یک گزارش و یک مصاحبه با عکس برای آشنایی با آنارشیست ها در مصر

یک گزارش و یک مصاحبه با عکس برای آشنایی با آنارشیست ها در مصر

Egept

ترجمە از : ن. تیف

 

ویرژن آنلاین برای خوانندن

AnarchistesEgypte-Farsi-online-version

دانلود ویرژن چاپی

AnarchistesEgypte-Farsi-print-version

به‌ڵگه‌نامه‌کان ئه‌وه‌ ده‌سه‌لمێنن؛ ئه‌و کوده‌تایه‌ی له‌ میسر کرا به‌ ته‌گبیر و له‌ به‌رژه‌وه‌ندی دەوڵەتانی ئه‌مه‌ریکا و ئەوروپا و حکومه‌ته‌کانی ناوچه‌که‌ بوو

به‌ڵگه‌نامه‌کان ئه‌وه‌ ده‌سه‌لمێنن؛ ئه‌و کوده‌تایه‌ی له‌ میسر کرا به‌ ته‌گبیر و له‌ به‌رژه‌وه‌ندی دەوڵەتانی ئه‌مه‌ریکا و ئەوروپا و حکومه‌ته‌کانی ناوچه‌که‌ بوو

زاھیر باھیر

ئه‌وه‌ی سه‌ره‌وه‌ له‌ لای گه‌لێک له‌ هاوڕێیانی وه‌کو ھەژێن و تاهیر صاڵح شه‌ریف و که‌یفی ئه‌مین ، که‌مالی داده‌ئامینه‌ و من و چه‌ند که‌سێکی که‌می تر ئاشکرا بوو هه‌ر زوو په‌یمان به‌وه‌ برد که‌ ئه‌وه‌ پێش ئه‌وه‌ی کوده‌تایه‌ک بێت دژی ئیخوانه‌کان ، کوده‌تایه‌ک بوو دژی 17 ملێون خۆپیشانده‌رو ناڕه‌زاییانی میسر، چونکه‌ ئێمه‌ ده‌مانزانی که‌ سووپا شؤڕشگێڕ نییه‌و شۆڕشیش ناکات، سووپا پیلانگێڕه‌و کوده‌تا ده‌کات. به‌ڵام به‌ داخه‌وه‌ زۆربه‌ی هه‌ره‌ زۆری چه‌په‌کان و کۆمۆنیسته‌کان و گۆڕانخوازه‌کان که‌وتنه‌ ژێر ته‌پکه‌ی ساکاری و خۆشباه‌ڕی و دوورنه‌بینییه‌وه‌ ، ئه‌وه‌ باسی ڕۆشبیری لیبراڵی کورد ناکه‌م چونکه‌ ئه‌وان ، به‌ قه‌سد و ئامانج خوێنه‌ری کورد چه‌واشه‌ ده‌که‌ن.

من لێره‌دا ئه‌وه‌ باس ناکه‌م که‌ بۆچی کوه‌دتا بوو دژی بزوتنه‌وه‌ی جه‌ماوه‌ری له‌ میسر ، چونکه‌ هه‌ر یه‌کێک له‌ ئێمه‌ له‌ لایه‌نی جیای ئه‌و کوده‌تایه‌، له‌ فه‌یسوبووکدا ، ڕاو بۆچوونی خۆمانمان له‌سه‌ری داوه‌، به‌ڵام ئێستا ورده‌ ورده‌ ئه‌و پیلانگێڕییه‌ی که‌ له‌ ژورێکی داخراودا و به‌ نهێنی پلانی بۆکرا ، ا له‌ ئاوه‌ڵابووندایه‌:

1- هه‌ فته‌ی ڕابوردو تۆنی بلایه‌ری کۆنه‌ سه‌ره‌ک وه‌زیرانی بریتانیا ، له‌ وتارێکییدا بۆ گاردیانی بریتانیاو دیمانه‌یه‌کی ته‌له‌فزوێنیشی له‌گه‌ڵ چه‌نالی 4 بریتانیادا ،کرد. ئه‌و به‌ ئاشکراو به‌ بڕوایه‌کی یه‌قینه‌وه‌ به‌رگری له‌و کوده‌تایه‌ ده‌کردوو کرۆکی هۆکاری لاینگربوونی خۆی بۆ ئه‌وه‌ کوده‌تایه‌ ده‌ربڕی که‌ وتی ” میسر له‌ نێوانی فه‌وزاو هاتنه‌ناوه‌وه‌ی سوپادا بوو، گه‌ر سوپا ئه‌وه‌ی نه‌کردایه‌ کاریسه‌ له‌ میسردا دروستده‌بوو…” دیاره‌ ئه‌مه‌ ڕای خۆی نییه‌ ، چونکه‌ ئه‌و نه‌ که‌سێکی ئاساییه‌ و له‌ مه‌وقیعێکی ئاواشدا نییه‌ که‌ به‌و ئاسانییه‌ بتوانێت ڕای خۆی بدات، ئه‌و نوێنه‌ری ئه‌مریکاو ئه‌وروپاو ڕوسیایه‌ له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاستدا بۆ بینا کردنی ئاشتی به‌تایبه‌تی له‌ نێوانی ئیسرائیل و فه‌له‌ستینییه‌کاندا. ئه‌و مه‌به‌ستی له‌ “فه‌وزا ” ئه‌وه‌ بوو که‌ هاتنه‌ سه‌ر شه‌قامی ئه‌و خه‌ڵکه‌ بوو به‌بێ کۆنترۆڵی پارتێک ، بێ هه‌بوونی سه‌رکرده‌یه‌ک، بێ پلانکردنی ئابوری لیبراڵیانه‌ ، بێ داواکردنی حکومه‌تێکی لیبراڵ. بزوتنه‌وه‌ی جه‌ماوه‌ری له‌وێ خۆیان ده‌یانزانی چییان ده‌ویست به‌ڵام چاوه‌ڕوانی ئه‌وه‌یان ده‌کرد که‌ بزانن ڕوداوه‌کان به‌ره‌و کوێ ده‌ڕوات.
2-ئه‌مه‌ریکا نه‌ک هه‌ر ئه‌و یارمه‌تییه‌ی، 1.5 ملیار دۆلار، بۆ سوپای میسر نه‌وه‌ستان یا چاوی پیادانه‌خشانه‌وه‌ به‌ڵکو . ئه‌مڕۆ ئیعلانی ئه‌وه‌شیان کرد که‌ که‌ 4 fighter jets پێشکه‌ش به‌ سوپای میسر بکه‌ن ، ئه‌مه‌ جگه‌ له‌وه‌ی که‌ ئه‌وان هیچ وه‌ختێک ، ئه‌وه‌ی که‌ له‌وێ ڕویدا به‌ کوده‌تایان ناونووس نه‌کردوه‌.

3- وڵاتانی که‌نداو دوێنی به‌ ته‌واوی ڕێککه‌وتن که‌ به‌ بڕی 12 ملیار دۆلار، کۆمه‌ک به‌ حکومه‌تی کاتی ( سوپا) ی میسر بکه‌ن. که‌ به‌شی زۆری ئه‌م پاره‌یه‌ له‌ لایه‌ن سعودییه‌ه‌و ئه‌مارات و قه‌ته‌رو کویه‌ت-وه‌ هاتووه‌.
ئه‌مانه‌ هه‌مووی ئه‌وه‌ ده‌رئه‌خات که‌ چۆن هه‌موو ئه‌م وڵاتانه‌ له‌ پشتی ئه‌م پیلانه‌وه‌ بوون و یارمه‌تی سوپایان دا تاکو بزوتنه‌وه‌ی جه‌ماوه‌ری له‌ میسر له‌بار ببرێت، چونکه‌ گه‌وره‌ترین مه‌ترسی له‌سه‌ر هه‌موویان هه‌تا به‌ ڕۆژاواو ئه‌مه‌ریکاشه‌وه‌ دروستده‌کرد ، گه‌ر بهاتایه‌ حکومه‌تی مۆرسی له‌سه‌رده‌ستی ئه‌واندا بهێنرایه‌ته‌ خواره‌و.

آن چه یک آنارشیست هشتاد سال پیش در بارەی دولت بلشویک نوشت!

آن چه یک آنارشیست هشتاد سال پیش در بارەی دولت بلشویک نوشت!*

نویسنده: کامیلو برنری

مترجم: ن. تیف

در حالی که ما آنارشیست ها خواهان الغای دولت از طریق یک انقلاب اجتماعی و ایجاد یک نظم نوین خودمختار – فدرال هستیم، لنینیست ها می خواهند دولت بورژوایی را داغان نمایند و به جایش یک دولت «پرولتاریا» را بسازند. آنان می گویند که دولت «پرولتری» یک نیمه دولت است، چرا که دولت کامل، بورژوایی ست و با انقلاب اجتماعی نابود می گردد. مارکسیست ها مدعی اند که این نیمه دولت با مرگ طبیعی خواهد مُرد.

نظریه ی خاموشی دولت که در محور بحث کتاب لنین به نام «دولت و انقلاب» آمده است برداشتی ست از نوشته ی انگلس که «علم مخرب آقای دورینگ» نام دارد. انگلس چنین می گوید:

«پرولتاریا قدرت سیاسی را می گیرد و ابتداء وسایل تولید را به مالکیت دولت درمی آورد. اما با این اقدام، پرولتاریا خود را حذف می کند و سپس دست به از میان برداشتن اختلافات و تضادهای طبقاتی می زند و آن گاه دولت را به عنوان دولت نابود می نماید. جامعه آن چنان که بوده و هست و به علت تضادهای طبقاتی اش، تاکنون نیازمند به دولت بوده است. دولت یک سازماندهی طبقاتی استثمارگرانه است که شرایط بیرونی تولید را حفظ می کند تا بتواند به ويژه نیروی کار استثمارشده را در اختیار نظم ستمگرانه ای قرار بدهد که شیوه ی تولید زمان (برده داری، ارباب رعیتی، دستمزدبگیری) بدان نیازمند است. دولت نماینده ی رسمی تمام جامعه بود و سنتزی از جامعه را مرئی می کرد. اما دولت به عنوان دولت طبقاتی چیزی نبود به جز نماینده ی طبقه ای که تمام جامعه را نمایندگی می کرد: دولت شهروندان صاحب بردگان در عهد عتیق، دولت اشرافیت فئودال در قرون وسطا، دولت سرمایه داران در عصر ما. اما هنگامی که دولت سرانجام به نماینده ی واقعی کلیت جامعه تبدیل می گردد، آنگاه دیگر زائد می شود. همین که دیگر طبقه ی اجتماعی وجود نخواهد داشت که بخواهند به آن ستم کنند، همین که به علت پایان هرج و مرج تولیدی، سلطه ی طبقاتی و مبارزه برای موجودیت فردی در آن واحد حذف می گردند، اصطکاک و افراطی که از آن ها می آیند نیز پایان می یابند و در نتیجه دیگر چیزی برای سرکوب وجود نخواهد داشت و لذا نیروی ویژه ی سرکوب که دولت نام دارد لزومی برای وجود نخواهد داشت. نخستین اقدامی که دولت واقعاً به عنوان نماینده ی کل جامعه انجام می دهد – گرفتن مالکیت وسایل تولید به نام جامعه – در آن واحد آخرین اقدام دولت نیز هست. دخالت دولت در روابط اجتماعی در تمام عرصه ها زائد می گردد و خودبه خود بی مورد می شود. اداره ی تولید به جای دولت افراد می نشیند. دولت “الغاء” نمی شود، پژمرده می گردد. از این دید است که باید به واژه های “دولت آزاد مردمی” نگاه کرد، هم برای خصلت گذرایی که دارد و هم برای نارسایی علمی غائی اش. از این دیدگاه است که می توان همچنین به مطالبه ی آنانی که آنارشیست می نامیم نگاه کرد که می خواهند دولت را یک روزه الغاء نمایند.»

ظاهراً بین دولت امروز و آنارشی فردا چیزی به نام نیمه دولت وجود دارد. دولتی که می میرد، «دولتی به عنوان دولت»، یعنی دولت بورژوایی ست. این چنین باید جمله ای را تحلیل کرد که به نظر می رسد نظریه ی دولت سوسیالیستی را نفی می کند. «نخستین اقدامی که دولت واقعاً به عنوان نماینده ی کل جامعه انجام می دهد – گرفتن مالکیت وسایل تولید به نام جامعه – در آن واحد آخرین اقدام دولت نیز هست.» اگر به این جمله ی انگلس کلمه به کلمه توجه و از متن آن خارج گردد، می توان از آن نتیجه گرفت که بین اجتماعی کردن اقتصادی و خاموشی دولت یک همبودی زمانی وجود دارد. اگر جملات مربوط به پرولتاریا همین گونه در نظر گرفته شوند به این نتیجه می رسیم که پرولتاریا نیز خود را به عنوان پرولتاریا در اقدامش برای گرفتن قدرت دولتی نابود می نماید و لذا دیگر نیازی به «دولت پرولتری» نیست. انگلس تحت تأثیر «سبک دیالکتیکی» در اظهار نظرش ناکام مانده است. انگلس میان امروزِ دولت بورژوایی تا فردای سوسیالیست – آنارشیست به یک رشته دوره های پیاپی باور دارد که در آن دولت و پرولتاریا باقی می مانند. برای پرتوافکنی به تاریکی ها… دیالکتیک اشاره ای به آنارشیست دارد «که می خواهند یک روزه دولت را الغاء نمایند»، یعنی آنارشیست ها نمی خواهند بپذیرند که در مورد دولت یک دوران گذار وجود دارد که به گفته ی خود انگلس دخالتش زائد می شود آن هم در « تمام عرصه ها» و پله به پله.

به گمان من هنگامی که ما بدون فریب خوردن از معادله های مبهم آنان به روح نوشته هایشان توجه می کنیم، موضع لنینیست در مورد دولت دقیقاً منطبق با موضع مارکس و انگلس است.

دولت در اندیشه ی سیاسی مارکسیست – لنینیست ابزار سیاسی گذرایی برای اجتماعی کردن است، گذرا برای ماهیت خود دولت که نهاد سلطه ی یک طبقه بر روی دیگری ست. دولت سوسیالیست با نابودی طبقات خودکشی می کند. مارکس و انگلس متافیزیسین هایی بودند که اغلب روندهای تاریخی را برای عشقی که به نظم موجود هر دوره داشتند نمونه بندی می کردند.

«پرولتاریا» یی که قدرت دولتی را می گیرد و مالکیت وسایل تولید را به اختیار خود در می آورد، هم خود را به عنوان پرولتاریا نابود می کند و هم دولت را «به عنوان دولت». چه متافیزیک خارق العاده ای، چه تمایز سیاسی شگفت آوری از انتزاع های اجتماعی!

در روسیه این پرولتاریا نبود که قدرت دولتی را گرفت، این حزب بلشویک بود که آن را گرفت و پرولتاریا را هم نابود نکرد و فقط او را در اختیار یک سرمایه داری دولتی قرار داد. اکنون در روسیه یک طبقه ی جدید بورژوایی به وجود آمده است که در مجموعه ی منافع به دولت بلشویکی وابسته است، دولتی که می خواهد خود را حفظ کند و نه این که زایل گردد و از میان برود.

در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، جایی که مداخله گری دولتی همچنان گسترده تر و ستم گرانه تر است و جایی که طبقات در حال حذف شدن نیستند، خاموشی دولت بیش از همیشه بعید است.

برنامه ی لنینیست در سال ١٩١٧ حاوی این نکات بود: حذف پلیس و ارتش دائمی، لغو بوروکراسی حرفه ای، انتخابات برای همه ی منصب ها و مسئولیت های عمومی، قابل عزل بودن تمام کارمندان، تساوی دستمزدهای بوروکراتیک و دستمزدهای کارگری، حداکثرِ دمکراسی، رقابت مسالمت آمیز احزاب در درون شوراها، لغو مجازات اعدام. حتا یکی از این مطالبات به تحقق نپیوست.

ما در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یک دولت را با تعدادی ثروتمند خودکامه داریم. کمیته ی مرکزی با نوزده عضو بر تمام حزب کمونیست سلطه دارد، حزبی که بر کُلّ اتحاد جماهیر شوروی مسلط است.

در اتحاد جماهیر شوروی تمام کسانی که «سوژه» نیستند به ضدانقلاب توصیف می گردند. انقلاب بلشویک یک دولت «غمگین» را زاده است که ریازانف، بنیانگذار انستیتو مارکس – انگلس را در حالی تبعید می کند که او مشغول انتشار کامل نسخه ی اصلی «کاپیتال» بود، زینوویف، رئیس انترناسیونال کمونیست را به مرگ محکوم می نماید، کامنوف و بسیاری دیگر از بهترین مبلغان لنینیسم را از حزب اخراج می کنند، سپس تبعیدشان می نمایند و سرانجام از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی اخراج می گردند. یک «دوچه» [به ایتالیایی یعنی رهبر و لقب موسولینی، دیکتاتور فاشیست ایتالیا – توضیح مترجم] به نام تروتسکی وجود دارد که علیه ٨٠ % هواداران لنینیسم به پا خواسته است.

لنین در سال ١٩۲٠ خواستار انتقاد از خود در درون حزب کمونیست بود و از «اشتباهات» شناخته شده ای سخن می گفت که «حزب» باید از آن ها انتقاد کند، اما همین حق به شهروندان داده نشد تا به آن چه اشتباه در حزب و دولت می دانند انتقاد نمایند. هنگامی که لنین دیکتاتور شوروی بود هر کس که همان اشتباهاتی را افشاء می کرد که لنین خودش قبلاً اشتباه می دانست با زندان و مرگ، طرد و سرکوب می گردید. شوراگرایی بلشویک حتا برای لنین یک شوخی وحشتناک بود، هنگامی که او خلاقیت کمیته ی مرکزی حزب کمونیست را با این واژه ها توصیف می نمود:« هیچ نهاد دولتی جمهوری ما بدون دستورالعمل مستقیم کمیته ی مرکزی حزب در هیچ مسئله ی مهمی، چه در زمینه ی سیاسی و چه در زمینه ی سازماندهی، تصمیم گیری نمی کند.»

هر کس که می گوید «دولت پرولتری» در واقع می گوید «دولت بورژوایی»؛ هر کس که می گوید «دیکتاتوری پرولتاریا» در واقع می گوید «دیکتاتوری حزب کمونیست»؛ هر کس که می گوید «دولت قدرتمند» در واقع می گوید «الیگارشی تزاری سیاستمداران».

لنینیست ها، تروتسکیست ها، بوردیگیست ها [آماده ئو بورده گا – یکی از بنیانگذاران حزب کمونیست ایتالیا در سال ١٩۲١ – توضیح مترجم]، سانتریست ها فقط بر سر مفاهیم تاکتیکی با یکدیگر اختلاف دارند. همه ی بلشویک ها، از هر گرایشی که باشند، هوادار دیکتاتوری سیاسی و سوسیالیسم دولتی هستند. همه ی آنان برای «دیکتاتوری پرولتاریا» که فرمول مبهمی برای «مردم مقتدر» برآمده از ژاکوبینیسم است، وحدت نظر دارند. ژاکوبینیسم هر چه باشد هدفی به جز انحراف انقلاب اجتماعی ندارد. و وقتی که این انحراف موفق می گردد «سایه ی یک بناپارت» آشکار می گردد.

باید نابینا بود تا مشاهده نکرد که بناپارتیسم استالینی چیزی نیست به جز سایەی دهشتناک و زندەی دیکتاتوری لنینیست.

(Camillo Berneri – Guerra di Classe – N° 3 – 24 / 10 / 1936)

 

پایان ترجمه و انتشار به فارسی ١٨ تیر ١٣۹۲

 

* عنوان اصلی این مطلب «الغاء و خاموشی دولت» است که کامیلو برنری در شمارەی ٣ نشریه جنگ طبقات منتشرشده در ۲۴ اکتبر ١٩٣۶ نوشت. کامیلو برنری یک نویسنده و فیلسوف آنارشیست است که روز ۲٨ مه ١٨۹٧ در لودی واقع در ایتالیا متولد شد. پلیس سیاسی استالینی (NKVD)  که سپس به KGB تغییر نام داد، در طی عملیاتی برون مرزی او را روز ۶ مه ١٩٣٧ در شهر بارسلون اسپانیا به قتل رساند.

یاداوەرییەكانی یەكی ئایار

یاداوەرییەكانی یەكی ئایار

ھەژێن

ئایاری ٢٠١٣

یەكی ئایار لە منداڵی مندا

یاداوەرییەكانی سەردەمی مناڵێم لە بارەی ڕۆژی یەكی ئایارەوە، گەلێك لە یاداوەرییەكانی سەردەمی ھەرزەكاری و دواترم جیاوازن. كاتێك كە قسە دەھاتە سەر كۆمونیزم و كرێكار، بەردەوام لە دەمی باوكمەوە دەمبیست، كە “لە ساڵی ١٩٥٨دا ھەموو كەسێك وەك مۆدێڵ ئەندام و دۆست و لایەنگری پارتی كۆمونیست بووە”، بەڵام ئەو بەخۆی نا. ئەو دەیگێڕایەوە كە” لە یەكی ئایاری ١٩٥٨دا ھەر كەسێك دەستی پاچ و خاكەناز و چەكوش و بێڵی گرتبێت، ئەوەی ھەژار و برسی و كۆڵبەر بووبێت، لە ڕۆژی یەكی ئایاردا خرۆشاوەتە نێوەندی مەیدان و دروشمی بەسەر (لێنین و ستالین) ھەڵداوە”.

ھەرچەندە بەوە دڵخۆشدەبووم، كە كەسە ھەژار و زەحمەتكێشەكان لەو ڕۆژەدا ھێندە ھاودەنگ و یەكگرتوو بوون و پێكەوەبوون. بەڵام داستانێكی ئاوا بۆ من، ھیچ سەرنجراكێشییەكی تێدانەبوو، چونكە  من تێنەدەگەیشتم بۆچی و ئامانجیان چی بووە، یا ڕاستر بڵێم، لەبەرئەوەی كە باوكم خۆشی لە كۆمونیستەكان نەدەھات.

ساڵ ھات و ساڵ چوو، ساڵانی پاش ھەرەسھێنانی بزووتنەوەی چەكداریی ناسیونالیستی كورد، ھەموو ساڵێك لە ڕۆژی یەكی ئایاردا خەڵكی ڕوویان لە دەشت و دۆڵ و كێوان دەكرد و دەبووە ئەو ڕۆژەی كەس بە كەس نەبوو و بەزۆری خواردنەوە بووبووە مۆدێلی یەكی ئایارەكان و تا یەكی ئایاری ١٩٧٧ كەسانێكی زۆر چووبوون بۆ سەیران و بەھۆی خواردنەوە و بەدمەستبوونی ھەندێكەوە، لەنێوان لایەنگرانی (حشع) و لایەنگرانی (پدكع)دا بووبوو بە دەمەقاڵێ و سووكایەتیكردن بەیەكتری و ڕۆژەكە لە سەیران و خۆشیییەوە، گۆڕابوو بە ڕۆژێك، كە ناخۆشترین یاداوەریی لە منداڵی مندا بەجێھێشت.

