خيانت به انقلاب از درون



 

پنج شنبه 3 ژوئيه 2003

نستور ماخنو يكي از آن شخصيت هاي نمادين تاريخ انقلابي است كه براي توصيف سير زندگي او بايد از تكنيك روايي داستان هاي مصور استفاده كرد. پس فرانسوا هوبورژه (١) را به خاطر اين برگ از تاريخ سپاس گوييم، كه او حماسه اي تحسين برانگيز در باب جنبش عصياني آنارشيستي اوكراين در فاصله ١٩١٨ تا ١٩٢١ نوشته است، جنبشي كه بسيار ناشناخته بود و تا مدت ها تصوير قلب شده اي از آن ارائه مي شد. دهقانان اوكرايني به ويژه در جنوب كشور، با خودداري از پذيرش شرايط پيمان برست ـ ليتووسك (Brest-Litovsk منعقده در مارس ١٩١٨) كه طي آن مقامات جوان بلشويك اوكراين را به امپراتوري اتريش ـ آلمان واگذار كردند، در قالب يك ارتش پارتيزاني گرد هم آمدند و يك نفر را از ميان خودشان به فرماندهي ارتش برگزيدند.

نستور ماخنو نه تنها نشان داد كه استراتژي پرداز بي همتايي است، بلكه با نيرويي كه از اعتقادات آنارشيستي خود مي گرفت توانست نظام تقسيم اراضي و قانون اساسي شوراها را به اجرا بگذارد. در اين قانون، شوراها از جايگاه مجامع آزاد فدرال برخوردار بودند. به همين دليل، پس از پيمان صلح ١١ نوامبر ،١٩١٨ او با نيروهاي ملي گراي سيمون پتليورا (Simon Petlioura) و سپس با روس هاي سفيد به فرماندهي آنتون دنيكين (Anton Denikine) كه تحت حمايت نيروهاي متفق فرانسوي ـ بريتانيايي قرار داشت به كارزار پرداخت؛ نيروهاي متفق درصدد بودند كه به هر قيمتي شده از گسترش جنبش انقلابي به سوي اروپاي شرقي جلوگيري كنند.

ارتش پارتيزاني ماخنو ضمن حفظ استدلال خود با ارتش سرخ در مقابل اين دشمن مشترك يك پيمان توافق به امضا رساند، اما بعدها به اين ارتش پارتيزاني خيانت شد و جنبش از هم فروپاشيد. از نظر تروتسكي، اين ارتش فقط “شورشي با عناوين پوششي بود كه تلاش مي كرد حكومتي بورژوازي را به نفع كولاك ها به قدرت برساند. ” [كولاك به كشاورزان ثروتمند پيش از انقلاب روسيه گفته مي شود]. اما در واقع، مدافعين حكومت تك حزبي نمي توانستند تحقق عملي شعارهاي استقلال و دموكراسي مستقيم را تحمل نمايند. ماخنو كه تحت تعقيب قرار گرفته بود مجبور شد در اوت ،١٩٢١ ميدان نبرد را ترك و به كشور روماني پناهنده شود؛ او سرانجام در سال ١٩٢٥ به پاريس رسيد، مدتي در شركت رنو مشغول به كار شد و سرانجام در حالي كه تقريبا از سوي همه به فراموشي سپرده شده بود در ژوئيه ١٩٣٤ در اثر بيماري سل در گذشت.

اگر او دو سال ديگر زنده مي بود مي توانست شاهد روزهاي انقلابي در ژوييه ١٩٣٦ باشد، روزهايي كه مردم اسپانيا در حالي كه مورد حمايت مبارزين آنارشيست، سوسياليست و ماركسيست قرار داشتند ، گروه گروه به خيابان ها آمدند و تلاش براي كودتا عليه دولت جمهوري را به شكست كشاندند، كودتايي كه با Pronunciamento (بيانيه) از سوي ژنرال فرانكو انجام گرفت، اين حركت مردم خيلي سريع منجر به سرنگوني نظم حاكم شد.

هانس اريش كامينسكي(٢) ( (Hans Erich Kaminsky به بررسي اين امر مي پردازد كه در شهرهاي كوچك و روستاهاي كاتولونيا انقلاب چه شكل و صورتي به خود گرفت: هدايت كميته هاي انقلابي غالبا به دست آنارشيست هاي سنديكاليست بود. فليكس كاراسكور (٣) (Felix Carras quer) نيز روايت دست اولي درباره تشكيل مجامع زراعي به وسيله كشاورزان آراگون برايمان نقل مي كند، كشاورزاني كه پيشگامان جامعه بي طبقه بودند. سدريك دوپن (٤)(Dupont (Cédricنيز به نوبه خود به ما يادآوري مي كند كه اين انقلاب اجتماعي فقط به صنايع و كشاورزي محدود نمي شد، بلكه عرصه هايي همچون حمل و نقل، خدمات، بيمارستان ها، آموزش، سينما و غيره را نيز در بر مي گرفت و دامنه آن تنها به كاتالونيا و آراگون محدود نبود.

