خيانت به انقلاب از درون



 

پنج شنبه 3 ژوئيه 2003

نستور ماخنو يكي از آن شخصيت هاي نمادين تاريخ انقلابي است كه براي توصيف سير زندگي او بايد از تكنيك روايي داستان هاي مصور استفاده كرد. پس فرانسوا هوبورژه (١) را به خاطر اين برگ از تاريخ سپاس گوييم، كه او حماسه اي تحسين برانگيز در باب جنبش عصياني آنارشيستي اوكراين در فاصله ١٩١٨ تا ١٩٢١ نوشته است، جنبشي كه بسيار ناشناخته بود و تا مدت ها تصوير قلب شده اي از آن ارائه مي شد. دهقانان اوكرايني به ويژه در جنوب كشور، با خودداري از پذيرش شرايط پيمان برست ـ ليتووسك (Brest-Litovsk منعقده در مارس ١٩١٨) كه طي آن مقامات جوان بلشويك اوكراين را به امپراتوري اتريش ـ آلمان واگذار كردند، در قالب يك ارتش پارتيزاني گرد هم آمدند و يك نفر را از ميان خودشان به فرماندهي ارتش برگزيدند.

نستور ماخنو نه تنها نشان داد كه استراتژي پرداز بي همتايي است، بلكه با نيرويي كه از اعتقادات آنارشيستي خود مي گرفت توانست نظام تقسيم اراضي و قانون اساسي شوراها را به اجرا بگذارد. در اين قانون، شوراها از جايگاه مجامع آزاد فدرال برخوردار بودند. به همين دليل، پس از پيمان صلح ١١ نوامبر ،١٩١٨ او با نيروهاي ملي گراي سيمون پتليورا (Simon Petlioura) و سپس با روس هاي سفيد به فرماندهي آنتون دنيكين (Anton Denikine) كه تحت حمايت نيروهاي متفق فرانسوي ـ بريتانيايي قرار داشت به كارزار پرداخت؛ نيروهاي متفق درصدد بودند كه به هر قيمتي شده از گسترش جنبش انقلابي به سوي اروپاي شرقي جلوگيري كنند.

ارتش پارتيزاني ماخنو ضمن حفظ استدلال خود با ارتش سرخ در مقابل اين دشمن مشترك يك پيمان توافق به امضا رساند، اما بعدها به اين ارتش پارتيزاني خيانت شد و جنبش از هم فروپاشيد. از نظر تروتسكي، اين ارتش فقط “شورشي با عناوين پوششي بود كه تلاش مي كرد حكومتي بورژوازي را به نفع كولاك ها به قدرت برساند. ” [كولاك به كشاورزان ثروتمند پيش از انقلاب روسيه گفته مي شود]. اما در واقع، مدافعين حكومت تك حزبي نمي توانستند تحقق عملي شعارهاي استقلال و دموكراسي مستقيم را تحمل نمايند. ماخنو كه تحت تعقيب قرار گرفته بود مجبور شد در اوت ،١٩٢١ ميدان نبرد را ترك و به كشور روماني پناهنده شود؛ او سرانجام در سال ١٩٢٥ به پاريس رسيد، مدتي در شركت رنو مشغول به كار شد و سرانجام در حالي كه تقريبا از سوي همه به فراموشي سپرده شده بود در ژوئيه ١٩٣٤ در اثر بيماري سل در گذشت.

اگر او دو سال ديگر زنده مي بود مي توانست شاهد روزهاي انقلابي در ژوييه ١٩٣٦ باشد، روزهايي كه مردم اسپانيا در حالي كه مورد حمايت مبارزين آنارشيست، سوسياليست و ماركسيست قرار داشتند ، گروه گروه به خيابان ها آمدند و تلاش براي كودتا عليه دولت جمهوري را به شكست كشاندند، كودتايي كه با Pronunciamento (بيانيه) از سوي ژنرال فرانكو انجام گرفت، اين حركت مردم خيلي سريع منجر به سرنگوني نظم حاكم شد.

هانس اريش كامينسكي(٢) ( (Hans Erich Kaminsky به بررسي اين امر مي پردازد كه در شهرهاي كوچك و روستاهاي كاتولونيا انقلاب چه شكل و صورتي به خود گرفت: هدايت كميته هاي انقلابي غالبا به دست آنارشيست هاي سنديكاليست بود. فليكس كاراسكور (٣) (Felix Carras quer) نيز روايت دست اولي درباره تشكيل مجامع زراعي به وسيله كشاورزان آراگون برايمان نقل مي كند، كشاورزاني كه پيشگامان جامعه بي طبقه بودند. سدريك دوپن (٤)(Dupont (Cédricنيز به نوبه خود به ما يادآوري مي كند كه اين انقلاب اجتماعي فقط به صنايع و كشاورزي محدود نمي شد، بلكه عرصه هايي همچون حمل و نقل، خدمات، بيمارستان ها، آموزش، سينما و غيره را نيز در بر مي گرفت و دامنه آن تنها به كاتالونيا و آراگون محدود نبود.

اما از ماه هاي مه و ژوئن ،١٩٣٧ انقلاب اسپانيا به دست استاليني ها از قفا خنجر خورد. حزب كمونيست اسپانيا كه در ژوييه ١٩٣٦ اقليتي بسيار كوچك را تشكيل مي داد، با تكيه بر طبقه خرده بورژوازي در داخل كشور و اتحاد شوروي در خارج، رفته رفته بر قدرت و اهميت خود افزود. اين در حالي است كه علي رغم كمك هاي گسترده آلمان نازي و ايتاليا فاشيست به طرفداران فرانكو، نيروهاي فرانسوي – بريتانيايي از هر گونه مداخله خودداري كردند.

خوزه فرگو(José Fergo) در آخرين شماره از A Contretemps(٥)به مناسبت ترجمه كتاب Spain betyard به زبان اسپانيايي،(٦) هدف دوگانه استالين را به طرز قابل توجهي مورد تحليل قرار مي دهد: هدف او اين بود كه به هر وسيله ممكن از توسعه انقلاب اجتماعي جلوگيري كند و نوعي دموكراسي خلق را پي ريزي كند كه كاملا به او [استالين] وابسته باشد و نتيجه چنين مقاصدي را مي دانيم. . . گفتني است كه كتاب Spain betyard، توسط ماري هابرت ((Mary Habert رونالد رادسو (Roland Radson) و گرگوري سواستيانو Sevastianov) Gregory) نوشته شده و متكي به بررسي نظام مند آخرين بايگاني هايي است كه به جنگ داخلي اسپانيا اختصاص دارد و اكنون در مسكو در معرض دسترسي عموم است.

 

پي نوشت ها:

١. Makhno: lشukraine libertaire ١٩١٨ . ١٩٢١, Editions Libertaire et du Monde دو جلد، ٧٠ صفحه، هر جلد ١٠ يورو Libertaire Paris, ٢٠٠٢,

٢.Ceux de Barcelone, Allia,Paris , ٢٠٠٣ ١٩٠ صفحه، ١٨ يورو

٣. Les Collectivités,ďAragon:Espagne ٣٦-٣٩ . Ed.CNT-RR,paris,٢٠٠٣,٢٩٢ صفحه، ١٢ يورو

٤. Ils ont osé! Edition du Monde Libertaire Paris,٢٠٠٢. ٤٠٨ صفحه، ١٥ يورو

٥ . A Contretemp,n ١١, mars ٢٠٠٣, c/oF.٥٥ Gomez ٥٥. rue des Prairies, ٧٥٠٢٠ . Paris

٦. España Traicionada : Stalin y la guerra Civil, Planta, ٢٠٠٢, ٦٢٨ صفحه Spain Betrayed, Yale University Press, . ٢٠٠١

http://sipncntait.free.fr/article_502.html

اصول اتحاد گرایی انقلابی(IWA)

اصول اتحاد گرایی انقلابی(IWA)

1- اتحاد گرایی انقلابی , در مرتبه ای از مبارزه قرار می گیرد , که هدفش متحد کردن تمامی کارگران در یک سازمان اقتصادی است , مبارزه ای که آنها با آن خودشان را از یوغ سرمایه دار و دولت , آزاد کنند. هدف اینست که دوباره سازی از زندگی اجتماعی بر اساس آزادی کمونیستی از طریق فعالیت های انقلابی طبقه کارگر , صورت گیرد. تنها سازمان اقتصادی پرولتری می باشد که قادر است این موقعیت را بدست آورد. اتحاد گرایی انقلابی به کارگران نشان می دهد که چگونه جایگاه خود را در تولید کنندگان بیابند , از وزنه های اجتماعی باشند , اصولشان را بدست آورند و آنها را در میان خود بسط دهند , بر خلاف احزاب جدید کارگری که اظهار می کنند دوباره- سازی وضعیت اقتصادی جامعه غیر ممکن است.

2- اتحاد گرایی انقلابی دشمن ثابت قدم تمامی جوامع و اقتصادهای انحصارگرا می باشد , و هدفش برانداختن آنها بوسیله برپایی اقتصاد مونیستی و ارگانهای اجرایی که توسط کارگران در مزارع و کارخانه ها اداره می شود , است. شکلی از یک سیستم مجلسی آزاد فاقد حالت مرئوسی معطوف به قدرت یا جناح سیاسی صاحب قدرت. در شقی دیگر و در مقابل سیاست های دولت و احزاب , اتحاد گرایی انقلابی دوباره سازی اقتصادی تولید را قرار می دهد. جایگزین کردن نقش رئیس و مرئوس با مدیریت مجلسی درباره مسائل. نتیجتا هدف اتحاد گرایی انقلابی پیروزی در قدرت سیاسی نیست , لیکن براندازی تمامی قوانین دولتی در زندگی اجتماعی مد نظر است. اتحاد گرایی انقلابی به محو کردن انحصارگرایی سرمایه و دارایی می اندیشد , چیزی که با از میان برداشتن انحصارگرایی تملک محقق خواهد شد ؛ و نه بواسطه دولت , اگرچه هنوز مستتر است (رخ نداده است). همیشه وسیله ای می تواند برای آزادی انسان موجود باشد , ولی بر خلافش , این [امر] بوجود آورنده همیشگی انحصارگرایی مدرن و امتیازات جدید است.

3- اتحاد گرایی انقلابی یک عملکرد دو منظوره دارد : پیشبرد روز به روز مبارزه انقلابی به لحاظ اقتصادی , ارتقای شان اجتماعی و عقلانیت طبقه کارگر متابق با محدودیت های اجتماع امروزی , و آموزش به توده ها در جهت آمادگی برای اداره مستقل مراحل تولید و توزیع در زمانی که تمامی عناصر زندگی اجتماعی را در دست دارند. اتحادگرایی انقلابی با این ایده موافق نیست که سازمان یک سیستم اجتماعی تنها بر پایه طبقه تولید کننده می تواند توسط تصمیمات بسیط و پایای دولتی که فقط می تواند از میان فعالیت ها و تلاشهای عمومی تمامی کارگران فهیم , به دست آید , اداره شود. در هر بخشی از صنعت توسط یک خود سامان بخشی [اداره کردن توسط اعضاء -م.] بوسیله کارگران اداره می شود , همانند هر گروه , کارخانه یا بخشی از صنعت که یک عضو مستقل از یک ارگانیسم اقتصادی بزرگتر و سیستماتیک تر می باشند , می توانند مراحل تولید و توزیع را بر حسب نیازهای جامعه با توافق در طرح و مبانی بین دو طرف به پیش برند.

4- اتحادگرایی انقلابی بر ضد تمامی سازمانهای قائل به مرکزگرایی دولت و کلیسا , می باشد. چراکه اینان تنها می توانند در به تاخیر انداختن بقای دولت و قدرت و خاموش سازی سیستماتیک روحیه ابتکاری و نوآوری و عقاید مستقل, کارآمد باشند. مرکزگرایی اینگونه است و سازمانهای ساختگی که اینگونه طبقات پایین را تحت سلطه آن کسانی که اظهار می کنند که برتر هستند درمی آورند, و مسائل مربوط به یک جامعه را در دست یک عده محدود قرار می دهند -اشخاص تبدیل به یک ربات با حرکات کنترل شده می شوند. در سازمانهای متمرکزگرا , خیر اجتماع به علایق عده خاصی محدود می شود, گوناگونی اتحاد و مسئولیت شخصی جای خود را به دستوالعمل های تخطی ناپذیر می دهد. در نتیجه, اتحادگرایی انقلابی دیدگاه اجتماعی اش را بر روی یک سازمان گسترده فدرالی بنا نهاده است؛ به عنوان مثال یک سازمان از پایین تا به بالا, اتحاد تمامی نیروها را برای حمایت از گرایشها و تفکرات معمول سازماندهی می کند.

5- اتحادگرایی انقلابی تمامی فعالیتهای پارلمانی و هرگونه همکاری با ارگانهای پشتیبانی کننده را رد می کند؛ زیرا مطلع است که حتی آزادانه ترین نوع رای گیری نمیتواند مشخص ترین تناقض هسته اجتماع امروز را از میان بردارد, از آنجائیکه نظام پارلمانی فقط یک هدف دارد و آن ارائه یک تظاهر به درستی و حقانیت در محدوده خطا و بی عدالتی اجتماعی می باشد.

6- اتحادگرایی انقلابی تمامی مرزهای سیاسی و ملی که به طور اتفاقی ایجاد شده اند را رد می کند, و بیان می دارد که آن به اصطلاح ملی گرایی تنها کیش و آئین حالت کنونی محسوب می شود, که در پشت آن نیازهای مادی قشر مرفه پنهان شده است. اتحاد گرایی انقلابی فقط تفاوتهای اقتصادی را خواه منطقه ای باشد یا ملی درمی یابد, چراکه موجب پدید آمدن سلسله مراتب , بی عدالتی و هر نوع دیگر ظلم می شود( به خاطر نژاد, جنسیت, و هر تفاوت درست یا غلط دیگر), و در ماهیت انحصارادعا می کند که حق تصمیم گیری در مورد خود را به گروه های اقتصادی می دهد.

7- به خاطر برهان برابری, اتحادگرایی انقلابی برضد جنگ و ارتش سازی مبارزه می کند. اتحادگرایی انقلابی از بیانیه های ضد جنگ و جایگزینی ارتش زمینی که تنها ابزار ضد انقلاب در خدمت سرمایه دار هستند به جای ارتش های کارگری که در هنگام انقلاب توسط اتحادیه های کارگری کنترل می شوند, حمایت می کند؛ که به این خاطر خواستار تحریم تمامی مواد اولیه و محصولات مورد نیاز جنگ است, به استثناء کشوری که کارگران آن درگیر انقلاب اجتماعی هستند که در این حالت ما باید به آنها در پیروزی کمک کنیم. در پایان, اتحادگرایی انقلابی از اعتصابهای بازدارنده و انقلابی به منظور اعتراض به جنگ حمایت می کند.

8- اتحادگرایی انقلابی نیاز محصولی را که به محیط آسیب نمی رساند در می یابد, و سعی می کند مصرف منابع تجدید نشدنی را به حداقل برساند, و هرگاه که امکانپذیر باشد از منابع تجدیدشدنی استفاده می کند. جهالت را به عنوان سرچشمه بحران های محیط امروزی قبول نمی کند بلکه به عنوان خواستی برای کسب درآمد می داند. تولید کنندگان سرمایه دار همیشه به دنبال کاهش قیمت در راستای به دست آوردن درآمد بیشتر برای بقا هستند و این امر ناتوان از حفاظت از محیط زیست است. در مجموع بحران اقتصادی جهانی سرعت تمایل به برداشت مالی را به گزند معاش زراعتی افزایش می دهد. این حقیقت باعث ایجاد تخریب جنگلهای استوایی, گرسنگی و بیماری شده است.

مبارزه برای نجات سیاره باید همراه با مبارزه برای براندازی سرمایه داری باشد در غیر این صورت هردو شکست خواهند خورند.

9- اتحادگرایی انقلابی بیان می دارد که یکی از حامیان روش واکنش صریح است, وبه تمامی تلاش هایی که با هدفش تضاد ندارند همکاری خواهد کرد. روشهای مبارزه این موارد هستند: اعتصابات, تحریمها و غیره. واکنش صریح در اعتصابات به عمیق ترین تعاریفش می رسد, که همچنین باید از نقطه نظر اتحادگرایی انقلابی مقدمه ای برانقلابی اجتماعی باشد.

10- در حالی که اتحادگرایی انقلابی با تمامی خشونتهای سازماندهی داده شده به غیر از آنهایی که بر ضد حکومت اعمال می شوند مخالف است, درمی یابد که خشونتهای فراوانی در حین تلاش های مابین سرمایه داری امروز و کمونیسم آزاد فردا صورت می گیرد. در نتیجه, به درستی درمی یابد خشونتی که ممکن است توسط طبقات حاکم به عنوان وسیله ای دفاعی علیه روشهای خشن به کار گرفته شود در حین مبارزاتی که به توده های انقلابی منجر می شود, املاک و ابزار تولید را از آنها سلب کند. همانطور که این سلب مالکیت تنها می تواند توسط مداخله مستقیم سازمانهای اقتصادی انقلابی کارگری رفع شود, همچنین دفاع از انقلاب نیز باید وظیفه اینگونه سازمانهای اقتصادی باشد و نه وظیفه ارتش یا یک شبه ارتش که به طور مستقل از آن شکل می گیرد.

11- تنها در سازمانهای اقتصادی و انقلابی قشر کارگر نیروهایی موجود هستند که قادر به برقراری آزادی وایجاد انرژی لازم برای سامان بخشی دوباره جامعه براساس کمونیسم آزادی خواه می باشند.

نام سازمان بین المللی

پیمان بین المللی مبارزه و همبستگی که سازمانهای اتحادگرای انقلابی جهان را متحد می سازد به نام انجمن بین المللی کارگران معروف است.

اهداف و مقاصد سازمان IWA

سازمان اهداف زیر را در برنامه دارد:

الف) ساز مان دادن وانعکاس مبارزات انقلابی در تمامی کشورها با هدف از بین بردن یکباره تمامی رژیمهای سیاسی و اقتصادی حاضر و ایجاد کمونیسم آزادی خواه.

ب) دادن پایگاهی به سازمانهای اتحاد گرای اقتصادی و در جاهایی که از پیش وجود داشتند, قدرتمند ساختن اینگونه سازمانها که تصمیم به مبارزه برای براندازی سرمایه داری دارند.

ج) جلوگیری از نفوذ هر حزب سیاسی به سازمانهای اتحادگرای اقتصادی و نتیجتا مبارزه با هرگونه تلاش برای کنترل اتحادیه ها.

د) درهر کجا که شرایط محیطی خواستار آن باشد, که درمیان یک سری از فعالیتهایی که در تضاد با موارد الف, ب, و ج هستند, اتحادی موقت با سایر پرولترها, اتحادیه ها, سازمانها, با هدف طرح ریزی و برطرف کردن فعالیتهای معمول بین المللی به نفع قشر کارگر برقرار سازند.

اینگونه اتحادها هیچگاه نباید بوسیله احزاب سیاسی صورت پذیرد, به عنوان مثال؛ با سازمانهایی که دولت را به عنوان یک سیستم سازمانی اجتماعی قبول دارند. اتحادگرایی انقلابی همکاری طبقاتی را که توسط شرکت جستن در انجمنهای سازمان یافته تحت اشکال متحد دولتی بوجود آمده اند(مانند انتخابات اتحادیه ای برای انجمن های اقتصادی) و توسط قبول یارانه, وهمچنین اتحادیه های حرفه ای که به آنها پول پرداخت می شود و سایر مواردی که می توانند آنارشیسم صنفی را درخطر بیاندازند, رد می کند.

ه) پرده برداری و مبارزه با خشونت بی اساس تمامی دولتها علیه انقلابیون وقف شده به دلیل انقلاب اجتماعی.

