اغلب آنان متعلق به طبقه كارگرى راديكال يهوديان بودند. عموى من يك كيوسك روزنامه فروشی داشت. 

ماهنامه فلسفه : و اگر اينطورى بگويم اين كيوسك  روزنامه فروشی اولين دانشگاه شما بود؟  

 

نوآم چامسكى: بله، اين مكان اولين آموزش سياسى من بود. در سال ١٩٣٠ جو کاملا ديگرى – نسبت به امروز- در جامعه حاكم بود، جو خيلى بدتر و فقر و بيچارگى بيداد ميكرد، اما از لحاظ روحى و روانى سرشار از اميد و آرزو بود. تمامى نگاه ها به آينده خيره شده بود، رفاه اجتماعى خيلى گسترده نبود، اما دولت رفاه کمتر توسعه یافته بود و دولت با خواستهاى عادى مردم – بخاطر رفاه – روبرو بود و مجبور به كنار آمدن با خواستهاى آنان بود.و جو غالب نا امید کننده و همراه خشم بود. بر خلاف جو غالب امروزى در میان جوانان که با احساس ناتوانی همراه است.

 

ماهنامه فلسفه: چگونه زبان مهمترين موضوع زندگى شما شد، بخاطر اينكه در مکانی چند زبانى بزرگ شديد؟

 

نوآم چامسكى: از يك دليل خيلى مهم كه زود براى من روشن شد و از آنزمان تا حال بدان سرگرم و مشغول هستم. يكى از علائم مشخصه زبان كه ساليان زيادى بدان توجه نشده، گر چه آشكار و نمايان است. هنگاميكه انسان به پديده زبان بپردازد، هر ناطقى ، شما و من يك سيستم محدود از قواعد كه با آنها جملات را ميسازيم در درون خود هضم كردایم ، اما با اين سيستم محدود ميتوانيم يك رقم نامحدود از معنا و مفهوم را بيان كنيم. اين هسته زبان است و اين زبان است كه به انسان ويژگى خاص و بينظير ميدهد. اينجا سرچشمه تمام ابتكارات و خلاقيت بشر است كه با آن ميتواند موجوديت انسانى خود را بيان كند. اواسط قرن بيستم انقلاب داده شناسى   (Informatik – علم کامپیوتر)  ابزارهاى هوشمند جديدى پديد آورد كه با اين ابزاره ها تركيب نامحدود يك رقم محدود از اصول را ميتوان درك كرد. سعى من در اين بود كه افكار محاسبات تركيبى را به روى مسئله اصلى زبان ومفهوم آن سوق دهم.  

 

ماهنامه فلسفه : شما مدعى هستيد كه ساختار زبان جامع است و اين ساختار از طريق طبيعت به انسان داده شده است كه عملكرد  آن فقط ارتباط  با یکدیگرنيست ، بلكه بيان افكار است. ميتوانيد اين تز را توضيح دهيد؟ 

 

نوآم چامسكى: از كجا ما تشخيص ميدهيم يك رديف از لغات يك جمله ؛ صحيح است؟ هنگاميكه من  خودم را سرگرم و مشغول اين سئوال كردم، يك جمله موقعى صحيح بود كه مفهوم داشت. اما اين كاملاً غلط است. ما بعنوان مثال دو جمله را در نظر ميگيريم.

١) ايده هاى سبز بى رنگ ، خشمگین ( نا آرام ) ميخوابند. 

٢) ايده هاى [ خشمگین ) ناآرام سبز بى رنگ ميخوابند.

هر كس تصديق خواهد كرد كه جمله اول صحيح است، اگرچه مفهوم آن در ابهام مى ماند. جمله دوم نه فقط مفهوم ندارد بلكه بطور كامل غلط و غير مجاز است. چه چيزى مشخص كننده بعنوان يك جمله جايز است، اگر مفهومى ندارد؟ جواب من ، قدر مسلم اينست كه ساختار جمله كاملاً  با اصول و قواعد در ساختار جمله سازى تطبیق کند.

 

ماهنامه فلسفه : چگونه آدم از  دستور زبانش به اين تصور فكرى مى رسد كه زبان ساختار جهانى است  كه بطور طبيعى  در ذهن انسان ها نقش بسته  است؟ 

 

نوآم چامسكى: اگر من بگويم: ” جان عقيده دارد كه – او- خيلى باهوش است ” اين ميتواند كه به خود جان يا به كس ديگرى برگردد. من خلاف آن میگویم: جان او را يك فرد با هوش قلمداد ميكند، بايد آن فرد كسى به غير از جان باشد. يك كودك پنج ساله خيلى سريع اين را درك ميكند. كودكان درك ميكنند كه قواعد زبان بطور ساختاری به همديگر وابسته هستند و آنرا رعايت ميكنند،بدون آنكه ما سريحآ به آنها ياد داده باشيم. اين بايد – بطور ژنيتكى – در وجود ما باشد كه ما بدین طريق در شرايطى هستيم اين قواعد را درك و برداشت كنيم.

 

ماهنامه فلسفه : شما اينرا دستور زبان جهانى* (Universalgrammatik) نامگذارى مي كنيد. چطور اينرا تعريف مي كنيد؟

نوآم چامسكى : بطور كلى پرنسيپ هاى غير قابل تغيير هوش و خردمان اين امكان را به ما ميدهد كه به يك زبان صحبت كنيم و آنرا ياد بگيريم. بطور مشخص دستور زبان جهانى بعنوان انواع زبان وجود دارد، در اين زبانها  هر كدام گزينه هاى خاص در هسته اين دستور جهانى نشان ميدهد.

ماهنامه فلسفه: اين تفكر، كه زبان اول يك پديده درونى است، منجر به اين نظريه شده كه زبان  تنها در خدمت ارتباط نيست و اگر هم هست نا کافی است.

نوآم چامسکی : ما دائماً از زبان براى ارتباط استفاده ميكنيم، اما زبان اصلاً براى اين ارتباط پديد نيامده است. ساختار زبان طورى طراحى شده است كه الزامات آن يك تركيب موثر را در بر ميگيرد. يك دستور معنادار از اصول، اما آن الزامات يك ارتباط موثر را در نظر نمي گيرد. مثالهاى زيادى در تداخل بين اين دو عملكرد موجود است که يك فكر را بيان و با آن  ارتباط برقرار كنيم و هر بار- اختلاف عملکرد ها- دومى قربانى ميشود. اين بدين خاطر است كه زبان يك سيستم از قواعد است كه عقل از آن بطور آزادانه استفاده ميكند. يك سئوال خيلى ساده را در نظر ميگيريم. ” شما چه ميخوانيد؟ “بطور عادى – آدم مخاطب – انسان سريع متوجه ميشود كه منظور چيست. ” كدام كتاب را ميخوانى ؟ ” اما اين لازم است كه عقل شما جاى خالى بين شما چه و “ميخوانى ” را پُر كند. زيرا آنچه كه عقل در واقع دریافت ميكند، يك جاى خالى است. اگر چنين جاى خالى درست فهميده نشود، ميتواند اين ارتباط را مختل كند، اما همين خود دلايلى دارد كه زبان ذاتى است. سيستم تركيبى داخلى من، ساخت يك جمله را براى من امكان پذير ميكند اما همزمان آنرا براى مخاطب من مبهم ميسازد.

