آیا نظم پارلمانی سوئیس بهتر است؟
آیا نظم پارلمانی سوئیس بهتر است؟
نوشته ای از میخائیل باکونین در خرس برن و خرس سن پترسبورگ – سال ١٨٧٠ میلادی – شهر نوشاتل سوئیس
جامعه ی مدرن به این واقعیت متقاعد شده است که هر قدرت سیاسی با هر ریشه و منشائی به سوی خودکامگی می گراید. به همین دلیل در هر کشوری که قدرت سیاسی حتا اندکی آزاد شده است، جامعه حاکمانی را که با انقلاب یا انتخابات به قدرت رسیده اند زیر کنترل شدیدی قرار می دهد. چنین جامعه ای تحکیم آزادی اش را در سازماندهی واقعی و جدی افکار و اراده های مردمی گذاشته است که روی مردانی اعمال می گردد که دارای قدرت عمومی هستند. در تمام کشورهایی که دارای یک دولت منتخب و معرف مردم هستند که سوئیس هم از جمله ی آن هاست، آزادی نمی تواند واقعی باشد مگر زمانی که این کنترل واقعی ست. برعکس اگر کنترل خیالی باشد، آزادی توده ای نیز لزوماً خیال خامی بیش نیست.
بسیار ساده است تا نشان داد که در هیچ کجای اروپا کنترل توده ای واقعی نیست. ما در این جا فقط نمونه ی سوئیس را در نظر می گیریم. چرا که اولاً به آن از همه نزدیک تر هستیم و دوماً به این دلیل که سوئیس امروز در اروپا تنها جمهوری دمکراتیک است. سوئیس کشوری ست که آرمان اقتدار توده ای را چنان عملی کرده است که نه فقط می تواند برای خودش مناسب باشد، بلکه می تواند الگوی بقیه کشورها نیز بگردد.
پیشرفته ترین ایالت های (یا کانتون های) سوئیس در سال های ١٨٣٠ آزادی را با حق رأی همگانی ضمانت نمودند. این جنبشی کاملاً مشروع بود. تا آن جایی که یک طبقه ی شهروندان ممتاز شوراهای قانون گذاری ما را منصوب می کردند، تا آن جایی که تفاوت هایی در حق رأی موجود بود، تا آن جایی که بین شهر و روستا اختلاف گذاشته می شد، تا آن جایی که بین اشراف و مردم فرق بود، قوه ی اجرائیه که شوراها انتخاب می کردند و قوانینی که می نوشتند نمی توانست وظیفه ای داشته باشد مگرتنظیم تسلط اشرافیت بر ملت. بنابراین می بایستی برای آزادی توده ها این رژیم را سرنگون می کرد و به جایش اقتدار توده ای را مستقر می نمود.
همین که حق رأی همگانی مستقر شد، تصور گردید که آزادی مردم تأمین گشته است. اما این توهمی بیش نبود. آگاهی به این توهم موجب شد که حزب رادیکال در یک ایالت سقوط کند و در چندین ایالت دیگر تضعیف گردد. رادیکال ها نخواستند آن چنان که مطبوعات به اصطلاح لیبرال می نویسند مردم را فریب بدهند، آنان خود اشتباه کردند. رادیکال ها هنگامی که به مردم قول دادند که رأی حق همگانی آزادی می آورد واقعاً به آن معتقد بودند. این نظر به رادیکال ها چنان قدرتی را داد که بتوانند توده ها را برآشوبند و دولت های اشرافی را براندازند. اکنون رادیکال ها با این تجربه و با اعمال قدرت دیگر به خود و اصول خویش نیز ایمان ندارند و به این جهت عمیقاً فاسد و ازکارافتاده شده اند.
رادیکال ها موضوع را بسیار ساده و طبیعی می انگاشتند و می گفتند همین که قوه ی مقننه و قوه ی اجرائیه مستقیماً با انتخابات همگانی شکل بگیرند، دیگر جایی نخواهد بود که آن ها را خارج از اراده ی مردم تصور نمود و این اراده است که آزادی و پیشرفت را به ارمغان خواهد آورد.
تمام دروغ نظم نمایندگی بر این پندار استوار است که یک قدرت اجرائی و یک مجلس قانون گذاری که با آرای مردم شکل می گیرد قطعاً می تواند اراده ی واقعی همان مردم را نمایندگی نماید. مردم در سوئیس و هر جای دیگری غریزاً و لزوماً خواهان دو چیز هستند: بیش ترین امکانات رفاهی زندگی و بزرگ ترین آزادی زیستن و تحرک و اقدام. مردم در واقع می خواهند که در رفاه اقتصادی زندگی کنند بی آن که هر گونه قدرتی و سازماندهی سیاسی بالای سر آنان باشد. وجود یک قدرت سیاسی در هر صورت به نفی آزادی مردم می انجامد.
غریزه ی آنانی که حکومت می کنند و همچنین آنانی که قانونگذاری می نمایند و آنانی که اعمال قدرت اجرائی می کنند کاملاً به مخالفت با غریزه ی مردم می انجامد. احساسات و مقاصد حاکمان می تواند هر چه می خواهد، باشد، اما موقعیت برتر آنان منجر به این می شود که خود را نگهبان و قیم مردم در نظر می گیرند. بین قیم و شاگرد هیچگاه برابری وجود نخواهد داشت.
حس برتری لزوماً برآمده از موقعیت فرادست قیم نسبت به فرودستی شاگرد چنان است که هر کسی را که قدرت اجرائی و قدرت قانونگذاری را اعمال می کند به فردی بالاتر از شاگرد تبدیل می نماید. هر آن کس که از قدرت سیاسی سخن می گوید الزاماً پایبند به سلطه گری ست که بر بزرگ ترین بخش جامعه اعمال می گردد. آنانی که تحت سلطه قرار دارند طبیعتاً از سلطه گران متنفرند و اینان نیز برای حفظ سلطه ی خود بر محکومان دست به ستم و سرکوب می زنند. تاریخ قدرت سیاسی از زمانی که در جهان پدید آمده است همین بوده است و بس. همین تاریخ است که نشان می دهد چرا و چگونه انسان هایی که دمکرات ترین ها و انقلابی ترین ها و سرخ ترین ها بودند همین که بر توده های مردم حاکم می شوند به محافظه کاران افراطی تبدیل می گردند تا بتوانند به حکومت خود ادامه دهند. گرایش بر این است که خیانت را توجیه نمود، اما این اشتباه است. علت اصلی این توجیه همانا تغییر چشم انداز و موقعیت هاست. هرگز فراموش نکنیم که مواضع و نیازهایی که خیانت به هدف را توجیه می کنند از نفرت و اراده ی بد افراد، قوی تر هستند.