و) مورد بررسی قرار دادن تمامی مشکلات مربوط به ایجاد پرولترجهانی به منظور قدرتمندساختن و توسعه حرکات, در یک یا چندین کشور, که کمک به دفاع از حقوق و دستاوردهای جدید قشر کارگر یا سازمان دادن به منظور انقلاب برای رستگاری خویش, می کند.

ز) قبول مسئولیت کردن فعالیت های یاری متقابل در مواقع مبارزات اقتصادی مهم یا مبارزات حیاتی علیه دشمنان نهان و آشکار قشر کارگری.

ح) دادن کمک های مادی و معنوی به فعالیتهای قشر کارگری در همه کشورهایی که رهبری مبارزه در دستان سازمان ملی اقتصادی پرولتری می باشد.

مداخله جهانی در مناسبات اتحادیه یک کشور فقط زمانی که سازمان الحاقی در آن کشور درخواست آنرا می دهد یا زمانی که سازمان الحاق شده اصول کلی بین المللی را زیرپا می گذارد, موجه می باشد.

Translated by Iranian anarchists
http://cnt-ait.info
contact@cnt-ait.info

حکم زندان دوباره زندان سهیل عربی ***** سهيل عربي يحكم عليه بالسجن مرة أخرى ***** دووبارە سەپاندنەوەی سزای بەندکردن لە سەر سوهەیل عەرەبی ***** Soheil Arabi sentenced to prison again ***** Nouvelle condamnation pour Soheil Arabi ***** Soheil Arabi erneut zu einer Gefängnisstrafe verurteilt

حکم زندان دوباره زندان سهیل عربی

سهیل عربی یک فعال سیاسی آنارشیست است. او از ۷ نوامبر ۲۰۱۳ تا ۱۶ نوامبر ۲۰۲۱ زندانی سیاسی بود. دستگاه قضائی حکومت کنونی با استفاده از اتهاماتی همچون «توهین به مقدسات دینی، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به رهبری» وی را زندانی کرد . سهیل در طی سال‌های طولانی حبس نیز زیر فشار بود. نه فقط یک روز از مرخصی محروم ماند، بلکه برای «تنبیه» فزون‌تر او را از زندان تهران بزرگ به زندان رجایی‌شهر کرج بردند. این هم برای زندان‌بانان کافی نبود، بنابراین به سهیل زندان انفرادی را نیز تحمیل کردند. برای مثال او روز ۲۰ اکتبر ۲۰۲۰ به خانواده‌اش اطلاع داد که به مدت ۳۳ روز در زندان انفرادی بوده است.

هر چند سهیل دوران محکومیت خود را سپری کرده بود، اما بدون پیگیری وکیل نمی‌خواستند آزادش کنند. سرانجام او را آزاد کردند و گفتند که باید به مدت دو سال هزار کیلومتر دورتر از محل زندگی‌اش به تبعید برود. این چنین بود که او را به برازجان فرستادند.

سهیل عربی پرونده دیگری با اتهاماتی بس واهی با عناوینی چون «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی به وسیله سامانه های مخابراتی» دارد. دادگاه تجدید نظر استان تهران روز ۱۶ دسامبر ۲۰۲۱ محکومیت‌های او را برای این پرونده تأیید کرد که عبارتند از: ۲ سال حبس تعزیری، پرداخت ۵ میلیون تومان جزای نقدی، لزوم کسب مجوز از مقام قضایی به منظور خروج از کشور به مدت ۲ سال و ۲ سال حضور فصلی در دفتر نظارت و پیگیری ضابطین.

روز ۷ آوریل ۲۰۲۲ برای سهیل عربی احضاریه‌ای فرستاده‌اند و از او خواسته‌اند که برای اجرای دو سال حبس ناعادلانه و بی‌دلیل خود را به مقامات قضائی معرفی کند. حکم زندان دوباره زندان سهیل و بقیه مجازات‌ها علیه او باید فوراً متوقف و لغو شوند. تعرض به حقوق ابتدائی سهیل عربی و همه فعالان سیاسی و اجتماعی بس است!

زیاتر بخوێنەرەوە “حکم زندان دوباره زندان سهیل عربی ***** سهيل عربي يحكم عليه بالسجن مرة أخرى ***** دووبارە سەپاندنەوەی سزای بەندکردن لە سەر سوهەیل عەرەبی ***** Soheil Arabi sentenced to prison again ***** Nouvelle condamnation pour Soheil Arabi ***** Soheil Arabi erneut zu einer Gefängnisstrafe verurteilt”



ڕۆژی#یەکی_ئایار سیمبوڵی مانگرتنی گشتیی و بەرەنگاربوونەوەی سەروەریی چینایەتی

#١ی_ئایار بۆ کرێکاران ڕۆژی بەرەنگاری کۆیلەتییە، بۆ چەوسێنەرانی کرێکاران ڕۆژی ئاهەنگ و شادی مانەوەی سەروەریی چینایەتی!

#١ی_ئایار بۆ کرێکاران سیمبۆڵی یەکێتی چەوساوان و مانگرتنی گشتیی بوو و هەیە، بۆ پارتییە چەپەکان ڕۆژی مێگەلکردنی کرێکاران لەنێو حزبەکان و دوورخستنەوەیان لە خۆڕێکخستنی کۆمەڵایەتیی!

#١ی_ئایار ڕۆژی ڕەتکردنەوەی کار و کرێکار بوون بوو و هەیە، بۆ ڕامیاران و حزبەکان و دەوڵەتەکان ڕۆژی پیرۆزکردنی کار بووە لە ڕوسیەی بۆلشەڤیکی تاکو ئاڵمانیای نازی و ئۆروپای دێمۆکراتیی ئێستا!

#١ی_ئایار خاڵی دەرکەوتن و تەقینەوەی شۆڕشی کۆمەڵایەتیی کرێکاران بوو، بۆ دەوڵەتگەرایان ڕۆژی توندکردنەوەی زنجیرەکانی یاسای سەروەریی چینایەتی!

#١ی_ئایار بۆ کرێکارانی هوشیار ڕۆژی خۆڕێکخستنی جەماوەریی و کۆمەڵایەتییە، بۆ حزبچییەکان ڕۆژی خۆشباوەڕکردنی کرێکارانە بە «ڕابەری باش و حزبی باش و حکومەتی باش و چەوسێنەری دێمۆکرات نیشتمانپەروەر نەتەوەپەرست»!

#١ی_ئایار بۆ کرێکارانی یاخی ڕۆژی ڕەتکردنەوەی بوونە چینایەتییەکانی کۆمەڵی مرۆڤایەتییە، بۆ ڕەوتە چەپەکان ڕۆژی پیرۆزکردن و پێویستبوونی دەوڵەت!

We stand against the military attacks of the Turkish state and call for the mass resistance ***** وێڕای ڕسواکردنی ھێرشەکانی دەوڵەتی تورکیە، بەرەنگاریی کۆمەڵایەتیی بانگەواز دەکەین ***** Gegen den Militärangriff des Türkischen Staates – Aufruf zum  Massenwiderstand ***** Forum des anarchistes de langue Kurde : Nous nous opposons aux attaques militaires de l’État turc au Kurdistan [irakien] et appelons à la résistance de masse

 

We stand against the military attacks of the Turkish state and call for the mass resistance

Once more, as with the last thirty years, the Turkish state’s military forces with the support of the Kurdistan Regional Government (KRG) and the political parties that are within the regional government, launched a military attack against its opponents and radical social movements in the area. The military attacks have always been through land, also by fighter jets and recently by drones.

In the meantime throughout all this period the resistance of oppressed people and libertarians continued against these military attacks by the Turkish government. The resistance took different forms including people’s march for peace and against war, protests and attacks against the military basis of Turkish forces inside Kurdistan, campaigns of boycotting Turkish goods, blockade of production sites and attacks against Turkish companies wherever they are present.

The Turkish state is not only attacking the Iraqi Kurdistan and Rojava, in fact its political and military power has been extended to the Middles East, North Africa and the Nagorno-Karabakh conflict.

The Turkish state is doing all these as a second powerful member of NATO before the eyes of the so called “international community” under the justification of protecting the human rights and the values of Islam. It does that by crossing all the borders without any restrictions and have been supported by the US, UK and the EU.

Having saying that, we are not complaining against or blaming the KRG, the Iraqi government or the political parties that are in power, because we know that they are united by their class interests. In our eyes they all are a united enemy class that support the capitalist state in Turkey against working class and exploited people. In opposition to them, we call for our unity with the whole exploited people in the region and the world and ask their support and solidarity.

We Kurdish-speaking anarchists have always been and will always remain against all types of wars. Our positions and attitudes regarding this were very clear. In the meantime we were supported the will and the struggles of the grassroots movement and the libertarians in Kurdistan, Iraq and Middle East.

We have tried, in the line of historical background of the libertarian position, to not take part in any sides of the wars. We have never surrendered to the ideologies of fighting against fascists or defending the homeland as excuses for taking part in wars side by side with the national Bourgeoisie or by the side of nationalist parties. We do not make distinctions between states whether they are small or big, developed industrialized or under developed and not industrialized country, imperialist or colonized. We never supported state’s military or its militia as we are against all kinds of superiority, class domination and authoritarianism. We struggle against all ideologies, like, protecting “our” country, nationalism, religion, dictatorial or democratic country, and Neo-liberal.
Therefore, considering our extremely limited forces, our imbalanced social force against the armies, the armed action’s uselessness in this given situation, we have resisted and will resist all attempts that try to drag us into military conflicts, into sacrificing ourselves to the interest of one side and into defending the nation and the state. So, we appealed to our comrades and supporters to continue and develop a non militaristic social struggle.

For us the anarchist, the issue is not only that we must not be part of any sides of the war between states and infighting militias, but it’s most importantly about maintaining and developing the social revolutionary front of the oppressed against the capitalist system, all armies and militias, against wars and inter bourgeois conflicts whenever that will be.

In such circumstances, if we cannot fight directly against the war, but we can at least, direct our actions and prioritize our tasks to develop and reinforce the anarchist movement through our involvement within the social movements of resistance and struggles.

Our war is the Self organizing of our struggles and of our resistances, it’s the social revolution and this cannot be achieved through any other methods like armed struggle, regime changes, parliamentary system and the political parties’ power plots. The history and the experience of the past struggles shows us that the social resistance and the social revolution rely on the revolutionary conscientiousness that emerges from the daily struggle of oppressed people in the society. We see ourselves as part of the same class movement and we are taking part in it to achieve our historical dreams.
when we are not strong enough to the level of being able to resist the war as an autonomous force, we instead can form an attacking combative resistance against the state on other social struggles.

It’s clear that even an armed resistance without having a clear class conscientiousness behind it, it will eventually transform to another form of domination over people or at least it will be controlled under the influence of the state for its benefits.
The defending of a liberated place or territory although it might not be right, we believe without any hesitation that defending it by weapons is our duty.

In line of the above for the present time we believe the below steps are necessary as immediate actions:

– General strike wherever is possible that can paralyze the movement of economy and military and sabotage the war mechanism .

blockading transportation of oil and gas to Turkey as both are the reasons for many of the current wars.

– Boycotting all Turkish goods, products and its companies wherever they are. replacing those goods by supporting and relying on local goods and products and trying to set up cooperatives and communes.

– Boycotting the Turkish state media channels and its culture centers wherever they are.

– Boycotting traveling with the Turkish airlines and holidays to Turkey.

– Calling on police, solders and Peshamarga to take the mutiny actions and to put their weapons down, leaving there barricades and the war fronts.

Encouraging people to protest against the Turkish military bases and its companies in Kurdistan.

– Self-organizing and preparing for any potential situation that may happen in the future, whether it is resistance or anything else.

– Collecting the basic necessities and providing support to displaced people from their land and support them to flee from this war.

– Broadcasting and writing about the crimes that the Turkish military commit, including killing innocent people, lifestocks and destroying villages and environment.

– Calling for a mass uprising in Kurdistan against the current KRG power as they are our direct class enemy and our exploiters, to support people and take part however and whatever we can.

Kurdish-speaking Anarchist Forum

19th April 2022

http://www.anarkistan.net

http://www.issuu.com/anarkistan

http://www.twitter.com/anarkistan

http://www.facebook.com/sekoy.anarkistan

http://www.facebook.com/groups/Pertuky.Anarky

anarkistan[a]riseup.net

زیاتر بخوێنەرەوە “We stand against the military attacks of the Turkish state and call for the mass resistance ***** وێڕای ڕسواکردنی ھێرشەکانی دەوڵەتی تورکیە، بەرەنگاریی کۆمەڵایەتیی بانگەواز دەکەین ***** Gegen den Militärangriff des Türkischen Staates – Aufruf zum  Massenwiderstand ***** Forum des anarchistes de langue Kurde : Nous nous opposons aux attaques militaires de l’État turc au Kurdistan [irakien] et appelons à la résistance de masse”

١٤ی ئایاری ٢٠٢٢ خۆنیشاندانی هاوپشتی لەتەک هەموو هەڵهاتووان و پەنابەرانی سەر سنوورەکانی ئۆروپا

ئەو مرۆڤانەی کە لەپشت دیوارە بەرزەکانی سیستەمی سنووریی ئۆروپا لەنێو دارستانەکان گیرخواردوو و وێڵن، لەبیرمەکە، ئێمە نابێت بینەری نادەربەستی ئاوارەیی و مردنی ئەو کۆچەرانە (هەڵهاتووانە) بین.

ئێمە، گرووپێک لە ڕێکخراوی بێسنوور لە سەرانسەری ئاڵمانیاوە، ڕێکەوتی ١٤ی ئایاری ٢٠٢٢ خۆنیشاندانی ناڕەزایەتی لە شاری فرانکفۆرت (ئۆدەر) ڕێکدەخەین. ئەم خۆنیشاندانە بۆ کۆتاییهێنان بە توندوتیژی و دابڕاندن لەسەر سنووری نێوان بێلاڕووس و پۆڵۆنیا دەبێت و ئێمە خوازیاری کردنەوەی سنوورەکان و وەرگرتنی کۆچەران هەین.

ئێمە گرووپێکی کردەیی لە کۆمەڵێکی فراوانتر هەین، کە لە بەرانبەر ڕامیارییە سنوورییە بێبەزەییەکانی ئۆرووپا لەسەر سنووری بێلاڕووس و پۆڵۆنیا لەسەر زۆر ئاستی جۆراوجۆر خوازیاری کۆتاییهێنان بە ڕامیارییەکانی دابڕاندن و دیپۆرتکردنەوە دەبین و لەسەر ئازادی بەبێ بەند و مەرجی سەفەرکردن – مافی نیشتەجێبوون پێداگریی دەکەین. لەپێناو ئۆرووپایەکی بەبێ سنوور و هاوپشت.

ئەو دیمەن و هەواڵانەی کە لە سنوورە دەرەکییەکانی یەکێتی ئۆروپا لەبارەی دۆخی خەماوەی پەنابەران بە دەستی ئێمە دەگەن، زیاتر و زیاتر کردەکاریی دڕندانەی ئەوان بە ئێمە نیشاندەدات. یەکێتی ئۆرووپا نەک هەر بەو تاوانانە مۆڵەت دەدات، بەڵکو چالاکانە لەنێو تاوانش هەنگاونەرە.

مرۆڤە کۆچەرەکان لەسەر سنووری پۆڵۆنیا و بێلاڕووس لەبەر سەرما و لەنێو ئوردووگەکان و لەنێو خێمە کاتییەکان زیندانی دەکرێن، یان تەنانەت لەنێوەندی دارستانەکان بەبێ یارمەتی پشتگوێ دەخرێن. کۆچەران دەکەونە بەر توندوتیژیی دڕندانەی پاسەوانانی سنوورەکان. ئەوان لێدان دەکرێن، پۆشاک و خواردن و تەلەفۆنەکانیان لێدەسێندرێن. ئەوان لەنێو سەرماوسۆڵەی زستان بەبێ هیچ یارمەتییەک پشتگوێ دەخرێن. بەشێک لە ئەوان لەبەر ئەو دۆخە مەترسیدارە بەهۆی برسیەتی و سەرما دەمرن.

ئەوان لەنێو ئوردووگە شێوە زیندانەکان لە بار و دۆخێکی نامرۆیی ڕاگیردرێن و زیندانیی دەکرێن و لە چوونی ئەوان بۆ نێو سنوورە دەرەکییەکانی ئۆرووپا رێگریی دەکرێت. پەرەدان بە سەربازیی کردنی سنووری پۆڵۆنیا و بێلاڕووس و پشتوێنێکی مەرگیی دیکەیان لەسەر سنوورە دەرەکییەکانی یەکێتی ئۆرووپا درووستکردوە. سەرەنجامی گێڕانەوە نایاساییەکان (Push backs) پەنابەران و هێنانە ئارای دۆخەکە ترسناک و خەماوەرەکان بۆ ئەوان لە ناوچە سنوورییەکان، کە تاکو ئێستا بە مردنی زیاتر لە سێ (٣٠) کەس تەواو بوە.

نابێت لەبیربکرێت، هەر مرۆڤێک کە بۆ تێپەڕبوون بەنێو سنوورەکان گیانی خۆیان لەدەستبدات، ڕوودانێکی ڕێکەوتانە نییە، بەڵکو بڕیاردانی نەژادپەرستانەی دەوڵەتدارانە. جیاکردنەوەی قەڵای ئۆرووپا لەلایەن پۆڵۆنیا بە درووستکردنی دیوارێک لەنێوان پارکی بیاڤۆیسکا بەردەوامی هەیە. لەنێوبردنی دوایین دارستانەکانی ئۆرووپا، بەس نەهامەتییەکی مرۆیی نییە، بەڵکو نەهامەتییەکی ژینگە و ئەوەش لەنێو دەریاکان و هەوا بوونی هەیە.

لەپشت ئەو ڕامیارییە و ئامانجە، بنچیینەکانی پاراستنی بەزم و کارە نەژادپەرستانە و بەهرەکێشانە و ستەمگەرایانە لەنێو ژیانی ڕۆژانەی هەمووان ئامادەیە و ئێمە ئەو ڕامیارییە دژە مرۆییانە ڕەتدەکەینەوە و خوازیاری هاوپشتیی لەتەک هەموو پەنابەران لە سەرتاسەری جیهان هەین.

ئاوڕدانێک لە ئۆکرانیا، لە ئێستا بۆ ئێمە دەردەکەوێت: هاوپشتی لەتەک کەسانێک کە خەریکی هەڵهاتن و تێپەڕین هەن، ویست بۆ وەرگرتنی ئەو کەسانە و جێبەجێکردنی ڕامیاریی وەرگرتن بۆ ئەوان دەتوانێت ببێت بە هەنگاوی مرۆیی و هاوپشتی، کە ساڵانێک نایاسایی وێنا دەکرا.

ئەو کەتوارەی کە ئێستا دەتوانرێت لەتەک کەسانی هەڵهاتوو هاوپشتی دەرببڕدرێت، زۆر گرنگ و درووستە و بەو جۆرە نیشاندەدات، کە هیچ هاوپشتییەکی سنووردار لەتەک کەسانێک کە هەڵهاتوو و تێپەڕن، بوونی نییە. لەنێوان پەنابەرانی سپیپێستی ئۆرووپایی و پەنابەرانی کۆچەری ناسپیپێست جیاوازیی دەکرێت. دەبێت بەسەر ئەو تێڕوانینە ناڕاستگۆیانە و دووڕوانە زاڵ بین، ئێمە بۆ هاوپشتی لەتەک هەموو کەسانیک کە هەڵهاتوون و لە باری تێپەڕینن، هەین.

