All posts by Anarchistan ئەنارکیستان

Kurdistan Anarchists Forum - KAF سەکۆی ئەنارکیستان

آیا آنارشیست ها سوسیالیست هستند؟

آیا آنارشیست ها سوسیالیست هستند؟

 

آری. تمام شاخه های آنارشیسم مخالف کاپیتالیسم هستند. چراکه کاپیتالیسم بر ظلم و استثمار پایه گذاری شده است. آنارشیست ها این “طرز تفکر که انسان نمی تواند با دیگران همکاری کند مگر آنکه ارباب زورگویی درصدی از تولیدات او را برای خود بردارد” رارد می کنند و باور دارند که در یک جامعه ی آنارشیست “کارگرانواقعی خودشان قوانین شان را به وجود خواهند آورد و خودشان تصمیم خواهند گرفت که کارها کی، کجا و چگونه انجام شوند.” با انجام این کار، کارگران خود را “از اسارت و بردگی وحشتناک کاپیتالیسم” آزاد خواهند ساخت. [Voltairine de Cleyre, “Anarchism”, Exquisite Rebel, p. 75و p. 79]

(در اینجا باید تاکید کنیم که آنارشیست ها مخالف تمام ساختارهای اقتصادیِ استوار بر تسلط، تحکمو استثمارهمچون فئودالیسم، “سوسیالیسم” شوروی وار، برده داری و غیره هستند. تمرکز ما بر روی کاپیتالیسم به این دلیل است که جهان هم اینک زیر سلطه یآن است.)

فردگرایانی همچون Benjamin Tucker همراه باسوسیال – آنارشیست هاییمانند Proudhon و Bakunin خودشان را “سوسیالیست” می نامیدند. آنطور که Kropotkinدر مقاله ی کلاسیک خود”Modern Science and Anarchism”(علم مدرن و آنارشیسم) می نویسد،دلیل آن ها از انجام این کار این بود که “از آنجا که سوسیالیسم به صورت وسیع و عمومی به عنوان تلاشی برای از میان بردن استثمار کارگر توسط کاپیتال مورد قبول قرار گرفته بود، آنارشیست ها نیز دست در دست سوسیالیست ها راهپیمایی می کردند.” [Evolution and Environment, p. 81] و یا آنگونه که Tucker می نویسد، “اساسی ترین ادعای سوسیالیسم این است که کارگر باید در اختیار خودش باشد،” ادعایی که “هر دو مکتب سوسیالیسم — یعنی سوسیالیسم دولتی و آنارشیسم –بر آن اتفاق نظر دارند.” [The Anarchist Reader, p. 144] از اینرو واژه ی “سوسیالیست” شامل تمام آن هایی می شدکه “به حق فرد در به اختیار داشتن تولیدات خودش ایمان داشتند.” [Lance Klafta, “Ayn rand and the Perversion of Libertarianism,” در مجله یAnarchy: A Journal of Desire Armed, شماره ی 34] این مخالفت با استثمار و بردگیمورد قبول تمام آنارشیست های واقعی است و از اینرو آن ها را زیر پرچم سوسیالیست قرار می دهد.

برای اکثر سوسیالیست ها “تنها گارانتی برای آنکه کارگر محصول دسترنج خود را از ربوده شدن حفظ کند این است کهابزار کار را در اختیار خودداشته باشد.” [Peter Kropotkin, The Conquest of Bread, p. 145] به همین دلیل، Proudhon از تعاونی هایکارگری حمایت می کرد… تعاونی هایی که”تمام افراد مشغول به کار در آن از سهمی مساوی دردارایی کمپانی برخوردارند” چرا که “با مشارکت در سود و زیان، نیروی کار اشتراکی (collective force) از تبدیل شدن به یک منبع سود برای عده ی کوچکی از مدیران و کارفرمایان جلوگیری می کند و در نتیجه، آن(کمپانی) تبدیل به دارایی همه ی کارگران می شود.” [The General Idea of the Revolution, p. 222 and p. 223]

در نتیجه، سوسیالیست های واقعیعلاوه بر آرزوی پایان دادن به استثمار کارگر توسط کاپیتال، آرزوی جامعه ای را دارند که تولیدکنندگان، ابزار تولید را در اختیار خود دارند. اینچگونگی رسیدن به این هدف است که موضوع اصلی بحث ها و مناظره های آنارشیست ها و دیگر سوسیالیست ها را تشکیل می دهد، اما همه بر سر این هدف اتفاق نظر دارند. آنارشیست ها از کنترل مستقیم کارگر بر روی ابزار تولید خود و یا تعاونی ها کارگری طرفداری می کنند.

علاوه بر این، آنارشیست ها کاپیتالیسم را به خاطر استبدادی بودنش (در کنار استثماری بودنش) رد می کنند. درزیر سیستمکاپیتالیست، کارگران خود را در مرحله ی تولید رهبری و مدیریت نمی کنند و هیچ نظارت و کنترلی بر روی محصول دسترنج خود ندارند. این وضعیت به سختی می تواند ریشه در آزادی و برابریافراد داشته و غیر استثماری باشد. در نتیجه آنارشیست ها مخالف آن هستند. این جنبه ی فکری را می توان در کارهای Proudhon (که الهام بخش Tucker و Bakunin بوده است) مشاهده کرد. او می نویسد که آنارشیسم به دنبال این است تا “استثمار کاپیتالیستی و وابسته به مالک در همه جا متوقف شده و سیستم دستمزد (wage system) منسوخ شود” چراکه “کارگر یا مستخدممالکی خواهد بود که بهترویج کاپیتالیسم می پردازد، و یا [با دیگران] سهیم خواهد شد… درحالت اول، کارگرمطیعبوده و استثمار خواهد شد، در نتیجه همواره در حالت اطاعت و فرمانبرداری خواهد بود. در حالت دوم (که با دیگران سهیم است) به زندگی خود به عنوان یک انسان و شهروند شریف ادامه می دهد… وبخشی از سیستم تولید را تشکیل می دهد، سیستم تولیدی که در حالت اول در آن برده بوده است… ما نباید مردد باشیم و تأمل کنیم، چراکهانتخاب دیگری [به جز این دو]نداریم… لازم است که یک انجمن در میان کارگران تشکیل شود… چرا که بدون آن، وابسته هایی همچون فرمانبردار و رئیس همچنانباقی خواهند ماند… و در پی آن، کاست اربابان و کارگران به وجود خواهند آمد که متناقض با یک جامعه ی آزاد و دموکراتیک است.” [Op. Cit., p. 233 and pp. 215-216]

بنابراین، آنارشیست ها آنتی کاپیتالیست هستند (“اگر کارگران مالک آن ثروتی باشند که خود تولید می کنند، کاپیتالیسمی وجود نخواهد داشت” [Alexander Berkman, What Is Anarchism?, p. 44]). به عنوان مثال، Benjamin Tucker — آنارشیستی که بیشترین تاثیر را از لیبرالیسم گرفته بود — تفکرات و ایده های خود را “Anarchistic-Socialism” (سوسیالیسم آنارشیستی) نامید و کاپیتالیسم را سیستم “رباخوار و دریافت کننده ی سود، کرایه و منفعت” خواند. Tucker این ایده را داشت که در یک جامعه ی آنارشیست و بازار آزادغیر کاپیتالیستی، سرمایه داران اضافی خواهند بود و استثمار کارگران توسط کاپیتال متوقف خواهد شد. [The Individualist Anarchists, p. 82] این جامعه بر اساس بانکداری متقابل و معاوضه ی آزاد کالا بین تعاونی ها، صنعتگران و کشاورزان تشکیل خواهد شد. در دیدگاه Tucker و دیگر آنارشیست های فردگرا (Individualist Anarchists)، کاپیتالیسم،بازار آزاد واقعی نیست، چراکه قوانین متعدد و حقوق انحصاری این اجازه را به سرمایه داران می دهد تا برتری نسبت به کارگران داشته باشند و استثمار خود را از طریق سود، منفعت و کرایه اعمال کنند. حتی Max Stirner که یک arch-egoist بود نیز هیچ احساسی به جز تمسخر و تحقیر برای جوامع کاپیتالیستی و وجهه ها متعدد آن نداشت.

بنابراین، آنارشیست ها خود را سوسیالیست می دانند، اما نوع خاصی از سوسیالیسم؛ سوسیالیسم آزادیخواه (Libertarian Socialism). آنچنان که آنارشیست فردگرا — Joseph A. Labadie — در انعکاس تفکرات Tucker و Bakunin می گوید:

“گفته شده است که آنارشیسم سوسیالیسم نیست. این یک اشتباه است. آنارشیسم، سوسیالیسم‌ داوطلبانه است. دو نوع سوسیالیسم وجود دارد: آرشیستی و آنارشیستی، استبدادی و آزادیخواهانه، دولتی و آزاد. در واقع هر پیشنهاد و راهبردی برای بهبود جوامع یا برایافزودن مقدار قدرت و اراده خارجی بر روی افراد است و یا برایکاهش آن. اگر برایافزایش این قدرتو اراده یخارجی باشد، آرشیستی است… و اگر برای کاهش آنباشد، آنارشیستی است.” [Anarchism: What It Is and What It Is Not]

Labadie در فرصت های متعدد متذکر شده است که “تمام آنارشیست ها،سوسیالیست هستند اما همه ی سوسیالیست ها آنارشیست نیستند.” در نتیجه، این کامنتِDaniel Guerin که توضیحمی دهد”آنارشیسم در واقعمترادف با سوسیالیسم است. یکآنارشیست در اصل سوسیالیستی است که تلاش دارد استثمار انسان توسط انسان را ازبین ببرد” در طول تاریخ جنبش آنارشیستی — هم در میان سوسیال -آنارشیست ها و هم آنارشیست های فردگرا — انعکاس یافته و تکرار شده است. [Anarchism, p. 12] در واقع، شهید واقعه ی Haymarket — آدولف فیشر (Adolph Fischer) — نیز همان کلمات Labadie را برای نشان دادن این حقیقت به کار برد، “همه ی آنارشیست ها، سوسیالیست هستند، اما همه ی سوسیالیست ها لزوما آنارشیست نیستند.” او همچنین تصدیق می کرد که جنبش “به دو بخش تقسیم می شود؛ آنارشیست – کمونیست ها و آنارشیست های [طرفدار]Proudhon و طبقه ی متوسط جامعه.” [The Autobiographies of the Haymarket Martyrs, p. 81]

اگرچه سوسیال -آنارشیست و آنارشیست های فردگرا بر سر مسائل مختلف اختلاف نظر دارند (به عنوان مثال اینکه آیا یک بازار آزاد واقعی و غیر کاپیتالیستی بهترین راه بیشنیه کردن آزادی است یا نه) اما بر سر این مسئله که باید باکاپیتالیسم به عنوان یک سیستم استثماری و ستم پیشه مخالفت شود و اینکه یک جامعه ی آنارشیست بایدبر اساس کار شراکتی (associated labour) تشکیل یابد، اتفاق نظر دارند.فقط کار شراکتی است که می تواند “قدرت ها و اراده های خارجیِ تحمیل شده بر افراد را کاهش دهد.” این همان ایده ی اصلیِ سوسیالیسم واقعی است. این دیدگاه را می توان به روشنی در این جمله ی Joseph Labadie مشاهده کرد که می گوید اتحادیه ی صنفی “نمونه ای از به دست آوردن آزادی از طریق شراکت و تعاون است” و اینکه “بدون این اتحادیه، کارگر چیزی به جز یک برده برای کارفرما نیست.” [Different Phases of the Labour Question]

با این حال، معنای کلمات با گذشت زمان تغییر می کند. امروزه “سوسیالیسم” تقریبا به معنای سوسیالیسم دولتی است، سیستمی که تمام آنارشیست ها به خاطر ضدیتش با آزادی و ایده آل های اصلی سوسیالیسم مخالفش هستند. تمام آنارشیست ها با این جمله ی Noam Chomsky در باب این مسئله موافقند:

“اگر چپ به گونه ای درک شده است که “بلشویسم” را هم شامل می شود، منخودم را صریحاً از چپ جدا می کنم. لنین یکی از بزرگترین دشمنان سوسیالیسم بود.” [Marxism, Anarchism, and Alternative Future, p. 779]

آنارشیسم در مخالفت ثابت با مارکسیسم، سوسیال -دموکراسی و لنینیسم رشد کرد. مدت ها قبل از اینکه لنین به قدرت برسد، Mikhail Bakunin پیروان Marx را از ظهور”بروکراسی سرخ” (Red Bureaucracy) آگاه کرده و هشدار داده بود که “بدترین نوع حکومت های مستبدانه” است. در واقع، تمام آثار Stirner، Proudhon و مخصوصاBakunin، دهشت سوسیالیسم دولتی را با درستی تمام پیشگویی کرده بودند. علاوه بر این، آنارشیست ها در میان اولین کسانی بودند که به مخالفت با رژیم بلشویک در روسیهپرداختند.

با این حال، آنارشیست ها در بعضی از مسائل با بعضی ازمارکسیست ها همفکر هستند (اگرچه هیچ همفکری بالنینیست ها ندارند). هم Bakunin و هم Tucker تجزیه و تحلیل های مارکس از کاپیتالیسمو تئوری ارزش بازویکار (labout theory ofvalue) او را قبول می کنند. مارکس خود به شدت تحت تاثیر کتاب The Ego and Its Own (نوشته ی Max Stirner) بود. کتابی که شامل انتقادهای بسیار صریح و درخشان از سوسیالیسم دولتی وآن چیزی است که مارکس کمونیزم عامیانه (vulgar communism) می نامد. همچنین عواملی در جنبش مارکسیست بوده اند که عقاید و نظرات بسیار شبیه به سوسیال – آنارشیست ها (به خصوص آنارکو – سندیکالیست ها) داشته اند. به عنوان مثال، Anton Pannekoek، Rosa Luxembourg، Paul Mattick و خیلی های دیگر نظرات بسیار متفاوت از لنین را دارند. Karl Korsch و برخی دیگر نیز از انقلاب آنارشیستی اسپانیا نوشته اند. اگرچه پیوستگی های زیادی از مارکس به لنین وجود دارد، اما از سوی دیگر، پیوستگی هایی بین مارکس و مارکسیست هایآزادیخواه (libertarian Marxists) نیز وجود دارد که منتقد سرسخت لنین و بلشویسم بودند.

در نتیجه، آنارشیسم نوعی سوسیالیسم است، سوسیالیسمی که در نقطه ی مقابل سوسیالیسم دولتی قرار دارد. آنارشیست ها به جای “برنامه ریزی مرکزی” (centralplanning)که معمولا با واژه ی “سوسیالیسم” به ذهن ها خطور می کند، شراکت و تعاون آزاد بین افراد، محل کار و اجتماعات را ترویج می کنند و در نتیجه مخالف سوسیالیسم “دولتی” که شکل دیگری از کاپیتالیسم دولتی است هستند. سیستمی که در آن “هر مرد و زن دریافت کننده ی دستمزد است و دولت،پرداخت کننده یدستمزد.” [Benjamin Tucker, The Individualist Anarchists, p. 81] بنابراین، آنارشیست ها مارکسیسم (که اکثر مردمبه عنوان “سوسیالیسم” می شناسند)را رد می کنند.

آنارشیست ها به خاطر تفاوت با سوسیالیسم دولتی و همچنینبرای کاهش میزان اختلالو سردرگمی است که خود را تنها “آنارشیست” خطاب می کنند. اگرچه با به وجود آمدن راست “آزادیخواه” در ایالات متحده ی آمریکا، بعضی از طرفداران کاپیتالیسم از فرصت استفاده کرده و خود را “آنارشیست” می نامند. اما همانطور که توضیح داده شده است –هم از نظر تاریخی و هم از نظر عقلانی — آنارشیسم دلالت بر ضدیت با کاپیتالیسم دارد.

 

**********************

منبع ترجمە: جنبھە نجات حیوانات

پرسشهای متداول آنارشیستی / A.1.4

http://no-compromise.blogfa.com/8708.aspx

An Anarchist FAQ – انگلیسی

http://anarchism.pageabode.com/afaq/index.html
زبانھای دیگر

http://anarchism.pageabode.com/afaq/translations.html

نۆژه‌نكردنه‌وه‌ی وەڵامه‌كان – ١

نۆژه‌نكردنه‌وه‌ی وەڵامه‌كان

هەژێن

بەشی یەکەم

ئەگەر پێمانوابێت، وەڵامەكانی ئێمە تەواو و دوا دەركی مرۆڤایەتین، ئەوا خەریكین لە خۆمان بتێك سازدەكەین. ھەروەھا ئەگەر پێمانوابێت، ئەو سیستەمی ڕێكخستنەی كۆمەڵگە، كە ئێمە خەباتی بۆ دەكەین، دوایین چاوەڕوانی و گەشەیەكە، كە مرۆڤایەتی پێیدەگات، ئەوا دیسانەوە خەریكین پووچگەراییەكی دی لە تەپوتۆزی پۆوچگەراییەكانی دیكە، چێدەكەینەوە. سۆشیالیزم بەھەشتێك نییە لە ئاسمانەكانەوە دایگرین و لە پەڕاوی ئەفسانەكاندا بیدۆزینەوە و مۆدێرنیزەی بكەین، سۆشیالیزم خەونی مرۆڤی زیندووە و بە پراكتیكی شۆڕشگێڕانە كەتواریی دەبێتەوە و سەركەوتنیشی لە كولتووربوویندا دەبێت، بەبێ ئەوە، لە خەیاڵی گۆشەگیرانە و فەنتازی ئایدیالیستانە بەولاوەتر نابێت.