من چنان به این موضوع واقف هستم که می توانم بگویم که اگر فردا یک دولت و یک شورای قانونگذاری یا پارلمان شکل بگیرد که فقط و فقط دارای اعضای کارگر باشد که آنان هم فقط و فقط دمکرات ترین سوسیالیست ها باشند به زودی تبدیل به اشراف قاطعی می شوند که به اصل اتوریته متوسل و سپس خود به سرکوبگر و استثمارگر تبدیل می گردند. لذا نتیجه گیری من چنین است: باید کاملاً در نظر و در عمل هر قدرت سیاسی را از میان برداشت، چرا که تا زمانی که قدرت سیاسی وجود داشته باشد ستمگر و ستم کشیده، ارباب و برده و استثمارگر و استثمارشونده هم وجود خواهند داشت. زمانی که قدرت سیاسی برچیده می شود باید آن را با سازماندهی نیروهای تولیدی و خدمات اقتصادی جایگزین نمود.
به سوئیس بازگردیم. در این جا مانند همه جا، طبقه ی حاکمان کاملاً از مردمی که بر آنان حکومت می کنند جدا و متفاوت است. در سوئیس مانند هر نقطه ی دیگری، هر چه قدر که نهادهای سیاسی تساوی گرا باشند، باز این بورژوازی ست که حکومت می کند و این مردم زحمتکش و دهقانان هستند که باید از قوانین آن اطاعت نمایند. مردم نه وقت دارند اعمال حاکمیت نمایند و نه برای این کار آموزش دیده اند. بورژوازی که هر دوی این ها را دارد نه فقط حق اعمال حاکمیت دارد بلکه در عمل امتیاز انحصاری آن را گرفته است. بنابراین برابری سیاسی در سوئیس و در دیگر نقاط نه فقط یک وهم کودکانه که یک دروغ است.
بورژوازی که با توجه به شرایط حیات اقتصادی و اجتماعی اش از مردم جداست چگونه می تواند در دولت و قوانین به تمایلات، نظرات و اراده ی مردم توجه نماید؟ هیچگونه، چنین امری ممکن نیست. تجربه ی روزمره به ما ثابت نموده است که بورژوازی در قانونگذاری و در دولت از منافع خود دفاع می کند و برای منافع مردم اقدامی انجام نمی دهد. این واقعیتی ست که قانونگذاران ما و اعضای دولت های ایالت ها را مردم مستقیم و غیرمستقیم انتخاب می کنند. این واقعیتی ست که در روز انتخابات حتا مغرورترین بورژواها مجبورند به صف شوند و در برابر مردم تعظیم کنند. بورژواها در روز انتخابات در برابر مردم کلاه از سر خود برمی دارند و چنین وانمود می کنند که اراده مردم اراده ی آنان است. اما همین که انتخابات انجام می گردد هر کدام سر کار خود برمی گردند: مردم برای یک لقمه نان جان می کنند و بورژواها هم برای حکومت دست به هر ترفند سیاسی می زنند. دیگر کسی به ملاقات دیگری نمی آید و حتا او را به جا نمی آورد. چگونه مردمی که از فشار کار له می شوند می توانند اعمال نمایندگان سیاسی خود را کنترل کنند در حالی که حتا از بسیاری از مسائلی که باید خبر پیدا کنند، مطلع هم نمی شوند؟ آیا در چنین شرایطی کنترل انتخاب کنندگان روی انتخاب شدگان خواب وخیالی بیش نیست؟ کنترل مردمی در نظم نمایندگی یگانه ضمانت آزادی آنان شمرده می شود، اگر این کنترل عملاً وجود ندارد، این آزادی هم واقعاً موجود نیست.
برای رفع چنین کمبود بزرگی بود که دمکرات رادیکال های ایالت زوریخ یک سیستم جدید سیاسی به نام “همه پرسی” یا قانونگذاری مستقیم مردمی را ابداع نمودند. اما این سیستم هم خود مُسکنی بیش نیست که توهم و دروغ جدیدی را به وجود می آورد. برای این که مردم بتوانند با آگاهی کامل و با آزادی تمام به قوانینی رأی دهند که برایشان نوشته شده است باید وقت و آموزش لازم برای مطالعه ی آن ها را داشته باشند و در مورد آن ها بحث کنند و حتا آن ها را بهبود بخشند و باید بتوانند در یک پارلمان بزرگ که در زمین های عظیم برپا می شود گردهم آیند. این هم که کم تر ممکن است. این ها همه در حالی صورت می گیرند که اتفاقاً همان قوانینی که به همه پرسی گذاشته می شوند در رابطه با سرنوشت مردم هستند. بیش تر اوقات قوانینی که به همه پرسی گذاشته می شوند دارای چنان مفادی هستند که باید برای درک آن ها با انتزاعات سیاسی و حقوقی آشنایی کامل داشت، اما از آن جایی که مردم نقشی در ایجاد این انتزاعات نداشته اند بدون این که فهمی از قوانین پیشنهادی پیدا کنند با توجه به نظرات سخنرانان محبوب خود به آن ها کورکورانه رأی می دهند. اگر هر کدام از این قوانین را جداگانه بررسی کنیم، متوجه می شویم که دارای اهمیت آن چنانی نیستند که بتوانند نظر مردم را جلب نمایند اما مجموعه ی آن ها هستند که تمام قیدهای لازم را برای به بند کشیدنشان به وجود می آورند. به همین دلیل است که این قوانین بررغم این که با همه پرسی تصویب نهایی می شوند، مردم را به خدمتگذار بورژوازی تبدیل می کنند.
ما می بینیم که نظم نمایندگی که با سیستم همه پرسی تصحیح شده است همچنان از کنترل مردم خارج است و از آن جایی که آزادی واقعی برای مردم بدون این کنترل نمی تواند وجود داشته باشد پس ما می توانیم نتیجه بگیریم که آزادی مردم و دولت مردمی در این نظم دروغی بیش نیست.