بەڵێ یەك دوو شەو پاش یەكی ئایار، دوو كەس لەلایەن دەستە سەرەتاییەكانی بزووتنەوەی چەكداری تازە دروستبووەوە كوژران و لە دەروونی منی مناڵدا مۆری ناخۆشی و ڕكبوونەوەیان لەو ڕۊژە دا و تەنانەت ڕكم لە سەیران دەبووە و تا ئێستاش بەجۆرێك حەزم بە شادیی و ھەڵپەركێ و ھەرا نییە. ھەموو جارێك كە ھاوسەر و منداڵی كوژراوەكانم دەبینین، خۆبەخۆ یەكی ڕۆژی ئایار وەك یاداوەرییەكی ناخۆش دەھاتەوە بەرچاوم.

یەكی ئایار لە ھەرزەكاریی مندا

كاتێك كە ھێزە چەكدارەكانی (ینك) پەلاماری (قڕناكا و پشتئاشان)یان دا، منی ھەرزەی ڕامیاریی تا بینەقاقام لەژێر كارایی ھەرا و پاگەندەی ئەو ڕۆژانەدا، ھەستم بە سەركەوتنێكی گەورە و بەرز دەكرد، بەتایبەت، كە گوێم لەم دەستەواژانە دەبوو ” لێنین، گۆڕ ھەڵتەقێنە، تەحریفییەكان …. لە كوردستان … “. بەڵام ھەستكردن بەو خۆشی و سەركەوتنە زۆری نەخایاند و كۆتایی پاییزی ھەمان ساڵ، كە بەخۆم بوومە پێشمەرگە و لە دەمی ھاوسەنگەرەكانمەوە وردەكاری ھێڕشەكان و باری دەروونی گیراوەكانی لایەنی پەلاماردراو و ئامانج و تاكتیكی پەلاماردەرم بیست، سەد و ھەشتا پلە ھەستم بە شەرمەزاری دەكرد و دەنگێك لە ناخمدا ھاواری خنكێنراوی كوژراوەكان و قینی چاوی ھاوڕێ بەجێماوەكانیانم بە ھۆشمدا دەدا و ڕۆژ بە ڕۆژ زیاتر و زیاتر بە ئاگایدەھێنام. ھەڵبەتە خودی ململانێی نێوان عیراقچی و كاردستانچییەكان، كە من فرەتر بەلای عیارقچییەكاندا دەچووم، لەو بارەوە كارایی خۆی ھەبوو.

یەكی ئایار لە دەمی ھوشیاربوونەوەمدا

ناسین و دەرككردنی پێشینەی ڕۆژی یەكی ئایار، وەك ڕۆژێكی چینایەتی و سیمبولی خەباتی كرێكاران دژی مشەخۆران (بۆرجوازی) ، بۆ كارایی بەرنامەكانی ڕادیۆ كۆمەڵەی زەحمەتكێشان دەگەڕایەوە، كە بە دابڕانم لە بزووتنەوەی چەكداری، ڕۆژانە لە لایەنگریی لایەنەكەی خۆم دووری دەخستمەوە و بەرەو بیری ڕزگاری كرێكاران و زەحمەتكێشان ڕایدەكیشام. كارایی بەرنامەكانی كانونی ھونەر و ئەدەبیاتی كرێكاریی لەسەر من ھێندە بەرفراوان بوو، كە چیدی گوێم لە ڕادیۆی لایەنەكەی خۆم ڕانەدەگرت و ڕۆژانە بە بەرنامەكانی ئەو ڕادیۆیە بەنگبووبووم.

 

یەكی ئایاری ١٩٩٠ لە دەمی خۆھوشیاریی كەسیی خۆمدا

لەتەك دابرانی یەكجارەكیم لە بزووتنەوەی چەكداریی كە لە ڕاپەڕینەكەی ١٩٨٧دا بە ناچاری ڕوومتێكردبووەوە، بووە خاڵی وەرچەرخانی ھزریی و بۆچوونەكانی من بۆ ھەموو شتەكان، ھەرچەندە من لە جەرگەی دەسەڵاتی كۆماری ئیسلامی ئێراندا دەژیام، ھەموو ساڵێك لە یەكی ئایاردا وەك سوونەتێك نەدەچوومە سەركار و لەو ڕۆژەدا وەك شەیدایەكی بێباك لە شەقامی شارەكاندا بەدەم وتنەوەی سروودی یەكی ئایار و سوودی (ئینتەرناسیوناڵ)ە، لە دووی ھاوبیرانی خۆم دەگەڕام، بەرنامە و سروودەكانی كانوونی ئەدەبیاتی كرێكاریم تۆماردەكردن و دەستاودەست بە ھاوەڵان و ھاوڕێیانی خۆم، بەتابەت لایەنگرانی ئاڵای شۆرش و (حشع) و گروپی ئینتەرناسیونالی كۆمونیست، دەگەیاندن، دەمویست لەو ڕۆژەدا لە ڕەفتار و دڵخۆشیمدا جیاوازی ئەو ڕۆژە بۆ من بە ھەمووان نیشانبدەم، بەتابەت ھاوچینەكانم (كرێكارانی كورەخانەكان).

لەم ساتانە بەدواوە، چیدی یەكی ئایار بۆ من بۆنەیەكی ناڕۆشن نەبوو و ھۆكاری جەنگ و سەیران و خۆمەستكردنی داخدارانەی كەسەكان و كوشتنی كەسەكان بۆ من ناڕۆشن نەبوون، چونكە بەخۆم بووبوومە كرێكار و ڕۆژانە بەپێست و ئێسكم، جیاوازییە چینایەتییەكانم دەركدەكردن و زیاتر زیاتر ناتەبایی و ناجۆری سیستەمە ئابووریی و كۆمەڵایەتییەكەم بۆ دەردەكەوت و باوەڕم بە ھزری ڕزگاری چینەكەم بەھێزتر دەبوو. چیدی لوولەی چەكەكان بۆ من، یەكلاكەرەوەی كێشەكان و كۆتاییھێنەری ستەم نەبوون، دژی شەڕبوون و دژی دەمارگیری نەتەوەیی و دژی سەرمایەداریبوون، ئاوازی سروودێكی مرۆییبوون، كە ڕۆژ بە ڕۆژ منیان لە مرۆڤخۆشویستن و لە ھاریكاری و ھەرەوەزیی و خەمخۆریی بۆ خەڵك نزیكدەكردەوە، وەك داڵدارێكی دێوانە، ھیچ ھۆگرییەكم بۆ حەز و چێژە خۆویستییەكان نەمابوو. حەزمدەكرد لەو ڕۆژەدا ببمە بوركانێك و سیستەم و دەسەڵاتی چینی مشەخۆر بەخۆی و دەوڵەتەكان و لەشكرەكان و ھەمبارەكانی پیشەسازی چەك و بازارەكانی سوودخوازیییەوە، ژێروژوور بكەم.

یەكی ئایاری ١٩٩١

یەكی ئایاری ١٩٩١، ھەرچەندە خەمی شكستی ڕاپەڕین و كۆڕە و باڵی بەسەرمدا كێشابوو، بەڵام دیسانەوە لەو ڕۆژەدا ھەر لە دووی ھاوبیرەكانم وێڵبووم، بەتایبەت كە زۆرێك لە ھاوەڵەكانم گەڕابوونەوە ھەرێمی كوردستان و چەكداری لایەنەكانیان بوون و من ھەستم بە تەنیاییەكی زۆر دەكرد. لەو تەنیاییەدا بۆ یەكەم جار، دیتن و دەركەوتنی دروشمێك بەبۆنەی ڕۆژی یەكی ئایارەوە، شاگەشكەی كردم، ھەرچەندە ھاوبۆچوونیم لەتەك ئەو ڕێكخراوە (راھی كارگر)دا نەبوو، بەڵام دیتنی دروشمی “كرێكارانی جیھان یەكگرن” لەسەر دەرگەی پۆستی ئەو شارەی لێیدەژیام، مژدەیەكی گەورە بوو بۆ من و ھەستی تەنیایی منی لە ڕۆژی یەكی ئایاری ١٩٩١دا ڕەواندەوە و ھیوایەكی بە من بەخشی، بەوەی چیدیكە لەوێدا تەنیابیم.

یەكی ئایاری ١٩٩٢

ھەرچەندە نزیكەی نۆ مانگ بوو گەڕابوومەوە ھەرێمی كوردستان و سەرقاڵی چالاكی ڕێكخراوەیی و یادی ڕاپەڕین و مەراسیمەكانی ٨ی مارچ و ١٨ی ئازار ڕۆژی كۆمونەی پاریس و شوراكانی كوردستان بووم، بەڵام بەداخەوە بەھۆی ئەركێكی ڕێكخراوەییەوە، كە لەو ڕۆژانەدا بە من دەسپێردرا [ بردنی ئۆرگان و بڵاوكراوە و نامە ڕێكخراوەییەكانی حككا بۆ ئێران] ئایاری ئەو ساڵەش ھەر لە كۆڕ و كۆبووبەوە ئایارییەكانی ھەرێمی كوردستان بێبەش بووم و لەو ڕۆژەدا ھەردەم بیرم لەلای ھاوڕێ و ھاوكارەكانی مەراسیمەكان بوو. بەڵام لەیەك شت دڵنیابووم، ئەویش ئەوەبوو، كە یەكی ئایاری ئەم ساڵ، سەرەتایەكی دیكە دەبێت بۆ سەرلەنوێ ناساندنەوە و گێڕانەوەی مێژوویی ئەو ڕۆژە و ڕەواندنەوەی ئەو وێنا نادروست و جەژنانەكییەكانەی، كە لە دەھەی ھەفتاكان و ھەشتاكانی سەدەی ڕابوردوودا لە ھۆش و یاداوەریی ھەزرانی وەك مندا بۆ ڕۆژی یەكی ئایار، دروستكرابوون. لەو ڕۆژەدا دیسانەوە لە شەقامەكانی ئێراندا كەوتمەوە سروودگوتن لەبەرخۆمەوە و گەڕان لە دووی كەسانێك، كە لەو ڕۆژەدا ژیان بۆیان واتایەكی دیكەی دەدا؛ ڕۆژی خەباتی چینایەتی و لەدایبوونەوەی ئازادئەندێشی.

یەكی ئایاری ١٩٩٣ ھەولێر و ناچاربوونم بە چوون بۆ ئاكرێ

وەك مەراسیمەكانی دیكە، بە مانگێك پێش ھاتنی ئەو ڕۆژە، چالاكانی ڕێكخراوە چەپەكانی ئەو كاتە لە باخچەی گڵكەند كۆبووینەوە. ئەوانەی كە لەبیرەوەیمدا ناو و وێنایان مابێت، ئەم ھاوڕێیانە بوون: گۆران عەبدوڵڵا، ئەحمەد پاشا، دڵێر، ئارام عەلی، جەعفەر عەلی، بەختیار (كرێكاری كارەبا)، بەختیار (ھۆنەر)، ھیوا، جەمال كرێكار، ئازاد ئارمان (ئیسماعیل)، كاوە حەسەن، چنار حەسەن، سۆران كەریم، ڕێبوار میدحەت، ھیواكەریم، مامە كەریم، ڕێباز، سیروان عەلی، د. ئەمین، شاپوور، قابیل، عەبدولڕەحمان مەولود، ناڵە حەسەن و كۆمەلێكی دیكە، بەداخەوە ناوی ھەمووانم لەبیر نەماوە …..

پاش بڕیاردان لەسەر شوێنی مەراسیم و بڕگەكانی مەراسیمەكە و  وتاری كۆمیتەی مەراسیم و وردەكاری دیكە، بەپێی توانا و ئامادەیی خۆبەخشانە، لێژنەكانی كاركردن و بەرپاكردنی مەراسیم دیاریكران، لەوانە: لێژنەی ھونەریی، لێژنەی پەیوەندی، لێژنەی دارایی و گرتنی ھۆڵ، لێژنەی دابەشكردن و پەخشكردنی بەیاننامە و پلاكارتی مەراسیمەكە. وەك ھەموو جارێك ئێمە [ ڕێبوار و ھیوا و سۆران و ڕێباز و مامە و سیروان و من] ھەم لە لێژنەی ھونەرییدا و ھەم لە لێژنەی ئامادەكردن و كۆپیكردن و پەخشكردنی پلاكارت و كارتی بانگھێشكردندا بەشداربووین.

من بەپێی ئەزموون و دەركەوتنەكانی پێشووتر، داوام لە لێپرسراوی بەشی ئاشكراوی رێكخراوی ڕەوتی كۆمونیست كرد، كە ئەوكات ھەردووكمان ئەندامی لێژنەی خۆجێیی [مەحەلی] ڕێكخراوەكەمان بووین و لە مەراسیمەكانی دیكەدا چەندین ھەوڵ بۆ بەرگرتن بە من و لێدان لە بوونی من لە ھەولێردا، ڕووبەڕووی گێچەڵ بووبوومەوە، كە بە ھاوڕێ […] بڵێت، لەوێدا گێچەڵ و ناتەبایی دروستنەكات و ململانێ و كێشە نێوخۆییەكانی خۆمان لەوێدا دروستنەكاتەوە. ئەویش بەڵینی بە من دا، ھەرچەندە من بڕوا و متمانەم بە بەلێنەكانی نەمابوو، جونكە ئەو بەخۆیی ھاندەری ئەو ھاورێیە بوو بۆ دژایەتی من.

لە یەكەمین كۆبوونەوەی سەرپەرشتیكەرانی لێژنەكاندا كە پاش ھەفتەیەك، من لێژنەكەم ئاگاداركرد، كە لە گەشتێكی چەند ڕۆژەدا سەردانی سلێمانی دەكەم. ئەوانیش بەتایبەت ھاوڕێ ھیوا محەمەد، داوایان لە من كرد، كە وەك نوێنەری كۆمیتەی مەراسیمی یەكی ئایار لە ھەولێر، لە كۆبوونەوەكانی كۆمیتەی مەراسیمی یەكی ئایار لە سلێمانی بەشداری بكەم و ھەم ئەزموونەكانی خۆمان بۆ ئەوان بگیرمەوە و ھەم لەوانەوە ئەزموونگیری بكەم، تاوەكو بەخۆمان لە ھولێر سوودیان لێوەربگرین.

بەو جۆرە من ڕۆژی دوایی بەرەو سلێمانی و مالوان و ھەڵەبجە، كەوتمەڕێ و لە زنجیرەیەك سەردانی كەسیی و بەشداری كۆبوونەوەكاندا ھەوڵمدا شێوازی كاركردنی خۆمان لە كۆمیتەی مەراسیمەكاندا و چۆنیەتی ڕاپەڕاندنی ئەركەكان لەلایەن لێژنەكانەوە، بە ھاوڕێیان لەو شوێنانە بگەیێنم. بە ھاریكاری و ئاگاداركردنەوەم لەلایەن ھاوڕێیان [بەھنام محەمەد و فاروق محەمەد]ەوە ھەر لەتەك ئەوانیشدا چووم بۆ شوێنی كۆبوونەوەكە.

شوێنی كۆبوونەوەكە، ھۆڵی فێرگەیەكی ئامادەیی بوو، لەو ھۆڵەدا تیپی شانۆی ئایار [ئەگەر ناوی تیپەكەم بە دروستی لەبیرمابێت]، لەوێدا پرۆڤەیان دەكرد، پاش ئەوەی كە ھەمووان ئامادەبوون، لەسەر سەكۆی ھۆڵەكە دانیشتین و پاش خۆشھاتن گوتن و دەستپێكردنی كۆبوونەوەكە، ھاوڕێیەك، باش لەبیرمنەماوە، كە كێ بوو، بە ھەمووانی گوت “ئەم ھاوڕێیە لە ھەولێرەوە ھاتووە و ئەندامی كۆمیتەی مەراسیمی یەكی ئایارە و وەك نوێنەری ئەوان ھاتووە، ھەم ئەزموونی چۆنیەتی كاركردنی خۆیان لە ھەولێر بۆ ئێمە بگێڕێتەوە و ھەم لە ئێمەشەوە ئەزموونگیری بكات و بە ئەوێی بگەیێنێت”.

منیش بە یارمەتی ھەمووان، پاش گەیاندنی سڵاو و پەیامی ھاوڕێیانم لە كۆمیتەی مەراسیمی یەكی ئایاری ھەولێر، گوتم ” ئێمە لە یەكەمین كۆبوونەوەی چالاكانی ئامادەی بەشداریكردن لە كۆمیتەكەدا، دەستنیشانی لێژنەكانی ئامادەكاریی دەكەین و پاشان بەپێی خواستی كەسەكان، خۆیان بۆ لێژنەكان ناونووسدەكەن و ھەفتانە تا ڕۆژی مەراسیمەكە، نوێنەرانی لێژنەكان، كۆدەبنەوە و ڕاپۆرت لەسەر چۆنیەتی پێشەوەچوونی كارەكان و پێداویستییەكان و ڕێگرییەكان و ھەنگاوەكانی دوایی و ئەنجامگیری و گێڕانەوەی قسەوباسەكان و ئەنجامگیری كۆبوونەوەكە بۆ بەشداربووانی لێژنەكان. ھەروەھا بە دیاریكراوی قسەم لەسەر چۆنیەتی كاری لێژنەی ھونەریی كە بەخۆم سەرپەرشتیگەری بووم، كرد، ھێشتا دوا ڕستەكەی، پەیامەكەم تەواونەكردبوو و نەچووبوومە سەر وردەكاریی چالاكییەكانی كۆمیتەی ئامادەكاریی، كەسێك لەو بەرمەوە، دەنگی ھەڵبڕی و گوتی “سوپاس كاكە، ئێمە خۆمان دەزانین چۆن كاردەكەین”. یەكسەر ھاوڕێ “فاروق محەمەد” ئانیشكێكی كوتایە پەراسووەكانی لای ڕاستم، چپاندیە گوێم ” دەزانیت ئەوە كێییە، ئەوە سەرنووسەری بڵاوكراوەی (كۆمونیزمی كارگەری) ئۆرگانی ڕێكخراوی (یەكێتی خەباتی كۆمونیزمی كارگری)یە. پاش ئەوەی كە چووینە دەرەوە، بە ھاوڕێیان (بەھنام و فاروقم)م گوت “بە پێچەوانەی سەرنووسەرەكەیانەوە، ھاوڕێ (….) كە ئەندامی كۆمیتەی نێوەندییانە، لە زۆربەی شتەكاندا دەڵێت ” ھەرچی ھاوڕێ (… / من) بڵێت، من لەلام پەسەندە.

پاش ئەوەی كە ڕۆژی دوایی گەڕامەوە ھەولێر، لە كۆبوونەوەی سەرپەرشتیكارانی لێژنەكاندا، پاش گێڕانەوەی ئەوەی لە كە كۆبوونەوەی كۆمیتەی مەراسیمی یەكی ئایاری سلێمانیدا دیتبووم و بیستبووم، دەستبەجێ لەلایەن ھاورێیەكەوە، كە ھاوڕێكخراوەیی خۆم بوو و پێشتر بەپێی ئەزموونی مەراسیمەكانی پێشوو، پێشبینی ئەوەم كردبوو، كە ھەوڵی رێگریی لە من و دەرپەڕاندنم دەدات، چونكە ئەو و ئەو كەسەش، كە ھانی ئەوی دەدا، دەیانزانی پرنسپڵی ڕێكخراوەیی من و كاركردنم ڕێگەی بەشداریكردنی شەڕەدەندوكی كەسیی و لابەلاییم نادات. ھەر ئەم خاڵە لەلایەن ئەوانەوە دژ بەخۆم قۆسترایەوە و ناچاریانكردم لەبەرئەوەی ڕێكخراوەكەمان نەبێتە قوربانی پیلانێك و كینەدۆزی كەسیی ئەوان، بڕیاری كشانەوەی خۆمم لە كۆمیتەی مەراسیم ڕاگەیاند، بەڵام لەوە دڵنیامكردنەوە، كە ھەموو ئەو كارانەی كە وەك ئەندامی كۆمیتە بڕیاربووە، ئەنجامیانبدەم، لە دەروەی كۆمیتەش ئەنجامیاندەدەم، تەنیا ئامانجم ئەوەیە، كە كێشەی كەسیی كەسێك لەتەك مندا نەبێتە ھۆی پەككەوتنی كارەكانی كۆمیتەكە و مەراسیمەكە، ھەرچەندە ھاوڕێ ھیوا محەمەد و ھاوڕێ ئازاد ئاڕمان و ناڵە حەسەن و بەختیار (كرێكاری كارەبا) و ھاوڕێ ئارام عەلی داوایانلێكردم بمێنمەوە و تەنانەت ھەندێكیان پێیانخۆشتر بوو، من بمێنمەوە و ئەو بڕوات. چونكە ئەو یەكەم جار بوو، كە خۆی بۆ لێژنەكانی مەراسیم ناونووسبكات و ھەر لە سەرەتاشەوە، دەمزانی ئامانجێكی دیاریكراو لە پشت ئامادەبوونەكەیەوە ھەیە، ھەر بۆیە لە سەرەتای دەستپێكی كۆمیتەكەدا داوام لە لێپرسراوی ھەولێری رێكخراوەكەمان كرد، كە ئەو كەسە لەوە ئاگاداربكات، كە ململانێی نێوخۆیی خۆمان و ڕێكخراوەكەمان نەكێشێتە نێو كۆمیتەی مەراسیمەكەوە.

بەو جۆرە من ناچاركرام، ئەوێ بەجێبھێڵم و لەتەك ھاوڕێیانی (شقە)، بچم بۆ ئاكرێ و لەوێ چالاكی ئایاریی ئەنجامبدەم. ھەرچەندە زۆرم پێناخۊش بوو و دەتوانم بڵێـم، ئەو دەرچوونە بوو بە ھۆی زنجیرەیەك ناخۆشی و پەشیمانیی كەسیی لە درێژەی ژیانمدا، كە تا ئێستاش باجەكەیاندەدەم. [كە پرسێكی كەسییە و پەیوەندی بە چالاكی ڕیكخراوەییەوە نییە]، بەڵام بەدڵنیاییەوە رێكەوت و قەزاوقەدەرە ڕێكخراوەییەكان، ھۆكاری ڕوودانی ئەو چارەڕەشییەبوون.

یەكی ئایاری ١٩٩٣ لە ئاكرێ

چوونمان بۆ ئاكرێ و شێوەی كاركردنمان وەك ھەولێر نەبوو، چونكە یەكەم بڕیارەكە كتوپڕ بوو و دووەم ماوەی دوو ڕۆژمان بەدەستەوە مابوو. لەبەرئەوە ئەو دوو ڕۆژە تەنیا خەریكی پرۆڤەی سروودەكان و كۆپیكردن و ھەڵواسین و خۆئامادەكردن بووین.  ھەرچەندە ئێمە لە ھەولێرەوە چووبووین و ئاكرێ و خەڵكەكەی بۆ ئێمە شوێنێكی نائاشنابوون و ھەستمان بە نامۆیی دەركرد، ھەروەھا لەبەرئەوەی كە یەم جار بوو لە ئاكرێ ڕێكخراوی ڕەوتی كۆمونیست و بەگشتی چەپیش لەوێ مەراسیم بەو سوونەتەوە كە ئێمە ھەمانبوو، بكات، لە ڕاستیدا كەمێك ترسیشمان ھەبوو و داماننابوو، كە چەكدارەكانی پارتی بمانگرن.