خوێنەرانی هێژا، ئەوەی لێرەدا دەیخوێننەوە، نۆژه‌نكردنه‌وه‌ی وەڵامی پرسیارەگەلێكی جۆراوجۆر و ناهاوكاتی كۆمەڵێك هاوڕێ و خوێنەری وێبلاگەكەمە، كە لەبەر نەبوونی كاتی پێویست و گونجاو هەندێكیان بە كەمی و كورتی لە كاتی خۆیاندا وەڵامم داونەتەوە، بۆیە بەباشمزانی لە ھەلێكدا كاتێك بۆ تیروتەسەل وەڵامدانەوەیان تەرخانبكەم. ئاراستەكردنی ئەم پرسیارانە، لە شێوەی پەیوەندی دوولایەنە و تەنانەت هەندێكیان لە شێوەی سەرنجی نەناسراو لە سەر بابەتەكانی نێو وێببلاگەكەم نووسرابوون. وه‌ك گوتم هه‌رچه‌نده‌ ڕاسته‌خۆ بە ته‌له‌فۆن، چات و كورته‌ په‌یام وەڵامم به‌ هه‌ندێك له‌ پرسیاره‌كان داوه‌ته‌وه‌، به‌ڵام هه‌ندێك له‌ هاوڕێیان و ھاوەڵان له‌سه‌ر زیاتر ڕوونكردنه‌وه‌ پێداده‌گرن و ده‌خوازن وه‌ڵامی پوخت و دیاریكراویان بده‌مه‌وه‌، منیش بۆ پاشه‌كه‌وتی كات و خۆلادان له‌ دووباره‌ و چه‌ندباره‌ی وه‌ڵام و سه‌رنج، به‌باشمزانی له‌م شێوه‌ نووسینه‌دا وه‌ڵامبده‌مه‌وه‌. هیوادارم هه‌ر ئازیزێك كه‌ سه‌رنج و ڕه‌خنه‌ی هه‌یه‌، بیكاته‌ نووسینێك، تاوه‌كو سوودی هه‌مه‌لایه‌نه‌ی بۆ من و بۆ خوێنه‌رانیش هه‌بێت. چونكه‌ گفتوگۆی دوولایه‌نه‌ و داخراو، هیچ كاراییەکی نانێت.

سەرەتا و بەر لە هەر شتێك بەپێویستیدەزانم، بۆ خوێنەرانی ڕۆشنبكەمەوە، كە ئەو وەڵامانەی لێرەدا دەیانخوێننەوە، تەنیا بیروبۆچوونی منن بۆ ده‌وروبه‌رم و خوێندنەوەی ئەناركیزم لە تێڕوانینی منەوە دەخەنەڕوو، نوێنەرایەتی بۆچوونی گروپێكی دیاریكراو ناكەن و ناشتوانم بڵێم ئەمە بیری ئەناركیستییە، بەڵكو تەنیا تێگەیشتنی منە لە ئازادی و یەكسانی و دادپەروەری كۆمەڵایەتی [ئەناركی]، كە بە بۆچوونی من ئەو خەونانە تەنیا لە هزری ئەناركیدا توانراوە زیندوویەتی و مرۆییبوونیان پارێزراو و كارا بمێنێتەوە. هەروەها هیچ شتێك بڕاوە و بێچەندوچوون نییە و ڕاستیش شتێكی ڕێژەییە و ئەوەی ئەمڕۆ بڕوام پێیەتی و پێداگریی لەسەر دەكەم، دەكرێت سبەینێ دژایەتی سەرسەختی بكەم و بەنادروستی بزانم، بەڵام لەم ساتەدا تەنیا هزرێك كە توانیبێتی دەربڕی ئازادی و سەربەخۆیی تاك و كراوەیی و ناچینایەتی كۆمەڵگە و دادپەروەری كۆمەڵایەتی بە فراوانی خەونە مێژووییەكانی مرۆڤ بێت، لای من ئەناركیزمە بە هەموو سەردەم و لكەكانییەوە. ئەمە بۆچوونی ئەم ساتەی منە، ئەم بۆچوونەشم بەرھەمی خوێندنەوەی پەرتووك و پابەندیم بۆ فێرگەیەكی ھزری نییە، بەڵكو بەرھەمی خەباتی كردەییمە لە ماوەی سی (٣٠) ساڵی ڕابوردوودا؛ ھیچ شتێك لە سەدا سەد دروست نییە و ھیچ شتێكیش لە سەرووی ڕەخنەوە نییە و ژنان بەبێ ڕەخنە بۆنی و بەرامەی گۆمێکی لیخنی لێدێت.

تێبینی ئەم وەڵامانە بۆ چەند ساڵ پێش ئێستا دەگەرێنەوە، بەتایبەت سەردەمی بلاگەکانی “کوردپلانێت” و “دواتر کوردبلۆگەر”، کە بەداخەوە بە فەوتانی ئەرشیڤی بابەتەکانم لەو دوو بلاگەرەدا، زۆرێك لەو بابەتانەی کە سەرنجەکانیان لەسەر نووسرابوون، فەوتان. هەروەها سێ ساڵ دەبێت، کە ئەم وەڵامانەم ئامادەی بڵاوکردنەوە کردوون، بەڵام بەداخەوە لەبەر ڕووداو و ڕاپەڕینەکانی ساڵانی ڕابوردوو و پەیدابوونی تۆڕە کۆمەڵایەتییەکان، سەرقاڵییەکان زۆر بوون و بواری ئاوڕلێدانەوەیانم نەمابوو، تا ئەم ڕۆژانە بڕیاری کەمکردنەوەی بەشداری تۆڕە کۆمەڵایەتییەکان و دوورکەوتنەوەیەکی کاتیم دا، بۆ ئەوەی کۆمەڵێك کاری تەواونەکراو، تەواوبکەم و قورساییان لەسەر هۆش و بیرکردنەوەم لادەم.

پرسیار : ئایا ئەناركیزم و ئەنارشیزم، دوو شتی جیاوازن، جیاوازییان چییە؟

نه‌خێر، هه‌ر یه‌ك شتن، له‌ هه‌ندێك له‌ زمانه‌ ئۆروپییه‌كاندا به‌ ئه‌ناركیزم، ئه‌ناركیسمۆ و له‌ هه‌ندێكی دیكەدا به‌ ئانارشیزم … تد، ده‌خوێندرێته‌وه‌، ڕیشه‌ی واژه‌كه‌ بۆ زمانی یۆنانی ده‌گه‌ڕێته‌وه‌ و به‌ واتای ناسه‌روه‌ری؛ (فەرمانڕەوایی، سەروەری ، archy) +(دژ، ڕەتگەرەوە، an) و هزری ئه‌ناركی هه‌ر له‌ به‌ره‌به‌یانی ململانێی نێوان چه‌وسێنه‌ر و چه‌وساوه‌دا دژی هه‌موو دەسەڵاتێكی سه‌رووخه‌ڵكی یا سه‌روه‌ری چێنایه‌تی بووه‌ و هه‌یه‌ و خوازیاری كۆمه‌ڵگه‌ی هه‌ره‌وه‌زیی ئازاد و فیدراتیڤه‌ (پێكهاتوو و یه‌كگرتوو له‌سه‌ر بنه‌مای فیدراسیۆن و كۆنفیدراسیۆنی ئەناركی).

پرسیار : داهێنەری بیری ئەنارشیزمی كێیە؟

سەرەتا پێویستە بڵێم، دەربڕینی “بیری ئەنارشیزمی” هەڵەیە و بیری ئەناركیستی یا ئەنارشیستی دروستە. بەداخەوە لە زمانی كوردیدا ئەم هەڵانە زۆر ڕوودەدەن. كاتێك كە لە چەمكێكی هزری یا فیلۆسۆفی یا زانستی دەدوێین، ئەوا پێویستی پاشگری (ئیزم یا ئیسم) دێتە پێشەوە، بەڵام كاتێك كە لە بارەی ڕەوتێكی كۆمەڵایەتی یا ڕامیاریی هەڵگری هرزێكی ڕامیاریی یا فیلۆسۆفی دەدوێین، ئەوا پاشگرەكە دەگۆڕێت و دەبێت (ئیست)، كە نیشانەی پەیڕەوی گروپێك یا كەسێك یا بزاڤێكە لەو هزرە.

ئه‌ناركیزم وه‌ك دیاره‌ بۆ ناوی كه‌س ناگه‌ڕێته‌وه‌ و كه‌س خاوه‌ن و داھێنەری نییه‌ و لە مێژوودا كەسێك بەناوی (ئەناركی/ ئەناركیزم) بوونی نییە، بیرێكی ئازادیخوازانه‌ی خۆڕسكه‌ و هه‌ر له‌ دێرزه‌مانه‌وه‌ هه‌بووه‌ و له‌به‌رئه‌وه‌ی ئه‌م هزره‌ ڕه‌تگه‌ره‌وه‌ی ئۆتوریته‌ [دەسەڵات و سەروەریی]ە‌، هیچ كات هه‌ڵگرانی بواری ئه‌وه‌یان نه‌داوه‌ په‌یامبه‌رانێك قوتببنه‌وه‌ و بیكه‌نه‌ داهێنراوی خۆیان. بەڵام ئەمە ڕەتگەرەوەی ئەوە نییە، كە ئەم هزرە لە ڕەوتی پەرەسەندنیدا دەیان و سەدان ئەندێشمەندی دیار و نادیاری پەروەراندووە و توانیویانە بە ڕەخنە و شیكارییەكانیان پەرچەمی ئازادیخوازی ئەم ڕەوتە شەكاوە ڕابگرن. لە یەک واژەدا ئەنارکیزم ئایدیۆلۆجیا نییە، بەڵکو میتۆدلۆجییە، واتە شێوازی بیرکردنەوەیە، نەک قالبی بیرکردنەوە. بۆ ناسین و زانیاری زیاتر لەمەڕ بیریارانی ئەناركیست، سەرچاوەی ئینتەرنێتی زۆرن، لەوانە ئەرشیڤی نووسەرانی ئەناركیست http://theanarchistlibrary.org/authors  شێوازی خەباتی ئەناركیستی http://shawnewald.info/aia ،

پرسیارە بەردەوامكراوەكان لەمەڕ ئەناركیزم http://anarchism.pageabode.com/afaq/index.html

 

پرسیار: كامە ڕەوت لە ئەناركیزم دروستە و كامە لادەرە؟

له‌به‌رئه‌وه‌ی كه‌ ئه‌ناركیزم شێوازی هزرە/ شێوازی هزرینە‌ نه‌ك ئایدیۆلۆجیا، ئه‌وا فره‌ ڕه‌هه‌ند و فره‌ باڵه‌ و هیچ په‌یامبه‌رێكی نییه‌، تاوه‌كو هه‌ڵگرانی بگه‌ڕێنه‌وه‌ سه‌ر قسه و كرداره‌كانی ئەو و كه‌تواری سه‌رده‌مه‌كان به‌و پێوه‌ره‌ بپێون. هه‌روه‌ها له‌به‌رئه‌وه‌ی ئه‌م هزره‌ وه‌ك فیلۆسۆفی ژیان گه‌شه‌یكردووه‌، بۆیه‌ له‌ته‌ك په‌ره‌سه‌ندن و گه‌شه‌ی كۆمەڵایه‌تی و پێكهاته‌كانی كۆمەڵگه‌ وه‌ك پێویستییه‌ك لك و پۆپی لێبووه‌ته‌وه‌. له‌ هزری ئه‌ناركیدا لاده‌ر و بنه‌وان نییه‌، ته‌نیا ئه‌وه‌ نه‌بێت، كه‌ ئه‌م هزره‌ چه‌ند سه‌رخه‌ت و بنەمایەكی لێكهه‌ڵپێكراوی هه‌یه‌ و ئه‌وانه‌ش پێوانه‌ی پابه‌ندین به‌م هزره‌وه‌ن؛ له‌وانه‌ ڕه‌تكردنه‌وه‌ی سه‌روه‌ریی چینایه‌تی [بەهەموو شێوەكانییەوە]، ڕەتكردنەوەی دارایی تایبه‌ت و دەوڵەتی، ڕەتكردنەوەی كاری كرێكگرته‌ و ڕەتكردنەوەی هه‌ڵاواردن و ڕەتكردنەوەی سته‌م به‌ هه‌موو شێوە‌كانیانییه‌وه‌.

پرسیار: ئهنارشیستهكان بۆچ تهنیا دژی دهوڵهتن، ئایا به لابردنی دهوڵهت كۆتایی بهكۆمهڵگهی چینایهتی دێت؟

بەپێچەوانەوە ئەناركیستەكان تەنیا دژی دەوڵەت نین، بەڵكو دژی هەموو سەروەرییەكی مرۆڤن بەسەر مرۆڤەوە، ئیدی ئەو سەروەرییە ئابووریی و ڕامیاریی بێت یا كۆمەڵایەتی و كولتووریی و دەزگەیی یا خێزانی بێت. ئەناركیستەكان ئەوەیان لەلا ڕۆشنە كە نایەكسانی ئابووریی، نایەكسانی دەسەڵاتیی و كۆمەڵایەتیی بەدوایدا دێت، هەر لێرەشەوە بەو سەرەنجامە گەیشتوون، كە دەوڵەت و پارت و دەزگە ڕامیاریی و ئابووریی و تەنانەت كۆمەڵایەتییە قوچكەیی (هیرارشی / ھەرەمی)یەكان، ئامرازی پاڕاستنی ئەو نایەكسانی و سەروەرییەن و كۆیلەتی مرۆڤ ڕادەگرن، بۆیە هیچ پاساوێك بۆ پاڕاستن و گۆڕینی شێوەی دەسەڵات و دەزگە دەسەڵاتییە سەرووخەڵكییەكان نابینن و بوونی ئەو دەزگە و ئامرازانە نیشاندەری بوونی سەروەری هەندێك بەسەر هەندێكی دیكەن و گۆڕینی ناو و شێوەی دەوڵەت و دەزگەكانی وەك لە بلۆكی بۆلشەڤیكی و مائۆئیستیدا بینیمان، هیچی لە كڕۆكە چینایەتییەكەی نەگۆڕی، بەڵكو لەوە واوەتر دڕەندەیی و بیروكراسیی گەیاندە لوتكە و ڕووی دەوڵەتە بۆرجوازییەكانی دیكەیان سپیكردەوە. بە بۆچوونی من، ئەگەر كەمێك لەو پاگەندە كرچ و كاڵانەی، كە بۆ ئەناركییەكان لەلایەن چەپەكان و دەسەڵاتخوازە بەناو سۆشیالیستەكانەوە دەكرێن، وردبینەوە، ئەوا بۆماندەردەكەوێت، كە ئەناركییەكان بۆ هەر ڕەتكردنەوەیەك لە ژیانی ڕۆژانەدا ئەڵتەرناتیڤی كەتواری و ئاوەزگیر پێشنیاردەكەن و بەپێچەوانەی دەسەڵاتخوازانەوە، بەڵینی سەرخەرمان (خواردنی كولیچە لە ئاسمان) نادەن.

بەكورتی ڕەتكردنەوەی دەوڵەت، لەوێوەیە، كە وەك ئامرازی ڕاگرتن و پاڕاستنی پێداویستی سەروەریی چینایەتی ھاتووەتە بوون و درێژەی پێدراوە، كاتێك كە ئێمە قسە لە كۆمەڵگەی ناچینایەتی بكەین، كەواتە قسەكردن لە پێداویستی دەوڵەت دەبێتە پارادۆكس بۆ پاگەندەكانمان. چونكە ناتوانین ئامرازێك یا پێكھاتەیەك كە بۆ پاراستنی كۆمەڵگەی چینایەتی [خاوەنددارێتی تایبەت و كاری كرێگرتە و سەركوت و ھەڵاواردن] ھاتبێتە بوون و سەریھەڵدابێت، ئێمە بێین و پاگەندەی ئەوە بكەین، كە بە پاڕاستن و بەدەستەگرتنی ئەو ئامراز و پێكھاتەیە، پارێزگاری لە كۆمەڵگەی ناچینایەتی دەكەن و پەرەیپێدەدەین. وەك بیریارانی ئەناركی دەڵێن “وەك چۆن ھەموو ئەندامێكی جەستەی مرۆڤ بۆ كار و چالاكی یا وەڵامدانەوە بە پێداویستییەكی دیاریكراو ھاتووەتە بوون، ھەر ئاواش ھەموو دەزگەیەكی كۆمەڵایەتی، ئابووریی و ڕامیاریی بۆ وەڵامدانەوە بە پێداویستییەكی دیاریكراو سەریھەڵداوە؛ ھەروا كە ناتوانین بە چاو ببیستین و بە گوێ بۆن بكەین و بە دەست ببینین و بە سەر بەڕێگەدا بڕۆین، ھەر ئاواش دەوڵەت، كە ئۆرگانی ڕاگرتنی كۆمەڵگەی چینایەتییە، ناتوانین بۆ ڕاگرتن و پەرەپێدانی كۆمەڵگەی ناچینایەتی بەكاربەرین.”. بەم جۆرە ڕەتكردنەوەی دەوڵەت لە گۆشەنیگای ڕەتكردنەوەی سەروەری چینایەتییەوە، نەك ڕەتكردنەوەی كۆمەڵگەی چینایەتی لە ڕەتكردنەوەی دەوڵەتەوە. ئەوە تەنیا پاگەندەی باڵە دەسەڵاتخوازەكانی نێو بزاڤی سۆشیالیستییە، كە بۆ بەرگرتن بە بڵاوبوونەوەی ھزری ئەناركی، پێیھەڵدەستن، چونكە ئایدیا ئەناركییەكان، خەونی دەسەڵاتخوازیی و بەھەشتە دەوڵەتییەكەی ئەوان پوچەڵدەكەنەوە. ئەوانە دەخوازن بەختی دەسەڵاتدارییان لە دروستكردنی پارت و ڕێكخراوە قوچكەییەكان (ھیرارشییەكان) و دەوڵەتی بەناو كرێكاری و سۆشیالیستیدا بەدەستبھێننەوە و جێگەی دەسەڵاتدارانی ئێستا بگرنەوە. لەو بارەوە مێژوو گەواھی لەسەر ڕۆڵی پارت و سەركردەكانی و دەوڵەتەكانی بلۆكی ڕوسی و چینی و كوبایی داوە، مشتومڕكردن لەو بارەوە، تەنیا خۆخەریكردن و كات بەفێڕۆدان و سەرقاڵكردنی بزووتنەوەی سۆشیالیستییە بە خەونی زیندووبوونەوەی مردووان.