ماهنامه فلسفه : اگر زبان يك سيستم تركيبى است، آيا روزى كامپيوترها قادر به صحبت کردن؛خواهند شد؟

نوآم چامسكى : كامپيوتر به معناى واقعى كلمه قادر به انجام كارى نيست، كاري كه انجام ميدهد، فقط يك برنامه و تئورى كارگذارى شده در آن است. اين مثل هر تئورى ديگر بايد با تئوری دیگری قضاوت شود.اما به تنهائى چيزى انجام نميدهد.

ماهنامه فلسفه: …اما اینطور نیست که برنامه هوشمند مصنوعی ، روزی بتواند صحبت کردن انسان با ماشین را واقعیت بخشد؟

 

 نوآم چامسکی : در مورد اين سئوال سر در گمى قابل توجهى وجود دارد. ما براى مقايسه ارتباط بين زنبوران را كه رقص زبان*(Tanzsprache)  معروف است، در نظر ميگيريم. آدم ميتواند ميليونها فيلم ويدئوئی از زنبوران در حال پرواز را آناليز كند و سعى در آن نمايد كه بر اساس آمار رفتار آنها را پيشگوئى كند، اما راهى به نفوذ در زبان آنها پيدا نخواهيم كرد. كار علم اين نيست كه  بر پايه آمار به پديده ها نزديك شود. اينطورنيست كه بگويم : ما به فيزيك احتياجى نداريم و ميتوانيم از طريق مشاهده ميليونها فيلم ويدئويى سقوط و پرتاب اجسام را آناليز كرده و حركات اجسام را از قبل پيشگوئى كنيم… مترجم گوگل ميتواند يك ابزار مفيد باشد اما مقدار کمی درك زبانى پديد مى آورد. مانند ارتباط زنبور ها.

ماهنامه فلسفه : شما همچنين مدعى هستيد كه زبان شئی نيست، بلكه معنا را مشخص ميكند. بنابرين زبان اصلاً بر اشیای خارج از جهان دلالت نميكند؟

نوآم چامسكى: تنها زباني كه مستقيماً و بطور اعجاب انگيزى به اشيا اشاره دارد، زبان حيوانات است. حيوانات راه به علائم و نشانه ها دارند واز اين علائم بصورت ( امواج ) سيگنال استفاده ميكنند. مثلاً فرياد خاص يك ميمون همراه با حركات ويژه اى ميباشد و اين علائم براى همنوعان خودش بعنوان يك علامت خطر درك شده و همه پا به فرار ميگذارند. اين علائم عملاً به يك تجربه واقعى اشاره ميكنند. احتياجى به درك آن نيست كه در سر آنها چه ميگذرد تا بفهميم كه آن چطور عمل ميكند. زبان آدمى چنين ويژگى را ندارد و از پايه غيرقابل توضیح است.

ماهنامه فلسفه: به نظر شما زبان يك توليد فكرى است، اما با اين وجود اين نظر را رد مي كنيد كه زبانها بسته به واژگانشان از جهان برداشتهاى گوناگون و مختلف دارند. چطور اين تفاوت بين زبانها را در نظر مى گيريد كه يكى بين قرمز و صورتى فرق ميگذارد و ديگرى فرقى در آندو نمى بيند؟

 

نوآم چامسكى: با ديدى نزديكتر تفاوت بين زبانها اغلب سطحى است و آدم همه جا ساختار  مشترك در هـسته آن پيدا ميكند. در زبان هائي كه لغت خاص براى رنگ قرمز ندارند، براى مثال يك تعبير وجود دارد ” رنگ خون ”  لغت ” رود ” در زبان ژاپونى و سواحلى* يك طيف وسيعى را در بر ميگيرد. اما بر خلاف زبان انگليسى ، بين ” رود ” ” نهر ” و ” جريان ” فرق است. اما در هسته مفهوم ” رود ” در تمام زبانها به همان معنا آمده و بايستى كه همينطورى هم باشد و آن بخاطر يك دليل ساده، كودكان هيچ احتياجى به يادگيرى انواع و تفاوتها ” رودخانه ها ” در زبان ندارند، چون كه آنها بطور سريع به اين معنا دسترسى پيدا كرده اند. اين به طبيعت كودكان  مربوط است و از اين جهت در تمام فرهـنگها يافت ميشود. 

 

ماهنامه فلسفه : آيا آگاه هـستيد شما يكى از آخرين فيلسوفانى هـستيد كه معتقد به طبيعت انسانى است ؟

 

نوآم چامسكى : بدون شك، طبيعت انسانى وجود دارد، ما نه ميمون، نه گربه و نه صندلى هـستيم، بهمين جهت ما طبيعتى داريم كه ما را از آنها جدا ميسازد. اگر فطرت انسانى وجود نداشت، فرقى هـم بين من و يك صندلى نبود… يكى از عناصر پايه اى انسان قدرت تكلم و اين در دوران تكامل كسب شده است. اين يك ويژگى جنسى است و تقريباً هـمه به يك اندازه بدان دسترسى دارند. ما هـيچ گروه انسانى را نمى شناسيم كه قدرت تكلم آن غالب گروه هاى ديگر باشد. تغييرات فردى در نوبه خود کناری ( حاشیه) هـستند. اگر شما يك كودك از قبايل آمازون را كه ٢٠٠٠٠ سال با انسانهاى ديگر هـيچ ارتباطى نداشته و او را ساكن پاريس كنيد، خيلى سريع ميتوانيم او را تشويق به فراگيرى زبان فرانسه بكنيد. قدرت تكلم هـيچ رده بندى را نمى شناسد. تمام تحقيقات در زمينه ديرين مردمشناسى* (Paläoanthropologie) وعلم * اعصاب (Neurowisenschaften) امروزه اين را تائيد ميكنند.  

ماهنامه فلسفه : شما بطور ضد و نقيض ساختارهاى زبان مادرى را يك استدلال به نفع آزادى مي بينيد. 

 

نوآم چامسكى : اين ضروری است! هـيچ خلاقيتى بدون يك سيستم وجود ندارد. شما ميتوانيد خلاق باشيد . در زمانی که يك تابلو قرون وسطى را كه تحت تاثیر كنواسيونهاى مذهبى است ؛ نقاشى كنيد و یا يك غزل *( sonnet) بنویسید، اما اينها همه خواهان يك چار چوب هـستند. 

ماهنامه فلسفه : شما نه فقط يك فيلسوف زبان هـستيد، بلكه هـمچنين يك روشنفكر انتقادى : چرا بر اين باورهـستيد كه بخشى از مردم امريكا خود رابا ترامپ شناسايى ( تعیین هویت ) ميكنند؟ دليلى هـست، آنرا توضيح دهـيد؟ 

 

نوآم چامسكى : چندين دهـه سياست نئو ليبرالى براى بيشتر كارگران ركود شديد اقتصادى و كاهش استانداردهاى زندگى را بوجود آورد، هنگاميكه بخش عظيمى از ثروت در دست بخش كوچكى تمركز پيدا كرد. در سراسر جهان كارگران به رقابت با هم ديگر شورانده شدند و خشم آنها از وضعيت موجود به سمت انسانهاى ضعيف تر كشانده شد و آنها رامسئول وضع بد موجود ميدانند. آنها اين احساس را دارند كه به اندازه كافى در صف ايستاده و از ارزشهاى امريكا دفاع كرده اند. از اينكه در اين وضع جديد اقتصادى عده اى كمى هستند كه بالاى آنها قرار دارند، ناراضى نيستند، چونكه اين متعلق به روياى امريكايى است. اما تازه واردان كه پشت سر آنها درصف قرار دارند و كمك دولت را دريافت ميكنند و بعضى اوقات حتى از آنها سبقت ميگيرند، باعث نارضايتى آنها ميشود. 

