بحران ساختار سلطه در تاریخ معاصر جنبش-های افقی و آنارشیک و جایگاه اسلاوی ژیژک/ 9

م_ع آوریل 2009

قسمت نهم

افسانه قدرت در حزب بُلشویک لنین

بیاد بیارید سال 1953 زمانیکه استالین در گذشت و خروشچف بعنوان رهبر حزب بلشویک بقدرت نشست و فرمان بازگشت به اصول لنینیسم را صادر کرد. زیر فشار ده ها هزار نفرکمیسر های عالی کشور و خانواده های سران قدرتی و اعتراضات میلیونی خفه شده مردمی، استالین بعنوان یک رهبر خود کامه که بسیاری را بخاطر جاه طلبی هایش تصفیه، زندانی و تیرباران کرد، محکوم شد و مجسمه او پایین کشیده شد. اما آیا خروشچف در این خود کامگی ها شریک نبود؟ چند ماه بعد از آن، عالیترین مقام پلیس امنیتی روسیه و قدرتمندترین فرد دوم کشور معروف به بریا که دستیار اول استالین شناخته میشد بعنوان خائن، مخفیانه به جوخه اعدام سپرده شد زیرا او هنوز در درون سازمان امنیت چکا (کا.گ.ب)دوستان با نفوذی داشت(تاریخ مرگ او درست روشن نیست در کتاب خاطرات گرباچف دسامبر 1953 ذکر شده است). در اردوگاه چپ جهانی شورشی بپا شد و اکثراً آنرا کودتا از درون خواندند. احزاب استالینیستی خارج از روسیه که سی سال برای رهبرشان هورا میکشیدند چگونه میتوانستند او را خودکامه و دیکتاتور قلمداد کنند. کم کم روسیه به یک سوسیال امپریالیست خوش خیم اما با اقتصاد سوسیالیستی مبهم تبدیل شد. واژه سوسیالیسم لقب امپریالیسم را به سختی قورت داد و در ذهن برخی از احزاب لنینی بحث های پلیمیکی را دامن زد و انشعابات عقیدتی بمانند عصر مسیحییت لوتر و کالوین به راه افتاد. اما بریا یار اصلی استالین کی بود؟

بریا کمیسر عالی سازمان مخوف پلیس چکا

او در سال 1899 بدنیا آمد و مثل استالین یک گرجی بود در انقلاب اکتبر 1917 سریعا به بلشویکها پیوست. اوت 1920 مدیر امور کمیته مرکزی آذربایجان شد. او با حمایت بیش از حد اورجونیکیدزه کمیسر عالی ارتباطات و دبیر کمیته حزبی منطقه زاکرایکوم (ماورا قفقاز) که یکی از سه یار اصلی استالین و جز دایره اصلی حزب کمیته مرکزی بلشویک و یار لنین هم بشمار میرفت، بسرعت در مقامش پیشرفت کرد و اخبار پاکسازی را مدام بگوش استالین و طبیعتا لنین از طریق اورجونکیدزه در کاخ کرملین میرساند. بریا در سال 1921 بعنوان رئیس بخش عملیات سری و معاون چکای آذربایجان، سیاست عملیات گروه سه نفره ترور معروف به ترویکای را برنامه ریزی کرد که خرابکاران و مخالفین حزب بلشویک را درجا میکشتند و جو ترور وحشتناکی ایجاد شد. عملیات چکای آذربایجان بحدی بیرحمانه شد که حتی اعتراض دیگر بلشویک های آذری را بر انگیخت. در بهار 1921 کدوروف معاون اول دذرژینسکی (رئیس مخوف چکای روسیه) و رئیس حوزه عملیاتی مسکو (محافظ لنین و کاخ کرملین) و دوست نزدیک استالین پس از بازدید جمهوریها، تقاضای برکناری بریا را بخاطر بی پروایی های بیش از حدش در کشتارها که باعث مرگ بیشماری از مردم شده بود، داد. اما بطور عجیبی این مسئله نه تنها انجام نشد بلکه او بخاطر کشتار وسیع اش از سوسیالیست های انقلابی چپ (بزرگترین سازمان چپ انقلابی که در میان کشاورزان، سربازان، و ملوانان پایگاه عظیمی داشت و به آزادی شوراهای دهقانی اعتقاد داشتند) درجه افتخار شجاعت و یک ساعت طلا گرفت. و همان سال 1922 (در 23سالگی) به درخواست شورای کمیسرهای خلق آذربایجان از طرف پلیس سیاسی مسکو چند قبضه تفنگ خودکار به او اهدا شد. گر چه کمیسر کدوروف و پسر کوچکش ایگوز در چشم مردم مسکو به جلادان امنیتی بیرحم بلشویک معروف بودند اما همانها در سال 1939 هر دو توسط بریا و استالین بعنوان خائنین اعدام شدند (ص 46-20 از کتاب بریا ، نوشته امی نایت ترجمه جمشید شیرازی).

بریا بیشتر جاسوسان و ماموران امنیتی را از طریق کامسومول( جامعه جوانان کمونیست) دستچین می کرد که بعدها همه به شبکه نیرومند وفادار به او تبدیل شدند(ص52). بریا چون جوان تازه بقدرت رسیده ای بود مورد حسادت برخی از رقبای وفادار حزب بلشویک هم بود اما کمیسرهای عالیمقام بلشویک او را بخاطر نابود کردن مخالفان بلشویک، ضد انقلاب، دشمنان خلق، دشمنان پرولتاریاوستایش می کردند. اما بریا در درون از گاردهای قدیمی بلشویک که جایگاه ویژه تری نسبت به او داشتند، خوشش نمیآمد وسرسپردگی خود را همواره به استالین نشان میداد و در رابطه با کشمکشهای درون قدرتی بلشویک برای باند استالین خبرچینی و جاسوسی می کرد. در کتاب دولتی در دولت اثر بسیار ارزنده یِوگنیا آلباتس به ترجمه مهدی پرتوی همین سیاست های خوفنا ک چکیستها را از طریق رجوع به اسناد، آرشیوها، گزارشات کمیسرها و غیره مستدل کرده که من لزومی به نوشتن شماره مدارک بایگانی که اکثراً به زبان روسی است در اینجا نمی بینم، همینطور کتاب استالین، شکستها و پیروزیها به نوشته دمیتری ولکوکونوف به ترجمه پرویز ختایی. البته دمیتری ریاست موسسه تاریخ نظامی شوروی را بعنوان یک کمیسر عالی سرلشکری بعهده داشته و مشاور ارشد نظامی بوریس یلتسین هم بوده است و طبیعتا از چنین کسی انتظار نمیرود که از لنین رهبر و بنیانگذار دولت کمونیستی روسیه در مجموع قدردانی نکند و سرکوب جنبش های اعتراضی توسط لنین را بسیارکمرنگتر نشان دهد. اما او اسنادی را رو میکند که برای نتیجه گیری ما از حقایق کاملاً سودمند است. دوستان میتوانند به همین چندین اثر ترجمه شده مراجعه کنند که باندازه کافی گویاست و در مقایسه با کتب بیشمارانگلیسی بغیر از تفاسیر طولانی در جزییاتشان، در مجموع نسبت به توصیف واقعیات، مشابه هستند. البته منتقدین با صلاحیت روسی و غیر روسی باندازه کافی هستند که کسی وقتش را صرف نوشته های مامورین سازمان سیا در مورد تاریخ چکای روسیه نکند که بهره برداری های دمکراسی پسند غربی را غالب کنند و توطئه های غرب را خوش رنگ نشان دهند. بسیاری از گزارشگران و نویسندگان شوروی مثل خانم آلباتس در دوران گلاسنوست (حقیقت گویی و یا فضای باز سیاسی) این شانس را یافتند که به برخی از این اسناد روسیه دست یابند، بخصوص بعد از کودتای جناحی از قدرت به همراهی کمیسر وزارت امنیت کشور، کا. گ. ب. ( چکا) علیه حزب کمونیست گور باچف در سال 1991 که اوضاع جامعه را تا حدی بهم ریخت و ساختمان ستاد چکای (یوبیانکا) مخوف در مسکو مورد یورش مردم قرار گرفت اما نهایتا از زیر ضربه اساسی نجات یافت.

امی نایت مینویسد خونریزی ها و کشتارهای دسته جمعی از سالهای1919 تا 1923 آنقدر بطرز وحشتناکی در ماورای قفقاز بالا گرفت که همه را در گورهای دسته جمعی می ریختند آنهم بدون هیچگونه حق مراسم سوگواری اگر کسی هنوز از طرف خانواده هایشان زنده باقیمانده بود. صدها هزار نفر به تبعید و اردوگاهای کار اجباری فرستاده شده بودند که بسیاری ازکودکان و زنان بسرعت میمردند. خانم تسیتسانا چولوکاشویلی یکی از زندانیان، که در سال 1924 مدام بهمراه مادر خواهرش بازجویی و شکنجه میشدند تا چکا پدرشان را که یکی از مخالفین بود، دستگیر کند، میگوید: در یک شب چکیست جوانی متوجه شد که پدرش یکی از زندانیانی است که قرار بود اعدام شوند. وقتی به آن چکیست دستور دادند که پدر خود را بکشد ولی او دو مافوق خود را کشت و آن شب صدها کمیسر کوچک و بزرگ عیاشی خونینی را در زندانها براه انداختند و خیابانها از خون سرخ شده بود” (ص58). حتا دومبادزه یار وفادار سازمان چکا و بریا میگفت که بریا در همه شکنجه ها و اعدامها مستقیما شرکت می کرد. فراموش نکنیم بعد از مرگ استالین از برخی از آن مردمان (اگر که کسانی از خانواده شان برای پیگیری شکایات باقی مانده بودند تا درعبور از دالان های خفه کننده بورکراسی قدرت جسارت نشان دهند) اعاده حیثیت شد. آنچه مسلمه، رهبری حزب برای تمامی این سرکوبها و بیرحمی ها پشت سر آنها ایستاده بود چنانکه میخاییل کاخیانی عضو کمیته مرکزی گرجستان از چکیست ها بخاطر کارهای درخشانشان قدردانی می کرد: ” بگذار همه بخاطر داشته باشند که رژیم شوروی با کسانیکه سازمان دهنده شورش تلقی میشوند بی ملاحظه وبیرحمانه رفتار میکند…..اگر ما آنها را اعدام نمی کردیم علیه کارگران گرجستان جنایت بزرگی انجام داده بودیم. با منشویکهای پست و بزدل، تنها با زبان انقلابی و بیرحم میتوان سخن گفت” .(ص58).

این فقط فریاد بریا نبود که میگفت ما تمام روسیه را از مخالفین بلشویک پاکسازی خواهیم کرد بلکه این پروژه حزب بلشویک بود که از اول انقلاب اعلام کرد ما در ارتباط با اصول مارکسیسم و خط پرولتاریا کوچکترین سازشی را بر نمی تابیم و برخوردی خشک، محکم و بیرحمانه ای را در برابر مخالفین حزب بلشویک خواهیم داشت. اما لنین در اوایل 1923 که بشدت از بیماری رنج میبرد سایه شوم چکا را در دیوانسالاری قدرتش کاملاً حس کرد و از تروتسکی کمیسر جنگ (نفر سوم قدرت) خواست برای کنترل چکا به منطقه ماورا قفقاز (ارمنستان، آذربایجان، کرجستان و…)برود و این زمانیست که استالین کمیسر عالی آن منطقه بشمار میرفت البته ضمن داشتن چندین مقام قدرتی دیگر از جمله دبیر اول حزب بلشویک، از این جهت تروتسکی خواهان درگیری با استالین نبود و این پیشنهاد را رد کرد. سخن کوتاه، بعد از 1932 دیگر استالین تنها قدرت مطلقه روسیه و بریا در 33 سالگی بنظر مهمترین قدرت پشتیبان او بشمار میرفت و تروتسکی سه سال بود که از کشور شوراها اخراج شده بود و دیگر یاران دست اول لنین هنوز بر سرنوشت خود آگاه نبودند که به چه وضع وحشتناک و رقت انگیزی تا پایان دهه 1930 زندانی و شکنجه خواهند شد و به چه اعتراف نامه های ننگینی که تن نخواهند داد و نهایتا بعنوان خائنین به بلشویک و پرولتاریا به جوقه اعدام سپرده خواهند شد و برخی از آنها حتی تمام خانواده هایشان سر به نیست شدند. این در شرایطی است که تمام نیروهای جوانتر شبکه های پلیس امنیتی و جاسوسی چکا در بدنه دیوانسالاری قدرت اختاپوسی دولتی، زیر نظر استالین، بریا، کیروف ،کامینیسکی،اورجونیکیدزه، مولوتوف، کوگلیدزه،ایتینگون، کوزمیچف و….جامعه را خفه کرده بودند. بخصوص در منطقه زاکرایکوم(ماورا قفقاز) انجمنها، میادین، ورزشگاه ها و کتابخانه ها بنام بریا نامگذاری شده بود. کتب درسی مملو از عظمت و کارهای درخشان پدر پرولتاریا استالین شد و تمجیدهایی که بریا از استالین کرده و کتابهایی که بریا در مدح این رزمنده گرجستانی و تحولات روسیه نوشته و اینکه او استالین را بعنوان شخصیتی مهم در منطقه زایکراکوم معرفی وآنجا را به پایگاه موثر بلشویکها تبدیل کرد البته این کتابها را خود او هم نمی نوشته اما اعتبارش را او میگرفت زیرا او سردبیر و مدیر موسسه مارکس و اانگلس در تفلیس محسوب میشد، و اگر از طریق جاسوسانش متوجه میشد در محافلی برخی نویسنده ها حرفی زده اند بفوریت اعدام و خانواده هایشان تبعید میشدند. بریا در 29 مارس 1949از جانب شورای عالی اتحاد شوروی در روز تولدش نشان افتخار لنین را دریافت کرد(ص267).

دایره قدرت استالین، مالنکف، مولوتوف دو یار قدیمی بلشویک به همراه بریا مدام خطرات شکل گیری جناح های قدرتی علیه خودشان را بررسی و در نطفه خفه می کردند. کسانیکه از استالین و بریا در محافل مختلف کشوری مدام تعریف و تمجید نمی کردند مضنون واقع میشدند و شبکه جاسوسی پرونده سازی ها آغاز میگشت. اورجونیکدزه رابط اصلی و قدیمی بلشویکی استالین و لنین که بریا را به قدرت رساند با او اختلاف پیدا میکند. استالین از اینکه قدرت های دور و برش بجان هم بیفتند و تضعیف شوند استقبال می کرد تا مبادا علیه خود او توطئه کنند از این نظر از ترس کودتا علیه خودش هرگز جانشینی را از قبل برای خود انتخاب نکرد. در سال 1937 برادران اورجونکیدزه که کمیساریای عالی صنایع سنگین روسیه بودند دستگیر شدند، پیاتیکف معاون اول او محاکمه و اعدام شد ودر18 فبریه یک روز پیش از گشایش جلسه عمومی، اورجونیکدزه پس از یک مشاجره سخت تلفنی با استالین خود را با گلوله کشت“(ص128). و همسرش از خشم، بریا را یک موش کثیف لقب داد. عزیزان توجه کنند وقتی کمیسرهای عالی خلق از درون دفتر سیاسی حزب، کمیته مرکزی و وزیران دولت شوراها و ارکان قدرتی زیر ساختاری هرمی تصفیه میشدند اساسا تمامی شبکه ارتباطی قدرتی آنها که به صدها و گاهی به هزاران نفر در کل کشور میرسید همگی معدوم، تبعید و جابجا میشدند و این شامل خود چکیست های ارتباطی آنها و خانواده هایشان هم میشد.

سرانجام استالین میبایست فکری هم به حال بریا این موش کثیف هم می کرد که از قدرت گیری او به هراس افتاده بود. در دسامبر 1949 خروشچف که دبیر اول حزب جمهوری اوکراین بود از طرف استالین برای مقام شاخص دبیر اول مسکو و هم کمیته های حزبی منطقه ای انتصاب میشود و در عین حال او یک عضو کامل دفتر سیاسی حزب هم بشمار میرفت. او در اولین حرکت روند طبیعی تثبیت قدرت سیاسی به تصفیه تمامی دستگاه حزبی مسکو برآمد و نامزد های خودش را جایگزین کرد که هشداری قوی به موقعیت بریا و مالنکف و مولوتوف بود(ص272). خروشچف در پی تصفیه های کشنده حزبی سالهای 1937 تا1939 که اکثر رجال قدرتی بلشویک دستگیر و اعدام شدند، سود برد و مقام های بالاتر را کسب کرد و به دفتر سیاسی حزب گمارده شد. اسناد بایگانی به روشنی نشان میدهد که او دستورات مرکزیت رهبری را کاملاً اجرا می کرده است(ص398). بریا و استالین تضادهای قومی جمهوری ها را به حربه ای مناسب برای سرکوب مخالفین خود در درون و بیرون ساختار حزب تبدیل کرده بودند. بطور نمونه منشویکهای خوب و با وفا را وارد سازمان چکا می کردند و از طریق جاسوسی با اخبار متناقض آنها را بجان هم می انداختند و با وعده به برخی از آنها شورشهای محلی دیگری را تار و مار می کردند و تقریبا در زمینه فرهنگی هنری و آموزشی وهمین حربه های کثیف با اشکال بیرحمانه تری انجام میشد که تمامی پیکره دولت شوراها و جامعه را به مناسبات انگلی فرصت طلبی سود جویانه ای تبدیل کرده بود . اینجاست که آتش خون و خونریزی و انتقام و جدایی طلبی در دل این مردمان ریشه دواند هر چند آنان دولت مرکزی را بانی میدیدند ولی نهایتا در زمان فروپاشی دولت ضد شوراها در زمان گورباچف، منطقه ها در نیاز به استقلال بدام دولت های جدیدی افتادند که سرانشان همگی توسط سازمان چکا کار کشته شده بودند.