پرسیار: ئاناركیستهكان، دژایهتی حزبیهت دهكهن، ئایا ئهلتهرناتیڤیان بۆی ههیه؟

بەڵی، زۆر بە دیاریكراوی و ڕاشكاوانە و زۆر بە ئاشكرا دژایەتی پارتایەتی و خۆبەڕابەركردن و خەڵك بە گێلزانین و نەخشەكێشان بۆ داهاتوو دەكەن. چونكە لای ئەناركییەكان هەموو مرۆڤێك توانای بیركردنەوە و بڕیاردان و جبەجێكردنی هەیە و ئەگەر تا ئێستا بەم شێوەیە نەبووبێت، ئەوا لەبەر بێتوانایی مرۆڤەكان نەبووە، بەڵكو لەبەر چەپاندن و لاوازكردنی متمانەی تاكەكان بەخۆیان و لەنێوبردنی تواناكانیان بووە، بەهۆی قەبەكردنەوەی ڕۆڵی دەوڵەت و چەند تاكەكەس و دەستەبژێرێكەوە بووە.

پارت دەزگەیەكی قوچكەیی چینایەتییە، كە لەسەر بنەمای فەرماندان و سەروەری كەمایەتییەكی نووسینگەی ڕامیاریی و كۆمیتەی نێوەندی و فەرمانبەری و ملكەچی زۆرینەی ئەندامانی خوارەوە دامەزراوە، دەقاودەق وێنەگرتنەوەی كۆمەڵگەی چینایەتییە لەسەر بنەمای ئایدیۆلۆجیا. تاكی ئازادیخواز كە سیستەمی چینایەتی ڕەتدەكاتەوە، بەتەنیا لەبەر نەبوونی و بێكاری و بەڵاكانی دیكەی سەرمایەداری نییە، بەڵكو لەپێش ھەموویانەوە لەبەر بوونی سەروەری ھەندێك بەسەر ھەندێكی دیكەدایە و لە ملكەچی بۆ كەسانی دیكە یاخیدەبێت، بۆیە كەسی ئازادیخواز توانای ملدان بە پارتایەتی نییە و ھەردەم وەك گیانێكی یاخی لە ژیانی ڕۆژانەیدا خەریكی شكاندن و دەرچوونە لە قاوخە سەروەرییەكان، لەوانە خێزانی ھیرارشییانە ( چ بابسالار و چ داكسالار)، پارت و دەوڵەت، چونكە ئەم سێ پێكھاتەیە لەسەر بنەمای پەیوەندی سەروەری خودا و كۆیلەتی مرۆڤ دامەزراون و ئامانج لە دروستكردنیان تەنیا ڕاگرتنی زۆرینەیە لەژێر چەكمەی كەمایەتی دەسەڵاتدار و فەرمانڕەوادا.

ئەگەر لەمەش بگوزەرێین، ئەوا تەنیا خوێندنەوەی مێژووی قۆناخی سەرمایەداری بەسە، بۆ ئەوەی لە ڕۆڵی ڕاستەقینەی پارت و دەستكەوتەكانی پارت و داھاتوویەك، كە پارت بەدواوەیەتی تێبگەین. ئەگەر سەرنجبدەین، ئەوا بەڕوونی دەبینین، ھەموو ھەوڵی پارتەكان لە ڕامیاریكردنی گشت پەیوەندییە كۆمەڵایەتییەكاندا كورتدەبێتەوە، كە بریتییە لە ھەڵوەشاندنەوەی پەیوەندییە كۆمەڵایەتییە سروشتییەكانی مرۆڤ و داڕشتنەوەیان لەسەر بنەمای ئایدیۆلۆجی و ڕامیاری، كە دەكاتە ڕێكخستنەوەی كۆمەڵگە لەسەر یاسا ڕامیارییەكان (یاسا ناسروشتییەكان). چونكە لە یاسا سروشتییەكاندا مرۆڤ و دەوروبەری لە تەباییدا دەبن و بوارێك بۆ بەرتەری نابێت، بەڵام بەپێچەوانەوە لە یاسا ڕامیارییەكان (دەستكردەكان)دا ھەموو تواناكان بۆ گەوجاندنی تاكە داماڵڕاوەكان لە بەرێوەبەرایەتی و دەسەڵات و سپاردنی كاروبارەكان و سەروەری بە دەستەبژێر(نخبە)ێك دەخرێنەگەڕ. ئا لێرەدا پێویستی پێكھاتەی قوچكەییانەی (ھیرارشیانەی) پارت وەك دەزگەیەكی چینایەتی دەردەكەوێت. ئەوەش لەسەر بنەمای تێڕوانینی ئایدیالیستی (پێشمەرجبوونی خوا، ژیری، تیئۆری)، كە كردە دەكاتە پابەندی بوونی تیئۆری و ئەمەش ھاوكێشەیەكی ئاوەژووە، چونكە پێشكەوتنی مرۆڤ و دەستكەوتەكانی ئەوە دەسەلمێنن، كە ژیری و تیۆری بەرھەمی ئەزموونگەری مرۆڤن و بەبێ كردە، مرۆڤ قەد نەیدەتوانی بە ئاستی ژیری و ڕۆشنبیریی و پێشكەوتنی تەكنۆلۆجی ئێستای بگات!

ھەڵبەتە لە خۆڕا نییە، كە پارت لەسەر بنەمایەكی ئاوا پێكھاتووە و خۆی ڕێكخستووە، چونكە وەك كوپییەكی كۆمەڵگەی چینایەتی ئامانجی ھێشتنەوە و دەستاودەستپێكردنی سەروەرییە. لەبەرئەوە پارت ھیچ كات ناتوانێت پشت بە بنەمای لەپێشبوونی كردە ببەستێت، چونكە دەبێتە ڕەتگەرەوەی خۆی، بەواتایەكی دیكە ئەگەر پارت باوەڕی بەوە ھەبێت، كە تیئۆری بەرھەم و بەرەنجامی كردەیە و بە كەڵەكەبوونی ئەزموونگیری كردەكانی خودی مرۆڤ بەو ئاستە لە ھوشیاری دەگات، كەواتە بوونی خۆی ڕەتدەكاتەوە، چونكە خاڵی دروستبوونی (دەستپێكردنی) لە چاو خاڵی كۆتایی دەبێتە نزمترین ئاست لە ژیری. لەبەرئەوە، بەپێی لۆجیكی گەشە و ئەزموونگیری، ئەوا ئەو سەرەنجامە دروستە، چونكە لەو خاڵەدا كە پارت بەتەمنتر و كۆنترە، ھوشیاریی تاك وەك بەرەنجامی ئەزموونگیری لە ئاستێكی باڵاتردایە، ھەر بۆیە تاوەكو پارت بەتەمەنتر بێت، جیابوونەوە، سەرھەڵدانی ناكۆكی و سەركوت تێدا زیاتر دەبێت، ئەمەش بەشێكە لە سروشتی پارت و سروشتیترین كاردانەوەی سەرانی پارتە بەڕووی لادەران و سەرپێچیگەراندا، لەبەرئەوەی كە لادەران و سەرپێچیگەران بەپێی ڕەوتی گەشە و ئەزموونگیری و باڵاكردنی ژیری و ھوشیاربوونەوە، دەبنە ڕەتگەرەوەی خاڵی سەرەتا و پارت و سەرانیشی وەك ھەر پێكھاتەیەكی قوچكەیی (ھیرارشی) پێكھاتوو لەسەر بنەمای پەیوەندی خودا و كۆیلە، ناچار بۆ مانەوە و پاڕاستنی سەروەرییان، دەكەونە سەركوت و تۆمەتباركردنی لادەران. ئەمە لەنێو خێزانی دەسەڵاتگەرایانە و دەوڵەتیشدا ھەر ئاوایە و بەھەمان لۆجیك بەڕێوەدەچن. ئا لێرەوە ئەناركیستەكان دژایەتی پارت دەكەن و بە پێكھاتەیەكی كۆنەپارێز و دژە-شۆڕشی دەزانن و واوەتر لەوە، من بە پەرەستگەی دەزانم، كە تێیدا ئەندامانی وەك مەزھەبییەكان، پەیڕەوی لە ژیری و فەرمانداری دەستەبژێرێكی ڕامیار دەكەن.

پرسیار : ئهنارشیستهكان دژایهتی ڕابهری ماركسیستهكان دهكهن، ئایا بهخۆیان ئهم كارهناكهن؟

نەخێر و هیچ كات. چونكە واتای ڕابەری ئەگەر سادە بكەینەوە، ئەوا دەكاتە شوانەیی. شوانەیی یا ڕابەری تەنیا لە بیر و ئایدیایەكدا جێگەی دەبێتەوە، كە تاكەكان بەسەر (زانا و نەزان)، (ڕۆشنبیر و ناڕۆشنبیر)، (بەتوانا و بێتوانا)، (ژیر و ناژیر)دا دستەبەندیدەكات و هەموو ئەو دەستەبەندییانەش تەنیا بۆ پاراستن و مسۆگەركردنی سەروەری هێندێكە بەسەر هێندێكی دیكەدا، ئیدی لە ژێر ناوی پەیامبەردا بێت یا لەژێر ناوی ڕابەر و فیلۆسۆف و ڕامیارەكارەكاندا بێت. ئەو بەرتەرییدانە ڕامیاریی و كۆمەڵایەتییانە، لە منداڵدانی هەمان سیستەمی چینایەتیدا لەدایكبوون و سەریشیان لە پاڕاستنی هەمان سیستەمەوە دەردەچێت.

ئەگەر خۆمان نەخەڵەتێنین و وردتر سەرنجبدەین، ئەو ڕابەرایەتییەی كە ماركسیستەكان پاگەندەیدەكەن، ڕیشەی بۆ ئەو بۆچوونانە دەگەڕێتەوە، كە پێیاوانوایە ھوشیاری چینایەتی لە دەرەوەی مەیدانەكانی كار و خەباتی چینایەتیدا سەرھەڵدەدا و بەرھەمی ژیری دەستەبژێرێكە و دەبێت لەتەك خەباتی خۆبەخۆیی ئابووریی چەوساواندا موتوربەبكرێت و بۆ ئەو مەبەستەش ڕابەرییكردنی ماركسیستەكان دەكەنە پێشمەرجی سەركەوتنی شۆڕش. ئایا ئەم تیڕوانینە ھیچ جیاوازی لەتەك ئەو تێڕوانینەی ئایدیالیستەكان ھەیە، كە پێیانوایە ئاوەز و ھوشیاری لە خواوەن و بۆ ئەوەی كۆیلەكانی خوا لێیان بەھرەمەندبن، پێویستە پێخەمبەران و پیاوانی پەرەستگەكان ببنە ڕابەریان و ئامۆژگارییان بكەن و لە خراپە و نەزانی بیانگێڕنەوە؟!

بەڵام ئەگەر سەرنجی وردی ئەزموونەكانی ژیان بدەین، دەبینین ھیچ كەس ھێندەی پۆشاكدوورێك، لە دوورین و ھیچ كەس ھێندەی میكانیكێك لە چاكردنەوەی ئامێرەكان و ھیچ كەس ھێندەی جوتیارێك لە چاندن و وەرز و ئافاتەكانی كشتوكاڵ نازانێت؛ تەنانەت تیئۆریسیۆنەكانی ئەو بوارەش، ئەو شارەزاییەیان نییە. ھەروەك چۆن ھیچ كەسمان ھێندەی بۆرجوازێك لە چۆنیەتی چەوسانەوە و فریودانی بەرھەمھێنەران نازانین. ھەر بەو پێیەش ئاوەز و لۆجێك پەسەندیناكات، كە ھوشیاری چینایەتی كرێكاران و جوتیاران و … تد لە دەرەوەی خودی خۆیان و لە نێوەندیی ئەكادێمی و ڕامیارییەوە سەرھەڵبدات.

ھەر لەبەر ئەو ھۆیانەی سەرەوەیە، كە ئەناركییەكان خۆیان بە دەستە و گروپی پاگەندە و پراكتیزەگەری وانە ئەزموونییەكان ناودەبەن و لە جیاتی دروستكردنی ڕێكخراوەی قوچكەیی (ھیرارشی) و ڕامیاریی و سكتاریزمی دەستەبژێرانە (نخبوي) و فەرماندان بە ئەندامان و كرێكاران و زەحمەتكیشان بۆ خەبات و شۆڕش، بەخۆیان ھەڵدەستن بە ئەزموونكردن و بەكولتووركردنی كێڵگەی ھەرەزەویی و ژیانی كۆمونەیی و ھاریكاری كۆمەڵایەتی و ئاڵووێری بەرامبەرانەی زانیاریی و پێداویستییەكانی ژیانی ڕۆژانە بەبێ بەكاربردنی دراو و یاسا سەروەرییەكانی خاوەندارێتی تایبەتی و كاریكرێگرتە و سەروەریی لایەنێك.

درێژەی هەیە …

*********************

http://www.hezheen.tk

الرؤية اليسارية التحررية

الرؤية اليسارية التحررية

 

في اوائل عام ١٩٣٦ بلغت عضوية الاتحاد العام للعمال والكونفدرالية الوطنية للعمل اعلى مستوى لها في كل الاوقات. وفي الاثناء التي امسك بخناق البلاد كلها جدل مكثف حول المستقبل، انتشرت موجة من الاضرابات عمت انحاء البلاد، متضمنة اضرابات عامة عديدة باتساع المجتمع كله. بانتصار تحالف الاشتراكيين والليبراليين في انتخابات فبراير، امكن للعمال ان يتوقعوا فسحة يتنفسون فيها لتنظيم اضرابات وللضغط من اجل التغيير. كانت اتحادات العمال الزراعيين تنفذ اصلاحها الزراعي عبر استيلاء جماهيري على الاراضي الزراعية. منظر الجماعة الثلاثينية خوان بييرو اخبر صحفيا من الصحفيين في مايو: “الجماهير تتحرك نحو الثورة”.

 

العديد من الناس، مع نداء نشطاء اليمين الى الجيش للامساك بالسلطة، توقعوا انقلابا عسكريا. في وسط هذا المناخ من الحشد والتعبئة والازمة، عقدت كونفدرالية العمل الوطنية كونجرسا قوميا في سرقسطة. بحلول عام ١٩٣٥ كانت الجماعات الاناركية القطلونية قد تحركت بعيدا عن مرحلتها المبكرة التي كانت تنادي فيها بالانتفاضات الثورية واتجهت صوب مصالحة مع الثلاثينيين. الفيدرالية الاناركية الايبيرية، حتى توفر اقصى وحدة ممكنة من اجل المعارك القادمة، دعت انصار الثلاثينيين الى العودة الى الكونفدرالية الوطنية للعمل.

 

من بين القضايا التي تناولها الكونجرس كانت رؤية الكونفدرالية لنوع المجتمع الذي تريد خلقه، وهو ما اطلقت عليه اسم “الشيوعية التحررية”. وثيقة الرؤية التي اقرها كونجرس سرقسطة حاولت خلق تأثيرات نافذة اناركية كوميونالية وسينديكالية تحررية على التفكير اليساري التحرري الاسباني في تصوراته لمجتمع ما بعد الرأسمالية.

 

وضع تصور لهيكل مزدوج الحاكمية للمجتمع، يقوم على اساس مجالس اماكن العمل ومجالس السكان في مناطق سكنهم بالقرى واحياء المدن. تنتخب مجالس اماكن العمل هيئات وتتصل هذه الهيئات في فدرالية قومية للصناعة، لادارة مختلف الصناعات.

 

وضع الكونجرس ايضا تشديدا قويا على “البلديات الحرة” واستقلالها الذاتي، ليعكس تأثرا

قويا للاناركية الكوميونالية. وهذا عن طريق مؤسسة تضرب بجذورها في مجالس السكان بالقرى والاحياء الحضرية. في المدن الكبيرة، مثل برشلونة، تنتخب المجالس مجلسا للبلدية. اعضاء هذا المجلس البلدي سوف يستمرون في العمل في وظائفهم المعتادة في مجال الانتاج الاجتماعي، والقضايا الهامة سوف ترجع الى المجالس القاعدية من اجل اتخاذ القرار.

 

في كتيب التخطيط الاجتماعي المقترح من قبل دييجو عباد دي سانتيلان ، الفدراليات القومية للصناعات وهي فدراليات تتمتع بالاستقلال الذاتي على تنوعها سوف تتصل بمجلس اقتصادي، يعمل بدوره كهيئة تنسيقية. ولكن الخطط الفعلية سوف تتطور بواسطة المؤتمرات الاقليمية والقومية لمندوبين من فدراليات الصناعة، بمساعدة طاقم للدعم الفني. وهذه النظرة، في الواقع العملي، نسخة سينديكالية ديموقراطية للتخطيط التشاركي.

 

تختلف وثيقة الرؤية لكونجرس سرقسطة عن اقتراح عباد دي سانتيلان باضافة هيكل لمجالس السكان وفدراليات جغرافية لهؤلاء السكان كتعبير عن الحكم الذاتي السياسي وايضا كقناة ليدلي المستهلك برأيه، مع اضطلاعه بمسئولية تسيير وعدم تعارض الاقتراحات الخاصة بالخدمات العامة مثل الرعاية الصحية والاعلام وتخطيط المدن والاسكان. ولكن كيف سينضم عمليا صوت المستهلكين الى نظام التخطيط الاجتماعي؟ في الحقيقة لم تقل وثيقة سرقسطة شيئا عن ذلك. لم تمتلك الاناركية التقليدية مفهوما ما عن التخطيط التشاركي – التطور التفاعلي لخطة اجتماعية من خلال التفاوض بين العمال والمستهلكين.