ماهنامه فلسفه : آيا در حال حاضر سياست امريكا بر پايه دروغ بنا شده است؟

نوآم چامسكى : اينطورى بگويم كه شامل خيلى دروغ ميشود و بندرت انتقاد هاى فردى ميتواند شكاف در درون دروغهاى جمعى باز كند. فكر كنيم به عصر روشنگرى : چه كسى بايد از جام شوكران بنوشد؟ سقراط : مردي كه به خاطر از راه بدر بردن جوانان آتن محكوم شد، او سئوالات بیشماری طرح ميكرد. اما خيلى چيزها ميتواند تغيير كند. اين بستگى به ما دارد. ما بايد به مشكلات اساسى تمركز كنيم نه به اخبار ترامپ در توئيتر. اين بستگى به بحثهاى روشنگرانه دارد و آدم ميتواند آنان را تغییر دهد. امروزه همه چيز روشن است و بايستى يك سياست بر پايه آگاهى عمومى بوجود آوريم. پایان

 

گرامر يا دستور زبان جهانى: نظريه اى در زبانشناسى است كه پايه گذار آن نوآم چامسكى ميباشد. در اين نظريه مغز آدمى براى فراگيرى از زبان، از پيش برنامه ريزى شده است. بر طبق اين نظريه، دانش زبانى انسان بدون آموزش شكل گيرى و از طرف ديگر همه زبانهاى طبيعى ويژكيهاى مشتركى دارند.

زبان رقص: يك ابزار ارتباطى بين زنبوران است.

زبان سواحلى: عضوى از زبانهاى بانتو است و در شرق و تا حدود مركز افريقا بكار ميرود. زبانهاى بانتو متشكل از ٥٠٠٠ زبان است كه در گستره وسيعى از افريقا استفاده ميشود.

ديرين مردمشناسى: آميخته ٢ رشته علمى تشكيل شده از ديرين شناسى و انسان شناسى فيزيكى است كه خاستگاه انسان را مطالعه ميكند و سر وكار زيادى با فسيلهاى انسان تباران دارد. http://abgun.net

Philosophie Magazin Nr. 03/2017 April/Mai*

 

  • دستور زبان ( گرامر)  جهانی…به لینک ذیل توجه فرمائید: (Universalgrammatik)

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C

برای اطلاع بیشتر در این مفهوم رجوع شود به صفحات ذیل:

  • زبان رقص . به زبان آلمانی Tanzsprache به انگلیس Dance Language of the Honey Bee

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%82%D8%B5

https://en.wikipedia.org/wiki/Waggle_dance

  • زبان سواحلی :

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AD%D9%84%DB%8C

 

https://en.wikipedia.org/wiki/Swahili_language

  • دیرین ( دیرینه ) شناسی:

http://soranboy.blogfa.com/cat-13.aspx

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C

 

https://en.wikipedia.org/wiki/Paleoanthropology

  • علم ( علوم ) اعصاب

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%B9%D8%

B5%D8%A7%D8%A8

https://en.wikipedia.org/wiki/Neuroscience

* سونت : شعر و یا غزل

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%AA

https://de.wikipedia.org/wiki/Sonett

https://it.wikipedia.org/wiki/Sonetto

خوانش آنارشیسم

از نوام چامسکی، نظریه‌پرداز آمریکایی، بیشتر با عنوان «پدر زبان‌شناسی مدرن» و «فیلسوف آنارشیست» یاد می‌کنند. او نظریات مهمی درباره آنارشیسم دارد که برخی از آنها را می‌توان در کتاب تقریبا جدید او «در باب آنارشیسم» (2013) جست که به‌تازگی ترجمه فارسی‌ آن منتشر شده است. چامسکی در کتاب حاضر معانی آنارشیسم و بنیادهای اندیشه‌ای آنارشیستی را بررسی می‌کند و می‌کوشد با نفی مفهوم‌پردازی آنارشیسم در مقام اندیشه‌ای صلب و با به‌بحث ‌گذاشتن خطوط تداخل و خلط میان آنارشیسم و سوسیالیسم، خواننده را با چالش روبه‌رو کند. در نظر او «آنارشیست‌ها از صاحبان قدرت می‌خواهند تا سندی در تأیید داعیه‌هایشان درباره مشروعیت‌شان ارائه کنند».
او آنارشیسم را چنین تعریف می‌کند: «آنارشیسم بیشتر آن گوشه‌ای است که افراد بدان رانده شده‌اند تا اینکه انتخابی آگاهانه باشد؛ آخرین پناهگاه، و البته پناهگاهی زایا و ثمربخش. آنارشیسم به ما اجازه می‌دهد خارج از قیود سرخ و آبی آنچه عموما در ایالات متحده «سیاست» نامیده می‌شود سیاست‌ورزی کنیم، بی‌آنکه تقدیرمان خیانت‌های ناگزیر یکی از دو حزب اصلی باشد. در آنارشیسم می‌توانیم ارزش‌هایی را تصدیق کنیم که از سازوکارهای اینترنت آموخته‌ایم: شفافیت و بسیج توده‌ای منابع. در آنارشیسم می‌توانیم خودمان باشیم. آنارشی لوحه‌ سپید آغاز سده‌ بیست‌ ویکم است. نام مختصر فرصتی برای بازآغازی زمان. این مسئله را در هیچ‌ کجا به‌روشنی جامعه اشتراکی بر خط انانیموس نمی‌توان دید؛ جامعه‌ای که تنها شرط عضویت در آن، کنارگذاشتن هویت، تاریخ، خاستگاه و مسئولیت‌های فردی است. این فراموشی آنارشیستی که بر سیاست‌ ورزی رادیکال در ایالات متحده سایه افکنده، بازتابی است از فراموش ‌کاری عمومی در سیاست ایالات متحده. صرف‌نظر از چند استثنای اسطوره‌شناختی درباب آباء برده‌دارمان و جنایتکارانه ‌ترین جنگ‌هایمان، در سایر موارد ترجیح می‌دهیم فکر کنیم هرچه می‌کنیم برای نخستین‌بار است که روی می‌دهد. چنین فراموشکاری‌ای می‌تواند ثمربخش باشد، زیرا به ما حسی از پیشروبودن می‌دهد؛ حسی که در نگاه ما به دنیا، این‌گونه که انگار جهان سنگین‌بار از تاریخ به ما حسادت می‌کند، ضروری است. این در نهایت به معنای فراموش‌کردن و ازدست‌دادن آن چیزی است که آنارشیسم را قابل‌توجه می‌سازد: چشم‌اندازی از آموختن چگونگی ساختن جامعه‌ای آزاد و به‌سامان از خاکستر؛ آموزشی که در طول نسل‌ها روی می‌دهد». او ادامه می‌دهد که باید به یاد داشت «یکی از رئیس‌جمهوری‌های آمریکا را یک آنارشیست ترور کرد و ترور دیگری که یک آنارشیست انجام داد به جنگ نخست جهانی انجامید. هنوز خراشیدگی‌های نامعلومی از بمب‌های آنارشیست‌ها بر چهره‌ ساختمان‌های وال‌استریت باقی مانده. به‌همین‌دلیل است که ما تردستی‌های لیبرال‌ها را می‌فهمیم؛ شعبده‌ای که به مدد آن، انقلاب خلقی آنارشیست‌ها که در طول جنگ‌های داخلی اسپانیا در حال وقوع بود، ماهرانه از تاریخ حذف شد».شرق

کتاب «در باب آنارشیسم» نوشته نوام چامسکی توسط نشر نقد افکار منتشر شده است.