سالهای بعد از 1949 تا مارس 1953 زمان مرگ استالین، بگیر به بندهای زیادی رخ داده است. روسیه به بمب اتم دست یافته و با قدرت بیشتری به تصفیه و اعدام مخالفین حزبی در کشور های سر سپرده و رابط های داخلی آنها میپردازد. کودتاهای درونی و بیرونی مرتبا در ورشو، پراگ، چک وبرلین و غیره به صورت حذف های فیزیکی خاموش انجام میگیرد. تمام کادرهای عالی دور و بر استالین احساس خطر حذف شدن خود را دارند. دمیتری حتی معتقده که استالین از جانب خروشچف هم احساس خطر می کرده است. یک هفته قبل از مرگ استالین همگی از جمله بریا،مالنکف، بولگانین و خروشچف با او در کرملین به تماشای فیلم رفتند در حالیکه در خفا کودتا ها در شروف وقوع بود. اما در دوم مارس سکته مغزی، استالین را فلج میسازد و فرم های توطئه به هم میریزد. استالین از ترس و بد بینی، دکتر هایش را در چند سال اخیر دستگیر و تعدادی هم اعدام شده بودند. هیچکس تلاشی برای نجات او نمیکند و همه به بفکر باندهای قدرتی خود بودند. پنجم مارس 1953 استالین میمیرد. مولوتف، بریا و مالنکف سه یار اصلی او در مراسم خاکسپری او سخنرانی کرده و او را ستودند. اما مدتی بعد بر خلاف تصور بریا، مالنکف رئیس شورای وزیران و مولوتف به همراهی خروشچف در مجمع عمومی شورای کمیساریای خلق، بریا را بدون اینکه خبرش پخش شود دستگیر میکنند. بریا بزودی اعدام میشود و متعاقب آن دو مقام برجسته پلیس امنیتی از گارد های شخصی استالین وکمیسر های خلق، اسلانسکی، گمیندر و نه نفر دیگر از یاران بریا زندانی و اعدام میشوند.( ص320- 306از کتاب بریا ).

همین صحنه سازی زهر آگین رفیق دوستانه قدرت بعد از مرگ لنین هم بین مردان وفادار لنین در زمان خاکسپاریش انجام شد. همینطور مرگ فیلیکس درزژینسکی جلاد مشهور پلیس چکای بلشویک که رفقایش او را سیمای بزرگ انقلاب میخواندند در ژولای 1926 اتفاق افتاد. همگی اختلافات را در ظاهر برای چند روز کنار گذاشتند و در میدان سرخ، ترتسکی، زینوویوف، کامنف، استالین، بوخارین،ریکوف و لوتو برپای مزارش سوگند وفاداری به ادامه راه او را دادند و با تایید کمیته مرکزی، منژینسکی معاون اول دزرژینسکی به ریاست سازمان جاسوسی چکا برگذیده شد. همان سال ترتسکی،زینوویوف و کامنف از حزب اخراج شدند که بعدا همه آنها کشته شدند(در دادگاه تاریخ نوشته مدودف،ص51- 50 به زبان انگلیسی).

عمال مصر يواصلون إضراباتهم واعتصاماتهم للمطالبة بحقوقهم المسلوبة في عهد الرئيس المخلوع

عمال مصر يواصلون إضراباتهم واعتصاماتهم للمطالبة بحقوقهم المسلوبة في عهد الرئيس المخلوع

12 فبراير 2011

كتبت: فاطمة رمضان

في أول يوم بعد انتصار الثورة المصرية في تحقيق أول مطلب من مطالبها وهو تغيير النظام وعلي رأسه حسني مبارك، بعد أن تنحي حسني مبارك بالأمس يكمل عمال مصر اليوم إضراباتهم واعتصاماتهم للمطالبة بحقوقهم المنهوبة في ظل الرئيس المخلوع وحكوماته المتتابعة، فعلي سبيل المثال لا الحصر:

بدأ اليوم العاملين في مطاحن شرق الدلتا في (الإسماعيلية- المنصورة- السويس- بورسعيد) وعددهم 4 آلاف عامل، إضراباً عن العمل وذلك للمطالبة بـ:

1-   رفع الظلم الواقع عليهم في أثناء العهد السابق والمتمثل في ضعف الأجور وسوء وسائل المواصلات، والانحياز لمطاحن القطاع الخاص علي حساب مطاحن القطاع العام….)

2-     زيادة الحافز من 30% إلي 100% علي اساس المرتب.

3-     توفير وسائل مواصلات أدمية للعاملين.

4-     استرداد حصة التموين التي تم أخذها من مطاحن القطاع الخاص لمطاحن القطاع العام.

5-     تغيير لائحة الجزاءات الظالمة.

6-     مساوات من تم تأخير تثبيتهم لمدة خمس سنوات بزملائهم اللذين بدأوا العمل معهم في نفس الوقت.

7-     أبعاد سامي ياسين المدير المالي بالشركة عن الشركة.

ولليوم الثاني علي التوالي يكمل عمال شركة الفيوم لصناعة وتكرير السكر والبالغ عددهم 1200 عامل،  إضرابهم عن العمل، وذلك للمطالبة بـ:

1-   المساواة بعمال شركة النيل للسكر والتي يمتلكها نجيب سويرس في كل المزايا (حيث يتقاضي الفني في شركة النيل 5 آلاف جنيه شهرياً في حين أن الفني في شركة سكر الفيوم لا يتعدي مرتبه 1200 جنيه).

2-     إعادة كل المفصولين تعسفياً بسبب دفاعهم عن حقوق العمال والحاصلين علي أحكام  قضائية واجبة النفاذ وضمنهم النقابي أشرف عبد الونيس.

3-     تنحية المهندس أحمد البكري الذي تعدي عمره الثمانين عاماً، والذي يسئ معاملتهم.

ويقول أحد العاملين المضربين بداخل الشركة:” المهندس أحمد البكري يجلس في مكتبة الكائن في إدارة الشركة في 50 شارع الجمهورية، ، ولا يهمه الشركة وما يحدث بها”.

ويؤكد أشرف عبد الونيس النقابي المفصول تعسفياً بسبب محاربته للفساد داخل الشركة ودفاعه عن حقوق العمال والذي حصل علي حكم نهائي بالعودة للعمل ترفض الإدارة تنفيذه:” بأن أحمد البكري صرح لأحد أقربائه داخل الشركة بأن لا يهمه أن كان العمال يضربون أم لا وقال بالنص “يولع المصنع باللي فيه”، ويكمل أشرف بأن أحمد البكري تقدر ثروته بـ 30 أو 40 مليون جنيه وليقل لنا أي مسئول من أين له بهذا، وهو من عين مهندس شاب في شركة قطاع عام، فهل يستطيع من عمل في القطاع العام أن تصل ثروته للملايين؟؟؟”

كما يضيف عبد الونيس:” أنه لابد من محاسبة كل مديري العموم اللذين كانوا أعوان العضو المنتدب السابق محمد عبد الحميد طنطاوي، الذي يحاكم في قضية الرششوة الشهيرة، وعلي رأسهم مدير عام الشئون الإدارية محمد فرج الله”

هذا وسوف يواصل غداً موظفي البريد علي مستوي الجمهورية إضرابهم عن العمل في مكاتبهم وذلك لحين تحقيق المطالب التي رفعوها في اعتصامهم في الأيام السابقة بالعتبة والتي وصلت أعدادهم لعشرة آلاف معتصم، وهي:

1-     المساواة في المرتبات والمزايا بالعامين في شركة الاتصالات، والتي تتبع نفس الوزارة التي يتبع لها العاملين بالبريد.

2-     إلغاء لائحة الجزاءات الظالمة.

3-     تعيين المؤقتين.

4-     تسوية حالات الحاصلين علي مؤهلات أثناء الخدمة.

5-     إقالة المستشارين من الجيش، و الذين يتقاضون الرواتب الباهظة.

وقد رفض العاملين أول أمس ما قدمه لهم م. هاني محمود رئيس هيئة البريد والتي تمثلت في  (زيادة 11%- صرف شهر بمناسبة المولد النبوي الشريف)، ففي محاولة لفض المعتصمين أمام الهيئة أول أمس  أرسل المهندس هاني أتوبيسات وطلب منهم ركوبها للتوجه لمكتبة في القرية الذكية للتفاوض علي مطالبهم، وقد استجاب بعض العاملين وذهبوا إليه في القرية الذكية، ولكنه رفضوا عرضه وقالوا بأنهم سوف يكملون اعتصامهم لحين تنفيذ كل مطالبهم.

وغداً أيضاً يكمل آلاف العمال من شركة  بتروتريد وشركات أخري تابعة لوزارة البترول، اعتصامهم أمام وزارة البترول، والذي بدأوه منذ عدة أيام للمطالبة بـ:

1-     تثبيت المؤقتين علي اللائحة القديمة.

2-     المساواة بين جميع العاملين في الحقوق والمزايا.

3-     محاسبة الفاسدين.

غداً أيضاً يبدأ عمال الزراعة الآلية بالبحيرة ومحافظات آخري، والعاملين في هيئة تحسين الأراضي، وباقي الهيئات التابعة لوزارة الزراعة إضراباً عن العمل مع الاعتصام في مكاتبهم، وذلك للمطالبة بالتثبيت بأثر رجعي من وقت العمل، واحتساب المرتبات بناء علي ذلك.

كما يهدد 9 آلاف عامل بمصنع ألمنيوم نجح حمادي بالإضراب عن العمل إن لم يتم أيقاف المهندس سيد عبد الوهاب رئيس مجلس إدارة الشركة عن العمل ومحاسبته من خلال الكسب غير المشروع لسؤاله عن مصادر ثروته.

هذا  وقد مارس مئات الآلاف من عمال مصر عمال مصر الإضراب والاعتصام، خلال الأيام القليلة الماضية، وذلك متضامنين من الثورة ومطالبين بحقوقهم المنهوبة في ظل نظام الرئيس المخلوع، وقد العمال اللذين اعتصموا أو أضربوا في نيل مطالبة ومنهم 1500 من العاملين بمستشفي كفر الزيات العام، واللذين فضوا اعتصامهم بالأمس بعد أن تحققت مطالبهم وهي:

1-     إقالة مدير الإدارة الصحية بكفر الزيات، وإقالة مدير المستشفي الذي كان يهينهم.

2-     الحصول  علي مستحقاتهم المالية

3-     تثبيت العمالة المؤقتة.

عاش كفاح عمال مصر

ولنكمل معاً لتنفيذ شعار الثورة المصرية “ تغيير………..حرية……….عدالة اجتماعية ”

بتاريخ أول يوم نتنفس فيه بحرية

يوم السبت12 فبراير 2011

عمال مصر يواصلون إضراباتهم واعتصاماتهم للمطالبة بحقوقهم المسلوبة في عهد الرئيس المخلوع

Çawpoşînêk le êsta û tracîdyayek bo sbey/27

Hejên

Serincdandinêkî rexneyî le pertûkokey “nîgayek le êsta û xewnêk bo sbey”î merîwan wirya, aras fetah, bextyar ‘elî, rêbîn herdî/ beşî bîstiwhewtem (dwabeş)

Mêjûy syasî ême pêmandellêt pêşmergey hîzb hemîşe pêşmergey hîzbew otomatîkî nabêt be pêşmergey kurd. L94

Nek tenya mêjûy ramyarîy bzave berhellistkare neteweyyekanî kurd, bellku hî tewawî dunyaş selmênerî ew rastîyen, bellam bew narroşnîyey nûseran na. Çunke çekdaranî part, hemû kat detwanin bibne parêzerî ew netewe û nîştmaney nûseran mebestyane û detwanin bibne hî kurd bew corey ke nûseran mebestyan le kurd (desellatî borcwazî) kurde! Bellam hîç kat natwanin bbin be çekdarî kurd, çunke zorîney kurd xellkî stemdîden û xellkî stemdîdeş byewêt û neyewêt, eger xwazyarî azadî û yeksanî û dadperwerî bêt, ewa xobexo û bexoy ew huşyarîye bedest dehênêt, ke pêwîste djî hemû corekanî serwerî bêt, hêzêkîş ke detwanêt parêzerî xellk bêt, natwanêt hawkat kutekî destî serweran bêt, îtir ew serwerîye desellatêkî çeteyî, partîy bêt ya dewlletî, hîç le krroke djexellkîyekey nagorrêt.

Hêzî xellkî beşêke le xellk û natwanêt le serûy xellkewe bêt û kutekî berizkrawe û ragîrawî serû xellk bêt. Hêzî parêzerî xellkî, le herewezî û komun û encumen û rêkixrawe xebatkare pîşeyî û cemawerîyekanî xellkda perwerde debêt û pêk dêt. Her hêzêk le derewey ew yekgirtne azadanewe pêkhatbêt, hêzî serkutgerbuwe û parêzgarî le dujimnanî xellkî azadîxwaz kirduwe, herwaş her berrêweberayetîyekîş bo komellge, ke le derewey pêkhatnî azadaney komellayetîy û serûy wîstî takewe serî helldabêt, amrazî serkutî wîst û xwaste komellayetîyekan û araste azadîxwazanekanî komellge buwe û debêt.

Em doxî nebûnî bedezgayîkirdne bo organekanî asayîşû polîsû wezaretîû darayîû dadîş her raste. L94

Nûseran paşqul le nûseranî dîke degrin û le efrandinî efsaneda pêşyan dedenewe, kem nîn nûseranêk ke le xoşbawerrîyewe bas le serwerî yasa û desellatî yasa û nebûnî yasa le herêmî kurdistanda deken, bellam eman bas le dezgayîkirdnî dezgekan deken! Eger polîs û asayş û hewallgirî û zanyarî û parastin û hêze taybetîyekan dezgeyî nîn, edî çîn? Eger fermange û kargêrrîyekanî herêmî kurdistan bîrokratî nîn, ey çîn? Eger şalyargey darayî û dad (nek wezaretî darayî û dadîş) dezgeyan nîye û le dezge pêknehatûn, edî çîn?

Min pêçewaney em boçûne ştekan debînim, çunke parte borcwazîyekanî kurd le şaxîş dezgey taybetî darayyan hebuwe û pêçewaney xellke reşurrûteke ke be xeyallî xoyan bo azadî cengîwn, partekan û seranyan wek desellat û serweranî dahatû karyan dekrid û azadîxwazanyan rawdenan û le nawçekanî jêr desellatî xoyan deryan dekirdin!

Nûseran le ristey dwatirda xoyan, pêçewaney em pagendeyan, dan be dezgeyîbûnî ew ballaney desellatî borcwazî denên.

Lekatêkda perlemanî kurdistan mawey çendîn salle bê bûnî destûrî hemîşeyî herêmî kurdistan kardekat, l95

Ewey ke herêmî kurdistan destûrî hemîşeyî nebuwe, bo ewe degerrêtewe, ke wêrray hawterîbî desellatî înk û pidk letek desellatî be’sda, herêm le sallî 1991-2003 wek êsta beşêk buwe le ‘îraq û hawkat wek dezanîn çendîn peywendî û mamelley corawcor lenêwan desellate terîbekanda hebuwe, her le pêşleşkirîyewe bigre ta rêkewtinî bazirganî û ştî trîş, boye nebûnî destûr zor le rastîyewe dûre. Çunke le sallî 1991-2003 le herêmî be rwallet dabrraw û parêzrawî kurdistanda le fêrgewe bîgre ta zîndan, be pêy yasakanî be’si û destûrî rjêmî be’si û ‘îraq karyan kirduwe, wabzanim nmûnehênanewe pêwîst nakat.

Herweha le paş ruxanî desutaqmekey (sedam)îşewe hemû allugorrêk ke le çwarçêwey ‘îraqda rûydawe û dedat, beşêke le allugorî serekî le sîstem û desellatî nawendîda. Kewate herêmî kurdistan le herdû barekeda le sayey destûrekanî ‘îraqda karî kirduwe û dekat û destûrî hebuwe û heyetî. Îtir nazanim em şêwene xelletênere bo destûrî herêm, destûrêk ke birryare koyletî takî jêrdestey kurd bo serweranî kurd msoger bkat, le pay çîye?