 

قدمت وثيقة سرقسطة طريقا لوصل البلديات الحرة في مؤتمرات شعبية قومية واقليمية. في الواقع العملي، مهدت تلك الطريقة السبيل الى هيئات تشريعية محلية واقليمية وقومية. وضعت الوثيقة ايضا تصورا “لميليشيا شعبية” – بكلمات اخرى، جيشا – كوسيلة للدفاع عن النظام الاجتماعي الجديد . الهيكل الذي يستطيع ان يضع احكام وقواعد لمجتمع والذي يدافع عن السلطة التي تنفذ هذه الاحكام والقوانين بالقوة؛ هذا الهيكل هو في الواقع فكرة سياسية، شكل من الحكم. إن لم تكن الحياة السياسية التحررية هي دولة، اذا المطلوب هو وضع تمييز بين الحياة السياسية (او هيكل للحكم) والدولة. الاناركيون التقليديون الذين

كتبوا حول هذه المسألة لم يكونوا واضحين فيها بشكل كبير.

محاولة بيتر كروبوتكين لوضع هذا التمييز ادت الى التشديد على الاستقلال الذاتي المحلي واللامركزية المميزة للاناركية الكوميونالية الاسبانية: لان “الدولة تأسست من اجل غرض محدد وهو فرض حكم الطبقات المهيمنة، اي حركة نحو تحويل الاقتصاد الى الشكل الاجتماعي و”تحرير العمل” يتطلب “شكلا جديدا من التنظيم السياسي” يكون “اكثر شعبية، اكثر لا مركزية، اقرب الى حكم ذاتي شعبي” منه الى “حكومة نيابية”، التي تمثل نوع الدولة المميزة للرأسمالية، من وجهة نظر كروبوتكين .

 

ورغم ان كونجرس سرقسطة تبنى اقتراحا من اجل “تحالف عمال ثوري” مع فدرالية نقابات اتحاد العمال العام، فشل الكونجرس في مناقشة استراتيجية فعلية او برنامج عملي في مواجهة الوضع المباشر الذي تواجهه كونفدرالية العمل الوطنية. نتيجة لذلك، اجبرت الكونفدرالية على “اتخاذ خطوات عملية في اضطراب شامل ” (بكلمات قيصر ام لورينزو) بعد الكونجرس بشهرين، في اعقاب الانقلاب العسكري الذي استولى على الحكم.

*********************

مصدر : الاناركية مجتمع بلا رؤساء او المدرسة الثورية التي لم يعرفها الشرق

إعداد وعرض: احمد زكي

الاناركية الثورة الروسية في اوكرانيا  ١٩١٧ – ١٩٢١

كۆیلە-ژنانی سوپاسگوزار

كۆیلە-ژنانی سوپاسگوزار

هەژێن

١٠ی ئازاری ٢٠١٤

بەر لەوەی بەوە تاوانباربكرێم، كە من ناهۆشیاریی چەوساوان بە دیاریكراوی لەم پەیوەندەدا ژنان، بۆ باری تاكایەتی و ڕەگەزیی دەگێڕمەوە و سەرچاوە بنەڕەتییەكان و هۆكارە سەرەكییەكان نابینم، بەپێویستی دەزانم بڵێم، هیچ ناڕۆڕشنیم لەو بارەوە نییە، كە سەرچاوەی هەموو هەڵاواردنێك و هەموو ستەمێك هەبوونی چینی ناكۆك بە یەك و ناكۆكی و جەنگی ئەوان و بوونیان بۆ بوونی دارایی تایبەت و كاریكرێگرتە و سەروەریی هەندێك بەسەر هەندێكی دیكە دەگەڕێتەوە و دەبەنگكردنی تاكە ژێردەستەكان بە ئایدیۆلۆجییەكانی دەسەڵاتخوازیی و  پێبەخشینی شوناسە دەستكردەكانیش هەر بۆ ڕاگرتنی ئەو كۆیلەتییەیە دەگەڕێتەوە، كە بەداخەوە زۆرێك بە سوپاسگوزارییەوە بە چنگ و ددان پارێزگاریی لێدەكەن و ئامادەی گیانبەخشینن لەپێناویدا.

بەڵام هیچ كات بوونی ستەم و هەڵاواردن و ژێردەستی ڕێگری هوشیاربوونەوە و دەركردنی نالەبارییەكان نییە و هەر هەوڵێك بەوەی بڵێین، سەروەران و سەرمایەداری ناهێڵن ئێمە یا كەسانی دیكە هوشیاربینەوە و لە ڕێوشوێنی كۆمەڵایەتیمان وردبینەوە و شوناسی چینایەتیمان دەركبكەین، پاساوێكە بۆ دەبەنگمانەوەمان و ڕەوایەتیدانە بە كۆیلەتی مرۆڤەكان، چونكە پاساودانی ناهوشیاریی، سەرەنجامەكەی مۆردانە لە هەمیشەییبوون و نەگۆڕبوونی و هاندان بۆ كولتووریبوون و مانەوەی ناهوشیاریی و كۆیلەتی، ئەوەش بێجگە لە خاترجەمكردنی مشەخۆران و سەروەران هیچیدیكە نییە و بەرھەمناھێنێت.

هەڵبەتە ئەوەش دەزانم، كە ئەو هەمووە پاساودانەی ناهوشیاریی و سوپاسگوزاریی كۆیلان، تەنیا بۆ مسۆگەركردن و سەلماندنی پێویستی ڕۆڵی شوانەیی كەسانێكە، كە پاگەندەیی “پێشڕەوبوون” دەكەن، بە واتایەكی دیكە بۆ ئەوەی دەستەبژێرەكان پێداویستی شوانەیی خۆیان و ئاسمانییبوونی هۆش بسەلمێنن، پاساو بۆ مێگەلكردنی ژێردەستان دەهێننەوە و  ئامانج لەوەش تەنیا ڕەوایەتیدانە بە سەروەریی چینایەتی و سەرەنجام دەتوانن بەوە پاگەندەی سەروەریی باشی خۆیان بكەن و لە گاڵتەجاریی هەڵبژاردنی پارلەمانیدا دەنگی ژێردەستان مسۆگەربكەن و لە كۆدەتا سەربازییەكاندا بەناوی شۆڕشەوە سەركوتمان بكەن و لە ناكاممانەوەی ڕاپەڕینەوەكاندا جێگەی سەروەرانی ڕوخاو بگرنەوە و  كۆمەڵگە لەسەر بنەمای “گوێڕایەڵیی پۆڵایین” ڕێكبخەن و هەر كەس سەرپێچی بكات، بەناوی دژەشۆڕشەوە گولەباران یا لە زیندان و ئوردووگەی كاری زۆرەملێدا بیپروكێنن و ناڕەزایەتی و خۆپیشاندان و  ڕاپەڕینەكان بە “مستی پۆڵایینی دیكتاتۆری دەوڵەت و پارت” دەمكوت بكەن.

هەندێك هاوڕێ و دۆستی ئازیز لەسەر بایكۆتكردنی ئاهەنگی ٨ی مارچ و نەفرەت لەو كارە، گلەییان لێكردووم. ڕاستییەكەی هەرچەندە هیچ گومانم لە دروستی هەڵوێستم نییە و بەوپەڕی بیرلێكردنەوەی دوو دەهەوە ئەو بڕیارەم داوە، بەڵام هەندێك لە ڕاستییە ئاوەژووكراوەكەش لەلای ئەوانە و پێشتریش ئەوەم دەزانی، هەر بۆیە دەهەیەك زیاترە بەو سەرەنجامە گەیشتووم، بۆ هۆشیاربوونەوەی مرۆڤی كۆیلە، ژێردەست، چەوساوە، هەڵاوێردراو، خۆشباوەڕ، پێویستە سەركۆنەی خودی خۆی بكەین، نەك گلەیی و سەركۆنەی چەوسێنەر و سەروەرەكەی . چونكە سەروەر و چەوسێنەر بەوپەڕی هوشیارییەوە ستەمدەكات، ئازادی كەسانی دیكە دەچەپێنیت، پیلاندەگێرێت، دەكوژێت، تیرۆردەكات، زیندان ئاوەداندەكاتەوە، تۆڕی مافیایی و بڵاوكردنەوەی بەنگكەرەكان دروسدەكات، دەیان كەناڵ و دەزگەی میدیایی بۆ دەبەنگكردنی تاكەكان قوتدەكاتەوە …تد، بەڵام تاكی چەوساوە و ژێردەست، لە ناهوشیارییەوە دەنگ بە چەوسێنەرەكەی دەدات، لەسەر سەروەرمانەوەی چەوسێنەرەكەی سنگی ئەوانی دیكە هەڵدەدرێت، سەربازی دەكات، دەبێتە پۆلیس و ئاساییس و پاسەوانی زیندان و ئەشكەنجەدەر، دەڵاڵی بازار دەكات، بەكاربەر فریودەدات، پێداگری لەسەر ڕاستی درۆی ڕامیاران دەكات، سیخوڕی و هەواڵگریی لەسەر هاوكار و هاوسێ و هاوەڵی دەكات ..تد، كاتێكیش كە لە سەروەرەكەی نائومێددەبێت، دەست بە گلەیی و گریان دەكات، یا پەنا بۆ گۆشەی مزگەوت دەباتەوە یا گۆشەی مەیخانە دەگرێت، ئەگەر ئەم دووانە دەروونی شێواوی دانەمركێننەوە، ئەوا پەنا بۆ خۆتەقاندنەوە و هیواداری بە پەری و مەی و هەنگوێنی بەهەشت دەباتەوە.

تازەترین بەڵگە و نموونە بۆ كۆیلانی سوپاسگوزار، ژنانن؛ ژنانێك كە لە ئاهەنگی پارتە ڕامیارییەكاندا بەشدارییانكردووە، زوو زوو یەخەی بەڕێوەبەرانی بەرنامەكانی ئاهەنگەكانیان گرتووە “كەی شایی و هەڵپەركێكە دەستپێدەكات، ئێمە بۆ هەڵپەركێ هاتووین نەك بۆ گوێگرتن و لێدانەوەی قەوانی ٨ی مارس ! “. من دەزانم هەندێك کەس بە درکاندنی ئەم شتانە و کردنیان بە بابەتی ڕۆژ ، توڕە و هەراسان دەبن، چونکە هەم کۆیلانی سوپاسگوزار بە پیادهەڵدان و دڵنەوایی ڕاهاتوون، هەم سەرمایەگوزارانی ڕامیار لەسەر تەختی ناهوشیاریی کۆیلانی سوپاسگوزار پاڵیان لێداوەتەوە و  لە شێواندنی مێژوودا لاقیان لێڕاکێشاوە. بەڵام بە پێچەوانەی ڕاهاتن و خوبەیەکەوەگرتنی ئەوان [شوانە و مێگەل]، هیچ شتێك نییە، کە شیاوی یا لە دەرەوەی یاساکانی گۆرانی کۆمەڵایەتییدا بێت، تەنانەت خوودی ئەو دوو لایەنەش!

بەڵێ من دەزانم ئەگەر پیاوانی ڕابەریش ئاهەنگە پارتییەكان بۆ ژنانی سوپاسگوزار سازنەدەن، ئەوا ژنانی دەقگرتوو بە پشتیوانی ڕامیاران و پارتەکان بەخۆیان هەر هەمان كاردەكەن، ئیدی ئەوانی ڕامیار چۆن ئەو هەلە بۆ سەرمایەگوزاری ڕامیاریی ناقۆزنەوە، خۆ گیل نەبوون، ساڵان و مانگان، فەرماندەرانی پارت ڕۆژ دەژمرن “كەی ساڵیادەكان دێنەوە، كەی ژنێك دەخنكێنرێت و كەی ڕۆژنامەنووسێك تیرۆردەكرێت” تا سەرمایەگوزاری لەسەر بكەن، هەنووكە لەشكرێك كۆیلەی سوپاسگوزار هاتوونەتە خانەی پارت و لە ساڵیادی سووتانی ژنەكرێكارانی شیگاكۆ و خۆپیشاندانەکانی سەدەی نۆزدە لە ئەمەریکا بۆ کەمکردنەوەی ساتەکانی کار و  کرێی یەکسان، ژنان بەخۆیان خوازیاری شایی و هەڵپەركێن ، ئیدی ئەوان بۆ نەیكەن؟!

لەبەرئەوە من هەرگیز ڕێگە بەخۆم نادەم گلەیی لە بازرگان بكەم، كە كاڵای خراپ دەفرۆشیت یا خۆراكی ئێكسپایەر بە خەڵكی دەفرۆشیت، من سەركۆنەی بەكاربەری نادەربەستدەكەم، من گلەیی لە ڕامیاران و  سەرمایەگوزاریی پارتان ناكەم، بەڵكو سەركۆنەی ئەندامانی خۆشباوەڕدەكەم، من گلەیی لە پیاوانی خۆ-بە -ژن-ڕزگاركەر ناكەم، بەڵكو سەركۆنەی ژنانی دڵخۆش و ئاسوودە بە كۆیلەتی دەكەم.

نموونەیەکی شۆکێنەر، كاتێك كە لە پارلەمانی هەرێمی كوردستان و ‌عیراقدا قسەکەرانی دێمۆكراسییەكەی ئەمەریكا؛ ژنان لە پێش مەلا و سەرۆكخێڵ و پیاوانی هەوسبازەوە دەنگیان بە یاسای چەند ژنە دا، هەر ئەو کات گوتم ” لەبەرئەوەی کە، بە لاف و گەزافی چەپ، ئەوەندە كۆمەڵگەی هەرێم كرابوو بە كۆمەڵگەیەكی سكیولار، چاوەرێمدەكرد بۆ ڕۆژی دوایی لە هەموو گوند و شارێكەوە لەشكری ژنانی ناڕازی و ئازادئەندێش و یاخی بەرەو هەولێری پایتەخت بەرێبكەون و وەك ژنە یاخییەكانی ئەفریكا، تەلاری پارلەمان و كاناڵەكانی ڕاگەیاندن داگیربكەن و ئاگر لە هەموو كاخەزێكی ڕەشكراوە بەردەن”، بەڵام بەداخەوە ئەوان نەك هەر پاگەندە بێبنەماكانی چەپیان بەدرۆخستەوە، بەڵكو منیشیان لە ڕوودانی ئەو خەونە نائومێدكرد و منیان گەیاندە ئەو بڕوایەی، كە ئەگەر پارلەمانتارەكانی پارلەمانی هەرێم بڕیاری قەدەخەكردنی زێڕ و میكیاج و كەوشی پاژنە بزمارییان بدایە، ئەگەر بڕیاری نەهێشتنی مارەیی و پێشەكی ڕابواردنەكان و گواستنەوەی بووك وەك گیراوی جەنگە خێڵەكییەكان بۆ ماڵی زاوای سەركەوتوویان بدایە، بەدڵنیاییەوە كۆیلە-ژنانی سوپاسگوزار ئاژاوەیەكیان بەرپادەکرد، هەرگیزاو هەرگیز دانەدەمرکاوە.

لە پیاوانی فێمینیست تكادەكەم، پێش ئەوەی تووڕەببن و پێچاوپێچ من تۆمەتباربکەن و پاساوی کەچبینینەکان بەوە بدەنەوە و حاڵی تەنک/ڕواڵەتئەندێشی بیانگرێت، با ئەم دەستەواژەیەش بخوێننەوە ” پێڵاوی زێڕ بازاڕی گەرمە ” و سەرنجێكی ئەم وێنانەش بدەن، كە لە كۆتاییدا بەستەریانم داناوە !ڕاستە كەمینەیەكی زۆر كەم لە ژنان دەتوانن لەم پووچگەرایی و وێرانبوونە بەهرەمەندبن، بەڵام زۆرینەی ژنی كورد شانازییان بۆ بڕی ئاڵتوون و دەوڵەمەندیی باوان و بوونی ئۆتۆمەبێل و تەلاری بەرز دەگەڕێتەوە و وەك پلەیەکی بەرز بۆ خۆنواندن بەرامبەر ژنانی دیكە بەکاریدەبەن. هەر كەس ئەم بۆچوونە بە ناڕەوا دەزانێت، با بە ئامارگیرییەك لەسەر بنەمای ڕاپرسی لە خودی ژنان، ڕێژەی ئەو ژنانە بدۆزێتەوە، كە خەونی ئاوا فیر‌عەونانەییان نییە !

*******************************************

پەراوێز:

تکایە بۆ بینینی وێنەکان، سەردانی ئەم بەستەرانە بکەن :

ڕۆژی پۆشاكی کوردی و میدیا زێڕنگەر/ زێرفرۆش، ئاوا دەیگۆڕێ

https://fbcdn-sphotos-h-a.akamaihd.net/hphotos-ak-frc1/t1/1979593_599589003459616_758734896_n.jpg

کەوشی زێڕین بازاری گەرمە، چەند-ژنە نوێنی نەرمە

http://baharikurd.com/eg-ku/1773-hawler-zer-dakreta-qondara.html

چرا آنارشیسم، “Libertarian Socialism” (سوسیالیزم آزادیخواه) نیز نامیده می شود؟

چرا آنارشیسم، “Libertarian Socialism” (سوسیالیزم آزادیخواه) نیز نامیده می شود؟

 

بسیاری از آنارشیست ها با توجه به ماهیت منفی و به دور از واقعیت تعریف واژه ی”آنارشیسم”، اصطلاحات دیگری را برای تاکید بر ذات مثبت و سازنده ی آن به کار برده اند. بیشترین اصطلاحات به کار برده شده عبارتند از “free socialism” (سوسیالیزم آزاد)، “free communism” (کمونیزم آزاد)، “libertarian socialism” (سوسیالیزم آزادیخواه) و “libertarian communism” (کمونیزم آزادیخواه). برای آنارشیست ها، سوسیالیزم آزادیخواه، کمونیزم آزادیخواه و آنارشیسم عملا به یک معنا است. و یا آنطور که Vanzetti می نویسد:

“در هر حال ما هم همانند سوسیال دموکرات ها، سوسیالیست ها، کمونیست ها و I.W.Wسوسیالیست هستیم. تنها تفاوت اساسی بین ما و آنان این است که آنان قدرت طلب (طرفدار تمرکز قدرت)بوده ولی ما آزادیخواه هستیم؛ آنان به استقرار دولت و حکومت خود ایمان دارند در حالیکه ما به استقرار هیچ نوع حکومت و دولتی ایمان نداریم.” [Nicola Sacco and Bartolomeo Vanzetti, The Letters of Sacco and Vanzetti, p. 274]

اما آیا این صحیح است؟ با مراجعه به American Heritage Dictionary در می یابیم که:

Libertarian (آزادیخواه): کسی که به آزادی عمل و اندیشه ایمان دارد؛ کسی که به آزادی اراه و اختیار باور دارد.