کتاب «در باب آنارشیسم» نوشته نوام چامسکی با ترجمه رضا اسکندری توسط نشر نقد افکار منتشر شده است.

کتاب «در باب آنارشیسم» درواقع ترجمه‌ای کتاب «On anarchism، c۲۰۱۳» است که موضوع اصلی آن، علوم سیاسی است.

چامسکی در این کتاب، مروری دارد بر معانی آنارشیسم و بنیادهای اندیشه‌ای آنارشیستی و سعی دارد با نفی مفهوم‌پردازی آنارشیسم در مقام اندیشه‌ای صلب و با به بحث گذاشتن خطوط تداخل و خلط میان آنارشیسم و سوسیالیسم، ذهن خواننده را به چالش بکشد.

فصل‌های کتاب «در باب آنارشیسم» نیز عبارتند از: «درباب آنارشیسم»، «گزیده‌هایی از درک قدرت»، «فصل دوم از کتاب عینیت و اندیشه‌ لیبرال»، «مصاحبه با هری کرایسلر» و «زبان و آزادی».

چامسکی در این کتاب می‌گوید: آنارشیست‌ها از صاحبان قدرت می‌خواهند تا سندی در تایید داعیه‌هایشان درباره مشروعیت اقتدارشان ارائه کنند. آنها بر این عقیده‌اند اگر صاحبان قدرت قادر به توجیه نظام سلطه خود نباشند، باید آن نظام را سرنگون کرد و چیزی آزادتر و عادلانه‌تر به جایش نشاند.

کتاب «در باب آنارشیسم» با ترجمه رضا اسکندری در ۱۹۲ صفحه و به قیمت ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان توسط نشر نقد افکار منتشر شده است.ایلنا

 

دادپەروەری و یەکسانی و دۆزینەوە مێژووییەکەی ناسیونالیستان و لیبڕاڵانی کورد

هەژێن

١٧ی ئەپریلی ٢٠١٧

پێش ئەوەی لەبارەی ئەو نیگارەی خوارەوە سەرنجی خۆم بنووسم، پێویستە ئەوە ڕۆشنبکەمەوە، کە بە بۆچوونی من، لە هەر شوێنێك ئازادی نەبێت، یەکسانی نییە و لە هەر شوێنێك یەکسانی نەبێت، دادپەروەریی بوونی نییە و دادپەروەری تەنیا درۆیەکی پیرۆزکراوی نێو میدیاکانە. ئەوە بۆچوونێکە کە من لە سایەی ئاشنابوونم بە هزری ئەنارکیستی بە ئەو گەییشتووم و بنەما مێژووییەکەی بۆ گوتە بەناوبانکەکەی میخائیل باکونین دەگەڕێتەوە “ئازادی بەبێ یەکسانی کۆیلەتییە و یەکسانی بەبێ ئازادی بەهرەکێشییە”.

هەر ئاوا ئەو نیگارە بیرتەنگی و ناوردەکاریی نیگارکێشێك یان بابەتنووسێکی فەیسبووکی نییە، بەڵکو وێناندنی بنەماکانی ئایدیۆلۆجیی ڕەوتی نەزمی نوێی بازار (بیئۆلیبرالیزم) و ئاراستەکردنی خەڵك و لادانی سەرنجی خەڵكە لەسەر هۆکاری بنەڕەتیی گرفتەکانی کۆمەڵ، کە خودی سیستەم و پێکهاتەی سەروەریی چینایەتییە، کە ئایین چەپاوڵگەییەکەی بە “دارایی ڕەوا و پیرۆز” ناودەبات و یاسای دەوڵەتانیش بە “دارایی یاسایی” ناویدەبەن.

لە ماوەی دەهەی ڕابوردوو دەیان جار ئەو نیگارەی خوارەوە بەرچاووی من کەوتووە و دەیان بابەت و سەرنجی لەبارەوە نووسراون، کەچی هەموو جارێك خوێنەری کورد ئاوا دەزانێت، کە لەنێو قڕۆڵی دار هەنگوینی دۆزیوەتەوە.

کاتێك کە سەرنجی مێژووی بزاڤی ڕزگاریخوازی کورد لە هەرێمی کوردستان بدەین، زۆر بە ئاسانی و سادەیی دەردەکەوێت، کە لەبەر وابەستەیی هەمەلایەنەی هیچ کات نەیتوانیوە و نەبووە بە مامانی لەدایکبوونی بۆچوون و بیرۆکە و هزری نوێ و نەدۆزراوە، بەپێچەوانەوە هەردەم لە کۆمەڵەکانی دەوروبەرییەوە کە لە خۆی داماوتر بوون و هەن، شتی قەرزکردووە.

ئازادی و یەکسانی

ئەم وێنەیە پێش ئەوەی لەنێو کوردانی نێو تۆڕە کۆمەڵایەتییەکان دەربکەوێت، لەنێو فارس و عەرەب و تورکانی پڕۆ نەزمی نوێی بازار (نیئۆلیبرالیزم) دەرکەوت، ئەوانیش وەك کوردان ئەو چاوخەڵەتاندنەیان نەدیت، کە کڕۆکی بیرکردنەوە و ئایدیۆلۆجیای ڕەوتی نەزمی نوێی بازار (نیئۆلیبرازلیزم) پێکدەهێنێت و لە ئامانجی نیگارکێشەکە تێنەگەییشتن.

ئەگەر سەرنجی کۆی ڕەخنەی نیئۆلیبرالیزم و تەنانەت لیبرالیزمیش بدەین، هەرگیز لە بوونی نادادپەروەری نێوان دەسەڵاتداران و بێدەسەڵاتانی کۆمەڵ ڕەخنەی نەگرتووە، بەڵکو هەردەم لەپێناو کورتکردنەوەی دادپەروەریی بۆ یەکسانبوونی یاسایی کۆیلانی سیستەمی چینایەتی هەوڵیداوە و وەك لەنێو ئەو وێناندنە دەردەکەوێت، سەراپای هەوڵەکانی ڕەوتی نیئۆلیبرالیزم لەپێناو پاساودانی نایەکسانی گشت ئەندامانی کۆمەڵ بووە و ئامانج لەوەش پاراستنی “دارایی پیرۆز” بووە، ئەو پووچگەراییەی کە ئایینەکان ئاماژەیانداوە و بوونی نایەکسانیان بۆ ویستی یەزدان گێڕاوەتەوە.

ئەوەی کە بەکاربەری ئەم نیگارە وەك پاساو و ئامرازێك بۆ خەڵەتاندن بەکاریدەبات و ئەوەی کە خوێنەری ناهوشیار و خۆشباوەڕ سەرنجی نادات، هەبوونی شورەی دەوری یاریگەکە و نەبوونی مافی دیتنی یارییەکە بۆ هەمووان و لادانی سەرنجی بینەر و خوێنەرە لەسەر ئەو نایەکسانی و ناداپەروەرییە و ئاراستەکردنی نیگای خوێنەری کەم سەرنج و ناهوشیارە بۆ سەر گەورە و بچووکی بینەرانی پشت شوورەکە، نەك هەبوونی شوورەکە، کە سەروەریی چینایەتی و “پیرۆزی دارایی تایبەت” دەیسەپێنێت.