بەڵام بە پێچەوانەوە لەتەك دڵخۆشی و پێخۆشبوونی خەڵكەكە و تەنانەت چەكدارەكانی پارتیش ڕووبەڕووبووین، ئەوەش دیسانەوە دوو ھۆكاری ھەبوو؛ یەكەم تازەیی مەراسیمی یەكی ئایار لەوێ و دووەم بەشداریكردنی گۆرانیبێژی ئاكرێ (محەمەد تەھە) بە كۆمەلێك گۆرانی خۆش.  بەو جۆرە لە ئامێزی میھرەبانی خەڵكی (ئاكرێ)دا، مەراسیمێكی سەركەوتوومان بەرپاكرد، كە ئەو كەسانەی لە ھەولێر دژایەتی ئێمەیان دەكرد، خەریكی فاڵگرتنەوە بوون لەسەر شكستھێنان و گرتمان. بەتایبەت بۆ من، كە دەرپەراندنم لە مەراسیمی یەكی ئایاری ئەو ساڵە لە ھەولێر، نەك لە كێشی كەسیی منی كەمنەكردەوە، بەڵكو متمانە و خۆشەویستی منی بردەسەر، چ لە نێو ڕێكخراوی خۆمان و چ لەنێو ڕێكخراوەكانی تردا.

بێجگە لە ھەموو سەختییەك و ترس و نیگەرانییەك، ھاوكاتیش خۆشییەكی ھەبوو، یەكێك لەو شتە خۆشانەی، كە قەد لەبیرم ناچنەوە، ئەوەبوو، كە ئێوارەی یەكی ئایار پاش مەراسیمەكە، لە ماڵی ئەو ھاورێیەمان (ح.ع) بووین، كە لەتەكیدا چووبووین و میوانێكی زۆر كۆبووبوونەوە لێمان، لەنێویاندا ئەوانەی كە پاش ڕاپەڕین ئەندام و پێشمەرگەی ڕەوتی كۆمونیست بووبوون. لە وێژەری دەنگوباسی ئەو ڕۆژەی كەناڵی پارتییەوە، لە بارەی یەكی ئایارەوە، بەردەوام گوێم لە وشەی “عەولی” دەبوو، ڕاستییەكەی ھەرچەندە تێگەییشتنم لە كرمانجی بە ھۆی ڕادیۆی یەكێتی و كۆمەڵەی زەحمەتكێسان لە ساڵانی ھەشتاكاندا زۆر باش بوو، كەچی لەتاو قەرەباڵغی و دەنگەدەنگی نێو ھۆڵەكە، من “عەولی”م لێبووبووە ناوی كەسێك و وامزانی كەسێكی زۆر بەناوبانگی ئەو ناوچەیە و لە ھاورێیەكم پرسی، ئەرێ ئەو “عەولە” كێیە، لە ڕۆژی ئایاردا ئەوەندە ناویدەھێنن، لەوەدەچێت، شیوعییەكی بەناوبانگ بێت؟ ئیتر بوو بە پێكەنین و ھەرایەك، ھەر مەپرسن، منیش ھەم وڕبووبووم و ھەم لەتەك ئەواندا تا ڕادەی گریان پێكەنیم و ھاتمەوە سەر سفر، (عەول)ە شیوعییەكەی من، تەنیا ژمارەیەك دەرچوو، ھەر “اول من أیار”ەكەی عەرەبی بوو و تا گەییشتبووە بادینان، بوو بوو بە (عەولی ئایار) و دڵی منی بە بوونی چالاك و كەسایەتییەكی ئاوا ناسراو لە بادینان بەناوی “عەول” خۆشكردبوو.

یەكی ئایاری ١٩٨٤ی ھەولێر

لە سەرەتای مانگی ئەپڕیلی ١٩٩٤دا بوو، لە لای ھاوڕێ گۆران عەبدوڵڵا بووم و لە بارەی مەراسیمی یەكی ئایاری ئەو ساڵەوە دەدواین، منیش كتوپڕ ئەم پێشنیارەم بەخەیاڵدا ھات “بۆ ھەوڵندەین، یەكی ئایاری ئەم ساڵ بەنێوی یەكێتی بێكارانەوە بەرپابكرێت، تاوەكو تەكانێك بەم رێكخراوە بدەینەوە و سەرلەنوێ جەماوەری لە دەور كۆبكەینەوە؟”. ھاوڕێ گۆران دەستبەجێ گوتی زۆر باشە و منیش ھەمان بۆچوونم ھەیە، لەم كاتەدا ھاوڕێ (سەردار حەمید) بەرەو بنكەی یەكێتی بێكاران دەھات، لە ئەویشمان پرسی، ئەویش لە وەڵامدا گوتی “منیش ھاوڕاتانم”، دوابەدوای ئەو، ھاوڕێیان (سیروان عەلی) و (كاوە حەسەن) ھاتن و ئەوانیش پێشوازییان لە پێشنیارەكە كرد، ئەگەر باش لەبیرممابێت، ھاوڕێ (عەبدولڕەحمان مەولود)یش بەسەر قسەوباسەكەدا ھات و زۆری پێباشبوو.

بەڵام ڕۆژی دواتر، كە دانیشتنی تایبەتمان بۆ پێكھێنانی كۆمیتەی بەرپاكردنی مەراسیمی یەكی ئایار ھەبوو، ھاوڕێ (سەردار ) بۆچوونی گۆڕابوو و لەوەش سەیرتر (لێپرسراوی بنكەی ئاشكرای حككع)، ھەرچەندە بانگھێشت نەكرابوو و كۆبوونەوەكە تەنیا بۆ ئەندامانی یەكێتی بێكاران و كۆمەڵەی ئاوارەكان و ڕێكخراوی سەربەخۆی ژنان بوو، كەچی ئەو لەوێ ئامادە بوو و دژایەتی تەواوی پێشنیارەكەی ئێمەی دەكرد و بەدژایەتی (حككع)ی ناویبرد و ئەندامانی حككع لەسەر ڕابەری پارتەكەیان لە مەراسیمەكەدا و پاشكۆبوونی یەكێتی بێكاران پێداگرییاندەكرد. ھەڵبەتە ئەوەمان لەبیرنەچێت، كە ئەندامانی (حككع) لەو سەردەمەدا لە زۆربەی پرسەكاندا دوو دەستەبوون، بۆ نموونە ھاوڕێیان (گۆڕان عەبدوڵڵا و سیروان عەلی) كە ئەو كات ئەندامی چالاكی ئەو پارتە بوون، زۆر بەتەنگ یەكێتی بێكاران و خەباتی جەماوەرییەوە بوون و لەتەك ئێمەدا ھاوبۆچوون بوون و لەلایەن قسەكەرانی پارتەوە، وەك ئێمە دژایەتییان دەكرا.

پاش ململانێییەكی زۆر، بڕیار لەسەر كۆمیتەی ئامادەكاریی مەراسیمەكە، بەناوی یەكێتی بێكاران و ھاوپشتی و كۆمەكی (حككع)ەوە درا. وەك ڕێسای جێكەوتە و پێشینەی ساڵانی ڕابوردوو، كەوتینە دیاریكردنی لێژنەكانی كۆمیتەكە و بۆ ھەر یەكێك لە كارەكان، لەوانە لێژنەی ھونەریی [كە من سەرپەرشتیگەری بووم]، لێژنەی كۆكردنەوەی كۆمەكی دارایی و پەیوەندی لەتەك لایەنەكان و ڕێكخراوەكانی دیكە، لێژنەی پاگەندە و ڕاگەیاندن. بەو جۆرە بەخۆشی و  ورەبەزییەكەوە، بۆ ئامادەكاریی و بەرەوپێشبردنی ئەركەكان، دەستەبەكابووین.

بۆ من جیاوازی یەكی ئایاری ئەو ساڵە لەتەك ساڵەكانی پێشتر، دوو شت بوو، یەكەم، ئەو كەسانەی كە ھەموو كار و ئامانجێكیان بووبووە دژایەتی من و ساڵی ١٩٩٣ بە دژایەتی كەسیی، منیان ناچار بە كشانەوە لە كۆمیتەی مەراسیمی یەكی ئایار لە ھەولێر كرد، لەوێ نەمابوون، دووەم، یەكێتی بێكاران وەك ڕێكخراوەیەكی جەماوەریی سەربەخۆی زیاتری ھەبوو و بەپێچەوانەی ساڵانی ڕابوردووەوە، كە كۆمیتەكە و مەراسیمەكە بەناوی ڕیكخراوە ڕامیارییەكانەوە [ڕەوتی كۆمونیست، یەكێتی خەباتی كۆمونیزمی كرێكاریی و سەرنجی كرێكار]، ئەو ساڵە یەكی ئایار بەناوی [یەكێتی بێكاران لە كوردستان]ەوە بەرپادەكرا . ئەمە بۆ من ھاتنەدی یەكێك لە خەونەكانم بوو، كە لە ساڵی ١٩٩١ەوە قسەوباسم لەسەر دەكرد.

جەماوەرییبوونەوە و كەمكردنەوەی كارایی و دەستتێوەردانی (حككع) لە كۆمیتەی ئامادەكاریی مەراسیمەكەدا، بواری بۆ بەشداری كەسانی سەربەخۆ و لایەنداری دیكە ڕەخساند، بەتایبەت لە كارە ھونەرییەكاندا، كە من سەرپەرشتیمدەكردن. بۆ نموونە بۆ یەكەم جار كەسانی دەرەوەی بازنەی ڕەوتی كۆمونیزمی كرێكاری بواریان بۆ ڕەخسا، كە بەشداری بێبەند و مەرج بكەن و تواناییە ھونەررییەكانیان بخەنەگەڕ و سیمایەكی دیكە بە مەراسیمەكە ببەخشن. لەو  كەسانە (ھەڵمەت تاھیر)ی شانۆكار خەڵكی ھەولێر، (فازیل عوسمان) خەڵكی كەركووك، خوێندكار لە ھەولێر، (ھەژار )خەڵكی كۆیە، خوێندكار لە ھەولێر، بێجگە لە شانۆكار ناڵە حەسەن و خۆمان تیپی سروودبێژی، كە پێشتریش لە مەراسیمەكاندا بەشی سەرەكی لێژنەی ھونەری مەراسیمەكانی ٨ی مارچ و ١٨ی ئازار [ڕۆژی كۆمونە و شوراكانی كوردستان] و مەراسیمی یەكی ئایار بووین.

بەو جۆرە ھاوڕێ (فازیل عوسمان) بە چەند سروودێكی نوێ، كە دانەری ئاوازەكانیان بەخۆی بوو، ھاوڕێ (ھەڵمەت تاھیر) بە شانۆییەكی كۆمیدی فوتباڵ، كە دواتر  من كۆمەڵێك ئیدی خۆمم بۆ زیادكرد و بوو بە شانۆگەرییەكی ڕامیاریی، ھاوڕێ (ناڵە حەسەن) بە شانۆگەرییەك، كە منیش ڕۆڵم تێدا كایەكرد، ھاوڕێ (ھەژار) بە گوتنی كۆمەلێك سروود بەشدارییانكرد.

ھەرچەندە ھەژماری ئەندامانی كۆمیتەی مەراسیم و چالاكانی یەكی ئایار لە ھەولێر لە پێویست زیاتربوون، كەچی وەھا دەركەوتنێكی تازە، ئەندامانی (حككع)ی تووشی شۆككردبوو و ناچاربوون بۆ ھاوسەنگی ھێز، كۆمەڵێك لە ئەندامان و چەكدارانی خۆیان لە سلێمانییەوە بە بیانووی پشتیوانی و سەرپەرشتی بھێنن. ھەڵبەتە ئامادەیی چەكدارانە و ھێنانی ئەندامانی ئەو پارتە لە سلێمانییەوە، چاوەڕوانكراو نەبوو و كتوپڕ دەركەوتنیان لە ڕۆژ و شوێنی بەرپاكردنی مەراسیمەكە [باخچەی گڵكەند]دا پێشبینیكراو نەبوو و كەسانێك كە ئەندامی ئەو پارتەنەبووین، بەتایبەت ھاوڕێ (كاوە حەسەن) و من، ھیچ كاردانەوەیەكمان لە خۆمان نیشاننەدا، تا كاتێك كە ئەوان [لەشكری ئاوردە] كەوتنە ھەوڵی دەستتێوەردانی بڕگە و بەرنامەكانی مەراسیمەكە و لابردنی وتاری ھەندێك لە ھاوڕێیان و پاشوپێشپێكردنی بڕگەكان.

بەڵام بەپێچەوانەوە، ئەندامانی ھاوردەی (حككع) لە سلێمانییەوە، تەنانەت لە كاتی پێشكەشكردنی بەشەكانی مەراسیمەكەشدا ھەوڵی پاشقوڵگرتنیان دەدا و بڕگە پێشتر دانراوەكانیان لادەبردن و كەسانی خۆیانیان دەخزاندە نێو بەرنامەی مەراسیمەكەوە. ھەرچەندە من بۆخۆم بەپێی ئەزموونەكانی خۆم لەنێو ئەو ڕەوتەدا، دەمزانی كە بە ھەموو شێوەیەك ھەوڵی پاوانكردن (دۆمنیەت)ی مەراسیمەكە دەدەن، بەڵام لەو بڕوایەدانەبووم؛ یەكەم، لە سلێمانییەوە ھێز بێنن و دووەم، بە ئارەزووی خۆیان بكەونە پاش و پێشكردن و لابردنی ھەندێك لە بڕگەكانی مەراسیمەكە.  وەھا دەستتێوەردان و چەپەڵكارییەك، ئێمەی ناچاركرد و  لەسەر لابردنی وتارێكی ھاوڕێ (ھیوا كەریم) كرێكاری چێشتخانە و دواخستنی بڕگە ھونەرییەكان، ھاوڕێ كاوە و من لەتەكیاندا ڕووبەڕووبووینەوە. ھەروەھا كە لە كاتی ئامادەكاری كارەكاندا كێشەی زۆریان بەتایبەت بۆ لێژنەی ھونەریی دروستدەكرد، دژی ئەوەبوون، كە ھاوڕێ (فازڵ عوسمان) سروود بچڕێت و بەشداریبكات، دەیانگوت “ئەنارشیستە” [ھەرچەندە ئەو ئەناركیست نەبوو و كەسێكی كۆمونیست بوو، بەڵام لە جۆری كۆمونیزمی حیكمەتی نا]، ھەروەھا بەشداری ھاوڕێ (ھەڵمەت تاھیر)یان پێباشنەبوو، چونكە بۆ ئەوان كۆمونیست نەبوو یا كۆمونیستی ھاوجۆری ئەوان نەبوو .

لەو مەراسیمەدا بێجگە لە وتاری یەكێتی بێكاران و كۆمەڵەی ئاوارەكان و ڕێكخراوی سەربەخۆی ژنان و وتاری (حككع) و پەیامی لایەنەكانی دیكە، دوو شانۆنامە پێشكەشكران، یەكەم ئیدە و دەرھێنانی ھاورێ (ھەڵمەت تاھیر) بوو و دووەم، نووسین و دەرھێنانی ھاوڕێ (ناڵە حسەن) بوو. ھەروەھا بەپێشكەشكردنی كۆمەڵێك سروود و ھۆنراوە و پەخشان و گۆرانی ناوەڕۆك و سیمای مەراسیمەكە لە مەراسیمەكانی ساڵانی پێشوو جیاوازتربوو.

لە ھەموو ئەوانە سەرنجراكێش تر، ئەوەبوو، ئەوی كە ئاگای لە ھۆ و جێی سەرھەڵدانی جەنگی نێوان (ینك و پدك)ی نەبووبوو و  شانۆییە كۆمیدییەكەی ئێمەی بینیبوو، پێێوابووبوو، كە شانۆییەكەی ئێمە بووەتە ھۆی ھەڵگیرساندنی جەنگەكە، چونكە لایەنگرانی ھەردوو پارتی دەسەڵاتدار، لەوێدا لەتەك گۆڵكردنی ڕەنگی لایەنەكەی خۆیاندا، تەزبیحە زەرد و سەوزەكانیان لەبەرامبەر یەكدیدا ڕادەوەشاند و كەتواری كۆمەڵگە بەشێوەیەكی زیندوو نمایشدەكرا و كاردانەوەی بێنەر و جوڵەی ئەكتەر، سەراپای باخچەی گلكەند و  مەراسیمەكی كردبووە مەیدانی نواندنی شانۆییەكی مەیدانی و شانۆنامەی ژیانی ئاسایی ھێنابووە سەر شانۆ و بەرگی ھونەریی بەبەرداكردبوو.

بەداخەوە، لێرە بەدواوە ڕەوتی بەشداری من بەھۆی دووركەوتنەوەم لە ھەولێر و ئەو كۆمەڵە ھاوڕێییەی نێو یەكێتی بێكاران و كۆمەڵەی ئاوارەكان و ڕێكخراوی سەربەخۆی ژنان و چالاكانی خوێندكاران، شێوەی بەشداری و چالاكیم لە مەراسیمەكانی یەكی ئایاردا گۆرانی بەسەرداھات، بەڵام ئێستاش ھەر ساڵ چالاكانە بەشداردەبم و ھەردەم ھەوڵدەدەم سەربەخۆیی خۆم بپارێزم و ڕەدووی ڕەوتە ڕامیارییەكان، كە تەنیا ئامانجیان لە بەشداری مەراسیمەكاندا پاگەندەی پارتیی و ڕامیاریی و ڕاوەئەندامكردنە، نەكەوم. لێرەدا بە یاداوەرییەكی خۆش، كۆتایی بە یاداوەرییەكانم دەھێنم؛ دوو ھەفتە پێش یەكی ئایاری ساڵی ٢٠١١ لە نەخۆشخانە كەوتبووم، وەك خوگرتنی ھەر ساڵەم بە بەشداری و ئامادەیی لەو ڕۆژەدا، كێچ چووبووە كەوڵم و ھەردەم بیرم لە چۆنیەتی بەشداریكردن دەكردەوە؛ نەمدەزانی داوای دەرچوونی یەكجاریی لە نەخۆشخانە بكەم و واز لە چارەسەر بھێنم، یا واز لە بەشداریكردن لە یەكی ئایار بھێنم؟ چەند ساتێك پێش دەستپێكردنی مەراسیمی یەكی ئایار، پزیشكی سەرپەشتكار وەك ھەموو بەیانییەك ھاتوو و “گوتی چییە، بۆ وا شێواوی، ئازارت زۆرە؟” منیش وتم ڕاستیت دەوێت، نا، گرفتێكی دیكەم ھەیە، ناتوانم لێرەدا بیڵێم.  لە وەڵامدا گوتی “دواتر وەرە بۆ ژوورەكەم”. منیش بیئۆقرە خۆم گەیاندە ژوورەكەی و گوتم، دكتۆر چیت لێبشارمەوە، ئەمڕۆ ڕۆژی یەكەی ئایارە و حەزدەكەم بچم بەشداری مەراسیمەكە بكەم و بەڵێنم بە ھاوڕێكانم داوە. پزیشكەكە سەیرێكی كردم و گوتی “ھەرچەندە ئەوە كارێكی نایاسییە، مادام كارێكی خۆشییەكت پێدەبەخشێت، بڕۆ بەڵام من ئاگادارنیم و بە كەسی دیكەش مەڵێ و ھەموو لێپرسراوەتییەك لە ئەستۆی خۆت”. بەو جۆرە خۆم گەیاندە شوێنی مەراسیمەكە و  لەوێ كەوتمە بڵاوكردنەوەی بەیاننامەی بەسەرھاتی ڕۆژی یەكی ئایار. لەپڕ كەسێك شانی گرتم و داوای بەیاننامەكی لێكردم و كە ئاوڕمدایەوە، یەكێك لە مامۆستاكانی خۆم بوو، كە بەخۆی یەكێك بوو لە سۆشیالیستە ئازادیخوازەكانی توركیە، گوتی “ئەوە لێرە چیدەكەیت، خۆ ھاوخولەكانت بەتەمابوون بەیانی بە چەپكە گوڵەوە لە خەستەخانە سەردانیتبكەن”. بەیاننامەكەم دایەدەستی و بەسەرھاتەكەم بۆ گێرایەوە و پێمگوت؛ ھاوڕێ، باشترین شت ئەوەیە منت نەبینیوە، ھیچت لە من نەبیستووە و  ھیچت بە من نەگوتووە. توند دەستی گوشیم و  بە چەند ھاوڕێیەكی دیكەی خۆی ناساندمی و ئێوارە گەڕامەوە نەخۆشخانە و لەسەر قەرەوێڵەكەم نەخۆشكەوتمەوە …

دوا وشە، ھیوادارم ھاوڕێیان، ئەوانەی كە لەو ڕۆژگارانەدا چالاك و ئامدەبوون، ئەوانەی من ناویانم لەبیرچووە، بەدڵێكی فراوانەوە لەبیركردنی ناویانم لێوەربگرن و ئەوان ئەوەی كە من لەبیرمكردووە، زیادی بكەن و ئەو شتانەی من لە گێڕانەوەیدا ڕاستگۆنەبووبم، ئەوان بە ڕەخنە و سەرنجەكانیان، بۆ من و خوێنەرانی ھێژا و مێژوو، ڕاستیانبكەنەوە. چونكە ڕاستی و ناڕاستیی گێڕانەوەی ھەر كەسێك پەیوەندی بە گرنگیدان و بەھەندوەرگرتنی شتەكانەوە لە ساتی ڕوودانیاندا، ھەیە. نووسینەوەی مێژوو و ڕووداوەكانی نێوی، كاری تاكەكەس نییە و ئەگەر ھەموومان پێكەوە بە تۆماركردن و پاراستنی ڕووداوەكانی لە یاداوەرییەكانی خۆمدا، نەینووسینەوە، ئەوا ڕامیارانی مێژووشێوێنەر و مێژوونووسانی دەرباری دەسەڵات، راستییەكان ئاوەژوودەكەنەوە. ھەر ئەم بۆچوونەیە، كە بووەتە ھاندەری من بۆ ئەوەی یاداوەرییەكانی خۆم لە فەوتان ڕزگاربكەم

 

 

 

**********************

* بەداوای لێبوردنەوە، لە گێڕانەوەی “یاداوەرییەكانی ٨ی مارچ” و ١٨ی ئازاردا  ناوی ئەم ھاورێیانەم لەبیركردبوو [ئیسماعیل (ئازاد ئاڕمان، ڕێباز، مامە كەریم، فایق حەسەن، شاناز، نەزمییە، كۆمەلێكی دیكە، كە مەگەر ھاوڕێیانی دیكە یا بەخۆیان بیرمبخەنەوە. جارێكی دیكە داای لێبوردن دەكەم و ھیوادارم بەم دەستپێشخەرییە، توانیبێتم، كە ببمە ھاندەری ھاوڕێیان و چالاكانی ئەو ڕۆژانە، تاوەكو ئەوانیش شان بدەنە ژێر نووسینەوەی بەشێكی ئەو مێژووە، كە من تێیدا بەشدارنەبووم یا لەبریمنەماوە.