Socialism (سوسیالیزم): سیستمی اجتماعی که در آن تولیدکنندگان، قدرت سیاسی و ابزار تولید و توزیع را در اختیار دارند.

اینک آمیزش این دو تعریف چنین ثمره می دهد:

Libertarian Socialism: سیستمی اجتماعی که به آزادی عمل، اندیشه و اراده ایمان دارد. سیستمی که تولیدکنندگان، قدرت سیاسی و ابزار تولید و توزیع را در اختیار دارند.

با این حال،با ایجاد “حزب آزادیخواه” در ایالات متحده ی آمریکا، بسیاری از مردم اینک واژه ی “سوسیالیزم آزادیخواه” را دچار نوعی تناقض می دانند. در واقع بسیاری از “آزادیخوهان” فکر می کنند که آنارشیست ها تلاش دارند تا اندیشه های “ضد آزادیخواهانه ی سوسیالیزم” را (آنگونه که آنان تصور می کنند) با ایدوئولوژهای حزب آزادیخواه آمیزش داده و به این ترتیب “سوسیالیزم” را بیشتر “قابل قبول” نشان دهند. به عبارت دیگر، آنان می پندارند که آنارشیست ها تلاشدارند تا واژه و اعتبار “آزادیخواه” را از صاحبان حقیقی آن بدزدند!

اما واقعیت این است که آنارشیست هاواژه ی “آزادیخواه” را از سال ۱۹۸۵ تا کنون و برای بیان خود و اندیشه هایشان به کار برده اند. مطابق آنچه کهآنارشیست تاریخدان– Max Netllau — می گوید، آنارشیست انقلابی — Joseph Dejacque — روزنامه ی Le Libertaire, Journal du Mouvement Socialرا بین سال های ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۱ در نیویورک منتشر کرد. و این در حالی است که تاریخ استفاده ی واژه ی “کمونیزم آزادیخواه” به ماه نوامبر ۱۸۸۰ برمی گردد. [Max Netllau, A Short History of Anarchism, p. 75 and p. 145]

استعمال واژه ی “آزادیخواه” توسط آنارشیست ها ازدهه ی ۱۸۹۰به بعد در فرانسهو بهمنظور رهایی از قوانین ضد آنارشیست آنزمانو همچنین برای جلوگیری از تصورات منفی مردم از کلمه ی “آنارشی”رواج یافت (به عنوان مثال، Sebastien Faure و Louis Michel روزنامه ی Le Libertaireآزادیخواه — را در سال ۱۸۹۵ در فرانسه منتشر کردند). بعد از آن و به خصوص در خارج از آمریکا، واژه ی “آزادیخواه” همواره توسط جنبش های آنارشیست به کار رفته است. حتی آنارشیست هادر جولای ۱۹۵۴در ایالات متحده “The Libertarian Leauge” (لیگ آزادیخواه) را سازمان دادند که به اصول Anarcho-Syndicalist (آنارکو سندیکالیست) پایبند بود و تا سال۱۹۶۵ ادامه داشت. اما از سوی دیگر، حزب “آزادیخواه” آمریکا تنهادر حدود سال های ۱۹۷۰ به وجود آمد (یعنی بعداز گذشت بیشاز۱۰۰ سالپس از نخستین باری که آنارشیست ها واژه ی “آزادیخواه” را برای بیان اندیشه های خودبه کار بردند). بنابراین، این حزب آزادیخواه است که واژه ی آزادیخواه را “دزدیده” است و نه آنارشیست ها. در قسمت دوم این FAQ در مورد تناقضات موجود در”آزادیخواهی” کاپیتالیستی به بحث خواهیم پرداخت.

آنچنانکه در قسمت های آینده توضیح خواهیم داد، تنها سیستم مالکیت “آزادیخواهی سوسیالیستی” (Libertarian – Socialist)می تواند آزادی های فردی را بیشینه ساختهو تضمینکند. لازم بهیادآوری نیست که مالکیت دولتی — یا همان”سوسیالیزم” — برای آنارشیست ها به هیچ وجه سوسیالیزم نیست. در واقع ما در بخش های آینده خواهیم فهمید که سیستم”سوسیالیزم دولتی” نوعی از کاپیتالیسم است و هیج محتوای سوسیالیستی ای را در خود نمی گنجاند. چنانچه Rudolf Rocker آورده است، “سوسیالیزم برای آنارشیست ها تنهامسئله یشکم سیری نیست. بلکه مسئله ایجاد فرهنگی است که هویت فردی و ابتکار آزاد افراد را تضمین می کند. بدون آزادی، جامعه به سوی حکومتکاپیتالیستی سوق خواهد یافت و تمام تفکرات و احساسات افراد قربانی منافععده ای موهوم خواهد شد.” [quoted by Colin Ward, “Introduction”, Rudolf Rocker, The London Years, p. 1]

**********************

منبع ترجمە: جنبھە نجات حیوانات

پرسشهای متداول آنارشیستی / A.1.3

http://no-compromise.blogfa.com/8704.aspx

An Anarchist FAQ – انگلیسی

http://anarchism.pageabode.com/afaq/index.html
زبانھای دیگر

http://anarchism.pageabode.com/afaq/translations.html

ڕۆشنبیری و ڕامیاریی؛ دوو دژ و یەكدیڕەتکەرەوەی هەردەمی

ڕۆشنبیری و ڕامیاریی؛ دوو دژ و یەكدیڕەتکەرەوەی هەردەمی

هەژێن

٩ی ئازاری ٢٠١٤

لە هەر شوێن و سەردەمێكدا پەیوەندی كۆمەڵایەتی بەهێز و ڕۆشنبیریی لە هەڵكشاندا بێت، ئەوا ڕامیاریی و پارتایەتی لە داكشاندا دەبن، بە پێچەوانەشەوە، لە هەر شوێن و سەردەمێكدا ڕامیاریی لە هەڵكشاندابێت، ئەوا بەدڵنیاییەوە پەیوەندی كۆمەڵایەتی لە گەندەڵبوون و ڕۆشنبیریی لە داكشاندا دەبێت.

ئەگەر لەم بارەوە نموونەهێنانەوە پێویستبێت، ئەوا دەتوانم بڵێم سەردەمی ڕاپەڕین نموونەی هەڵكشانی ڕۆشنبیرییە، هەروا سەردەمی تێكشكانی ڕاپەڕین و زاڵبوونەوەی بڕوابەخۆنەبوون و نائومێدی، نموونەی سەردەمی سەرهەڵدانی گروپی ڕامیاریی و سكتاریزم و تەشەنەی ڕامیارییە.

ئەگەر زۆر بە كورتی و خێرا سەرنجی هەر دوو ڕاپەڕینی ڕێبەندانی ١٩٧٩ی ئێران و ئازاری ١٩٩١ی عێراق بدەین، ئەوا دەبینین، كە یەك دوو ساڵیش كۆڕ و كۆمەڵە ڕۆشنبیرییەكان و كار و چالاكی هونەری وەك چەكی بەرەنگاری و هوشیاریبەخشی شۆڕشگێرانە لە برەودابوون، بەڵام هاوكاتی تێكشكان و پاشەكشێ و نیشتنەوەی شەپۆلەكانی یاخیبوون و ڕاپەڕینی خەڵك، گروپ و پارت و سێكتی ڕامیار لە تەشەنە و پەرەسەندا بوون.

هاوینی ساڵی ١٩٩١، پاش گەڕانەوەی خەڵك لە ئاوارەیی، لە هەڵەبجە تیپێكی شانۆیی هەبوو، كە بە شانۆیی مەیدانی یا زیندی، كەشێكی ڕۆشنبیریی و هوشیاركارانەی ئافراندبوو، یەكێك لە نواندنەكانی “قۆناخەكانی گۆڕانی كۆمەڵ” بوو، کە لە باخی گشتی/ باخی میر پێشکەشکرا، لەوێدا تەنانەت چەپەكان خۆیان لە بەرامبەری هەژموونی ئەو كارەدا دەبینییەوە، وابزانم چەند نواندنێكی دیكەیان لە نێوندی بازاردا لەبارەی بێكارییەوە پێشكەشكرد…

هەروەها ساڵی ١٩٩٢ لە سلێمانی دوو تیپی شانۆیی بەناوی “تیپی شانۆی ئایار” و “تیپی شانۆی نینا” هەبوون، كە یەكێك لە نواندنەكانی یەكێكیان “بزنە زێڕینە و شاری خۆشبەختی” بوو و كەم تا زۆر سەر بە هەمان ڕێچكەی شانۆیی  و شێوازی دەرهێنان و نواندن بوون … بێجگە لەوە چەندین گۆڤار و نامیلكەی هونەری و ئەدەبی هەبوون.

بەڵام كاتێك كە ڕێكخراوە ڕامیارییەكان وەك قارچكی ژەهراوی تەشەنەیانكرد و پارتایەتی بە لووتكە گەییشت، ئیدی هونەر و ئەدەب وەك ئامرازی هوشیاریبەخش و چەكی بەرەنگاری، كۆڕ و كۆمەڵە ڕۆشنبیرییەكان پووكانەوە و خرانە تاقەوە.

بەڵام دوێنێ، كە بەپێچەوانەی ئاهەنگی هۆڵەكان و زوڕناژەنی پارتەكان، لە كەلار ” تیپی شانۆی بنكورە”، :شانۆیی پێناس”ی نواند، هیوایەك سەراپای جەستە و دەروون و هۆشمی داگرتەوە، كە هەمان بزوونەوەی هونەریی دەمی ڕاپەڕین دێتەوە مەیدان و ستەملێكراوانی كۆمەڵگە لە بنكەی پارتەكان دەردەهێنێ و بەرەو هۆڵ و مەیدانەكانی شانۆ و كۆڕ وكۆمەڵە ڕۆشنبیرییەكان بانگەوازییان دەكاتەوە، هەر نواندنێکی شانۆیی، هەر مشتومڕێکی هزریی، هەر خوێندنەوەیەکی ئەدەبی، کۆمەڵێك پرسیاری یاخی لەلای بەشداربووان و بینەران و بیسەران بەجێدەهێڵێت و تەلیسمی ڕامیاریی لە هۆشی ژێردەستاندا دەڕەوێنێتەوە.

با لوولەی چەکەکان و بڵندگۆی پارتەکان بە قوڕ بگرین

با گیتار و سازەکانمان مارشی ڕاپەڕین بژەننەوە

اضراب الايجارات الجماهيري

اضراب الايجارات الجماهيري

هرب الملك من البلاد مع انهيار الديكتاتورية عام ١٩٣٠. جاءت الانتخابات بتحالف من الليبراليين والاشتراكيين الى السلطة، ليحكموا جمهورية جديدة. استعادت نقابات الكونفدرالية الوطنية للعمل الحق القانوني في التنظيم.

اتحاد نقابات عمال برشلونة للبناء في الكونفدرالية، في مواجهة البطالة المتنامية والرغبة في اعادة بناء منظمتهم، بدأوا حملة لاجتياح مواقع البناء لضم اعضاء ولمطالبة المقاولين باستئجار مزيد من العمال بنسبة ١٥٪. كان منطق نقابات البناء ان قطاع الاسكان في قطالونيا قد حقق ارباحا خيالية اثناء فترة الرواج في العشرينات – ارباح ارتبطت باستثمارات غير انتاجية. زيادة اعداد العاملين في الصناعة سوف يساعد على دوران مزيد من النقود، مما يساعد على معارضة الاتجاه نحو الركود. مع تدفق العمال الى الوحدات النقابية لكونفدرالية العمل الوطنية، انهارت اتحادات مهن البناء في فدرالية النقابات الحرة الكاثوليكية.

في اواخر العشرينات، بدأ جدل على مستوى هيئة الكونفدرالية حول الاتجاه المستقبلي للاتحادات النقابية. احد جوانب هذا الجدال كان اقتراحا لمجموعة اتحادات محلية في اتحادات الصناعة الوطنية من اجل عمل منسق ضد اصحاب العمل في الصناعة عبر البلاد كلها. خوان بييرو – عامل زجاج متعلم تعليما ذاتيا ومنظر نقابي ذو وزن كبير – استطاع اقناع كونجرس الكونفدرالية بالسماح لقيام اتحادات وطنية داخل الصناعة في ١٩٣١. ومع ذلك، بعض الاناركيين عارضوا هذا المقترح على ارضية انه قد يؤدي الى تطور بيروقراطية جديدة تتشكل من مسئولين مدفوعي الاجر لا تستطيع النقابات المحلية وقتها السيطرة عليهم. نتيجة لهذه المعارضة، نشأت اتحادات وطنية للنقابات في صناعات قليلة جدا داخل الكونفدرالية قبل عام ١٩٣٦. قام اتحاد وطني نقابي للصناعة بين عمال شركة الهاتف الوطنية الاسبانية. في ١٩٣١، شنت الكونفدرالية اضرابا عبر البلاد ضد شركة التليفونات. كان ذلك مبادرة للشروع في نضال نقابي من اجل الدفاع عن حقوق قوة العمل النسوي التي كانت تعمل بشكل كبير في وحدات التحكم المركزي لتشغيل خطوط الهاتف.

جانب اخر من الجدال داخل الكونفدرالية كان هو كيفية الخروج من قفص النضال داخل

الصناعة الذي يركز فقط على قضايا الاجور وظروف العمل. كان هناك شعورا قويا بأن الكونفدرالية تحتاج الى مد نفوذها ليتجاوز سياق الكفاح العمالي الصرف الى مناطق اخرى من المجتمع. نادى خوان بييرو بتشكيل لجان احياء سكانية للتنظيم حول القضايا الاعرض التي تهم الطبقة العاملة، وليس فقط المسائل المتعلقة بظروف العمل.

اثناء رواج العشرينات، ارتفعت الايجارات حوالي ١٥٠٪ في برشلونة. الازدحام، وبناء البيوت الرخيصة بواسطة كبار الملاك خربي الذمة والاسكان دون المرافق الاساسية مثل المياة اصبح امرا شائعا. في بدايات الثلاثينات، بدأ نشطاء الكونفدرالية مناقشة امكانية الكفاح حول مسائل الايجارات، وبدأت المقالات حول ازمة السكن في الظهور في الصحيفة اليومية الكبرى التي تديرها الكونفدرالية في برشلونة، سوليداريداد اوبريرا.

بدأ الكفاح ضد الايجارات بلقاء جماهيري لاتحاد بناء الكونفدرالية في ابريل عام ١٩٣١. في هذا اللقاء اقترح ارتورو باريرا وسانتياجو بيلباو تشكيل لجنة دفاع اقتصادي، بمشاركة اتحادات نقابية اخرى. كان كلا من باريرا وبيلباو اعضاء بارزين في فدرالية الاناركيين الايبريين (FAI). هذه الفدرالية كانت اندماجا فضفاضا لجماعات اناركية عملت بشكل اكبر كتكتلات

داخل اتحادات الكونفدرالية النقابية.

بعد سلسلة من لقاءات لجان الاحياء، استقرت حملة الايجارات على مطلب بتنزيل الايجارات ٤٠٪ في لقاء جماهيري بقصر الفنون الجميلة في الخامس من يوليو. قرر اللقاء ان مقدمات الايجار التي يدفعها المستأجرون يجب استخدامها لدفع ايجار الشهر التالي وبعد ذلك سوف يرفض المستأجرون دفع الايجار اذا لم يوافق اصحاب العقارات الكبار على تخفيض الايجار. هيئة الغرفة التجارية لاملاك المدن – منظمة اصحاب العقارات – نددت بالحملة بوصفها انتهاك اجرامي لحقوقهم. طالبت الغرفة الشرطة بالعمل من اجل قمع هذه الحملة. بنهاية اغسطس، اخذت مفوضية الدفاع الاقتصادي تعلن ان ١٠٠ الف من الناس توقفوا عن دفع الايجار.

الطاقات التي انضمت الى الكفاح من اجل الايجار العادل تعدت العضوية التي كانت قائمة

وقتها في كونفدرالية العمل الوطنية وانضمت اعداد كبيرة من النساء اللائي كن لهن دورا نشيطا في الكفاح. في احد المرات جماعة من الاسالتوس (asaltos) – فرق الاغارة – قوة بوليس وطنية شبه عسكرية انشأها السياسيون الجمهوريون في اوائل الثلاثينات – ارسلت لاخلاء احد المستأجرين، تراجعت تلك القوة متقهقرة عندما واجهتها جموع حاشدة من النسوة والاطفال. ولأن موظفي البلدية المسئولين عن تنفيذ قرارات الاخلاء كان يتهيبون القيام بذلك امام حشود الناس او بسبب تعاطفهم مع اضراب الايجارات، بدأ كبار الملاك تجنيد ميليشياتهم الخاصة لتنفيذ قرارات الاخلاء.

اشتكت منظمة كبار الملاك للحكومة الوطنية وطالبتها بالتحرك لقمع الاضراب. لارجو كاباليرو، السكرتير التنفيذي للاتحاد العام للعمال واحد زعماء الحزب الاشتراكي الاسباني، كان عضوا في وزارة حكومة التحالف الاشتراكي الليبرالي. كاباليرو لم يكن متعاطفا مع اضراب الايجارات، واصفا اياه “بالاضراب الاحمق”. في نفس الوقت، اتحاد كاباليرو العام للعمال كان يوفر غطاءا لكسر اضراب التليفون الذي تقوده كونفدرالية العمل في مدريد.