واقعیات روزمره در ایالت های سوئیس به ما این واقعیت را نشان می دهد. در کدام ایالت سوئیس مردم می توانند با اقدام واقعی و مستقیم روی قوانینی که شورای بزرگ می نویسد تأثیر بگذارند یا اقداماتی را که شورای کوچک تصمیم می گیرد، کنترل نمایند؟ آیا این واقعیت ندارد که منتخبان به مردمی که آنان را برگزیده اند مانند یک فرد نابالغ می نگرند که باید از فرمان های آنان اطاعت نمایند بدون این که حتا علت و دلیلش را بدانند؟
اکثر امور و قوانین مهم که مستقیماً با رفاه مردم و منافع مادی شهرها ارتباط دارند از بالای سر مردم رتق و فتق و تصویب می شوند. حاکمان برای حفظ منافع خود مردم را به خطر می اندازند، به بند می کشند و بی چیز می کنند. مردم هم نه عادت و نه زمان لازم را برای به دست گرفتن امور دارند و آن ها را به منتخبان خود واگذار می کنند. منتخبان طبعاً از منافع طبقاتی خود دفاع می نمایند و برای این امر هنر قانون نویسی مردم پسند را پیدا کرده اند. نظم نمایندگی دمکراتیک نظمی است که بر دروغ و تزویر دائمی استوار است. این نظم نیازمند ناآگاهی مردم است چرا که بدون آن نمی تواند موفق شود.
هر چه قدر هم که مردم ایالت های مختلف ما در سوئیس بی تفاوت و صبور باشند، دارای نظراتی هستند و می دانند که آزادی، استقلال وعدالت چیست و یک دولت ایالتی هم خوب فراگرفته است که تا چه محدوده ای به این نظرات تعرض نکند. زمانی که احساسات مردم برانگیخته می شود و می بینند که به “مقدس ترین مقدس ها” تعرض و وجدان سیاسی ملت سوئیس به سخره گرفته می شود، آن گاه همین مردم رخوت زده به پامی خیزند، قیام می کنند و وقتی که قیام می کنند، دولت و قانون اساسی و شورای بزرگ و کوچک را جاروب می کند. تمام جنبش ترقی خواه سوئیس تا سال ١۸۴۸ با یک رشته انقلاب ایالت ها شکل گرفت. این انقلاب ها و تمام احتمالاتی که برای شورش های مردمی وجود دارند و ترس سودمندی که ایجاد می کنند تنها شکل کنترل واقعی ست که هنوز در سوئیس وجود دارد. انقلاب و شورش است که می تواند جلوی جاه طلبی حاکمان ما را بگیرد.
ترجمە از : ن. تیف
اطلاعیه آنارشیست های ونزوئلا در باره ی مرگ هوگو چاوز
اطلاعیه آنارشیست های ونزوئلا در باره ی مرگ هوگو چاوز
نه سوگواری، نه بزرگداشت! هنگامه ی پیکارهای خودگردان فرارسیده است!
زمانی که یک بیماری بسیار عمیق و درمان های پزشکی گسترده با تصمیمات سیاسی و یک بیمار شیفته ی قدرت گره می خورند، انتظاری بیش از آن چه پیش آمد، نمی شد داشت: یک رهبر سیاسی – نظامی می میرد و یک تغییر مهم در صحنه ی سیاسی ونزوئلا آغاز می گردد.
در یک لحظه، آن چه بزرگ ترین نیروی یک رژیم بود به عظیم ترین ناتوانی اش تبدیل می گردد: چاوز همه چیز بود و همین که ناپدید می گردد چاره ای نمی ماند مگر سوگند خوردن برای وفاداری مطلق به یاد او با اطاعت از پیشنهادهایش برای کسی که باید جایگزین شود. اما این مهم شکنندگی یک دولت را برجسته می کند، دولتی که می خواست گرایش “سوسیالیستی و مردمی” خود را با بزرگنمایی عجیب و غریب یک شخصیت، تقویت نماید. اکنون همان دولت وادار شده است که به شکلی مسخره ارواح برزخی را به نیایش بنشیند. چاوز خود معمار چنین پایانی بود. تمرکز بیش از حد قدرت حتا بیماری او را در هاله ای از ابهام پیچاند. از آن جایی که رهروان چاوز دارای اندیشه منسجمی نیستند حالا نمی دانند چگونه باید میراث “فرمانده” را تقسیم نمایند. البته فن سالاران بلندپایه (rojo – rojitos) و گروه های نظامی از هم اکنون گفت و گو را آغاز کرده اند تا بتوانند از مجازات فسادی که در آن غوطه ورند جان سالم به در برند.
مخالفان دست راستی و سوسیال – دمکرات نیز در وضعیت خوبی نیستند. چرا که آنان نیز انتخابات ریاست جمهوری ۷ اکتبر و انتخابات منطقه ای ١۶ دسامبر را باختند. علت این بود که آنان بیش از حد در توهمات غلوآمیزخود دست و پا می زدند و “پایان چاوزیسم ثروتمندان” را موعظه می کردند. آنان این انتخابات را باختند چرا که مانند چاوز کاسبکارانه به رأی دهندگان قول می دادند که بهتر از او خواهند بود. اکنون همین مخالفان گمان می کنند که مرگ چاوز معجزه خواهد کرد و آنان را که به علت اشتباهات، بی کفایتی و نادانی خود این همه سال از قدرت سیاسی دور ماندند دوباره بر تخت خواهد نشاند. این مخالفان می خواهند دوباره با عطشی بزرگ قدرت را مانند “بورژوازی بولیواری” چاوزیست به دست بگیرند.
در حالی که مخالفان گردآمده در “قطب بزرگ میهنی” و در “میز وحدت دمکراتیک” دارند محاسبات فرصت طلبانه و سخیف خود را برای رسیدن دوباره به قدرت می کنند، ما هم در مقابل وضعیت سختی هستیم که این کشور در آن است: تورم، بیکاری، کار ناامن، پول بی ارزش، عدم امنیت شخصی، بحران در خدمات برق و آب، آموزش و بهداشت، کمبود مسکن، کارهای عمرانی عقب مانده یا بد انجام شده، فریبکاری در پرداختن به نیازهای بی بضاعت ترین ها و غیره.
مسائل دو گروه مخالف نامبرده که اکنون فقط برای “صندلی ریاست جمهوری” خیز دوباره برداشته اند به هیچ وجه مسائل برشمرده در بالا نیستند، آنان این تخت و پول نفت را می خواهند. پاسخی که ما می توانیم جمعی به این دو گروه بدهیم این است که دیگر گول قول هایشان را که هرگز عملی نخواهند کرد، نخوریم، چرا که آنان بدون شرکت ما در انتخابات هیچ خواهند بود. اکنون زمان آن فرارسیده است که فرای الیگارشی های سیاسی فاسد برویم و از پایین یک دمکراسی واقعی با برابری، عدالت اجتماعی و آزادی را پی ریزی کنیم. ما باید بر خشم خود علیه وضعیتی که در آن هستیم بیافزاییم و این خشم را تبدیل به مبارزات اجتماعی خودگردان، گسترده و خودمدیریت شده تبدیل کنیم. ما باید به سیاستمداران شیفته ی قدرت بگوییم که نیازی به آنان نداریم، ما در پایین بهتر از ” سفید دستان” و “کلاه قرمزها” می توانیم متحدانه امور خود را به دست بگیریم.