** لەبەرئەوەی كە لێرەدا بوار و شوێنی چوونەسەر پاشینەی ناكۆكییە كەسییەكانی ھاوڕێكخراوەییەكانم لەو مەراسیمانەدا نەبوو، ناچار خۆم لەوە ڕوونكردنەوە و باسكردنیان لادا و بۆ ھەل و شوێنێكی دیكە ھەڵگرتوون. لێرەدا تەنیا ئەوە بە پێویست دەزانم، بڵێم ئەو كەسانەم لە ڕێی چالاكی و ژیانی ڕێكخراوەییەوە، ناسیوون و پێشتر نە وەك كەس و نە وەك بۆچوون نەمناسیوون و ھیچ گرفت و كینەكەی كەسییم بەرامبەریان نەبووە و نییە. بەداخەوە ئەوە ئەوان بوون، كە جیاوازی بۆچوون و شێوازی كاركردن و بیركردنەوەیان بە كێشەی كەسیی وەردەگرت و پەیوەندی كۆمەڵایەتی و ڕێكخراوەیان دەكردە قوربانی ناكۆكییەكان.

اساسنامەی انجمن بین المللی زحمتکشان

اساسنامەی انجمن بین المللی زحمتکشان

 

تاریخ انتشار در تارنمای کنفدراسیون ملی کار ١۶ فوریه ٢٠١٣

ترجمە از : ن. تیف

الف) مقدمه

مبارزەی صدها ساله بین استثمارکنندگان و استثمارشوندگان ابعاد تهدیدآمیزی گرفته است. سرمایەی قادر مطلق سر خود را دوباره بلند کرده است. علیرغم تضادهای درونی بین بورژوازی و سرمایەداری بین المللی، چنان شرایطی به وجود آورده اند که بتوانند مانند تنی واحد علیه پرولتاریا اقدام نمایند و آن را به ارابه ی پیروز خود زنجیر کنند.

سرمایەداری خود را سازمان می دهد و در حالی که در موضعی دفاعی قرار داشت، علیه طبقەی کارگر سنگربندی می نماید. حمله ی سرمایەداری برضد طبقەی کارگر دارای منشائی ژرف و عللی مشخص است. تعدد نظرات و اصول در میان کارگران، نبود صراحت و انسجام اهداف طبقەی کارگر برای امروز و آینده، تشتت طبقەی کارگر در گرایش های مختلف و در یک کلام سستی و پراکندگی جنبش کارگری به سرمایەداری اجازه می دهند که علیه طبقەی کارگر اقدام نماید. فقط یک پاسخ می تواند به یورش خشونت آمیز و بین المللی استثمارکنندگان از هر نوعی برضد طبقەی کارگر داده شود و آن هم تشکل فوری ارتش پرولتاریا در یک نهاد مبارزاتی است که در بطن خود تمام کارگران انقلابی همەی کشورها را دربرمی گیرد تا بلوکی پولادین علیه تمام حملات سرمایەداری شکل بگیرد، بلوکی که حملات سرمایەداری را پس خواهد زد و بر ضد تمام فشار آن پیروز خواهد شد. جنبش رهایی کارگران نمی تواند آن گرایش های کارگری را بپذیرد که خواهان همزیستی بین سرمایه و کار هستند و می خواهند یک آشتی بین المللی را با سرمایەداری و دولت بورژوایی برقرار کنند. جنبش رهایی کارگران نمی تواند در صفوف خود گرایش هایی را بپذیرد که دیکتاتوری پرولتاریا را تبلیغ می کنند، چرا که این دیکتاتوری بر خلاف اهداف تمام کارگران آگاهی ست که بیش ترین آزادی و رفاه را برای همه می خواهند. زحمتکشان انقلابی سراسر جهان باید یک انجمن واقعی بین المللی زحمتکشان را برضد حمله ی سرمایەداری و تمام سیاستمداران از هر گرایشی که باشند، بسازند. در این انجمن بین المللی هر عضو می داند که رهایی طبقەی کارگر فقط به دست خود طبقەی کارگر میسر است، کارگرانی که به عنوان تولیدکنندگان، سازمان های اقتصادی خود را تشکیل می دهند تا کنترل اراضی و کارخانه ها را به دست بگیرند و آن ها را به شیوه ی اشتراکی اداره می کنند. این سازمان های اقتصادی اداره شده توسط تولیدکنندگان با ادامه ی تولید، زندگی اجتماعی را تضمین می کنند. وظیفه ی زحمتکشان با چنین چشم انداز و هدفی این است که در مبارزات جاری که برای تغییر اجتماعی هستند شرکت نمایند و این را در خاطر داشته باشند که هر گامی می تواند آنان را به چشم انداز و هدف خود نزدیک کند به شرط این که در مبارزات روزمره فقط روی نیروی خود حساب کنند و با تبلیغ و تشکل در جنبش خود، ابزار لازم را برای کنار زدن رقبا و جایگزین شدن خود فراهم آورند. به علاوه ما می توانیم هر جا که امکانش وجود دارد نظم اجتماعی خود را برای نمونه و مثال ایجاد نماییم. تشکلات ما می توانند در چارچوب امکاناتی که دارند بزرگ ترین تأثیرات را روی گرایش های دیگر داشته باشند تا آن ها نیز به ما بپیوندند و با ما علیه رقبای دولتی و سرمایه داران مبارزه نمایند، البته همیشه باید شرایط محلی و زمانی را در نظر گرفت و هرگز نباید اهداف نهایی جنبش رهایی کارگران را از یاد برد.

ب) اصول سندیکالیسم انقلابی

١) سندیکالیسم انقلابی با تکیه بر مبارزەی طبقاتی برای اتحاد همەی زحمتکشان در سازمان های رزمنده اقتصادی تلاش می کند که به نوبه ی خود برای آزادی از یوغ دوگانه ی سرمایه و دولت مبارزه می کنند. هدف نهایی سندیکالیسم انقلابی سازماندهی زندگی اجتماعی بر اساس کمونیسم لیبرتارین (آزادیخواه) است که با عمل انقلابی طبقەی کارگر به وجود می آید. سندیکالیسم انقلابی با این اعتقاد که فقط سازمان های اقتصادی پرولتاریا قادرهستند جامعه ی کمونیست لیبرتاریایی را به وجود آورند به تمام زحمتکشان به عنوان تولیدکنندگان و آفرینندگان ثروت های اجتماعی روی می آورد و مخالفت خود را علیه احزاب کارگری مدرن اعلام می کند، احزابی که برای سازماندهی اقتصادی جامعه بی کفایت هستند.

٢) سندیکالیسم انقلابی مخالف قاطع هر گونه انحصار اقتصادی و اجتماعی ست و برای نابودی هر گونه انحصاری با استفاده از کمون های اقتصادی که توسط نهادهای کارگران در هر زمین و کارخانه ای اداره می شوند، مبارزه می کند. این کمون های اقتصادی بر اساس شوراهای آزادی شکل می گیرند که تابع هیچ قدرت و هیچ حزب سیاسی نیستند. سندیکالیسم انقلابی علیه دولت و احزاب سیاسی قد علم می کند و در برابر آن ها سازمان اقتصادی تولید را قرار می دهد. سندیکالیسم انقلابی دولت انسان علیه انسان را برنمی تابد و مدیریت اداری اشتراکی را در مقابل هر دولتی قرار می دهد. بنابراین واضح است که سندیکالیسم انقلابی نمی خواهد قدرت سیاسی را به دست بگیرد، برعکس نابودی هر گونه قدرت دولتی را در زندگی اجتماعی هدف خود می داند. سندیکالیسم انقلابی بر این باور است که با حذف انحصار مالکیت، انحصار سلطه گری نیز پایان می یابد، لذا هر شکلی از دولت هرگز نخواهد توانست وسیله ای برای آزادی انسان ها باشد. هر نوعی از دولت به پیدایش انحصارات و امتیازات جدید برای عده ای خاص می انجامد.

٣) سندیکالیسم انقلابی دارای کارآیی دوگانه است، از سویی ادامه دادن به مبارزەی انقلابی روزمره در تمام کشورها برای بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی و فکری طبقەی کارگر تا جایی که جامعه کنونی اجازه می دهد و از سوی دیگر تربیت توده ها برای این که خود بتوانند، هنگامی که زمانش می رسد، مدیریت مستقل تولید و توزیع را با در اختیار گرفتن تمام موجودی های زندگی اجتماعی به دست بگیرند. سندیکالیسم انقلابی نمی پذیرد که سازماندهی یک نظم اجتماعی که بارش فقط روی تولیدکننده قرار دارد با دستورات دولتی رتق و فتق گردد. سندیکالیسم انقلابی آنارشیستی خواهان نظمی ست که بر اساس فعالیت مشترک تمام زحمتکشان یدی و فکری پی ریزی می گردد. این نظم در هر شاخه ی صنعتی با مدیریت کارخانه ها توسط خود کارگران شکل می گیرد به طوری که هر گروه از آنان در یک کارخانه یا شاخه ی صنعتی عضوی خودمختار در تمام نهاد اقتصادی ست و خودبه خود بر اساس یک نقشه و بر اساس توافقات مشترک، تولید و توزیع را به نفع تمام جامعه تنظیم می نماید.

۴) سندیکالیسم انقلابی مخالف تمامی گرایش هایی ست که از مرکزیت دولتی و دینی دفاع می کنند چرا که آن ها فقط به ادامه ی حیات دولت و اتوریته یاری می رسانند و همواره روح ابتکار و استقلال را از اندیشه ها می زدایند. سانترالیسم یک سازماندهی مصنوعی ست که به زعم خود اقشار پایین دست را به اقشاری که بالادست می داند، می سپارد. سانترالیسم یا تمرکزگرایی نهایتاً رتق و فتق امور تمام جامعه را به دست یک اقلیت می دهد و فرد را به یک برده تبدیل می کند که باید فرمانبرداری کند. سازماندهی تمرکزگرا نیازهای جامعه را برای منافع چند نفری تنظیم می کند. تمرکزگرایی (سانترالیسم) حقیقت را با یک دست کردن جامعه پنهان می کند و مسئولیت شخصی را با انضباط سخت جایگزین می نماید. به همین خاطر است که سندیکالیسم انقلابی مخالف قاطع سانترالیسم است و جامعه ی مطلوب را جامعه ی سازماندهی شده بر روی یک تشکل بزرگ فدرالیستی می داند. سازمان فدرالیستی جامعه از پایین به بالا است و دربرگیرنده ی وحدت آزاد تمام نیروهایی ست که برای دفاع از نظرات و منافع مشترک گردهم  می آیند.

۵) سندیکالیسم انقلابی با هیچگونه فعالیت پارلمانی و همکاری با نهادهای قانونگذار همخوانی ندارد، چرا که خوب می داند که آزادترین سیستم انتخاباتی هم نمی تواند تضادهای واقعی موجود را در جامعه ی کنونی از میان بردارد. یگانه هدف نظم پارلمانی این است که در ظاهری قانونی، باطنی دروغین را قرار دهد که به تداوم بی عدالتی های اجتماعی دامن زده شود.

۶) سندیکالیسم انقلابی مخالف تمام مرزهای سیاسی و ملی ست که جبارانه به وجود آمده اند و اعلام می کند که آن چه ناسیونالیسم (ملی گرایی) نامیده می شود چیزی نیست به جز دین ِ دولت مدرن که می خواهد در پشت آن منافع مادی طبقات دارا را حفظ نماید. سندیکالیسم انقلابی بر این باور است که اختلافاتی که وجود دارند در زمینه ی اقتصادی هستند و می توانند منطقه ای یا ملی باشند. این اختلافات هستند که سلسله مراتب و امتیازات و انواع ستم ها را (بر اساس نژاد، جنسیت یا هراختلاف واقعی یا قلابی دیگر) پدید می آورند. سندیکالیسم انقلابی می خواهد که هر گروهی حق خودمختاری همبسته با دیگر انجمن های مشابه را داشته باشد.

٧) به همین دلایل است که سندیکالیسم انقلابی با جنگ و نظامی گری مبارزه و تبلیغات ضدجنگ را توصیه می کند. سندیکالیسم انقلابی خواهان برچیدن بساط ارتش های حرفەای ست که همچون ابزار ضدانقلابی سرمایەداری عمل می کنند. میلیشیای کارگری که در طی انقلاب توسط سندیکاهای کارگری کنترل می شود باید جایگزین ارتش های حرفەای گردد. سندیکالیسم انقلابی خواهان تحریم تمام مواد اولیه ای ست که برای جنگ لازم است و فقط یک استثناء بر این امر قائل است و آن هم برای زمانی ست که کارگران کشوری در حال یک انقلاب اجتماعی هستند و باید به آنان یاری رساند تا از انقلابشان دفاع نمود. سندیکالیسم انقلابی نهایتاً از ابزاری مانند اعتصاب پیشگیرانه و انقلاب برضد جنگ و نظامی گری استفاده می کند.

٨) سندیکالیسم انقلابی معتقد است که تولید یک محصول نباید به محیط زیست خدشه وارد آورد و مثلاً استفاده از  کودهای آلترناتیو را در صورت امکان به جای کودهای جایگزین نشدنی پیشنهاد می کند. سندیکالیسم انقلابی نمی پذیرد که ناآگاهی موجب بحران زیست محیطی کنونی ست، بلکه عطش سود بیش تر است که چنین وضعیتی را پیش آورده است. تولید سرمایەداری برای حفاظت از محیط زیست بی کفایتی می کند چرا که همیشه در پی کاهش هزینه ها و افزایش سود برای ادامه ی زندگی خود است. خلاصه این که بحران قروض جهانی استفاده از کشاورزی صنعتی را گسترده کرده است به طوری که کشاورزی برای امرار معاش پسروی نموده است. این موضوع سبب شده است که جنگل های استوایی نابود گردند و گرسنگی و بیماری افزایش یابند. اگر مبارزه برای حفظ سیاره ی زمین و مبارزه علیه سرمایەداری به هم پیوند نخورند، هر دو شکست می خورند.

٩) سندیکالیسم انقلابی مدافع سرسخت عمل مستقیم است و از هر مبارزه ای که در تضاد با اهدافش نباشد، پشتیبانی می نماید. مبارزه دارای اشکال مختلفی از قبیل اعتصاب، بایکوت، سابوتاژ و غیره است. ژرف ترین نشان یک عمل مستقیم اعتصاب عمومی ست که از نظر سندیکالیسم انقلابی نوید دهنده ی انقلاب اجتماعی ست.

١٠) سندیکالیسم انقلابی دشمن هر گونه خشونت است که هر نوعی از دولت سازمان می دهد، اما این نکته را از نظر دور نمی دارد که در طی نبردهای سرنوشت سازی که میان سرمایەداری امروز با کمونیسم آزاد فردا انجام خواهند گرفت برخوردهای به شدت خشونت آمیزی شکل خواهند گرفت. به همین دلیل است که سندیکالیسم انقلابی خشونت را به عنوان یک وسیله برای دفاع علیه روش هایی که طبقات سلطه گر استفاده می کنند، به رسمیت می شناسد. طبقات دارا برضد مردم انقلابی از خشونت استفاده می کنند چرا که نمی خواهند مالکیت بر زمین ها و ابزار تولید را از دست بدهند. از آن جایی که خلع مالکیت نمی تواند بدون دخالت مستقیم سازمان های اقتصادی زحمتکشان انقلابی عملی گردد، دفاع از انقلاب نیز به همان نهادهای اقتصادی بازمی گردد و نه یک تشکیلات نطامی یا شبه نظامی که در خارج آن ها شکل می گیرد.

١١) فقط در سازمان های اقتصادی و انقلابی طبقەی کارگر نیروی رهایی و تأمین انرژی آفریننده ی لازم برای بازسازی جامعه بر اساس کمونیسم لیبرتاریایی (آزادیخواه)  وجود دارد.

 

پ) نام سازمان بین المللی

پیوند بین المللی برای مبارزه و همبستگی که سازمان های سندیکایی انقلابی جهان را به یک دیگر وصل می کند انجمن بین المللی زحمتکشان (AIT) نامیده می شود.

ت) اهداف انجمن بین المللی زحمتکشان

انجمن بین المللی زحمتکشان دارای اهداف زیر است:

الف) سازماندهی و پشتیبانی از مبارزەی انقلابی در تمام کشورها برای نابودی همیشگی رژیم های سیاسی و اقتصادی کنونی و استقرار کمونیسم لیبرتاریایی (آزادیخواهانه).

ب) ایجاد یک پایه ی ملی و صنعتی سندیکایی در تشکلات اقتصادی سندیکایی و آن جایی که چنین پایه ای موجود است، تحکیم آن هایی که برای نابودی سرمایەداری ودولت مبارزه می کنند.

پ) جلوگیری از نفوذ هر گونه حزب سیاسی در سازمان های اقتصادی سندیکایی و مبارزەی قاطع با هر گرایشی از سلطه گری سیاسی در درون سندیکاها.

ت) تدوین یک برنامه ی مشخص در صورت پیدایش یک موقعیت برای اتحاد موقت با دیگر تشکلات پرولتاریایی، سندیکایی و انقلابی به شرطی که بندهای الف، ب و پ بالا خدشه دار نگردد. هدف این اتحادهای موقتی باید حرکت های بین المللی مشترک به نفع طبقەی کارگر باشد. هرگز هیچ اتحادی نباید با احزاب سیاسی صورت بگیرد، یعنی با گروه هایی که می پذیرند که دولت یک سیستم سازماندهی اجتماعی ست . سندیکالیسم انقلابی هر گونه همکاری طبقاتی را که با شرکت در نهادهای مشترک مانند کمیته های شرکت ها شکل می گیرند، یک پارچه نفی و طرد می کند. سندیکالیسم انقلابی هیچگونه یارانه ای را نمی پذیرد و مخالف حضور کسانی ست که می خواهند حرفەای کار سندیکایی را به پیش ببرند. این نوع از فعالیت ها با آنارکوسندیکالیسم همخوانی ندارند.

ث) مبارزه با خشونت تمام دولت ها علیه انقلابیان که برای یک انقلاب اجتماعی فعالیت می کنند.

ج) مطالعەی همەی مسائل پرولتاریای جهان برای تحکیم و گسترش جنبش هایی که در یک کشور یا چند کشور برای دفاع از حقوق و دستیابی به حقوق جدید برای طبقەی کارگر در جریان هستند یا برای انقلاب رهایی بخش مبارزه می کنند.

چ) اقدام برای حمایت مشترک از مبارزات بزرگ اقتصادی یا مبارزات حاد برضد دشمنان آشکار و پنهان طبقەی کارگر.

ح) یاری فکری و مادی به جنبش های طبقاتی که توسط سازمان های اقتصادی ملی پرولتاریا هدایت می شوند. انجمن بین المللی زحمتکشان فقط زمانی در امور سندیکایی یک کشور دخالت می کند که سازمان سندیکایی آن کشور بخواهد یا امضاء کننده ی تصمیمات عمومی انجمن باشد.

 

ث) شرایط عضویت

سازمان های زیر می توانند به انجمن بین المللی زحمتکشان بپیوندند:

الف) سازمان های سندیکایی انقلابی ملی که عضو هیچ انترناسیونال دیگری نباشند. به هر حال برای هر کشور بیش از یک گروه نمی تواند وجود داشته باشد. گروه های عضو باید اصول، تاکتیک ها و اهداف انجمن بین المللی زحمتکشان را بپذیرند و نسخه ای از اساسنامه و اصول خود را به دبیرخانه انجمن بدهند. دبیرخانه ی بین المللی انجمن بین المللی زحمتکشان باید تمام گروهای دیگر را از نامزدی عضویت جدید مطلع نماید.

ب) اقلیت هایی از سندیکالیست های انقلابی متشکل در سازمان های ملی که خود وابسته به انترناسیونال های سندیکایی دیگر هستند.

پ) سازمان های سندیکایی یا حرفەای یا صنعتی مستقل که  یا عضو سازمان های ملی هستند که خود در انجمن عضویت ندارند با این شرط که اصول و اهداف انجمن را بپذیرند و سازمان های ملی اشان، اگر وجود دارند، موافق عضویتشان در انجمن باشد. نمی توان ورود سازمان های سندیکایی، حرفەای یا صنعتی را به درون انجمن بین المللی زحمتکشان پذیرفت که از سازمان ملی خارج شده اند یا از آن کنار گذاشته شده اند، مگر آن که توافق جمعی یک کنفرانس مرکب از دو نماینده ی هر سازمان عضو، یعنی دو نفر از سازمان جداشده یا اخراج شده و دو نماینده ملی از سازمان عضو انجمن بین المللی زحمتکشان و دبیرخانه ی آن، اعلام گردد.

ت) هر سازمان تبلیغات سندیکایی انقلابی که اصول و اهداف انجمن بین المللی زحمتکشان را می پذیرد و در کشوری کار می کند که هیچ گونه سازمان ملی عضو انجمن بین المللی نباشد.

ث) از آن جایی که انجمن بین المللی زحمتکشان فقط دارای واحدهای قانونی و غیرقانونی ست که در رابطه ی مستقیم با کشورهای خود هستند، گروه های تبعیدی می توانند به عنوان واحد این انجمن به رسمیت شناخته شوند به شرطی این که به دبیرخانه انجمن به روشنی نشان دهند که نمایندگان اصیل تشکلاتی هستند که در کشورهای مربوطه فعالیت می کنند. در هر صورت فقط یک واحد برای هر کشوری می تواند وجود داشته باشد. اگر رفتارهایی که در زیر می آیند محرز گردند تصمیم به حذف یک واحد گرفته خواهد شد: الف) اگر پایبندی به اصول و اهداف نقض گردد، ب) اگر حق عضویت ها پرداخت نگردد، اگر یک واحد به مدت یک سال حق عضویت نپردازد، کنگره باید در مورد آن تصمیم گیری نماید، پ) اگر یک واحد در مجامع عمومی و کنگرەی بین المللی شرکت نکند و به فراخوان های دبیرخانه و واحدها بدون ارائه توضیح پاسخ ندهد.

 

ج) کنگرەهای بین المللی

کنگرەهای بین المللی انجمن بین المللی زحمتکشان اگر ممکن باشد هر دو سال یک بار برگزار می گردند. دبیرخانه با در نظر گرفتن مهلت کافی از واحدها خواهد خواست تا موضوعات و پیشنهادهایی را که دارند به کنگره ارائه دهند. سپس دبیرخانه دستور کار کنگره را تهیه خواهد نمود و به همراه موضوعات رسیده دست کم شش ماه پیش از کنگره به تمام واحدها خواهد فرستاد. توافقات و قطعنامەهایی که به تصویب کنگرەهای بین المللی می رسند برای تمام تشکلات عضو اجباری خواهند بود مگر آن که این تشکلات در کنگرەی ملی خود یا در یک همه پرسی قطعنامەهای کنگره را رد کرده باشند. اگر حداقل سه سازمان ملی عضو انجمن بین المللی زحمتکشان تقاضا کنند در این صورت می توان می توان با یک همه پرسی عمومی در تمام واحدها، در یک تصمیم بین المللی تجدید نظر کرد. هر واحد عضو انجمن بین المللی زحمتکشان در کنگره ها و همه پرسی های بین المللی دارای یک حق رأی است با توجه به این که پیش از این که به رأی گیری متوسل شد باید تلاش نمود که اتفاق نظر صورت بگیرد.