یەک ‌هێڵی تێپەڕین و ڕێڕەوی وەرگرتنی خێرا، هاوپشت و بەبێ ڕێگریی، ڕامیارییەک لە بارەی کۆچ و سنوورکان بۆ هەموو ئەو کەسانەی کە هەڵدێن، ماوەیەکی زۆرە دواخراوەگرنگ نییە بە چ پاسپۆرت و یان لە چ وڵاتێکەوە هاتوون! ئێمە خوازیاری کردنەوەی سنوورەکان و پاراستنی ئازادیی هاتووچۆکردن بۆ هەموو مرۆڤەکان هەین.

بەس لە بارێکدا کە ویستی ڕامیاریی بوونی هەبێت، شێوازی جیاواز بۆ بەرخورد بەو مرۆڤانەی کە لە باری هەڵهاتن هەن، لە توانا هەیە!

ئێمە بڕوامان هەیە، کە جیهانێک بەبێ پێکهاتەی نەژادپەرستانە و بەبێ سنوور و دەوڵەت لە توانا هەیە. بەڵام ئێمە بڕوامان ئاوایە، کە دەبێت ئەو گۆڕانە بەدەستی خۆمان ئەنجامبدەین. وەرن با پێکەوە بۆ هاوپشتی و جیهانی ئازاد ببزوێین!

بەو بۆنەوە، ڕۆژی ١٤ی ئایاری ٢٠٢٢ ساعەت ١٢ی نیوەڕۆ لە فرانکفۆرت (ئۆدەر) لە هەرێمی براندن‌بورگ دەچینە سەرشەقامەکان و خۆنیشاندان دەکەین، لەپێناو گۆڕان بەرەو دونیایەکی بەویژدانانە لەتەک ئێمە هاودەنگ بن!

————————————————————————————————————————

Ew mrovaney ke lepşit dîware berzekanî sîstemî snûrîy orupa lenêw daristanekan gîrixwardû û wêlln, lebîrmeke, ême nabêt bînerî naderbestî awareyî û mirdnî ew koçerane (hellhatuwane) bîn.

Ême, grûpêk le rêkixrawî bêsnûr le seranserî allmanyawe, rêkewtî 14î ayarî 2022 xonîşandanî narrezayetî le şarî frankfort (oder) rêkdexeyn. Em xonîşandane bo kotayîhênan be tundutîjî û dabrrandin leser snûrî nêwan bêlarrûs û pollonya debêt û ême xwazyarî kirdnewey snûrekan û wergirtnî koçeran heyn.

Ême grûpêkî kirdeyî le komellêkî frawantir heyn, ke le beranber ramyarîye snûrîye bêbezeyyekanî orûpa leser snûrî bêlarrûs û pollonya leser zor astî corawcor xwazyarî kotayîhênan be ramyarîyekanî dabrrandin û dîportkirdnewe debîn û leser azadî bebê bend û mercî seferkirdin – mafî nîştecêbûn pêdagrîy dekeyn. Lepênaw orûpayekî bebê snûr û hawpişt.

Ew dîmen û hewallaney ke le snûre derekîyekanî yekêtî orupa lebarey doxî xemawey penaberan be destî ême degen, zyatir û zyatir kirdekarîy drrindaney ewan be ême nîşandedat. Yekêtî orûpa nek her bew tawanane mollet dedat, bellku çalakane lenêw tawaniş hengawnere.

Mrove koçerekan leser snûrî pollonya û bêlarrûs leber serma û lenêw urdûgekan û lenêw xême katîyekan zîndanî dekrên, yan tenanet lenêwendî daristanekan bebê yarmetî piştigwê dexrên. Koçeran dekewne ber tundutîjîy drrindaney pasewananî snûrekan. Ewan lêdan dekrên, poşak û xwardin û telefonekanyan lêdesêndirên. Ewan lenêw sermawsolley zistan bebê hîç yarmetîyek piştigwê dexrên. Beşêk le ewan leber ew doxe metrisîdare behoy birsyetî û serma demrin.

Ewan lenêw urdûge şêwe zîndanekan le bar û doxêkî namroyî ragîrdirên û zîndanîy dekrên û le çûnî ewan bo nêw snûre derekîyekanî orûpa rêgrîy dekrêt. Peredan be serbazîy kirdnî snûrî pollonya û bêlarrûs û piştwênêkî mergîy dîkeyan leser snûre derekîyekanî yekêtî orûpa drûsitkirdwe. Serencamî gêrranewe nayasayyekan (Push backis) penaberan û hênane aray doxeke trisnak û xemawerekan bo ewan le nawçe snûrîyekan, ke taku êsta be mirdnî zyatir le sê (30) kes tewaw bwe.

Nabêt lebîrbikrêt, her mrovêk ke bo têperrbûn benêw snûrekan gyanî xoyan ledestibdat, rûdanêkî rêkewtane nîye, bellku birryardanî nejadperistaney dewlletdarane. Cyakirdnewey qellay orûpa lelayen pollonya be drûsitkirdnî dîwarêk lenêwan parkî byavoyiska berdewamî heye. Lenêwbirdnî dwayîn daristanekanî orûpa, bes nehametîyekî mroyî nîye, bellku nehametîyekî jînge û eweş lenêw deryakan û hewa bûnî heye.

Lepşit ew ramyarîye û amance, binçîynekanî parastinî bezm û kare nejadperistane û behrekêşane û stemgerayane lenêw jyanî rojaney hemuwan amadeye û ême ew ramyarîye dje mroyyane retdekeynewe û xwazyarî hawpiştîy letek hemû penaberan le sertaserî cîhan heyn.

Awirrdanêk le okranya, le êsta bo ême derdekewêt: hawpiştî letek kesanêk ke xerîkî hellhatin û têperrîn hen, wîst bo wergirtnî ew kesane û cêbecêkirdnî ramyarîy wergirtin bo ewan detwanêt bbêt be hengawî mroyî û hawpiştî, ke sallanêk nayasayî wêna dekra.

Ew ketwarey ke êsta detwanrêt letek kesanî hellhatû hawpiştî derbibirrdrêt, zor gring û drûste û bew core nîşandedat, ke hîç hawpiştîyekî snûrdar letek kesanêk ke hellhatû û têperrn, bûnî nîye. Lenêwan penaberanî spîpêstî orûpayî û penaberanî koçerî na-spîpêst cyawazîy dekrêt. Debêt beser ew têrrwanîne narrastgoyane û dûrrwane zall bîn, ême bo hawpiştî letek hemû kesanîk ke hellhatûn û le barî têperrînin, heyn.

Yek hêllî têperrîn û rêrrewî wergirtnî xêra, hawpişt û bebê rêgrîy, ramyarîyek le barey koç û snûrkan bo hemû ew kesaney ke helldên, maweyekî zore dwaxrawe- gring nîye be çi pasport û yan le çi wllatêkewe hatûn! Ême xwazyarî kirdnewey snûrekan û parastinî azadîy hatûçokirdin bo hemû mrovekan heyn.

Bes le barêkda ke wîstî ramyarîy bûnî hebêt, şêwazî cyawaz bo berxurd bew mrovaney ke le barî hellhatin hen, le twana heye!

Ême birrwaman heye, ke cîhanêk bebê pêkhatey nejadperistane û bebê snûr û dewllet le twana heye. Bellam ême birrwaman awaye, ke debêt ew gorrane bedestî xoman encambdeyn. Wern ba pêkewe bo hawpiştî û cîhanî azad bbizwêyn!

Bew bonewe, rojî 14î ayarî 2022 sa’et 12î nîwerro le frankfort (oder) le herêmî brandinburg deçîne serşeqamekan û xonîşandan dekeyn, lepênaw gorran berew dunyayekî bewîjdanane letek ême hawdeng bin!

نه به اردوگاه های اجباری، پناهجویان ـ انزوا را در هم بشکنیم!

فراخوان کنفرانس ضد نژادپرستی در شهر گوتینگن، از تاریخ ۱۰ تا ۱۲ ژوئن ۲۰۲۲

پس از دو سال پاندمی، زمان آن فرا رسیده است که دوباره همدیگر را ببینیم. ما می خواهیم مهارت های ارتباطی خود را تقویت کنیم، فعالیتها وابتکارات و شبکه هایمان را گسترده تر سازیم۰ شرکت در این کنفرانس فرصت مناسبی است که همراه با هم درمورد سیاستهای نژادپرستانه که میلیونها پناهجو را به انزوا، سکوت وبردگی میکشاند فکر و عمل کنیم. این کنفرانس از مشارکت شما جان می گیرد! تنها با هم و متحد می توانیم شرایط را تغییر دهیم!

کنفرانس برای تبادل نظر و برنامه ریزی است و این مشخص می کند که ما بعدا چگونه با هم دیگر همکاری کنیم. بدین منظور ما چهار موضوع را انتخاب کرده ایم:   مبارزه برای بسته شدن تمامی اردوگاه ها ، مبارزه بر علیه دیپورت، خودسازماندهی، مبارزه برای شکستن مرزهای اروپا و جهان و همبستگی با پناهجویان دربند درخارج از مرزهای اروپا۰
محتوای این کنفرانس فقط به موضوع اردوگاه و اقامت محدود نمیشود، بلکه نمادین برای اعتراض به ساختارهای اردوگاه هاست - علیه  سیاست  انزوا و ارعاب است. در دنیائی که همه چیز جهت تامین سود به کار گرفته میشود، پناهندگی یک محصول عملکرد و قوانین حاکم این نظام است. جنگ، گرسنگی و قطحی،نژادپرستی، فقر، وجود حکومتهای فاسد و دیکتاتور، ازجمله اجبار انسانها برای ترک محل زندگی خویش و پناهنده شدن به جائی دیگر است.
ما می خواهیم به کل سیاست نژادپرستانه مهاجرت که دراین سیستم سرمایه نهفته است، بپردازیم۰ 
در سال ۲۰۱۸ را بیاد میاوریم که چگونه بیش از ۵۰۰ پلیس به هایم پناهجویان در الوانگان
 وحشیانه هجوم بردند و پناهجویانی که علیه دیپورت مقاومت کرده بودند، مورد ضرب و شتم قرار داده و آنان را دستگیر کردند. این فقط یک نمونه از عملکرد پلیس در مقابل پناهجویان  است و ثابت می کند که اردوگاه مکان امنی برای پناهجویان  نیست، چه اردوگاه Hotspots در یونان و  چه جای دیگر. اردوگاه ها همیشه از همان منطق انزوا پیروی می کنند.

این منزوی کردن پناهجویان دیپورت آنها را توسط پلیس آسان تر می کند. فقدان مشاوره حقوقی منجر به تصمیمات منفی در مورد وضعیت پناهندگی می شود.
ترس دائمی از اخراج، انتظار بی پایان، نداشتن حریم خصوصی و خشونت امنیتی همه و همه افسردگی و دلسردی را تشدید می کند.
دولتهای اروپایی دربرخورد با پناهجویان اوکراینی نشان دادند که اگر با دستور کار سیاسی مطابقت داشته باشد پذیرش پناهجویان از نظر قانونی امکان پذیر می شود. شرایط فعلی پذیرش پناهجویی اتحادیه اروپا به معنای برگرداندن سیاست سرکوبگرانه مهاجرت قبلی نیست. برعکس، زیرا آنچه در مرزها اتفاق می‌افتد همان چیزی است که منطق اردوگاه را نیز تعریف می‌کند: تقسیم پناهنده "خوب" و پناهنده "بد"  که ما برسر مرزها مشاهده می کنیم، ناشی از یکنوع سیاست ضد بشری و نژادپرستانه است. ما با این سیاست موجود نژادپرستانه مبارزه می کنیم. اتحاد و مبارزه علیه این سیستم نژادپرستانه و برای کسب حقوق شهروندی برابر برای همه!
در ۴۰ ساله گذشته سیاست های مهاجرستیزی و ارتجاعی به ویژه دراروپا غالب شده است. این سیاست نژادپرستانه در تمامی نقاط دیده می شود. در این کنفرانس افرادی شرکت  می کنند که در مقابل این سیاست نژادپرستانه ایستادگی می کنند.

ما میخواهیم همبستگی و اتحادی را که تا به امروز در مبارزات عملی بدست آورده ایم، در این کنفرانس بیش از پیش تحکیم ببخشیم و خود را برای مبارزات آینده علیه مرزهای بسته، برعلیه اردوگا ها چه از داخل و چه از خارج با تمام قابلیت های انحصاری شان آماده کنیم، بیایید خود را سازماندهی کرده و با تمام قدرت علیه دیپورت و بر علیه استثمار مبارزه کنیم! نه به اردوگاه های اجباری، پناهجویان ـ انزوا را در هم بشکنیم!

برای تهیه و تدارک این کنفرانس ، جلسه ای در روز شنبه ۲۳ آوریل در شهر گوتینگن بر گزار میگردد. ما می خواهیم در مورد وضعیت فعلی اختلافات و نکات مشترک  صحبت کنیم. آیا می خواهید در جلسه شرکت داشته باشید؟ آیا می دانید در حال حاضر موضوع اصلی بحث و تدارک چه چیزی است؟ آیا پیشنهادی برای رویکرد سراسری دارید؟ آیا می خواهید کنفرانس را با موضوعات پیشنهادی خود در مورد مبارزات بشکل یک سمینار غنی تر سازید؟

شما میتوانید از طریق ایمیل با ما تماس بگیرید، می توانید این فراخوان را در مکان های مختلف منتشر کنید.

ما مشتاقانه منتظر شما و همکاری با شما هستیم!

info@aktionsbleiberrecht

No Lager – Break Isolation Conference 2022

Antiracict Conference 2022 10-12 Juni in Göttingen

ما هو تمرد كرونشتات؟

تمرد كرونشتات في الأسابيع الأولى من مارس 1921. أعلن تروتسكي نفسه بأنه فخر ومجد الثورة الروسية، وقد اشتهر بحاروها بأفكارهم وأنشطتهم الثورية وحولوا القاعدة البحرية والمدينة إلى جمهورية سوفيتية بحكم الواقع بعد ثورة فبراير مباشرة. ومع ذلك ، في عام 1921 ، انقلبت Red كرونشتات ضد الديكتاتورية الشيوعية ورفعت شعار ثورة 1917 “كل السلطة للسوفييت، والتي أضافت إليها وليس للأحزاب“. أطلق المتمردون هذه الثورة على الثورة الثالثةورأوا أنه تم الانتهاء من العمل في أول ثورتين روسيتين في عام 1917 من خلال إنشاء جمهورية كادحة حقيقية قائمة على السوفييتات المنتخبة بحرية والإدارة الذاتية. كما الفوضوي Voline الروسية وضعه، في حين أن سقطت كرونشتات واشتراكية الدولة انتصرتأنه عرضة للخطرالطابع الحقيقي للدكتاتورية شيوعيةو “[أنا] ن المتاهة المعقدة والغامضة التي تفتح إلى الجماهير في ثورة كرونشتات منارة مشرقة تضيء الطريق الصحيح“. [ الثورة المجهولة ، ص. 537-8]

بالنظر إلى ذلك ، من المهم معرفة وفهم هذه الثورة ، وماذا تقول عن الفكر والممارسة البلشفية ودحض العديد من الافتراءات التي أطلقها اللينينيون ضدها. يتم تناول هذه القضايا في الأقسام المختلفة أدناه. أولاً ، من الضروري تلخيص أحداث الثورة نفسها.

كانت كرونشتات (ولا تزال) قلعة بحرية على جزيرة في خليج فنلندا. تقليديا ، عملت كقاعدة لأسطول البلطيق الروسي ولحراسة المقاربات لمدينة سانت بطرسبرغ (التي أعيدت تسميتها خلال الحرب العالمية الأولى بتروغراد ، ثم في وقت لاحق لينينغراد ، وهي الآن سانت بطرسبرغ مرة أخرى) ثلاثين كيلومترا. كما لوحظ ، كان بحارة كرونشتات في طليعة الأحداث الثورية لعامي 1905 و 1917 وكان التأثير اليساري مرتفعًا: كان اليسار اليساريون ، الحد الأقصى الثانيون ، البلاشفة والفوضويون جميعًا لهم تأثير كبير (تقريبًا بهذا الترتيب ، كما نوقش في القسم 9أدناه ، لم تكن كرونشتات معقلًا للبلاشفة في عام 1917). كان سكان كرونشتات من أوائل المؤيدين والممارسين للديمقراطية السوفييتية ، وشكلوا بلدية حرة في عام 1917 كانت مستقلة عن الحكومة المؤقتة. على حد تعبير إسرائيل جيتزلر ، الخبير في كرونشتات ، لقد كانت Red كرونشتات في حكمها الذاتي الذي يشبه الكوميونات هي نفسها التي حققتها ، مدركة التطلعات الراديكالية والديمقراطية والمساواة لحامتها والعاملين فيها ، وشهيتها التي لا تشبع من أجل الاعتراف الاجتماعي والنشاط السياسي والنقاش العام وتوقهم المكبوت للتعليم والاندماج والمجتمع. بين عشية وضحاها تقريبا طواقم السفن والوحدات البحرية والعسكرية والعمال ومارسوا ديمقراطية مباشرة لمجموعات ولجان القاعدة.في وسط القلعة ، كانت الساحة العامة الضخمة بمثابة منتدى شعبي يضم ما يصل إلى 30،000 شخص. لقد أثبت كرونشتادرس بشكل مقنع قدرة الناس العاديين على استخدامرؤوسهم أيضًا في حكم أنفسهم ، وإدارة أكبر قاعدة بحرية وقلعة في روسيا.” [ كرونشتات 1917-1921 ، ص. 248 و ص. 250]

انتهت الحرب الأهلية الروسية في غرب روسيا في نوفمبر 1920 بهزيمة الجنرال رانجل في شبه جزيرة القرم. في جميع أنحاء روسيا ، اندلعت الاحتجاجات الشعبية في الريف والمدن والمدن. كانت انتفاضات الفلاحين تحدث ضد سياسة الحزب الشيوعي المتمثلة في مصادرة الحبوب (وهي سياسة يجادل البلاشفة ومؤيديهم بها بسبب الظروف ولكن كانت تنطوي على قمع واسع النطاق وبربري ومضاد للعكس). في المناطق الحضرية ، حدثت موجة من الإضرابات العفوية احتجاجًا على عسكرة العمل ، ونقص الغذاء ، والديكتاتورية البلشفية ومجموعة من القضايا الأخرى. لذلك ، “[ب] ذ بداية عام 1921 ظهر وضع ثوري مع العمال في الطليعة في روسيا السوفيتيةمعاندلاع الإضرابات المتزامنة في بتروغراد وموسكو وفي مناطق صناعية أخرى.” وقعت إضرابات عامة ، أو اضطرابات واسعة النطاقفي جميع المناطق الصناعية الكبرى ، وتم الجمع بين الإضرابات و احتلال المصانع ، والإضرابات الإيطالية ، والمظاهرات ، والاجتماعات الجماعية ، وضرب الشيوعيين ، وما إلى ذلك. [جوناثان أفيس ، عمال ضد لينين ، ص. 3 ، ص. 109 ، ص. 112] أثار العمال والفلاحون المتمردون المطالب الاقتصادية والسياسية.