اما از ماه هاي مه و ژوئن ،١٩٣٧ انقلاب اسپانيا به دست استاليني ها از قفا خنجر خورد. حزب كمونيست اسپانيا كه در ژوييه ١٩٣٦ اقليتي بسيار كوچك را تشكيل مي داد، با تكيه بر طبقه خرده بورژوازي در داخل كشور و اتحاد شوروي در خارج، رفته رفته بر قدرت و اهميت خود افزود. اين در حالي است كه علي رغم كمك هاي گسترده آلمان نازي و ايتاليا فاشيست به طرفداران فرانكو، نيروهاي فرانسوي – بريتانيايي از هر گونه مداخله خودداري كردند.

خوزه فرگو(José Fergo) در آخرين شماره از A Contretemps(٥)به مناسبت ترجمه كتاب Spain betyard به زبان اسپانيايي،(٦) هدف دوگانه استالين را به طرز قابل توجهي مورد تحليل قرار مي دهد: هدف او اين بود كه به هر وسيله ممكن از توسعه انقلاب اجتماعي جلوگيري كند و نوعي دموكراسي خلق را پي ريزي كند كه كاملا به او [استالين] وابسته باشد و نتيجه چنين مقاصدي را مي دانيم. . . گفتني است كه كتاب Spain betyard، توسط ماري هابرت ((Mary Habert رونالد رادسو (Roland Radson) و گرگوري سواستيانو Sevastianov) Gregory) نوشته شده و متكي به بررسي نظام مند آخرين بايگاني هايي است كه به جنگ داخلي اسپانيا اختصاص دارد و اكنون در مسكو در معرض دسترسي عموم است.

 

پي نوشت ها:

١. Makhno: lشukraine libertaire ١٩١٨ . ١٩٢١, Editions Libertaire et du Monde دو جلد، ٧٠ صفحه، هر جلد ١٠ يورو Libertaire Paris, ٢٠٠٢,

٢.Ceux de Barcelone, Allia,Paris , ٢٠٠٣ ١٩٠ صفحه، ١٨ يورو

٣. Les Collectivités,ďAragon:Espagne ٣٦-٣٩ . Ed.CNT-RR,paris,٢٠٠٣,٢٩٢ صفحه، ١٢ يورو

٤. Ils ont osé! Edition du Monde Libertaire Paris,٢٠٠٢. ٤٠٨ صفحه، ١٥ يورو

٥ . A Contretemp,n ١١, mars ٢٠٠٣, c/oF.٥٥ Gomez ٥٥. rue des Prairies, ٧٥٠٢٠ . Paris

٦. España Traicionada : Stalin y la guerra Civil, Planta, ٢٠٠٢, ٦٢٨ صفحه Spain Betrayed, Yale University Press, . ٢٠٠١

http://sipncntait.free.fr/article_502.html



ڕۆژی#یەکی_ئایار سیمبوڵی مانگرتنی گشتیی و بەرەنگاربوونەوەی سەروەریی چینایەتی

#١ی_ئایار بۆ کرێکاران ڕۆژی بەرەنگاری کۆیلەتییە، بۆ چەوسێنەرانی کرێکاران ڕۆژی ئاهەنگ و شادی مانەوەی سەروەریی چینایەتی!

#١ی_ئایار بۆ کرێکاران سیمبۆڵی یەکێتی چەوساوان و مانگرتنی گشتیی بوو و هەیە، بۆ پارتییە چەپەکان ڕۆژی مێگەلکردنی کرێکاران لەنێو حزبەکان و دوورخستنەوەیان لە خۆڕێکخستنی کۆمەڵایەتیی!

#١ی_ئایار ڕۆژی ڕەتکردنەوەی کار و کرێکار بوون بوو و هەیە، بۆ ڕامیاران و حزبەکان و دەوڵەتەکان ڕۆژی پیرۆزکردنی کار بووە لە ڕوسیەی بۆلشەڤیکی تاکو ئاڵمانیای نازی و ئۆروپای دێمۆکراتیی ئێستا!

#١ی_ئایار خاڵی دەرکەوتن و تەقینەوەی شۆڕشی کۆمەڵایەتیی کرێکاران بوو، بۆ دەوڵەتگەرایان ڕۆژی توندکردنەوەی زنجیرەکانی یاسای سەروەریی چینایەتی!

#١ی_ئایار بۆ کرێکارانی هوشیار ڕۆژی خۆڕێکخستنی جەماوەریی و کۆمەڵایەتییە، بۆ حزبچییەکان ڕۆژی خۆشباوەڕکردنی کرێکارانە بە «ڕابەری باش و حزبی باش و حکومەتی باش و چەوسێنەری دێمۆکرات نیشتمانپەروەر نەتەوەپەرست»!

#١ی_ئایار بۆ کرێکارانی یاخی ڕۆژی ڕەتکردنەوەی بوونە چینایەتییەکانی کۆمەڵی مرۆڤایەتییە، بۆ ڕەوتە چەپەکان ڕۆژی پیرۆزکردن و پێویستبوونی دەوڵەت!