چهارشنبه ۶ مارس ۲٠١۳
EL LIBERTARIO جمع ناشران
pelibertario@nodo50.org
http://www.nodo50.org/ellibertario/
http://periodicoellibertario.blogspot.com/
Hawpiştî le kurdistan[bakûr]ewe bo raperrîn le teqsîm (Taksim)
Hawpiştî le kurdistan[bakûr]ewe bo raperrîn le teqsîm (Taksim)
Wellamî hawrrêyanî (Amed Gever-Dersim Hattı) be çend pirsyarêk lemerr xopîşandanekanî turkye û hellwêstigîrîy kurdan le bakûr lew barewe
Wergêrran û amadekirdnî hejên
5î cunî 2013
Wek hawpiştî letek narrezayetîye sertaserîyekan djî desellatî (AKP) ke le baxçey gezî (Gezi Park)î îstanbul teqînewe, le rojanî raburdûda le kurdistanîş [bakûr] hejmarêkî zor çalakî berpakran, lewane:
Amed (dyarbekir)
Le şarî amed (dyarbekir) rojî 3î cunî 2013 lelayen jmareyekî zor xopîşanderewe druşmîgelî ” (AKP) destibkêşewe, destikêşanewey (AKP)!” bergiwê dekewtin. Xopîşandanekan lelayen jmareyek part û rêkixrawey cemawerîyewe le şarda berpakran. Nwênerî skirtêrî (ESP) raygeyand ” ke (teqsîm) gorrawe be (meydanî tehrîr)”. Le drêjey wtardanekanda berdewam pêdagrîy leser ewe dekrayewe, ke xopîşandanekan çîtir tenya leser parastînî drextekanî baxçey gezî nîn, bellku raperrînêkî cemawerîyn djî desellatî (AKP).
Dersîm
Herweha le şarî (dersîm) rojî 3î cunî 2013 sedan kes wek hawpiştî letek raperrînî baxçey gezî, berew binkey serekî polîsî ew şare rêpêwanyankird. Xopîşanderan lelayen polîsewe be awpirjên û narincokî gazîy, pelamardran û zû pertikra.
Mardîn
Le şarî (mardîn) sendîkakan û rêkixrawe svîlîyekan (NGO)î şar, wek hawpiştî letek raperrîn le teqsîm-gezî park, xopîşandanêkyan rêkxist. Herwa le zankoy sêrt (Sêrt/Siirt) xopîşandanêkî hawpiştîkirdin rêkixra.
Czîre
Le şarî czîre (Cizîr) lawan wek hawpiştî letek raperrînî gezî, şeqamî serekî şaryan daxsit û çalakyan encamda û sengerbendîyankird. Bew core letek hêzekanî polîsda tûşî beyekdadan bûn û serencam utomebêlêkî polîs (mudere’e) sûtênra.
Hellsengandinî seretayî şalyarîy nêwxo
Le yekemîn rageyandinda şalyarî nêwxoy turkye danî beweda na, ke le xopîşandanekanda 1730 kes destigîrkrawn. Begşitî le 67 şarda 235 çalakî encamdrawn û nzîkey 20 milyon lîre (nzîkey 8 milyon yoro) zyankewtuwe û dû kujraw hen.
Kujrawekan
Bepêy zanyarîyekanî ta êstake, le xopîşandanekanî sertaserî wllatda, dû kes kujrawn. Yekem kujraw le gerrekî ‘umranye (Ümraniye)î îstanbul buwe. Lewê katêk ke xopîşanderan rêgey xêra (Motorway) yan daxistbû, otomebêlêkî gumanlêkraw bexêrayî têdeperrêt û mehmet ayvalhtaş (Mehmet Ayvalıtaş) bejêrewe dekat û debête hoy mirdnî destbecêy.
Kujrawî duwem, le şarî hatay (Hatay) buwe. Lewê ebdulllla coymert (Abdullah Cömert)î 22 salle bepêy gewahî bîneran be gulley polîs kujrawe. Deruberî sat 23.55 xulekî şew, polîs le otomebêlêkî (mudere’e)ewe, teqe le xopîşanderan dekat. Ebdulllla coymert serî be sextî brîndar debêt û paşan le xestexane gyanî ledestdedat. Qsekerî mîrî le yekemîn rageyanda ewe retdekatewe, ke ebdulllla coymert be gulley polîs kujrabêt û raydegeyênêt, ke rûdaweke lêkollînewey leser dekrêt.
ھاوپشتی لە كوردستان[باكوور]ەوە بۆ ڕاپەڕین لە تەقسیم (Taksim)
ھاوپشتی لە كوردستان[باكوور]ەوە بۆ ڕاپەڕین لە تەقسیم (Taksim)
وەڵامی ھاوڕێیانی (Amed Gever-Dersim Hattı) بە چەند پرسیارێك لەمەڕ خۆپیشاندانەكانی توركیە و ھەڵوێستگیریی كوردان لە باكوور لەو بارەوە
وەرگێڕان و ئامادەكردنی ھەژێن
٥ی جونی ٢٠١٣
وەك ھاوپشتی لەتەك ناڕەزایەتییە سەرتاسەرییەكان دژی دەسەڵاتی (AKP) كە لە باخچەی گەزی (Gezi Park)ی ئیستانبول تەقینەوە، لە ڕۆژانی ڕابوردوودا لە كوردستانیش [باكوور] ھەژمارێكی زۆر چالاكی بەرپاكران، لەوانە:
ئامەد (دیاربەكر)
لە شاری ئامەد (دیاربەكر) ڕۆژی ٣ی جونی ٢٠١٣ لەلایەن ژمارەیەكی زۆر خۆپیشاندەرەوە دروشمیگەلی ” (AKP) دەستبكێشەوە، دەستكێشانەوەی (AKP)!” بەرگوێ دەكەوتن. خۆپیشاندانەكان لەلایەن ژمارەیەك پارت و ڕێكخراوەی جەماوەرییەوە لە شاردا بەرپاكران. نوێنەری سكرتێری (ESP) ڕایگەیاند ” كە (تەقسیم) گۆڕاوە بە (مەیدانی تەحریر)”. لە درێژەی وتاردانەكاندا بەردەوام پێداگریی لەسەر ئەوە دەكرایەوە، كە خۆپیشاندانەكان چیتر تەنیا لەسەر پاراستینی درەختەكانی باخچەی گەزی نین، بەڵكو ڕاپەڕینێكی جەماوەریین دژی دەسەڵاتی (AKP).