في أواخر فبراير ، اندلع إضراب عام في بتروغراد وشهد على الفور القمع البلشفي ضدها. في 26 فبراير، واستجابة لهذه الأحداث، أطقم البوارج بتروبافلوفسك و سيفاستوبول عقد اجتماع طارئ وافقت على إرسال وفد إلى المدينة للتحقيق وتقديم تقرير عن الأحداث. بعد يومين ، أبلغ المندوبون زملائهم البحارة عن الإضرابات والقمع الحكومي الموجه ضدهم في اجتماع جماهيري آخر بشأن بتروبافلوفسك ثم وافق على قرار أثار 15 مطلبًا كانت سياسية في المقام الأول (بما في ذلك الانتخابات الحرة للسوفييتات وحرية التعبير والصحافة والتجمع والتنظيم للعمال والفلاحين والفوضويين واليساريين الاشتراكيين) إلى جانب عدد قليل من المطالب الاقتصادية (حصص متساوية بالنسبة لجميع العمال ، نهاية مفارز حواجز الطرق التي تقيد السفر وقدرة العمال على جلب الطعام إلى المدينة وكذلك حرية العمل الكاملةلجميع الفلاحين والحرفيين الذين لم يوظفوا عملاً) – انظر القسم 3 للحصول على التفاصيل الكاملة . يجب التأكيد على أن هذه المطالب عكست العديد من تلك التي أثارها العمال المضربون في بتروغراد.

غير معروفة لدى البحارة، الزعيم البلشفي في بتروغراد (زينوفييف) أرسلت برقية إلى لينين في 11:00 في ذلك اليوم: “كرونشتات: أكبر سفينتين، سيفاستوبول و بتروبافلوفسك اعتمدت، SR / مئات الأسودالقرارات وقدم انذارا لتكون تم الرد خلال 24 ساعة. من بين العاملين في بتروغراد ، كان التصرف كما كان من قبل غير مستقر. لا تعمل المصانع الكبيرة. نتوقع أن تعمل SRs على تسريع الأحداث “(SR تعني ثوريون اجتماعيون، حزب له قاعدة فلاحية تقليدية ، وقد حارب الجناح اليميني ضد البلاشفة باسم الجمعية التأسيسية وكانوا متواطئين مع القوى الرجعية البيضاء بينما كان المئات السودرجعيين ، في الواقع فاشية الفاشية ، قوة تعود إلى ما قبل الثورة التي هاجمت اليهود والمقاتلين العماليين والمتطرفين وما إلى ذلك). [نقلا عن فلاديمير بروفكين ، خلف الخطوط الأمامية للحرب الأهلية ، ص. 394]

عُقد اجتماع جماعي من خمسة عشر إلى ستة عشر ألف شخص في ساحة أنكور في الأول من مارس ، وتم تمرير ما أصبح يعرف باسم قرار بتروبافلوفسك بتصويت اثنين من المسؤولين البلشفيين ضده. في هذا الاجتماع تقرر إرسال وفد آخر إلى بتروغراد ليشرح للمهاجمين وحامية المدينة مطالب كرونشتات وطلب إرسال مندوبين غير حزبيين من قبل عمال بتروغراد إلى كرونشتاد لمعرفة ما يحدث هناك مباشرة . اعتقلت الحكومة البلشفية هذا الوفد المكون من ثلاثين عضوا.

مع اقتراب انتهاء ولاية كرونشتات السوفيتية ، قرر الاجتماع الجماعي أيضًا دعوة مؤتمر المندوبين في 2 مارس لمناقشة الطريقة التي ستُجرى بها الانتخابات السوفيتية الجديدة (لم يكن كرونشتات سوفيتيا منتخبا بحرية منذ البلاشفة حل [السوفياتي كرونشتات وإنشاء لجنة دمية في مكانهافي يوليو 1918 [ألكسندر رابينوفيتش ، البلاشفة في السلطة ، ص 302]). يتألف هذا المؤتمر من مندوبين من أطقم السفينة ووحدات الجيش والأرصفة وورش العمل والنقابات والمؤسسات السوفيتية. هذا الاجتماع من 303 مندوبين أيدوا بتروبافلوفسك قرار وانتخب لجنة ثورية مؤقتة من خمسة أشخاص (تم توسيع هذا إلى 15 عضوا بعد يومين من قبل مؤتمر آخر للمندوبين). تم تكليف هذه اللجنة بتنظيم الدفاع عن كرونشتات ، وهي خطوة تقررها جزئياً تهديدات المسؤولين البلشفيين هناك والشائعات بأن البلاشفة أرسلوا قوات لمهاجمة الاجتماع.

أصدرت الحكومة الشيوعية إنذارًا في 2 مارس استندت إلى برقية زينوفييف في الثامن والعشرين وأكدت أن الثورة توقعت من قبل المخابرات المضادة الفرنسية وأعدتها بلا شكوأن قرار بتروبافلوفسك كان قرارًا أسود SR مائة“. . ادعى البلاشفة أن الثورة تم تنظيمها من قبل الضباط القيصريين السابقين بقيادة الجنرال السابق كوزلوفسكي وثلاثة من ضباطهوهكذا “[ب] خلف SRs مرة أخرى جنرال القيصر“. [لينين وتروتسكي ، كرونشتات، ص 65-6] كان هذا هو الخط الرسمي طوال الثورة وتم تجاهل أي حقائق محرجة (مثل Kozlovsky ، من المفارقات ، وضعها في القلعة كأخصائي عسكري من قبل تروتسكي).

واستناداً إلى وثائق من الأرشيف السوفياتي ، يذكر المؤرخ إسرائيل جيتزلر أنه “[5] ص 5 مارس ، إن لم يكن في وقت سابق ، قرر القادة السوفييت سحق كرونشتات. وهكذا ، في برقية إلى عضو [ مجلس العمل والدفاع ، في ذلك اليوم ، أصر تروتسكي على أن الاستيلاء فقط على كرونشتات سيضع حدا للأزمة السياسية في بتروغراد“. في نفس اليوم ، بصفته رئيسًا لـ RVSR [المجلس العسكري الثوري للجيش والبحرية] ، أمر بإصلاح وتعبئة الجيش السابع لقمع الانتفاضة في كرونشتات، وعين الجنرال ميخائيل توخاشفسكي قائدًا له تغير مع قمع الانتفاضة في كرونشتات في أقرب وقت ممكن.” [“دور القادة الشيوعيين في مأساة كرونشتات لعام 1921 في ضوء وثائق الأرشيف المنشورة مؤخرًا، روسيا الثورية ، الصفحات 24-44 ، المجلد. 15 ، رقم 1 ، ص. 32]

بينما سعى النظام البلشفي إلى تعبئة القوات لسحق المتمردين ، بدأ كرونشتات في إعادة تنظيم نفسه من الأسفل إلى الأعلى. أعيد انتخاب اللجان النقابية وتم تشكيل مجلس النقابات. اجتمع مؤتمر المندوبين لمناقشة القضايا المتعلقة بمصالح كرونشتات والنضال ضد الحكومة البلشفية. تم اعتقال حوالي 300 شيوعي ومعاملتهم معاملة إنسانية في السجن بينما غادر العديد (على الأقل 780) الحزب ، معربين عن دعمهم للثورة وهدفها منح كل السلطة للسوفييتات وليس للأحزاب، احتجاجًا على تصرفات الحزب كانت تتخذ ضد كرونشتات أو دورها العام في الثورة). بشكل ملحوظ ، كان ما يصل إلى ثلث المندوبين المنتخبين في مؤتمر المتمردين كرونستادت في 2 مارس من أعضاء الحزب الشيوعي. [Avrich ،كرونشتات 1921 ، ص 184-7 و ص. 81] بينما “[هنا] لا يمكن أن يكون هناك شك في أن الشيوعيين [الموقوفين] في كرونشتات كانوا خائفين ويتوقع أن يعاملوا بنفس الطريقة التي عاملوا بها تشيكا سجناءها الحقيقة هي أنه لم يتم إطلاق النار على الشيوعيين ، ولم يكن هناك محاكمة عسكرية ، ولم تظهر اللجنة الثورية المؤقتة أي انتقام “. [جورج كاتكوف ، صعود كرونشتات، أوراق القديس أنتوني ، رقم 6 ، ص. 44]

كانت ثورة كرونشتات غير عنيفة ، ولكن منذ البداية لم يكن موقف السلطات من التفاوض الجاد ، بل بالأحرى موقف الإنذار النهائي في 5 مارس: إما أن تأتي إلى صوابك وتستسلم أو تعاني من العواقب. وهدد منشور صادر عن لجنة دفاع بتروغراد بإطلاق النار على المتمردين مثل الحواجزبينما تم أخذ أي من أسرهم في بتروغراد كرهائن. [Avrich ، المرجع السابق. Cit. ، ص 144-6] في حين كان هناك ما بين ثلاثة إلى أربعة أسابيع على الأقل قبل أن يذوب الجليد بعد اجتماع مؤتمر المندوبين الثاني في مارس والذي شهد البداية الحقيقية للثورة ، بدأ البلاشفة عمليات عسكرية في الساعة 6.45 مساءً في مارس سابع.

كانت هناك وسائل ممكنة لحل سلمي للصراع. في 5 مارس ، قبل يومين من بدء قصف كرونشتات ، عرض الأناركيون بقيادة إيما غولدمان وألكسندر بيركمان أنفسهم كوسيط لتسهيل المفاوضات بين المتمردين والحكومة (كان التأثير الأناركي قويًا في كرونشتات في عام 1917). [إيما جولدمان ، عيش حياتي ، المجلد. 2 ، ص 882-3] تم تجاهل هذا من قبل البلاشفة. بعد سنوات ، اعترف البلاشفة فيكتور سيرج (وشاهد عيان على الأحداث) بذلكعندما بدأ القتال ، كان من السهل تجنب الأسوأ: كان من الضروري فقط قبول الوساطة التي قدمها الأناركيون (ولا سيما إيما غولدمان وألكسندر بيركمان) الذين اتصلوا بالمتمردين. لأسباب من المكانة ومن خلال الإفراط في الاستبداد ، رفضت اللجنة المركزية هذا المسار “. [ أوراق سيرج تروتسكي ، ص. 164] وتجدر الإشارة إلى أن تروتسكي أعلن في عام 1937 أن العناصر الأناركية والمناشفة بذلوا قصارى جهدهم لقيادة الأمور إلى الانتفاضة. لقد نجحوا. لذلك لم يبق شيء سوى الكفاح المسلح“. [لينين وتروتسكي ، كرونشتات، ص. 82] للأسف ، لم يشرح أبدًا كيف تم تحقيق ذلك خاصة وأن العديد من المناشفة البارزين كانوا بالفعل في السجن قبل تمرد كرونشتات وسرعان ما انضم إليهم آخرون.

حل آخر محتمل ، وهو اقتراح بتروغراد السوفيتي في 6 مارس بأن وفدًا من أعضاء الحزب وغير الأعضاء في الزيارة السوفيتية كرونشتات لم تتابعه الحكومة. كان لدى المتمردين ، بشكل غير مفاجئ بما فيه الكفاية ، تحفظات حول الوضع الحقيقي للمندوبين غير الحزبيين وقدموا طلبًا معقولًا للغاية بأن يتم إجراء الانتخابات للوفد داخل المصانع مع وجود مراقبين من كرونشتات. لم يحدث شيء من هذا (من غير المستغرب ، حيث أن مثل هذا الوفد كان سيبلغ حقيقة أن كرونشتات كانت ثورة شعبية للعمال حتى فضح الأكاذيب البلشفية وجعل الهجوم المسلح المخطط له أكثر صعوبة). وفد أرسله كرونشتات لشرح القضايا إلى بتروغراد السوفيتي والشعب كان في سجون الشيكاوهكذامنذ اللحظة الأولى ، في الوقت الذي كان فيه من السهل تخفيف حدة الصراع ، لم يكن لدى القادة البلاشفة نية لاستخدام أي شيء سوى الأساليب القسرية“. [فيكتور سيرج ، مذكرات ثورية ، ص. 127] كما أشار ألكسندر بيركمان ، فإن الحكومة الشيوعية لن تقدم تنازلات للبروليتاريا ، بينما كانت تعرض في الوقت نفسه على التنازل مع الرأسماليين في أوروبا وأمريكا“. [ “تمرد كرونشتات، المأساة الروسية ، ص. 62]

بدأت الحكومة الشيوعية في مهاجمة كرونشتات في 7 مارس وكان الهجوم الأول فاشلاً: “بعد أن ابتلع الخليج أول ضحاياه ، بدأ بعض الجنود الأحمر ، بمن فيهم جثة بيترهوف كورسنتي ، في الانشقاق للمتمردين. ورفض آخرون للتقدم ، على الرغم من التهديدات من المدافع الرشاشة في الخلف الذين كان لديهم أوامر بإطلاق النار على أي موجات. أفاد مفوض المجموعة الشمالية أن قواته أرادت إرسال وفد إلى كرونشتات لمعرفة مطالب المتمردين “. تم عزل الثورة ولم يتلق أي دعم خارجي. كان عمال بتروغراد يخضعون لأحكام عرفية ولم يكن بوسعهم اتخاذ أي إجراء لدعم كرونشتات أو عدم القيام بذلك (على افتراض أنهم رفضوا تصديق أن البلاشفة تكذب حول الانتفاضة). استمرت الهجمات ، حيث أيد تروتسكي في مرحلة ما استخدام الحرب الكيميائية ضد المتمردين [Avrich، Op. Cit. ص 153-4 ، ص. 146 و ص 211-2] ومع ذلك ، لم يكن هذا الهجوم بالغاز السام مطلوبًا في نهاية الأمر ، حيث استولى الجيش الأحمر على كرونشتات في 17 مارس ولكن حتى في الهجوم الأخير حدث أن اضطر البلاشفة إلى إجبار قواتهم على القتال ، في ليلة 16-17 مارس اعتقلت الترويكا غير العادية أليكسي نيكولاييف أكثر من 100 من المحرضين ، أطلق 74 منهم النار علنا“. [جيتزلر ،المرجع. Cit. ، ص. 35] وشهدت قوات الجيش الأحمر أيضًا تضخم صفوفها مع أعضاء الحزب الشيوعي العديد من حزب المؤتمر العاشر الذين كانوا سعداء بإطلاق النار على أي شخص تردد أو أعرب عن تعاطفه مع المتمردين بينما كان وراءهم مدافع رشاشة جاهزة لإطلاق النار عند أدنى علامة على المعارضة أو التراجع. وبمجرد دخول القوات البلشفية في النهاية مدينة كرونشتاد انتقمت القوات المهاجمة من رفاقهم الذين سقطوا في عربه من سفك الدماء“. [Avrich ، المرجع السابق. Cit. ، ص. 211] هرب ثمانية آلاف من البحارة والجنود والمدنيين فوق الجليد إلى فنلندا. طواقم من بتروبافلوفسك و سيفاستوبول قاتل حتى النهاية المريرة ، كما فعل طلاب مدرسة الميكانيكا ، مفرزة الطوربيد ووحدة الاتصالات.

في اليوم التالي ، كمفارقة للتاريخ ، احتفل البلاشفة بالذكرى الخمسين لبلدية باريس:

في 17 مارس ، أكملت الحكومة الشيوعيةانتصارها على بروليتاريا كرونشتات ، وفي 18 مارس احتفلت بشهداء كومونة باريس. كان واضحًا لجميع الذين كانوا شهودًا صامتين على الغضب الذي ارتكبه البلاشفة بأن الجريمة ضد كرونشتات كان أكبر بكثير من مذبحة الكوميون في عام 1871 ، لأنه تم باسم الثورة الاجتماعية باسم الجمهورية الاشتراكية “. [إيما جولدمان ، خيبة أمل في روسيا ، ص. 199]

لم يتوقف القمع عند هذا الحد. وبحسب سيرج ، فإن البحارة المهزومين ينتمون إلى الجسد والروح للثورة ؛ لقد عبروا عن معاناة وإرادة الشعب الروسيحتى الآن “[h] تم نقل عدد غير معروف من السجناء إلى بتروغراد ؛ وبعد شهور لا يزالون يطلقون النار عليهم على دفعات صغيرة ، عذاب إجرامي لا معنى له ” (خاصة وأنهم كانوا أسرى حرب وقد وعدت الحكومة لفترة طويلة بالعفو عن معارضيها بشرط أن يقدموا دعمهم ” ). “هذه المجزرة التي طال أمدها إما أشرف عليها أو سمح بها دزيرجينسكي” (رئيس Cheka). كانت مسؤوليات اللجنة المركزية البلشفية هائلة ببساطةوالقمع اللاحق بربري بلا داع“. [ المرجع. Cit. ، ص. 131 و ص. 348]

لا توجد أرقام موثوق بها عن الخسائر في كلا الجانبين. ووفقًا للأرقام السوفيتية الرسمية ، قُتل حوالي 700 شخصًا وأصيب 2500 شخصًا أو أصيبوا بصدمة من جانب الحكومة. يشير آخرون إلى أن أكثر من 10000 قتيل أو جريح أو مفقود نتيجة لاقتحام كرونشتات. وقدر أحد التقارير عدد القتلى من المتمردين عند 600 وأكثر من 1000 جريح. [Avrich ، المرجع السابق. Cit. ، ص. 211] ولا توجد أيضًا أرقام موثوقة حول عدد المتمردين الذين أطلقوا النار عليهم فيما بعد من قبل الشيكا أو أرسلوا إلى معسكرات السجن. الأرقام الموجودة مجزأة. فمثلا،تم إلقاء القبض على 4836 بحار كرونشتات وترحيلهم إلى شبه جزيرة القرم والقوقاز. ولكن عندما علم لينين بهذا في 19 أبريل / نيسان ، أعرب عنمخاوف كبيرة بشأن موقع هؤلاء البحارة “[في هذه المناطق]. ونتيجة لذلك. تم إرسالها في نهاية المطاف إلى معسكرات العمل القسري في مناطق أركانجيلسك وفولوغدا ومورمانسك. ” كما تم ترحيل عائلات المتمردين ، حيث أشار مسؤول بلشفي إلى سيبيريا بأنهاالمنطقة الوحيدة المناسبة بلا شك لهؤلاء الناس. [جيلزتر ، مرجع سابق. Cit. ص 35-6 و ص. 37] تم إعدام العديد من المتمردين الآخرين:

“[واحد] تقرير 20 أبريل عننتائج الأعمال الانتقامية ضد المتمردين في الفترة من 20 مارس إلى 15 أبريل يحتوي على البيانات التالية: من بين 3000 مشارك نشط في التمرد ، تم الحكم على 40 في المائة (1200) الوفاة ، تم الإفراج عن 25 في المائة إلى خمس سنوات من العمل الجبري ، و 35 في المائة. [واشتكت] من أنه في أثناء عملهم ، كان على الترويكا الاعتماد حصريًا على المعلومات التي قدمها القسم الخاص في فيشيكا : قدم المفوضون ولا الشيوعيون المحليون أي مواد ‘.

يحتوي البيان الإحصائي للقسم الخاص من الترويكا الاستثنائي في 1 أيار / مايو على البيانات التالية: ألقي القبض على 528 6 ، أُطلقت النار على 2168 منهم ، وحُكم على 955 1 بالسخرة (منهم 486 1 حكم عليهم بالسجن لمدة خمس سنوات) ، تم الإفراج عن 1272. في مراجعة إحصائية للتمرد الذي حدث في 1935-1936 ، تم إعطاء رقم المعتقلين 10،026 ، لكن المراجعة تقول أيضًا ، لم يكن من الممكن تحديد عدد المكبوتين بدقة ”. [Getzler ، مرجع سابق. Cit. ، ص. 36]

بعد إخماد الثورة ، أعادت الحكومة البلشفية تنظيم القلعة. بينما هاجمت الثورة باسم الدفاع عن القوة السوفيتيةالقائد العسكري المعين حديثًا لكرونشتات ألغى [كرونشتات] السوفيتية تمامًاوأدار الحصن بمساعدة ترويكا ثورية” (أي تعيين ثلاثة لجنة الرجل). [Getzler ، كرونشتات 1917-1921 ، ص. 244] تم تغيير اسمها صحيفة كرونشتات في كراسني Kronshtadt (من Izvestiia ) وجاء في افتتاحية ان ملامح الأساسيةمن لكرونشتات استعادة ديكتاتورية البروليتارياخلال جلسته المراحل الأولية كانت“[ص] القيود على الحرية السياسية والإرهاب والمركزية العسكرية والانضباط وتوجيه جميع الوسائل والموارد نحو إنشاء جهاز الدولة الهجومية والدفاعية.” [نقلا عن Getzler ، مرجع سابق. Cit. ، ص. 245] سرعان ما بدأ المنتصرون في القضاء على جميع آثار الثورة. أصبحت ساحة المرساة ساحة ثورية وتمت إعادة تسمية البوارج المتمردة Petropavlovsk و Sevastopol إلى Marat و Paris Commune ، على التوالي.