تایبەتکرا

We stand against the military attacks of the Turkish state and call for the mass resistance ***** وێڕای ڕسواکردنی ھێرشەکانی دەوڵەتی تورکیە، بەرەنگاریی کۆمەڵایەتیی بانگەواز دەکەین ***** Gegen den Militärangriff des Türkischen Staates – Aufruf zum  Massenwiderstand ***** Forum des anarchistes de langue Kurde : Nous nous opposons aux attaques militaires de l’État turc au Kurdistan [irakien] et appelons à la résistance de masse

 

We stand against the military attacks of the Turkish state and call for the mass resistance

Once more, as with the last thirty years, the Turkish state’s military forces with the support of the Kurdistan Regional Government (KRG) and the political parties that are within the regional government, launched a military attack against its opponents and radical social movements in the area. The military attacks have always been through land, also by fighter jets and recently by drones.

In the meantime throughout all this period the resistance of oppressed people and libertarians continued against these military attacks by the Turkish government. The resistance took different forms including people’s march for peace and against war, protests and attacks against the military basis of Turkish forces inside Kurdistan, campaigns of boycotting Turkish goods, blockade of production sites and attacks against Turkish companies wherever they are present.

The Turkish state is not only attacking the Iraqi Kurdistan and Rojava, in fact its political and military power has been extended to the Middles East, North Africa and the Nagorno-Karabakh conflict.

The Turkish state is doing all these as a second powerful member of NATO before the eyes of the so called “international community” under the justification of protecting the human rights and the values of Islam. It does that by crossing all the borders without any restrictions and have been supported by the US, UK and the EU.

Having saying that, we are not complaining against or blaming the KRG, the Iraqi government or the political parties that are in power, because we know that they are united by their class interests. In our eyes they all are a united enemy class that support the capitalist state in Turkey against working class and exploited people. In opposition to them, we call for our unity with the whole exploited people in the region and the world and ask their support and solidarity.

We Kurdish-speaking anarchists have always been and will always remain against all types of wars. Our positions and attitudes regarding this were very clear. In the meantime we were supported the will and the struggles of the grassroots movement and the libertarians in Kurdistan, Iraq and Middle East.

We have tried, in the line of historical background of the libertarian position, to not take part in any sides of the wars. We have never surrendered to the ideologies of fighting against fascists or defending the homeland as excuses for taking part in wars side by side with the national Bourgeoisie or by the side of nationalist parties. We do not make distinctions between states whether they are small or big, developed industrialized or under developed and not industrialized country, imperialist or colonized. We never supported state’s military or its militia as we are against all kinds of superiority, class domination and authoritarianism. We struggle against all ideologies, like, protecting “our” country, nationalism, religion, dictatorial or democratic country, and Neo-liberal.
Therefore, considering our extremely limited forces, our imbalanced social force against the armies, the armed action’s uselessness in this given situation, we have resisted and will resist all attempts that try to drag us into military conflicts, into sacrificing ourselves to the interest of one side and into defending the nation and the state. So, we appealed to our comrades and supporters to continue and develop a non militaristic social struggle.

For us the anarchist, the issue is not only that we must not be part of any sides of the war between states and infighting militias, but it’s most importantly about maintaining and developing the social revolutionary front of the oppressed against the capitalist system, all armies and militias, against wars and inter bourgeois conflicts whenever that will be.

In such circumstances, if we cannot fight directly against the war, but we can at least, direct our actions and prioritize our tasks to develop and reinforce the anarchist movement through our involvement within the social movements of resistance and struggles.

Our war is the Self organizing of our struggles and of our resistances, it’s the social revolution and this cannot be achieved through any other methods like armed struggle, regime changes, parliamentary system and the political parties’ power plots. The history and the experience of the past struggles shows us that the social resistance and the social revolution rely on the revolutionary conscientiousness that emerges from the daily struggle of oppressed people in the society. We see ourselves as part of the same class movement and we are taking part in it to achieve our historical dreams.
when we are not strong enough to the level of being able to resist the war as an autonomous force, we instead can form an attacking combative resistance against the state on other social struggles.

It’s clear that even an armed resistance without having a clear class conscientiousness behind it, it will eventually transform to another form of domination over people or at least it will be controlled under the influence of the state for its benefits.
The defending of a liberated place or territory although it might not be right, we believe without any hesitation that defending it by weapons is our duty.

In line of the above for the present time we believe the below steps are necessary as immediate actions:

– General strike wherever is possible that can paralyze the movement of economy and military and sabotage the war mechanism .

blockading transportation of oil and gas to Turkey as both are the reasons for many of the current wars.

– Boycotting all Turkish goods, products and its companies wherever they are. replacing those goods by supporting and relying on local goods and products and trying to set up cooperatives and communes.

– Boycotting the Turkish state media channels and its culture centers wherever they are.

– Boycotting traveling with the Turkish airlines and holidays to Turkey.

– Calling on police, solders and Peshamarga to take the mutiny actions and to put their weapons down, leaving there barricades and the war fronts.

Encouraging people to protest against the Turkish military bases and its companies in Kurdistan.

– Self-organizing and preparing for any potential situation that may happen in the future, whether it is resistance or anything else.