بەڵام بۆ بینەری وردەکار و بە سەرنج و هوشیار هۆکاری بنەڕەتیی کە نادادپەروەریی دروستدەکات، نەبوونی مافی چوونە نێو یاریگەکە، واتە نەبوونی پارەی کڕینی تیکت و قۆرخبوونی مافی بەهرەمەندی و بینینە بە گوێرەی سەروەریی یاسای کڕین و فرۆشتن، کە لە دیوی ناوەوەی شورەکە، ئەوانەی توانانی کڕینی تیکتی چوونە نێو یاریگەکەیان هەبووە، هەمووان توانانی دیتنی یارییەکەیان هەیە و بۆ بینینی یارییەکە پێویستان بە کەم و زیادکردنی سندووق بۆ ژێرپێی خۆیان نییە.

ئەگەر لایەنگران و پاگەندەکەرانی ئەو پووچگەراییە بەناوی “دادپەروەری” ئەوەندە ڕاستگۆن و خوازیاریی دادپەروەریی و کۆمەڵێکی ڕۆنراو  لەسەر بنەمای دادپەروەرین، فەرموون لە دوای هۆکاری بنەڕەتیی نایەکسانی بینەرانی پشت شورەی یاریگەکە بگەڕێن، کە بوونی شورەکەیە نەك یەکسانبوونی سندووقەکانی ژێرپێی بینەرانی پشت شوورەکە، کە بوونی شورەکە بە پەنابردن بۆ سندووقەکانی ژێرپێیان ئەوان ناچاردەکات. ئایا چارەسەر لابردنی شورەی دەورەی “دارایی پیرۆز و ڕەوا” کراوە یان نایەکسانکردنی سندووقەکانی ژێرپێی بینەرانی نایاسایی پشت شوورەکە، بە واتایەکی دیکە چارەسەر یەکسانکردنی بینەرانی یاسایی [دارای تیکتی] نێو یاریگەکە و بینەرانی نایاسایی [بەبێ تیکتی] پشت شوورەی یاریگەکەیە، یان نایەکسانکردنی سندووقی ژێرپێی بینەرانی نایاسایی، کە هەموو کات دەبێت چاوەڕوانی هەڵمەت و شەلاقی پاسەوانانی نێو یاریگەکە و دەوری شوورەی یاریگەکە بن، کە بۆ پاراستنی “دارایی دارایی پیرۆز و ڕەوا و یاسایی” تەرخانکراون ؟

دیمانەی سایتی دەنگەکان لەتەك هەژێن لەبارەی بزووتنەوەی هەرەوەزی و هەروەزییەکان

دیمانەی سایتی دەنگەکان لەتەك هەژێن لەبارەی بزووتنەوەی هەرەوەزی و هەروەزییەکان

کاری دەرەوەی ماڵ ئازادکردن یان گشتیکردنەوەی کۆیلەتی و کرێگرتەیی ژنان؟

کاری دەرەوەی ماڵ ئازادکردن یان گشتیکردنەوەی کۆیلەتی و کرێگرتەیی ژنان؟

 

ھەژێن

٦ی ئازاری ٢٠١٧
بەپێچەوانەی چاوەڕوانی چالاکانی سەردەمی قەدەخەبوونی کاری ژنان لە دەرەوەی ماڵ و بەپێچەوانەی ئەنجامگیری زۆر کەس لە ئازادی و یەکسانی ڕەگەزیی، هاتنەدەرەوەی ژنان نەبوو بە هۆی گۆڕینی ڕەگەز-پێدراویی کاری نێوماڵ، بەڵکو کاری ژنانی قورستر کرد، بێجگە لەوەش هاندەری هاتنەدەرەوەکە ڕزگاربوون لە کاری نێوماڵ یان بە کۆمەڵایەتیکردنی یان ناڕەگەزییکردنی کاری نێوماڵ نەبوو، بەڵکو پێویستی سەرمایەداری و لەگەڕمانەوەی کارخانەکان بوو لە کاتی جەنگ، کە پیاوان بەرەو پاریزگاری لە نیشتمانی سەرمایەداران [ سەروەری چینایەتی] بەڕێکرابوون، پاش کۆتایی جەنگەکان هەم زەنگی پەرەستگەکان و هەم هەڵای کاناڵی میدیاکان بەگەڕکەوتنەوە و ڕامیاران بە جادووگەریی و پەڕجووەکردنەکانیان ژنانیان بۆ نێو ماڵ و وەچەخستنەوە بانگێشتکردەوە.

 

هەبوونی مافی کارکردنی ژنان لە دەرەوەی ماڵ تاکو ئەم ساتەش بە گشتی نەبووەتە هۆی ڕزگاربوونی ژنان لە تایبەتبوون و ڕەگەزییبوونی کاری نێوماڵ و ئێستاش ژنان وەك ڕابوردوو هەم کاری دەرەوە دەکەن و هەم کاری نێوماڵ وەك ئەرك و باڵابڕاوی ئەوان ماوەتەوە و هەم لە شوێنی کار ژنان ڕووبەڕووی هەڵاواردنی ڕەگەزیی و هەراسانکردنی سێکسی و دەبنەوە و هەم تاکو ئێستاش کەمتر لە پیاوانی هاوکاریان کرێی کەمتەر وەردەگرن و پلە چەند تەماشادەکرێن.

 

بە بۆچوونی من کاری دەرەوەی ماڵ بۆ ژنان تەنیا ڕواڵەتی کۆیلەتی ڕەگەزیی ژنانی گۆڕی، نەك کڕۆکی کۆیلەتی ڕەگەزیی، واتە لە کۆیلە و کرێگرتەی تایبەتی نێو ماڵەوە گۆڕدران بە کۆیلە و کرێگرتەی گشتی/دەرەوەی ماڵ؛ پێشتر ژنان کۆیلەی ڕەگەزسالاریی پیاوانی نێوماڵ [باوك و برا و هاوسەر و کوڕ] بوون و بووکەشووشەی کایە و دامرکاندنەوەی هەوەسی پیاوانی سەروەری ماڵ بوون، ئێستاش ھێشتا لە دەرەوەی ماڵ کۆمەڵێك کاری کۆمەڵایەتی و چالاکی ئابووریی و ڕامیاریی و کولتووریی هەر تایبەت بە ڕەگەزی نێرینەن و ئەگەر ناوازانەش ژنان بەو پێگە و شوێنانە بگەن، هەر نایەکسان و هەڵاوێرانە بە ژنان بەرخود دەکرێت و هەمان مافی پیاوانیان نییە و ژنان تەنیا وەك بووکەشووشەیەکی جوانکردنی بەرنامە ڕامیاریی و میدیاییەکان و ڕازاندنەوەی کۆڕ و کۆنفرانسەکانی پیاوانن.