Ewey ke desellatdaran yasay zorubor derdeken, bo mrovî ketwarbîn û wirdbîn aşkraye, ke lêkdanewey yasakanî ‘îraqin û ştêkî nakok be yasay ‘îraqî fêdral-îslamî û fêdral-nasîwnalîstî encam nedawe û naştwanin encam bden, çunke pêkhatey desellatî borcwazîy ‘îraq leser bnemay xêllekî û ayînîy û neteweyî, tewawgerî nexşe abûrîyekanî bazarazad û plane ramyarîyekanî nîolîbrallîzme û dêmokrasîye cengîyekey emerîka û hawpeymanayyetî û lem nawçeda pêwîstîyan be weha modêlêk heye.

Keçî berdewam yasay gring leser yasa be zor derdekrên,zorcarîş bêewey bixrête berdem giftugoy rastewxow cîdî komellanî xellkewe. L95

Carêkî dîke nûseran, destebjêrî “roşnibîran” û ramyaran letek xellk yeksan dekenewe, egîna le sayey desellatî borcwazîda le hîç kwêyekî dunyada yasakan û destûr naxrêne berdem giftugoy rastewxoy xellk û birryardanî rastexoy xellk, ta dêmokratî [be dyarîhênrawî dem muşeke jîrekanî emerîka]î kurdistan bew kare hellsêt ya rojêk bîxate bernameyewe. Belku destebjêrêkî dyarîkraw û hawixwanî mşexoran lew karaneda bwarî beşdarîyan heye. Le sîstemî parlemanîda hîç ştêk [bêcge le helbjardinî xrap lenaw xraptirîn] naxrête berdem giftugo û hellbjardinî rastexoy xellk. Giftugoy rastewxoy komellanî xellk le sayey sîstemî nwênerayetîda buxtane bo dêmokrasî borcwazî!

Ba basî yasa nekeyn, tenya pirsyar le ştêkî katî û hellxelletênerane bkeyn, ke bernamey hellbjardne, aya ew opozsyoney ke nûseran deyanuyist xellkî pê xoşxeyall bken, bername û druşm û pagendekanî, ke be dawakarî xellkî dezanîn, xiste berdem lêkollînewe û birryardanî dengipêderanyanewe nek hemû komellgey kurdistan? Îtir em xoşbawerrkirdne be desellatî borcwazî û letwanadabûnî desellatî baş le pay çîye?

Dwa wşe

Wek le seretay em nûsîneda amajeman pêkrid em hewlley ême hewllî darriştnî bernameyekî syasî konkirêt nîye, bellku pêşnyarkirdnî cîhanbînîyekî syasîye. L100

Be pêçewaney ewey nûseran pagendey deken, ewey ewan le pertûkokekeyanda pêşnyaryankirduwe, nek tenya bernameyeke le çwarçêwey cîhanbînî nîolîbrallîzimda, bellku wawetir lewe bernameyekî pagendeyî katîy hellbjardne û bes.

Nûseran le beşêkî trî cîhanbînîye ramyarîyekeyanda bas le narramyarîybûn û ramyarînekirdnî xoyan deken. Aya dekrêt û awezpesendî dekat, ke kesanêk ramyar nebin û ramyarî neken, keçî xerêkî darriştnî cîhanbînî ramyarîy bin?!

Eger pagendekey ewan drust bêt û be grîmane lêyan werbigrîn, ewa darriştnî cîhanbînîyekî ramyarîy lelayen kesanî narramyar û dûr le ramyarîyewe le karî ew cadugere deçêt, ke le tersequl çuklêt drust dekat!

Dezanîn renge leser em têrrwanînane bo carî çendehem bkewînewe ber hêrşî nawzirrandinû yexuyinkirdnû teşhîrî dezgay rageyandinî hîzbî L100

Bepêçewaney çawerrwanî û xoqebeqebekirdin, karekeyan nebuwe cêy sernic û qsewbasî nûseran û “roşnibîran”, herwaş nebuwe cêy tane û teşerî desellatdaran û partekan. Çunke yekem be pêçewaney ewey ke xoyan pagendey deken, ewan bernameyekî rîklamî serdemî hellbjardinyan darriştuwe û amancekey lexiştebirdnî xellkî bindest û nojenkirdnewey xoşbawerrîye be neteweçîyetî û nîştman-hemuwanî û çawerrwanrragirtnî xellkî çewsawe be hatnî mîrîy baş û ramyarî dillsoz û xoşguzeranî le sayey “berrêweberanî karubare abûrîye serekîyekan”da. Weha hewllêk hîç nakokî letek sitratîjî borcwazî desellatdar nîye û tokmegeryetî.

Hîwadarîn em hawarey ême wek zorî dî nebête hawarî naw byabanêkî çollû hollû kakî bekakî. L101

Lêreda min dillnyayan dekemewe, ke leber dû ho naumêd nebin, yekem, bernamekeyan le katî xoyda bo qutarkirdnî borcwazî le rkukîney stemlêkrawanî nexwêndewar, lelayen heman desellatdaranî êstawe sûdî lê werdegîrdirêt. Duwem, ewan aydyay azadîxwazî û yeksanîxwazî û dadperwerîxwazîyan pêşnyar nekirduwe, taku tabû bikrêt. Bellku ewan be mamexemeyyewe be desellatdaran dellên bo parastinî serwerî û desellatî çînayetîtan, pêwîste le jêr dêwcamey netewe û nîştman û dêmokrasîda em karane bken, egîna rojêk dête pêş, ke “mêgel” û “nexwêndewar” [xoyan watenî] wek desellatekey sedam rapêçtan deken û “xotan qurbanî yekem debin”!

Eger le kotayîda peyam û wirdegîrî nûseran le dû risteda kurt bkemewe, ewa deyanewêt bllên: mîrayetî êsta destebjêrêkî ladêy û şaxî berrêwey deben û pêwîste bgerrênrêtewe destî “roşnibîranî” şar, wate “jîran” û “xwêndewaran”. Eme serapay peyam û rexnekeyane le 18 sall mşexorî û tallankirdnî kerte dewlletîyekan lelayen deselatdaran û kompanyakanyanewe. Tenya aydyayek ke taze xistûyanete naw mîdyay kurdî aydyay “nayeksanî rewa” û “nayeksanî yasayî”ye, ke emey dwayyan herdem le komellge çînayetîyekanda amade buwe û heye, tenya cyawazî eweye, ke herdem desellatdaran ew nayeksanîyekan pyadekirduwe û ramyarekan bo manewe û hemîşeyîkirdnî takî çewsaweyan pê xoşbawerrkirduwe. Bellam birrwanakem û ta ew cêyyey ke min şarezayîm hebêt, kes wêrabêtî bew bêperdeyye qse le rewayetîdan û yasayîkirdnewey nayeksanî bkat!

Dwa wte, bedaxewe zorcar naçar be dûbarekirdnewe û gerranewe bo ser babetekan bûm, ewîş leberewey ke nûseran ew babetaneyan çendbare kirduwetewe.herweha leber kemî kat û gîrodeyî be karubarî rojanewe, be dillnyayyewe nemtwanîwe wek pêwîst hemû layenekanî şî bkemewe. Boye hîwadarm lem rexneda twanîbêtim pirsyar leser narroşnîyekan drust bkem û sernicî xwêneranî hêja bo gerran be dway wellamekanda rabkêşm.

Eger xwêneranêkî rahatû be mamostayî destebjêrekan, çawerrwanî welamêkî amadekraw û le qutunraw û guncawî hemû serdemekanyan lem serincdane rexneyye hebûbêt, ewa naçarm bllêm bedaxewe, erkî rexnegrî azadîxwaz û şorrşigêrr, pêşkeşkirdnî wellame pêştir amadekrawekan ya dûbarekirdnewe û gwastnewey wtey naw refey pertûkxanekan nîye, bellku xerîkkirdnî xwênere be gerran be dway wellame peypênebrawekanda. Herweha komellayetîybûnewey her ellternatîvêkî şorrşigrrane, le grewî zîndûkirdnewey wîst (îrade) û birrwabexobûnî takî jêrdestedaye, bewey takî azadendêş pêwîstî be şwane(raber) nîye û xoy bîrgerewe û bexoy birryarder û tenya xoy pêşrrۊuy xoyetî û rêjey serkewtin û têkişkanî hewllekanîş, be astî huşyarî û amadeyî şorrşigêrraney take çewsawekanewe bende. Çunke serwerî sîstemî ceng û birsyetî û nayeksanî û serkut û hellawarn û nadawerî komellayetî leser nahuşyarîy û naderbestî û birrwabexonebûnî takî çîn û twêje jêrdestekan, wistawe.

Kotayî

Bo xwêndnewey beşekanî dike klîkî êre bke

چاوپۆشینێك لە ئێستا و تراجیدیایەك بۆ سبەی/٢٧

هەژێن

سەرنجداندنێکی ڕەخنەیی له‌ پەرتووکۆکەی نیگایەك لە ئێستا و خەونێك بۆ سبەی”ی مه‌ریوان وریا، ئاراس فه‌تاح، به‌ختیار عه‌لی، ڕێبین هه‌ردی/ بەشی بیست‌وحه‌وته‌م (دوابه‌ش)

مێژووی سیاسی ئێمه‌ پێمانده‌ڵێت پێشمه‌رگه‌ی حیزب هه‌میشه‌ پێشمه‌رگه‌ی حیزبه‌و ئۆتۆماتیکی نابێت به‌ پێشمه‌رگه‌ی کورد. ل٩٤

نه‌ك ته‌نیا مێژووی ڕامیاریی بزاڤه‌ به‌رهه‌ڵستکاره‌ نه‌ته‌وه‌ییه‌کانی کورد، به‌ڵکو هی ته‌واوی دونیاش سه‌لمێنه‌ری ئه‌و ڕاستییه‌ن، به‌ڵام به‌و ناڕۆشنییه‌ی نووسه‌ران نا. چونکه‌ چه‌کدارانی پارت، هه‌موو کات ده‌توانن ببنه‌ پارێزه‌ری ئه‌و نه‌ته‌وه‌ و نیشتمانه‌ی نووسه‌ران مه‌به‌ستیانه‌ و ده‌توانن ببنه‌ هی کورد به‌و جۆره‌ی که‌ نووسه‌ران مه‌به‌ستیان له‌ کورد (ده‌سه‌ڵاتی بۆرجوازی) کورده‌! به‌ڵام هیچ کات ناتوانن ببن به‌ چەکداری کورد، چونکه‌ زۆرینه‌ی کورد خه‌ڵکی سته‌مدیده‌ن و خه‌ڵکی سته‌مدیده‌ش بیه‌وێت و نه‌یه‌وێت، ئه‌گه‌ر خوازیاری ئازادی و یه‌کسانی و دادپه‌روه‌ری بێت، ئه‌وا خۆبه‌خۆ و به‌خۆی ئه‌و هوشیارییه‌ به‌ده‌ست ده‌هێنێت، که‌ پێویسته‌ دژی هه‌موو جۆره‌کانی سه‌روه‌ری بێت، هێزێکیش که‌ ده‌توانێت پارێزه‌ری خه‌ڵك بێت، ناتوانێت هاوکات کوته‌کی ده‌ستی سه‌روه‌ران بێت، ئیتر ئه‌و سه‌روه‌رییه‌ ده‌سه‌ڵاتێکی چه‌ته‌یی، پارتیی بێت یا ده‌وڵه‌تی، هیچ لە کڕۆکه‌ دژه‌خه‌ڵکییه‌که‌ی ناگۆڕێت.

هێزی خه‌ڵکی به‌شێکه‌ له‌ خه‌ڵك و ناتوانێت له‌ سه‌رووی خه‌ڵکه‌وه‌ بێت و کوته‌کی به‌رزکراوه‌ و ڕاگیراوی سه‌روو خه‌ڵك بێت. هێزی پارێزه‌ری خه‌ڵکی، له‌ هه‌ره‌وه‌زی و کۆمون و ئه‌نجومه‌ن و ڕێکخراوه‌ خه‌باتکاره‌ پیشه‌یی و جه‌ماوه‌رییه‌کانی خه‌ڵکدا په‌روه‌رده‌ ده‌بێت و پێك دێت. هه‌ر هێزێك له‌ ده‌ره‌وه‌ی ئه‌و یه‌کگرتنه‌ ئازادانه‌وه‌ پێکهاتبێت، هێزی سه‌رکوتگه‌ربووه‌ و پارێزگاری له‌ دوژمنانی خه‌ڵکی ئازادیخواز کردووه‌، هه‌رواش هه‌ر به‌ڕێوه‌به‌رایه‌تییه‌کیش بۆ کۆمه‌ڵگه‌، که‌ له‌ ده‌ره‌وه‌ی پێکهاتنی ئازادانه‌ی کۆمه‌ڵایه‌تیی و سه‌رووی ویستی تاکه‌وه‌ سه‌ری هه‌ڵدابێت، ئامرازی سه‌رکوتی ویست و خواسته‌ کۆمه‌ڵایه‌تییه‌کان و ئاراسته‌ ئازادیخوازانه‌کانی کۆمه‌ڵگه‌ بووه‌ و ده‌بێت.

ئه‌م دۆخی نه‌بوونی به‌ده‌زگاییکردنه‌ بۆ ئۆرگانه‌کانی ئاساییش‌و پۆلیس‌و وه‌زاره‌تی‌و دارایی‌و دادیش هه‌ر راسته‌. ل٩٤

نووسەران پاشقول له‌ نووسه‌رانی دیکە ده‌گرن و له‌ ئه‌فراندنی ئه‌فسانه‌دا پێشیان ده‌ده‌نه‌وه‌، که‌م نین نووسه‌رانێك که‌ له‌ خۆشباوه‌ڕییه‌وه‌ باس له‌ سه‌روه‌ری یاسا و ده‌سه‌ڵاتی یاسا و نه‌بوونی یاسا له‌ هه‌رێمی کوردستاندا ده‌که‌ن، به‌ڵام ئه‌مان باس له‌ ده‌زگاییکردنی ده‌زگه‌کان ده‌که‌ن! ئه‌گه‌ر پۆلیس و ئاسایش و هه‌واڵگری و زانیاری و پاراستن و هێزه‌ تایبه‌تییه‌کان ده‌زگه‌یی نین، ئەدی چین؟ ئه‌گه‌ر فه‌رمانگه‌ و کارگێڕییه‌کانی هه‌رێمی کوردستان بیرۆکراتی نین، ئه‌ی چین؟ ئه‌گه‌ر شالیارگه‌ی دارایی و داد (نه‌ك وه‌زاره‌تی دارایی و دادیش) ده‌زگه‌یان نییه‌ و له‌ ده‌زگه‌ پێكنه‌هاتوون، ئه‌دی چین؟

من پێچه‌وانه‌ی ئه‌م بۆچوونه‌ شته‌کان ده‌بینم، چونکه‌ پارته‌ بۆرجوازییه‌کانی کورد له‌ شاخیش ده‌زگه‌ی تایبه‌تی داراییان هه‌بووه‌ و پێچه‌وانه‌ی خه‌ڵکه‌ ڕه‌شوڕووته‌که‌ که‌ به‌ خه‌یاڵی خۆیان بۆ ئازادی جه‌نگیون، پارته‌کان و سه‌رانیان وه‌ك ده‌سه‌ڵات و سه‌روه‌رانی داهاتوو کاریان ده‌کرد و ئازادیخوازانیان ڕاودەنان و لە ناوچەکانی ژێر دەسەڵاتی خۆیان دەریان دەکردن!

نووسه‌ران له‌ ڕسته‌ی دواتردا خۆیان، پێچەوانەی ئەم پاگەندەیان، دان به‌ ده‌زگه‌ییبوونی ئه‌و باڵانه‌ی ده‌سه‌ڵاتی بۆرجوازی ده‌نێن.

له‌کاتێکدا په‌رله‌مانی کوردستان ماوه‌ی چه‌ندین ساڵه‌ بێ بوونی ده‌ستووری هه‌میشه‌یی هه‌رێمی کوردستان کارده‌کات، ل٩٥

ئه‌وه‌ی که‌ هه‌رێمی کوردستان ده‌ستووری هه‌میشه‌یی نه‌بووه‌، بۆ ئه‌وه‌ ده‌گه‌ڕێته‌وه‌، که‌ وێڕای هاوته‌ریبی ده‌سه‌ڵاتی ینک و پدک له‌ته‌ك ده‌سه‌ڵاتی به‌عسدا، هه‌رێم له‌ ساڵی ١٩٩١٢٠٠٣ وه‌ك ئێستا به‌شێك بووه‌ له‌ عیراق و هاوکات وه‌ك ده‌زانین چه‌ندین په‌یوه‌ندی و مامه‌ڵه‌ی جۆراوجۆر له‌نێوان ده‌سه‌ڵاته‌ ته‌ریبه‌کاندا هه‌بووه‌، هه‌ر له‌ پێشله‌شکرییه‌وه‌ بگره‌ تا ڕێکه‌وتنی بازرگانی و شتی تریش، بۆیه‌ نه‌بوونی ده‌ستوور زۆر له‌ ڕاستییه‌وه‌ دووره‌. چونکه‌ له‌ ساڵی ١٩٩١٢٠٠٣ له‌ هه‌رێمی به‌ ڕواڵه‌ت دابڕاو و پارێزراوی کوردستاندا له‌ فێرگه‌وه‌ بیگره‌ تا زیندان، به‌ پێی یاساکانی به‌عس و ده‌ستووری ڕژێمی بەعس و عیراق کاریان کردووه‌، وابزانم نموونه‌هێنانه‌وه‌ پێویست ناکات.