من حيث التغييرات الأوسع ، شهدت الثورة وموجات الإضراب الجماعي أن الديكتاتورية البلشفية تغير بعض سياساتها أثناء الثورة وبعد أن تم سحقها. في حين لم يتم قبول أي من المطالب السياسية ، كانت المطالب الاقتصادية إلى حد ما عن طريق السياسة الاقتصادية الجديدة (أو NEP). إن قيام لينين بذلك لم يمنع اللينينيين في ذلك الوقت أو الآن من إدانة هذه المطالب الاقتصادية على أنها تعبر عن طبيعة ثورة كرونشتات المضادة للثورة البرجوازية الصغيرة“.

هذا ، باختصار ، كانت ثورة كرونشتات. من الواضح أننا لا نستطيع تغطية جميع التفاصيل ونوصي القراء بالرجوع إلى الكتب والمقالات التي ندرجها في نهاية هذا القسم للحصول على حسابات كاملة للأحداث. الآن يجب أن نحلل الثورة ونشير إلى سبب أهميتها في تقييم البلشفية في كل من الممارسة وكأيديولوجية.

في الأقسام التالية ، نشير إلى سبب أهمية الثورة ( القسم 1 ) ووضعها في السياق التاريخي ( القسم 2 ). ثم نقدم ونناقش مطالب كرونشتات ، مع الإشارة إلى مصادرها في تمرد الطبقة العاملة والراديكالية (انظر القسمين 3 و 4 ). نشير إلى الأكاذيب التي قالها البلاشفة عن التمرد في ذلك الوقت ( القسم 5 ) ، سواء كانت في الواقع مؤامرة بيضاء ( القسم 6 ) وتشير إلى العلاقة الحقيقية للثورات مع البيض ( القسم 7 ). كما دحضنا التأكيدات التروتسكية بأن البحارة في عام 1921 كانوا مختلفين عما كان عليه في عام 1917 ( القسم 8).) أو أن وجهات نظرهم السياسية قد تغيرت جذريًا ( القسم 9 ). نشير إلى أن إكراه الدولة وقمعها يفسران سبب عدم انتشار ثورة كرونشتات إلى عمال بتروغراد ( القسم 10 ). ثم نناقش إمكانية التدخل الأبيض أثناء وبعد الثورة ( القسم 11 ). نتبع ذلك بمناقشة الحجج اللينينية القائلة بأن الدولة كانت منهكة جدًا للسماح للديمقراطية السوفييتية ( القسم 12 ) أو أن الديمقراطية السوفييتية كانت ستؤدي إلى هزيمة الثورة ( القسم 13 ). سيغرق مؤيدو اللينينية حديثًا للدفاع عن أبطالهم ( القسم 14). أخيرًا ، نناقش ما تخبرنا به ثورة كرونشتات عن اللينينية ( القسم 15 ).

كما سنثبت ، كانت كرونشتات انتفاضة شعبية من الأسفل من قبل العديد من البحارة والجنود والعمال الذين صنعوا ثورة 1917 أكتوبر ، سعياً لاستعادة الحريات والحقوق التي استولوا عليها ومارسوها في ذلك الوقت. في حين، مما لا شك فيه، والقمع البلشفي للثورة يمكن أن يكون له ما يبرره من حيث الدفاع عن سلطة الدولة البلاشفة على الطبقة العاملة الروسية، فإنه لا يمكنيتم الدفاع عنها على أنها اشتراكية. في الواقع ، تشير إلى أن البلشفية هي نظرية سياسية معيبة لا يمكنها إنشاء مجتمع اشتراكي ولكن فقط نظام رأسمالي للدولة يقوم على دكتاتورية الحزب. هذا ما يظهره كرونشتات قبل كل شيء: بالنظر إلى الاختيار بين قوة العمال وقوة الحزب ، فإن البلشفية ستدمر الأولى لضمان الأخيرة. في هذا ، كرونشتات ليس حدثًا منعزلاً (انظر القسم H.6 لمزيد من التفاصيل).

هناك العديد من الموارد الأساسية المتاحة للثورة. أفضل الدراسات المتعمقة هي من قبل المؤرخين بول أفيريتش ( كرونشتات 1921 ) وإسرائيل جيتزلر ( كرونشتات 1917-1921 ). تشمل الأعمال الأناركية انتفاضة إيدا ميت The كرونشتات (مدرجة في مختارات Bloodstained: مائة عام من الثورة المضادة اللينينية مثل كومونة كرونشتات ) ، ألكسندر بيركمان The كرونشتات Rebellion (المدرجة في مجموعة كتيبات بيركمان بعنوان المأساة الروسية ) ، فولين الثورة المجهولة لديه فصل جيد عن كرونشتات (ويقتبس بشكل مكثف من صحيفة كرونشتادرس ازفيستيا) في حين أن كرونشتات Revolt من أنتون سيليجا هو أيضًا مقدمة جيدة للقضايا المتعلقة بالانتفاضة من منظور اشتراكي ليبرالي. تتضمن روايات شهود العيان فصولًا في أسطورة بيركمان البلشفية بالإضافة إلى خيبة أمل إيما غولدمان في روسيا والفصل الثاني من سيرتها الذاتية Living My Life . مختارات دانيال غيرين لا آلهة ، لا سادة لديهم قسم ممتاز عن التمرد الذي يتضمن مقتطفًا طويلًا من Goldman’s Living my Life بالإضافة إلى مقتطفات من ورقة كرونشتاتers.

بالنسبة للحساب اللينيني ، تحتوي مختارات كرونشتات على مقالات لينين وتروتسكي حول الثورة بالإضافة إلى المقالات التكميلية التي تحاول دحض التحليل الأناركي للثورة. يُنصح بهذا العمل لأولئك الذين يسعون إلى النسخة الرسمية من التروتسكية للأحداث لأنها تحتوي على جميع الوثائق ذات الصلة من قبل القادة البلشفيين وكذلك المقالات المتعلقة بالنقاش حول كرونشتات التي نشأت في أواخر الثلاثينيات. كان فيكتور سيرج ، الأناركي الفردي الذي تحول إلى البلاشفة ، شاهدًا آخر على ثورة كرونشتات وتستحق مذكراته عن ثورة أن تستكشف لماذا دعم ما فعله البلاشفة ، وإن كان ذلك على مضض (على الأقل على الأقل). أخيرًا ، يجب الإشارة إلى أن تروتسكي من إيما جولدمان يحتج كثيرًا رد حي على محاولات تروتسكي وسيرج ورايت (أحد أتباع تروتسكي الأمريكيين) للدفاع عن القمع البلشفي للثورة.


[*] الترجمة الآلیة

مصدر : الأسئلة المتكررة الأناركية

https://www.facebook.com/Sekullew.Azadiwaze.HoramiZvaneka

———-

https://www.facebook.com/kurdishspeaking.anarchist.forum

———-

https://www.facebook.com/infos.anarchist.forum

لماذا تمرد كرونشتات مهم؟

 

إن تمرد كرونشتات مهم لأنه ، كما قال فولين ، كان أول محاولة مستقلة تمامًا من الناس لتحرير نفسه من كل النير وتحقيق الثورة الاجتماعية ، وهي محاولة قامت بها الجماهير العاملة بشكل مباشر وحازم وجريء دون رعاة سياسيون ، بدون قادة أو معلمين. كانت هذه الخطوة الأولى نحو الثورة الثالثة والاجتماعية “. [ الثورة المجهولة ، ص 537-8] علاوة على ذلك ، رد البلاشفة على الثورةدق الموت البلشفية مع دكتاتورية الحزب ، والمركزية المجنونة ، وإرهاب تشيكا ، والطبقات البيروقراطية. لقد ضربت قلب الاستبداد الشيوعي. وفي الوقت نفسه ، صدمت العقول الذكية والصادقة لأوروبا وأمريكا في فحص نقدي النظريات والممارسات البلشفية: فجرت الأسطورة البلشفية للدولة الشيوعية كونها حكومة العمال والفلاحين، وأثبتت أن دكتاتورية الحزب الشيوعي والثورة الروسية متناقضة ومتناقضة ومتنافرة ، وأثبتت أن النظام البلشفي هو استبداد وردة فعل لا هوادة فيها ، وأن الدولة الشيوعية هي نفسها الثورة المضادة الأقوى والأخطر “. [ألكسندر بيركمان ، تمرد كرونشتات، المأساة الروسية ، ص. 91]

كان البحارة والجنود والعمال في كرونشتات في عام 1917 من أوائل المجموعات التي دعمت شعار كل السلطة للسوفييتوكذلك إحدى المدن الأولى التي وضعته موضع التنفيذ. النقطة المحورية لثورة 1921 – البحارة من السفن الحربية بتروبافلوفسك و سيفاستوبول كان، في عام 1917، كان الثوار المعروفة الذين دعموا بنشاط محاولات لخلق نظام السوفياتي. لقد اعتبروا ، حتى تلك الأيام المشؤومة في عام 1921 ، فخر ومجد الثورة ، التي اعتبرها الجميع بما في ذلك البلاشفة أنفسهم ثورية تمامًا في الروح والعمل. لقد كانوا من أشد مؤيدي النظام السوفييتي ولكنهم ، كما أظهر الثورة ، كانوا يعارضون ديكتاتورية أي حزب سياسي.

كانت ثورة كرونشتات حركة شعبية من الأسفل تهدف إلى استعادة الديمقراطية السوفيتية ، لخلق قوة سوفيتية حقيقية بمعنى أن السوفييتات أنفسهم يديرون المجتمع بدلاً من كونهم ورقة تين لحكم الحزب. وكما يشير ألكسندر بيركمان ، فإن روح المؤتمر [للمندوبين الذين انتخبوا اللجنة الثورية المؤقتة] كانت سوفياتية تمامًا: طالب كرونشتات السوفييت بالتخلص من أي تدخل من أي حزب سياسي ؛ أراد السوفيات غير الحزبيين الذين يجب أن يعكسوا حقًا الاحتياجات والتعبير إرادة العمال والفلاحين ، وكان موقف المندوبين معاديًا للحكم التعسفي للمفوضين البيروقراطيين ، لكنه كان وديًا مع الحزب الشيوعي على هذا النحو. لقد كانوا من أتباع النظام السوفياتي. وكانوا يسعون بجد لإيجاد حل للمشاكل الملحة التي تواجه الثورة عن طريق ودية وسلمية . [ “تمرد كرونشتات، المرجع السابق ، ص 67] أشار موقف البلاشفة إلى أنه لهم ، كانت السلطة السوفيتية مفيدة فقط بقدر ما ضمنت قوة حزبهم وإذا دخل الاثنان في صراع ، يجب على الأخير البقاء على قيد الحياة على جثة الأولى:

لكنانتصار البلاشفة على كرونشتات عقد في حد ذاته هزيمة البلشفية. إنه يكشف الطابع الحقيقي للديكتاتورية الشيوعية. أثبت الشيوعيون أنهم على استعداد للتضحية بالشيوعية ، لتقديم أي تنازل تقريبًا مع الرأسمالية الدولية ، ومع ذلك رفضوا المطالب العادلة لشعوبهم المطالب التي عبّرت عن شعارات أكتوبر للبلاشفة أنفسهم: السوفييت الذين تم انتخابهم بالاقتراع المباشر والسري ، وفقًا لدستور الجمهورية السوفيتية الاتحادية الاشتراكية الروسية ؛ وحرية التعبير والصحافة للأحزاب الثورية. ” [بيركمان ، تمرد كرونشتات، مرجع سابق. Cit. ، ص. 90]

حدث مثلما حدث بعد انتهاء الحرب الأهلية ، لعب كرونشتات دورًا رئيسيًا في فتح عيون الأناركيين مثل إيما غولدمان وألكسندر بيركمان على الدور الحقيقي للبلشفية في الثورة. حتى ذلك الحين ، كانوا (مثل كثيرين آخرين) يدعمون البلاشفة ، وترشيد ديكتاتوريتهم كإجراء مؤقت تتطلبه الحرب الأهلية. حطم كرونشتات هذا الوهم ، كسر الخيط الأخير الذي حملني إلى البلاشفة. المذبحة الوحشية التي حرضوا عليها تحدثت ببلاغة أكثر ضدهم من أي شيء آخر. بغض النظر عن ادعاءات الماضي ، أثبت البلاشفة أنفسهم أنهم أكثر أعداء الخبيثة من ثورة. ليس لدي أي علاقة بهم “. [إيما جولدمان ، خيبة أمل في روسيا ، ص. 200]

لذا فإن كرونشتات مهم في تقييم نزاهة ادعاءات لينين بأنها لصالح الديمقراطية والسلطة السوفيتية. انتهت الحرب الأهلية فعليًا ، لكن النظام لم يبد أي علامات على التغيير ، وكما كان الحال من قبل ، كان البلاشفة يقمعون الإضرابات والاحتجاجات باسم القوة السياسية للبروليتاريا” (انظر القسم H.6.3 للحصول على حساب العمل) النضالات وقمعهم تحت لينين من أوائل عام 1918 وما بعده). في الريف ، واصلوا سياساتهم غير المجدية والعكسية ضد الفلاحين (متجاهلين الحقائق التي كان من المفترض أن تكون حكومتهم على رأس العمال و حالة الفلاحين وأن الفلاحين يشكلون الغالبية العظمى من السكان). لقد أعلنوا أنهم يدافعون عن السلطة السوفيتيةبينما يضعون أيضًا ضرورة دكتاتورية الحزب في قلب أيديولوجيتهم وممارستهم. باختصار ، فإنه يذهب إلى صميم ما هي الاشتراكية كما يقترح موريس برينتون:

المواقف تجاه أحداث كرونشتات ، التي تم التعبير عنها بعد الحدث غالبًا ما توفر رؤية عميقة في التفكير السياسي للثوار المعاصرين. قد يقدمون في الواقع رؤية أعمق في أهدافهم الواعية أو اللاواعية من العديد من المناقشة المستفادة حول الاقتصاد ، أو الفلسفة أو عن حلقات أخرى من التاريخ الثوري.

إنها مسألة موقف المرء الأساسي من ماهية الاشتراكية. ما يتلخص في أحداث كرونشتات هي بعض من أصعب المشاكل التي تواجه الاستراتيجية الثورية والأخلاق الثورية: مشاكل الغايات والوسائل ، العلاقات بين الحزب والجماهير ، في الواقع ما إذا كان الحزب ضروريًا على الإطلاق. هل يمكن للطبقة العاملة بمفردها تطوير الوعي النقابي فقط (كما ادعى لينين) ، فهل يجب السماح لها في جميع الأوقات بالذهاب إلى هذا الحد؟

أو هل يمكن للطبقة العاملة أن تطور وعيًا وفهمًا أعمق لمصالحها مما يمكن لأي منظمة يُدّعى أنها تعمل نيابة عنها؟ يشار إليها على أنها ضرورة مأساوية، يحق للمرء أن يتوقف قليلاً للحظة ، ويحق للمرء أن يسأل عن مدى جدية قبوله لقول ماركس بأن تحرير الطبقة العاملة هو مهمة الطبقة العاملة نفسها. هل يأخذون هذا على محمل الجد ، أم أنهم لا يعطون الكلام إلا للكلمات؟ هل يميزون الاشتراكية باستقلالية الطبقة العاملة (التنظيمية والأيديولوجية)؟ أم أنهم يرون أنفسهم ، بحكمتهم فيما يتعلق بـ المصالح التاريخيةللآخرين ،وبأحكامهم على ما يجب أن يُسمح به ، كقيادة تتبلور وتتطور حولها النخبة المستقبلية؟ يحق للمرء ليس فقط أن يسأل. . . ولكن أيضا لاقتراح الجواب! ” [ “مقدمة لكوندا كرونشتات إيدا ميت، ملطخة بالدم : مائة عام من الثورة المضادة اللينينية ، ص 137 – 8]

لا يمكن النظر إلى الأحداث في كرونشتات بمعزل عن غيرها ، بل كجزء من النضال العام للشعب الروسي ضد حكومته “. في الواقع ، كما أشرنا في القسم التالي ، اتبع هذا القمع بعد نهاية الحرب الأهلية نفس النمط الذي بدأ قبله . مثلما قام البلاشفة بقمع الديمقراطية السوفيتية في كرونشتات في عام 1921 لصالح ديكتاتورية الحزب ، فقد فعلوا ذلك بانتظام في مكان آخر من أوائل عام 1918. إن التحقيق في ثورة كرونشتات يدفع الثوار إلى فحص نقدي للفكر والممارسة البلشفية ، يجبرهم على التفكير في ما إن اشتراكيتهم تعني كما نقول في القسم 15، منطق المنطق البلشفي لسحق كرونشتات يعني ببساطة أن اللينينيين المعاصرين ، في نفس الموقف ، سيدمرون الديمقراطية السوفيتية للدفاع عن السلطة السوفيتية” (أي قوة حزبهم). باختصار ، كان كرونشتاد هو الصدام بين واقع اللينينية وخطابه. ولكن في حين أنها تثير العديد من القضايا المهمة فيما يتعلق بالبلشفية ، فهي أوسع من ذلك. “إن تجربة كرونشتات، كما يجادل بيركمان ، تثبت مرة أخرى أن الحكومة والدولة أيا كان اسمها أو شكلها هي العدو اللدود للحرية وتقرير المصير الشعبي. فالدولة ليس لها روح ولا مبادئ. ليس لها سوى هدف واحد تأمين القوة والاحتفاظ بها بأي ثمن. هذا هو الدرس السياسي لكرونشتاد “. [ “تمرد كرونشتات،المرجع. Cit. ، ص. 89]

كما لوحظ ، فإن المبررات اللينينية لسلطتهم وأفعالهم في كرونشتات لها آثار مباشرة على النشاط الحالي والثورات المستقبلية. ليس أقلها ، لأن الثورة الروسية ككل أكدت التحليل والتنبؤات الأناركية فيما يتعلق باشتراكية الدولة. مرددًا تحذيرات أمثال باكونين وكروبوتكين ، توقع الأناركيون الروس عام 1917 أنه إذا جاءنقل السلطة إلى السوفييتات يعني في الواقع استيلاء حزب سياسي جديد على السلطة السياسية بهدف توجيه إعادة الإعمار من أعلاه ، من المركزثمليس هناك شك في أن هذهالقوة الجديدة لا يمكنها بأي حال من الأحوال تلبية حتى الاحتياجات والمطالب العاجلة للشعب ، ناهيك عن بدء مهمةإعادة البناء الاشتراكي “… ثم ، بعد انقطاع مطول إلى حد ما ، سوف يتجدد الصراع حتمًا ، ثم سيبدأ المرحلة الثالثة والأخيرة من الثورة العظمى ، وسيبدأ صراع بين القوى الحية الناشئة عن الدافع الخلاق للجماهير الشعبية على الفور ، من ناحية ، وهي المحلية المنظمات العمالية والفلاحية التي تعمل بشكل مباشر والسلطة الاشتراكية الديمقراطية المركزية (أي الماركسية) التي تدافع عن وجودها ، من جهة أخرى ؛ صراع بين السلطة والحرية. [نقلا عن Paul Avrich ، الأناركيون في الثورة الروسية، ص. 94] وبالتالي فإن كرونشتات هو رمز لحقيقة أنه لا يمكن للطبقة العاملة الاستفادة من سلطة الدولة وتصبح دائمًا قوة لحكم الأقلية (في هذه الحالة من العمال والثوار السابقين ، كما تنبأ باكونين انظر القسم H.1.1 ).