دەرسیم
ھەروەھا لە شاری (دەرسیم) ڕۆژی ٣ی جونی ٢٠١٣ سەدان كەس وەك ھاوپشتی لەتەك ڕاپەڕینی باخچەی گەزی، بەرەو بنكەی سەرەكی پۆلیسی ئەو شارە ڕێپێوانیانكرد. خۆپیشاندەران لەلایەن پۆلیسەوە بە ئاوپرژێن و نارنجۆكی گازیی، پەلاماردران و زوو پەرتكرا.
ماردین
لە شاری (ماردین) سەندیكاكان و ڕێكخراوە سڤیلییەكان (NGO)ی شار، وەك ھاوپشتی لەتەك ڕاپەڕین لە تەقسیم-گەزی پارك، خۆپیشاندانێكیان ڕێكخست. ھەروا لە زانكۆی سێرت (Sêrt/Siirt) خۆپیشاندانێكی ھاوپشتیكردن ڕێكخرا.
جزیرە
لە شاری جزیرە (Cizîr) لاوان وەك ھاوپشتی لەتەك ڕاپەڕینی گەزی، شەقامی سەرەكی شاریان داخست و چالاكیان ئەنجامدا و سەنگەربەندییانكرد. بەو جۆرە لەتەك ھێزەكانی پۆلیسدا تووشی بەیەكدادان بوون و سەرەنجام ئوتۆمەبێلێكی پۆلیس (مودەرەعە) سووتێنرا.
ھەڵسەنگاندنی سەرەتایی شالیاریی نێوخۆ
لە یەكەمین ڕاگەیاندندا شالیاری نێوخۆی توركیە دانی بەوەدا نا، كە لە خۆپیشاندانەكاندا ١٧٣٠ كەس دەستگیركراون. بەگشتی لە ٦٧ شاردا ٢٣٥ چالاكی ئەنجامدراون و نزیكەی ٢٠ ملیۆن لیرە (نزیكەی ٨ ملیۆن یۆرۆ) زیانكەوتووە و دوو كوژراو ھەن.
كوژراوەكان
بەپێی زانیارییەكانی تا ئێستاكە، لە خۆپیشاندانەكانی سەرتاسەری وڵاتدا، دوو كەس كوژراون. یەكەم كوژراو لە گەڕەكی عومرانیە (Ümraniye)ی ئیستانبول بووە. لەوێ كاتێك كە خۆپیشاندەران ڕێگەی خێرا (Motorway) یان داخستبوو، ئۆتۆمەبێلێكی گومانلێكراو بەخێرایی تێدەپەڕێت و مەھمەت ئایڤالحتاش (Mehmet Ayvalıtaş) بەژێرەوە دەكات و دەبێتە ھۆی مردنی دەستبەجێی.
كوژراوی دووەم، لە شاری ھاتای (Hatay) بووە. لەوێ ئەبدوڵڵا جۆیمەرت (Abdullah Cömert)ی ٢٢ ساڵە بەپێی گەواھی بینەران بە گولـلەی پۆلیس كوژراوە. دەروبەری سات ٢٣.٥٥ خولەكی شەو، پۆلیس لە ئۆتۆمەبێلێكی (مودەرەعە)ەوە، تەقە لە خۆپیشاندەران دەكات. ئەبدوڵڵا جۆیمەرت سەری بە سەختی بریندار دەبێت و پاشان لە خەستەخانە گیانی لەدەستدەدات. قسەكەری میری لە یەكەمین ڕاگەیاندا ئەوە ڕەتدەكاتەوە، كە ئەبدوڵڵا جۆیمەرت بە گولـلەی پۆلیس كوژرابێت و ڕایدەگەیێنێت، كە ڕووداوەكە لێكۆڵینەوەی لەسەر دەكرێت.
ناڕەزاییەکانی خەڵکی لە تورکیا سنوری ئەستەنبولی بەزاندو گەیشتە گەلێیک شاری تورکی
ناڕەزاییەکانی خەڵکی لە تورکیا سنوری ئەستەنبولی بەزاندو گەیشتە گەلێیک شاری تورکی
ناڕەزاییەکانی خەڵکی لە شاری ئەستەنبول لە ڕۆژی دووشەمەوە دەستی پێیکرد لە بەرگریکردن و پاراستنی پارکی گیزی کە دەکەوێیتە سێینتەری شارەوە ، دژی دەوڵەتی تورکی کە لە هەوڵی کاولکردنی پارکەکەدان و تەختکردنی بۆ دروستکردنی شۆپینگ سێینتەرێیک. دوێینێ ، ڕۆژی هەینی بە دەیەها هەزار کەس بەشدارییان کرد لە کوردوو تورک ، لاوو پیر، چەپ و سۆشیالیست و ئەنارکست و هەتاڕاپۆرتێیک دەڵێیت بە شێیک لە پۆلیسیش چوونەتە ناو ناەزاییکەرانەوە. پۆلیس بە دەستێیکی پۆڵاین و بە هێیزێیکی زۆرەوە بە بەکارێینانی تێیڵاو ئاوی بە تەوژم و زۆر وەسیلەی سەرکوتکەرانەی تر لە سەرکوتکردنی خەڵکیدا بەرەوامن؛ بە پێی ڕاپۆرتی گاردیان یە کێیک لە ێیم پییەکانی کورد بەدەستی پۆلیس بریندار بووە لە پاڵ ١٠٠ برینداری تردا. هەر بە پێی ئەو ڕاپۆرتە ناڕەزاییەکان لە هەندێیک شاری تر یش دەستی پێیکردوە وەکو ئەنقەڕەو ئەزمیرو باردوم و زۆر شاری تر؛
ئە ئەمەیە خەباتی جەماوەریانەو کۆمەڵایەتی کە هەرە زۆرینەی خەڵکی وێیڕای هەموو جیاوازییەکیانیان کۆکردۆتەوە دژی دەوڵەت و دژی سوودو قازانجی کۆمپانیا گەورەکان کە تەها بیر لەوە دەکەنەوە نەک خۆشگوزەرانی خەڵکی هەر بۆیە پارکەکان تێیکدەدەن و و شۆپینگ سێینتەری تیادا دروست دەکەن. ئەمەیە خەباتی ڕاستەوخۆو بە قازانجی زۆربە هەر بۆیە گرنگە ئێیمەی کوردیش خەباتی حیزبییانەو پەڕلەمانتاریانەو سییاسیانە ڕەت بکەینەوە خۆمان لەگروپی لۆکاڵی ئەنتی سەروەرێتی و ئەنتی کۆمپانیاو بانقەکان و بزنسمانە گەورەکان ، ڕێیکبخەین و خەباتی ڕاستەوخۆ ئەبجام بدەین.