 

چ) جابه جایی های بین المللی

هر عضو یک سازمان وابسته به انجمن بین المللی زحمتکشان که تمام حق عضویت خود را پرداخت کرده است اما در یک کشور دیگر به جز محلی که او عضو است اقامت دارد، باید حداکثر یک ماه پس از رسیدن خود، انتقال خود را از سازمانی که در آن بوده به سازمان ملی کشور مقصد انجام دهد. سازمان کشور مقصد باید این انتقال را بپذیرد بدون آن که حق ورودی اخذ نماید. اگر یک تبعید گسترده صورت بگیرد، عضویت در سازمان تبعیدی که انجمن بین المللی زحمتکشان به رسمیت شناخته اختیاری ست.

 

ح) دبیرخانه

برای هماهنگی فعالیت های جهانی ِ انجمن بین المللی زحمتکشان، برای دستیابی و سازماندهی اطلاعات دقیق جهت تبلیغات و مبارزه در همەی کشورها، برای پیشبرد قطعنامەهای کنگرەهای بین المللی به بهترین شیوه ی ممکن و برای مواظبت از تمام فعالیت های انجمن بین المللی زحمتکشان، یک دبیرخانه که دست کم سه نفرشان در نشانی انجمن بین المللی زحمتکشان اقامت دارند، انتخاب می گردد. دبیرخانه ی عمومی را کنگرەیا همه پرسی بین المللی برمی گزیند. بقیه اعضای دبیرخانه توسط واحد یا واحدهایی انتخاب می شوند که کنگره مشخص می نماید. اعضای دبیرخانه فعالیت و کارها را بین خود تقسیم می کنند. دبیرخانه و دبیر همانگونه که در بالا آمده است در فاصله ی دو کنگره انتخاب می گردند. با این حال می توان انتخابات مجددی را فقط برای یک دوره ی مدیریت در نظر گرفت. محلی را که دبیرخانه باید در آن قرار بگیرد، کنگره تعیین می نماید. اگر چنین چیزی ممکن نشد، این محل با همه پرسی مشخص می گردد. دبیرخانه باید یک گزارش کتبی از فعالیت های خود در طی دورەاش تهیه کند. گزارش کتبی باید پیشاپیش به واحدهای عضو انجمن بین المللی زحمتکشان داده شود تا آن ها فرصت کافی برای مطالعەاش پیش از کنگره داشته باشند. واحدهای عضو هم زمان با دریافت گزارش کتبی دبیرخانه یک گزارش اداری مالی نیز دریافت می کنند. کنگره کمیسیونی را مسئول رسیدگی به حساب ها و کنترل نهایی آن ها می کند.

 

خ) مالی

برای این که انجمن بین المللی زحمتکشان بتواند گسترش پیدا کند و فعالیت های بین المللی اش را بیش تر نماید و برای این که بتوان به تبلیغات نوشتاری، پایه هایی استوار داد، برای این که انجمن بین المللی زحمتکشان بتواند نشریات خود را مرتباً منتشر نماید، برای این که انجمن بین المللی زحمتکشان بتواند در تمام حرکات سندیکالیستی انقلابی در کشورهای مختلف شرکت جوید، برای این که انجمن بین المللی زحمتکشان بتواند به ترویج نظرات سندیکالیسم انقلابی در کشورهایی بپردازد که در آن ها نظرات و تاکتیک های ما دارای وزنه ای نیستند و سرانجام به خاطر این که انجمن بین المللی زحمتکشان بتواند فوراً و با شیوه ای رضایت بخش به فراخوان های همبستگی که به انجمن فرستاده می شوند پاسخ دهد، هر عضو یک سازمان وابسته به انجمن بین المللی زحمتکشان باید یک حق عضویت بین المللی سالانه برابر با یک دلار آمریکا یا مبلغ برابر با این پول بپردازد. واحدهایی که در وضعیت بد مالی هستند، این حق عضویت را در توافقی با دبیرخانه انجمن بین المللی زحمتکشان مشخص می کنند. هر واحدی خود تصمیم می گیرد که چگونه حق عضویت اعضای خود را بگیرد. اگر واحدها مایل باشند، انجمن بین المللی زحمتکشان می تواند یک تمبر ویژه برای دفترچەهای حق عضویت به آن ها بدهد. هر واحد هر سه ماه یک بار حق عضویت های بین المللی را به انجمن بین المللی زحمتکشان می فرستد.

 

د) انتشارات

دبیرخانه دارای انتشارات زیر است:

١) نشریه ای که باید با بیش ترین تناوب ممکن منتشر گردد. مطلوب است که نشریەی هر واحد عضو انجمن بین المللی زحمتکشان یا هوادار آن، فضایی را در صفحات خود به خبرهای انجمن بین المللی زحمتکشان اختصاص دهد تا بتوان از این طریق، فراخوان ها به همبستگی بین المللی و تبلیغات عمومی را در آن منتشر کرد.

۲) انتشار بروشورهایی از تبلیغات ویژه ی انجمن بین المللی زحمتکشان برای کشورهایی که دارای واحد نیستند.

٣) هر نشریه به صورت گاهنامه یا هر شکل دیگری که کنگره برای انتشارش تصمیم می گیرد.

منابع نوشته های بالا:

http://rebellyon.info

http://www.herodote.net

http://www.cnt-ait-fr.org

http://www.nestormakhno.info

کنفدراسیون ملی کار چیست؟

کنفدراسیون ملی کار چیست؟

ترجمە از : ن. تیف

 

کنفدراسیون ملی کار یک کنفدراسیون شامل چند اتحادیه یا سندیکاست که دارای اصول و اهداف لیبرتارین (آنارشیستی) است. کنفدراسیون همان گونه که در صحنه ی اقتصادی مبارزه می کند در مسائل اجتماعی نیز فعالیت دارد، چرا که نمی توان علیه جامعه ای که بیش از همیشه نابرابر است ساکت ماند. در این جامعه پانصدهزار نفر بی خانمان هستند، پنج میلیون بیکار وجود دارد و چندین میلیون زحمتکش نیز در شرایطی بیش از پیش بی ثبات کار می کنند. ساعات کار انعطاف پذیر به این زحمتکشان تحمیل می گردد و در عین حالی که استثمار می شوند دارای دستمزد کافی نیستند. این در حالی ست که اقلیتی به نام کارفرما، سوداگر و دولتمرد دست در دست هم داده اند تا از ثروت های سرشار بهره مند شوند و با وخیم کردن وضع برای کارگران بیش از همیشه فربه گردند.

اتحادیه های اصلاح طلب، سیاستمداران و احزاب سیاسی از هر گرایشی که باشند مسئول وضعیت کنونی در جامعه هستند چرا که آن ها فقط به جیب و حیثیت خود می اندیشند. سیاستمداران فقط در دوره های انتخاباتی برای بهبود اوضاع وعده و وعید می دهند، اما همین که با استفاده از انتخابات به قدرت می رسند تمام قول ها را فراموش می کنند. اتحادیه هایی که با کارفرمایان و حاکمان همکاری می کنند از امضای قراردادهایی چند برای انعطاف پذیری بیش تر ساعات کار و بی ثباتی فزاینده وضعیت زحمتکشان و بیکاران ابائی ندارند.

از آن جایی که هیچکس به جای ما مبارزه نخواهد کرد، فعالان کنفدراسیون ملی کار (دستمزدبگیران، بیکاران، دانشجویان، …) متشکل شده اند تا سندیکالیسمی متفاوت را پی ریزی کنند، سندیکالیسمی بدون خدا، بدون رهبر و بدون نمایندگان بوروکرات مانند دیگر اتحادیه ها. هدف آنان چیزی به جز ایجاد یک جامعه ی دیگر که از درون مبارزات به وجود خواهد آمد، نیست.

اصول ما

دمکراسی مستقیم: در کنفدراسیون ملی کار تصمیمات در پایین گرفته می شوند، یعنی این اعضای سندیکاها هستند که در مجامع عمومی گردهم می آیند و برای فعالیت ها و جهت گیری ها تصمیم می گیرند و نه هیچکس دیگر. در این جا رهبری و اعضای حرفەای وجود ندارند. ما در مبارزه هم به همین روش عمل می کنیم. از آن جایی که این اعضای سندیکاها هستند که مبارزەی عملی را به پیش می برند، نباید اجازه دهند که رهبران سیاسی یا اتحادیه ای به جای آنان تصمیم گیری بکنند، حال این رهبران از هر گروه و دسته ای که می خواهد، باشند. اعضای اتحادیه های کنفدراسیون ملی کار در مجامع عمومی تصمیم می گیرند و کسانی را برای اجرای آن ها به نمایندگی برمی گزینند که در هر لحظه در همان مجامع عمومی عزل شدنی هستند.

– عمل مستقیم: نمایندگانی که در نهادهای مشترک اتحادیه ای، کارفرمایی و دولتی حضور دارند، کسانی که در کمیته های شرکت ها نشسته اند و نمایندگان سیاسی قادر نیستند وضعیت را بهبود بخشند. این فقط بسیج خود ماست که می تواند این امر را به پیش ببرد. برای چنین کاری هم فقط یک توازن قوا می تواند کارساز باشد. ما در برابر اعتصابات عمومی ٢۴ ساعته زیر کنترل رهبری اتحادیه ها همراه با مذاکره در بالا، در برابر تلاش احزاب سیاسی برای سوء استفاده از مبارزاتمان فقط عمل مستقیم را قرار می دهیم، یعنی عمل آنانی که مبارزه می کنند بدون هیچ واسطه ای. در شرایط امروزی عمل های مستقیم ریشه ای راهگشا هستند که برای مثال عبارتند از اعتصاب تجدیدشدنی، اشغال اماکن مدیریت و مراکز تصمیم گیری، اشغال دفترهای احزاب سیاسی…

– همبستگی: ما زحمتکشان و بیکاران بخش های دولتی و خصوصی به یک اندازه قربانی نظمی هستیم که برقرار است. ما می بینیم که چگونه وضعیت زندگی امان بدتر می شود. ما به همین خاطر نباید بگذاریم که کسانی که دارای امتیازات واقعی هستند یعنی کارفرمایان و حکمرانان باز هم دست به اخراج بزنند، دستاوردهای اجتماعی را نابود نمایند و شرایط زندگی ما را وخیم تر کنند. باید علیه کارفرمایان و حکمرانان و نظمشان به پاخیزیم.

دمکراسی مستقیم، عمل مستقیم و همبستگی سه اصل آنارکوسندیکالیسم هستند.

 

ابزار و اهداف مبارزەی ما

کنفدراسیون ملی کار در کارخانه ها و شرکت ها برای مطالبات فوری مبارزه می کند، مطالباتی از قبیل کاهش ساعات کار (بدون کم کردن دستمزدها)، علیه بی ثباتی کاری و انعطاف پذیری ساعات کار… اما با توجه به این که ستم های مختلف پشت درهای کارخانه ها و شرکت ها متوقف نمی شوند و ستم اقتصادی با ستم سیاسی پیوند دارد، کنفدراسیون ملی کار در یک مبارزەی همه جانبه علیه جامعه فعلی نیز شرکت می کند. این مبارزه ای ست روزمره که در محل زندگی و کار ما علیه نژادپرستی، نظامی گری، جنسیت گرایی، قوانین ضدآزادی و ضدکارگری جریان دارد.

کنفدراسیون ملی کار هر چند در مبارزات روزمره فعالانه شرکت می کند، اما هرگز از یاد نمی برد که برای تغییر جامعه ی کنونی این مبارزات کافی نیستند و باید پایه های آن را بُرید، به همین خاطر ما برای جامعه ای دیگر مبارزه می کنیم، جامعه ای لیبرتارین، برابری خواه و همبسته.

پروژه ای برای جامعه

آنارکوسندیکالیسم خود را از قیمومیت احزاب و سازمان های سیاسی رها کرده است و پروژه خود را برای یک جامعه ی دیگر دارد، جامعه ای که هر کس اختیار تولید آن چه برای زندگی لازم است را در دست گرفته است. در این جامعه پیشرفت برای منفعت همه صورت می گیرد بدون آن که استثمارگر و استثمارشده وجود داشته باشند. از این دید است که آنارکوسندیکالیسم “جامعه ی مطرح شده در پروژه ی خود را بر اساس یک سازمان گسترده ی فدرالیست می گذارد، یعنی سازمانی که از پایین به بالا عمل می کند و روی تمام نیروهایش برای دفاع از نظرات و منافع مشترکشان شکل می گیرد.” (بند ۴ اساسنامه ی انجمن بین المللی زحمتکشان).

دولت جای خود را به یک فدراسیون می دهد که از پایین به بالا با اصول خودمدیریتی اداره می گردد. نمایندگان در چنین جامعه ای برای حکم های مشخص انتخاب می شوند و در هر لحظه قابل عزل خواهند بود. هر چه قدر این جامعه مدرن پیچیده باشد، شوراهای هماهنگی و مدیریتی برای اداره ی آن کافی خواهند بود.

طرح عمومی جامعه ی لیبرتارین شامل یک فدراسیون دوجانبه است، از یک سو شوراهای کارگاه ها، کارخانه ها، صنایع محلی، منطقه ای، ملی و حتا بین المللی، مدیریت و هماهنگی هر بخش تولیدی را تضمین خواهند نمود و از سوی دیگر کمون هایی برای هماهنگی فعالیت صنایع مختلف در سطح خود برای این که تمام ابزار لازم برای بقای هر واحد در قلمرویی که دارد فراهم گردد، ایجاد خواهند شد. این شکل از جامعه را کمونیسم لیبرتارین (آزادیخواه) می نامند. برخی خواهند گفت که چنین جامعه ای یک مدینه ی فاضله و ساده انگارانه است! با این حال تجربیات اجتماعی جنبش کارگری نشان داده است که هر گاه بُرشی از نظم حاکم صورت گرفته است در برخی اوقات تمام بخش های یک کشور با دخالت مستقیم کارگران اداره گشته اند و بر همین اساس است که اصول کنفدراسیون ملی کار تدوین شده اند. اسپانیا در سال های ١۹٣۶ و ١۹٣۹ و تولید محصولات کشاورزی در آراگون یا صنایع چوب و حمل و نقل بارسلون و قیام سال ١٩۵۶ در مجارستان از جمله ی این تجربیات هستند.

ظرفیت های خودمدیرتی تولیدکنندگان عظیم هستند. مدیریت مستقیم اقتصاد و جامعه به مراتب از روش های سرمایه دارانه برتراند. سرمایەداری به جز میلیون ها بیکار، گرسنگی، تخریب محیط زیست و نظامی گری هسته ای دست آوردی ندارد.

علی رغم تمام مشکلات موجود و علی رغم استهزاهای فن سالاران راست و چپ، تغییر سندیکایی جامعه ضرورت دارد و مسئله ای است که به شدت مربوط به دوران کنونی ست. کنفدراسیون ملی کار در این راه مبارزه می کند.

انجمن بین المللی زحمتکشان

نظم سرمایەداری کاری به مرزها و ملل ندارد، این نظم زحمتکشان را در همه جا استثمار می کند. به همین خاطر است که کنفدراسیون ملی کار یک مبارزەی جداگانه در فرانسه را به پیش نمی برد و در سطح جهانی در انجمن بین المللی زحمتکشان حضور دارد. هدف انجمن بین المللی زحمتکشان مبارزه با سرمایەداری در سطح جهانی ست و این مهم بدون پشتیباتی مشترک و همبستگی بین المللی در مبارزه امکان پذیر نیست.  در حال حاضر (ژوئن ٢٠١١)، انجمن بین المللی زحمتکشان شامل گروه های زیر است: انگلستان (فدراسیون همبستگی)، آلمان (FAU)، نروژ (NSF)، اسپانیا (CNT)، ایتالیا (USI)، برزیل (COB)، آرژانتین (FORA)، استرالیا (ASF)، ایالات متحده (WSA)، روسیه (KRAS)، شیلی (همبستگی کارگری)، جمهوری چک (ASF)، صربستان (ASI). گروه هایی در کلمبیا و کانادا از انجمن پشتیبانی می کنند.

***

جان باختگان آنارشیست شیکاگو و منشاء روز اول ماه مه، همراه با نوشته ای از ماخنو و معرفی تشکلات و مطالبات آنارکوسندیکالیستی

جان باختگان آنارشیست شیکاگو و منشاء روز اول ماه مه

همراه با نوشته ای از ماخنو و معرفی تشکلات و مطالبات آنارکوسندیکالیستی

اول ماه مه برابر با ١١ اردیبهشت (یا ثور در افغانستان) چنان وارد جنبش کارگری و مبارزات زحمتکشان سراسر جهان شده است که دولت ها و استثمارکنندگان را گریزی از آن نیست، هر چند برخی از آن ها این روز را به عنوان یک روز تعطیل با پرداخت دستمزد پذیرفته اند، اما بسیاری هنوز بر این موضوع گردن نمی گذارند.

اول ماه مه در ایران تعطیل نیست، این در حالی ست که دولت این کشور چندین روز را در سال به مناسبت های دینی به تعطیل رسمی بدل کرده و بودجه های هنگفتی به روضه خوانی و ترویج خرافات و سینه و زنجیرزنی و اقداماتی از این قبیل اختصاص داده است. کارگران و استثمارشوندگان در ایران و دیگر کشورهای دیکتاتوری، علیرغم تمام محدودیت ها و خفقان ژرف سیاسی که دولت ها اعمال می کنند، به انحاء گوناگون روز اول ماه مه را پاس می دارند و همبستگی خود را با دیگر هم زنجیران در سراسر گیتی اعلام می نمایند.

اول ماه مه روز تمام کارگران و همەی استثمارشوندگان در سراسر جهان و طبعاً در ایران، افغانستان و دیگر کشورهای فارسی زبان است. بدین مناسبت تاریخچه کوتاهی از چگونگی پیدایش اول ماه مه، همراه با زندگی نامه ی آنارشیست هایی که در آمریکا در رابطه با مبارزات کارگری جان باختند یا محکوم به زندان شدند در زیر آمده است. آن گاه نوشته ی کوتاهی از نستور ماخنو، آنارشیست اُکرائینی در رابطه با اول ماه مه به فارسی برگردانده شده است. معرفی یک تشکل آنارکوسندیکالیستی همراه با اصول و مطالبات آن و در آخر اساسنامه ی انجمن بین المللی زحمتکشان که تشکل جهانی آنارکوسندیکالیست هاست از دیگر بخش های نوشتار زیر هستند.

رهایی کارگران و تمام استثمارشوندگان فارسی زبان نیز مانند دیگر هم زنجیرانشان در سراسر جهان، به گونه ای کاملاً مستقل از تمام دولت ها و احزاب سیاسی و طرح مطالبات برحق خویش میسر است تا آنان سرانجام بتوانند در یک انقلابِ در آن واحد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، بساط استثمار و ستم را برچینند و با تشکلات فدرالیستی بر سرنوشت خود حاکم گردند. کارگر و استثمارشونده ای که سرنوشتش را به یک دولت حتا به ظاهر انقلابی یا یک حزب از هر گرایشی بسپارد فقط بر تداوم بردگی و استثمار خود مُهر تأیید می زند.

ن. تیف

اردیبهشت ١۳۹۲ – مه ۲٠١۳

 

***

جان باختگان شیکاگو و منشاء روز جهانی کارگر

 

روز اول ماه مه ١۸۸۶ مبارزات سندیکایی کارگری به دویست هزار زحمتکش آمریکایی اجازه داد تا به مطالبه ی خود برای هشت ساعت کار در روز برسند. اما سی صد و چهل هزار نفر دیگر مجبور به اعتصاب شدند تا همین مطالبه را به کارفرمایان بقبولانند.

یک تظاهرات کارگری در روز ۳ مه منجر به مرگ سه کارگر اعتصابی شد که در کارخانه ی مک کورمیک هاروستر در شیکاگو کار می کردند. تظاهراتی در میدان هایمارکت عصر روز بعد در اعتراض به کشتار کارگران صورت گرفت. در حالی که همه متفرق شده بودند، حدود دویست تظاهرکننده هنوز در میدان مانده بودند و به همین تعداد هم مأمور پلیس در آن جا وجود داشت. ناگهان بمبی در میان نیروهای پلیس منفجر گردید که منجر به مرگ چند نفر از آنان شد.

فدراسیون مشاغل سازمان یافته و سندیکاهای زحمتکشان (FOTLU) که پدربزرگ فدراسیون کار آمریکا (AFL) است، در سال ١۸۸١ بنیان گذاری شد. این فدراسیون فقط دارای پنجاه هزار عضو بود که کارگران ماهر، مرد، سفیدپوست و آمریکای الاصل بودند. این فدراسیون در یکی از کنگره هایش تصمیم گرفت تا مطالبه ی هشت ساعت کار در روز را به خواست اصلی خود بدل نماید و روز اول ماه مه ١۸۸۶ تظاهرات بزرگی برای آن تدارک ببیند. برای این تظاهرات چنان کارزاری برپا شد که خود موجب تقویت فدراسیون گردید. از همان آوریل ١۸۸۶ چند شرکت تصمیم گرفتند که هشت ساعت کار در روز را بدون کاهش دستمزد بپذیرند و این موضوع دویست هزار کارگر را در برگرفت.

در همان سال ١۸۸۶ تشکلی به نام سواران کار (نام کامل: The Noble & Holy Order of the Knights of Labor) که در سال ١۸۶۸ با پیوندهای قوی فراماسونری تشکیل شده بود، دارای هفتصد هزار عضو بود. این تشکل همەی کارگران سفید یا سیاه پوست، مرد یا زن، آمریکایی یا مهاجر و ماهر و غیرماهر را می پذیرفت. هر چند رهبری سواران کار اعتصاب اول ماه مه ١۸۸۶ را محکوم نمودند، اما اعضای پایین تشکل نقش اصلی را در آن بازی کردند. فعالان و مسئولان سواران کار اصلی ترین قربانیان سرکوبگری های پس از کشتار میدان هایمارکت بودند و این در حالی بود که رهبران تشکل از دخالت به نفع محکوم شدگان شیکاگو سرباز زدند. این چنین بود که تشکل سواران کار پس از آن شتابان فروپاشید.

ابتکار کارگران آمریکایی برای دستیابی به هشت ساعت کار روزانه، بدون رویدادهای غمبار شیکاگو که همگان را تحت تأثیر قرار داد، نمی توانست در کشور و در سراسر جهان بازتاب بزرگی داشته باشد.

چماق بدستانی که در خدمت کارفرمایان بودند خوب می دانستند که هیچگونه مجازاتی در انتظارشان نیست. آنان به همین خاطر دست به انواع و اقسام اقدامات خونین زدند. این چنین بود که روز ٣ مه، نیروهای مسلح خصوصی که کارفرمایان استخدام کردند به تظاهرات کارگران شرکت مک کورمیک، سازنده ی ماشین های کشاورزی، حمله کردند و چندین قربانی بر جای گذاشتند. بیش تر اعتصابگران آلمانی بودند و در نشریەی خود که روزنامه ی زحمتکشان نام دارد فراخوان زیر را منشتر نمودند: “بردگان بپاخیزید! جنگ طبقات آغاز شده است. دیروز کارگران را در مقابل شرکت مک کورمیک به گلوله بستند. خون آنان انتقام خواهی می کند. شکی جایز نیست. جانورانی که بر ما حاکم هستند تشنه ی خون زحمتکشان اند، اما زحمتکشان گوشت دم توپ نیستند. آنان به ترور سفید با ترور سرخ پاسخ می دهند. مرگ از زندگی فقیرانه بهتر است. اربابان ما را به گلوله می بندند، پس پاسخی به آنان بدهیم که مدت ها فراموش نکنند. وضعیت فعلی ما را وامی دارد که سلاح برداریم.”