وسط حركة الاضراب في برشلونة، حدث تفجيرا هائلا. لم يصب احد، ولكن وقع دمار شديد بمعدات التليفونات هناك. وحتى رغم انه لم تكن هناك صلة بين هذا الانفجار واضراب الايجار، استخدمت الحكومة هذا الانفجار ذريعة لحظر لقاءات مفوضية الدفاع الاقتصادي. حظرت الحكومة ايضا لقاءات اتحاد نقابات التليفونات المشارك في الكونفدرالية.

عينت الحكومة الوطنية محاميا من التيار المحافظ كحاكم مدني لقطالونيا الذي اعلن انه ببساطة لن يسمح باستمرار اضراب الايجارات. بدأت السلطات في استخدام الاعتقال الوقائي لاحتجاز سانتياجو بيلباو و٥٢ اخرين من نشطاء الكونفدرالية. كان معنى الاعتقال الوقائي ان بالامكان احتجاز الشخص لاجل غير مسمى دون توجيه اي تهمة له ودون تحويله للقضاء. تلك كانت احد الوسائل الكريهة التي استخدمتها الديكتاتورية العسكرية. ظن الناس ان تلك الاساليب هي اساليب من الماضي لا تستخدمها الجمهورية الجديدة.

فعليا، استطاع البوليس قمع اضراب الايجارات عن طريق القبض على المستأجرين الذين كانوا قد عادوا الى شققهم بمساعدة جيرانهم بعد اخلاءهم منها. ورغم ذلك، في مناطق عديدة من المدينة دخل عدد من الملاك الافراد في صفقات لتخفيض الايجار مع المستأجرين. لهذا شعر عديد من المستأجرين انهم قد اكتسبوا شيئا ما. بالنسبة للجيل الاصغر من اعضاء الكونفدرالية، تلك كانت المرة الاولى التي ينخرطون فيها في حملات عمل مباشر على نطاق واسع. بالنسبة للمشاركين من الطبقة العاملة كان ذلك درسا مباشرا في الطريقة التي تصطف بها تلاوين كبيرة من المجموعات ضدهم، من ملاك العقارات الى السياسيين الى رجال الشرطة .

 

*********************

مصدر : الاناركية مجتمع بلا رؤساء او المدرسة الثورية التي لم يعرفها الشرق

إعداد وعرض: احمد زكي

الاناركية الثورة الروسية في اوكرانيا  ١٩١٧ – ١٩٢١

بنەماكانی ستەمی ڕەگەزیی

بنەماكانی ستەمی ڕەگەزیی

ھەژێن

٦ی ئازاری ٢٠١٤ *

“ڕەگەز” بەپێچەوانەی بەكاربردنی باوی نێو ئەدەبیاتی كوردی، واتای “ڕەچەڵەك” و “نەژاد” ناگەیێنێت، ڕەگەزپەرستی گەڕانەوەیە بۆ سەر ڕەگەز (جێندەر) و پێداگرییە لەسەر شوناسە كولتوورییەكانی ڕەگەز، ئەوەی كە پیاو شانازیی بە دەسەڵات و بەرتەری ڕەگەزەیی خۆیەكەوە دەكات، یا ئەوەی كە ژنان بۆ ڕزگاربوونیان لە ھەڵاواردن پەنا بۆ گەڕانەوە بۆ سەر ڕەگەز و سەنگەرگیری ڕەگەزیی دەكەن، بۆخۆی ڕەگەزپەرستییە، بە ھەمان شێوەی ئەوەی نەتەوەیەكی ژێردەستی دەوڵەتێكی داگیركەر، بۆ ڕزگاربوونی ھانا بۆ ھەمان چەكی داگیرگەر (ناسیونالیزم) دەباتەوە و خۆی دەخاتەوە ژێر چەكمەی ئاسنینی دەوڵەتێكی دیكە بەناوی خۆیەوە، ژنانیش دەستەوداوێنی ڕەگەزپەرستی دەبنەوە و لە جیاتی دژایەتیكردنی ڕەگەزپەرستی و تێكۆشان دژی كۆنەپەرستی باوكسالاری و ھەڵاواردن، دەكەونە دژایەتی گشت پیاوان، ھەروەك چۆن تاكی ناھوشیاری نەتەوەی ژێردەست، لە جیاتی تێكۆشان دژی دەوڵەت و ستەمی نەتەوەیی، دەكەونە دژایەتی ھەموو تاكەكانی نەتەوەیەك، كە دەوڵەتی داگیركەر بەناویانەوە خۆی قوتكردووەتەوە، یا ئەوەی كۆچەران لە جیاتی دژایەتیكردنی بنەما ئیدئۆلۆجییەكانی ڕەیسیزم و دەستی شاراوەی دەسەڵات لە پشت بزاڤی دژە كۆچەرەوە، پەنا بۆ دژایەتیكردنی نەژادپەرستی تاكەكانی كۆمەڵگەی پەنادەر ، بە یەكگرتنی نەژادپەرستانەی خود، دەبەن.

ستەم و ھەڵاواردن لەسەر و بەرامبەر ژنان، ڕەگوڕیشەیەكی كۆنی كولتووری و ئابووریی ھەیە، كە تێیدا ئایین و ترادیسیۆنە نەتەوەییەكان و خێزان و ھونەر و ئەدەب و تەنانەت زمانی نەتەوەش گەورەترین ڕۆڵیان لە زیندووراگرتن و پەرەپێدانیدا گێڕاوە و دەگێڕن و ئەو پێشینە كولتوورییە وەك خەزێنەیەك لەلایەن ڕێكخستنی ڕامیاریی ھاوچەرخ (فەرمانداریی  و دەوڵەت)ەوە پارێزراوە و لە ڕێگەی دەزگە و یاسا و پێكھاتە سەروخوارییەكانەوە واوەتر پەرەیپێداوە و نۆژەنیانكردووەتەوە و تا ئاستی تێكەڵەیەك لە ستەمی كولتووریی-ئابووریی-ڕامیاریی پەرەیپێداوە و سیستماتیكیان كردووەتەوە و جارێكی دیكە بەناوی سەروەری یاسا و پاراستنی پیرۆزییەكانی ئایین و ڕێسا و سوونەتە نەتەوەییەكانەوە، كۆمەڵایەتییان كردووەتەوە و بە ھەموو واتا دەزگەییەكانییەوە پارێزگاریی و پێداگریی لەسەر دەكەن.

بەڵام بەداخەوە، وەك ھەر دیاردە و بوونێكی دیكەی دەستكردی كولتوور و سیستەمی ڕامیاریی، لە نەبوونی خۆھوشیاریی تاك و لە ھەلقۆستەنەوە و بەلاڕێدابردنی دەستەبژێر و گروپە ڕامیارییەكانەوە، كاردانەوە و ناڕەزایەتییە سەرەتاییەكانی دەرەوەی ھوشیاری خودی تاك وەك ئاڵاھەڵگری ئەو ناڕەزایەتییە بەرجەستەدەكرێن و دەبنە بەربەست لە دەركەوتن و سەرھەڵدانی ناڕەزایەتی ڕادیكاڵ، بۆ ئەوەی كە خەباتی ڕەوا و شۆڕشگێڕانەی چین و توێژە كۆمەڵایەتییەكان ئاراستەی ھۆكارە بنەڕەتییەكانی ستەمگەرییەك كە لێیان دەكرێت و بكەری سەرەكی نەكرێتەوە. بۆ ئەو مەبەستە لە سیستەمی زاڵدا دەیان ھەوڵی لەو جۆرە دەدرێن و ھەر یەكە ناوێكی لێدەنرێت و دەیان ڕێكخراوە قوتدەكرێنەوە، كە ئەگەر دەنگی ناڕەزایەتی شەقامەكان نەبێ، ئەو ڕێكخراوانە بێجگە لە كوتەكی دەستی دەسەڵات بۆ سەركوت و بەلاڕێدابردنی ناڕەزایەتییەكان ھیچی دیكە نەبوون. لە بارەی ئەم پرسەوە لە دوادەھەی سەدەی ڕابوردووەوە تا ئەم ڕۆژە بینەری دەیان نموونەی زیندوو و لەبیرنەكراوین، كە ڕێكخراوە پاشكۆكانی پارتە ڕامیارییەكان بەناوی ژنانەوە، تەنیا ئەركیان سەربازگیریی ژنان بووە لە پارتەكاندا و ھەڵوەشاندنەوەی ھەموو پەیوەندییە كۆمەڵایەتییەكان، كە لەنێو ژناندا بە بەراورد بە پیاوان لەو پەڕی پتەوی و خۆڕاگرییدابوون، ڕەوایەتیدان بە كوشتنی ژنان و تیرۆر و ڕەشەكوژییان و پاساوھێنانەوە و بێدەنگەلێكردن یەكێكی دیكە بووە لە ئەركی ئەو ڕێكخراوانە**.

نەبوونی ڕەخنەی ڕادیكاڵ لە كولتوور لەنێو ژنانی ناڕازی

بەداخەوە، پاش ئەوەی كە ژنان بە كردەوە لە ڕاپەڕینی ئازاری ١٩٩١دا ھاتنە مەیدان و چەك لە شان داخوازی ئازادی و یەكسانیان بە گوێی كۆمەڵگەدا دا و ساڵانە یادی ڕۆژی ٨ی مارچ بوو بە دیاردەیەكی جێكەوتوو، كەچی ھێشتا ڕەخنەی كەسانێك كە خۆیان بە قسەكەری بزووتنەوەكە دەزانن، ئاستی ھوشیاریان لە دژایەتی باوك و ھاوسەر و داوای گۆڕینی چەند بەندیكی یاسا و كورتكردنەوەی ئازادی لە پۆشینی جۆرێك پۆشاك و كورتكردنەوەی یەكسانی لە یەكسانی مووچەی كۆیلەتی، تێپەڕینەكردووە و ھێشتا شتەكان بە ڕەش و سپی جیادەكەنەوە.

ھەڵبەتە گرفتەكە تەنیا لەوەدا نییە، كە ئەو ژنانە نایانەوێت، بەڵكو لەوەدایە، كە لەبەر  دەمارگیریی ناسیونالیستانەیان نەیانوێراوە و ئەوەیان دەركنەكردووە، كە ڕیشەكانی ستەم لە پێكھاتەی خێڵەكی كۆمەڵگەكەیاندایە، نەك بە تەنیا لە بە شێكی سەپێنراوی كولتوورەكەدا، كە ئایینە. ئەوان بۆ دەركێشان و خاوێنیشاندانی لاقی نەتەوەپەرستییان لە لیتەی (ستەم لە ژنان)، ھەموو ھەوڵێكیان بۆ دژایەتی ئایین و ناكوردبوونی ئایینەكە تەرخانكردووە. نائاگا لەوەی كە لەو ئایینانەدا كە ئەوان بە ھی نەتەوە چێكراوەكەیان دەیزانن، ھەرگیز ژنان ھاوتای پیاوان نەبوون و ئێستاش پاش ھەزاران ساڵیش ھەر ناین.

وەك ھەموومان دەزانین، ئایین بەشێكە لە كولتوور نەك پێچەوانەكەی. كاتێك كە ئایینێك پێچەوانەی كولتوورێك بێت، ھەرگیز بە ئاسانی ناتوانێت گشتگیرببێتەوە، ھەروەھا بە سەرنجدانێكی خێرای ناوچەكانی دیكەی ھەرێمی كوردستان، دەبینین وێڕای ئایینداریی قوڵی ئەو ناوچانە، كەچی ژنكوژی و مامەڵەكردن بە ژنانەوە وەك سەرمایە و مەڕوماڵات [ژن بە ژن و گەورە بە بچووك] تیایاندا نییە و  ئەگەر ھەشبێت تەنیا بە تێكەڵاوبوونی ناوچەكانی دیكە پەڕێوەتەوە و لەلایەن دانیشتوانی ئەو ناوچانەوە وەك دیاردەی ناوازە لەبەرچاودەگیردرێن. ڕاستە كولتووری خێڵ [پیاوسالاری] توانیویەتی ئایین لە خزمەتی دەسەڵاتەكەیدا بەكاربەرێت [بەتایبەت ئەو بەشانەی ئاییینەكە، كە لە نێوان خێڵگەرایی كورد و خێڵگەرایی بیابانی عەرەبیدا یەكانگیردەبن؛ ژنكوشتن، ژن بە ژن، گەورە بە بچووك، ژن لە جیاتی خوێن] بەو جۆرە دەبینین، پاگەندەی ژنانی ناسیونالیست، ئەوەی كە ئایینێك بە سەرچاوەی ھەموو نەھامەتییەكانی ژنان دەبینن، ھەم لە بەرامبەر ئەو دوو بەڵگەدا [لە كاتێكدا كە ئایین بەشێكە لە كولتوور، چۆن توانی ببێتە ئەلف و بێی سەراپای ژیانی كۆمەڵگەی جیاواز؟ ھەروەھا بۆچی ناوچەكانی دیكە، وێڕای زیاتر ئایینداربوونیان، كەچی ئەو دیاردانەیان تێدا نین، كە لەوانی دیكەدا ھەن؟] دەمیان دەبێت بە تەڵەی تەقیو و ھەم بیانەوێت و نەیانەوێت، خەریكن ڕەوایەتی بە دەسەڵاتی سەرووخەڵكی بەناوی نەتەوەوە دەدەن و دەیانەوێت بڵێن، ھەموو خراپییەكانی كولتوور و دەسەڵاتەكەیان، بۆ ئەو ئایینە دەگەرێتەوە، ئەگەر ئەو ئایینە نەبێت، ئەوا لە سایەی سەروەریی بۆرجوازی كورددا یا سەروەریی دەوڵەتی سێكیولاری چەپەكاندا، ئیدی ژنان بە ڕزگاری و ئازادی و یەكسانی ھەمەلایەنە دەگەن، ئەوان نائاگان یا دەیانەێت ئەوە بشارنەوە، كە ئاڵای بۆرجوازی ھەر نەتەوەیەك لەسەر باجی سێكسفرۆشخانەكان و زێدەبایی كاری ژنان وەك پیاوان، دەشەكێتەوە و لە دەوڵەتە سێكیولاریستەكانی ئەوروپادا ژنان لە ڕووی ئابوورییەوە پاشكۆن و مووچەی ژنان تا نزیكەی ٢٥% لە ھی ھاوكارە پیاوەكانیان كەمترە !

بە بۆچوونی من، ئەو دەنگانە ئەگەر دەستكردی فەرمانداریی بۆرجوازی كورد نەبن، ئەوا لە ناڕۆشنیی و كەم دەركییانەوە سەرچاوەدەگرن. ھەڵبەتە من نامەوێت ئەو خۆشباوەڕییە لەلای خوێنەری ئاییندار دروستبكەم، كە ئایین بەو تاوانە بەرامبەر ژنان دەستی خوێناوی نەبووە و نییە ! نا و نەخێر، ئایین وەك كۆڵەكەیەكی سەرەكی كولتوور، زۆرترین بەشی تاوانی بەردەكەوێت. من تەنیا دەمەوێت لینكی نێوان ئایین و كولتووری خێڵگەرایانەی كوردان نیشانبدەم، كە لەو ناوچانەی كە خێڵگەرا نین یا خێڵگەرایی لاوازبووە، وێڕای ئامادەیی تەواویی ئایین، كەچی ژنكوژی یا نییە، یا ئەگەر ھەشبێت، زۆر دەگمەنە و ھاوردەی خێڵگەرایی ناوچەكانی دیكەیە. ژنكوشتن كولتوورە و فشاری كولتوورە، كە باوك و برا و ھاوسەر دەكاتە ژنكوژ ! بۆ دەرككردن و  دیتنی ئەو ڕاستییە، دەتوانین زۆر بە ئاسانی لە ژیانی ڕۆژانەی كۆچەرە كوردەكانی ئەوروپادا ئەوە ببینین، ڕەفتاری ئەوانەی كە لە كۆمیونیتی كوردییەوە دوورن لەتەك ئەوانەی كە لەنێو كۆمیونیتی كوردیدا دەژین، جیاوازە، توندوتیژی و  دواكەتوویی و  زۆر شتی دیكە زۆر دەگمەنن، تەنانەت دەتوانین ئەو جیاوازییە لەنێوان ئەو ئەو خێزانە كوردییانەی كە بەردەوام وابەستەی كاناڵە تەلەفزیۆنییە كوردیی و عەرەبی و توركییەكانن و  ئەو خێزانانەی كە ھیچ وابەستەییەكیان بەو كاناڵانەوە نییە، بە ڕۆشنی بەدی بكەین. ھەروەك كاتی خۆی لە بارەی كوشتنی كیژەكەی “خولە كۆمەڵە” و خۆخستنەخوارەوەیدا نووسیم “ئەوە تەنیا خولە كۆمەڵە نەبوو، كە كیژەكەی كوشت، بەڵكو ئەوە ھەموو كۆمیونیتی كوردی بوو، ھەموو كۆمەڵگەی كوردی بوو كە كیژەكەی ئەوی كوشت”، من لە كوشتنی ھەر ژنێكدا تەنیا كەسێك یا چەند كەسێك تاوانبار نازانم، بەڵكو كۆی كۆمیونیتییەكە، كۆی ڕاگەیاندن و دەسەڵات و پارتەكان و كولتووری خێڵ و ئایین بە بەشدار و دنەدەری تاوانەكان دەزانم.