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=441109569318524&set=a.293176954111787.62639.100002584556445&type=1&relevant_count=1
سهرانی ئهوروپا به قسه له خهمی زیادبوونی ژمارهی بێکاراندان له ناوهندی گهنجاندا ، بهڵام بهکردهوه دهقاودهق پێچهوانهکهی دهسهلمێنن:
سهرانی ئهوروپا به قسه له خهمی زیادبوونی ژمارهی بێکاراندان له ناوهندی گهنجاندا ، بهڵام بهکردهوه دهقاودهق پێچهوانهکهی دهسهلمێنن:
سهرانی وڵاتانی ئهوروپاو سیاسییهکان پاش ئهوهی به ئاشکرا بۆیان دهرکهوت و دهیبینن بهتهواوی بڕوایان له نێوانی سهرجهمی هاووڵاتانیاندا ونکردوهو ئیدی کهس به سیاسهتی لیبراڵانهیان بڕوا ناکات ، ئێستا کهوتونهت بیرکردنهوه له لابهلاکردنهوهی کێشهی بێکاران له نێوانی گهنجانی تهمهن 16 سال بۆ بۆ 25 . له ئێستادا زیاتر له 7.5 ملیۆن گهنج لهو تهمهنهدا سهرقاڵی هیچێک له کارکردن ، خوێندن یاخوود ڕاهێنان و تهدریبکردن بۆ دهست کهوتنی کار.
ڕێژهی گهنجانی بێکار له نێوانی ئهو تهمهنهی سهرهوه له بریتانیادا له %20.7 له یۆنان له %59 له ئیسپانییا له %55 له ئیتالیا له %40.5 ، له ئهڵمانیا له %8. به تێکڕا له ئهوروپادا ئهم ڕێژهیه له %23.5 .له نێوانی تهمهنی 25 ساڵ بۆ سهرو 50 ساڵی، ڕێژهی بێکاری له بریتانیا له %8.1 ، له ئیتالیا له %11.9 ، له یۆنان له %27 ، له ئیسپانییا له %28 ، له ئیتالیا له %23 .
به پێی ئهو ئامارهی که خراوهته بهرچاو ئهوروپا 153 ملیار یورۆی له کیس چوه به هۆی بێکاری گهنجهکانهوه ، ئهمهش له بواری دانی بیمهی بێکاری پێیان، لهدهستدانی بهرههم که کاریان نهکردوه ههروهها له نهدانی پارهی باج به دائیرهی باج چونکه بێکارن.
ئێستا سهرانی ئهوروپا دهیانهوێت چارهسهری ئهم کێشه گهورهیه بکهن تهنها به تهرخانکردنی 6 ملیار یورۆ ئهویش له ماوهی 6 ساڵدا!!!!!!!.
بهڵام نشونماکردنی ئابوری له ئهوروپادا به تایبهت وڵاته سهرهکییهکاندا ئهوه نیشان دهدات که قهیرانه ئابورییهکه قوڵتر دهبێتهوه ههر لهبهر ئهمهش ژمارهی بێکاران ههم له نێوانی گهنجان و ههم له نێوانی دهرهوهی ئهوانیشدا بهرهو زیادبوون دهڕوات.
بهپێی ئامارهکان گهشه سهندنی ئابوری وڵاتهکان له ئایندهدا له داکشاندا دهبێت لهبری گهشه سهندنی . بۆ نموونه له ئیسپانیادا ئهم ساڵ به بڕی له %1.7 گهشهی کردوه بهڵام ساڵی ئاینده یهته خوارهوه بۆ بۆ له %0.4 له بریتانیادا ئهمسال به ڕێژهی %1.2 گوایه گهر وا بڕوات ساڵی ئاینده سهردهکهوێت بۆ ڕێژهی له %2.3 . له ئیتالیا ساڵی ئاینده ڕێژهی گهشهکردنی ئابوری به ڕێژهی تهنها له % 1 زیاد دهکات، له فهرهسهدا ساڵی ئاینده بهپێی ئابوریناسهکان له ئهمساڵ خراپتر دهبێت، یۆنانیش ئهوه ههر باسی ناکرێت. جا که حاڵ ئاوا بڕوات دهبێت چ دهروویهک له گهنجان له داهاتوودا بکرێتهوه ؟!!! ئهوه باس له خهڵکانی بێکار بهدهر لهوان ههر ناکهین!!!!
گهندهڵی یاسایی
گهندهڵی یاسایی
گهندهڵی خهسڵهتی تایبهتی سیستهمی کاری کرێگرتهو چهوسانهوهیهو سونهت و جهوههری دهوڵهت و حکومهت و سهرتاپای دهزگه هیراشییه، قوچکهییهکانن که بنچینهی بیرۆکراسیهت و ههبوونی سروشتی سهروهرێتییه.
لهم ڕۆژانهدا به وتارێک له لایهن گاردیانی بریتانیاوه به بهڵگهوه ڕونکرایهوه که چۆن زیاتر له ٢٩٥ MP حکوموتی بریتانی ،(ئهمانه تهنها ژمارهی ئهوانهن که داهاتی دهرهوهی موچهی پهڕلهمانێتیان ئاشکرا کردهوه)، چهشنێک له چهشنهکانی داهاتیان ههبوووه که ٥٠ دانهیان سهرۆکی کۆمپانییه گهورهکان بوون و گهلێکی تریشیان به جۆرێک له جۆرهکان کاریان له کۆمپانیای جیاجیادا کردهوه.
بهپێی یاسای پهڕلهمانی بریتانی MP له دهرهوهی کارهکهی خۆیان بۆیان ههیه داهات پهیدا بکهن له ڕێگای : سهرۆکی کۆمپانیا، کاری پارێزهری، کاوێژکاری ( ڕاوێژکاری)، خوتبهدان ، نوسینی وتارو کتێب که پارهیان لێی دهستدههکهوێت، لم چهشنانه.