بیش از پانزده هزار کارگر روز ۴ مه به میدان هایمارکت رفتند تا مسالمت آمیز تظاهرات نمایند (از آنان خواسته شده بود که بی اسلحه بیایند.) افرادی مانند اسپایز، پارسونز و فیلدن سخنرانی کردند. هنگامی که حدود صد نیروی گارد یورش خشونت آمیزی را آغار کرد، جمعیت عقب نشست. ناگهان بمبی که معلوم نیست از کجا پرتاب شد در میان نیروهای پلیس منفجر گردید و منجر به مرگ هفت تن آنان و جراحت شصت نفر دیگرشان شد. مقامات سپس اقدام به دستگیری گسترده ی سازماندهندگان اعتصاب و نویسندگان روزنامه ی زحمتکشان (Arbeiter Zeitung)  کردند. اگوست اسپایز متولد آلمان در سال ١۸۵۵، ساموئل فیلدن متولد انگلستان در سال ١۸۴۷، اسکار نیب متولد آمریکا در سال ١۸۵٠، میشل شواب متولد آلمان در سال ١۸۵٣، لوئی لینگ متولد آلمان در سال ١۸۶۴، ادولف فیشر متولد آلمان در سال ١۸۶١، جرج إنگِل متولد آلمان در سال ١۸۳۶ و آلبرت پارسونز متولد آمریکا در سال ١۸۴۸ دستگیر شدند.

حکم دادگاه روز ١۷ مه صادر شد. هشت کارگر آنارشیست به اعدام محکوم گردیدند. سپس در حکم اعدام شواب و فیلدن بازبینی شد و به حبس ابد تغییر کرد. حکم نیب نیز به پانزده سال زندان تبدیل شد. محکومان روز ١١ نوامبر ١۸۸۷ اعدام شدند، اما پیش از آن لینگ در زندان خودکشی نمود.

جان التگلد، فرماندار جدید ایلی نویز شش سال پس از اجرای حکم اعدام محکوم شدگان شیکاگو به بی گناهی کامل آنان اعتراف کرد. او گفت:”چنین وحشیگری در تاریخ بی سابقه است. من این را وظیفه ی خود می دانم که با توجه به نتاییج تحقیقاتی که اکنون در دست است همین امروز، ۲۶ ژوئن ١۸۹٣ آزادی بی قید و شرط ساموئل فیلدن، اسکار نیب و میشل شواب را اعلام نمایم.” اسپایز، لینگ، انگل، فیشر و پارسونز نیز اعاده حیثیت شدند.

زحمتکشان کشورهای دیگر نظر کارگران آمریکایی را برای کاهش ساعات کار پیگیری کردند. در یک کنگرەی بین المللی که در سال ١۸۸۹ در پاریس برگزار شد “سازماندهی یک تظاهرات بزرگ بین المللی که در یک روز سال در همه جای جهان برپا می شود تا خواسته ی کاهش ساعات کار مطرح گردد” تصویب شد. این چنین بود که روز اول ماه مه به یک روز بین المللی برای مطرح نمودن مطالبات زحمتکشان از نظام سرمایەداری تبدیل گشت.

***

زندگینامه ی آنارشیست های جان باخته و متهم شیکاگو

 

لوئی لینگ (١٨۸۶ – ١٨۶۴) – او در آلمان از مادر و پدری فقیر متولد شد و کارگر نجار گردید. وی برای کاریابی به جنوب آلمان و سوئیس رفت. لینگ هنوز بیست سال نداشت که در برن با آنارشیست ها آشنا شد و به آنان پیوست. دولت سوئیس تصمیم به سرکوب آنارشیست ها گرفت، این چنین بود که لینگ برای فرار از آن و همچنین از خدمت سربازی به ایالات متحده ی آمریکا رفت. وی همین که در سال ١۸۸۵ به شیکاگو رسید به تبلیغ برای آنارشیسم پرداخت. او متهم به ساخت بمبی شد که در هایمارکت منفجر گردید. دستگاه قضائی او را به مرگ محکوم نمود، اما لوئی لینگ دو روز پیش از اجرای حکم خود را کشت.

یکی از زندانبانان به نام اُسبُرن در مورد لینگ گفت:”من آرزو می کنم که تمام جوانان شهر رفتار و اندیشه ای ناب مانند لوئی لینگ داشته باشند. من زندانبان او بودم، او هرگز ناسزایی نگفت و طعنه ای نزد.”

جرج إنگِل (١٨٨۷ – ١٨٣۶) – وی در آلمان متولد گردید و در هشت سالگی پدرش را که بنا بود از دست داد. وقتی او یازده ساله شد مادرش نیز وبا گرفت و درگذشت. در این هنگام جرج را در ازای ۲۵ مارک مستمری در اختیار یک خانواده ی فقیر گذاشتند و او برای پرداخت آن وادار به گدایی شد. او در سن چهارده سالگی شاگرد کفاش گردید. جرج در سال ١٨۵۶ برای کاریابی تا رُم رفت. وی سپس در سال ١٨۶۴ به آلمان بازگشت و وارد یک گروه نظامی برای مبارزه با دانمارک شد. وی وقتی دوباره به آلمان بازگشت، خود را تثبیت و ازدواج کرد و پس از یک ورشکستگی به انگلستان و از آن جا به آمریکا رفت. جرج انگل در فیلادلفیلا دچار یک بیماری چشم و در بیمارستان بستری شد. او در سال ١٨٧۴ تقریباً نابینا به شیکاگو رفت و یک مغازه ی تنباکوفروشی را به دست گرفت. وی سپس فعالانه در انجمن Lehr und Wehr (دفاع و تعلیم) شرکت کرد و به حزب سوسیالیست کارگری پیوست. او سپس تحت تأثیر جان موست قرار گرفت و آنارشیست گردید.

آدولف فیشر (١٨٨۶ – ١۸۶١) – وی در آلمان متولد شد و در پانزده سالگی به آمریکا مهاجرت کرد تا به برادرش در آرکانزاس بپیوندد. او سپس کارگر چاپخانه شد و برای صدای مردم شرق در سن لوئی کار کرد. وی به اتحادیه کارگران چاپ پیوست. او در سال ١۸۸١ ازدواج نمود و به ناشویل (در ایالت تنسی) رفت. وی از آن جا به سینسیناتی رفت و به حزب سوسیالیست کارگری پیوست. فیشر را به خاطر فعالیت های سیاسی و صنفی از کار ممنوع کردند، به همین جهت او با خانواده به شیکاگو رفت و در آن جا مسئول انتشار روزنامه زحمتکشان (Arbeiter Zeitung) شد.

آلبرت پارسونز (١۸۸٧ – ١۸۴۸) – وی در آمریکا (آلاباما) متولد شد. او از یک خانواده ی قدیمی منطقه ی انگلستان جدید آمریکا بود که در کنار واشینگتن برای استقلال جنگیده بود. پارسونز در پنج سالگی مادرش را از دست داد و به اعضای گوناگون خانواده سپرده شد. وی در سال ١۸۵۹ شاگرد چاپخانه شد. او در طی جنگ داخلی آمریکا وارد یک گروه داوطلب خودگردان گردید. ظاهر آراسته، هوش بارز، دانش و سخنوری پارسونز موجب گردیدند که بورژوازی نواندیش بر او ارج بگذارد. فعالیت های سیاسی آغازین او دلگرم کننده بودند. او منشی یک فرماندار شد که وی را تبدیل به سرهنگ میلیشیا نمود. پارسونز با استفاده از این منصب به دفاع از مردم سیاهپوست در برابر تعرضات کوکلوس کلان ها پرداخت.

زمانی که پارسونز در سال ١۸٧٣ به شیکاگو رفت، عضو اتحادیه کارگران چاپ گردید و در سال ١۸۷۵ به حزب سوسیالیست کارگری پیوست و سال بعد از آن هم عضو سواران کار شد. پارسونز در سال ١۸٧٧ از تایمزاخراج گشت چراکه دست به اعتصاب زده بود. وی در سال ١۸٧۹ از پذیرفتن نامزدی حزب سوسیالیست کارگری برای ریاست جمهوری آمریکا چشم پوشی نمود و در سال ١۸۸٠ این حزب را ترک کرد تا بتواند به سوسیالیست های انقلابی بپیوندد. او در این زمان سردبیر الرم شد و بدون این که کسی اعتراض کند به نام سواران کار (Knights of Labor)  سخن گفت و مطلب نوشت. پارسونز روز ١١ نوامبر ١۸۸۶ در حالی که دو فرزند شش و هشت سال داشت، اعدام شد.

اگوست اسپایز (١۸۸۶- ١۸۵۵) – او در آلمان از پدری جنگلبان متولد گردید. او به مدرسه ی پلی تکنیک وارد شد تا حرفه ی جنگلبانی را بیاموزد. وی در شانزده سالگی نقشه بردار و در هفده سالگی آزاد اندیش شد و بی اندازه آموختن و خواندن را دوست داشت.

اسپایز وادار شد در سال ١۸۷٢ ترک تحصیل نماید چرا که پدرش درگذشت. او سپس به آمریکا مهاجرت کرد تا با خانواده ی مادرش که بسیار متمول بودند، زندگی نماید. او در این هنگام هنوز بیسمارک را بسیار می ستود و هیچ از سوسیالیسم نمی دانست. وی به پیشنهاد یک دایی، حرفه ی مبل سازی را فراگرفت، اما خود تصمیم گرفت به سوی غرب برود. اسپایز کاری مرتبط با حرفه اش پیدا نکرد. وی تصمیم گرفت وارد تجارت شود و یک کتابفروشی را به دست گرفت.

اسپایز در سال ١۸۷۷ با مطالعەی بخشی از ادبیات سوسیالیستی به جنبش کارگری پیوست. او عضو شاخه ی شیکاگوی حزب سوسیالیست کارگری گردید و در کارزار انتخاباتی ١۸۷۸ بسیار فعالانه شرکت نمود. حزب او را برای سال های ١۸۷۹ تا ١۸۸١ نامزد کرد. وی در سال ١۸۸٠ مدیریت روزنامه ی زحمتکشان را که در آستانه ی ورشکستگی بود، پذیرفت. ظرفیت ها و فعالیت های اسپایز موجب شدند که این نشریه دوباره به بازدهی برسد. اسپایز با شرکت در کنگرەی پیتسبورگ در سال ١۸۸٢ اعلام کرد که زحمتکشان هرگز نخواهند توانست از طریق صندوق های رای به حقوق خود برسند. او در این زمان خود را آنارشیست نامید و به مطالعەی آثار پرودون و باکونین همت گماشت. اسپایز در اول ماه مه ١٨٨۶ یکی از سازماندهندگان راهپیمایی هشتاد هزار نفری کارگران در تمام طول خیابان میشیگان بود که برای مطالبه ی هشت ساعت کار در روز دست به اعتصاب زده بودند.

اسکار نیب (١٩١۶ – ١۸۵٠) – او فرزند مهاجران آلمانی و متولد نیویورک بود. او برای آموزش خود به آلمان رفت و سپس در سال ١۸۸۶ به آمریکا بازگشت و کارگر قلع کار شد. وی با نشریات Arbeiter Zeitung و Der Verbote همکاری نمود و عضو IWPA در شیکاگو بود. نیب از بنیانگذاران اتحادیه ی Beer Wagon Drivers بود که سپس به اتحادیه ی قدرتمند Teamsters Union  (سندیکای رانندگان کامیون) تبدیل گردید. هر چند نیب در گردهم آیی میدان هایمارکت حضور نداشت، اما دستگیر و به پانزده سال زندان محکوم شد تا این که در سال ١۸۹۳ پرونده اش بازبینی و آزاد گردید.

ساموئل فیلدن (١۹٢٢ – ١۸۴۷) – او در انگلستان متولد شد و در سال ١۸۶۸ به آمریکا آمد. وی در سال ١۸۷١ در شیکاگو مستقر شد و مشاغل مختلفی، از جمله رانندگی کامیون را انجام داد. فیلدن به همین خاطر در سال ١۸۸٠ عضو Teamsters Union گردید. فیلدن که یک آزاداندیش بود به معاونت لیگ لیبرال شیکاگو رسید و به تدریج به آنارشیسم گرایید. او در سال ١۸۸۴ خزانه دار IWPA شد و همزمان به سخنران پرنفوذی تبدیل گردید و از این استعداد در گذری به کلیسای متدیست بهره برد. فیلدن در بسیج اول ماه مه ١۸۸۶ شرکت کرد و روز ۳ مه به همراه اسپایز در تجمع کارگران مقابل کارخانه ی مک کورمیک شرکت و سخنرانی کرد. فیلدن را پس از حادثه ی میدان هایمارکت به مرگ محکوم نمودند، اما فرماندار اُگلسبی تقاضای بخشش او را پذیرفت و حکم اعدامش را به حبس ابد تغییر داد. فرماندار التگلد در سال ١۸٩٣ فیلدن را عفو نمود.

میشل شواب (١۸۹٨ – ١۸۵۳) – او در آلمان متولد شد. وی در سال ١۸۷٢ یکی از بنیانگذاران اتحادیه صحافان بود و به حزب سوسیالیست کارگری پیوست. شواب در سال ١۸۷۹ به شیکاگو رفت و دو سال بعد با نشریات Arbeiter Zeitung و Der Verbote همکاری کرد. او عضو IWPA بود و برای مدت کوتاهی در تجمع میدان هایمارکت حضور پیدا کرد، اما آن را برای سخنرانی در یک تجمع دیگر ترک نمود، با این حال او را دستگیر و به حبس ابد محکوم کردند. فرماندار التگلد در سال ١۸٩٣ بی گناهی شواب را تأیید نمود. شواب کارش را در روزنامه ی زحمتکشان از سر گرفت، اما آن را در سال ١۸۹۵ ترک کرد تا بتواند یک کفش فروشی باز کند که سریعاً ورشکسته شد. او که در مدت حبس سل گرفته بود در ٢٩ ژوئن ١۸۹۸ درگذشت.

چه کسی در میدان هایمارکت بمب پرتاب کرد؟

پرتاب کننده ی بمب میدان هایمارکت هرگز شناسایی نشد. با این حال چند فرضیه آنارشیست ها را در مظان اتهام قرار می دهند. این در حالی ست که پارسونز و جان موست اعلام کردند که پرتاب کننده ی بمب حتماً یک مأمور پلیس یا یک کارآگاه خصوصی آژانس پینکرتون بوده است که می خواستند جنبش سندیکایی را بی اعتبار نمایند.

فرضیه ای که از همه شناخته شده تر است فردی به نام رودولف شنابلت (١٩٠١ – ١۸۶۳) را پرتاب کننده ی بمب می داند. او در سال ١۸۸۴ به آمریکا آمد. راننده و برادر زن شواب بود. وی در میدان هایمارکت در زمان انفجار بمب حضور داشت و به عنوان یک آنارشیست خشن شناخته شده بود. او پیش از دستگیری به آرژانتین گریخت. دو شاهد در دادگاه اعلام نمودند که اسپایز، شواب و فیشر را در حین دادن دینامیت به شنابلت دیده اند، اما یکی از آنان به نام هاری گیلمر سپس اظهار داشت که این اعترافات را با رشوه گیری از کارآگاه بونفیلد انجام داده است.

پلیس فردی را به نام راینولد بیگ کروگر کشت. او نیز مظنون به پرتاب بمب است. یک مظنون دیگر یک کفاش آلمانی به نام جرج شواب است که چند روز پیش از تجمع میدان هایمارکت به شیکاگو رسید و در یک نامه ی بی امضاء متهم به پرتاب بمب شد. یک نجار چارچوب ساز آنارشیست به نام توماس اُون که یک هفته پیش از اعدام ها مرگبارانه در یک حادثه زخمی شد، خود را به عنوان پرتاب کننده ی بمب اعلام کرد، اما گفته شد او این اعتراف را نمود تا متهمان را اعدام نکنند.

فرانتز مایهوف یک آنارشیست ضدقانونگرای نیویورکی بود که گفت فردی به نام کلمانا شوئتز پرتاب کننده بمب بوده است. اما بعداً معلوم شد که مایهوف می خواسته از این فرد انتقام شخصی بگیرد که علیه او در یک کلاه برداری بیمه شهادت داده بود.

آدا مورر نوه ی جرج منگ، آنارشیست آلمانی ست که در سال ١۸۸۳ به شیکاگو آمد. منگ از بنیان گذاران IWPA بود. آدا مورر گفت که مادرش، یعنی جوان ترین دختر جرج منگ، می دانسته که پدرش بمب را پرتاب کرده است.

اول ماه مه، نماد جدید مبارزەی زحمتکشان

نوشته ی نستور ماخنو – شماره ی ٣۶ نشریه Dielo Truda (انگیزه ی کارگری) – سال ١٩٢٨

روز اول ماه مه در جهان سوسیالیستی جشن کار اعلام شده است. این یک تعریف نادرست از اول ماه مه است که چنان در زندگی زحمتکشان وارد شده که واقعاً در بسیاری از کشورها آن را به این عنوان گرامی می دارند. اما این روز عملاً برای زحمتکشان یک روز جشن نیست. زحمتکشان نباید در این روز در کارگاه ها یا زمین ها زراعتی باقی بمانند. زحمتکشان همەی کشورها بایستی در این روز در هر روستا و هر شهر گردهم آیند و با تشکیل تجمعات توده ای نیروی خود را بسنجند تا بدانند چه امکاناتی برای مبارزەی مستقیم علیه نظم گندیده ی موجود دارند  که پایه هایش روی دروغ و خشونت استوار است و نه این که این روز را آن گونه که سوسیالیست های دولت گرا و به ویژه بلشویک ها می گویند جشن بگیرند. زحمتکشان فرصت می یابند تا در این روز تاریخی که نهادینه شده است گردهم آیند، عزم جمعی خود را به نمایش بگذارند و با هم در رابطه با مسائل ضروری حال و آینده گفت و گو و مشورت نمایند.

زحمتکشان آمریکایی شیکاگو و حومه بیش از چهل سال پیش اول ماه مه گردهم آمدند. آنان به سخنان سوسیالیست ها و به ویژه آنارشیست ها گوش فرا دادند. آنان نظرات لیبرتارین را کاملاً درک کردند و در کنار آنارشیست ها قرار گرفتند.

زحمتکشان آمریکایی تلاش نمودند تا روز اول ماه مه با سازماندهی خود برضد نظم ننگین دولتی و سرمایەداری اعتراض نمایند. آنارشیست های آمریکایی، اسپایز، پاسونز و بقیه سخنانی در این جهت ایراد نمودند. این چنین بود که گردهم آیی با تحریکات مزدوران سرمایه مواجه شد و زحمتکشان غیرمسلح را قتل عام کردند. این ها هنوز برای سرمایه داران کافی نبود، آنان سپس اسپایز، پارسونز و چند رفیق دیگر را دستگیر نمودند.

زحمتکشان شیکاگو و حومه برای جشن گرفتن اول ماه مه تجمع نکرده بودند. آنان گردهم آمده بودند تا مشترکاً مسائل زندگی و مبارزات خود را حل نمایند.

هر جایی که زحمتکشان توانسته اند خود را از قیمومیت سرمایەداری و سوسیال – دمکراسی وابسته به آن (چه منشویک و چه بلشویک) آزاد کنند یا تلاش می کنند تا رها نمایند، روز اول ماه مه تبدیل به روز دیدار آنان شده است تا امور خود را مستقیماً به دست بگیرند و برای رهایی خویش مبارزه کنند. زحمتکشان با ابراز نظرات خود در اول ماه مه یاد جان باختگان شیکاگو را گرامی می دارند و همبستگی خود را اعلام می نمایند. آنان احساس می کنند که چنین روزی نمی تواند برایشان روز جشن باشد. چنین است که روز اول ماه مه آن چنان که “سوسیالیست های حرفەای” اظهار می کنند، برای زحمتکشان آگاه جشن کار نیست.

اول ماه مه نماد یک دوران جدید در زندگی و مبارزەی زحمتکشان است، دورانی که هر سال در برابر آنان نبردهای تازه و بیش از پیش دشوار و سرنوشت سازی را علیه بورژوازی می گذارد، نبردهایی که برای آزادی، استقلال وایده آل اجتماعی زحمتکشان صورت می گیرند.

آیا آنارشی بی نظمی و آنارشیسم هرج و مرج طلبی است؟

آیا آنارشی بی نظمی و آنارشیسم هرج و مرج طلبی است؟

Aya Anarchism

اصول پایەای فدراسیون آنارشیست در فرانسه

ترجمە از ن. تیف

   ورژن اونلاینی برای خواندن و دانلود

Aya Anarchy-online-version

ورژن چاپی برای چاپ و دانلود

Aya Anarchy- Print-version

فریای خۆتان بكەون، خێرا بابەتەكانی یەك ساڵی ڕابوردووتان بشارنەوە

فریای خۆتان بكەون، خێرا بابەتەكانی یەك ساڵی ڕابوردووتان بشارنەوە

ھەژێن

٠٣ی جولای ٢٠١٣

لەم ساتەدا كە من ئەم وشانە دەنووسم، جەماوەری ملیۆنی لە مەیدانی تەحریری قاھیرەدا بەبێ سەركردە و پێشڕەویی پارت، چەند ڕۆژێكە لە سەرتاسەری وڵاتی میسردا لە كۆدەنگییەكی جەماوەرییدا ناڕەزایەتی دەردەبڕن و بڕیاریانداوە، میرایەتی ئیخوانەكان و سەرۆكایەتی مورسی، وەك میرایەتی و سەرۆكایەتی حوسنی موبارەك، بە كۆدەنگی جەماوەریی  وەلابنێن.

ھەرچەندە بە سەرۆكایەتی گەییشتنی مورسی و بەدەسەڵاتگەییشتنی ئیخوانەكان، بە كەمترین دەنگ و ڕەزامەندی كۆمەڵگەوە، تەنیا لە سیستەم و میكانیزەمەكانی كاركردی دێمۆكراسیی پارلەمانییدا ئەگەر و توانانی سەرگرتنی ھەیە و  لە ھەڵبژاردنەكانی پارساڵ  ٢٠١٢دا لە كۆی ھەژماری مافدارانی دەنگداندا كە (50.996.746) ملیۆن كەسی ناو تۆماركراو بوون، تەنیا (23.672.236) ملیۆن كەس بەشداریی دەنگدان دەكەن و لەو ھەژمارەش تەنیا (5.764.952) ملیۆن كەس دەنگ بە سەرۆكایەتی مورسی دەدەن و لە بەرامبەردا زۆرینەیەك لەو ھەژمارە (27.324.510) ملیۆن كەس، بایكۆتی دەنگدان دەكەن و  لە ٨٠% خەڵكی دژی ئەو سەرەنجامە بوون، ئەگەر دەنگی ئەوانەش كە مافی دەنگدانیان نەبووە، وەربگرین، ئەوا تەنیا كەمایەتیەكی بچووكی كۆمەڵگەی میسری بەشداری دەنگدانی كردووە و  لەو كەمایەتییەش، تەنیا نزیكەی نیوەی، خوازیاری دەسەڵاتی ئیخوانەكان و سەرۆكایەتی مورسی بووە. كەچی تا ھەفتەیەك پێش خرۆشانەوەی جەماوەر لە میسر، زۆربەی ھەرە زۆری نووسەرانی چەپ و ڕاستی كۆمەڵگەی كوردستان، قەوانێكیان بەدەمەوە گرتبوو و بە ئارەزووی خۆیان شوناسی ئیسلامیبوونیان بەسەر  ڕاپەڕینەكانی وڵاتانی عەرەبیدا دەبڕی و تەنانەت لەوەش زیاتر چەپ لەبەرنەبوونی خوێندنەوە بۆ خودی ڕاپەڕینەكان و دەركنەكردنی سروشتی ڕاپەڕینەكان و نادیدەگرتنی ھۆكاری ڕاپەڕینەكان، ھەر ئاوا وەك تووتی كەوتنە گوتنەوەی دەستەواژەی ھوشیارانە ئامادەكراوی ماسمیدیای خۆراوا، “بەھاری عەرەبی”، بەھەمان شێوە كەوتنە وتنەوەی دەستەواژە ئامانجدارانەكانی ماسمدیای خۆرھەڵاتی نێوەڕاست، كە بەخۆیان لەبەردەم مەترسی ڕاماڵیدابوون وەك میرایەتی تونس و میسر.