هه‌روه‌ها له‌ پاش ڕوخانی ده‌سوتاقمه‌که‌ی (سه‌دام)یشه‌وه‌ هه‌موو ئاڵوگۆڕێك کە له‌ چوارچێوه‌ی عیراقدا ڕوویداوە و ده‌دات، بەشێکە لە ئاڵوگۆری سەرەکی لە سیستەم و دەسەڵاتی ناوەندیدا. که‌واته‌ هه‌رێمی کوردستان له‌ هه‌ردوو باره‌که‌دا له‌ سایه‌ی ده‌ستووره‌کانی عیراقدا کاری کردووه‌ و ده‌کات و دەستووری هەبووە و هەیەتی. ئیتر نازانم ئەم شێوەنە خەڵەتێنەرە بۆ دەستووری هەرێم، ده‌ستوورێك که‌ بڕیاره‌ کۆیله‌تی تاکی ژێرده‌سته‌ی کورد بۆ سه‌روه‌رانی کورد مسۆگه‌ر بکات، لە پای چییە؟

ئه‌وه‌ی که‌ ده‌سه‌ڵاتداران یاسای زۆروبۆر ده‌رده‌که‌ن، بۆ مرۆڤی که‌تواربین و وردبین ئاشکرایه‌، که‌ لێکدانه‌وه‌ی یاساکانی عیراقن و شتێکی ناکۆك بە یاسای عیراقی فێدرالئیسلامی و فێدرالناسیونالیستی ئەنجام نەداوە و ناشتوانن ئەنجام بدەن، چونکە پێکهاتەی دەسەڵاتی بۆرجوازیی عیراق لەسەر بنەمای خێڵەکی و ئایینیی و نەتەوەیی، تەواوگەری نەخشە ئابوورییەکانی بازارئازاد و پلانە ڕامیارییەکانی نیئۆلیبراڵیزمه‌ و دێمۆکراسییە جەنگییەکەی ئەمەریکا و هاوپەیماناییەتی و له‌م ناوچه‌دا پێویستییان به‌ وه‌ها مۆدێلێك هه‌یه‌.

که‌چی به‌رده‌وام یاسای گرنگ له‌سه‌ر یاسا به‌ زۆر ده‌رده‌کرێن،زۆرجاریش بێئه‌وه‌ی بخرێته‌ به‌رده‌م گفتوگۆی ڕاسته‌وخۆو جیدی کۆمه‌ڵانی خه‌ڵکه‌وه‌. ل٩٥

جارێکی دیکە نووسه‌ران، ده‌سته‌بژێری ڕۆشنبیرانو ڕامیاران له‌ته‌ك خه‌ڵك یه‌کسان ده‌که‌نه‌وه‌، ئه‌گینا له‌ سایه‌ی ده‌سه‌ڵاتی بۆرجوازیدا له‌ هیچ کوێیه‌کی دونیادا یاساکان و ده‌ستوور ناخرێنه‌ به‌رده‌م گفتوگۆی ڕاسته‌وخۆی خه‌ڵك و بڕیاردانی ڕاسته‌خۆی خه‌ڵك، تا دێمۆکراتی [بە دیاریهێنراوی دەم موشەکە ژیرەکانی ئەمەریکا]ی کوردستان بەو کارە هەڵسێت یا ڕۆژێك بیخاتە بەرنامەیەوە. به‌لکو ده‌سته‌بژێرێکی دیاریکراو و هاوخوانی مشه‌خۆران له‌و کارانه‌دا بواری به‌شدارییان هه‌یه‌. لە سیستەمی پارلەمانیدا هیچ شتێك [بێجگە لە هەلبژاردنی خراپ لەناو خراپترین] ناخرێتە بەردەم گفتوگۆ و هه‌ڵبژاردنی ڕاستەخۆی خەڵك. گفتوگۆی ڕاستەوخۆی کۆمەڵانی خەڵك لە سایەی سیستەمی نوێنەرایەتیدا بوختانە بۆ دێمۆکراسی بۆرجوازی!

با باسی یاسا نه‌که‌ین، ته‌نیا پرسیار له‌ شتێکی کاتی و هه‌ڵخه‌ڵه‌تێنه‌رانه‌ بکه‌ین، که‌ به‌رنامه‌ی هه‌ڵبژاردنه‌، ئایا ئه‌و ئۆپۆزسیۆنه‌ی که‌ نووسه‌ران ده‌یانویست خه‌ڵکی پێ خۆشخه‌یاڵ بکه‌ن، به‌رنامه‌ و دروشم و پاگه‌نده‌کانی، که‌ به‌ داواکاری خه‌ڵکی ده‌زانین، خسته‌ به‌رده‌م لێکۆڵینه‌وه‌ و بڕیاردانی ده‌نگپێده‌رانیانه‌وه‌ نه‌ك هه‌موو کۆمه‌ڵگه‌ی کوردستان؟ ئیتر ئه‌م خۆشباوه‌ڕکردنه‌ به‌ ده‌سه‌ڵاتی بۆرجوازی و له‌توانادابوونی ده‌سه‌ڵاتی باش له‌ پای چییه‌؟

دوا وشه‌

وه‌ک له‌ سه‌ره‌تای ئه‌م نووسینه‌دا ئاماژه‌مان پێکرد ئه‌م هه‌وڵه‌ی ئێمه‌ هه‌وڵی داڕشتنی به‌رنامه‌یه‌کی سیاسی کۆنکرێت نییه‌، به‌ڵکو پێشنیارکردنی جیهانبینییه‌کی سیاسییه‌. ل١٠٠

به‌ پێچه‌وانه‌ی ئه‌وه‌ی نووسه‌ران پاگه‌نده‌ی ده‌که‌ن، ئه‌وه‌ی ئه‌وان له‌ په‌رتووکۆکه‌که‌یاندا پێشنیاریانکردووه‌، نه‌ك ته‌نیا به‌رنامه‌یه‌که‌ له‌ چوارچێوه‌ی جیهانبینی نیئۆلیبراڵیزمدا، به‌ڵکو واوه‌تر له‌وه‌ به‌رنامه‌یه‌کی پاگه‌نده‌یی کاتیی هه‌ڵبژاردنه‌ و به‌س.

نووسه‌ران له‌ به‌شێکی تری جیهانبینییه‌ ڕامیارییه‌که‌یاندا باس له‌ ناڕامیارییبوون و ڕامیارینه‌کردنی خۆیان ده‌که‌ن. ئایا ده‌کرێت و ئاوه‌زپه‌سه‌ندی ده‌کات، که‌ که‌سانێك ڕامیار نه‌بن و ڕامیاری نه‌که‌ن، که‌چی خه‌رێکی داڕشتنی جیهانبینی ڕامیاریی بن؟!

ئەگەر پاگەندەکەی ئەوان دروست بێت و بە گریمانە لێیان وەربگرین، ئەوا داڕشتنی جیهانبینییەکی ڕامیاریی لەلایەن کەسانی ناڕامیار و دوور لە ڕامیارییەوە لە کاری ئەو جادوگەرە دەچێت، کە لە تەرسەقول چوکلێت دروست دەکات!

ده‌زانین ره‌نگه‌ له‌سه‌ر ئه‌م تێڕوانینانه‌ بۆ جاری چه‌نده‌هه‌م بکه‌وینه‌وه‌ به‌ر هێرشی ناوزڕاندن‌و یه‌خوینکردن‌و ته‌شهیری ده‌زگای راگه‌یاندنی حیزبی ل١٠٠

به‌پێچه‌وانه‌ی چاوه‌ڕوانی و خۆقەبەقه‌به‌کردن، کاره‌که‌یان نه‌بووه‌ جێی سه‌رنج و قسه‌وباسی نووسه‌ران و ڕۆشنبیران، هه‌رواش نه‌بووه‌ جێی تانه‌ و ته‌شه‌ری ده‌سه‌ڵاتداران و پارته‌کان. چونکە یەکەم بە پێچەوانەی ئەوەی کە خۆیان پاگەندەی دەکەن، ئەوان بەرنامەیەکی ڕیکلامی سەردەمی هەڵبژاردنیان داڕشتووە و ئامانجەکەی لەخشتەبردنی خەڵکی بندەست و نۆژەنکردنەوەی خۆشباوەڕییە بە نەتەوەچییەتی و نیشتمانهەمووانی و چاوەڕوانڕاگرتنی خەڵکی چەوساوە بە هاتنی میریی باش و ڕامیاری دڵسۆز و خۆشگوزەرانی لە سایەی بەڕێوەبەرانی کاروبارە ئابوورییە سەرەکییەکاندا. وه‌ها هه‌وڵێك هیچ ناکۆکی له‌ته‌ك ستراتیژی بۆرجوازی ده‌سه‌ڵاتدار نییه‌ و تۆکمه‌گه‌ریه‌تی.

هیوادارین ئه‌م هاواره‌ی ئێمه‌ وه‌ک زۆری دی نه‌بێته‌ هاواری ناو بیابانێکی چۆڵ‌و هۆڵ‌و کاکی به‌کاکی. ل١٠١

لێره‌دا من دڵنیایان ده‌که‌مه‌وه‌، که‌ له‌به‌ر دوو هۆ نائومێد نه‌بن، یه‌که‌م، به‌رنامه‌که‌یان له‌ کاتی خۆیدا بۆ قوتارکردنی بۆرجوازی له‌ ڕكوکینه‌ی سته‌ملێکراوانی نه‌خوێنده‌وار، له‌لایه‌ن هه‌مان ده‌سه‌ڵاتدارانی ئێستاوه‌ سوودی لێ وه‌رده‌گیردرێت. دووه‌م، ئه‌وان ئایدیای ئازادیخوازی و یه‌کسانیخوازی و دادپه‌روه‌ریخوازییان پێشنیار نه‌کردووه‌، تاکو تابوو بکرێت. به‌ڵکو ئه‌وان به‌ مامه‌خه‌مه‌ییه‌وه‌ به‌ ده‌سه‌ڵاتداران ده‌ڵێن بۆ پاراستنی سه‌روه‌ری و ده‌سه‌ڵاتی چینایه‌تیتان، پێویسته‌ له‌ ژێر دێوجامه‌ی نه‌ته‌وه‌ و نیشتمان و دێمۆکراسیدا ئه‌م کارانه‌ بکه‌ن، ئه‌گینا ڕۆژێك دێته‌ پێش، که‌ مێگه‌لو نه‌خوێنده‌وار [خۆیان واتەنی] وه‌ك ده‌سه‌ڵاته‌که‌ی سه‌دام ڕاپێچتان ده‌که‌ن و خۆتان قوربانی یەکەم دەبن“!

ئه‌گه‌ر له‌ کۆتاییدا په‌یام و ورده‌گیری نووسه‌ران له‌ دوو ڕسته‌دا کورت بکه‌مه‌وه‌، ئه‌وا ده‌یانه‌وێت بڵێن: میرایەتی ئێستا ده‌سته‌بژێرێکی لادێی و شاخی به‌ڕێوه‌ی ده‌به‌ن و پێویسته‌ بگه‌ڕێنرێته‌وه‌ ده‌ستی ڕۆشنبیرانیشار، واته‌ ژیران و خوێنده‌واران“. ئه‌مه‌ سه‌راپای په‌یام و ڕه‌خنه‌که‌یانه‌ لە ١٨ ساڵ مشەخۆری و تاڵانکردنی کەرتە دەوڵەتییەکان لەلایەن ده‌سه‌لاتداران و کۆمپانیاکانیانه‌وه‌. تەنیا ئایدیایەك کە تازە خستوویانەتە ناو میدیای کوردی ئایدیای نایەکسانی ڕەواو نایەکسانی یاسایییە، کە ئەمەی دواییان هەردەم لە کۆمەڵگە چینایەتییەکاندا ئامادە بووە و هەیە، تەنیا جیاوازی ئەوەیە، کە هەردەم دەسەڵاتداران ئەو نایەکسانییەکان پیادەکردووە و ڕامیارەکان بۆ مانەوە و هەمیشەییکردنی تاکی چەوساوەیان پێ خۆشباوەڕکردووە. بەڵام بڕواناکەم و تا ئەو جێییەی کە من شارەزاییم هەبێت، کەس وێرابێتی بەو بێپەردەییە قسە لە ڕەوایەتیدان و یاساییکردنه‌وه‌ی نایەکسانی بکات!

دوا وته‌، به‌داخه‌وه‌ زۆرجار ناچار به‌ دووباره‌کردنه‌وه‌ و گه‌ڕانه‌وه‌ بۆ سه‌ر بابه‌ته‌کان بووم، ئه‌ویش له‌به‌رئه‌وه‌ی که‌ نووسه‌ران ئه‌و بابه‌تانه‌یان چه‌ندباره‌ کردووه‌ته‌وه‌.هه‌روه‌ها له‌به‌ر که‌می کات و گیرۆده‌یی به‌ کاروباری ڕۆژانه‌وه‌، به‌ دڵنیاییه‌وه‌ نه‌متوانیوه‌ وه‌ك پێویست هه‌موو لایه‌نه‌کانی شی بکه‌مه‌وه‌. بۆیه‌ هیوادارم له‌م ڕه‌خنه‌دا توانیبێتم پرسیار له‌سه‌ر ناڕۆشنییه‌کان دروست بکه‌م و سه‌رنجی خوێنه‌رانی هێژا بۆ گه‌ڕان به‌ دوای وه‌ڵامه‌کاندا ڕابکێشم.

ئه‌گه‌ر خوێنه‌رانێکی ڕاهاتوو به‌ مامۆستایی ده‌سته‌بژێره‌کان، چاوه‌ڕوانی وه‌لامێکی ئاماده‌کراو و له‌ قوتونراو و گونجاوی هه‌موو سه‌رده‌مه‌کانیان له‌م سه‌رنجدانه‌ ڕه‌خنه‌ییه‌ هه‌بووبێت، ئه‌وا ناچارم بڵێم به‌داخه‌وه‌، ئه‌رکی ڕه‌خنه‌گری ئازادیخواز و شۆڕشگێڕ، پێشکه‌شکردنی وه‌ڵامه‌ پێشتر ئاماده‌کراوه‌کان یا دووباره‌کردنه‌وه‌ و گواستنه‌وه‌ی وته‌ی ناو ڕه‌فه‌ی په‌رتووکخانه‌کان نییه‌، به‌ڵکو خه‌ریککردنی خوێنه‌ره‌ به‌ گه‌ڕان به‌ دوای وه‌ڵامه‌ په‌یپێنه‌براوه‌کاندا. هه‌روه‌ها کۆمه‌ڵایه‌تییبوونه‌وه‌ی هه‌ر ئه‌ڵته‌رناتیڤێکی شۆڕشگڕانه‌، له‌ گره‌وی زیندووکردنه‌وه‌ی ویست (ئیراده‌) و بڕوابه‌خۆبوونی تاکی ژێرده‌سته‌دایه‌، به‌وه‌ی تاکی ئازادئه‌ندێش پێویستی به‌ شوانه‌(ڕابه‌ر) نییه‌ و خۆی بیرگه‌ره‌وه‌ و به‌خۆی بڕیارده‌ر و ته‌نیا خۆی پێشڕۊوی خۆیه‌تی و ڕێژه‌ی سه‌رکه‌وتن و تێکشکانی هه‌وڵه‌کانیش، به‌ ئاستی هوشیاری و ئاماده‌یی شۆڕشگێڕانه‌ی تاکه‌ چه‌وساوه‌کانه‌وه‌ به‌نده‌. چونکه‌ سه‌روه‌ری سیسته‌می جه‌نگ و برسیه‌تی و نایه‌کسانی و سه‌رکوت و هه‌ڵاوارن و ناداوه‌ری کۆمه‌ڵایه‌تی له‌سه‌ر ناهوشیاریی و ناده‌ربه‌ستی و بڕوابه‌خۆنه‌بوونی تاکی چین و توێژه‌ ژێرده‌سته‌کان، وستاوه‌.