به کۆی ٢٠ MP داهاتی ساڵی پاریان له دهرهوهی مووچهی پهڕلهماتارییهکهیان ٧ ملیۆن پاوهندی بریتانی بووه. که لهمهدا گۆردن براونی کۆنه سهرهک وهزیرانی بریتانی بهشی شێری بهردههکهوێت که ١.٣٧ ملیۆن پاوهند بووه ، که به قسهکردن و خوتبه دان له دهرهوهی بریتانی دهستی کهوتووه. خۆشی دهڵێت لهوه ٦٠٠ ههزار پاوهندی بهخشیوه بۆ چاراتی ( کۆمهڵهی خێرخواز) و باقییهکهی تریشی مهسرهفی هاتۆچۆو مانهوهی بووه. دوای ئهم 3 وهزیری پارتی موحافزین که یهکهمیان بڕی پارهکهی ٧٤٠ ههزار پاوهند بۆ ١٧٠٠ کاتژمێر کاری پارێزهری و دوهههمیان٤١٧ ههزار پاوهند مووچهی سهرۆکی کۆمپانیایهک و سێههمیشیان ٣٠٥ ههزار پاوهند ههر بۆ ههمان کاری ئهوهی پێشتر، بووه. دوای ئهمان کۆنه وهزیری دارایی له حوکمی لهیبهردا ، ئارڵستا دارڵینگ ٢٦٣ ههزار پاوهند و کۆنه وهزیری دهرهوهی بریتانی ، جاک سترۆ ١٨٣ ههزار پاوهند دهستکهوتیان بووه ، که ههردووکیشیان سهر به پارتی کرێکارانن ( پارتی لهیبهر) .
پرسیارو کێشهکه لێرهدا ئهوهیه ئهمانه که مووچهیان له کاتێکدا که وهزیرن له سهرو ٨٠ ههزار پاوهندهوهیه که له وهزیریش دهکهون مووچهکیان ٦٥٧٣٨ پاوهنده ، هێشتا ههوڵی دهستکهوتنی پارهی زیاتر له دهرهوهی کاری پهڕلهمانتارییهکیان دهدن، کهچی به خهڵکانی بێکارو ، کهمئهندامان و خانهنشینکراوان و خهڵکانێک که به پارهیهکی کهم ئیش دهکهن ، یا کاتێیک کە بەشێیکی کرێیکاران بۆ تەنها لە یەک پاوند کەمتر ماندەگرن کەچی ئەوان دژیان دەوەستنەوە ، دهڵێن دهبێت سکی خۆیان بجهڕێنن و بهو پارهیهی که ههیانه دهبێت بژین ، وێڕای ئهوهی که دێته سهر دهنگدانیش سهبارهت بهکهمکردنهوهی بیمهکان ، دهنگ بۆ کهمکردنهوهی دهدهن بهپاساوی پاشهکهوتکردنی پارهو گوایه ئهم خهڵکانه خۆیان تهمهڵن و به دوای کاردا ناگهڕێن.
لهمانهش خراپتر که ئهمانه زۆربهیان کار بۆ کۆمپانیاو بزنسمان و دهوڵهمهندهکان دهکهن کهچی هێشتا چاوهڕوانی ئهوهیان لێذهکرێت که له پشتی خهڵکانی ههژارو نهدارا بن و بهرگرییان لێبکهن، له دژی ئهوانهی که کاریان بۆ دهکهن دهنگبدهن. ئه ئهمهیه جوانێتی و دادوهرێتی پهڕلهمان نوێنهره پهڕلهمانتارییهکان !
Na bo dengdan .. Na bo desellatî nwêneranî xuda .. Na bo dewllet
Na bo dengdan .. Na bo desellatî nwêneranî xuda .. Na bo dewllet
Ba rojî 24î cozerdan (xirdad) bkeyne rojî mangirtnî giştî û baykotî hellbjardin û dengnedan
Hawrrêyanî azadîxwaz û soşyalîst (enarkîst)
Rojî 24 cozerdan (xirdad)î 1392 wek hemû carekanî dîke le êranî jêr sayey desellatî qerrequşyaney (hizb alle) û komarî îslamîda, dîsanewe galltecarî hellbijradnî xrap le xraptir, hellbjardinî (melay lîbrall!) leberamber (melay koneparêz!), hellbjardinî ballî bazarî qorixkrawî dewlletî le beramber ballî layengirî bazarî berrella, hellbjardinî yekêk le çewsêneranman bo maweyekî dîke, eme ew galltecarîyeye, ke le sertaserî cîhanda le çwarçêwey lîbraltirîn dewllet û le çwarçêwey koneparêztirîn dewlletî wek komarî îslamî êranda benawî mafî dengdan û hellbijradnî nwênerewe, ke tyayanda ême çi be frîwdan ya be zorî çek dekêşne pay sindûqekanî birryardan leser ewey kê çewsêner û şwaneman bêt, kê mafî birryardanî koyletî êmey hebêt, kê çarenûsî xoman û mindallan û newekanman dyarîbkat, kê mşexorî berî rencî kar û berhemhêanman bêt, kê szader û kê pasewanî zîndanman bêt!
Azadîxwazan, yeksanîxwazan, dadperwerîyixwazan, ême enarkîstekan bêcge lewey ke le hemû cêyek û le hemû serdemêkda djî beşdarî dengdan û xohellbijradnîn û berdewam le hemû wllatanda berrûy hellbjardinî serweranda kempeynî djî dengdan berpadekeyn, lêreda be dyarîkrawî lem hellbjardne galltecarîyey komarî îslamîy êranda, leber sê ho, bo baykotkirdnî û dijwestanewe bangewaztan dekeyn:
Hoy yekem, le rwangey hzir û aydyay azadîxwazîy (enarkî)ewe, sîstemî ramyarîy begşitî û sîstem û pêkhatey quçkeyî (hîrarşî) be dyarîkrawîy çi paşayetî û îslamî û dîktatorî û takpartîy bêt ya dêmokratî parlemanî (frepartîy), sîstemî koylekirdnî mrove û hemû hewll û teqelayek lesayeyda, tenya bo koylerragirtnî êmey jêrdeste û berhemhênere, lepênaw msogerkirdnî xawendarêtî taybet û qazancî kemîneyekî seryedar û zemîndar û destebjêrî ramyar!