ئەگەر جارەكانی دیكە، بەخت یاری ئەو چەپانە بووبێت و پاگەندە قەرزكراوەكانیان چەند ساڵێك بەدرۆنەخرابنەوە، ئەوا ئەم جارەیان، زۆری نەبرد و كاتی ئەوە ھاتووە فریای وتارە توانجاوی و توتیئاساییەكانیان لەمەڕ ڕاپەڕینەكانی وڵاتانی عەرەبی، كە بە “بەھاری ئیسلامی” و بە “بەھێزكەری ڕەوتی ئیسلامی”یان لێكدەدانەوە، بكەون و بیانسووتێنن.

وەك بینیمان، جەماوەری نارازی و ئازادیخوازی و گیانی یاخیبوون لەو ڕاپەڕینانەدا كە داینەمۆ و ھەستەی چالاكی و بزووتنەوەكان بوو، زۆر لەوە بەھێزتر و لێبڕاوتر بوو، كە ماسمیدیای خۆراوا و زەمینەسازیی و پێشكاریی ئیخوانەكان و ھەوڵی دەستەمۆگەرانەی پارتە ڕامیارییەكان و لێكدانەوە نادروستەكانی لە چەشنی لێكدانەوەی چەپی عیراق و كوردستان، بتوانێ لە بەردەوامی شۆڕش و نۆژەندكردنەوەی ڕاپەڕینەكان نائومێدی بكات.

پاش شكستخواردنی كاتیی ڕاپەڕینی جەماوەریی میسر و بە میرایەتی گەییشتنی ئیخوانەكان لە ڕێگەی دێمۆكراسی پارلەمانییەوە، كەم نەبوون، ئەو ڕامیارانەی كە لە چەپ و ڕاستی كۆمەڵگەوە، ئەو پەیامە چەواشەكارانەیان بە گوێی ناڕازییانی عیراق و ھەرێمی كوردستاندا دەدا، مادام ڕاپەڕیوانی تونس و میسر، خاوەنی پێشڕەوی پارتیی و ڕامیاریی خۆیان نین، سەرەنجام خەبات و چالاكییەكانیان چوونە باخەڵی ئیسلامییەكانەوە. بەڵام وێنە و دیمەنە ڕاستەقینەكانی ژیان و كەتواری ئەو دوو كۆمەڵگە شتێكی دیكەی جیاواز لەوەی كە ماسمیدیای خۆراوا و دەوڵەتانی عەرەبی نیشانیاندەدا، بوو.

لە ماوەی دوو ساڵی ڕابوردوودا ڕۆژانە لە تونس بزووتنەوەی لاوان و بزووتنەوەی خوێندكاران و بزووتنەوەی بێكاران و سەربەخۆكان (ئۆتۆنۆمەكان) بە خۆپیشاندان و دەستبەسەرداگرتنی خانووبەرەی دەوڵەتی و كاری ھونەریی و خەباتی مەیدانی و چالاكی ڕاستەخۆ، ڕووبەڕووی دەسەڵاتی (نەھزەی ئیسلامی) دەبنەوە و لێیان زیندانی دەكرێت و ڕاودەنرێن و ڕووبەڕووی توندوتیژی دەستە چەقۆكێش و شەلاتییەكانی دەسەلاتی ئیسلامی دەبنەوە، كەچی نە ماسمیدیای خۆراوا و نە میدیای وڵاتانی عەرەبی و نە میدیای چەپی خۆرھەڵاتی نێوەراست، بۆ جارێكیش ڕۆشناییان نەخستەسەر ئەو ڕوودا و دیمەنانە.

ھەر لەبەرئەوە، بۆ ئەوانەی كە سەرچاوەی زانیاری و ئاگادارییان لە بزووتنەوەكانی نێو كۆمەڵگەی میسری، تەنیا ماسمیدیای ئەوروپی و دەوڵەتانی عەرەبی بووە، تەنانەت وێنە و دێمەنی ناڕەزایەتییەكانی دێسەمبەری ٢٠١٢ و ئەپڕیڵی ٢٠١٣ نادیدەدەگرن، ئەو ھەوڵەیان تەنیا لەپێناو یەك شتدا بوو، كە پاگەندەی “ئیسلامی بوون”ی ڕاپەرینەكان بیسەلمێنن و لەوێوە پێمانبڵێن، ئەگەر بزووتنەوەی چین و توێژە بندەستەكان و جەماوەرییەكان و تاكە ئازادیخوازەكان، بیانەوێت سەربەخۆ و لە دەرەوەی پاوانگەریی (دۆمینەیتی) پارتەكان و دەستەبژێرە ڕامیارەكان، ھەنگاو بنێت و بەكارێك ھەستێت، ئەوا سەرەنجامەكەی بە دەسەڵاتگەییشتنی ھێزە كۆنەپەرستەكان دەبێت. ئەمە دیوی ڕاستەقینە و ئامانجی پاگەندەی ئەو پارت و گروپە دەسەڵاتخوازانەیە، كە دەترسن شەپۆلی بزووتنەوە ڕادیكاڵەكانی یۆنان و تونس و میسر بگوێزرێتەوە ھەرێمەكەیان و متنانەی جەماوەرییان لەنێوبەرێت.

بەڵام بۆ ئەوانەی كە لە ساڵانی ٢٠٠٧ بەم لاوە ئاگاداری ڕادیكاڵبوون و ھەر ڕۆژەبوونی ناڕەزایەتییە كرێكارییەكانی وڵاتی میسر بوون و ئاگاداری سزادانی ئەفسەر و سەربازە ئازادیخوازەكان و دواتر سووتاندن و ھەڵكەندنی چادری ئازادیخوازان پاش بەدەسەڵاتگەییشتنی مورسی و سەركوتكردنی ناڕەزایەتییەكانی ئەپرێلی ٢٠١٣ و مانگرتنە بێئەژمارەكانی كرێكاران و بزووتنەوەی دەستگرتن بەسەر كارگە و كارخانەكان و بزووتنەوەی بنیاتنانتی ھەروەزییە كرێكاریی و جەماوەرییەكان بێت، ھیچ كات بەو سەرەنجامە ناگات كە بەدەسەڵاتگەییشتنی نەھزە و ئیخوانەكان لە تونس و میسر، بەرەنجامی ڕاپەڕینی سەربەخۆی جەماوەریی بێت. ھەروەھا لەوەش تێدەگات، چونكە ھەڵبژاردنی ئیسلامییەكان چەند ھۆكاری تایەبتی ھەیە؛ لەوانە كاركردن و ئامادەكاریی چەند ساڵەی ئیخوانەكان بە قۆستنەوەی ھەژاری و نەبوونی بیمەی دەرمانی بۆ ھەژاران، كە باشترین نەخۆشخانەیان لە قاھیرە و شارەكانی دیكەی وڵاتی (میسر)دا بۆ ئەو مەبەستە ھەبوو و ھەروەھا پاگەندەی ماسمیدیای جیھانی لە كاتی ھەڵبژاردنەكاندا بە گەورەكردنەوەی ئەگەری بردنەوەی ئیخوانەكان و گەورەكردنی جەماوەریان لە پاگەندە میدیاییەكاندا، توانییان ڕێژەیەكی زۆر لە دەنگی بەشداربووان بەدەستبھێنن. ڕووداوێكی لەو جۆرە، بۆ وڵاتانی ناوچەكە و دەوڵەتە ئەوروپییەكان لەوە باشتر بوو، كە ناڕەزایەتییەكان بەردەوامییان ھەبێت و ببنە پشتیوانە بۆ وڵاتانی دیكەی كەنداو و خۆرھەلاتی نێوەراست.

ڕاپەڕینەوەی جەماوەری ئازادیخوازی میسر لە چەند ڕۆژی ڕابوردوودا، نیشاندەری بەردەوامی ناڕەزایەتی و یاخیبوونی ئازادیخوازانەیە، بوونێك كە بۆ تاكە ساتێكیش لەو وڵاتەدا خامۆش نەبووە و بەردەوام جۆشی خواردووە و پێگە جەماوەرییەكانی خۆی بەھێزتر كردوون. ئەزموونی میسر، نیشانیدا، كە بزووتنەوەی سەربەخۆی جەماوەریی لە دەرەوەی قورمیش و پیلانگێڕیی پارتە ڕامیارییەكاندایە و بە ئاسانی بۆ دەسەڵاتداران و دەسەڵاتخوازان دەستەمۆ و سەركوتناكرێت، ھەرە لەبەرئەوەیە،كە لە مێژوودا سەروەریی چینایەتی لە دێمۆكراتیترین مۆدێلیدا بۆ پاراستنی خۆی، تەنیا بە سەركوتی پۆلیسی و سەربازیی و ھێنانە سەركاری میرایەتییە دیكتاتۆرەكان توانیویەتی پاشەكشێ بەو بزووتنەوانە بكات.

ھەروەھا بزووتنەوە و ڕاپەڕینەكانی وڵاتانی عەرەبی و یۆنان و ئیسپانیا و وۆڵستریت و لەندەن و برازیل، نیشانیاندا، كە ئەوەی تۆڕێكی كۆمەڵایەتی بۆ ھەڵخڕاندنی جەماوەریی دەتوانێت ئەنجامیبدات، سەدان پارت بە دەیان ساڵ ناتوانن، ئەنجامیبدەن. بێجگە لەوەی كە مێژووی پارتە ڕامیارییەكان لە چەپەوە بۆ ڕاست نیشانیداوە، كە بێجگە لە ھەوڵی دەستەمۆكردن و بەلاڕێدابردنی بزووتنەوە ڕادیكاڵاكان، پارتە ڕامیارییەكان لە مێژووی چەند سەدەی دواییدا، ھیچیان ئەنجامنەداوە و ئەمە باشترین بەڵگەی ناكارایی و ناپێویستبوونی پارت و دەستەبژێرە ڕامیارییەكانە و ئەگەر سەرنجی بزووتنەوەكانی سەدەی بیست و سەدەی بیست و یەك بدەین، ھەر بزووتنەوەك، كە كەوتبێتە ژێر كارایی ڕامیاران و جەنەڕاڵە سەربازییەكان، ئەوا سەرەنجامی دەستەمۆبوون و جەنگی خوێناوی نەبڕاوە بووە. لەم بارەوە دوو نموونەی زیندوومان لەبەردەستتان؛ نموونەی یەكەم بزووتنەوەی جەماوەریی ” ١٧ی شوبات”ی ھەرێمی كوردستان، بەھۆی زاڵی پارتە ڕامیارەكان و  دەستەبژێرە ڕامیار و ڕۆشنبیرەكانەوە، دەستەمۆكرا و كرا بە بزووتنەوەی نوێژی ھەیینی لەسەر شەقامەكان؛ نموونەی دووەم، ڕاپەڕینی خەڵكی (سوریا)یە، كە بەھۆی زاڵیی میلیشیا چەكدارەكانەوە، گۆڕدرا بە جەنگێكی خوێناوی نەبڕاوە، كە سەرەنجام خەریكە بیگۆڕن بە جەنگی مەزھەبیی نێوان شیعە و سوننە مەزھەبەكان.

ھەروەھا ڕاپەڕینەوەكانی دوو ساڵی ڕابوردووی میسر و لیبیا و سوریە و بەحرێن، ئەو ئەزموونەیان خستە بەرچاومان، كە ھەر كات بزووتنەوەكان لاوازبن و شیاوی دەستەمۆكردن بن، ئەوا دەوڵەتە ئەوروپییەكان و ئەمەریكا ھەوڵدەدەن بە پشتیوانی لە میرایەتی وڵاتەكە، بزووتنەوەكان تووشی شكست بكەن، وەك جەزائیر و بەحرەین و سعودیە، ئەگەر بۆیان سەركوت نەكرا، ئەوا لە ڕێگەی دەڵاڵانی بازاری چەك و گروپە مافیاییەكانەوە بیگۆڕن بە ڕووبەووبوونەوەی میلیشیایی و جەنگی بەردەوام وەك لیبیا و سوریە، ئەگەر ھیچكام لەو دوو ھەوڵەی یەكەم و دووەم سەریاننەگرت و ناكاممانەوە، ئەوا لە ڕێگەی پاگەندە و  ھەڵبژاردنی پارلەمانییەوە  زەمینەسازی بۆ بەدەسەلاتگەییشتنی ھێزە كۆنەپەرستەكانی وەك (نەھزە) لە تونس و (ئیخوان)ەكان لە میسر مسۆگەربكەن و ئەگەر ھاتوو بەوەش شەپۆلی یاخیبوون و ناڕزەایەتی جەماوەر دانەمركایەوە، وەك پیلانی بەگەڕخستنی ھێزی سەربازیی ساڵی ٢٠١١ و ئەم دوو ڕۆژەی دوایی میسر، ھەوڵی پاراستنی سەروەریی دەوڵەت و بەرژەوەندی كۆمپانییە جیھانلووشەكان بدەن،

ھەروەھا لە ھەرێمی كوردستانیشدا، ئەم ڕۆژانە بەكردەوە سەرەنجامی زاڵبوونی پارتە ڕامیارەكان و دەستەبژێرەكان بەسەر ناڕەزایەتی و خرۆسانی جەماوەرییدا دەبینین، كە چۆن لیستی نەوشیروانییەكان (پۆستجەلالییەكان) و ھاوپەیمانە ئیسلامییەكانیان، لە زاڵبوونیاندا بەسەر ناڕەزایەتیی و خۆپیشاندانەكانی “١٧شوبات”ی ٢٠١١ی ھەرێمی كوردستاندا، دوو ساڵ تازەكردنەوەی شوانەیی مەسعود بارزانی بەسەر كۆمەڵگەی كۆردستاندا، مسۆگەر دەكەن. ئایا وەھا سەرەنجامێك، بەرھەمی قۆستنەوەی خۆشباوەڕیی جەماوەر و سازشكاریی ئۆپۆزسیۆن نییە، كە لەبری ئەوەی بزووتنەوەی “١٧ی شوبات” بەرەو وەلانان و ھەڵوەشاندنەوەی پۆستی سەرۆكایەتی، نوێنەر دەنێرێنە لای سەرۆك و داوای بەزەیی و چاكسازیی لێدەكەن؟ ئایا بڕیاری دیكتاتۆرانەی پارلەمانی ھەرێمی كوردستان، سەرەنجامی ڕێككەوتنی ئۆپۆزسیۆن نییە لەپێناو كۆمەلێك دەستكەوتی كەسیی چەند پارلەمانتارێك و چەند گروپ و پارتێكی ڕامیاریی ؟ ئایا لە ھیچ سەردەمێكی مێژوودا وەك ئەمڕۆ و ئەم ساتە، دەستی ڕامیاران لە پیلان و سازشكارییەكاندا دەرەكەوتووە؟ ئایا لەمە زیاتر پێویستمان بە بەڵگەھێنانەوە لەمەڕ مشەخۆریی و گەندەخۆریی و پەتبەتێنی پارتەكان و دەستەبژێرە ڕامیارەكان ھەیە؟

یاداوەرییەكانی ١٨ی مارچ، ڕۆژی ساڵیادی كۆمونەی پاریس و شوراكانی كوردستان

یاداوەرییەكانی ١٨ی مارچ، ڕۆژی ساڵیادی كۆمونەی پاریس و شوراكانی كوردستان

ھەژێن

١٦ی ئازاری ٢٠١٣

ھەرچەندە من لە ڕۆژانی ڕاپەڕین و سەردەمی سەرھەڵدان و تێكشكانی “بزووتنەوەی شورایی كوردستان”دا، لە ھەرێمی كوردستاندا نەبووم، بەڵام بەجۆرێك لە جۆرەكان بەشێكبووم لەو بزووتنەوەیە. كاتێك كە تێكشكانی بزاڤی چەكداری و ئاوارەبوون ئێمەی كردە پەنابەری نێو ئۆردووگەكانی وڵاتانی دەوروبەر، بواری زۆرتر ئاشنابوونم بە بزووتنەوەی جەماوەریی و خەباتی جەماوەریی و شۆڕشی كۆمەڵایەتی بۆ ڕەخسا و بە دابڕانم لە بزاڤی چەكداریی، ئاسۆیی بیركردنەوەم فراوانتر و خوێندنەوەم بۆ مێژووی بزووتنەوە جۆرا و جۆرەكان پەرەیسەند و ھەلم بۆ ڕەخسا، كە لەو بارەوە بۆچوونی تایبەتی خۆم بەپێی تێگەییشتن و پێگەییشتنی خۆم، پەرەپێبدەم.

وەھا سەرەتایەك بوو، بوو بە ھاندەرم بۆ كاركردن و چالاكی لەنێو پەنابەران و بانگەوازكردن بۆ پێكھێنانی شورای سەربەخۆیی پەنابەرانی خۆیان و پوچەڵكردنەوەی ھەوڵی بەكرێگیراوان و شوراكانی كۆماری ئیسلامی ئێران، كە بە ئاشكرا و نھێنی لە ڕێگەی ڕەوتە ئیسلامییەكانی نێو ئوردووگەكانی پەنابەراندا، كۆماری ئیسلامی دەیسەپاندن و دەیكردنە دەمراستی خەڵكی. ھەرچەندە ھەوڵ و كۆششی من و ھاوڕێكانم بەرەنجامێكی ئاوای بەدەستەوەنەدا، بەڵام ھیچ كات تا كاتی گەڕانەوەم بۆ ھەرێمی كوردستان، دەستبەرداری پاگەندە و ھەوڵدان بۆ وەھا شورایەك نەبووم و ھاوكاتی پاگەندەكردنم بۆ ڕێكخراوە و یەكێتی جەماوەریی كرێكارانی كورەخانە و كیشاوەرزی، بەردەوام كارم لەسەر ھوشیاریی كەسەكانی دوروبەرم لەبارەی بزووتنەوەی جەماوەریی و كارایی سەربەخۆبوونی و ڕۆڵی لە بەدیھاتنی داخوازییەكانی پەنابەراندا، دەكرد.

گەڕانەوەم بۆ ھەرێمی كوردستان، ھاوكاتی دەنگدانەوەی ڕەخنەكانی ئیرەجی ئازەرین [ئەندامی فراكسیۆنی كۆمونیزمی كارگەریی نێو پارتی كۆمونیستی ئێران (حكا) و دواتر یەكێك لە دامەزرێنەرانی پارتی كۆمونیستی كارگەریی ئێران (حككا) و پارتی كۆمونیزمی كرێكاریی عیراق (حككع)] بوو. ئەودەم تەواوی لایەنگرانی ڕەوتی كۆمونیزمی كرێكاریی، بە ھەموو ھێز و توانایانەوە، لە ھەوڵی خۆتەكاندن لە تۆزوگەردی ڕۆژانی ڕاپەڕین بوون و ڕاپەڕینیان تا ڕادەی بەگاڵتەگرتن و بە چەتەگەریی چواندن و لە باشترین باردا خۆیان واتەنی بە “ھەڵچوونی تاڵانگەرانەی جوتیاریی” دەچواند و ھەموویان بەپێچەوانەی ئێستاوە، كە خەریكی نۆرەبڕێیكردن و خۆكردنە ڕۆڵەی ڕاپەڕین و  قارەمانسازیین، كەوتبوونە نكۆڵیكردن لەوەی كە بەشدار یا لایەنگری وەھا ڕاپەڕینێكی سەربەخۆی جەماوەریی بووبن. تەنیا یەك شت نكۆڵییان لێنەدەكرد، ئەویش ھەوڵدان و پاگەندەیان بوو لە ڕۆژانی پاش (ڕاپەڕین)دا بۆ شورا كرێكارییەكان، ھەرچەندە ئەوەش بە ھەمان ورە و لێبڕاویی ئەوسایانەوە نەبوو، پارادۆكسی شانازیی ڕۆژانی ڕاپەڕین و پەشیمانی و ڕەدووكەوتنی ڕەخنە ئایدیۆلۆجییەكەی (ئیرەجی ئازەرین)، بووبووە باری گرانی سەرشانیان و لە شەڕەدەندووكی سكتاریستییان لەتەك لایەنگرانی شورای خەڵكیدا، زمانی كولكردبوون.

بەڵام بۆ من، كە پێناسە و لێكدانەوەی خۆمم بۆ ڕاپەڕینی جەماوەریی ھەبوو، ھەگیز بەدەم ئەو سووكایەتی و گاڵتەكردنانەوە پێنەكەینیم، كە ڕاپەڕینیان بە تاڵانی و ڕاورووت دەچواند و ھەرگیزیش جوتیارییبوونی ھیچ ڕاپەڕینێكم بە كەمیی نەزانی و وەك ئەوان جوتیارانم بە ناشۆڕشگێڕ ناونەبرد. ھەر لە دووەمین ڕۆژی پەیوەستبوونم بە ڕێكخراوی (ڕەوتی كۆمونست)ەوە، ھەستم بە جیاوازیی بۆچوونم، بەتایبەت لەمەڕ ڕاپەڕین و لێكدانەوە دوور لە كەتوارییەكانی (ئیرەجی ئازەرین) لەتەكیاندا كرد، لێرەا ناچمە نێو قوڵایی ئەو بابەتە، چونكە لە [یاداوەریی و ئەزموونەكانی ڕۆژانی چەپایەتیم]دا فراوانتر لەو بارەوە ڕوونكردنەوە دەدەم.