ھەروەھا ئەگەر سەرنجبدەین، دەبینین، كە ژنكوژی و نەھامەتی ژنان وێڕای ئەوەی كە بەھۆی نەخشەكانی ڕژێمی بەعس [ڕاگواستنی گوندەكان و شارنشینكردنی زۆرەكییانەی جوتیاران] و درێژبوونەوەیان لە ئەم ڕۆژەماندا، كەچی كوشتن و ڕەشەكوژی ژنان، بە بەراورد بە سەردەمی دەسەڵاتداریی شێخ و مەلا و فەقێ، سەدان جار زیادیكردووە و تەنانەت بە بەراوردێكی خێرای نێوان سەردەمی ڕژێمی داگیركەر و ڕژێمی بەناو “خۆیی”، دەبینین دیاردەی كوشتنی ژنان دەیان جار زیادیكردووە، كە دەبوو بە پێی پاگەندەی ناسیونالیستەكان و لۆجیكی گۆڕانی ژێرخانی ئابووریی پێكھاتەی كۆمەڵایەتی ژنان و خێزان [بێكاربوونی جوتیاران و پەیوەستبوونیان بە ڕیزی كرێكارانەوە] و سەرخانەكەی [جێگرتنەوەی دەسەڵاتی داگیركەر لەلایەن دەسەڵاتدارانی بۆرجوازی نێوخۆییەوە] كوشتنی ژنان و نالەباریی ڕێوشوێنی كۆمەڵایەتییان بەرەو باشبوون بگۆڕدرایە. ئەمە بێجگە لەوەی كە بە بەراورد بە سەد، پەنجا یا بیست ساڵی ڕابوردوو لە كۆمەڵگەی كوردستاندا ئایینداری لاوازبووە و دەنگی دژە-ئایین و  بێئایین زیادیكردووە و ئاشكراتر بووە، كەچی ژنكوژی ساڵ و مانگ و ھەفتە و ڕۆژ و سات و چركە پاش چركە، بەپێچەوانەوە لە پەرەسەندندایە.

بە بۆچوونی من، ھەم بە لۆجیكی پاگەندەی ناسیونالیستەكان و ھەم لۆجیكی ڕووداوەكان و كەتوار، شان بە شانی كوشتنی ژنان تەنیا یەك شت لە تەشەنە و قوڵبوونەوەدا بووە و ھەیە، ئەویش دەمارگیریی ناسیونالیستییە و  وەك دەزانین یەكەمین پەیامی دەسەڵاتی پارتە ناسیونالیستەكان و بۆرجوازی كورد لە یەكەمین ڕۆژەكانی پاش ڕاپەریندا، بۆ كۆمەڵگەی كوردستان تێكشكاندنی ڕاپەڕین و ھێزە شۆڕشگێڕەكەی [بزووتنەوەی شورایی] و ڕەشەكوژی ژنان بوو. بەپێچەوانەی پاگەندەی ژنە فێمینیستە دەسەڵاتخوازەكانەوە، بە بەراورد بە جاران ئایین ڕوو لە كزییە و ژنكوژی لە زیادبووندایە، بە پێچەوانەی پاگەندەی چەپەوە، ئایین تەنیا پایەیەكی كولتوورییە و ئەگەر كۆمەڵگە بەخۆی ئامادەیی پەسەندكردنی ژنكوژی نەبێت، ئەوا ھیچ ئایدیۆلۆجیایەك كارایی لەسەری نابێت و ناتوانێت بەوە ناچاری بكات. ئەوەی كە ھەموو پاگەندەكەرانی بۆرجوازی كورد [ناسیونالیستەكان و فێمینیستەكان و چەپەكان] نایانەوێت ڕۆشنایی بخەنەسەر، دیوی دژەمرۆییانەی كولتوورە، كولتوورێك كە ھەموو تاكەكانی كورد ھەر یەكە بە ڕێژەیەك تێیدا بەشدارە و لە تاوانەكانیشدا كە پاساوی كولتوورییان بۆ دەھێنرێتەوە [لەوانەش كوشتنی ژنان]، ھەمووان بەشدارین؛ بەشدارین ئەگەر بێدەنگە ھەڵبژێرین  و نەمانەوێت ھۆكارە بنەڕەتییەكەی دەستنیشانبكەین، كە تاوسەندنی ناسیونالیزمە [نەتەوەپەرستی وەك درێژبوونەوە و پەرەسەندی ڕەوتی خێڵگەرایی مرۆڤی ناھوشیار].

نەبوونی یا نەچوونەپای ڕەخنە لە ڕۆڵی ڕامیاربازی و دەسەڵاتی ڕامیاریی لە ستەم و ھەڵاواردنی ژناندا

یەكێكی دیكە لە لاوازییەكانی بزووتنەوەی ڕزگاریخوازی ژنان، نەبوونی ڕەخنەی ڕادیكاڵە لە پێكھاتە قووچكەییەكان یا قووچكەییبوونی پێكھاتەكان، ئەو پێكھاتانەی ھەردەم بەرتەریی و سەروەریی ھەندێك بەسەر ھەندێكی دیكەدا دەسەپێنن و دەپارێزن، كە خێزان ھەرە كۆنترین و بنەڕەتترینە بۆ ئەوانەی دیكە. خێزان لەو كۆمەڵگەیانەدا كە ژنان دارای ھیچ سەرچاوەیەكی ئابووریی بۆ گوزەران نین و لەو ڕووەوە  وابەستەن، بەگشتی پێكھاتەی خێزان نائاسۆیی [قووچكەیی]یە و  ئەگەر پیاو سەروەری خێزان نەبێت، ئەوا بە ھەمان باری نیگەتیڤدا ژنان سەروەرن. پاشان سیستەمی پەروەردە و خوێندن لە باخچە و خوێندگەكاندا ھەمان پێكھاتەی قوچكەیی ھەیە، لە شوێنی كار و فەرماندا ھەمان پێكھاتە پەیوەندییەكان ڕێكدەخات و لە سەرووی ھەموو ئەوانەوە سیستەمی بەڕێوەبەرایەتی كۆمەڵگە [سیستەمە ڕامیارییەكە] لەسەر ھەمان بنەمای سەروەر و ژێردەست ڕێكخراوە و پارلەمان وەك دەزگەیەكی باڵای ڕەوایەتیدان ھەمان بنەما و پێكھاتەی سەروو و خواری ھەیە، كەچی ژنانێك كە پاگەندەی ئازادیخوازیی و یەكسانیخوازیی دەكەن، ھیچ گرفتێكیان بەرامبەر ئەو پێكھاتانە نییە و بە پارێزەر و ئاراستەگەری نایەكسانییەكانیان نازانن. وەھا تێڕوانینێكی ڕواڵەتییانە بۆ ئازادی و یەكسانی سەرنجی لەسەر بنەما ئابوورییەكانی نایەكسانی لاداون و دەستەوداوێنی سەرۆكی باش و پارتی باش و پارلەمانی باش و فەرمانداریی باشی كردوون و ئەمەش بە نۆرەی خۆی كردوونییەتە پاشڕەوی ھێزە دەسەڵاتخوازەكان.

نەبوونی خوێندنەوە و دەركنەكردنی ڕۆڵی ژنانی ڕامیار و دەسەڵاتدار لە ڕاگرتنی ستەم و ھەڵاواردنی ژناندا

بەپێچەوانەی پاگەندەكەرانی شارچییەوە، كە كوشتنی ژنان بۆ لادیێیبوون و لادێییەكان دەگیڕنەوە، كۆمەڵگەی كوردی سەرەتای ھەزارەی سێیەم، ھەمان كۆمەڵگەی نیوەی یەكەمی سەدەی بیستەم نییە، كە ئاخا پیاوەكان بە پشتیوانی مەلا و شێخ و میرزاكانیان بڕیاردەری یەكەم و دوایین بوون. ھەنووكە ژنان كرێكار، مامۆستا، پارێزەر، بەرێوەبەر، شارەوان، ڕامیار و ئەندامی كۆمیتەی نێوەندی و نووسینگەی ڕامیاریی پارتەكان، پارلەمانتار و بازرگان و خاوەن كۆمپانیان. ژنان نەك ھەر لەو پێكھاتە قوچكەییانەدا بەپێی توانا ئابوورییەكەیان دەسەڵاتدارن، بەڵكو سی ساڵێك لەمەوبەر تەنانەت ژنی سەرۆك-خەفیفە ھەبوو و لە ئەم ڕۆژەشدا كەمینەیەك لە ژنان ھەروەك پیاوان بە پێی ڕێوشوێن و توانای ئابوورییان لە دەسەڵاتدان و خەریكی جادووگەریی ڕامیاریین و لە ستەمگەریی سیستماتیكی سەر ژناندا ھاوبەش و ھاوكاری پیاوانی ڕامیار و دەسەڵاتدارن. ژنان وەك پۆلیس و ئەشكەنجەدەر و فەرماندەر و بەڕێوەبەر و پارلەمانتار و ئەندامی باڵای پارتەكانن و وەك پیاوە ھاوكار و ھاوپیشەكانیان پێداگریی لەسەر پلەدوویی ژنان دەكەن و ڕەوایەتی بە نایەكسانیییەكان دەدەن. تێگەییشتن لەوەھا ھەڵوێست و ھاوبەرژەوەندییەك زۆر ئاسانە، چونكە بوونی ھەر نایەكسانییەك وەك پشتیوان و پارێزەری نایەكسانییەكی دیكە لە كۆمەڵگەی چینایەتیدا ڕۆڵی ئەفسوناوی دەگێرێت، پلەدوویی ژنان و پلەدووییەكانی دیكە، مسۆگەركەری ناھوشیاریی و ناكۆكی و پرشوبڵاوی چینایەتی ژێردەستان لە بەرامبەر ھێزی ڕێكخراوی چەوسێنەران لە پارت و پارلەمان و دەوڵەتدا، دەكات و ھەموو كاردانەوەیەكی پاسیفیستی و نیگەتیڤ، خۆبەخۆ ئاو بە ئاشی سەروەریی چینایەتیدا دەكات.

بەداخەوە ڕەخنەی زۆرینەی ژنانی ناڕازی لە ھەرێمی كوردستاندا نەیتوانیوە سنووری پێكھاتە قووچكەیی و دەسەڵاتەكان ببڕێت  و ئاسۆی كۆمەڵگە و پێكھاتەی ناقووچكەیی ببینێت. ھەر ئەم ھۆكارەیە، كە ئاوای كردووە ژنانی ناڕازی لە بازنەی بازبازێنی نێوان پێكھاتە قووچكەییەكاندا بسوورێنەوە و لە باشترین باردا ئاو بە ئاشتی پارت و ئاراستەیەكی دیكەی دەسەڵاتخوازدا بكەن.

ستەم ڕەگەزیی لە ژنان، ستەمێكی كولتووریی و ڕامیاریی و ئابووریی سیستماتیكە نەك ستەمگەریی سەرشێتانەی پیاوان

ھەڵوەشاندنەوەی سێنتریزمی پیاو [سێنتەربوونی پیاو لە ھاوكێشەكاندا] وەك بوونێكی كولتووری و ڕامیاریی، تەنیا بە ھەڵوەشاندنەوەی بوونی كولتووری و ڕامیاریی ژن مەیسەر دەبێت، نەك بە سێنتریزەكردنی ئەو بوونە كولتووریی و ڕامیارییەی كە ھاوكات بەرتەری بە بوونە پیاوییەكە دەدات بۆ سەروەریی كەمینەیەك لە پیاوانی دارا؛ لێرەدا مەبەست لە دارابوون تەنیا دارای دراو و سامان نییە، بەڵكو دارابوونی دەسەڵات و پێگەی ڕامیارییە، كە سیستەمی چینایەتی بە ئەوانی دەبەخشێت و كولتوور و ڕامیاریی دوو پایەی سەرەكی ڕاگرتنی ئەو سیستەمەن.

بۆ تێگەییشتن لەم ھاوكێشە، با بەم پرسیارە دەستپێبكەین؛ ئایا بەبێ ھەڵوەشاندنەوەی خودی ژنبوون وەك شوناسێكی كولتووری و ڕامیاریی، ھەڵوەشاندنەوەی پیابوون وەك شوناسێكی كولتووری و ڕامیاریی مەیسەر دەبێت؟

ئەگەر وەڵام بەم پرسیارە، نەخێرە، ئەی فێمینیستەكان چۆن و بۆچی دەخوازن بە گەڕانەوە بۆ سەر “ژن”بوون [بۆ سەر ئەو شوناسە كولتوورییە] ڕزگاری ژن مەیسەربكەن ؟

ئەمە دەقاودەق لاساییكردنەوە یا پەیڕەوكردنەوەی ھەمان چارەسەری ئایدیۆلۆجیە، كە تاكی ژێردەست و ستەملێكراوی بازنەیەكی كولتووری ھانای بۆ دەبات و ڕەدووی دەكەوێت؛ واتە گرێدانەوەی ڕزگاری نیشتمانی لە داگیركەر بە بوون و پێشمەرجبوونی دەوڵەتێك یا بەدەوڵەتبوون، لە كاتێكدا ستەمێك كە لە خۆی دەكرێت، سەرچاوەكەی بۆ پاوانگەریی دەوڵەتە گشتگیر و سەرتاپاگیرە چێبووەكان، كە لەسەر بنەمای ناسیونالیزەبوون پاگەندەی ڕەوایەتی خۆیان دەكەن، دەگەڕێتەوە، بەواتایەكی دیكە خودی بوونی دەوڵەت/ دەسەڵاتی سەرووزخەڵكی/ سەروەریی وەك پێكھاتەیەكی سەرتاپاگیر، ئامرازی مسۆگەركردنی ژێردەستەیی ئەوانەی دیكەیە.

وەك دەبینین و دەزانین، كە ژنبوون و پیاوبوون پێش ئەوەی دوو بوونی ڕەگەزیی جیاوازبن لە تایبەتمەندی سێكسیی و پێكھاتەی جەستەییدا، ئەوا دوو شوناسی كولتوورین و لە بەرامبەر ھاوواتای لاوازبوون [ژنبوون]دا، ھاوواتای بەھێزبوون [پیاوبوون] ھەیە، ئەم دوو شوناسە كولتووریە وەك شوناسە دەستكردە كولتووریی و ڕامیارییەكانی دیكە، تەنیا بە لەنێوبردنی شوناسە مرۆییەكەمان توانیوویانە جێگیرببن و لێرەشەوە پیاوبوون یەكسانكراوە بە مرۆڤبوون. ئیدی چۆن بە گەڕانەوە بۆ سەر ھەمان شوناس “ژنبوون”، دەتوانرێت ڕزگاری بەدیبھێنرێت، لە كاتێكدا پێچەوانەكەی دروستە، واتە بەدەستھێنانەوەی شوناسە گەردوونییەكە [مرۆڤبوون].

بۆ ئەوانەی كە سەرپێییانە وەڵام بە پرسیارەكە نادەنەوە، بەدڵناییەوە وەڵامەكە نەرێییە، بەڵام ئەمە خاڵی سەرەتای كار و تێگەییشتنە لە پرسیارەكە، چونكە بە نەرێی وەڵامدانەوە تەنیا بڕیاری وەرگرتنیمان داوە، نەك ھەڵوەشاندنەوەی، بەڵام ئەوەی ئەو بوونە یا ئەو شوناسە لە كوێوە سەرچاوەدەگرێت و لە خزمەتی چیدایە و بۆچی لە ھەموو قۆناخەكانی سیستەمە دەستكردەكاندا ئامادەیە، ھەر لە جێی خۆیدا دەمێنێتەوە و بڕیاری زۆرانبازیی ڕەگەزەكان بۆ سەروەربوون لە كایەی دەسەڵاتی كولتووری و ڕامیارییدا، بەردەوامی بە خۆبەرھەمھێنانەوەی ئەو شوناسانە دەبەخشێت و تەمەنی بنەماكانیان درێژتر دەكاتەوە.

لەبەرئەوە، ژنان بەبێ لەنێوبردنی پلەداریی [ئۆتۆریتە] ناتوانن زنجیرە كولتووری و ڕامیاریی و ئابوورییەكانی نایەكسانی بپچڕێن و ئازادی و یەكسانبوونیان بەسەر كۆمەڵگەدا و لەنێو پەیوەندییە كۆمەڵایەتییەكاندا بسەپێنن، ھەر بۆیە بەبێ ڕسواكردن و نەفرەتكردن لە دەسەڵاتخوازیی و بەرژەوەندیخوازیی فێمینیستانی ئۆتوریتەگەر، ئەوانەی كە لەم ڕۆژەدا دەیانەوێت سەرمایەگوزاری ڕامیاریی و كەسیی بەسەر بزووتنەوەی ئازادیخواز و یەكسانیخوازی ژنانەوە بكەن، ئەستەمە بزووتنەوەكە بتوانێت لە سوڕانەوەی نێو بازنەی بۆشی نەبوونی خۆھوشیاریی و ئامادەیی خۆڕزگاریی ژنان و پاشكۆیی بۆ پارتە ڕامیارەكان و دەسەڵات و ڕێكخراوە نافەرماندارییەكان [NGO كان] دەربچێت و پێ بنێتە قۆناخی سەربەخۆبوونەوە …

بە كورتی بە بۆچوونی من، ھەر كەس تەنیا دەتوانێت خۆڕزگارگەری خۆی بێت، تەنیا لە یەكگرتنی ھوشیارانەی خۆڕزگاركەرەكاندا، ڕزگاری ڕەگەز یا چین لە ژێردەستەیی مەیسەردەبێت. ئەوانەی كە پاگەندەی ڕزگاركردنی ئەوانەی دیكە [ژێردەستان؛ [ژنان، خەڵك، پڕۆلیتاریا، مرۆڤایەتی] دەكەن، كەسانی ڕامیارن و  پیشەیان ڕامكردنی خەڵكە بە ئایدیۆلۆجیایەك بۆ سەروەریی خۆیان، كە تەنیا لەو ڕێیەوە دەتوانن ناڕەزایەتی و خەونەكانی [ژنان، خەڵك، پڕۆلیتاریا، مرۆڤایەتی] بكەنە پەیژە بۆ گەیشتن بە ناوباگ و كورسی پارلەمان و مشەخۆریی  وخانەنیشینی پاشایانە و پلەكانی دەسەڵاتداریی و دەوڵەت !