– Collecting the basic necessities and providing support to displaced people from their land and support them to flee from this war.

– Broadcasting and writing about the crimes that the Turkish military commit, including killing innocent people, lifestocks and destroying villages and environment.

– Calling for a mass uprising in Kurdistan against the current KRG power as they are our direct class enemy and our exploiters, to support people and take part however and whatever we can.

Kurdish-speaking Anarchist Forum

19th April 2022

http://www.anarkistan.net

http://www.issuu.com/anarkistan

http://www.twitter.com/anarkistan

http://www.facebook.com/sekoy.anarkistan

http://www.facebook.com/groups/Pertuky.Anarky

anarkistan[a]riseup.net

زیاتر بخوێنەرەوە “We stand against the military attacks of the Turkish state and call for the mass resistance ***** وێڕای ڕسواکردنی ھێرشەکانی دەوڵەتی تورکیە، بەرەنگاریی کۆمەڵایەتیی بانگەواز دەکەین ***** Gegen den Militärangriff des Türkischen Staates – Aufruf zum  Massenwiderstand ***** Forum des anarchistes de langue Kurde : Nous nous opposons aux attaques militaires de l’État turc au Kurdistan [irakien] et appelons à la résistance de masse”

١٤ی ئایاری ٢٠٢٢ خۆنیشاندانی هاوپشتی لەتەک هەموو هەڵهاتووان و پەنابەرانی سەر سنوورەکانی ئۆروپا

ئەو مرۆڤانەی کە لەپشت دیوارە بەرزەکانی سیستەمی سنووریی ئۆروپا لەنێو دارستانەکان گیرخواردوو و وێڵن، لەبیرمەکە، ئێمە نابێت بینەری نادەربەستی ئاوارەیی و مردنی ئەو کۆچەرانە (هەڵهاتووانە) بین.

ئێمە، گرووپێک لە ڕێکخراوی بێسنوور لە سەرانسەری ئاڵمانیاوە، ڕێکەوتی ١٤ی ئایاری ٢٠٢٢ خۆنیشاندانی ناڕەزایەتی لە شاری فرانکفۆرت (ئۆدەر) ڕێکدەخەین. ئەم خۆنیشاندانە بۆ کۆتاییهێنان بە توندوتیژی و دابڕاندن لەسەر سنووری نێوان بێلاڕووس و پۆڵۆنیا دەبێت و ئێمە خوازیاری کردنەوەی سنوورەکان و وەرگرتنی کۆچەران هەین.

ئێمە گرووپێکی کردەیی لە کۆمەڵێکی فراوانتر هەین، کە لە بەرانبەر ڕامیارییە سنوورییە بێبەزەییەکانی ئۆرووپا لەسەر سنووری بێلاڕووس و پۆڵۆنیا لەسەر زۆر ئاستی جۆراوجۆر خوازیاری کۆتاییهێنان بە ڕامیارییەکانی دابڕاندن و دیپۆرتکردنەوە دەبین و لەسەر ئازادی بەبێ بەند و مەرجی سەفەرکردن – مافی نیشتەجێبوون پێداگریی دەکەین. لەپێناو ئۆرووپایەکی بەبێ سنوور و هاوپشت.

ئەو دیمەن و هەواڵانەی کە لە سنوورە دەرەکییەکانی یەکێتی ئۆروپا لەبارەی دۆخی خەماوەی پەنابەران بە دەستی ئێمە دەگەن، زیاتر و زیاتر کردەکاریی دڕندانەی ئەوان بە ئێمە نیشاندەدات. یەکێتی ئۆرووپا نەک هەر بەو تاوانانە مۆڵەت دەدات، بەڵکو چالاکانە لەنێو تاوانش هەنگاونەرە.

مرۆڤە کۆچەرەکان لەسەر سنووری پۆڵۆنیا و بێلاڕووس لەبەر سەرما و لەنێو ئوردووگەکان و لەنێو خێمە کاتییەکان زیندانی دەکرێن، یان تەنانەت لەنێوەندی دارستانەکان بەبێ یارمەتی پشتگوێ دەخرێن. کۆچەران دەکەونە بەر توندوتیژیی دڕندانەی پاسەوانانی سنوورەکان. ئەوان لێدان دەکرێن، پۆشاک و خواردن و تەلەفۆنەکانیان لێدەسێندرێن. ئەوان لەنێو سەرماوسۆڵەی زستان بەبێ هیچ یارمەتییەک پشتگوێ دەخرێن. بەشێک لە ئەوان لەبەر ئەو دۆخە مەترسیدارە بەهۆی برسیەتی و سەرما دەمرن.

ئەوان لەنێو ئوردووگە شێوە زیندانەکان لە بار و دۆخێکی نامرۆیی ڕاگیردرێن و زیندانیی دەکرێن و لە چوونی ئەوان بۆ نێو سنوورە دەرەکییەکانی ئۆرووپا رێگریی دەکرێت. پەرەدان بە سەربازیی کردنی سنووری پۆڵۆنیا و بێلاڕووس و پشتوێنێکی مەرگیی دیکەیان لەسەر سنوورە دەرەکییەکانی یەکێتی ئۆرووپا درووستکردوە. سەرەنجامی گێڕانەوە نایاساییەکان (Push backs) پەنابەران و هێنانە ئارای دۆخەکە ترسناک و خەماوەرەکان بۆ ئەوان لە ناوچە سنوورییەکان، کە تاکو ئێستا بە مردنی زیاتر لە سێ (٣٠) کەس تەواو بوە.