کۆتایی

بۆ خوێندنەوەی بەشەکانی تر کلیکی ئێرە بکە

 

بحران ساختار سلطه در تاریخ معاصر جنبش-های افقی و آنارشیک و جایگاه اسلاوی ژیژک/ 8

م_ع آوریل 2009

قسمت هشتم

فتح دولت و فتوحات بعد از آن

خیانتی از درون چپ و ژیژک در تمنای قدرت

ژیژک حالا با این بازی روانی لاکانی که در بهترین حالت، استنادی است به بحران خود نویسنده تا ابتکار عملهای لاکانی را به بازی گیرد به مانند بیرون گنجاندن خویشیعنی به مانند دزدی که می خواهد از مخمصه فرار کند و خود فریاد می زند آی دزد را بگیرید و یا مثلاً شوهر سادیستیکی برای انتقام از همسر از خانه گریخته اش خود را بجای کارآگاهی جا میزند که از آدرس همسرش باخبر شود تا به او هشدار دهد شوهرش در پی یافتن اوست.این مثلاً بیانگر هوش سرشار ژیژک است که هیچ ترفند زیرکانه ای نمیتواند بر او پوشیده بماند و حال مثلاً ایشان تبحری خاص در آنالیز کردن حقایق کتمان شده دارد و اوضاع پارادکسیکال را بخوبی میشناسد وآستین بالا زده تا فتوحات ناتمام لنین را به پایان رساند !! این فتوحات ناتمام بمانند افسوس آن جلادانی است که فرصت اعتراف گرفتن را از دست داده اند زیرا زندانی زیر شکنجه جانباخته است. همان انقلاب شکوهمند شورایی اکتبر روسیه که زیر چکمه های آهنین نظامی حزب بلشویک لنین بطرز بیرحمانه ای دزدیده شد، سرکوب شد و جان داد. البته که در سیاست رقابت قدرتی، پیچاندن مردم هنر والایی بحساب میآید. اما باید دید ژیژک چه حقایق هولناکتری را مثل دیگر کادرهای بورژوازی چپ حزبی در باره تاریخ لنینیسم را میخواهد بخصوص از جوانان آسیایی کتمان کند. زیرا برای چپهای حزبی و ارتدکس، لنین به لحاظ پراتیک و عمل انقلابی، آخرین سنگر دفاعی و هویتی آنان محسوب میشود . زیاتر بخوێنەرەوە بحران ساختار سلطه در تاریخ معاصر جنبش-های افقی و آنارشیک و جایگاه اسلاوی ژیژک/ 8

Çawpoşînêk le êsta û tracîdyayek bo sbey/26

Hejên

Serincdandinêkî rexneyî le pertûkokey “nîgayek le êsta û xewnêk bo sbey”î merîwan wirya, aras fetah, bextyar ‘elî, rêbîn herdî/ beşî bîst u şeşem

2- berew berhemhênanî syasetêkî nawekî û derekî ‘eqllanî

Gutarî nîştmanperwerêtîû syasetî neteweyî kallayek nîye her rojey le bazarêkda saxbikrêtewe ya tenha le katî rûdawu pêşhate syasîye gewrekanda bîrî syasetmedaran bkewêtewe. Gutarî nîştmanperwerêtîû syasetî neteweyî hellgirî prinsîpî syasîn, beşêkî gringin le şêwazî desellatdarêtîû serwerî neteweyî. L93

Sereta pêwîste kemêk le wajegelî wek “‘eqlanî” û na “na’eqllanî” bkollînewe. Eger ‘eqllanî bkeyne kurdî debête “jîranî, jîrane” û bewatayekî dîke “awezpesendî” dêt. Bellam le hemû barekanda na’eqllanî bûnî nîye. Na’eqllanî yekêke le komelle wajeyek, ke be helle bekurdî krawn ya serçawe û bekarbirdinyan bew core bo derkî rêrrewî (mijhbî)yaney nûserekanyan degerrêtewe; lewane “namorrallî, bêmorrallî, naexlaqî, bê exllaqî”, ke le rastîda hemû “jîranî”yek, “morrallî”yek detwanêt le rwangey beramberewe “najîranî” û “namorrallî” bbînrêt û derk bikrêt. Ewey kameyan druste pirsêkî dîkeye û pêwîste locîk û awezpesendî û bnema hawbeşekanî xwaste sruştîye mroyyekan pallpiştî bken. Bellam le barî zmanewanîyewe, ewey ke le wergêrranî wajekanda bo ser zmanî kurdî buwete hoy helle lêkdaneweyan, lelayek eweye ke “bid”î farsî be “bê”î kurdî wergêrdrawe, ke wanîye û “bid” be watay xrap, nacor, napesend dêt, le layekî dîkewe lejêr karayî ayinin û zmanî ‘ereybyewe, “la” ‘erebî deqawdeq bebê leberçawgirtnî taybetmendî heryek lew zmanane, dekrête kurdî û bew core çi le barî pozetîv û çi le barî nîgetîvda zman destemoy bîrkirdnewe û têrrwanînî peyrrew (mijhib)gerayane debêt û nûser dyardekan be reş û spî wêna dekat û xwênerî naagaş be heman şêwe deyangwazêtewe û komellayetî debnewe. زیاتر بخوێنەرەوە Çawpoşînêk le êsta û tracîdyayek bo sbey/26

چاوپۆشینێك لە ئێستا و تراجیدیایەك بۆ سبەی/٢٦

هەژێن

سەرنجداندنێکی ڕەخنەیی له‌ پەرتووکۆکەی نیگایەك لە ئێستا و خەونێك بۆ سبەی”ی مه‌ریوان وریا، ئاراس فه‌تاح، به‌ختیار عه‌لی، ڕێبین هه‌ردی/ بەشی بیست‌وشه‌شه‌م

2- به‌ره‌و به‌رهه‌مهێنانی سیاسه‌تێکی ناوه‌کی و ده‌ره‌کی عه‌قڵانی

گوتاری نیشتمانپه‌روه‌رێتی‌و سیاسه‌تی نه‌ته‌وه‌یی کاڵایه‌ک نییه‌ هه‌ر رۆژه‌ی له‌ بازارێکدا ساغبکرێته‌وه‌ یا ته‌نها له‌ کاتی ڕووداوو پێشهاته‌ سیاسییه‌ گه‌وره‌کاندا بیری سیاسه‌تمه‌داران بکه‌وێته‌وه‌. گوتاری نیشتمانپه‌روه‌رێتی‌و سیاسه‌تی نه‌ته‌وه‌یی هه‌ڵگری پرنسیپی سیاسین، به‌شێکی گرنگن له‌ شێوازی ده‌سه‌ڵاتدارێتی‌و سه‌روه‌ری نه‌ته‌وه‌یی. ل٩٣

سه‌ره‌تا پێویسته‌ که‌مێك له‌ واژه‌گه‌لی وه‌ك عه‌قلانیو نا ناعه‌قڵانیبکۆڵینه‌وه‌. ئه‌گه‌ر عه‌قڵانی بکه‌ینه‌ کوردی ده‌بێته‌ ژیرانی، ژیرانه‌و به‌واتایه‌کی دیکه‌ ئاوه‌زپه‌سه‌ندیدێت. به‌ڵام له‌ هه‌موو باره‌کاندا ناعه‌قڵانی بوونی نییه‌. ناعه‌قڵانی یه‌کێكه‌ له‌ کۆمه‌ڵە واژه‌یه‌ك، که‌ به‌ هه‌ڵه‌ به‌کوردی کراون یا سه‌رچاوه‌ و به‌کاربردنیان به‌و جۆره‌ بۆ ده‌رکی ڕێڕه‌وی (مذهبی)یانه‌ی نووسه‌ره‌کانیان ده‌گه‌ڕێته‌وه‌؛ له‌وانه‌ نامۆڕاڵی، بێمۆڕاڵی، نائه‌خلاقی، بێ ئه‌خڵاقی، که‌ له‌ ڕاستیدا هه‌موو ژیرانییه‌ك، مۆڕاڵییه‌ك ده‌توانێت له‌ ڕوانگه‌ی به‌رامبه‌ره‌وه‌ ناژیرانیو نامۆڕاڵیببینرێت و ده‌رك بکرێت. ئه‌وه‌ی کامه‌یان دروسته‌ پرسێکی دیکه‌یه‌ و پێویسته‌ لۆجیك و ئاوه‌زپه‌سه‌ندی و بنه‌ما هاوبه‌شه‌کانی خواسته‌ سروشتییه‌ مرۆییه‌کان پاڵپشتی بکه‌ن. به‌ڵام له‌ باری زمانه‌وانییه‌وه‌، ئه‌وه‌ی که‌ له‌ وه‌رگێڕانی واژه‌کاندا بۆ سه‌ر زمانی کوردی بووه‌ته‌ هۆی هه‌ڵه‌ لێکدانه‌وه‌یان، له‌لایه‌ك ئه‌وه‌یه‌ که‌ بدی فارسی به‌ بێی کوردی وه‌رگێردراوه‌، که‌ وانییه‌ و بدبه‌ واتای خراپ، ناجۆر، ناپه‌سه‌ند دێت، له‌ لایه‌کی دیکه‌وه‌ له‌ژێر کارایی ئاینن و زمانی عه‌ره‌یبیه‌وه‌، لاعه‌ره‌بی ده‌قاوده‌ق به‌بێ له‌به‌رچاوگرتنی تایبه‌تمه‌ندی هه‌ریه‌ك له‌و زمانانه‌، ده‌کرێته‌ کوردی و به‌و جۆره‌ چ له‌ باری پۆزه‌تیڤ و چ له‌ باری نیگه‌تیڤدا زمان ده‌سته‌مۆی بیرکردنه‌وه‌ و تێڕوانینی په‌یڕه‌و (مذهب)گه‌رایانه‌ ده‌بێت و نووسه‌ر دیارده‌کان به‌ ڕه‌ش و سپی وێنا ده‌کات و خوێنه‌ری نائاگاش به‌ هه‌مان شێوه‌ ده‌یانگوازێته‌وه‌ و کۆمه‌ڵایه‌تی ده‌بنه‌وه‌.

به‌م جۆره‌ ده‌بینین، که‌ باڵه‌که‌ی دیکه‌ی بۆرجوازی، که‌ فه‌رمانڕه‌وایه‌، به‌ هه‌مان پاگه‌نده‌، ورده‌گیرانی خۆی تاوانبار به‌ ناژیرانیبوون ده‌کات، به‌ڵام ڕاستی شه‌ڕۊده‌نووکی ئه‌م دوو باڵه‌ هیچ په‌یوه‌ندی به‌ مافی مرۆڤ و ئازادی و یه‌کسانی تاك و مۆڕاڵ و ژیرییه‌وه‌ نییه‌.

ڕێك به‌ پێچه‌وانه‌ی ده‌رك یا وانیشاندانی نووسه‌رانه‌وه‌، نیشتمانپه‌روه‌ری و ڕامیاری و به‌رژه‌وه‌ندی نه‌ته‌وه‌یی، کاڵایه‌کی ته‌مه‌ن کورته‌ و سه‌رهه‌ڵدانی بۆ سه‌رهه‌ڵدانی تیئۆری ده‌وڵه‌تی نه‌ته‌وه‌یی ده‌گه‌ڕێته‌وه‌، که‌ ناسیونالیزم ئایدیلۆجیاکه‌یه‌تی و ده‌سه‌ڵات ناتوانێت شوناسی نه‌ته‌وه‌یی هه‌بێت، به‌ڵکو شوناسی چینایه‌تی بۆرجوازیانه‌ی هه‌یه‌، که‌ چینێکی جیهانییه‌ و مامه‌ڵه‌ی ده‌سه‌ڵاتخوازان و ده‌سه‌ڵاتدارانی کورد له‌ شاخه‌وه‌ بۆ شار، له‌ ئه‌شکه‌وته‌وه‌ بۆ پارله‌مان، یه‌که‌مین و دواهه‌مین مامه‌ڵه‌ی نوێنه‌رانی ڕامیاریی بۆرجوازی نییه‌ به‌ نێوی نه‌ته‌وه‌ و نیشتمان و هاووڵاتی و هاوخوێنی و زۆر شتی دیکه‌وە.

له‌وێوه‌ که‌ نه‌ته‌وه‌ له‌ چین و توێژی کۆمه‌ڵایه‌تی خواست و ئامانج جیاواز پێکدێت و هیچ به‌رژه‌وه‌ندییه‌کی هاوبه‌ش نییه‌، که‌ بتوانێت بۆرجوازی و کرێکار، سه‌روه‌ر و ژێرده‌ست پێکه‌وه‌ کۆبکاته‌وه‌. ته‌نانه‌ت له‌ شه‌ڕه‌ خوێناوییه‌کانی ڕزگاری له‌ داگیرکاریشدا، له‌و کاته‌دا که‌ کۆڕان و کچانی کرێکار و جوتیار و زه‌حمه‌تکێش خۆیان بۆ ئازادی و یه‌کسانی و دادپه‌روه‌ری له‌ سایه‌ی ده‌رپه‌ڕاندن و ڕاماڵینی هێزی داگیرگه‌ر و پاراستنی زمان و کولتوور و پێکهاته‌کانی خۆیان به‌ کوشتداوه‌، هه‌رده‌م سه‌رانی پارته‌کان و هێزه‌ چه‌کداره‌کان له‌ته‌ك داگیرگه‌ران له‌ سازش و مامه‌ڵه‌ی به‌رده‌وامدا بوون و ته‌نانه‌ت به‌ره‌ی هاوبه‌ش و پێشله‌شکری بۆ داگیرگه‌رانیش. وابزانم لێره‌دا پێویست به‌ نموونه‌هێنانه‌وه‌ ناکات و ئه‌زموونه‌کان له‌ سه‌راپای جیهاندا به‌ درێژایی دوو سه‌ده‌ی ڕابوردوو و له‌ هه‌موو هه‌رێمه‌کانی کوردستانیشدا بینه‌ری جیاوازی ئامانج و به‌رژه‌وه‌ندی چین و توێژه‌کانی کۆمه‌ڵگه‌ی کوردستانین و ١٩ ساڵی ڕابوردووی ده‌سه‌ڵاتداری بۆرجوازی کورد، زیندووترین و ئاشکراترین نموونه‌یه‌.

ورده‌بۆرجوازی به‌ به‌ده‌سه‌ڵاتگه‌ییشتنی نوێنه‌رانی بۆرجوازی له‌ باشووری کوردستاندا و ده‌رکه‌وتنی ده‌سته‌ چینایه‌تییه‌که‌یان، ناچار به‌ به‌رزکردنه‌وه‌ی ئاڵای ڕیفۆرمخوازییە، تاوه‌کو فریای ده‌سه‌ڵاتداران بکه‌ون و پێیانبڵێن ئه‌گه‌ر چاره‌سه‌ری ئه‌م باره‌ نه‌کرێت قوربانی یه‌که‌م خۆتان ده‌بن“!

به‌م جۆره‌ ده‌بینین، که‌ له‌ به‌رامبه‌ر مامه‌ڵه‌ و سازشی بۆرجوازی به‌ ویست و داخوازی و ئامانجی چین و توێژه‌ سته‌مدیده‌کان، نیشتمانپه‌روه‌ری و نه‌ته‌وه‌په‌رستی که‌سانێك که‌ نه‌یانتوانیوه‌ له‌ داوی ئایدیۆلۆجیای ناسیونالیستی ڕزگاریان ببێت و نه‌یانتوانیوه‌ هۆکاری نه‌هاتنه‌دی خه‌ونه‌کانیان، وێرای ڕاپه‌ڕین و سه‌دان هه‌زار قوربانی و ده‌رپه‌ڕاندنی داگیرگه‌ر، ده‌رك بکه‌ن، نه‌ته‌وه‌چییه‌تییه‌که‌یان سه‌ری له‌ شۆڤێنیزم و نیشتنمانپه‌روه‌رییه‌که‌یان سه‌ری له‌ ڕاسیزمه‌وه‌ ده‌رچووه‌. با خوێنه‌ران و نووسه‌ران سه‌رنجی هه‌ڵویستی ناسیونالیسته‌کان به‌رامبه‌ر که‌مه‌ نه‌ته‌وه‌کانی هه‌رێمی کوردستان و به‌رامبه‌ر ئه‌و عه‌ره‌بانه‌ی که‌ له‌ ئه‌نجامی داگیرکاری ئه‌مه‌ریکا و هاوپه‌یمانانی و به‌رهه‌ڵستی تێرۆریستانه‌ی هه‌ر ڕۆژه‌ی هێزه‌ ناسیونالیسته‌ عه‌ره‌به‌کان و ئیسلامییه‌کان، به‌ره‌و هه‌رێمی کوردستان ئاواره‌ بوون و هه‌ر له‌ هاوسێ ماڵه‌کانیانه‌وه‌ تا ڕۆژنامه‌ پارتیی و میریی و ئه‌هلییه‌کان پڕن له‌ هاندان و هه‌ڵخڕاندنی ده‌مارگیری و هه‌ستی دژه‌مرۆییانه‌ی ناسیونالسیتی و ڕاسیستی و ته‌نانه‌ت ڕاسیزمی نۆزاد له‌ کوردستان له‌ ١٩ ساڵی ڕابوردوودا ئاواره‌کانی که‌رکووك و ئاواره‌ و په‌نابه‌رانی خۆرهه‌لات و باکوور و خۆراوای کوردستانیشی نه‌بواردووه‌ و دژایه‌تی و سوکایه‌تی پێکردوون و گرفته‌ کۆمه‌ڵایه‌تی و ئابوورییه‌کانیان بۆ بوونی ئه‌وان گێڕاوەته‌وه‌!