هناك سبب آخر لأهمية دراسة كرونشتات. منذ قمع الثورة ، بررت المجموعات اللينينية والتروتسكية باستمرار أعمال البلاشفة. علاوة على ذلك ، فقد اتبعوا لينين وتروتسكي في التشهير بالثورة ، وبالفعل ، كذبوا باستمرار حول ذلك. عندما يذكر التروتسكي جون رايت في المفارقة التي تحمل عنوان الحقيقة حول كرونشتات” – أن مؤيدي كرونشتات لديهم تشويه الحقائق التاريخية ، يبالغون في كل قضية أو سؤال فرعي. ] حجاب حول البرنامج الحقيقي وأهداف التمرد هو في الواقع يصف له وزملائه التروتسكيين. [ “الحقيقة حول كرونشتاتلينين وتروتسكي ، كرونشتات ، ص. 102] كما سنثبت ، تم التحقق من صحة الحسابات الأناركية من خلال الأبحاث اللاحقة بينما تم تفجير التأكيدات التروتسكية مرارًا وتكرارًا.

وبالمثل ، عندما يجادل تروتسكي بأن الأناركيين مثل غولدمان وبيركمان ليس لديهم أدنى فهم لمعايير وأساليب البحث العلميوعادل اقتبسوا تصريحات المتمردين مثل الدعاة المتدينين نقلا عن الكتب المقدسة، في الواقع ، يصف نفسه وأتباعه (كما سنرى ، فإن هذا الأخير يكرر فقط تأكيداته ولينين بغض النظر عن مدى سخافتها أو دحضها). ومن المفارقات ، أن ماركس قال إنه من المستحيل الحكم على أي من الطرفين أو الشعوب بما يقولونه عن أنفسهمبينما هو نفسه يبرر أفعاله بادعائه أنه يمثل لينين الثورة البروليتاريةوالمصالح الطبقية الحقيقية. العمال.[لينين وتروتسكي ، مرجع سابق. Cit.، ص. 88] في الواقع ، يُظهر كرونشتات ما قاله البلاشفة عن نظامهم كان عكس ما كان يُظهر فعلًا من خلال أفعاله: “كم هو مثير للشفقة أنه لا يدرك مدى انطباق ذلك عليه!” [إيما جولدمان ، تروتسكي يحتج كثيرا، كتابات إيما جولدمان ، ص. 257]

ثم هناك سوء نية لمعظم الروايات التروتسكية (رواية فيكتور سيرج المتأخرة في مذكراته عن الثورة جديرة بالملاحظة في كونها استثناءً لهذا). ما يتضح من مناقشتنا هو الطريقة التي اقتبس بها التروتسكيون بشكل انتقائي الحسابات الأكاديمية لتناسب روايتهم الأيديولوجية للانتفاضة. وبالمثل ، فإنهم يغيرون بانتظام مطالب الثورة غالبًا ما يخترعون ببساطة المطالب (مثل السوفيات بدون البلاشفة“) – ويتجاهلون السياق الأيديولوجي (لذا يتجاهلون كيف كانت دكتاتورية الحزب مبدأ لينيني أساسي قبل وأثناء وبعد التمرد) . والسبب في ذلك أن يكون واضحا أنصار البلشفية لا يمكن مساعدة كذبة حول ثورة كرونشتات كما يكشف ذلك بوضوح الحقيقيطبيعة الفكر البلشفي والنظام الذي أوجدته. ومن ثم ، فإن تكرار الافتراءات والاختراعات والمبررات الذاتية التي قدمها البلاشفة في ذلك الوقت ، بدرجات متفاوتة من التعقيد (الأكثر إقناعًا سطحيًا عادة ما يستخدم دفاع سيرج عن أعمال البلاشفة).

هذه الدفاعات عن البلشفية هي تعبير كلاسيكي عن التفكير المزدوج اللينيني (القدرة على معرفة حقيقتين متناقضتين والحفاظ على كليهما صحيح). ومع ذلك ، يمكن تفسير ذلك بمجرد أن يُفهم أن سلطة العمالو القوة السوفيتيةتعني في الواقع قوة الحزب ، ثم تختفي التناقضات. كان لا بد من الحفاظ على قوة الحزب بأي ثمن ، بما في ذلك تدمير أولئك الذين أرادوا السلطة السوفيتية والعمال الحقيقية (وكذلك الديمقراطية السوفيتية). من المؤكد أنه من العبث المطلق الادعاء بأن جهاز الدولة الذي يجرد العمال من أي سيطرة على المجتمع أو حتى نفسه يمكن اعتباره دولة عمالية؟ على ما يبدو لا.

لذا ، على سبيل المثال ، جادل تروتسكي أنه في عام 1921 “كان على البروليتاريا أن تحتفظ بالسلطة السياسية في أيديها، إلا أن تروتسكيين في وقت لاحق يجادلون بأن البروليتاريا كانت منهكة للغاية ، ومذذبة ومهلكة للقيام بذلك. [لينين وتروتسكي ، كرونشتات ، ص. 81] وبالمثل ، يذكر التروتسكي بيير فرانك أنه بالنسبة للبلاشفة ، تم وضع المعضلة في هذه المصطلحات: إما إبقاء الدولة العمالية تحت قيادتهم ، أو رؤية الثورة المضادة تبدأ ، في تنكر سياسي واحد أو آخر ، وتنتهي في معاد للثورة. عهد الإرهاب الذي لن يترك أدنى مساحة للديمقراطية “. [ المرجع. Cit. ، ص. 15] بالطبع حقيقة أنه لم تكن هناك أدنى مساحة للديمقراطيةفي ظل لينين لم يتم ذكره ، ولا حقيقة أن دكتاتورية الحزبكانت جانباً أساسياً من الأيديولوجية البلشفية منذ أوائل عام 1919 وممارستها منذ منتصف عام 1918 (على أبعد تقدير). ولا يعتبر فرانك أنه من المهم أن نلاحظ أن عهد الإرهاب المعادي للثورةقد تطور في ظل ستالين من الإرهاب المعادي للثورة ، والقمع والديكتاتورية التي مارسها لينين وتروتسكي عام 1921 (ولكن قبل ذلك) – لكنه ، بعد ذلك ، فشل في ذكر أن معارضة تروتسكي اليسارية كانت فقط لصالح الديمقراطية داخل الحزب. (انظر القسم 3 من الملحق هل كان أي من المعارضة البلشفية بديلاً حقيقياً؟ )

يمكن رؤية مثال تافه مع رفض المطالب الاقتصادية لكرونشتاد على أنه من المستحيل الموافقة عليها ، لأنها عكست الثورة المضادة للفلاحينبينما أعلن البلاشفة في بتروغراد سحب جميع الحواجز وتسريح جنود الجيش الأحمر تم تكليفه بواجبات العمل في بتروغراد في الأول من مارس وعرض السياسة الاقتصادية الجديدة بعد ذلك. [Avrich ، المرجع السابق. Cit. ، ص 48-9] وبالمثل ، جادل اللينيني كريس هارمان ضد الستالينيين أن الأشخاص الذين يعتقدون بجدية أن العمال في ذروة الثورة يحتاجون إلى حراسة الشرطة لمنعهم من تسليم مصانعهم إلى الرأسماليين بالتأكيد ليس لديهم ثقة حقيقية في الاحتمالات مستقبل اشتراكي “. [ البيروقراطية والثورة في أوروبا الشرقية، ص. 144] لكن هذا لم يمنعه من التأكيد على أن كرونشتات في عام 1921 لم تكن كرونشتات في عام 1917. لقد تغير التكوين الطبقي لبحاره. فقد انطلقت العناصر الاشتراكية منذ فترة طويلة للقتال في الجيش في خط الجبهة. استبدل الفلاحون بشكل رئيسي بالفلاحين الذين كان تفانيهم في الثورة من فئتهم. وقد انعكس ذلك في مطالب الانتفاضة: السوفيت بدون البلاشفة والسوق الحرة في الزراعة. لم يستطع القادة البلشفيون قبول مثل هذه المطالب. يعني تصفية الأهداف الاشتراكية للثورة دون نضال “. [كريس هارمان ، كيف كانت الثورة ضائعة، بينز ، كليف وهارمان ، روسيا من دولة العمال إلى رأسمالية الدولة، ص. 20] ومع ذلك ، كما نناقش في هذا الملحق ، كانت أطقم السفن متسقة بشكل ملحوظ خلال الفترة المعنية ، وعلى هذا النحو ، فإن ادعاءاته واقعية مثل روايته لمطالبهم لم يثر متمردو كرونشتات الدعوة للسوفييت مع البلاشفة (لقد دعوا إلى الديمقراطية السوفيتية) وقد فعل البلاشفة ، في شكل السياسة الاقتصادية الجديدة التي تم الإعلان عنها مباشرة بعد سحق الثورة قبولالطلب على سوق حرة في الزراعة (على الرغم من أنه يجب التأكيد على أن هذا سمح للأجور العمل الذي رفضه المتمردون صراحة ، كإشتراكيين). ولا ينبغي لنا أن ننسى أن هذا الطلب كرونشتات مثل العديد من الآخرين كرر ببساطة تلك المطالبالعمال [المضربون] [في بتروغراد الذين] أرادوا الفرق الخاصة من البلاشفة المسلحين ، الذين قاموا بوظيفة بوليسية خالصة ، انسحبوا من المصانع“. [بول أفيريتش ، مرجع سابق. Cit. ، ص. 42]

يجادل اللينينيون عمومًا بأن قمع التمرد كان ضروريًا للدفاع عن مكاسب الثورة“. عادة ما يتم ترك هذه غير محددة ، لسبب وجيه. ما هي هذه المكاسب بالضبط؟ لم يتم سحق الديمقراطية السوفيتية وحرية التعبير والتجمع والصحافة والحرية النقابية وسيطرة العمال على كرونشتات لمطالبتهم بذلك. لا ، يبدو أن مكاسبالثورة كانت الحكومة البلشفية وملكية الدولة والسيطرة على الممتلكات. ناهيك عن الحقيقة الواضحة أن هذه كانت دكتاتورية رأسمالية للدولة مع آلة بيروقراطية قوية ومميزة بالفعل: أن لينين وتروتسكي كانا في السلطة يكفي لأتباعهما لتبرير قمع كرونشتات والاشتراك في فكرة دولة عمالية” “الذي يستثني العمال من السلطة. كما،مهاجمون كرونشتات و بتروغرادكافح من أجل الاشتراكية التي كانت البيروقراطية تعمل بالفعل على تصفيتها. هذه هي النقطة الأساسية في المشكلة برمتها“. [أنطون سيليجا ، ثورة كرونشتات، الغراب ، رقم 8 ، ص. 334]

وهكذا يُنظر إلى التفكير المزدوج للبلشفية بوضوح من أحداث كرونشتات. يجادل البلاشفة وأنصارهم بأنه تم قمع كرونشتات للدفاع عن السلطة السوفييتية ولكنهم يجادلون بأن مطالبة كرونشتات بانتخابات سوفيتية مجانية كانت معادية للثورة، متخلفة، برجوازية صغيرةوما إلى ذلك وهلم جرا. كيف يمكن للسلطة السوفيتية أن تعني أي شيء بدون انتخابات حرة لم يتم تفسيرها على الإطلاق. وبالمثل ، يجادلون بأنه كان من الضروري الدفاع عن دولة العمالبذبح أولئك الذين طالبوا العمال بأن يكون لهم نوع من القول في كيفية عمل تلك الدولة. يبدو أن دور العمال في الدولة العمالية كان ببساطة هو اتباع الأوامر دون سؤال. وهذا يفسر لماذا استطاع تروتسكي أن يجادل في ثلاثينيات القرن العشرين بأن الطبقة العاملة الروسية كانت لا تزال الطبقة السائدة في عهد ستالين: “طالما أن أشكال الملكية التي تم إنشاؤها بواسطة ثورة أكتوبر لم يتم الإطاحة بها ، فإن البروليتاريا لا تزال الطبقة السائدة “. [ “الطبيعة الطبقية للدولة السوفياتية، كتابات ليون تروتسكي 1933-1934، ص. 125] لكي نكون منصفين لتروتسكي ، كان العمال في نفس الوضع في التسلسل الهرمي الاجتماعي وكان لديهم نفس القول في عهد ستالين عندما كان يحكم المجثم (أي أقل مما كان عليه في معظم الدول الرأسمالية الديمقراطية) واعتبرهم الطبقة السائدة آنذاك.

كيف يمكن تبرير القمع البلشفي من حيث الدفاع عن قوة العمال بينما كان العمال عاجزين؟ كيف يمكن الدفاع عنها فيما يتعلق بالسلطة السوفيتية عندما كانت السوفييتات طوابع مطاطية لديكتاتورية حزبية؟ ببساطة ، فإن منطق البلاشفة ومعتذريهم ومؤيديهم الحاليين هو نفس شخصية الضابط الأمريكي خلال حرب فيتنام ، الذين أوضحوا أنه من أجل إنقاذ القرية ، كان عليهم تدميرها.

نقطة أخيرة ، في حين أن ثورة كرونشتات هي حدث رئيسي في الثورة الروسية ، حدث يدل على نهايتها ، يجب ألا ننسى أنها مجرد واحدة في سلسلة طويلة من الهجمات البلشفية على الطبقة العاملة. كما أشرنا في القسم التالي ، أثبتت الدولة البلشفية أنها معادية للثورة بشكل مستمر منذ أكتوبر 1917. ومع ذلك ، فإن كرونشتات مهمة ببساطة لأنها حرضت الديمقراطية السوفيتية بوضوح ضد السلطة السوفيتيةوحدثت بعدنهاية الحرب الأهلية. في الوقت الذي أنهت فيه الثورة الروسية وتم إعداد جميع شروط الستالينية بهزيمتها وقمع موجة الإضراب الجماهيري التي أنتجتها ، فإنها تستحق أن تتذكرها وتحللها وتناقشها جميع الثوريين الذين يسعون للتعلم منها ، بدلا من تكرار التاريخ.


[*] الترجمة الآلیة

مصدر : الأسئلة المتكررة الأناركية

https://www.facebook.com/Sekullew.Azadiwaze.HoramiZvaneka

———-

https://www.facebook.com/kurdishspeaking.anarchist.forum

———-

https://www.facebook.com/infos.anarchist.forum

ما هو سياق ثورة كرونشتات؟

لا يمكن فهم ثورة كرونشتات بمعزل عن غيرها. والواقع أن القيام بذلك يخطئ السبب الحقيقي وراء أهمية كرونشتات. تصرفات البلاشفة في عام 1921 ومبرراتهم الأيديولوجية لأفعالهم (المبررات ، بالطبع ، عندما تجاوزوا الكذب حول الثورة انظر القسم 5 ) استنسخت فقط في شكل مركز ما حدث منذ أن استولوا على السلطة في 1917.

لذلك من الضروري تقديم ملخص قصير للأنشطة البلشفية قبل أحداث كرونشتات (انظر القسم H.6 لمزيد من التفاصيل). بالإضافة إلى ذلك ، علينا أن نرسم الطبقات الاجتماعية النامية في ظل لينين والأحداث المباشرة قبل الثورة التي أشعلتها (وهي موجة الإضراب عبر روسيا التي وصلت إلى بتروغراد في أواخر فبراير 1921). بمجرد أن يتم ذلك ، سنرى قريبًا أن كرونشتات لم تكن حدثًا معزولًا بل كانت فعلًا تضامنًا مع العمال المضطهدين في روسيا ومحاولة لإنقاذ الثورة الروسية من الديكتاتورية الشيوعية والبيروقراطية.

يقدم ألكسندر بيركمان لمحة عامة ممتازة عما حدث في روسيا بعد ثورة أكتوبر:

تم إلغاء النظام الانتخابي ، أولاً في الجيش والبحرية ، ثم في الصناعات. تم إبادة سوفييت الفلاحين والعمال وتحويلهم إلى لجان شيوعية مطيعة ، مع السيف اللعين لشيكا [الشرطة شبه العسكرية] المعلقة عليها النقابات العمالية ، وتم قمع أنشطتها الصحيحة ، وتم تحويلها إلى مجرد مرسلين لأوامر الدولة. الخدمة العسكرية الشاملة ، إلى جانب عقوبة الإعدام للمستنكفين ضميريًا ؛ العمل القسري ، مع سلطة واسعة للاعتقال و معاقبة الفارين؛ التجنيد الزراعي والصناعي للفلاحين ؛ الشيوعية العسكرية في المدن ونظام الاستيلاء في البلاد ؛ قمع احتجاجات العمال من قبل الجيش ؛سحق استياء الفلاحين بيد حديدية. . “.[ “المأساة الروسية، المأساة الروسية ، ص. 27]

هنا سنشير ببساطة إلى أن البلاشفة قوضوا بشكل منهجي القوة الفعالة للسوفييتات. على المستوى المحلي والوطني ، تمركزت السلطة بعد أكتوبر في أيدي المديرين التنفيذيين السوفييت بدلاً من الجمعيات العامة. في القمة ، تم تركيز السلطة بشكل أكبر مع إنشاء حكومة بلشفية فوق المجلس التنفيذي المركزي الذي انتخبه المؤتمر السوفيتي الفصلي (في ذلك الوقت). هذا ليس كل شيء. في مواجهة المعارضة المتزايدة لسياساتهم ، استجاب البلاشفة بطريقتين. تم تغليف السوفييت وإدارته لجعل الانتخابات السوفيتية في مكان العمل غير ذات صلة (كما هو الحال ، على سبيل المثال ، بتروغراد) أو قاموا ببساطة بحل أي سوفييت منتخب بأغلبية غير بلشفية (كما هو الحال في جميع السوفييتات الإقليمية التي توجد سجلات لها). لذا فإن معارضة البلاشفة للديموقراطية السوفيتية التي طالب بها ثورة كرونشتات لها تاريخ طويل. وقد بدأت بعد بضعة أشهر من استيلاء البلاشفة على السلطة باسم السوفييتات ، خلال ربيع عام 1918 (أي في مارس وأبريل ومايو) وهكذا قبل صعود التشيك وبدء حرب أهلية واسعة النطاق التي وقعت في أواخر مايو. وبالنظر إلى ذلك ، فإن أي محاولة لإلقاء اللوم على الحرب الأهلية من أجل القضاء على السلطة السوفيتية والديمقراطية تبدو ضعيفة للغاية. وبالمثل ، لا يمكن فهم الحد من التأثير السوفييتي بشكل كامل دون مراعاة التحيز البلشفي لصالح المركزية والقوة الحزبية التي لا يمكن أن تساعد إلا في ضمان تهميش السوفييتات كما فعلت طليعتها (انظر القسم H.5 ).