********************************************************************

* ئەم بابەتەش پار [٠٩ی مارجی ٢٠١٣] نووسیومە، لەبەر بڵاوكردنەوەی بابەتی “یاداوەرییەكانی ٨ی مارچ”  مایەوە بۆ ئەم ساڵ و ئەم ڕۆژانە و بواری گەڕانەوە بۆ سەرلەنوێ پێداچوونەوەیم بۆ ڕەخسا.

** بە درێژایی تەمەنی بزاڤی چەكداری لە كوردستانی بەشی عیراقدا لە ناوچەكانەی ژێردەستی ھێزەكانی (پدكع) لە ١٩٦١-١٩٧٤، ناوچەكانی ژێر دەستی نووسینگەی ڕامیاریی (جیابووەكانی پدكع) ١٩٦٣- ١٩٧٠ و دواتریش پاش سەرھەڵدانەوەی بزاڤی چەكداری لە ناوچەكانی ژێر دەسەڵاتی (ینك) و ناوچەكانی ژێر دەسەڵاتی (پدكع) و بەرەی (جود) و (جوقد)دا ژنان لەلایەن ئاخاكان و كەسوكارییانەوە كوژراون و ھەروەھا ئەو كچ و كوڕانەی كە لەبەر ھەڕەشەی ڕژێمی بەعس یا سەرۆكی چەكدارە بەكرگێراوەكان و كەسوكارییانەوە ھەڵدەھاین، لەلایەن پێشمەرگەكانی ئەو لایەنانەوە دەكوژران. دواتریش لە ڕۆژانی ڕاپەرێندا ھێزەكانی بەرەی كوردستانی دەستبەچی كەوتنە تیرۆری ژنان و لەو كاتەوە تا ئەم ڕۆژە ھەزاران ژن ڕەشەكوژی و كوژراون، تا پێناوێك بۆ پلەدوویی و ژێردەستی مرۆڤەكان ھەبێت، ژنان و تاكە بێدەسەڵاتەكانی دیكە ھەر دەكوژرێن.

“آنارشیسم” به چه معناست؟

“آنارشیسم” به چه معناست؟

به نقل قول از Peter Kropotkin، آنارشیسم “سوسیالیزم بدوندولت است.” [Anarchism, p. 46] به عبارت دیگر، “آنارشیسم به معنایمنسوخ کردناستثمار و ستم انسان به انسان که همان لغو مالکیت خصوصی (همچون کاپیتالیسم) و حکومت است، می باشد.” [Errico Malatesta, Towards Anarchism, p. 75]

بنابراین، آنارشیسم نظریه ای سیاسی است که هدفش ایجاد جامعه ای است بدون سلسله مراتب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. آنارشیست ها ادعا می کنند که آنارشی — بدون حکمران — نوع قابل اجرایی از سیستم اجتماعی است کهبرای بیشینه کردن آزادی فردی و برابری اجتماعی کار می کند. آن ها آزادی و برابری را در یک رابطه ی متقابلوتنگاتنگ می بینند. و یا آنچنان که Bakunin در جمله ی مشهور خود می گوید:

“ما به این باور رسیده ایم که آزادی بدون سوسیالیزم یعنی ستم و بی عدالتی، و سوسیالیزم بدون آزادی یعنی بردگی و بیرحمی.” [The Political Philosophy of Bakunin, p. 269]

تاریخ جوامع انسانی این مسئله را ثابت می کند که آزادی بدون برابری آزادی برای قدرتمند است. و برابری بدون آزادی غیرممکن بوده و توجیهی برای بردگی است.

اگرچه انواع مختلفی از آنارشیسم وجود دارد (از Individualist Anarchism تا Communist Anarchism) اما تمام آن ها دو نکته را در بطن خود در اشتراک دارند؛ مخالفت با حکومت و مخالفت با کاپیتالیسم. به نقل قول از Individualist Anarchist (آنارشیست فردگرا) — Benjamin Tucker — آنارشیست ها “بر منسوخ کردندولت و برانداختن رباخواری، حکومت انسان بر انسان و استثمار انسان توسط انسان پافشاری می کنند.” [Native American Anarchism, p. 140] تمام آنارشیست ها سود، بهره و کرایه را به چشم رباخواری (یا استثمار) می بینند و با آن و شرایطی که آن را به وجود می آورد به اندازه ی دولت و حکومت مخالفت می کنند.

آنچنانکه Susan Brown “زنجیره ی اتحاد” آنارشیسم می نامد”محکومیت همگانی سلسله مراتب و سلطه گرایی و میل به مبارزه برای آزادی یکایک انسان هاست.” [The Politics of Individualism, p. 108] برای آنارشیست ها، انسان نمی تواند به آزادی برسد اگر در چنگال حکومت و یا قدرت کاپیتالیست باشد. چنانچه Voltairine de Cleyre در خلاصه ی خود می آورد:

“آنارشیسم… امکان جامعه ای را آموزش می دهد که نیازهای یکایک افراد در آن تامین شده وپرورش کاملذهن و جسم سرلوحه ی زندگی همگان است… [آنارشیسم] می آموزد که دستگاه غیرعادلانه و ستمگر تولید و توزیع کنونیعاقبت بایستی نابود شده و توسط سیستمی جایگزین شود که آزادی کار کردن را برای همگان– بدون نیاز به اربابی که کارگر باید قمست عمده ای از تولید خود را به او بفروشد — ضمانت می کند. آنارشیسم از انسان مطیع وغافلیک ناراضی می سازد و ازشورشیبی اطلاعیک ناراضی هوشیار… آنارشیسم به دنبال بیدار کردن حس آگاهی انسان نسبت به ستم و بیداد بوده، خواستار جامعه ای بهترو حسی برای ادامه ی جنگ پایان ناپذیر بر علیه کاپیتالیسم و حکومت است.” [Anarchy! An Anthology of Emma Goldman’s Mother Earth, p. 23-4]

از اینرو، آنارشیسم نظریه ای سیاسی است که طرفدار ایجاد آنارشی — جامعه ای استوار بر قائده ی “بدون حکمران” — است. برای دست یافتن به این هدف “آنارشیست ها نیز همچون تمام سوسیالیست ها باور دارند که زمان مالکیت خصوصی زمین، سرمایه و ماشین آلات به سر آمده و محکوم به ناپدید شدن است. و اینکه ابزار تولید بایستی دارایی مشترک جامعهباشد و مشترکاتوسط تولید کنندگان ثروت اداره گردد. و… آن ها متذکر می شوند که تشکیلات سیاسی ایده آل دریک جامعه زمانی رخ می دهد که اختیارات و کار دولت به حداقل خود برسد…و اینکه هدف نهایی جامعه کاهش اختیارات دولت به صفر است. و این همان جامعه ی بدون دولت — آنارشی — است.” [Peter Kropotkin, Op. Cit., p. 46]

آنارشیسم جامعه ی امروز را تجزیه و تحلیل کرده و نقد می کند. اما در عین حال تصویری از پتانسیل جامعه ی جدید را ارائه می دهد؛ جامعه ای که نیازهای بخصوص انسان که جامعه ی کنونی آن ها راانکار می کند راتکمیل می سازد. این نیازها به طور بسیار ساده آزادی، برابری و اتحاد هستندکه در قسمت دوم این FAQ به بحث گذارده خواهند شد.

آنارشیسم تجزیه و تحلیل انتقادی را با امید به هم آمیخته، و یاآنچنان که Bakunin در روزهای ابتدایی خود اشاره می کند، “انگیزه برای ویران کردن، انگیزه ای آفریننده و خلاق است.” هیچکس نمی تواند جامعه ای بهتر بسازد بدون اینکه درک درستیاز نقایص و مشکلات جامعه ی کنونی داشته باشد.

اما باید تاکید کنیم که آنارشیسم فراتر از تجزیه و تحلیل وارائه ی تصویریاز جامعه ی جدید است. آنارشیسم ریشه در مبارزه دارد؛ مبارزه ی ستمدیده برای آزادی خود. به عبارت دیگر، آنارشیسم راه جدیدی را به جامعه ای استوار بر نیازهای مردم — و نه قدرت — ارائه می کند وزمین خاکی مانرا به سود و منفعتترجیج می دهد. به نقل قول از آنارشیست اسکاتلندی — Stuart Christie:

“آنارشیسم جنبشی است برای آزادی مرد… واقعی، دموکراتیک و طرفدارمساوات بشر است … آنارشیسم بهعنوان مبارزه ای مستقیم از سوی ستمدیده وبر علیهظلم، ستم و استثمار آغاز شد و همچنان نیز ادامه دارد. آنارشیسم بافزونی یافتندسیسه آمیز قدرتحکومت و عادات و صفات مهلک مالکیت فردی مخالفت می کند. این دو — با هم و یا به تنهایی — فقطمنافع عده ای خاص رابهقیمت منافع دیگران تامین می کنند.

“آنارشیسم همتئوریک و هم عملی است. از نظر فلسفی، آنارشیسم قصد ایجاد بالاترین درجه یاتحاد، هماهنگیو مصالحه بین افراد، جامعه و طبیعت را دارد. از نظر کاربردی، هدف آنارشیسم بدینگونه است که ما خود را آنچنان سازمان دهیم و به نوعی زندگی کنیم که سیاستمداران، دولت ها، حکومت ها و صاحب منصبان آنان را به امری غیر لازم و اضافی تبدیل سازیم. در یک جامعه ی آنارشیست، افراد با احترام متقابل در اجتماعات غیر اجباری (بدون رابطه یرئیس و مستخدم)سازمان داده خواهند شد و ابزار تولید و توزیع در مالکیت عموم خواهد بود.

“آنارشیست هاانسان هاییخیالباف با قوائد و تفکراتانتزاعی نیستند… آنارشیست ها بسیار خوب می دانند که یک جامعه ی کامل وعالی همینفردا به دست نخواهد آمد.در واقع این مبارزه برای همیشه ادامه خواهد داشت!

“سرانجام، این مبارزه است که نتیجه را تعیین می کند. و پیشرفت به سوی یک اجتماع معنی دار بایدبا مخالفت کردن و ایستادن در مقابل هر نوع بی عدالتی و ستم آغاز شود. به طور عامیانه تر، این به معنایمخالفت کردن باهر نوع استثمار وبه مبارزه طلبیدنحقانیت هر نوعحاکمیت اجباریاست. آنارشیست ها اگر تنها یکاعتقاد غیرقابل تغییر داشته باشند،این است که زمانی که عادت تسلیم شدن به سیاستمداران و ایدوئولوژی پردازان از بین برود، و زمانی که مقاومت در برابر سلطه گرایی و استثمار پدیدار شود، آن زماناست که مردم عادیقادر خواهند بود تاتمام جنبه های زندگی خود را در هر زمان و هر مکانی — آزادانه و عادلانه — اداره کنند.

” آنارشیست ها نهجدا از مبارزات مردمیهستند و نه قصد تسلط بر آن را دارند. آنان تلاش می کنند تا آنچه را که می توانند به صورت عملی انجامدادهو در بالا بردن حس خودسازی فردی و همبستگی و انسجام گروهی مساعدت و همکاریکنند. این مسئله بسیار مهم است که ماتفکرات و ایده های آنارشیست ها در مورد روابط داوطلبانه، تساوی و برابریدر تصمیم گیری ها، یاری متقابل و انتقادات آنان از تماماشکال تسلط و تحکم در جنبش های فلسفی، اجتماعی و انقلابی را در نظر داشته باشیم.” [My Granny made me an Anarchist, p. 162-3]

آنارشیست هاباور دارندکه آنارشیسم به طور ساده بیانی تئوریک از توانایی ما برایسازمان دادنخود و اداره ی جامعه بدون نیاز به اربابان و سیاستمداران است. آنارشیسم اجازه می دهد تا طبقه ی کارگر و دیگر مردم ستمدیده از قدرت خود به عنوان طبقه آگاه شده، از منافع خود دفاع کرده و برای تغییر دادن اساسی جامعه مبارزه کنند. فقط با انجام این است که ما می توانیم جامعه ای مناسب را برای انسان به وجود آوریم.

آنارشیسم یک فلسفه ی انتزاعی نیست. ایده ها و نظریاتآنارشیست هر روزبه مرحله ی اجرا گذارده می شوند. هر زمان که انسان ستمدیده برای حقوق خود به پا می خیزد، برای آزادی خود اقدام می کند، همبستگیو تعاون را به مرحله ی اجرا می گذارد، و خود را بدون ارباب و رهبر سازمان می دهد، آنجاست که روح آنارشی متبلور می شود. آنارشیسم تنها سعی می کند تا این تمایلات آزادیخواهانه را قدرت بخشیده و آن رابارور سازد. همانطور که در قسمت های آینده در مورد آن بحث خواهیم کرد، آنارشیست ها تفکرات و ایده های خود را به راه های گوناگون در درون سیستم کاپیتالیست به کار می برند تا اندکی آن را تغییر دهند تا زمانی که به طور کامل از آن رهایی یابند.

 

**********************

منبع ترجمە: جنبھە نجات حیوانات

پرسشهای متداول آنارشیستی / A.1.4

http://no-compromise.blogfa.com/8703.aspx

An Anarchist FAQ – انگلیسی

http://anarchism.pageabode.com/afaq/index.html
زبانھای دیگر

http://anarchism.pageabode.com/afaq/translations.html

الرواج الاقتصادي وفرق الموت

الرواج الاقتصادي وفرق الموت

الحشد والتعبئة الجماهيرية والاستقطاب الاجتماعي الذي ادى الى الحرب الاهلية كان قمة ازمة اجتماعية استحكمت في اسبانيا طوال عقود. بدأت الازمة في الاعلان عن نفسها ابان فترة الحرب العالمية الاولى. اتخذت اسبانيا وضع الحياد اثناء الحرب واصبحت قادرة على التجارة مع كلا الطرفين: الحلفاء والمحور. بدأت عملية رواج للصناعة الكثيفة والتمدين في قطالونيا. واستمر كل هذا الازدهار اثناء الرواج العالمي للعشرينات. في تلك الفترة كانت برشلونة اسرع المدن في غرب اوروبا نموا. نشأت ضواحي صناعية سريعا حول المصانع الجديدة. كانت برشلونة مركزا تجاريا كبيرا في البحر المتوسط منذ العصور الوسطى، وكانت بيتا لطبقة رجال الاعمال في شتى مجالات الاقتصاد.

ايضا ادى الرواج الاقتصادي بسبب الحرب العالمية الاولى الى نمو المنظمتان الرئيسيتان للعمال في اسبانيا، الكونفدرالية والاتحاد العام. وشجعت الثورة الروسية في فبراير ١٩١٧ ايضا على ظهور اتجاه راديكالي بشكل متنامي. كانت اعلى نقطة في الكفاح العمالي اثناء الحرب العالمية الاولى اضرابا وطنيا عاما في ١٩١٧، ايدته كلتا المنظمتان، الكونفدرالية والاتحاد العام. في برشلونة سادت الكونفدرالية على المدنية حتى تحرك الجيش لقمع الاضراب. (رواية فيكتور سيرج “ميلاد سلطتنا” هي رواية مؤثرة عن احداث الاضراب العام في برشلونة عام ١٩١٧).

لمواجهة التهديد المتنامي للكونفدرالية في قطالونيا، بدأ سيفريانو مارتينيز انيدو، رئيس شرطة برشلونة، تجنيد مسلحين لاغتيال مسئولي ونشطاء الكونفدرالية، بمساعدة البوليس. قدم اصحاب الاعمال ومسئولو الكنيسة الكاثوليكية الرومانية التمويل اللازم لفرق الموت هذه. اثناء هذه الفترة وقعت ٤٤٠ محاولة قتل عمال في قطالونيا . اجبر العمال على الانضمام قسرا لنقابات العمال “الصفراء”، (“الاتحادات النقابية الحرة”)، تحت تهديد السلاح. قلب صغير من العمال الكارليين المتدينين كانوا قد شكلوا هذه النقابات الحرة. الكارلية كانت شكلا من الفكر السياسي الكاثوليكي اليميني في اسبانيا. كرد فعل، شكل بعض الاناركيين الشباب مجموعات عمل مسلح، قامت بعمليات ثأرية اغتالت فيها اصحاب الاعمال وزعماء الكنيسة الذين شاع عنهم تمويلهم لفرق الموت تلك.

لسنوات ظلت اسبانيا تحاول التمسك باخر قطعة ارض من امبراطوريتها في المغرب. في ١٩٢٣ احدى الحملات العسكرية في المغرب، ارسلها الملك الفونسو، افضت الى كارثة راح فيها ١٠ الاف جندي اسباني. اطبق الجيش بالديكتاتورية على اسبانيا، برئاسة الجنرال ميجويل بريمو دا ريفيرا، جزئيا كوسيلة لقمع الغضب الناتج عن هذه الكارثة. تم حظر الكونفدرالية في عموم البلاد. تقدم بريمو دا ريفيرا مخططا لدمج الاتحادات النقابية في الدولة بواسطة هيئات التحكيم؛ وشجع الجنرال مشاركة الاتحاد العام للعمال بوصفه بديل “اكثر مسئولية” من الكونفدرالية. “النقابات الحرة”، التي بشرت بالتناغم بين العمل ورأس المال وبشكل من الفاشية الكهنوتية البروليتارية، تنافست مع الاتحاد العام للعمال على التمثيل داخل هيئات التحكيم. شكلت النقابات الحرة، بدعم من الدولة ورجال الاعمال، منظمة على المستوى القومي عام ١٩٢٥ (الفدرالية الوطنية للنقابات الحرة – FNSL) بعضوية ٢٠٠ الف ، مساوية في الحجم تقريبا للاتحاد العام للعمال.

 

*********************

مصدر : الاناركية مجتمع بلا رؤساء او المدرسة الثورية التي لم يعرفها الشرق

إعداد وعرض: احمد زكي

الاناركية الثورة الروسية في اوكرانيا  ١٩١٧ – ١٩٢١