 

بۆ نموونە ئەگەر سەرنجی بواری خزمەتگوزاریی دایەنگە و باخچەی ساوایان و نەخۆشخانەکان و چێشتخانەکان و تەنانەت کارگەکان و لەوانەش ئاشکراتر سێکسفرۆشییەکان بدەین، بە ئاشکرا دەبینین ژن لە خزمەتکار و کرێگرتەی نێو ماڵەوە گۆڕدراوە بۆ خزمەتکار و کرێگرتەی دەرەوەی ماڵ؛ لەنێو ماڵ منداڵ بەخێوکردن کاری ئەوە، لە دەرەوەش تاکو ئێستا هەر کاری ئەوە، لەنێو ماڵ ئامادەکەری خواردن و قاپشۆر و جلشۆر و گسکدەر و خاوێنکەرەوەی گەرماو و توالێتە، لە دەرەوەش هەر ئاوا تاکو ئێستا بە زۆری ئەوانە کاری ژنانن، لەنێو ماڵ ژن ئامرازی دامرکاندنەوەی ئاڵۆشی سێکسیی پیاوانە، لە دەرەوەش هەر ئاوا و سێکسفرۆشییەکان باشترین نموونەن.

 

من گرفت و پرسی ستەم و ھەڵاواردنی ڕەگەزیی دوو دەمە یان دوو سەرە دەبینم، ئەویش ئەوەیە هەم لەنێو ئاوەزی کۆمەڵی پیاوسالار/ چینایەتی ژن ئامرازی ئەنجامدانی ئەو کار و ڕۆڵانەیە، هەم لەنێو ئاوەزی خودی ژنانیش نەوە پاش نەوە لە ماوەی چەندین هەزار ساڵی ڕابووردوو ئەو کۆیلەبوونە بووە بە تایبەتمەندییەکی بۆماوەیی نێو جێنیتیکی  (DNA) ژنان و نەوەکانی ژنان. لەو بارەوە سەرنجی ژنانێك کە کارکردنی دەرەوە [کۆیلەتی دەرەوە] و هەبوونی هەمان پلەی دەسەڵاتداریی پیاوان بە ئازادبوون دەزانن، بۆ چەند شتێك ڕادەکێشم، کە بەداخەوە زۆرێك لەو ژن و پیاوانەی کە خۆیان بە چالاك و  خوازیاری لەنێوبردن و هەڵوەشاندنەوەی هەڵاواردنی ڕەگەزین، زۆر ڕواڵەتییانە لە کۆمەڵە ئەوروپییەکان دەڕوانن و پلە دوویی ژنان لە کۆمەڵەکانی خۆرهەڵاتی نێوەڕاست تەنیا بە ڕۆڵ و زاڵیی ئایین یان ئایینێك دەبەستنەوە و ئاگایانە یان نائاگایانە ڕۆڵی سەرەکی سەروەریی چینایەتی و “کولتووری نەتەوە”  نەدیتراو دەگرن و بەجۆرێك پەردەپۆشدەکەن.

 

ئەوەی پێویستە چالاکانی ژنان بیزانن، بەتایبەت ژنانێکی فێمینیست، ئەوانەی کە هۆش و ئاوەزییان ئالوودەی پاگەندە ناسیونالیستیی و نیئۆلیبرالیستییەکان کراوە، ئەوەیە، ڕێژەیەك لە ماف و ئازادی تاکەکەسیی کە ژنانی ئەوروپا و ئەمەریکا بەدەستیانهێناوە، نە بارەتەقای دەوڵەت-نەتەوە و نە بەخشیشی نیئۆلیبرالیزمە، بەڵکو بەرەنجامی تێکۆشانی چەند سەدە و بگرە هەزاران ساڵەی ژنانی ئازادیخوازە بە پلەی یەکەم و بزووتنەوەی کرێکاری و سۆشیالیستییە بە پلەی دووەم و هەندێك سات و سەردەمی دیاریکراوی مێژوویی وەك ڕاپەڕینی کۆمونەی پاریس و ڕاپەڕینی ئۆکتۆبەری ١٩١٧ و ڕاپەڕینەکانی دیکە تاکو دەگاتە ڕاپەڕینی ئایاری ١٩٦٨، کە شیرازەی  باوکسالارانەی کۆمەڵە ئەوروپییەکانی هەڵوەشاند و تاکو ڕادەیەكلەنێوبرد. لەو بارەوە ئەوەندە بەسە، کە سەرنجی ئەم چەند خاڵەی خوارەوە بدەین، بۆ ئەوەی تێبگەین، کە چۆن کۆمەڵە ئەوروپییەکان بە ئەم ڕۆژە گەییشتوون :

 

– تاکو دەهەی حەفتای سەدەی ڕابوردوو بۆ ئەوەی ژنێك کە لە دەرەوەی ماڵ کاربکات، پێویستی بە ڕەزامەندی مێرد* یان باوکی دەبوو و دەبوو باوك یان ھاوسەر لەتەك ژن بڕوات و لە نووسین و واژۆکردنی ڕێکەوتننامەی کار ئامادەبێت، ئەوە ڕاپەڕینی ئایاری ١٩٦٨ کە کۆت و بەندەکانی دەستی ژنانی لەنێوبردن یان شلکردن، نەك بازاری کار  و پیاوچاکیی پارلەمانتاران و ڕامیاران و پارتییەکان و دەسەڵاتداران …تد.

 

–  ئێستاش لە زۆربەی وڵاتانی تۆپ-پارلەمانی و “پێشکەوتوو”، کرێ و مووچەی ژنان ٧٥- ٨٠% کرێ و مووچەی پیاوانە بۆ هەمان کار و فەرمان، لەو بارەوە ئاڵمانیا و بریتانیا و فەرەنسە و بە نموونە … تد.

 

–  لە وڵاتانی تۆپ-پارلەمانی دەهە و نیوێك زیاتر نابێت، کە ژنان مافی هەڵگرتنی ناوی خانەوادەیی خۆیان هەیە .

 

– هەبوونی دەیان پیشەی وەك “ژنی ئاودەس/ خاوێنکەرەوەی ئاودەستەکانی دەرەوە”، “ژنی خزمەتکاری ماڵان”، یاساییکردنی سێکسفرۆشی ژنان وەك پیشە و سەرچاوەیەکی ڕەوا بۆ بەدەستهێنانی باج و خەراج لە سەردەمی دەسەڵاتداریی سۆشیال دێمۆکراتی ئاڵمانیا، بە واتایەکی دیکە یاساییکردنی ئامرازبوونی جەستەی ژنان بۆ خاوێنکردنەوە و دامرکانەوەی هەوەسبازیی پیاوان و زۆر شتی دیکە  …تد.

 

– ئەگەر ئامانجدارانە سەرنجی دەستەواژە باوەکانی ئاخاوتنی ڕۆژانەی نێو زمانە ئەوروپییەکان و گشت کۆمەڵەکانی جیهان بدەین، دەبینین، کە هێشتا ژن وەك ڕەگەزی پەست و پلە چەند و کەم ئاوەز وێنادەکرێت و نوکتە و پەند و قسە نەستەقەکان گەواهی ئامادەیی هەڵاواردنی ڕەگەزیی لە گفتوگۆیەکی ئاسایی نێو ماڵ و بازار بگرە تاکو دەگاتە گفتوگۆ و لێدوانە پارلەمانیی و میدیاییەکان و فیلم و گۆرانی و شانۆیی و مەیدانە کولتوورییەکانی دیکە، بەردەوامە.