پاش داخستنی بنكەی ڕەوتی كۆمونیست و پووچەڵبوونەوەی بڕیاری ڕەوكردنی ھەموو ئەندامانی ئەو ڕێكخراوە بۆ ھەندەران، بۆنە و ساڵیادەكانی ٨ و ١٨ی ئازار و یەكی ئایار و ….تد بوونە سەكۆیەك بۆ پاگەندەی ڕێكخراوەیی و ئایدیۆلۆجی. پاش شكستی بزاڤی شورایی و داخستنی بنكەكانی ڕەوتی كۆمونیست، یادی ١٨ی ئازار دووەمین مەراسیم بوو، كە چەپی دەھێنایەوە ڼێو مەیدان و بە كۆمەڵگەی دەناساندەوە. بۆ من یادی (كۆمونەی پاریس)، شتێكی تازە و نائاشنا نەبوو، ھەموو ساڵێك لەتەك ڕادیۆ كۆمەڵە و لە ڕێی بەرنامە تایبەتەكانی لەو ڕۆژەدا، ئاشنای بەسەرھات و ڕووداوەكان و ئەدەبیاتی ئەو ساڵیادەبووم، ئەوەی كە بۆ من نوێ بوو، ھەم بەشداریكردنی چالاكانەی خۆم بوو لەو ساڵیادەدا و ھەم بەشدارییكردنم بوو لە یادی “بزووتنەوەی شورایی” ھەرێمی كوردستاندا، كە دەیتوانی بەجۆرێك خۆزگە و ئەفسووسەكانم بۆ بەشداریكردن لەو بزووتەنەوەدا، كەتواریی بكاتەوە. بەو بۆنەوە، حەزمدەكرد لەو ڕۆژەدا بە ھەموو بوونێكمەوە، توانا و وزەم بۆ ئەو یادە بخەمەگەڕ.

١٨ی ئازاری ١٩٩٢ سلێمانی

بە وەھا ئامادەییەكەوە، بەشداری یادی ١٨ی ئازار؛ ساڵیادی “ڕۆژی كۆمونە” و ساڵیادی “بزووتنەوەی شورایی” لە كوردستانم كرد. ئەو كات ئەزموونی چالاكی و ئامادەكارییمان زۆر كەم بوو، پاش مەراسیمی ٨ی ئازار؛ ڕۆژی جیھانی ژنان، ئەوە دووەمین مەراسیم بوو، كە ئامادەكاریمان بۆ دەكرد، دابەشكار و جیاكردنەوەی دەستەكانی ئامادەكاریی لەئارادانەبوو، ھەندێكمان خەریكی پاگەندە و ئامادەكردن و زیادكردن و بڵاوكردنەوەی پلاكارت و بانگھێشتكردنی جەماوەر بوون، ھەندێكی دیكەش خەریكی ئامادەكردنی شانۆیی و سروود بوون و ئەوانی دیكە وەك پیشەی ھەمیشەیی ڕێكخراوەی ڕامیاریی خەریكی خۆئامادەكردن بوون بۆ وتاردان.

من ھەم لە گروپی سروودوتندا ھەبووم و ھەم لەبەر  نەخۆشبوونی ھاوڕێیەك لە پرۆڤەی شانۆییەكەدا بەشداربووم. ھەروەھا پێش ئامادەكاریی مەراسیمەكە، سەرنووسەری یەكێك لە گۆڤارەكانی ئەو دەمە، داوای وەرگێڕانی شانۆنامەی [ “نە بۆ دەنگدان / نا بۆ ڕیفراندۆم”، نووسینی بێرتۆڵد برێشت]ی لە زمانی فاسییەوە، لێكردم و منیش پاش ماندووبوونێكی زۆر و وەك یەكەمین وەرگێڕانی دەقی فارسی، تەواومكرد، بەڵام بەداخەوە، ھەرچەندە دواتر بەناوی خۆیانەوە بڵاویانكردەوە، بە منیان گوت “وەرگێڕانەكەت چاك نییە”. ئەگەر بە باشی لەبیرممابێت، وابزانم ھەر ئەو دەقە شانۆییە بوو، كە تیپە شانۆیییەكە [بەداخەوە دڵنیانیم، كە ئایا تێپی شانۆی ئایار بوو یا تیپی شانۆی نینا] بۆ یادی ١٨ی ئازار پرۆڤەی دەكرد.

بەڵێ ئەو ڕۆژە بۆ من، ھاتنەدی خەونێكی دێرین بوو، كە لە سەرزەمینی ڕاپەڕینی ٧ی ئازاری ١٩٩١دا لەو ڕۆژەدا دوا پەیام و سروودی كۆمونارەكانی پاریس بە گوێی ھاوچینەكانمدا بچرپێنین و لە یادی “بزووتنەوەی شورایی كوردستان”دا ئەو دەنگانە بێننەوە سەرشانۆ. ڕۆژێك، كە ھەرگیز وێنە و یاداوەرییەكانی چۆنیەتی كاركردن و لەخۆبردوویی ئەو ڕۆژانەی ھاوڕێیان و نادەربەستی و وێناكردنی ناكەتوارییانەی ئەم ڕۆژانەم بەیەكەوە بۆ كۆناكرێنەوە. وێڕای یاداوەرییە خۆشەكانی ئەو ڕۆژە، دەنگبڕان و برینداربوونی دەنگەژیـم لە كاتی وتنی سروودی “ھاوڕێیانی گیانبەختكروو ؛ بەڕێزە گیانبازیتان “، كە بەھۆی زاڵنەبوونی ھاوڕێكانی تەنیشتمەوە بەسەر ھۆنراوە و ئاوازەكەیدا، ناچاربووم، بۆ  پڕكردنەوە و بەرزكردنەوەی دەنگی ئەوان، من فرەتر دەنگھەڵبڕم، ئەمە بووە ھۆی تێكچوونی دەنگەژێم بۆ ھەمیشە.

بەڵێ ئەو ڕۆژە دڵخۆشی و ورەبەرزیی و بوژانەوە باڵی بەسەر گشت ئەو ھاوڕێیانەدا وەك یەك جەستە و یەك دەنگ و یەكخواست كێشابوو، ئەوانەی كە ئەمڕۆ وەرەمی پارتایەتی سەراپایانی تەنیوە و كردوونی بە ھەزار و یەك پارچەوە و ھەر چەند كەسێكیان لە بەرامبەركێی دەسەڵات و ناوبانگخوازانەدا، پارت و ڕێكخراو و گروپێكیان قوتكردووەتەوە و كەس ئامادەی گوێگرتن لە كەسی دیكە نییە و ھەر كەسە خەریكی دەبەنگنیشاندانی بەرامبەرەكەیەتی، كە لە ڕاستیدا ئەگەر دەبەنگییەك لە ئارادابێت، ئەوا تەنیا ئەو سكتاریزم و دەسەڵاتخوازییە پارتییەیە، كە باڵی بەسەر ھۆش و بیركردنەوەی زۆربەیاندا كێشاوە و ھاوڕێیانی دوێنێی كردووەتە دوژمنی سەرسەختی ئەمڕۆی یەكدی.

ڕۆژگارێك كە كۆمونیستخوازەكان، پارتی پۆڵایینیان نەبوو و بەسەر كۆمەلێك ڕێكخراو و دەستە و كۆڕ و كۆمەڵی جیاوازدا دابەشبووبوون، ھەمووان لە بەرەیەكەدا وەك بۆچوونە جیاوازەكانی ئاوەزێك و بوونێك (جەستەیەك/ كەسێك) دەردەكەوتن، بەڵام ئەمڕۆكە پاش ئەوەی كە بە فەرمانی سەرووی خۆیان لە پارتێكدا توانەوە، بوونە خاوەنی دەرزەنێك پارتی لەیەكچوو بەڵام تینووی خوێنی یەكدی. كاتێك وێنەكانی پاش تەواوبوونی مەراسیمی ١٨ی ئازاری ١٩٩٢ دەھێنمەوە پێشچاوم، كە ھەمووان سەرەڕای جیاوازیی بۆچوون و تێڕامانیان، بەڵام لە كەشێكی ھاوڕێیانە و زانیارییخوازانەوە خەریكی مشتومڕبوون، بەداخەوە ناتوانم بۆ ھیچ كەسێكی بسەلمێنم، ئەو كەسانەی كە لەوێدا بوون، ھەر ئەوانەن، كە ئەمڕۆ لە كایەی پارت و لیدەرچیەتی و ھەڵپەی پلەوپایە و ناوبانگدا تا بینەقاقا نوقمی كولتوور و بیركردنەوەی بۆرجوازییانە بوون و لەبری ڕەتكردنەوەی سەروەریی بۆرجوازی كورد، گلەیی لێدەكەن و خەریكی ئامۆژگارییكردنینی، كە چۆن سەرۆكی باش و میرایەتی باش و  پارتی باش و پارێزەری دێمۆكراسی پارلەمانی و سەروەریی یاساكەیان بن!

١٨ی ئازاری ١٩٩٣ ھەولێر

لە ھەولێر بەپێچەوانەی سلێمانییەوە، وەك پێشینەی مەراسیمەكانی پێشووتر، بەر لە مانگێك كەوتینەخۆ و بانگەوازمان بۆ كۆبوونەوەی گشتی گشت چالاكان و بەشداری و پێكھێنانی كۆمیتەی مەراسیمی ١٨ی ئازاری ١٩٩٣ی ھەولێر كرد، وەك ھەموو جارێك ھاوڕێیانی ڕێكخراوە ڕامیارییەكانی دیكە (ڕەوتی كۆمونیست و یەكێتی خەباتی كۆمونیزمی كرێكاری و سەرنجی كرێكار) و ڕێكخراوە جەماوەرییەكانی وەك ھاوڕێیانی یەكێتی بێكاران و كۆمەڵەی ئاوارەكان و ھاوڕێیانی كانونی ھونەر و ئەدەبیاتی شەبەنگ و دەستە و كۆڕ و كۆمەڵەكانی دیكە و تاكە سۆشیالیست و نزیكەكانی ئەو ڕێكخراو و كۆڕ و كۆمەڵانە، لە كۆبوونەوەی یەكەمدا بەشدارییانكرد، لە ھاوڕێیانی بەشدار [ ئیسماعیل (ئازاد ئاڕمان)، جەمال چاوشین، عەبدولراحمان مەولوود، گۆران عەبدوڵڵا، شاپوور عەبدولقادر، قابیل، ئەحمەد پاشا، دلێر، ئارام عەلی، جەعفەر عەلی، ناڵە حەسەن، ھیوا، بەختیار، بەخیتیار (كرێكاری كارەبا)، سۆران كەریم، ھیوا كەریم، رێبوار میدحەت، مامە كەریم، كاوە حەسەن، من و كۆمەڵێكی دیكە ھاوڕێ] بەداخەوە تەنیا ناوی ئەمانەم لەبیرماوە. لەم كۆبوونەوەدا بەپێی ئامادەیی و خۆبەخشیی كەسەكان دابەشكار كرا و لێژنەكانی ئەنجامدانی كارەكان پێكھێنران و ڕۆژی كۆبوونەوەی سەرپەرشتیكارانی لێژنەكان دیاریكران و ھەر لێژنەش سەرخەتی كارەكانی خۆی دەستنیشانكردن.

ئەگەر بەھەڵەدانەچووبم، ئەو دانیشتنەمان لە بنكەی كانوونی ھونەر و ئەدەبیاتی شەبەنگ واتە شوێنی پڕڤەی تیپی شانۆی مژدە یا لە بنكەی یەكێتی بێكاران، ئەنجامدا. وەك جارەكانی دیكە، من كەوتمەوە لێژنەی ھونەری و لێژنەی پاگەندە و بڵاوكردنەوەی پلاكارت و ڕاگەیاندن، ھەروەھا وەك نوێنەری لێژنەی خۆجێی ڕێكخراوی ڕەوتی كۆمونیست، لەبەرئەوەی ڕێكخراوەكەی ئێمە بەشی ئاشكرای ھەبوو، گرتن و مۆڵەتوەرگرتنی ھۆڵ بۆ مەراسیمەكە بە ئێمە سپێردرا و منیش ئەو داواكارییەی كۆمیتەی مەراسیمەكەم بە نوێنەری بەشی ئاشكراوی ڕێكخراوەكەمان لە ھەولێر گەیاند و ئەویش لەوە دڵنیای كردمەوە، كە بێخەم بم و ئەوە كاری ئەوە و زوو ئەنجامیدەكات و نامەی مۆركراو بۆ وەرگرتنی مۆڵەتی دەزگەی ئاساییش، ئامادەدەكات و بەخۆی جێبەجێیدەكات.

ھەرچەندە ناكۆكی بیركردنەوە و بۆچوون و شێوازی كار و ھەڵسوكەوتمان لەتەك ڕێكخراوەكانی دیكەدا، جیاواز بوو و سووكە گومانێكم لەوە ھەبوو، كە كارەكە ئەنجامنەدات، بەڵام لەولاشەوە بڕوام بەخۆم دەھێڼا، بە خۆمم دەگوت “بڕواناكەم تا ئەو ڕادەیە كار و پرسە گشتییەكان و كارە ھاوبەشەكان بكاتە قوربانی ناكۆكی كەسیی و بۆچوونی كەسیی”.

ئێمە ئەندامانی لێژنەكان، ڕۆژ بە ڕۆژ كارەكانمان ئەنجامدان و ھاوڕێ ئازاد ئاڕمان ئۆتۆمەبێلەكەی خستبووە پێناو ئەنجامدانی كارەكانمان و بەخۆیشی ھاریكارمان بوو. لەو ڕۆژانەدا نزیكایەتی و ھاوڕێیەتییەكی وەھا باڵی بەسەر پەیوەندی ھەندێكماندا كێشابوو، كە بۆ كەسانی دەرەوەی ئەو سێ ڕێكخراوە، ئاساننەبوو، بزانێت كێ لە كام ڕێكخراوەدا ئەندامە و جیاوازیی ڕێكخراوەییمان چییە. بەتایبەت نێوان ئێمە ھاوڕێیانی (حەوزەی شققە) لەتەك ھاوڕێیانی یەكێتی خەباتی كۆمونیزمی كرێكاری (ئارام عەلی)، سەرنجی كرێكار (جەعفەر عەلی و بەختیاری كرێكاری كارەبا) و ھاوڕێیان ئازاد ئاڕمان و جەمال چاوشین و ھاوڕێیانی گیانبەختكردوو شاپوور و قابیل و كۆمەلێك خوێندكاری زانكۆ، ھێندە گەرموگوڕ بوو، وەك خێزانێكی گەورەمان لھاتبوو. پەرتووكفرۆشییەكەی ئێمە سەرەتا بەرامبەر ئاساییش و بەردەم قەڵا و دواتر بەرامبەر سینەما كریستاڵ، بووبووە بنكەی كۆبوونەوەی گشت چەپەكان و یەكدی بینینیان.

ڕۆژی ١٨ی ئازار، كاتێك كە بە ئۆتۆمەبێلەكەی ھاوڕێ (ئازاد ئاڕمان)، كەرەستەكانی مەراسیمەكەمان بردنە ھۆڵی ڕۆشنبیریی جەماوەر، لەوێ پاسەوانی ھۆڵەكە پێیگوتین، ئێمە ئاگادارنەكراوین و بەبێ مۆڵەتی ئاساییش بۆتان نییە مەراسیم بكەن. قسەیەكی ئاوا وەك فیشەكێك بوو، بە ھەموومانەوە نرا، ئەم، لەوی دەپرسی و ئەو، لەمی دەپرسی “چۆن مۆڵەت وەرنەگیراوە” و ” ئەو دەیگوت، مەگەر ئێمە یەكەمجارمانە مەراسیم بكەین، بۆ شتی وانەبووە” و ھەمووشیان ڕووی دەمیان لە من دەكردەوە ” مەگەر بڕیار نەبوو، تۆ ئەو كارە ئەنجامبدەیت”. منیش ھەرچەند لە كۆبوونەوە ھەفتانەییەكانی پێشووی مەراسیمەكەدا لەوە ئاگادارم كردبوونەوە، كە لیپرسراوەكەمان بەڵێنی داوە بەخۆی ئەو كارە ئەنجامبدات و بە منی گوتووە “پێویستناكات، تۆ خەیاڵی خۆت بەوەوە خەریكبكەیت و من ئەو كارە ئەنجامدەدەم”. دیسانەوە درامەوە بەر ڕێژنەی پرسیار  “مەگەر ئێوە لە لێژنەی خۆجێی ھەولێر و  بەشی ئاشكرای ڕێكخراوەكەتاندا پێكەوە كارناكەن و چۆن لە كارەكانی یەكدی ئاگادارنین؟” دیسانەوە ناچاربووم بڵیم ھاوڕێیان، بەداخەوە من ماڵی ئەو ھاوڕێیە نازانم لەبەرئەوەی تا ئێستاكە بۆ ئێمە ئاشكرا نییە، ھەرچندە بەخۆی لێپرسراوی بەشی ئاشكرای ڕێكخراوەكەكانە!

پاش ماوەیەك چاوەرێ ماینەوە، دواجار ناچاربووین، [ئەگەر بەباشی لەبیرممابێت] ھاوڕێیەك لەتەك ھاوڕێ ئازاد ئاڕمان بە ئۆتۆمەبێلكەكەی چوون بۆ ماڵی لێپرسراو و لەوێوە چووبوونە ئاساییش و ھاتنەوە و لێپرسراو و مۆڵەتەكەیان لەتەك خۆیان ھێنا. لەم ساتەدا كە ئەوان ھاتنەوە، نزیكەی ٢٠ خولەكی بۆ ئەو كاتەی، كە بۆ دەستپێكی مەراسیمەكە دیاریمانكردبوو، مابوو. ھەرچۆن بوو، بە پەلەپەل، وەخۆ كەوتین و مەراسیمەكەمان بەرپاكرد. ھاوڕێی لێپرسراو بە پێكەنێكی دەستكردەووە وتی “خۆ دیتان بەبێ من ھیچتان بۆ ناكرێت”، لەو كاتەدا سەیرێكی منی كرد و ھاوڕێیانی بەشدار لە كۆمیتەكەدا لەوە تێگەییشتن، كە ھاوڕێی لێپراسراو ئامانجدارانە وەرگرتنی مۆڵەتەكەی دواخستووە و  بە منیان گوت ” ئەگەر بمانزانیایە، بەرامبەر بە تۆ ناكۆكی ھەیە، ئەوا بەخۆمان داوای نامەی مۆركراوی ڕەوتمان بۆ وەرگرتنی مۆڵەتەكە لێدەكرد و تووشی ئەم دەردیسەرییە نەدەبووین”.

بۆ من، ئەم مەراسیمە دوو ئەزموونی تێدابوو، یەكەم قسەكەی ھاوڕێ (ئـ.. ح-ك) ئەندامی بەشی ئاشكرای ڕێكخراوی ڕەوتی كۆمونیست لە سلێمانی بۆ سەلما، كە دەیگووت “ئەگەر دەتەوێت گویط لێبگرن و بە پلەیەكی بەرزتر بگەیت، پێویستە دەست بەكڵاوەكەتەوە بگریت”. منیش لەو كەسانە بووم، كە كڵاوێكم نەمابوو تا دەستیپێوەبگرم، دووەم، ئەوانەی ھەڵپەی پشت مایكرۆفۆن و بەردەم كامێرایان بوو، بە ھەموو شێوەیەك دەیانویست چتبوونی خۆیان بسەلمێنن. ھەڵبەتە ئەم كارە، سەرەتای دژایەتیكردنی من بوو، لە زۆربەی چالاكییەكاندا و دواتر لە مەراسیمی یەكی ئایاری ١٩٩٣دا تاڕادەی دژایەتی و گەرپێفرۆستن و دەرپەڕاندن، ناچاریانكردم بەرەو ئاكرێ ملی ڕێگە بگرم. ھەروەھا بەرگرتن بە بەرپاكردنی مەراسیمی ڕۆژی جیھانی منداڵان كە لە ساڵی ١٩٩٣دا، پێشنیار و ئیدەی من بوو، لەلایەن لێپرسراوی بەشی ئاشكرای ڕێكخراوەكەمانەوە، كە ڕێكخستنی شارەكانی ڕەوتی كۆمونیست ڕەزامەندی لەسەر دابوو و ھەروەھا بەرگرتن بە كۆبوونەوە و خۆپیشاندانی ناڕەزایەتی بەرامبەر سووتاندنی پەتووكخانەی ڕاپەڕین لە ڕانیە، كە نزیكەی ٥٠ كەس لەسەر بانگەوازی ئێمە [ھاوڕێیانی شوقە و ھاورێ ئازاد (بژار) بەناوی لێژنەی خۆجێی ھەولێری ڕەوتی كۆمونست، بەیاننامەی سزاواركردن و بانگەوازمان بۆ كۆبوونەوەی گشت ئازادیخوازانی ھەولێر دەركردبوو و كۆبوونەوەكەمان لە گڵكەند بەرپاكرد. دواتر لە گێڕانەوەی یاداوەرییەكانمدا بەناوی [یاداوەریی و ئەزموونەكانی ڕۆژانی چەپایەتیم]، بە وردی دەچمە سەر زۆر بابەتی دیكەی شاراوەی ئەو ڕۆژانە.

 

خوێنەری ھێژا، ئەمە كورتەی یاداوەرییەكانی من بوون، لەمەڕ مەراسیمی ساڵیادی كۆمونەی پاریس و بزووتنەوەی شورایی؛ ١٨ی ئازاری ١٩٩٢ و ١٩٩٣. دەكرێت زۆر لایەنی دیكەی ئەو چالاكییانە و ھەڵویستگیرییەكانی ئەودەمە، بۆ ھاورێیانێكی دیكە سەرنجڕاكێشتر بووبن و  بەو ھۆیەوە لە یاداوەیی مندا تۆمار نەبووبن یا لەبیرم نەمابن، مایەی دڵخۆشییە، ئەگەر ھاوڕێیانی بەشدار و جالاكی ئەو ڕۆژانە قۆڵی لێھەڵماڵن و لەتەك ئێمەدا یاداوەرییەكانیان بەشبكەنەوە. داوایلێبوردن دەكەم، كە لە ھەندێك جێگەدا ناچاربووم، زیاتر لەسەر شتەكان بوەستم یا ڕۆشنكردنەوەی زیاتر بدەم، تاوەكو بتوانم وێنایەكی ڕۆشنتر بخەمە بەرچاوی ئەو خوێنەرە ئازیزانەی، كە لەو ساتەدا ئامادە و بەشدارنەبوون و ئاگایان لەو پرسانە نەبووە.  ھەروەھا ئەو كاتیش وەك ئێستا من دژی پلەوپایەی ڕێكخراوەیی بووم و وەك سەرەتاییەك (مەبدەئێك) ڕەتمدەكردەوە و ڕەتیدەكەمەوە و ئەندامبوونم لە لێژنەی خۆجێی ڕێكخراوی ڕەوتی كۆمونیستدا، تەنیا لەبەر داواكاریی و سووربوونی ھاوڕێیانم [مامە كەریم، ڕێباز، ڕێبوار میدحەت، سۆران كەریم، ھیواكەریم، سیروان عەلی (ئەندامانی حەوزەی شوقە)] ڕازیبووم. بەداخەوە بەپێچەوانەی چاوەڕوانی ئەو ھاوڕێیانەوە، نەك ھەر ڕازیبوونی من، نەبووە ھۆی باشتركردنی پەیوەندی ئێمە لەتەك لێپرسراوی بەشی ئاشكرای ڕەوت لە ھەولێر و ڕێكخستنی نھێنی شارەكان، بەڵكو بووە ھۆكاری توندوتیژبوونەوەی دژایەتی دوو ھاوڕێی ڕێكخراوەیمان بۆ من، كە لە دەرەوەی ئاپارتمان (شققە)كەی ئێمە دەژیان.

بۆ خوێندنەوەی یاداوەرییەكانی ٨ی ئازار؛ ڕۆژی جیھانی ژنان، كرتەلەسەر ئەم بەستەرە بكەن: www.hezheen.tk