نیشتمانپه‌روه‌ره‌کان و ناسیونالیسته‌کان سه‌ریان له‌ شاگردی و پاشڕه‌وی و په‌یڕه‌وی بیر و ئایدیاکانی (هیتله‌ر و مۆسۆلۆنی و که‌مال ئه‌تاتورك و میشێل ئه‌فله‌ق و سه‌دام و حافیز ئه‌سه‌د)ه‌وه‌ ده‌رده‌چێت و له‌ باشترین باردا کاره‌ ئه‌نجامنه‌دراوه‌کانی ئه‌وان ته‌واو ده‌که‌ن. چونکە هیچ کات بە شوێنگرتنەوەی قوربانی لە جێی سەرکوتگەر، هیچ لە کرۆکی نامرۆییانەی سەرکوت ناگۆڕێت. ئەگەر پاوانگەریی و تاڵانگەریی بۆرجوازی هاندەری داگیرکاری بێت، ئەوا بە هانابردنەوە بۆ هەمان سیستەمی بۆرجوازیی، هیچ لە چەوساوە مانەوەی تاکە داگیرکراوەکان لە سایەی ده‌سه‌ڵاتی بۆرجوازی سەرکەوتوودا ناگۆڕێت. بە هەمان شێوە کە تاکی ژێر سایەی ده‌سه‌ڵاتی داگیرگەر بە پشتیوانی لە مانەوەی داگیرکاری، مۆری کۆیلەتی لە چارەنووسی خۆی دەدات، بە هەمان شێوە تاکی خۆشباوەڕ و شوێنکەوتووی بۆرجوازی ده‌سه‌ڵاتخوازی بەرهەڵستکار، چەوسانەوەی خۆی درێژ دەکاتەوە و بندەستی خۆی لە بندەستی داگیرکارانەوە دەگوازێتەوە بۆ بندەستی تازە بەده‌سه‌ڵاتگەییشتوان.

نووسەران تەنیا ئەوەیان ڕاست گوتووە، کە گوتاری نیشتمانپه‌روه‌ری‌ و ڕامیاری نه‌ته‌وه‌یی هه‌ڵگری پرنسیپی ڕامیارین و به‌شێکی گرنگن له‌ شێوازی ده‌سه‌ڵاتداری و سه‌روه‌ری نه‌ته‌وه‌یی“. ئەمە تەنیا ڕاستگۆترین دەستەواژەی نووسەرانە لەمەڕ نەتەوەچییەتی، هەڵبەتە بە لادانی دێوجامەکە، کە پرنسیپلی ڕامیاریی هیچ کات پرنسیپلی نەگۆڕ و هەردەمی نین و ڕۆژگارێك هەبووە، کە لە ئارادا نەبوون و ڕۆژگارێکیش دێت، کە لە ئارادا نامێنن. هەروەها خودی تەمەنی گوتاری نیشتنمانپه‌روه‌ری و ئەوەی ناویانناوە ڕامیاریی نەتەوەیی پێش سەرهەڵدانی خواستی دەوڵەتە بۆرجوازییە سەرتاسەرییەکان [وەك ئامرازی ڕێکخستنەوەی ده‌سه‌ڵات له‌ بۆشایی نه‌مانی ده‌سه‌ڵاتی فیئۆدالەکان و پاراستنی لە دەستی بۆرجوا شارییەکاندا] بوونیان نەبووە و ئەو دەمارگیرییەی کە ئەوڕۆ بۆ نەتەوە هەیە، پێشتر بۆ خێڵ بووە و ئەگەر بەراوردی ئەورۆی ئەوروپا و کوردستان بکەین، بە ڕۆشنی ئەو ڕاستییەمان بۆ دەردەکەوێت، به‌و ڕادەیەی کە خۆگریدانەوەی تاك بۆ نەتەوە لە ئەوروپا کاڵبووەتەوە، بەو ڕادە (یا کەم و زیاد) لە کوردستان خۆگریدانەوە بۆ خیڵ کاڵبووەتەوە، پێچەوانەکەشی دروستە، بەو ڕادەیەی خۆگریدانەوەی تاك لە ئەوروپا بۆ نەتەوە ماوە، لە کوردستانیش خۆگرێدانەوەی تاك بۆ خێڵ ماوە.

ئەمەش هەم بەڵگەی پاشڕەوی کۆمەڵگە ژێردەستەکانە بۆ سەردەستەکانیان، هەم بەڵگەی دروستکراوی نەتەوە و ناسروشتبوونییەتی، هەروەها بەڵگەی کار و کاردانەوەییبوونی ناسیونالیزمە وەك بەرهەمی داگیرکاری وڵاتانی ئەوروپی، کە وای لە کۆمەڵگە داگیرکراوەکان کردووە، ده‌سه‌ڵاتخوازانیان شوێنپێی دەوڵەتانی ناسیونالیستی داگیرگەر هەڵگرنەوە و هەم تاکی ناهوشیار لە بری تێگەیشتن و پەیبردن بە هۆکارەکانی داگیرکاری، کەوتووەتە لیتەی ڕکوکینەدۆزی ناسیونالیستانە بەرامبەر تاکی بێدەسەڵاتی وڵاتانی داگیرگەر. به‌و جۆرە کایەی پێگرتنی دەسەڵاتی بۆرجوازی وەك سیستەمێك لە پێگه‌یینی بەرهەڵستی ناسیونالسیتیدا به‌رامبه‌ر داگیرکاریی ناسیونالیستی، جیهانگیر بووە و کار و کاردانەوەکە سەروەری چینایەتییان بەهێزتر کردووە. به‌ واتایه‌کی دیکه‌، دروستبوونی حه‌زی ده‌وڵه‌تی سه‌راپاگیر له‌ وڵاتانی داگیرکراودا له‌ چه‌شنی ده‌وڵه‌تانی داگیرکه‌ر، بووه‌ته‌ ته‌واوگه‌ری سیسته‌مه‌ چینایه‌تیییه‌که‌ و هه‌ر وه‌ك توندوتیژی به‌رامبه‌ر توندوتیژی، توندوتیژی به‌رهه‌م ده‌هێنێته‌وه‌، هه‌رواش داگیرکردنی کۆمه‌ڵگه‌کان له‌لایه‌ن ده‌سه‌لاته‌ سه‌راپاگیره‌کانه‌وه‌، له‌ خودی کۆمه‌ڵگه‌ داگیرکراوه‌کاندا ده‌سه‌لاتی سه‌راپاگیری به‌رهه‌مهێناوه‌ته‌وه‌. هه‌ر ئه‌وه‌شه‌ واده‌کات، که‌ ڕه‌وتی ڕزگاربوونی وڵاته‌ داگیرکاوه‌کان به‌ ئازادی کۆمه‌ڵگه‌کان کۆتایی نه‌هیێت و خواسته‌ و نه‌خواسته‌ ببنه‌وه‌ پاشکۆی ده‌سه‌ڵاته‌ داگیرگه‌ره‌کان و به‌شێك له‌ سیسته‌مه‌ جیهانگیره‌که‌ و ته‌نانه‌ت ببنه‌ مه‌ترسی که‌مایه‌تییه‌کانی ژێرده‌ستی خۆیان.

ئاشکرایه‌ سیسته‌می فیدراڵی ڕێگانادات کورد خاوه‌نی وه‌زاره‌تی ده‌ره‌وه‌ی خۆی بێت، ئه‌م کێشه‌یه‌ش خودی سیاسه‌تمه‌دارانی کورد له‌کاتی داڕشتنی ده‌ستووری کاتی عیراقدا بۆ کوردیان دروستکرد، به‌ڵام ئه‌مه‌ مانای ئه‌وه‌ نییه‌ که‌ کورد خاوه‌نی هیچ به‌رنامه‌و ستراتیژێکی سیاسی ناوه‌کی‌و ده‌ره‌کی تایبه‌ت به‌خۆی نه‌بێت. ل٩٣

لێره‌دا پێویسته‌ ئاوڕێك له‌ ئایدیای فیدرالیزم و سیسته‌می فیدرالیستی (فیدرالیزم له‌سه‌ر بنه‌مای ڕێکه‌وتنی ده‌سەڵاتداران) بده‌ینه‌وه‌. نووسه‌ران زۆر بێباکانه‌ به‌ دوو وشه‌ به‌سه‌ر بیری فیدرالیستیدا تێده‌په‌ڕن و فیدرالیزم له‌ ڕێکه‌وتنی پارته‌کان و هێزه‌ خێڵه‌کی و ئایینه‌کانی عیراقدا کورت ده‌که‌نه‌وه‌ و چه‌پ و ڕاستی به‌سه‌ردا ده‌هێنن.

فیدرالیزم وه‌ك هه‌موو چه‌مکێکی دیکه‌، ئاراسته‌ و ئامانج و شێوازی جیاوازی له‌ خۆگرتووه‌ و پێش ئه‌وه‌ی له‌ هیچ گۆشه‌یه‌کی ئه‌م دونیایه‌دا سیسته‌می به‌ڕێوه‌بردن، شێوه‌ و وێنای سه‌روه‌رانه‌ له‌ فیدرالیزم به‌خۆوه‌ بگرێت، فیدرالیزم شێواز و میکانیزمێك بووه‌ بۆ خودموختاری که‌مینه‌کان و ناوچه‌کان له‌ بەرامبه‌ر به‌ سه‌راپاخوازی که‌نیسه‌ و ئیپراتۆره‌کان، له‌ سه‌رده‌می ده‌وڵه‌ته‌ ناسیونالیسته‌کانیشدا بیر و ئایدیای بزاڤه‌ دژه‌ده‌وله‌ت و دژه‌ناوه‌ندگه‌راکان بووه‌، که‌ له‌ هه‌ردوو باردا پێداگرتنه‌ له‌سه‌ر ئازادی تاك و گروپ و که‌مینه‌ و کۆمون و هه‌ره‌وه‌زییه‌ ئازاده‌کان له‌ به‌رامبه‌ر گشتگیری و سه‌راپاخوازی ده‌سه‌ڵاتداران و داگیرگه‌ران.

ئه‌گه‌ر به‌ پێوانه‌ به‌وانه‌ی سه‌ره‌وه‌، ئه‌وه‌ی له‌ عیراقدا به‌نێوی فیدرالیزمه‌وه‌ له‌ ئارادایه‌، بنوارین، ئه‌وا بریتی ده‌بێت له‌ یه‌کگرتنی کۆمه‌ڵێك پارت و خێڵ و مه‌زهه‌ب وه‌ك دارده‌ستانی داگیرگه‌ران و پاسه‌وانی له‌ به‌رژوه‌ندییه‌کانی کۆمپانییه‌ جیهانلوشه‌کان، که‌ تێیدا هیچ نه‌ته‌وه‌ و که‌مایه‌تی و گروپێکی ئایینی و ناوچه‌یه‌ك ئازادانه‌ و خۆویستانه‌ و خۆخواستانە نه‌چووته‌ پای ئه‌و یه‌کگرتنه‌ بانه‌کییه‌ی فیدرالیزمی ده‌وڵه‌تی. به‌ واتایه‌کی دیکه‌، فیدرالیزمی ده‌وڵه‌تی جۆرێکه‌ له‌ سه‌رکوتی ویست و داخوازی ژێرده‌ستانی کۆمه‌ڵگه‌ و که‌مایه‌تی و گروپه‌کان و سه‌رکوتی ئازادی و یه‌کسانی و دادپەروه‌ری وه‌ك بنه‌مایه‌ك بۆ یه‌کگرتنی ئازادانه‌ی تاکه‌کان و گروپه‌کان.

نووسه‌ران دێن و ئه‌م دێوجامه‌یه‌ له‌ فیدرالیزم ده‌که‌نه‌ ئامراز و له‌وێوه‌ ئایدیای ئازادیخوازانه‌ی فیدرالیزم ده‌ده‌نه‌ به‌ر ڕه‌خنه‌ و ڕه‌تده‌که‌نه‌وه‌. فیدرالیزم وه‌ك بنچینه‌ی ڕێکخستنی ئازادانه‌ی کۆمه‌ڵگه‌ له‌ خواڕه‌وه‌ڕا له‌ سه‌ر بنه‌مای سه‌ربه‌ستی تاك و گروپه‌کان و یه‌کگرتنیان له‌سه‌ر ویست و خواستی خۆیان به‌ ئامانجی پێکهێنانی به‌ڕێوه‌به‌رایه‌تی ئازادانه‌ی کۆمه‌ڵگه‌ له‌سه‌ر بنه‌مای یه‌کگرتنی ئازادانه‌ی ئه‌نجومه‌ن و کۆمون و هه‌ره‌وه‌زییه‌کان پێشنیارکراوه‌، تاوه‌کو له‌ پایه‌کانی ده‌وڵه‌ت و ده‌سه‌ڵاتی سه‌راپاخواز و سه‌روه‌ری چینایه‌تی بده‌ن و که‌م بکه‌نه‌وه‌.

به‌ڵام هه‌روه‌ك دێمۆکراسی ڕاسته‌خۆ شێوێنراوه‌ و له‌ته‌ك سه‌روه‌ری کۆمه‌لێك به‌سه‌ر کۆمه‌لێكی دیکه‌دا په‌یوه‌ستکراوه‌ و شێوه‌ی نوێنه‌رایه‌تی ناراسته‌خۆی پێ به‌خشراوه‌، هه‌روا فێدرالیزمیش تا ئاستی ڕێککه‌وتن و یه‌کگرتنی ده‌سه‌ڵاته‌ سه‌روو خه‌ڵکییه‌کان کورتکراوه‌ته‌وه‌. سه‌د و ئه‌وه‌نده‌ ساڵ له‌مه‌وبه‌ر ئه‌نارکیسته‌کان ڕه‌خنه‌یان له‌و شێوه‌ یه‌کگرتنه‌ ڕواڵه‌تییه‌ی سه‌روه‌ری بۆرجواکان و فیدرالیزمێك که‌ پاگه‌نده‌ی بۆ ده‌گه‌ن، گرتووه‌ تا ده‌گاته‌ ئه‌و ڕێکه‌وتن و دێوجامه‌ له‌ فێدرالیزم، که‌ به‌ ئه‌ندازیاری هێزه‌کانی ئه‌مه‌ریکا و هاوپه‌یمانانی له‌ عیراقدا پێكهێنراوه‌ و سه‌پێنراوه‌.

نووسه‌ران له‌ خۆشباوه‌ڕکردنی تاکی کورددا په‌یگیری له‌ ناڕاستی وتن ده‌که‌ن و پاگه‌نده‌ی له‌ توانادابوونی دوو ڕامیاری جیاوازی ناوخۆیی و ده‌ره‌کی ده‌که‌ن، ئه‌مه‌ش ده‌کاته‌ ڕه‌تکردنه‌وه‌ی ده‌وڵه‌تی ناوه‌ندی، که‌ نه‌ داگیرگه‌ران و نه‌ ده‌سه‌ڵاتداران و نه‌ خودی نووسه‌رانیش خوازیاری نین و له‌ به‌رژه‌وه‌ندییان نییه‌. هه‌روه‌ها ئه‌مه‌ ده‌توانێت نووسینی سه‌ر لافیته‌یه‌کی پاگه‌نده‌ی هه‌ڵبژرادن بێت، به‌ڵام ناتوانێت به‌شێکی په‌یگیرانه‌ی ناو به‌رنامه‌یه‌ك بێت. چونکه‌ یه‌ك ده‌وڵه‌ت (به‌تایبه‌ت ده‌وڵه‌تی عیراقی خاوه‌ن شوناسی عروبه‌یی)، واته‌ یه‌ك ڕامیاری ناوخۆیی ده‌ره‌وه‌یی و یه‌ك پلانی ئابووری و یه‌ك سیسته‌م. با بزانین له‌ دونیای که‌تواریدا له‌ فیدرالیزمه‌ درۆینه‌کانی تریشدا که‌ له‌وانه‌یه‌ لای نووسەرانی کورد نموونه‌یه‌کی ئایدیال بن، ئایا هیچ هه‌رێمێك ڕامیاری ناوخۆیی و ده‌ره‌کیی سه‌ربه‌خۆی هه‌یه‌؟ ئه‌گه‌ر نا، ده‌ی که‌واته‌ ڕامیاری ناوخۆیی و ده‌ره‌وه‌یی هه‌رێمی کوردستانیش به‌شێك ده‌بێت له‌ ڕامیاری ناوخۆیی و ده‌ره‌وه‌یی گشتی عیراق. ئه‌وه‌ی لای نووسه‌ران ژیرانییه‌ یان نا، ئه‌وه‌یان پرسێكی تره‌ و ئه‌گه‌ر خوازیاری گۆڕین و ژیرانه‌کردنی هه‌ریه‌ك له‌و دوو ڕامیارییه‌ن، ئه‌وا ده‌بێت له‌ ناوه‌نده‌وه‌ هه‌وڵ بۆ گۆڕینی بده‌ن، نه‌ك له‌ هه‌رێمه‌وه‌ وه‌ك به‌شێك له‌ ده‌وڵه‌تی عیراق [چونکه‌ له‌سه‌ر بنه‌ماکانی سه‌روه‌ری بۆرجوازی و فیدرالیزمی بۆرجوازی، شته‌کان ته‌نیا له‌ ناوه‌نده‌وه‌ و له‌سه‌ر ده‌ستی ده‌سته‌ڵاتداران لە سەرەوە ده‌کرێت بگۆڕدرێن]. نه‌ك ئه‌وه‌ی له‌ ئه‌فسانه‌ی سه‌ربه‌خۆیی نه‌ته‌وه‌یی له‌ سایه‌ی بۆرجوازیدا، وڕێنه‌ی سه‌ربه‌خۆبوون و جیاوازبوونی ڕامیاری هه‌رێم له‌ عیراق وه‌ك گشت و ناوه‌ند بکه‌ن!