يجب أن نتذكر أن الهدف البلشفي كان دائمًا قوة الحزب ودورهم في السوفييتات في عام 1917 تم على وجه التحديد لأن هذا كان يعتبر الوسيلة الأكثر احتمالًا لتحقيق هذا الهدف الطويل الأمد (انظر القسم H.3.11 ). لكي نكون منصفين ، قبل العديد من العمال فكرة الحكومة العماليةو الدولة العمالية، على افتراض أن السلطة الجديدة كانت خاصة بهم ، وبالطبع ، في البداية ، حصل البلاشفة في البداية على دعم شعبي (على الأقل في المناطق الحضرية الرئيسية ، يمكنهم الاعتماد على الدعم السلبي بسبب التخصيص البلشفي لسياسة الإصلاح الزراعي ريال سعودي). ومع ذلك ، سرعان ما تغير ذلك والذي ، بالمناسبة ، يجيب على السؤال الخطابي لبريان بامبيريلماذا يمكن للطبقة العاملة الأكثر نضالية في العالم ، حيث كان هناك مزيج قوي من الأفكار الثورية ، والتي قامت بالفعل بثورتين (في 1905 وفي فبراير 1917) ، أن تسمح لحفنة من الناس بالاستيلاء على السلطة خلف ظهرها في أكتوبر 1917؟ ” [ “اللينينية في القرن الواحد والعشرين، مجلة الاشتراكية ، عدد. 248، يناير 2001] وبمجرد أن العمال الروس أدركت أن حفنة من الناس قد صادرت السلطة التي فعلتاحتجاجا على اغتصاب البلاشفة لسلطتهم وحقوقهم وقمعهم البلاشفة. مع بداية الحرب الأهلية ، لعب البلاشفة أوراقهم الرابحة بشكل أساسي ، نحن أو البيض” – وساعد ذلك على ضمان قوتهم حيث لم يكن لدى العمال سوى خيارات قليلة سوى الموافقة. ومع ذلك ، لم يوقف ذلك المقاومة الجماهيرية والإضرابات التي تندلع بشكل دوري خلال الحرب الأهلية عندما لم يعد العمال والفلاحون قادرين على تحمل السياسات البلشفية أو آثار الحرب (انظر القسم 5 من الملحق حول ما سبب انحطاط الثورة الروسية؟ ). وبالنظر إلى ذلك ، فإنه ليس من المفاجئ أنه بينما قام البلاشفة بقمع أحزاب وجماعات المعارضة مرارًا وتكرارًا خلال الحرب الأهلية ، فقد تم القضاء عليها أخيرًا (جنبًا إلى جنب مع الفصائل داخل الحزب الشيوعي نفسه) فقط بعد نهايتها: مع رحيل البيض ، كانت المعارضة كان النفوذ يتصاعد مرة أخرى داخل العمال المنشقين ولم يعد من الممكن لعب البطاقة البيضاءلجعلهم يدعمون البلاشفة على مضض كما كان الحال خلال الحرب. وأشار ألكسندر بيركمان إلى أن المفارقة قد تبدو ، فالديكتاتورية الشيوعية لم يكن لديها حليف أفضل ، من حيث تقوية وإطالة حياتها ، من القوى الرجعية التي حاربت ضدها“. [ الأسطورة البلشفية ، ص. 340]

علاوة على ذلك ، أكد واقع النظام الجديد أن الهياكل المركزية الجديدةالتي يفضلها البلاشفة سرعان ما أنتجت نفس الاغتراب مثل الدول السابقة إلى جانب البيروقراطية التي ، بدلاً من البدء في التراجع ، نمت بسرعة فائقة. تضاءلت البيروقراطية الجديدة باستمرار ، ويرجع ذلك جزئياً إلى عدم وجود معارضة حقيقية. وعادت العزلة بين الشعبو المسؤولين، والتي كان من المفترض أن يزيلها النظام السوفييتي ، مرة أخرى. وابتداءً من عام 1918 ، كانت الشكاوى من تجاوزات بيروقراطية، وعدم وجود التواصل مع الناخبين ، وبيروقراطيين بروليتاريين جدد أصبحوا أعلى وأعلى. ” [أوسكار أنويلر ، السوفييت ، ص. 242] وهكذا شهدت الأشهر الأولى من الحكم السوفيتي“”وجهة النظر المنتشرة بأن النقابات العمالية واللجان المصنّعة والسوفييتات لم تعد تمثيلية ، مؤسسات للطبقة العاملة تديرها ديمقراطياً ؛ وبدلاً من ذلك تم تحويلها إلى وكالات حكومية تعسفية وبيروقراطية. كان هناك سبب كاف لهذا القلق.” [ألكسندر رابينوفيتش ، البلاشفة في السلطة ، ص. 224] في موسكو ، في أغسطس 1918 ، مثل مسؤولو الدولة 30٪ من القوى العاملة هناك ، وبحلول عام 1920 كان العدد العام للعاملين في المكاتب لا يزال يمثل حوالي ثلث العاملين في المدينة” (200000 في نوفمبر 1920) ، يرتفع إلى 228000 في يوليو 1921 ، وبحلول أكتوبر 1922 ، إلى 243000). وهكذا ، فإن الروتين والمكاتب الإدارية الواسعة وصفت الواقع السوفييتيبالبلاشفةسرعان ما أنشأ جهازهم الخاص [بالولاية] لشن هجوم سياسي واقتصادي ضد البرجوازية والرأسمالية. ومع توسع وظائف الدولة ، زادت البيروقراطيةوهكذا بعد الثورة ، وصلت عملية الانتشار المؤسسي إلى مستويات غير مسبوقة. … تم إنشاء أو توسيع كتلة من المنظمات الاقتصادية “. الأسوأ من ذلك ، أن انتشار البيروقراطية في اللجان واللجان سمح ، بل وشجع ، التباديل اللانهائي للممارسات الفاسدة. وقد احتدمت هذه من أسلوب عيش الموظفين الشيوعيين إلى الرشوة من قبل المسؤولين. مع سلطة تخصيص تخويف الموارد ، مثل الإسكان ، كان هناك احتمال كبير للفساد “. [ريتشارد سكوا ، الشيوعيون السوفييت في السلطة ، ص 190 – 190]

روى إيما جولدمان من التجربة كيف كان الشلل تأثير الشريط البيروقراطي البيروقراطي الذي أخر وغالبا ما أحبط الجهود الأكثر جدية وحيوية كانت المواد شحيحة للغاية وكان من الصعب الحصول عليها بسبب الأساليب البلشفية المركزية بشكل لا يصدق. وبالتالي ، للحصول على رطل من المسامير ، يتعين على المرء تقديم الطلبات في حوالي عشرة أو خمسة عشر مكتبًا ؛ لتأمين بعض بياضات السرير أو الأطباق العادية التي يضيعها أحد الأيام “. وهكذا كان من الصعب التعامل مع المسؤولين الجدد مثل البيروقراطية القديمة، بينما بدا المسؤولون البيروقراطيون يسعدون بشكل خاص في مواجهة أوامر بعضهم البعض.” بالمختصر،إن الإرهاب الذي مارسه البلاشفة ضد كل انتقاد ثوري البيروقراطية الشيوعية الجديدة وعدم الكفاءة ، ويأس الوضع برمته كان اتهامًا ساحقًا ضد البلاشفة ونظرياتهم وأساليبهم“. [ خيبة أملي في روسيا ، ص. 40 ، ص. 45 ، ص. 46 و ص. 92] وهكذا ، كما حذر الأناركيون منذ فترة طويلة ، تم إنشاء طبقة جديدة بيروقراطية الدولة والحزب داخل النظام الجديد ، تعيش مثل الطبقات الحاكمة الأخرى على عمل الآخرين.

لقد لعبت ديناميكيات الصراع الطبقي في ظل النظام البلشفي ، أي الصراع بين العمال والدولة الخاصة بهم، دورها في تطور الفكر البلشفي. بعد خسارة الدعم الشعبي ، استخدم البلاشفة سيطرتهم على الدولة وقوى الإكراه التابعة لها للبقاء في السلطة. كونها ديكتاتورية حزبية بحكم الأمر الواقع منذ أنها حشدت المؤتمر الخامس عمومًا للسوفييتات الروسية في يوليو 1918 ، سعى البلاشفة قريبًا إلى دمج ممارساتها في أيديولوجيتها. وهكذا نجد فيكتور سيرج في ثلاثينيات القرن الماضي يشير إلى أنه في بداية عام 1919 شعرت بالرعب لقراءة مقال لزينوفييف حول احتكار الحزب في السلطة“. [ أوراق سيرج تروتسكي، ص. 188] لكن سيرج أبقى رعبه مخفيًا بشكل جيد لأنه سرعان ما سعى علنًا لإقناع الأناركيين في فرنسا وأماكن أخرى بضرورة هذا الاحتكار (انظر القسم H.1.2 ) بينما أعلن لينين في يوليو 1919 أنه دكتاتورية حزب واحد! هذا ما ندافع عنه ولن نتحول عن هذا الموقف لأنه الحزب الذي فاز على مدى عقود بمنصب طليعة المصنع بأكمله والبروليتاريا الصناعية “. [ الأعمال المجمعة ، المجلد. 29 ، ص. 535] أعلن تروتسكي هذه العقيدة في العام التالي:

لقد اتهمنا أكثر من مرة باستبدال ديكتاتورية حزبنا بدكتاتورية السوفييت. ومع ذلك ، يمكن القول بإنصاف أن دكتاتورية السوفييت أصبحت ممكنة فقط من خلال دكتاتورية الحزب. هو بفضل وضوح رؤيته النظرية وتنظيمه الثوري القوي الذي منحه الحزب للسوفييت إمكانية التحول من برلمانات عمالية مجردة إلى جهاز تفوق العمل. في هذا استبدالقوة الحزب من أجل سلطة الطبقة العاملة ليس هناك شيء عرضي ، وفي الواقع لا يوجد بديل على الإطلاق.الشيوعيون يعبرون عن المصالح الأساسية للطبقة العاملة ديكتاتورية البروليتاريا ، في جوهرها ،يدل على التفوق الفوري للطليعة الثورية التي تعتمد على الجماهير الثقيلة ، وعند الضرورة ، يلزم الذيل الخلفي بارتداء الرأس “. [ الشيوعية والإرهاب ، ص 109-10]

في المؤتمر الثاني للأممية الشيوعية في صيف 1920 ، سمع الثوريون المجتمعون قادة البلاشفة زينوفييف يعلنون في الوقت المناسب ، يأتي أناس مثل كاوتسكي ويقولون إنه في روسيا ليس لديك دكتاتورية الطبقة العاملة ولكن دكتاتورية الحزب ، يعتقدون أن هذا عيب علينا. ليس على الأقل! لدينا دكتاتورية للطبقة العاملة ولهذا السبب بالضبط لدينا دكتاتورية الحزب الشيوعي. دكتاتورية الحزب الشيوعي فقط وظيفة ، صفة ، تعبير عن دكتاتورية الطبقة العاملة وهذا يعني أن دكتاتورية البروليتاريا هي في نفس الوقت ديكتاتورية الحزب الشيوعي “. [وقائع ووثائق المؤتمر الثاني 1920 ، المجلد. 2 ، ص 151-2] ومن غير المستغرب إذن رفض طلب كرونشتات للديمقراطية السوفيتية من قبل الحزب لأنه كان يتعارض مع دكتاتورية الحزب التي تستند إليها أيديولوجية الحزب. وهذا بالطبع لم يمنع تروتسكي من إعلان سحق كرونشتات بأنه كان على البروليتاريا أن تحتفظ بالسلطة السياسية في أيديها بطاقة مضاعفة” . [لينين وتروتسكي ، كرونشتات ، ص 81-2]

من الناحية الاقتصادية ، فرض النظام البلشفي سياسة سميت فيما بعد شيوعية الحربعلى الرغم من أنه ، كما أشار فيكتور سيرج في وقت لاحق ، أي شخص ، مثلي ، ذهب إلى حد اعتباره مؤقتًا تمامًا تم النظر إليه بازدراء” . [ مذكرات ثورية ، ص. 115] تميز هذا النظام بممارسات هرمية وديكتاتورية متطرفة ، على الرغم من أنه كان يبني على الميول التي كانت سارية قبل الحرب الأهلية (على سبيل المثال ، إدارة الرجل الواحد التي دعا إليها لينين في أبريل 1918 – انظر القسم H.3.14 ) . كانت الأضواء القيادية للحزب الشيوعي تعبر عن نفسها على طبيعة النظام الاشتراكيالذي أرادوه مع تروتسكي ، على سبيل المثال ، تنفيذ وتبرير أيديولوجي -“عسكرة العملوالتمكين المقابل لقوة الدولة على الطبقة العاملة الآن بعد أن الحرب الأهلية الداخلية تقترب من نهايتها” . [ المرجع. Cit. ، ص. 132] شملت هذه السياسات الاستبدادية ما يلي:

إن مبدأ خدمة العمل الإلزامي في حد ذاته هو للشيوعي الذي لا جدال فيه ولكن حتى الآن ظل دائما مجرد مبدأ. تطبيقه كان دائما له عرضية ونزيهة وعرضية. الآن فقط ، عندما كنا على طول الخط بأكمله قد توصلنا إلى مسألة إعادة ولادة البلاد الاقتصادية ، ولدينا مشاكل في خدمة العمل الإلزامي التي نشأت أمامنا بأكثر الطرق الممكنة الممكنة. الحل الوحيد للصعوبات الاقتصادية الصحيحة من وجهة نظر المبدأ والممارسة على حد سواء هو التعامل مع سكان البلاد كلها على أنها خزان القوة العاملة اللازمة وإدخال نظام صارم في عمل تسجيلها وتعبئتها واستخدامها. ” [ المرجع. Cit. ، ص. 135]

إن إدخال خدمة العمل الإلزامي أمر لا يمكن تصوره دون تطبيق أساليب عسكرة العمل إلى درجة أكبر أو أقل.” [ المرجع. Cit. ، ص. 137]

لماذا نتحدث عن العسكرة؟ بالطبع ، هذا مجرد تشبيه لكنه تشبيه غني للغاية بالمحتوى. لم يعتبر أي تنظيم اجتماعي باستثناء الجيش نفسه مبرراً في إخضاع المواطنين لنفسه في مثل هذا الإجراء ، والسيطرة لهم بإرادتها من جميع الجهات إلى هذه الدرجة ، كما ترى دولة الديكتاتورية البروليتارية نفسها مبررة للقيام بذلك ، وهي تفعل ذلك “. [ المرجع. Cit. ، ص. 141]

إن كلا من الإكراه الاقتصادي والسياسي ليسا سوى شكل من أشكال التعبير عن ديكتاتورية الطبقة العاملة في منطقتين مترابطتين بشكل وثيق. في ظل الاشتراكية ، لن يوجد جهاز الإكراه نفسه ، أي الدولة: لأنها ستذوب كليا في مجتمع منتج ومستهلك. ومع ذلك ، فإن الطريق إلى الاشتراكية يكمن في فترة من أعلى تكثيف ممكن لمبدأ الدولة مثلما ينطلق المصباح قبل الخروج في لهب لامع ، لذا فإن الدولة ، قبل أن تختفي ، تأخذ شكل دكتاتورية البروليتاريا ، أي أكثر أشكال الدولة قسوة ، التي تحتضن حياة المواطنين بشكل رسمي في كل اتجاه.لم يسيطر على أي تنظيم ، باستثناء الجيش ، على الإطلاق أي رجل يعاني من إكراه شديد مثل تنظيم الدولة للطبقة العاملة في أصعب فترة انتقالية. ولهذا السبب فقط نتحدث عن عسكرة العمل “.[ المرجع. Cit. ، ص 169-70]

سيكون من الخطأ الأكثر صرخة الخلط بين السؤال حول سيادة البروليتاريا ومسألة مجالس العمال على رأس المصانع. يتم التعبير عن ديكتاتورية البروليتاريا في إلغاء الملكية الخاصة في وسائل الإنتاج ، في التفوق على الآلية السوفيتية بأكملها للإرادة الجماعية للعمال [أي الحزب] ، وليس على الإطلاق بالشكل الذي تدار فيه المشاريع الاقتصادية الفردية أنا أعتبر ما إذا كانت الحرب الأهلية لم تنهب أجهزتنا الاقتصادية من كل ما كان أقوى ، وأكثر استقلالية ، وأكثرها موهبة بمبادرة ، كان يجب أن ندخل بلا شك في طريق إدارة رجل واحد في مجال الإدارة الاقتصادية في وقت أقرب بكثير وأقل إيلاما بكثير “. [ المرجع. Cit. ص 162 – 3]

هذه الرؤية للمركزية الصارمة والهياكل الاقتصادية من أعلى إلى أسفل مبنية على الفكر والسياسات البلشفية في الأشهر الأولى بعد ثورة أكتوبر. كانت محاولات الإدارة الذاتية للعمال التي نظمتها لجان المصانع معارضة لصالح نظام رأسمالي مركزي للدولة ، حيث دافع لينين عن مديرين معينين يتمتعون بسلطات ديكتاتورية” (انظر البلاشفة ومراقبة العمال موريس برينتون للحصول على التفاصيل الكاملة). هذه السياسات ضمنت ذلكبحزم لا يتزعزع (البلاشفة) انتزعوا المصانع من العمال (الشيوعيين وغير الحزبيين) الذين انتزعوا منهم من غزوهم الأساسي ، السلاح الوحيد الذي يمكنهم استخدامه لاتخاذ خطوة أخرى نحو تحريرهم ، نحو الاشتراكية. أصبحت البروليتاريا الروسية مرة أخرى القوى العاملة التي تتقاضى أجرا في مصانع الآخرين. لم يبق في الاشتراكية في روسيا سوى كلمة “. [أنطون سيليجا ، اللغز الروسي ، ص. 286] مع تحول العمال إلى عمال بأجر كما كان قبل الثورة ، فليس من المستغرب أن الاحتجاجات والإضرابات العمالية وقمعهم من قبل الدولة كانت سمة متكررة للنظام البلشفي قبل وأثناء وبعد الحرب الأهلية (انظر القسم H.6.3للحصول على أمثلة). واجه المضربون إنكار حصص الإعاشة ، وحالات الإغلاق ، وإعادة التوظيف الانتقائي ، والسجن في أحسن الأحوال ، والموت في أسوأ الأحوال ، على أيدي القوات و الشرطة السريةمن الدولة العمالية“. ومن المفارقات أن أولئك الذين استولوا على السلطة عام 1917 باسم البروليتاريا الواعية سياسياً كانوا في الحقيقة يتخلصون من كل هؤلاء العمال الواعين“. [Brovkin ، المرجع. Cit. ، ص. 298]

في الريف ، أسفر الاستيلاء على الحبوب عن انتفاضات الفلاحين حيث تم أخذ الطعام من الفلاحين بالقوة. في حين أن المفرزات المسلحة أمرت بترك الفلاحين بما يكفي لاحتياجاتهم الشخصية ، كان من الشائع أن تأخذ الفرق الطالبة في حبوب التسليح المخصصة للاستهلاك الشخصي أو تخصصها للبذر القادم.” من المتوقع أن يستخدم القرويون تكتيكات مراوغة ويقللون من مساحة الأرض التي حرثوها بالإضافة إلى ممارسة المقاومة المفتوحة. [Avrich ، المرجع السابق. Cit. ، ص 9-10] كانت المجاعة مشكلة مستمرة نتيجة لذلك ، ازدادت سوءًا بسبب الهياكل الاقتصادية المركزية البلشفية التي شهد عدم كفاءتها المنتجات [الغذائية المحجوزة] ملقاة في محطات جانبية وتتلف.” [جولدمان ،خيبة أملي في روسيا ، ص. 96] كان نقص الطعام والسياسات البلشفية التي فاقمت المشكلة موضوعًا مشتركًا في إضرابات العمال واحتجاجاتهم ، بما في ذلك تلك التي حدثت في بتروغراد والتي ألهمت ثورة كرونشتات مباشرة.