نابێت لەبیربکرێت، هەر مرۆڤێک کە بۆ تێپەڕبوون بەنێو سنوورەکان گیانی خۆیان لەدەستبدات، ڕوودانێکی ڕێکەوتانە نییە، بەڵکو بڕیاردانی نەژادپەرستانەی دەوڵەتدارانە. جیاکردنەوەی قەڵای ئۆرووپا لەلایەن پۆڵۆنیا بە درووستکردنی دیوارێک لەنێوان پارکی بیاڤۆیسکا بەردەوامی هەیە. لەنێوبردنی دوایین دارستانەکانی ئۆرووپا، بەس نەهامەتییەکی مرۆیی نییە، بەڵکو نەهامەتییەکی ژینگە و ئەوەش لەنێو دەریاکان و هەوا بوونی هەیە.

لەپشت ئەو ڕامیارییە و ئامانجە، بنچیینەکانی پاراستنی بەزم و کارە نەژادپەرستانە و بەهرەکێشانە و ستەمگەرایانە لەنێو ژیانی ڕۆژانەی هەمووان ئامادەیە و ئێمە ئەو ڕامیارییە دژە مرۆییانە ڕەتدەکەینەوە و خوازیاری هاوپشتیی لەتەک هەموو پەنابەران لە سەرتاسەری جیهان هەین.

ئاوڕدانێک لە ئۆکرانیا، لە ئێستا بۆ ئێمە دەردەکەوێت: هاوپشتی لەتەک کەسانێک کە خەریکی هەڵهاتن و تێپەڕین هەن، ویست بۆ وەرگرتنی ئەو کەسانە و جێبەجێکردنی ڕامیاریی وەرگرتن بۆ ئەوان دەتوانێت ببێت بە هەنگاوی مرۆیی و هاوپشتی، کە ساڵانێک نایاسایی وێنا دەکرا.

ئەو کەتوارەی کە ئێستا دەتوانرێت لەتەک کەسانی هەڵهاتوو هاوپشتی دەرببڕدرێت، زۆر گرنگ و درووستە و بەو جۆرە نیشاندەدات، کە هیچ هاوپشتییەکی سنووردار لەتەک کەسانێک کە هەڵهاتوو و تێپەڕن، بوونی نییە. لەنێوان پەنابەرانی سپیپێستی ئۆرووپایی و پەنابەرانی کۆچەری ناسپیپێست جیاوازیی دەکرێت. دەبێت بەسەر ئەو تێڕوانینە ناڕاستگۆیانە و دووڕوانە زاڵ بین، ئێمە بۆ هاوپشتی لەتەک هەموو کەسانیک کە هەڵهاتوون و لە باری تێپەڕینن، هەین.

یەک ‌هێڵی تێپەڕین و ڕێڕەوی وەرگرتنی خێرا، هاوپشت و بەبێ ڕێگریی، ڕامیارییەک لە بارەی کۆچ و سنوورکان بۆ هەموو ئەو کەسانەی کە هەڵدێن، ماوەیەکی زۆرە دواخراوەگرنگ نییە بە چ پاسپۆرت و یان لە چ وڵاتێکەوە هاتوون! ئێمە خوازیاری کردنەوەی سنوورەکان و پاراستنی ئازادیی هاتووچۆکردن بۆ هەموو مرۆڤەکان هەین.

بەس لە بارێکدا کە ویستی ڕامیاریی بوونی هەبێت، شێوازی جیاواز بۆ بەرخورد بەو مرۆڤانەی کە لە باری هەڵهاتن هەن، لە توانا هەیە!

ئێمە بڕوامان هەیە، کە جیهانێک بەبێ پێکهاتەی نەژادپەرستانە و بەبێ سنوور و دەوڵەت لە توانا هەیە. بەڵام ئێمە بڕوامان ئاوایە، کە دەبێت ئەو گۆڕانە بەدەستی خۆمان ئەنجامبدەین. وەرن با پێکەوە بۆ هاوپشتی و جیهانی ئازاد ببزوێین!

بەو بۆنەوە، ڕۆژی ١٤ی ئایاری ٢٠٢٢ ساعەت ١٢ی نیوەڕۆ لە فرانکفۆرت (ئۆدەر) لە هەرێمی براندن‌بورگ دەچینە سەرشەقامەکان و خۆنیشاندان دەکەین، لەپێناو گۆڕان بەرەو دونیایەکی بەویژدانانە لەتەک ئێمە هاودەنگ بن!

————————————————————————————————————————

Ew mrovaney ke lepşit dîware berzekanî sîstemî snûrîy orupa lenêw daristanekan gîrixwardû û wêlln, lebîrmeke, ême nabêt bînerî naderbestî awareyî û mirdnî ew koçerane (hellhatuwane) bîn.