 

– ئەمانە و دەیان وردە خاڵی دیکەی نێو ژیان و پەیوەندییەکانی ڕۆژانە لە هەموو بوارەکانی ژییان و کار و چالاکی، هەرچەندە بە دروشم و ڕواڵەت هەڵاواردنی ڕەگەزیی ناپەسەند نیشاندەدرێت، بەڵام بە پێچەوانەی پاگەندەی چەپ و فێمینیستە خۆرھەڵاتییە ئەوروپا-زەدەکان، بەکردەوە هەڵاواردن هەیە و پەیڕەودەکرێت.

 

بەکورتی نەهێشتنی هەڵاواردن و سووکایەتی ڕەگەزیی و نەژادی و ئایینی و کولتووریی نە بەرەنجامی پیاوچاکیی ڕامیاران و پارلەمانتارانە، نە بەخشیشی سیستەمی سەرمایەداریی و نیئۆلیبرالیزم و بازار، بەڵکو بەرەنجامی تێکۆشانی هەر ڕۆژەی ئازادیخوازان و یەکسانیخوازانی کۆمەڵە و بەبێ خۆجێی کردنەوەی چالاکییە مەیدانییەکان و یەکانگیرکردن و سەرتاسەریی کردنەوەی بزووتنەوە جەماوەریی و کۆمەڵایەتییەکان ئەستەمە سەرمایەداران و دەسەڵاتداران و کۆنەپارێزانی کۆمەڵ بەبێ فشار و ناچارکردنیان بە لەنێوبردنی هەڵاواردن و سووکایەتی و بە پەسەندکردنی یەکسانی هەمەلایەنە ملبدەن و دەستبەرداری هەوەس و حەزە پاوانگەر و چەپاوڵگەر و تاڵانگەرییەکانی خۆیان ببن.

 

ئەگەر ئێستا پاش سەد و سی و چوار (١٨٨٣- ٢٠١٧) ساڵ و لە هەرێمی کوردستان پاش بیست و پێنج (١٩٩٢- ٢٠١٧) ساڵ سەرنجی پێگەی کۆمەڵایەتیی و ئابووریی و بەڕێوەبەریی ژنان بدەین، دەردەکەوێت کە هێشتا لە سەرەتای کار و هەنگاوەکانی سەرەتادا وەستاوین و بە ڕیفۆرمە ڕووکەشەکانی هەڵاواردنی ڕەگەزیی خۆمان دڵخۆشدەکەین و خۆمان ڕازیدەکەین. ئەگەر بەراوردی پێگەی ژنان لەنێوان ساڵانی پێش ڕاپەڕینی ئازاری ١٩٩١ و ئێستا بکەین، دەبینین، کە ژنان زیاتر دەکوژرێن، چەند ژنە یاسایی کراوەتەوە، سەپاندنی پۆشاك فراوانتر بووە، بێڕێزی و ھێرشی کۆنەپەرستان بە دیاریکراوی مەلا و فەقێ و شێخ و دەروێش و سەلەفییەکان زیاتر و توندوتیژتر بووە و  خەتەنەکردن و ژن بە ژن و گەورە بە بچووك و ژن لە جیاتی خوێن وەك خۆیان ماون و ھاوچەرخ کراون، ڕۆژ بە ڕۆژ کۆمەڵ بەرەو دوا دەڕوات و تەنانەت لە کێشمەکێشی نێوان بەرەی “سێکیولار” و سەلەفی ھەر ژنان و ڕەگەزی مێیینە دەکرێتە کەرەستەی جەنگە میدیاییەکان و سەرکەوتنی بەرە دژەکان لە پانتایی جەستەیی ژن ساخدەکرێتەوە و بە ھەر دوو بارەکەدا ھەر ڕەگەزی مێیینە ئامراز و قوربانییە و باجی جەنگی بەرە ڕامیارییەکان دەدات.

 

دیسان ئەگەر ئەم ڕۆژ پاش بیست و پێنج ساڵ لە پاگەندە و چالاکی بەرەی ئازادیخواز و یەکسانیخواز بە دیاریکراوی و تایبەت چەپەکان و فێمینیستەکان وردبینەوە، تەنیا یاداوەریی و کەنارکەوتەیی و وشکھەڵاتوویی کۆمەڵێك دروشم و پاگەندەی خەیاڵی بەدیدەکەین، کە بە بۆچوونی من، ئەگەر بیست و پێنج ساڵی ڕابوردوو تەنیا لەبارەی نادروستیی و کاراییە خراپەکانی خەتەنەکردن و ژن بە ژن و گەورە بە بچووك و ژن لە جیاتی خوێن و چەند ژنە ڕۆشنگەرییی بکردرایە و بەرھەڵستی ئەو دیاردانە بکرایە، ھەنووکە پێگەی ژنان لەنێو ھاوکێشەکانی کۆمەڵی ھەرێمی کوردستان لە ئاستێکی باڵاتر و مرۆییتر دەبوو. بەڵام بەداخەوە و بەپێچەوانەوە  لەبەر زاڵبوونی ئایدیۆلۆجی و نەریتی دەسەڵاتخوازیی و ناوبانگخوازیی و ھەلپەرستی بەسەر بەرەی یەکسانیخواز، ئەوەی کراوە و بەدەستھاتووە، کۆمەڵێك پلە و داھات و مشەخۆریی بووە بۆ کۆمەڵێك لە چالاکانی چەپ و فێمینیست، کە ئامانجی دەسەڵاتخواز و دەستەبژێرگەرایانەیان بەو ڕۆژگارەی گەیاندوون.

Sîstem û Serwerî çînayetî bebê ceng û milhurrîy, efsaneye

Sîstem û Serwerî çînayetî bebê ceng û milhurrîy, efsaneye

Na bo ceng !17022299_1232515610119651_2613997210020241571_n
Bellê ruxanî dewllet û fermandarîy û parleman û sîstemî ceng û serwerî
Bellê bo xoberrêweberîy gel,
Bellê bo dêmokrasî rastewxo …

 

Aya ewende bese û detwanêt cengî nêwan dewlletan û partîyekan û mîlîşyakan û ..tid rabgirêt?
Aya ew peyamane sozî serweran debziwênin û destberdarî ceng û stemkarî û serwerîy û mişxorîy debin?
Raste birryarderanî ceng sermayedaran û ramyaran û desellatdaranin, bellam aya her ewan detwanin cengekan rabgrin?
Aya hergîz û hîç kat desellatdaran û desellatixwazan be bangewaz û parranewe û sozbizwandin destberdarî cengekan bûn?

Eger wellamî ew pirsyarane [na]ye,  ey çare û kê û çî detwanêt cengekan rabgirêt?

Bo wellamî ew pirsyare, pêwîste le xoman bpirsîn û serincibdeyn, sûtemenî û qurbanîyekanî ceng kên, bkeranî ceng û  cêbecêkeranî birryarekanî ceng kên; bêcge le çîn û twêje nedarkraw û bêdesellatkrawekan? Bêcge le serbazan û polîs û eşkenceder û hewallderekan ?