Her leberewe hellbijradin û dengdan le sîstemêkda ke leser bnemay serû û xwar, serwer û jêrdest, dara û nedar, berhemhêner û mşexor, fermander û fermanber damezrabêt, bêcge le mafî hellbjardinî çend mşexorêk wek nwêner û çewsênerêk wek serok û şwane, hîç birryardan û mafêkî seretayî bo azadane jyan û xoberrêwebirdin nehêştuwetewe. Leberewe, êmey jêrdeste lecyatî xoşbawerrîy û çawerrwanî ewey ke desellatixwaz û çewsênerêkî bebezeyî û bewîjdan peydabbêt û azadî û mafman bo bgêrêtewe, pêwîste xoman be piştbestin be wîst (îrade) û yekgirtûîy hêz û twanay xoman, le şwênî jyan kar û xwêndin û fermanda, rêkixrawe serbexokanî xoman, grupe xocêyyekanî xoman leser bnemay kobûnewey giştî û birryardanî be komell û cêbecêkirdnî giştî, rêkxistin û payekanî dêmokrasî rastewxo [ke hezaran sall pêş êsta le gund û şar û komellge azade bêdewlletekanda peyrrewî lêkrawe û jyanî azadaney leser rêkixrawe] pêkbihênîn û komellge bo şorrşî komelayetî hellixrrênîn û her êsta dûr le destitêwerdanî grup û kese ramyarekan, herewezîye abûrîy û komellayetîyekanman le kêllge û karxane û gerekekan û gundekanda pêkbihênîn û karubar û şêwey jyan û berhemhênanî komellgekanman serbexo lelayen xoberrêweberayetîyekanî xomanewe berrêwebbirên û destî dewlletî îslamî û parte ramyare berhellistkarekayş le têkdanî jyan û asayîş û drustkirdnî dujimnayetî neteweyî û ayînî û regezîy û nejadîy û xêllekîy, kotabkeyn.
Hoy duwem, kurdistan wek komellgeyekî dagîrkraw lelayen leşkirî komarî îslamî êranewe, bedrêjayî temenî negrîsî komarî îslamî êran, her ball û kesêk le melakan hatbne ser textî desellat, lewanî pêş xoyan xraptir û tundutîjtir serkutî bzavî rizgarîxwazîy kurdistan [mebest le bzavî rizgarîxwazaney xellke bo kotayîhênan be stemî neteweyî û dagîrkarîy, nek hewllî nasîwnalîstaney part û hêze çekdare desellatixwazekan] û bzûtnewe cemawerîy û krêkarîyekanî em herêmeyan kirduwe û kare natewawekanî ewanî pêşûtiryan tewawkirduwe û zyatir û zyatir rolley azadîxwazî xellkî krêkar û zehmetkêşî kurdistanyan zîndanîkirduwe û lesêdaredawe û şwêpêy xoyan le kurdistanda be çingî xwênawîyan cêgîrtir kirduwe û berjewendî bekrêgîrawanî xoyan parastuwe û be kuştin û rawedûnan, rûberrûy hemû bzûtneweyek û daxwazîyekman buwetewe. Lebereme, eger hokarî yekem, bo beşdarînekirdin û retkirdnewey dengdan, netwanêt birrwapêhênerman bêt, ewa em hokare, detwanêt handerêk bêt bo baykotî dengdan û riswakirdnî rjêmî îslamî dagîrker û bkujî rollekanman!
Hoy sêyem, eger lejêr karayî mîdyay ser be dewlletanî xorawa û parte ramyare pan êranîyekanda bew serencame geyiştûn, ke lêprisrawêk, melayek, balêk le desellat û lenêw desellatda xerîke be qazancî kirdnewey keşî serkutgerî komarî îslamî êran, djî wlayetî feqê û ehmedî nejad, xoy kandîddekat û debête dengî êwe djî serkutgerîyekanî (hizb alle) û îmamî îslam, ewa bêserencamî xoşbawerrîy be nakokî nêwan ballekanî xudî komarî îslamî êran her le serdemî xokandîdkirdnî refsincanî djî xamîneî û xatemî djî refsincanî û kerubî djî ehmedî nejad û kê û kê, nîşanîdawe û dedat, ke heray nêwan ew ballane lepênaw drustkirdnî xoşbawerrîy lenêw xellkî narrazî û herweha parastinî wlayetî feqê û sîstemî sermayedarî êrane û nakokî nêwan balle xeyallîyekanî komarî îslamî êran her le paş kotayîhatnî cengî (‘îraq – êran)ewe ta hellbjardnekanî pêşû, kêşmekêş û nakokbûn leser çonyetî parastin û dabînkirdnî berjewendî çînî mşexorî desellatdar û sermayedarî êran buwe û hemû kandîdekan be pêdagirtnewe leser serwerîy konepersitî û serkutgerîy wlayetî feqê û parastinî berjewendî komarî îslamî êran û serkutî hemû narrezayetîyekî radîkall dij be desellat û sîstemî îslamî, swênd û wefadarîyan bo birryar û rênwênîyekanî xumeynî û xamîneî çendbare dekenewe!
Eger hêşta dû hokarî yekem û duwem, nebûnete birrwapêhêner bewey, ke nabêt be galltecarî hellbjardin û dengdan xoşbawerbît, ewa çûnepay dengdan û çendbarekirdnewey heman helle, ke hemû carêk serencamekey koyletirkirdnewey xomane, helleyekî mêjûy çendbare dekeynewe, ke bêcge le drêjbûnewey temenî negrîsî desellatdarî axundekan, hîçî dîkey berhemnehênawe û nahênêtewe !
Hawrrêyanî azadîxwaz û yeksanîxwaz û dadperweyixwaz, eger xwazyarît lêdanêk le sîstemî serkut û mşexorîy sermaye bdeyt, eger xwazyarî kotayîpêhatnî galltecarîy hellbjardinî xrap le xraptirî, eger xwazyarî kotayîpêhatnî zîndan û eşkence û sêdare û tris û rawnanît, eger xwazyarî lawazkirdnî payekanî hellawardinî regezîy û ayînî û nejdadî û neteweyît, eger xwazyarî binyatnanî komellgeyekî azad û serbexo û yeksan û dadperwerît, dey îtir katî ewe hatuwe lecyatî çûne dengdan û hellbijradnî xrap le xraptir, lecyatî xoşbawerrîy be em û ew, katî ewe hatuwe birrwa û mitmaneman be hêz û twanay yekgirtûy cemawerîy xoman hebêt û çon le mangirtne giştîyekanî çend sallî raburdûda nîşanmanda, her êsta katî eweye, ke be mangirtnî giştî, xebatî nafermanî medenî, be xorrêkxistinî cemawerîy û komellayetî le gerrek û gund û kêllge û karxane û fêrge û fermangekanda payekanî sîstem û dewlletî çînayetî lawazbkeyn û berrêweberayetî serbexoy xoman bkeyne ellternatîvî sîstemî serwerî û mşexorîy wlayetî feqê.
Bo pêşewe berew baykotî hellbjardin û dengdan
Bo pîşewe berew komellgey azad û yeksan û dadperwer
Sekoy enarkîstanî kurdistan
30î gullanî (ardîbhişt)î 1392


پێویستە لە ژوورەوە بیت تا سەرنج بنێریت.