Ême, grûpêk le rêkixrawî bêsnûr le seranserî allmanyawe, rêkewtî 14î ayarî 2022 xonîşandanî narrezayetî le şarî frankfort (oder) rêkdexeyn. Em xonîşandane bo kotayîhênan be tundutîjî û dabrrandin leser snûrî nêwan bêlarrûs û pollonya debêt û ême xwazyarî kirdnewey snûrekan û wergirtnî koçeran heyn.

Ême grûpêkî kirdeyî le komellêkî frawantir heyn, ke le beranber ramyarîye snûrîye bêbezeyyekanî orûpa leser snûrî bêlarrûs û pollonya leser zor astî corawcor xwazyarî kotayîhênan be ramyarîyekanî dabrrandin û dîportkirdnewe debîn û leser azadî bebê bend û mercî seferkirdin – mafî nîştecêbûn pêdagrîy dekeyn. Lepênaw orûpayekî bebê snûr û hawpişt.

Ew dîmen û hewallaney ke le snûre derekîyekanî yekêtî orupa lebarey doxî xemawey penaberan be destî ême degen, zyatir û zyatir kirdekarîy drrindaney ewan be ême nîşandedat. Yekêtî orûpa nek her bew tawanane mollet dedat, bellku çalakane lenêw tawaniş hengawnere.

Mrove koçerekan leser snûrî pollonya û bêlarrûs leber serma û lenêw urdûgekan û lenêw xême katîyekan zîndanî dekrên, yan tenanet lenêwendî daristanekan bebê yarmetî piştigwê dexrên. Koçeran dekewne ber tundutîjîy drrindaney pasewananî snûrekan. Ewan lêdan dekrên, poşak û xwardin û telefonekanyan lêdesêndirên. Ewan lenêw sermawsolley zistan bebê hîç yarmetîyek piştigwê dexrên. Beşêk le ewan leber ew doxe metrisîdare behoy birsyetî û serma demrin.

Ewan lenêw urdûge şêwe zîndanekan le bar û doxêkî namroyî ragîrdirên û zîndanîy dekrên û le çûnî ewan bo nêw snûre derekîyekanî orûpa rêgrîy dekrêt. Peredan be serbazîy kirdnî snûrî pollonya û bêlarrûs û piştwênêkî mergîy dîkeyan leser snûre derekîyekanî yekêtî orûpa drûsitkirdwe. Serencamî gêrranewe nayasayyekan (Push backis) penaberan û hênane aray doxeke trisnak û xemawerekan bo ewan le nawçe snûrîyekan, ke taku êsta be mirdnî zyatir le sê (30) kes tewaw bwe.

Nabêt lebîrbikrêt, her mrovêk ke bo têperrbûn benêw snûrekan gyanî xoyan ledestibdat, rûdanêkî rêkewtane nîye, bellku birryardanî nejadperistaney dewlletdarane. Cyakirdnewey qellay orûpa lelayen pollonya be drûsitkirdnî dîwarêk lenêwan parkî byavoyiska berdewamî heye. Lenêwbirdnî dwayîn daristanekanî orûpa, bes nehametîyekî mroyî nîye, bellku nehametîyekî jînge û eweş lenêw deryakan û hewa bûnî heye.

Lepşit ew ramyarîye û amance, binçîynekanî parastinî bezm û kare nejadperistane û behrekêşane û stemgerayane lenêw jyanî rojaney hemuwan amadeye û ême ew ramyarîye dje mroyyane retdekeynewe û xwazyarî hawpiştîy letek hemû penaberan le sertaserî cîhan heyn.

Awirrdanêk le okranya, le êsta bo ême derdekewêt: hawpiştî letek kesanêk ke xerîkî hellhatin û têperrîn hen, wîst bo wergirtnî ew kesane û cêbecêkirdnî ramyarîy wergirtin bo ewan detwanêt bbêt be hengawî mroyî û hawpiştî, ke sallanêk nayasayî wêna dekra.

Ew ketwarey ke êsta detwanrêt letek kesanî hellhatû hawpiştî derbibirrdrêt, zor gring û drûste û bew core nîşandedat, ke hîç hawpiştîyekî snûrdar letek kesanêk ke hellhatû û têperrn, bûnî nîye. Lenêwan penaberanî spîpêstî orûpayî û penaberanî koçerî na-spîpêst cyawazîy dekrêt. Debêt beser ew têrrwanîne narrastgoyane û dûrrwane zall bîn, ême bo hawpiştî letek hemû kesanîk ke hellhatûn û le barî têperrînin, heyn.

Yek hêllî têperrîn û rêrrewî wergirtnî xêra, hawpişt û bebê rêgrîy, ramyarîyek le barey koç û snûrkan bo hemû ew kesaney ke helldên, maweyekî zore dwaxrawe- gring nîye be çi pasport û yan le çi wllatêkewe hatûn! Ême xwazyarî kirdnewey snûrekan û parastinî azadîy hatûçokirdin bo hemû mrovekan heyn.