دروستنکردنی هێزی پێشمه‌رگه‌ی کوردستان‌و به‌داموده‌زگایینه‌کردنی پێکهاته‌ جیاجیاکانی‌و نه‌هێنانی بۆ ژێر بڕیاره‌کانی په‌رله‌مان، پێمانده‌ڵێت که‌ حیزبه‌ سیاسییه‌ کوردییه‌کان له‌ یه‌کێک له‌ گرنگترین هه‌نگاوه‌کاندا بۆ دروستکردنی سه‌روه‌ری نه‌ته‌وه‌یی، تووشی نووچدان‌و فه‌شه‌ل بوون‌و ئیراده‌ی بنیادنانی کۆمه‌ڵگایه‌کی سیاسی کوردستانیییان نییه‌. ل٩٤

لێره‌دا نامه‌وێت قسه‌ له‌ ئه‌فسانه‌بوونی ڕزگاری و سه‌ربه‌خۆیی نادروست ناونراوی سه‌روه‌ری بۆرجوازی به‌ سه‌روه‌ری نه‌ته‌وه‌یی بکه‌مه‌وه‌، ئه‌وه‌نده‌ به‌سه‌ بلێم به‌بێ توانج!”. مه‌به‌ستی من له‌ ئه‌فسانه‌ی سه‌روه‌ری نه‌ته‌وه‌یی له‌ سایه‌ی سه‌روه‌ری بۆرجوازی و سه‌رده‌می جیهانگیری نیئۆلیبراڵیزمدا، ئه‌وه‌ نییه‌ ڕزگاربوون و ئازادی و ئۆتۆنۆمی تاك و گروپ و نه‌ته‌وه‌کان به‌ ناکه‌تواری بچوێنم، ته‌نیا مه‌به‌ستم نیشاندانی دووری و پێچه‌وانه‌بوون و دژبه‌یه‌كبوونی ئازادی، یه‌کسانی، دادپه‌روه‌ری وه‌ک خواستی تاك و گروپ و نه‌ته‌وه‌کان له‌ته‌ك سه‌روه‌ری بۆرجوازییه‌. چونکه‌ ئه‌وان پێیانوایه‌ که‌سانێك ده‌توانن ئه‌و ئه‌فسانه‌یه‌ بکه‌نه‌ که‌توار!

کاتێك کە سەروەری و دەسەڵاتی نەتەوەیی لە ناوەڕۆکدا سەروەری و دەسەڵاتی بۆرجوازی بن، ئیتر ‌هێز و سوپای نەتەوەیی خۆبەخۆ دەبنە کوتەکی دەستی ئەو دەسەڵات و سەروەرییە چینایەتییە بۆ سەرکوتی تاکەکانی هەمان نەتەوە. لێرەوە ئەو هێزە دەزگایی بێت یا نا، میلیشیای پارتیی بێت یا گاردی کۆماری، هیچ لە سەرکوتگەربوونی ناگۆڕێت. ئەگەر ڕۆژگارێك ڕۆڵەی کرێکار و زەحمەتکێش بۆ ڕزگاربوون لە داگیرگەر و خۆشباوەڕی بە سەربەخۆیی نەتەوەیی و هاوبەشیی و یەکسانی هەموو ئەندامانی نەتەوە خۆیان فیدا کردبیت و ئامادە بووبن بۆ پاراستنی مناڵێك لە ئەنفالگەران و کێڵگە و ماڵی جوتیارێك لە نۆکەرانی بەعس گیانیان بەخت بکەن، ئەوا ئەمڕۆ چیتر چەکدارانی دەسەڵات، ئەوانە هیچ ئامانج و پێناویان نین، بەڵکو لەسەر فەرمانی پارتەکەیان و میرایەتی بۆرجوازی هەرێم ئامادەن تەقە لە خۆپیشاندەران و کرێکارانی مانگرتوو و خەڵکی ناڕازی بکەن و وەك بەعسییە نۆکەرەکانی پێش خۆیان، چالاکڤانانی ئازادیخواز تیرۆر یا لە زیندانەکاندا بەند بکەن!

بۆ خوێندنەوەی بەشەکانی تر کلیکی ئێرە بکە

بحران ساختار سلطه در تاریخ معاصر جنبش-های افقی و آنارشیک و جایگاه اسلاوی ژیژک/ 7

 

م_ع آوریل 2009

قسمت حفتم

تاریخ دمکراسی غرب به این روشنی جلوی چشممان است مگر از دل باصطلاح بهترین سوسیال دمکراسی اروپا هیتلر بیرون نیامد!! تونی بلرها، کلینتون ها، میتراندها بعنوان جناحهای قدرتی کمتر بدتر، بحران فقر، گرسنگی، بیماری و جنگ را تشدید کرده و به ناجی بعدی حکومتی ای که در گردش چرخ فلکی صندلی قدرت، کله اش آفتابی میشود، میسپارند و برخی از مردم بخاطر ناآگاهی، بی هویتی به این دور تسلسل تسلیم و ذلت بر سرنوشت خویش تن میدهند و گاه چه باصطلاح روشنفکرانی که به صدها دلیل مشمئز کننده توجیه اش میکنند وچه بسیاری جاه طلب هم که آگاهانه از این ناآگاهی و درماندگی مردم بنفع مقاصد حقیرانه خود سود میبرند. درست یادم نیست، چند سال پیش در نشریه لموند دیپلماتیک از گفته یک وزیر فرانسوی کد آورده بود: تا زمانیکه مردم بما نیازمندند ما بر آنها حکومت خواهیم کرد. اما او موزیانه نگفت که این شبکه دیوانسالاری قدرت و تقسیم کار اتمیزه روابط سرمایه داریست که استقلال فکری و عملی مردم را فلج کرده، و باعث دردها و مصیبت-های هولناکی در مناسبات زندگی آزاد عاشقانه انسان-ها و طبیعت زیستی-شان شده است. همان چیزی که جنبش-های افقی بوم زیستی و ضد سلط و آنارشیک امروزی در جهان، اینگونه با جسارتی آگاهانه، مبتکرانه و شکوهمندانه در برابرش قد برافراشته اند و این تسلسل پوچ دمکراسی سرمایه و سنت تقدس حاکمیت را به سخره گرفته اند و به چه زیبایی و هنرمندانه در جهت رهایی طبیعت زیستی خویش نقش آفرینی میکنند. فروغ فرخزاد هم بما کم نیاموخت که هر نسلی مسئولیت آفریدن مفاهیم، واژگان و شیوه های نو خویش را دارد همان نو آفرینی هایی که امروزه در کشورهای لاتین، بخصوص آرژانتین، بلیوی، چیاپاس در جنوب مکزیک، بخش هایی از برزیل، و بعد یونان و بسیاری از جنبشهای غربی و غیره فوران کرده است. ( مقالات در این مورد بر روی سایتها فراوان است و یا نگاه کنید به تجربه جنبش چیاپاس درکتاب نوعی دیگر از مبارزه .( the other campaign زیاتر بخوێنەرەوە بحران ساختار سلطه در تاریخ معاصر جنبش-های افقی و آنارشیک و جایگاه اسلاوی ژیژک/ 7

Çawpoşînêk le êsta û tracîdyayek bo sbey/25

Hejên

Serincdandinêkî rexneyî le pertûkokey “nîgayek le êsta û xewnêk bo sbey”î merîwan wirya, aras fetah, bextyar ‘elî, rêbîn herdî/ beşî bîst u pêncem

Hewtem: syasetî derewe û syasetî nawewe

1- berew kirdnî kurdekanî derewey kurdistan be sermayey neteweyî gring

Salanêke rewendî kurd lederewey kurdistanda le rûy jmarewe le gewrebûnû le rûy çonayetîşewe le geşesendindaye. Kurdî derewey wllat buwe be sermayeyekî neteweyî frecoru hemerreng. Em sermayeye tenha pallpiştêkî abûrî nîye bo kurdistan, bellku hêzêkî zansitîû kultûrîû hunerî gewreye bo ayîndey wllatekeman. L89

Eger sernicî em dêrane bdeyn, djemroyîçîyetî nasîwnalîzm be aşkra û bêperde beser êskepeyker û xewnî takî kurdda guzer dekat. Eger kurdanî derewey wllatanêk lew kesane pêkbhataye, ke arezûmendane û bo xwêndin û pêgeyandinî twanakanyan berew henderan rewyan bkirdaye, ewa ew destewajane tarradeyek drustîyan têda debû, ya kemtir debûne cêgey rexne. Bellam wek dezanîn zorîney rewendî kurdî berhemî şerrî ‘îraq- êran (ke desellatdaranî emrro beşêk bûn lêy), berhemî kîmyabaran û enfalekan (ke dîsanewe desellatdaran layenêkî tawaneken), berhemî ablloqey abûrî (ke desellatdaranî herêm be rewayan dezanî), berhemî şerrî nawxo (ke zyatir le 24 sall le şax û 4 le şar takî kurdyan kirdbuwe sûutemenî) û bande tîrorîstekanî borcwazî kurdin. Bêcge lewey em takane rojane le şîwenî rojanî lêzewtikraw û winbûnî temenyan le awareyda, gîrodey deyan nexoşî derûnî û şêwan û girjî û namûbun û xinkan û kujran le rubar û sersinûrekanda û qurbanîbûn û gîrodebûn û tenanet etkî sêksî betaybet le jnan lelayen dellallan û destupeywendekanî desellatewe denallênin. Penaberan le dunyay nacgêrî nêwan yadawerî û xewnekanî dwênyan û destupencenerimkirdin letek rasîzm û şovênîzm [wek dû serencamî geşesendin û peresendinî nasîwnalîzm û nîştmanperwerî wllatanî penader] le emrroda wirduxaş debin. Eme samane neteweyyekey nasîwnalîzmî kurde, hezaran mrovî têkişkawî derûnî û cesteyî, ke be teman le henderanîş papendey xewne serabîyekanî nasîwnalîzmyan bkenewe. زیاتر بخوێنەرەوە Çawpoşînêk le êsta û tracîdyayek bo sbey/25

چاوپۆشینێك لە ئێستا و تراجیدیایەك بۆ سبەی/٢٥

هەژێن

سەرنجداندنێکی ڕەخنەیی له‌ پەرتووکۆکەی نیگایەك لە ئێستا و خەونێك بۆ سبەی”ی مه‌ریوان وریا، ئاراس فه‌تاح، به‌ختیار عه‌لی، ڕێبین هه‌ردی/ بەشی بیست‌وپێنجه‌‌م

حه‌وته‌م: سیاسه‌تی ده‌ره‌وه‌ و سیاسه‌تی ناوه‌وه‌

١به‌ره‌و کردنی کورده‌کانی ده‌ره‌وه‌ی کوردستان به‌ سه‌رمایه‌ی نه‌ته‌وه‌یی گرنگ

سالانێکه‌ ره‌وه‌ندی کورد له‌ده‌ره‌وه‌ی کوردستاندا له‌ رووی ژماره‌وه‌ له‌ گه‌وره‌بوون‌و له‌ رووی چۆنایه‌تیشه‌وه‌ له‌ گه‌شه‌سه‌ندندایه‌. کوردی ده‌ره‌وه‌ی وڵات بووه‌ به‌ سه‌رمایه‌یه‌کی نه‌ته‌وه‌یی فره‌جۆرو هه‌مه‌ڕه‌نگ. ئه‌م سه‌رمایه‌یه‌ ته‌نها پاڵپشتێکی ئابووری نییه‌ بۆ کوردستان، به‌ڵکو هێزێکی زانستی‌و کولتووری‌و هونه‌ری گه‌وره‌یه‌ بۆ ئایینده‌ی وڵاته‌که‌مان. ل٨٩

ئه‌گه‌ر سه‌رنجی ئه‌م دێرانه‌ بده‌ین، دژه‌مرۆییچییه‌تی ناسیونالیزم به‌ ئاشکرا و بێپه‌رده‌ به‌سه‌ر ئێسکه‌په‌یکه‌ر و خه‌ونی تاکی کورددا گوزه‌ر ده‌کات. ئه‌گه‌ر کوردانی ده‌ره‌وه‌ی وڵاتانێك له‌و که‌سانه‌ پێكبهاتایه‌، که‌ ئاره‌زوومه‌ندانه‌ و بۆ خوێندن و پێگه‌یاندنی تواناکانیان به‌ره‌و هه‌نده‌ران ڕه‌ویان بکردایه‌، ئه‌وا ئه‌و ده‌سته‌واژانه‌ تاڕاده‌یه‌ك دروستییان تێدا ده‌بوو، یا که‌متر ده‌بوونه‌ جێگه‌ی ڕه‌خنه‌. به‌ڵام وه‌ك ده‌زانین زۆرینه‌ی ڕه‌وه‌ندی کوردی به‌رهه‌می شه‌ڕی عیراقئێران (که‌ ده‌سه‌ڵاتدارانی ئه‌مڕۆ به‌شێك بوون لێی)، به‌رهه‌می کیمیاباران و ئه‌نفاله‌کان (که‌ دیسانه‌وه‌ ده‌سه‌ڵاتداران لایه‌نێکی تاوانه‌که‌ن)، به‌رهه‌می ئابڵۆقه‌ی ئابووری (که‌ ده‌سه‌ڵاتدارانی هه‌رێم به‌ ڕه‌وایان ده‌زانی)، به‌رهه‌می شه‌ڕی ناوخۆ (که‌ زیاتر له‌ 24 ساڵ له‌ شاخ و 4 له‌ شار تاکی کوردیان کردبووه‌ سوووته‌مه‌نی) و باندە تیرۆریستەکانی بۆرجوازی کوردن. بێجگه‌ له‌وه‌ی ئه‌م تاکانه‌ ڕۆژانه‌ له‌ شیوه‌نی ڕۆژانی لێزه‌وتکراو و ونبوونی ته‌مه‌نیان له‌ ئاواره‌یدا، گیرۆده‌ی ده‌یان نه‌خۆشی ده‌روونی و شێوان و گرژی و نامووبون و خنکان و کوژران له‌ ڕوبار و سه‌رسنووره‌کاندا و قوربانیبوون و گیرۆده‌بوون و ته‌نانه‌ت ئه‌تکی سێکسی به‌تایبه‌ت له‌ ژنان له‌لایه‌ن ده‌ڵاڵان و ده‌ستوپه‌یوه‌نده‌کانی ده‌سه‌ڵاته‌وه‌ ده‌ناڵێنن. په‌نابه‌ران له‌ دونیای ناجگێری نێوان یاداوه‌ری و خه‌ونه‌کانی دوێنیان و ده‌ستوپه‌نجه‌نه‌رمکردن له‌ته‌ك ڕاسیزم و شۆڤێنیزم [وه‌ك دوو سه‌ره‌نجامی گه‌شه‌سه‌ندن و په‌ره‌سه‌ندنی ناسیونالیزم و نیشتمانپه‌روه‌ری وڵاتانی په‌ناده‌ر] لە ئەمڕۆدا وردوخاش دەبن. ئه‌مه‌ سامانه‌ نه‌ته‌وه‌ییه‌که‌ی ناسیونالیزمی کوردە، هه‌زاران مرۆڤی تێکشکاوی ده‌روونی و جه‌سته‌یی، کە بە تەمان لە هەندەرانیش پاپەندەی خەونە سەرابییەکانی ناسیونالیزمیان بکەنەوە.

نووسه‌ران به‌ چاوی قوربانیانی شۆڤنیزم و ڕاسیزم له‌ په‌نابه‌رانی کورد ناڕوانن، به‌ڵکو وه‌ك سامانی ناسیونالیزمی کورد و نیشتمانپه‌روه‌ری خۆیان ده‌زانن. ئه‌وان له‌ بری داوای گێڕانه‌وه‌ی ماف بۆ هه‌ڵاتووان و قوربانیان، له‌ بری ساڕێژکردنی برینه‌کانیان، ده‌یانکه‌نه‌ سامانی نه‌ته‌وه‌یه‌ك، که‌ له‌ ڕاستیدا بێجگه‌ له‌ سه‌روه‌ری بۆرجوازی و سه‌رکوتگه‌رایانه‌،هیچیتر ناگه‌یێنێت. هه‌ر له‌م سه‌رده‌مه‌دا، ڕۆژانه‌ تاکه‌کانی ناو هه‌رێم له‌ ژێر هه‌مان نێو ده‌سه‌ڵاتی نه‌ته‌وه‌ییدا ده‌بنه‌ قوربانی مشه‌خۆری که‌مایه‌تییه‌ك، که‌ نێوی ده‌سه‌ڵاتی نه‌ته‌وه‌یی له‌سه‌ر خۆی داناوه‌.