Bebê guman her êmeyn, êmey nedarkraw û bêdesellatkraw; ême koylanî sîstem û serwerî sermayedarî. Her awa ke hîç cengêk bebê milkeçî û amadeyî ême berpanakrêt, her awaş bebê yaxîbûnî ême le fermanî cenerrallekan û partîyekan û fermandarîyekan û parlemanekan, bebê xroşan û xonîşandan û mangirtnî giştî ême, esteme druşm û parranewe xoşbawerrîye ayînî û nasîwnalîstîyekan bitwanin ceng rabgrin û tenanet natwanin le bereyekî cengîşda çend sengerêk aram bkenewe û xraptir leweş berizkirdnewey ew druşme pûç û qêzewnanen, ke nîw sede zyatre mêşkî take nedarkraw û bêdesellatkrawekanî em herême jengawîy deken; druşmî “na bo cengî brakujîy” , “na bo cengî kurdkujîy” û …tid

Katêk ême wek azadîxwazêk sernicî ew druşmane dedeyn, em watayane beême debexşin; (bellê bo cengî xuşkkujî), (bellê bo cengî nakurdkujî) û …tid ew druşmane bêcge le koneperistbûn û djemrovbûnyan, hellgirî xoşbawerrîy û demargîrîy nasîwnalîstîn, ke hemû qsekeranî zmanêk yan “hawullatyanî” nêw çwarçêweyekî cugrafî û jêr sayey serwerîy borcwazî hawizman be “bray yekdî” debînêt, ke dîsanewe hellawardin û nadîdegirtnî jin û perdepoşkirdnî cyawazî çînayetî nêwan serweran û jêrdestane.

Êmey enarkîst, wêrray hellwêstî mêjûîyman djî ceng û pênawekanî ceng û serwerîy û sîstemî çînayetî ke hokarî hemû cengekanin, lêreda pêş hemû şit djayetî xoman û cyakirdnewey rîzî xoman le her dengêkî narrazî ke druşme pûç û qêzewnekanî “na bo cengî brakujîy” , “na bo cengî kurdkujîy” berizdekatewe û xoşbawerrîy û çawerrwanî jêrdestan be serwerîy borcwazî kurd ptewtir û zyatir dekat, radegeyênîn û le beranberda duşmî (na bo cengî ayînî û nasîwnalîstî û mîlîşyayî û dewlletî, bellê bo cengî nedarkrawan û bêdesellatkrawan beranber sîstem û serwerîy çînayetîy borcwazî kurd û ‘ereb û musullman û mesîhî û culeke û …tid) berizdekeynewe, cengêk ke amancî kotayîhênane be hemû cengekan û ew amancaney ke le pênawî ewan gişt cengkekan berpadekrên; newt û mşexorî û desellat û serwerî  çînayetî.

Bellam erkî ême be berizkirdnewey druşm û hellwêst-derbrrîn tewaw nabêt û ême be amanc nageyênêt, çunke ragirtnî ceng hengawî kirdeweyî û birryardanî lexobrrawaney dexwazêt, ke begwêrey ezmûnekanî xoman û hawderdekanman le sertaserî dunya, brîtîn le:

– berêxistnî kobûnewey giştî djî ceng le gişt gerrek û fêrge û karge û fermange û çayxane û perestge, le gişt gund û şaroçke û şarekan û pêkhênanî komîtekanî djî ceng …

– daxwazîkirdin le xzim û hawkar û hawsê û hawellanî xoman bo westanewe beranber fermanî cengixwazan û frrêdanî çek û gerranewe bo nêw xêzan û gerrek û gundekan û hatne nêw sengerî xellk djî ceng ..

– pêkhênanî grupî xocêy/ encumen/ şura / komunekanî xoberrêweberîy gerrek û gund û şar û komellekan û birryardan û hengawnan bepyadekirdnî dêmokrasî rastewxo le nêwendî kobûnewe giştîyekanewe.

– kobûnewe û yekgirtnewe letek komîtekanî djî ceng ke le şwênekanî dîke pêkhatûn û sertaserîkirdnewey bzûtneweke, sertaserîykirdnewe nek nêwendîykirdnewe! Pêwîste hemû birryarekan xocêy bin …

– peywendîkirdin be hêze çekdarekan û handanyan bo berpakirdnî kobûnewey giştî û birryardan bo baykotkirdnî ceng û frrêdanî çek û peywestibûn be berey dje-cegî xellkewe …

– derkirdnî hêze çekdarekan lenêw gerrek û gund û çwardewrî şarekan …

– berrêxistnî rêpêwan û karwanî djî ceng bo ew nawçaney ke bûnete berey ceng yan xerîke debne berey ceng …

– nardinî piştîwanî û komek bo ew gund û nawçaney ke djî birryarekanî desellat xoyan çekdarkirduwe û birryarî xoparêzîyan dawe …

– derkirdnî binkey hemû partîyekan [hizbekan] lenêw şwênî jîyan û kar û çalakî xellk …

– pêkhênanî hêzekanî xoparêzgarîy gelîy lenêw gerrek û gund û şaroçke û şarekan her le rêgey kobûnewe giştîyekanewe …

– hewilldan bo dagîrkirdnî şwênekanî birryardan lewane binkey layeneke desellatdarekan, parleman, serbazge û polîsxanekan û binkey mîlîşyakan …

– nabêt rêgebdirêt narrezayetîyekanî djî ceng lelayen hîç partîyek û mîlîşyayek destemobkirên û nabêt bwarî sermayeguzarîy ramyarîy helperistan û desellatixwazan bdeyn, ke narrezayetîyekanî xellk djî ceng bkene destkelay xoyan bo yeklakirdnewey cengî desellatixwazaney xoyan. Bo ew mebeste pêwîste her kesêk ke wek nwêner û qsekerî her layenêk beşdarî kobûnewekan dekat, derbikrêt û riswabkirêt û bwarî partayetî û miştumrrî partayetîy nedrêt.

– ……. Emane û deyan û sedan hengawî wird û gewrey dîke bo bergirtin be ceng  û milhurrîy serweran.

Ewe hellwêstî êmey enarkîste beranber be ceng û sîstem û serwerîy çînayetî û ew hengawaneş zadey hoşî ême nîn, bellku wane û ezmûnî mêjûîy mrovayetîn djî ceng û serwerîy çînayetî.

Ême le hemû hengawêkî djî ceng piştîwanî dekeyn, bellam bebê xoşbawerrîy û çawerrwanî û parranewe le serweran û razîkirdnî ewan, ême djî hemû druşmêkîn, ke sûkayetî û hellawardinî regezî û nejadî û ayînî û ..tid lexobgirêt, ême endamanî çîn û twêje nedarkraw û bêdesellatkrawekan be xuşk û bray yekdî, be hawderd û hawamancî yekdî dezanîn nek desellatdar û bêdesellat, sermayedar û krêgirte; ceng jîyan-kuje, jînge wêrankere, gerimkerî bazarî kompanîyekan û amrazî manewe û behêzkirdnewey serwerîy çînayetîye.

Ême be hemû twanamanewe piştîwanî le berey xellk le hemû nawçekan û bedyarîkrawî nawçey êzîdî-nşîn dekeyn û westanewe û berengarî ewan djî desellatdaranî herêmî kurdistan be hellwêstêkî şorrşigêrane dezanîn û dengî azadîxwazaney xoman dexeyne pişt deng û berxudanî xellkî (xana sûr) djî milhurrîy desellatdaranî herêmî kurdistan û piştîwanî le berxudanî xellkî (xana sûr û hêz û xoberrêweberîy êzîdîyekan) be serekîtrîn hengawî djî ceng û milhurrîy serweran dezanîn.

Sekoy Enarkîstanî Kurdî-zman
3î azarî 2017


http://www.anarkistan.com

 

https://www.facebook.com/sekoy.anarkistan

 

https://www.facebook.com/sekoy.anarkistan