Bes le barêkda ke wîstî ramyarîy bûnî hebêt, şêwazî cyawaz bo berxurd bew mrovaney ke le barî hellhatin hen, le twana heye!

Ême birrwaman heye, ke cîhanêk bebê pêkhatey nejadperistane û bebê snûr û dewllet le twana heye. Bellam ême birrwaman awaye, ke debêt ew gorrane bedestî xoman encambdeyn. Wern ba pêkewe bo hawpiştî û cîhanî azad bbizwêyn!

Bew bonewe, rojî 14î ayarî 2022 sa’et 12î nîwerro le frankfort (oder) le herêmî brandinburg deçîne serşeqamekan û xonîşandan dekeyn, lepênaw gorran berew dunyayekî bewîjdanane letek ême hawdeng bin!

Pas de guerre sauf la guerre des classes !

translate : Par CNT-AIT | Publié le 19 mars 2022  

La guerre, toutes sortes de guerres, les guerres religieuses et nationales, les guerres entre les États et celles entre les multinationales sont toutes contre le peuple opprimé, elles attaquent leurs moyens de subsistance, elles attaquent leur volonté et leur capacité, afin de les soumettre à la volonté des oppresseurs, à la volonté des autorités, des capitalistes.

Nous sommes les opprimés, où que nous soyons, continuellement dans nos activités sociales, nous faisons face aux différentes guerres de nos ennemis de classe, telles que les guerres politiques, militaires, médiatiques, idéologiques et de pauvreté. Le chômage et les baisses de salaires, la guerre contre les sans-abris, la guerre du prix élevé de la vie quotidienne, la guerre du sexisme, du chauvinisme, du racisme et du fascisme, les guerres contre les populations mondiales, les déplacements forcés et la discrimination et le rejet des réfugiés. Notre vie est une guerre permanente et totale.

La guerre et l’attaque de la Russie contre l’Ukraine n’est pas une nouvelle guerre, à notre avis, cette guerre est la continuation des guerres précédentes ; la guerre et le génocide des autochtones américains, australiens, néo-zélandais, canadiens, africains… la guerre entre l’Iran et l’Irak, l’invasion du Koweït, de l’Irak et de l’Afghanistan, et les conflits en Syrie, en Libye, en Somalie, etc. comme dans les guerres précédentes, l’objectif est de contrôler et de maintenir les contradictions entre le travail et le capital, d’étendre et de fournir des marchés pour les besoins en matières premières, pour les expérimentations et pour développer de nouvelles armes, bombes et autres équipements militaires.

Cependant, on ne sait pas quel serait le résultat de cette guerre ni jusqu’où elle ira, si elle atteindra le point d’utiliser des armes atomiques, produisant plus de génocides encore, détruisant des villes et des pays, ou non. Mais ce qui est clair pour nous, c’est le résultat de la guerre, comme dans les guerres précédentes, peu importe comment elle se termine, elle produit toujours des pertes de travailleurs et d’opprimés des deux côtés, que ce soit en termes de victimes, en termes de destructions sociales, en en termes de création de dissensions et de renforcement de l’esprit de nationalisme et de racisme, ou en termes de destruction de l’unité, de la coopération et de la solidarité de classe entre les travailleurs des deux camps, cela finira toujours par nuire aux opprimés du monde. Elle augmentera le prix des aliments et fournitures en augmentant le prix du pétrole, du diesel et du gaz. Les conséquences de la guerre produiront nationalisme et racisme entre les Ukrainiens et les Russes.

Nous savons que toutes sortes de guerres sont générées par le système capitaliste, nous nous opposons donc au système lui-même et au fondement même de l’État, nous nous opposons à toutes les agences, entreprises et banques de l’État, et nous ne soutenons aucun camp de la guerre. En même temps, nous exprimons notre sympathie et notre soutien aux victimes de la guerre, aux travailleurs, aux peuples opprimés des deux pays, à nos amis anarchistes et libertaires d’Ukraine et de Russie. Aussi, des leçons tirées de notre expérience, nous savons que nous ne pouvons mettre fin aux guerres que par l’unité, la coopération, la désertion des fronts de bataille et en tournant nos armes vers les palais des gouvernants, contre les intérêts et la souveraineté de la guerre créateurs.

Non à la guerre, au meurtre et à l’autorité

Oui au soutien et à la lutte des révolutionnaires opprimés contre la domination de classe.

Notre guerre contre les dirigeants et leurs sociétés capitalistes est une guerre sociale mondiale.

Le Forum anarchiste des kurdophones

25 février 2022

https://anarkistan.net

https://twitter.com/anarkistan https://facebook.com/kurdishspoken.anarchist.forum

Version Kurde : نا بۆ جەنگ، جگە لە جەنگی دژە-چینایەتیی

 

Screenshot from 2022-03-19 19-04-39

ما الدروس الاقتصادية المستفادة من الثورة الإسبانية؟

إن أهم درس اقتصادي مستفاد من الثورة هو حقيقة أن أبناء الطبقة العاملة تولى إدارة الصناعة وقاموا بعمل رائع في الحفاظ على (وتحسين) الإنتاج في مواجهة الظروف القاسية (وهو عامل غالبًا ما يغفله معارضو الاتحاد. الأنارکية والثورة). لم يخلق العمال صناعة حرب من لا شيء في كاتالونيا فحسب ، بل قاموا أيضًا بتحسين ظروف العمل وابتكار تقنيات وعمليات جديدة. تُظهر الثورة الإسبانية أن الإدارة الذاتية ممكنة وأن القوى البناءة للأشخاص الملهمين بالمثل الأعلى يمكن أن تغير المجتمع.