وابزانم کەم کەس هەیە، کە لاری لەوە بێت، ئەگەر ژیان و ڕێز و ڕێوشوێنی ئازادانەی تاك لە کۆمەڵگەدا پارێزراوبێت، ئەوا کەم کەس پەیدادەبن، نشینگە و بازنە کۆمەڵایەتییەکانی دەوروبەریان وا بە ئاسانی بەجێبهێڵن و ڕێگه‌ی هات و نه‌هاتی تاراوگه‌ بگرنه‌به‌ر. هەوەها کۆچ و پەنابەری هەر لە کۆنەوە بەرهەمی نالەباریی ژیان و ستەمی کۆمەڵایەتی و نایەکسانی ئابووریی و ڕامیاریی تاك بووە لە نشینگەکەیدا، بۆیە هانای بۆ دەرەوەبردووە و پشتی لە هەموو بەستەرەکان کردووە کە، بە نشینگەکەیەوەدەیبەستنەوە. په‌نابه‌ران نەك سامانی نشینگەی وەدەرنەر نین، بەڵکو له‌ سایه‌ی سه‌روه‌ری بۆرجوازی نەتەوەستەملێکراوی ئەو نشینگەیەن.

لای نووسه‌ران ئەم بنەڕەتەی پرسەکە وەڵادەنرێت و بەزۆر دەیانەوێت بەرگێکی تری بەبەردا بکەن. وەك دەزانین زۆرینەی پەنابەر و کۆچکردووانی باشووری کوردستان لە سەردەمی ده‌سه‌ڵاتداری بۆرجوازی کورددا ڕێی هات و نەهاتی پەنابەری وڵاتانی ئەوروپییان گرتووەتەبەر. بەم پێیە یا لەدەست شەڕە گمرگ و دەسەڵاتی ناوخۆ یا لەدەست برسیەتی و بێبەشی و نادادوەری هەڵهاتوون. کەچی نووسەران بێسڵەمینەوە و شەرمکردن لە ڕاستی، دێن و پەنابەران دەکەنەوە بە سامانی نەتەوەیەك، کە پەنابەران لەدەست دەسەڵاتەکەی، کە شوناسی نەتەوەکەیانی هەڵگرتووە و وەك نوێنەری بەرژەوەندی زۆرینەی ئەو نەتەوە قسە دەکات و هاوکات لە ژێر پەردەی ئاساییش و سەروەری ئەفسانەیی ئەو نەتەوەدا پەنابەران ڕاونراون و بە فشاری جەنگیی و ئابووریی و ڕامیاریی ئەو دەسەڵاتە ناچار بە کۆچەریبوون بوون. نووسەران دێن و له‌پێناوی خزمه‌تکردنی ئایدیۆلۆجیای بۆرجوازی (ناسیونالیزم)دا ئاوڕ لەو پەنابەرانە دەدەنەوە و دەیانەوێت بڵێن، کە له‌ ده‌ره‌وه‌ی شوناسی ناسیونالیستی، تاك ناتوانێت خاوه‌نی پێناسه‌یه‌ك بێت. جارێکی تر لە وڵاتانی پەنادەردا خزمەتی سەروەری بۆرجوازی لە ژێر دێوجامەی نەتەوەییدا، دەکەنەوە مۆتەکەی ژیانی پڕ کولەمەرگییان و ناهێڵن لە دەرەوەی شوناسە دەستکردەکان لەتەك مرۆڤەکانی دیکه‌ی نشینگەی پەنادەر،هەڵگری شوناسی تاکایه‌تی خۆیان بن و لە بری پاگه‌نده‌ و نۆکه‌ریی له‌ڕێی خودایی بۆ پارته‌کان، خەریکی پێگەیاندن و گەشەدان بە تواناییەکانی خۆیان بن و سوود له‌ هه‌لێك وه‌ربگرن، که‌ بۆیان ڕه‌خساوه‌.

ساڵانێکه‌ نێوه‌ندو کۆمه‌ڵه‌ی حیزبه‌ کوردییه‌کان له‌ ده‌ره‌وه‌ی وڵات هه‌ڵگری وه‌زیفه‌ی دوکانێکی بازرگانین‌و زۆرینه‌ی ئه‌ندامه‌کانیشیان هێنده‌ی کاری ده‌ڵاڵی بۆ سیاسییه‌ بالاده‌سته‌کانی کوردستان ده‌که‌ن‌و ڕێگاخۆشده‌که‌ن بۆ سپیکردنه‌وه‌ی پاره‌و گواستنه‌وه‌ی سه‌رمایه‌ی ده‌سه‌ڵاتدارانی کوردستان بۆ ده‌ره‌وه‌، ئه‌وه‌نده‌ ئاگایان له‌ خواست‌و مه‌رامه‌کانی کۆچبه‌رانی کورد نییه‌. ل٩٠٩١

نووسه‌ران نه‌ك لا له‌ ڕووی ڕاسته‌قینه‌ی ڕه‌وه‌ندی په‌نابه‌رانی کورد ناکه‌نه‌وه‌ و نایانه‌وێت وه‌ك مرۆڤ ئاوڕ له‌ به‌سه‌رهات و خه‌ونه‌کانیان بده‌نه‌وه‌، به‌ڵكو بە هه‌مان تێڕوانینی ده‌سه‌ڵات، ئه‌وه‌ به‌ په‌نابه‌ران ڕه‌وا نابینن، که‌ وه‌ك تاك خۆی بناسێت و ژیان بکات، به‌پێچه‌وانه‌وه‌ له‌ ده‌ره‌وه‌ش ده‌یانه‌وێت بیانگێڕنه‌وه‌ باوه‌شی ئه‌وانه‌ی که‌ ڕاویان ناون، که‌ له‌ باشترین باردا دوو شت به‌رهه‌می پێناسه‌کردنه‌وه‌ی تاکی په‌نابه‌ر له‌و کۆمه‌ڵگه‌یاندا وه‌ك که‌مایه‌تییه‌کی نه‌ته‌وه‌یی دابڕاو له‌ کۆمه‌ڵگه‌کان به‌رهه‌م ده‌هێنێته‌وه‌؛ گروپی شۆڤێنیستی له‌ چه‌شنی گورگه‌ بۆره‌کان، که‌ به‌رهه‌می سامانکردنی نه‌ته‌وه‌یی کۆچبه‌رانی تورکیه‌ و ڕامیاری دابڕاندنی ئه‌و تاکانه‌یە له‌ کۆمه‌ڵگه‌کان، دووه‌م به‌ سیخوڕکردن و هه‌واڵده‌رکردنی ئه‌و تاکانه‌ به‌نێوی پاراستنی به‌رژه‌وه‌ندی نه‌ته‌وه‌، که‌ خودی پارته‌کان باشتر له‌وه‌ پێیهه‌ستاون و زۆربه‌ی تاکی کورد له‌و ڕامیارییه‌ گڵاوه‌ ئاڵاندووه‌ و دراوسێ به‌سه‌ر دراوسێوه‌، هاوه‌ڵ به‌سه‌ر هاوه‌ڵه‌وه‌ بووه‌ به‌ سیخوڕی ده‌سه‌ڵات و پارته‌کان له‌و رێگه‌وه‌ له‌ ئه‌وروپاش هه‌ڕه‌شه‌ له‌ نه‌یارانی ده‌سه‌ڵاته‌که‌یان ده‌که‌ن.

په‌نابه‌رانێك که‌ له‌ده‌ست ده‌سه‌ڵاتی بۆرجوازی کورد یا هاوچینه‌ فه‌رمانڕه‌واکانی پێش ئه‌و هه‌ڵهاتوون و له‌ کۆمه‌ڵگه‌ی په‌ناده‌ردا به‌جۆرێك له‌و ده‌سه‌لاتانه‌ ڕزگارییان بووه‌، ئه‌گه‌ر سپاردنی ڕۆڵی شوانه‌یی به‌ ده‌سه‌ڵاتداران نه‌بێت، ده‌بێت هانده‌ری وه‌ها چاوه‌ڕوانییه‌ك چی بێت، که‌ هه‌ڵهاتووان چاوه‌ڕوانی به‌زه‌یی له‌ ڕاونه‌رانیان بکه‌ن و نووسه‌ران خۆیان بکه‌نه‌ ڕدێنسپی و شوانه‌ ڕامیاره‌کان بۆ به‌زه‌یی پێداهاتنه‌وه‌ به‌ هه‌ڵهاتووان، ئامۆژگارییان بکه‌ن؟

نازانم په‌یوه‌ندی داخوازی و ئامانجه‌کانی تاکی هه‌ڵهاتووی کورد له‌ ده‌ست جه‌نگ و برسیه‌تی و بێکاری و تیرۆر و زیندان، وه‌ك ئه‌ندام یا نیشته‌جێ له‌ هه‌نده‌ران به‌ به‌زه‌یی ده‌سه‌لاتی بۆرجوازی کورده‌وه‌ چییه‌؟ ئه‌گه‌ر تاکێك به‌ ته‌مای گه‌ڕانه‌وه‌ بێت، ئه‌وه‌ شتێکی تره‌ و مافی خۆیه‌تی قه‌ره‌بووی زیانه‌کانی بۆ بکرێت، به‌ڵام تاکێك که‌ به‌ پێچه‌وانه‌وه‌ ناگه‌ڕێته‌وه‌، ئه‌وا داخوازی و ئامانجه‌کانی به‌ستراون به‌ هاتنه‌دی داخوازی و ئامانجی هاوچینه‌کانی له‌ کۆمه‌ڵگه‌ی په‌ناده‌ردا و له‌ته‌ك ده‌وڵه‌ته‌ دێمۆکراته‌ ئیدئاله‌ ئه‌وروپییه‌کانی نووسه‌راندا سه‌روکارییان هه‌یه‌. به‌ڵام نووسه‌ران ئه‌مه‌ نابینن، چونکه‌ یه‌که‌م به‌ هه‌مان تێڕوانینی ناسیونالیسته‌ ده‌سته‌براکانی ئه‌وروپایان، مافی یه‌کسان به‌ په‌نابه‌ران نابینن و وه‌ك میوانێکی کاتی له‌به‌رجاویان ده‌گرن و کێشه‌کانیان به‌ وڵاتانی لێوه‌هاتووه‌وه‌ ده‌به‌ستنه‌وه‌ و له‌ کۆمه‌ڵگه‌کاندا وه‌ك ته‌نێکی نامۆ و جیاواز گۆشه‌گیریان ده‌که‌ن، دووه‌م دیسانه‌وه‌ ئه‌مه‌ به‌ سوودی ده‌سته‌بژێرییه‌که‌ی خۆیان ته‌واو ده‌بێته‌وه‌ و کۆڕی خۆیانیان پێ گه‌رم ده‌که‌ن.

تاکی هه‌ڵهاتوو له‌ بری گه‌ڕانه‌وه‌ بۆ به‌ده‌ستهێنانی شوناسێكی ده‌ستکرد و ناپێویست، پێویسته‌ له‌ نشینگه‌ی نوێ و له‌ناو کۆمه‌ڵی په‌نابه‌ردا بۆ به‌ده‌ستهێنانی مافه‌کانی بگه‌رێت و له‌ناو ڕیزی هاوده‌ردانی خۆی له‌ کۆمه‌ڵی په‌ناده‌ردا خۆی وه‌ك ئه‌ندامی ئه‌کتیڤ ڕێك بخات، نه‌ك پاسیڤ و گۆشه‌گیر له‌ ته‌نگبیری ناسیونالیستیدا خۆی به‌نگ بکات و له‌ به‌رامبه‌ردا ڕاسیزم وه‌ك ده‌سته‌برای ناسیونالیزمه‌که‌ی له‌ خۆی هان بدات و له‌بری ململانێ و جه‌نگی ده‌سه‌ڵات، بکه‌وێته‌ جه‌نگی هاوچینه‌کانی خۆی!

هه‌روه‌کو چۆن یه‌کێک له‌ خه‌سڵه‌ته‌کانی سیسته‌می سیاسی کوردستان دانانی که‌سانی حیزبی‌و ناپسپۆرو نه‌شاره‌زایه‌ له‌ شوێنه‌ ناسک‌و گرنگه‌کانی بڕیاری سیاسیدا، ئاواش هه‌مان دۆخ له‌ناو کورده‌ کۆچبه‌ره‌کانی ده‌ره‌وه‌ی کوردستاندا دروستکراوه‌، فه‌رامۆشکردنی که‌سانی پسپۆڕو ئه‌کادیمی ناحیزبی له‌ده‌ره‌وه‌وه‌ی وڵات، درێژبوونه‌وه‌ی ئه‌و سیاسه‌ته‌یه‌ که‌ حیزبه‌ کوردییه‌کان له‌ناوه‌وه‌ی وڵات به‌رهه‌مهێناوه‌. ل٩١

ئه‌گه‌ر سه‌رنجی پشته‌وه‌ی ئه‌و ڕستانه‌ بده‌ین، ده‌بینین، دیسانه‌وه‌ شیوه‌نی هه‌ریسه‌که‌یه‌ و ده‌سته‌بژێرێك که‌ پێیوایه‌ ته‌نیا ئه‌و شایسته‌ی کارمه‌ندی و به‌ڕێوه‌به‌ری کۆنسوڵییه‌کانی ده‌سه‌ڵاته‌ له‌ ئه‌وروپا، خۆی به‌ به‌شخوراو ده‌زانێت، ئه‌گینا بڕواناکه‌م مه‌به‌ستیان له‌و په‌نابه‌ره‌ به‌دبه‌ختانه‌ بێت، که‌ ڕۆژانه‌ ٦ ١٢ کاتژێر به‌ که‌مترین کرێ و مافه‌وه‌ کار ده‌که‌ن. نووسه‌ران هه‌روه‌ك چۆن له‌ ناوه‌وه‌ شیوه‌نی هه‌ریسه‌ی به‌شداری ده‌سه‌ڵات ده‌که‌ن، هه‌روا له‌ ده‌ره‌وه‌ش شیوه‌نی به‌ده‌ستهێنانی پۆسته‌کانی نێو کۆنسوڵێیه‌کان ده‌که‌ن. ئەوان کە خەونە بەرتەریخوازانەکانیان وەك دەستەبژێری ڕۆشنبیری کورد لە کۆمەڵگە پەنادەرەکاندا مسۆگەر ناکرێن، دەخوازن بە بەهرەمەندبوون لە ژیانی ئەوروپا، لە ده‌سه‌ڵاتی نەتەوەییاندا پلەپایەی باڵا بەدەست بهێنن و بەو جۆرە خۆیان لە خوار ده‌سه‌ڵاتدارە نەخوێندەوار و سەرتیپە ناڕۆشنبیرەکاننەبینن و موچەکانیان لەوانەوە وەرنەگرن.

بێبه‌شکردنی ئه‌م چه‌ند سه‌دهه‌زار ده‌نگه‌ له‌ هه‌ڵبژاردن‌و له‌ بڕیاری سیاسی له‌وڵاته‌که‌یاندا، مانای له‌ده‌ستدانی گه‌نجینه‌یه‌کی گه‌وره‌ی نه‌ته‌وه‌یی گه‌لی کوردو کزکردن‌و لاوازکردن‌و له‌ناوبردنی هه‌ستی په‌یوه‌ندارێتی‌و به‌رپرسیارێتی ئه‌م گروپه‌یه‌ بۆ نیشتمان‌و مه‌سه‌له‌ چاره‌نووسسازه‌کانی. ل٩٢

لە سایە سەروەریدا نیشتمان، بێجگه‌ له‌ گۆڕی خه‌ونه‌کانمان هیچیتر نییه‌. نووسه‌ران داوای مافێك (مافی دەنگدان) بۆ پەنابەران دەکەن، کە زۆرێك له‌ پەنابەران لە وڵاتانی پەنادەردا هەیانە و نەك تەنیا ئەوان وەك پەنابەر و مرۆڤی پلەدوو، بەڵکو سەد ساڵ دەبێت کە خودی هاوچینەکانیشیان لە وڵاتانی پەنادەردا نەیانتوانیوە هیچی پێ بگۆڕن. ئەوەی ئەوان بۆ په‌نابه‌رانی داخوازی ده‌که‌ن، ماف نییه‌، به‌ڵکو سوودبردنه‌ له‌ ده‌نگیان بۆ لیستێکی دیاریکراو، که‌ ده‌یویست سه‌رمایه‌گوزاری ڕامیاریی له‌سه‌ر دەنگی په‌نابه‌ران بکات. وه‌ك پێشینان وتویانه‌، ئه‌گه‌ر ده‌نگدان شتێکی بگۆڕیایه‌، ئه‌وا هه‌م نووسه‌ران که‌ فرمێسك بۆ په‌نابه‌ران ده‌ڕێژن، ئه‌و مافه‌یان به‌ نه‌خوێنده‌واران خۆیان واته‌نی مێگه‌لڕه‌وا نه‌ده‌بینی و هه‌م ده‌سه‌ڵات قه‌ده‌خه‌ی ده‌کرد!

داواکردنی وەها مافێك بۆ پەنابەران، گاڵتەکردنە بە هۆشمەندی پەنابەران، مەگەر دەنگدان و دەنگدەران چ لە ئەوروپا و ئەمەریکا چ لە وڵاتانی وەك هەرێمی کوردستان توانیوەیانە هیچ بگۆڕن، تاکو چەند هەزار پەنابەرێکی بەدبەخت و هەڵاتوو لەو دوورەوە بتوانن بە کارتێکی پڕ سووکایەتی بە ویست و خەونی مرۆڤەکان، بتوانن چەتەگەرەی و سەرکوتگەری و مشەخۆری بۆرجوازی کوردی بگۆرن؟

بۆ خوێندنەوەی بەشەکانی تر کلیکی ئێرە بکە