وهكذا ، فقد قضى الحزب الحاكم عمليا على السلطة السياسية والاقتصادية للطبقة العاملة ، علاوة على ذلك ، أدمج هذا في إيديولوجيته. لم يُنظر إلى ذلك على أنه سياسة مؤقتة فرضتها الحرب على البلاشفة بل بالأحرى ، كما يمكن رؤيته ، كتعبير عن المبدأ ومبرر على هذا النحو. في الواقع ، يمكن ربط الكثير من الممارسة البلشفية بسهولة بمطالب البيان الشيوعي ، بما في ذلك دعواته لمركزة جميع أدوات الإنتاج في أيدي الدولة، من أجل لا مركزية الائتمانو الوسائل الاتصالات والنقل في أيدي الدولة ، توسع المصانع وأدوات الإنتاج المملوكة للدولة و ال“(هـ) إنشاء الجيوش الصناعية وخاصة للزراعة” . وبالمثل ، فإن اقتراحها بأن الشيوعيين.. نظريا.. على الكتلة الكبيرة من البروليتاريا ميزة الفهم الواضح لخط المسيرة ، والظروف ، والنتائج العامة النهائية للحركة البروليتاريةتحتوي في داخلها على البلاشفة الأساس المنطقي لحكمها على البروليتاريا في مصالحها العليا (كما هو محدد بالطبع من قبل القادة الشيوعيين). [ ماركس إنجلز تجميع الأعمال ، المجلد. 6 ، ص. 504 ، ص. 505 و ص. 498]

كل هذا تطلب قوات مخلصة ، وبلا غرابة ، عمل البلاشفة بسرعة لإعادة إنشاء جثث خاصة من الرجال المسلحين الذين يقفون بعيدًا عن الناس (انظر القسم H.1.7 ). تم إنشاء قوة الشرطة السياسية ، Cheka ، في ديسمبر 1917 بينما في الجيش الأحمر والبحرية ، تم فرض مبادئ معادية للديمقراطية. في نهاية مارس 1918 ، أعلن تروتسكي أن مبدأ الانتخاب غير هادف من الناحية السياسية وعديم الخبرة من الناحية التقنية ، وقد تم إلغاؤه عمليًا بمرسوم“. واقترح بشكل مخادع أن الجنود لم يكن عليهم أن يخشوا من نظام التعيين من القمة إلى القاعدة هذا لأن السلطة السياسية في أيدي الطبقة العاملة نفسها التي يتم تجنيد الجيش من صفوفها” (أي في أيدي الحزب البلشفي). يمكن هناكلا يوجد عداء بين الحكومة وجماهير العمال ، تماماً كما لا يوجد عداء بين إدارة النقابة والجمعية العامة لأعضائها ، وبالتالي ، لا يمكن أن يكون هناك أي سبب للخوف من تعيين أعضاء هيئة القيادة من قبل أجهزة السلطة السوفيتية “. [ “العمل والانضباط والنظام، كيف قامت الثورة المسلحة ، المجلد. 1 ، ص. 47] بالطبع ، كما يمكن أن يخبرك أي عامل في النضال ، فإنهم دائمًا ما يتعارضون مع البيروقراطية النقابية (كما يشير التروتسكيون أنفسهم غالبًا).

في البحرية ، حدثت عملية مماثلة الكثير من الاشمئزاز ومعارضة البحارة. كما لاحظ بول أفيريتش ، أثارت جهود البلاشفة لتصفية لجان السفن وفرض سلطة المفوضين المعينين مركزياً عاصفة من الاحتجاج في أسطول البلطيق. بالنسبة للبحارة ، الذين كان كرههم للسلطة الخارجية هو المثل ، أي محاولة لاستعادة الانضباط تعني خيانة للحريات التي ناضلوا من أجلها عام 1917. ” [ كرونشتات 1921 ، ص. 66] هذه العملية بدأت بشكل جدي في 14 مايو 1918 مع التعيينإيفان فليروفسكي كمفوض عام لأسطول البلطيق ورئيس مجلس مفوضيها ، وهي الهيئة التي حلت محل اللجنة المركزية الانتخابية المنتخبة لأسطول البلطيق. عين Flerovsky مفوضى الجسر على وجه السرعة الذين خضعت لهم جميع لجان السفن. . . تم تدمير الديمقراطية البحرية أخيرًا في 18 يناير 1919 عندما تروتسكي. . . أصدر قرارًا بإلغاء جميع لجان السفن ، وتعيين مفوضين لجميع السفن ، وإنشاء محاكم ثورية للحفاظ على الانضباط ، وهي وظيفة كانت منوطة سابقًا بمحاكم الرفاق المنتخبة “. [Getzler، كرونشتات 1917-1921 ، p. 191]

وهكذا فولين:

من الواضح أن الحكومة البلشفية فهمت شعارسلطة السوفييتات بطريقة غريبة. فقد طبقتها بشكل عكسي. وبدلاً من تقديم المساعدة للجماهير العاملة والسماح لهم بغزو وتوسيع نشاطهم المستقل ، بدأت بأخذ كل السلطةمنهم ومعاملتهم مثل الرعايا ، وقد حرصت المصانع على إرادتها وحررت العمال من الحق في اتخاذ قراراتهم بأنفسهم ، واتخذت إجراءات تعسفية وقسرية ، حتى دون طلب مشورة العمال المعنيين ؛ تجاهل المطالب الصادرة عن المنظمات العمالية ، وعلى وجه الخصوص ، كبح بشكل متزايد ، تحت ذرائع مختلفة ، حرية عمل السوفييت ومنظمات العمال الأخرى ، في كل مكان فرض إرادتها بشكل تعسفي وحتى عن طريق العنف “.[الثورة المجهولة ، ص 459-60]

منذ ما قبل بداية الحرب الأهلية ، تم التخلص من الشعب الروسي ببطء ولكن بثبات من أي قول له معنى في تقدم الثورة. قوض البلاشفة (عند عدم إلغاء) الديمقراطية العمالية والحرية والحقوق في أماكن العمل والسوفييت والنقابات والجيش والبحرية. من غير المستغرب أن يؤدي عدم وجود أي سيطرة حقيقية من تحت إلى زيادة التأثيرات الفاسدة للسلطة. كان عدم المساواة والامتياز والانتهاكات في كل مكان في الحزب الحاكم والبيروقراطية ( “داخل الحزب ، كانت المحسوبية والفساد منتشرة. كان فندق أستوريا ، حيث عاش العديد من كبار المسؤولين ، مسرحًا للفجور ، في حين ذهب المواطنون العاديون دون الضرورات العارية. ” [بول أفيريتش ، المعارضة البلشفية للينين: جي تي مياسنيكوف ومجموعة العمال ،الاستعراض الروسي ، المجلد. 43 ، رقم 1 ، ص. 7]).

مع نهاية الحرب الأهلية في نوفمبر 1920 ، توقع الكثير تغيير السياسة. ومع ذلك ، مرت أشهر واتبع نفس السياسات. لم تُظهر الدولة الشيوعية، كما أوجز ألكسندر بيركمان ، أي نية لتخفيف نيرها ، واستمرت نفس السياسات ، مع استمرار عسكرة العمل في استعباد الناس ، مما أدى إلى إضطهادهم بقمع واستبداد إضافيين ، وبالتالي شل كل إمكانية صناعية. إحياء.” [ “تمرد كرونشتات، مرجع سابق. Cit.، ص. 61] كما في أوائل 1920 ، أخذ البلاشفة النجاح في الحرب الأهلية على أنها تعني نجاح سياساتهم وسعوا إلى مواصلة وتوسيع تطبيقهم تم اعتبار معارضة العمال كمثال على رفع السريةعن الطبقة العاملة و تم تجاهل ذلك (نظرًا لأن الحزب عكس مصالحهم الحقيقية، كان هذا موقفًا منطقيًا يجب اتخاذه إذا تم تجاهل طبيعته الدائرية).

وأخيرًا ، في منتصف فبراير 1921 ، بدأت سلسلة من اجتماعات المصانع التلقائيةفي موسكو. دعا العمال إلى التخلص الفوري من الشيوعية الحرب. وقد نجحت هذه اللقاءات بالضربات والمظاهرات“. نزل العمال إلى الشوارع مطالبين بـ التجارة الحرة، وحصص إعاشة أعلى و إلغاء طلبات الحبوب“. طالب البعض باستعادة الحقوق السياسية والحريات المدنية. كان لا بد من استدعاء القوات لاستعادة النظام. ثم اجتاحت موجة أكثر خطورة بكثير من الإضرابات والاحتجاجات بتروغراد. اندلعت ثورة كرونشتات بسبب هذه الاحتجاجات. مثل موسكو ، تم الإعلان عن هذه المظاهرات في الشوارع بسلسلة من اجتماعات الاحتجاج في بتروغرادالعديد من المصانع والمحلات التجارية المستنفدة.مثل موسكو ، دعا المتحدثون إلى وضع حد لمصادرة الحبوب ، وإزالة حواجز الطرق ، وإلغاء الحصص الغذائية المتميزة ، والسماح بمقايضة الممتلكات الشخصية من أجل الغذاء“. في 24 فبراير ، في اليوم التالي لاجتماع مكان العمل ، قامت القوى العاملة في مصنع Trubochny بإسقاط الأدوات وخرجت. وانضم عمال من المصانع القريبة. وتفرق الطلاب العسكريون المسلحون الحشد البالغ 2000 شخص. في اليوم التالي ، نزل عمال Trubochny مرة أخرى إلى الشوارع وزاروا أماكن العمل الأخرى ، مما أدى إلى إضرابهم أيضًا. [بول أفيريتش ، مرجع سابق. Cit. ، ص 35-6 و ص 37-8] بدأ المضربون في تنظيم أنفسهم: “كما في عام 1918 ، انتخب عمال من مصانع مختلفة مندوبين إلى جمعية بتروغراد للمفوضين“. [Brovkin ، المرجع. Cit. ، ص. 393] لاحظ ألكسندر بيركمان في مذكراته الأحداث التي تتكشف أمام عينيه:

تم إغلاق العديد من المصانع بسبب نقص الوقود ، ووضع الموظفون نصف حصص الإعاشة. ودعوا إلى اجتماع للتشاور بشأن الوضع ، لكن السلطات لم تسمح بذلك.

إن عمال المطاحن Trubotchny قد أضربوا. في توزيع الملابس الشتوية ، يشكون ، حصل الشيوعيون على ميزة لا مبرر لها على غير الحزبين. ترفض الحكومة النظر في المظالم حتى يعود الرجال إلى العمل.

تجمعت حشود من المضربين في الشارع بالقرب من المطاحن ، وتم إرسال جنود لتفريقهم. كانوا من الكورسانتي ، والشباب الشيوعي في الأكاديمية العسكرية. ولم يكن هناك عنف.

وقد انضم الآن إلى المضربين رجال من متاجر الأميرالية وأرصفة غاليرنايا. هناك الكثير من الاستياء ضد الموقف المتغطرس للحكومة. جرت محاولة مظاهرة في الشارع ، لكن القوات المتصاعدة قامت بقمعها. جادة ، وعلقت مصانع المطاحن ومصانع Baltiysky و Laferm العمليات ، وأمرت السلطات المضربين باستئناف العمل. الأحكام العرفية في المدينة. لجنة الدفاع الخاصة ( Komitet Oboroni ) مخولة بصلاحيات استثنائية ، زينوفييف على رأسها .

في الجلسة السوفيتية مساء أمس ، ندد عضو عسكري في لجنة الدفاع بالمضربين باعتبارهم خونة للثورة. وطالبوا باتخاذ إجراءات صارمة ضدهم. وأصدر السوفييت قرارًا يقفل رجال طاحونة تروبوتشني. وهذا يعني الحرمان من حصص الإعاشة المجاعة الفعلية ظهرت إعلانات المضربين في الشوارع اليوم بعض التعميمات تحتج على قمع اجتماعات المصانع تجري اعتقالات كثيرة. مجموعات من المضربين محاطين بالتشيكيين ، في طريقهم إلى السجن مشهد شائع. الكثير من السخط في المدينة. أسمع أنه تم تصفية العديد من النقابات وتحويل أعضائها النشطين إلى تشيكا. لكن الإعلانات مستمرة في الظهور “. [ الأسطورة البلشفية ، ص 291-3]

تم تشكيل لجنة دفاع من ثلاثة رجال وأعلن زينوفييف الأحكام العرفيةفي 24 فبراير. [Avrich ، المرجع السابق. Cit. ، ص. 39] تم فرض حالة حصار ، مع حظر تجول في الساعة 11 مساءً وحظر جميع الاجتماعات والتجمعات (الداخلية والخارجية) ما لم توافق عليها لجنة الدفاع و “[أ] سيتم التعامل مع الانتهاكات وفقًا للقانون العسكري “. [نقلا عن Mett، Op. Cit. ، ص. 147] العمالأمروا بالعودة إلى المحلات التجارية بسبب الألم الذي حرموا من حصصهم الغذائية. وهذا فشل تمامًا من أي تأثير ، حيث تم تصفية عدد من النقابات ، وتم وضع مسؤوليها والمضربين الأكثر تمردًا في السجن من قبل مسلحين وجهاديين. استمر الإضراب في الانتشار ، على الرغم من جميع الإجراءات المتطرفة ، على الرغم من الاعتقالات التي تلت الاعتقالات تم تحديد العمال ، ولكن كان من الواضح أنهم سيجوعون قريباً في الخضوع جميع سبل الاقتراب من المناطق الصناعية في المدينة تم قطعها من قبل القوات المتجمعة كانت الفروق بين الديكتاتورية والعمال متفاوتة للغاية بحيث لا يسمح للمهاجمين بالصمود لفترة أطول. ” [إيما جولدمان ، تعيش حياتي، المجلد. 2 ، ص. 875] كجزء من عملية القمع هذه ، كان على الحكومة البلشفية الاعتماد على kursanty (طلاب الضباط الشيوعيين) حيث تم القبض على الحاميات المحلية في الهياج العام ولا يمكن الاعتماد عليها لتنفيذ أوامر الحكومة. “تحولت بتروغراد بين عشية وضحاها إلى معسكر مسلح. وفي كل ربع من المشاة يتم إيقاف المشاة وفحص وثائقهم تم فرض حظر التجول بصرامة، بينما قامت بتروغراد تشيكا باعتقالات واسعة النطاق. [Avrich ، المرجع السابق. Cit. ، ص 46-7]

كما صعد البلاشفة حملة الدعاية. تم تحذير المضربين من عدم اللعب في أيدي الثورة المضادة. بالإضافة إلى صحافتهم العادية ، تم إرسال أعضاء الحزب الشعبيين للتحريض في الشوارع والمصانع والثكنات. كما قدموا سلسلة من التنازلات مثل تقديم حصص غذائية إضافية. في 1 مارس أعلن السوفييت بتروغراد سحب جميع حواجز الطرق وتسريح جنود الجيش الأحمر المكلفين بمهام العمل في بتروغراد. [Avrich ، المرجع السابق. Cit. ، ص 48-9] ، من المفارقات ، أن هذا كان أحد المطالب المضادة للثورةالتي أثارها كرونشتات والتي أظهرت ، حسب تروتسكيين ، طبيعة الفلاحينلثورة البحار.

وهكذا تم استخدام مزيج من القوة والدعاية والتنازلات لهزيمة الإضراب (الذي وصل بسرعة إلى مستوى الإضراب العام القريب). كما يلاحظ بول أرفيتش ، لا يوجد إنكار أن تطبيق القوة العسكرية والاعتقالات واسعة النطاق ، ناهيك عن الدعاية الدؤوبة التي تشنها السلطات كان لا غنى عنه في استعادة النظام. كان من المثير للإعجاب بشكل خاص في هذا الصدد الانضباط الذي أظهره منظمة حزبية محلية. وبغض النظر عن نزاعاتهم الداخلية ، أغلق البلاشفة بتروغراد بسرعة صفوفهم وشرعوا في تنفيذ مهمة القمع غير السارة بكفاءة وإيفاد “. [ المرجع. Cit. ، ص. 50]

يشير هذا إلى السياق المباشر لتمرد كرونشتات. ومع ذلك ، فإن تروتسكي جي جي رايت يتساءل عما إذا كانت صحيفة كرونشتاد كذبت عندما كانت في العدد الأول. وقد حملت عنوانًا مثيرًا:” الانتفاضة العامة في بتروغراد “” وتقول أن الناس انتشروا أكاذيب حول الانتفاضة في بتروغراد.” [لينين وتروتسكي ، كرونشتات، ص. 109] نعم ، بالطبع ، الإضراب العام ، يرافقه اجتماعات ومظاهرات جماعية تم قمعها بالقوة والأحكام العرفية هو حدث يومي وليس له أي شيء مشترك مع الانتفاضة! إذا وقعت مثل هذه الأحداث في دولة لا يرأسها لينين وتروتسكي ، فمن غير المحتمل أن يجد السيد رايت صعوبة في التعرف عليها لما كان هناك. يقول المؤرخ في.بروفكين بوضوح: “بالنسبة لأي شخص عاش خلال أحداث فبراير 1917 ، بدت سلسلة الأحداث هذه متشابهة بشكل لافت للنظر. بدا وكأن تمرد شعبي قد بدأ.” [ المرجع. Cit. ، ص. 393] في الواقع ، كان هذا مصدر قلق رئيسي للسلطات البلشفية لأنها سعت ، للأسف بنجاح ، إلى إنهاء إمكانية تكرار الأحداث التي وقعت قبل أربع سنوات.

مما لا يثير الدهشة، وطاقم من البوارج بتروبافلوفسك و سيفاستوبول قرر أن يتصرف مرة واحدة أخبار الإضرابات، الاغلاق، والاعتقالات الجماعية والأحكام العرفيةفي بتروغراد وصلت لهم. لقد عقدوا اجتماعا طارئا مشتركا في مواجهة احتجاجات وتهديدات مفوضيهمو انتخبوا وفدا لتقصي الحقائق من 32 بحارا ، في 27 فبراير ، انتقلوا إلى بتروغراد وقاموا بجولة في المصانعلقد وجدوا العمال الذين خاطبوهم واستجوبوه خائفين للغاية من التكلم أمام حضور مضيفي حراس المصانع الشيوعية ، والمسؤولين النقابيين ، ورجال اللجان الحزبية والشيخيين “. [جيلزتر ، كرونشتات 1917-1921، ص. 212] عاد الوفد في اليوم التالي إلى كرونشتات وأبلغ نتائجها إلى اجتماع عام لأطقم السفينة واعتمد القرارات التي يجب أن تكون أساس الثورة (انظر القسم التالي ). بدأ تمرد كرونشتات.

كانت هذه الاحتجاجات العمالية وقمعهم هي التي بدأت الأحداث في كرونشتات. في حين أن العديد من البحارة قد قرأوا أو استمعوا بلا شك لشكاوى أقاربهم في القرى واحتجوا نيابة عنهم إلى السلطات السوفيتية ، فقد احتاجت إضرابات بتروغراد لتكون حافزًا للثورة (بعد سنوات من الحكم البلشفي الاستبدادي والبيروقراطي المتزايد) ) علاوة على ذلك ، كان لديهم أسباب سياسية أخرى للاحتجاج على سياسات الحكومة: تم إلغاء الديمقراطية البحرية ، وتحويل السوفييتات إلى أوراق تين ديكتاتورية الحزب ، وعاد العمال إلى كونهم عبيد أجور جديدة عينتها الدولة ، أرباب العمل. لقد رأوا أن الثورة قد فشلت وسعت إلى سبل لإنقاذها ، كما يمكن رؤيته عند إزفستيا(الورقة التي تم إنتاجها خلال التمرد من قبل اللجنة الثورية المؤقتة) جادل بأنه في كرونشتات تم إرساء أسس الثورة الثالثة ، التي ستكسر السلاسل الأخيرة للعمال وتفتح الطريق السريع الجديد للبناء الاشتراكي“. [نقلا عن Voline، The Unknown Revolution ، ص. 508]


[*] الترجمة الآلیة

مصدر : الأسئلة المتكررة الأناركية

https://www.facebook.com/Sekullew.Azadiwaze.HoramiZvaneka

———-

https://www.facebook.com/kurdishspeaking.anarchist.forum

———-

https://www.facebook.com/infos.anarchist.forum