سمحت الإدارة الذاتية بزيادة هائلة في الابتكار والأفكار الجديدة. إن الثورة الإسبانية هي دليل واضح على الحالة الأناركية ضد التسلسل الهرمي وتثبت صحة كلمات إسحاق بوينتي التي تقول “تستفيد كل جماعة حرة من المعرفة المتراكمة والخبرات المتخصصة للجميع ، والعكس صحيح. هناك علاقة متبادلة حيث تكون المعلومات متداولة باستمرار. ” [ The Anarchist Collectives ، p. 32] بدأ العمال ، الذين تحرروا من الاستبداد الاقتصادي ، في تغيير أماكن عملهم وكيفية إنتاج السلع.

من وجهة نظر الحرية الفردية ، من الواضح أن الإدارة الذاتية سمحت للأشخاص المهمشين سابقًا بأداء دور فعال في القرارات التي أثرت عليهم. قدمت منظمات المساواة الإطار لزيادة هائلة في المشاركة والحكم الذاتي الفردي ، والتي عبرت عن نفسها في الابتكارات الواسعة التي نفذتها الجماعات. تشير المجموعات الجماعية ، على حد تعبير شتيرنر ، إلى أنه “[فقط] في الاتحاد يمكنك تأكيد نفسك على أنها فريدة من نوعها ، لأن الاتحاد لا يمتلكك ، ولكنك تمتلكه أو تجعله مفيدًا لك.” [ الأنا وخاصتها ، ص. 312] حقيقة أكدتها إيما جولدمان من زياراتها للمجموعات والمناقشات مع أعضائها:

“لقد تأثرت بشكل خاص بالردود على أسئلتي حول ما يكسبه العمال بالفعل من النظام الجماعي … كانت الإجابة دائمًا ، أولاً ، حرية أكبر. وثانيًا فقط ، المزيد من الأجور ووقت عمل أقل. في غضون عامين في روسيا [1920-21] لم أسمع أبدًا أي عامل يعبر عن فكرة الحرية الأكبر هذه “. [ رؤية على النار ، ص. 62]

كما تنبأت النظرية اللاسلطوية ، وأثبتتها التجربة الفعلية ، توجد احتياطيات كبيرة غير مستغلة من الطاقة والمبادرة في الشخص العادي والتي يمكن أن تستدعيها الإدارة الذاتية. أثبتت المجموعات الجماعية حجة كروبوتكين بأن العمل التعاوني أكثر إنتاجية وأنه إذا رغب الاقتصاديون في إثبات “أطروحتهم لصالح الملكية الخاصة ضد جميع أشكال الحيازة الأخرى ، فلا يجب على الاقتصاديين إثبات أنه في ظل شكل الملكية الجماعية ، لا ينبغي أبدًا تنتج حصادًا غنيًا كما هو الحال عندما تكون الحيازة خاصة. لكنهم لم يتمكنوا من إثبات ذلك ؛ في الواقع ، تم ملاحظة العكس “. [ فتح الخبز ص. 146]

أبعد من هذه الدروس الخمسة المهمة يمكن استنتاجها من التجربة الفعلية للاقتصاد الاشتراكي التحرري:

أولاً ، لا يمكن إنشاء مجتمع أناركي بين عشية وضحاها ، ولكنه نتاج العديد من التأثيرات المختلفة بالإضافة إلى الظروف الموضوعية. بهذا أكدت الجماعات الأناركية أفكار المفكرين اللاسلطويين مثل باكونين وكروبوتكين (انظر القسم 2.2.2 ). على الرغم من أن المجموعات ، كما هو مذكور في القسم I.8.3 ، تستند إلى المبادئ التحررية الأساسية ، إلا أنها كانت تطورًا غير متوقع إلى حد ما. لقد عكسوا الظروف الموضوعية التي واجهت الثورة وكذلك النظرية الليبرتارية ، وفيما يتعلق بالأخيرة ، كانت محدودة نوعًا ما. ومع ذلك ، فقد كانت منظمات أنشأتها الثورة من الأسفل وقادرة على التطور والتقدم.

الدرس من كل ثورة هي أن الأخطاء التي ارتكبت في عملية التحرير من قبل الناس أنفسهم دائما طفيفة مقارنة مع نتائج طليعة نصبت نفسها إنشاء مؤسسات لل شعب. الثورة الإسبانية مثال واضح على ذلك ، مع “مرسوم التجميع” للدولة الكاتالونيةتسبب في ضرر أكثر من نفعه (كما هو مقصود ، فقد سيطرت على التحول الاقتصادي للاقتصاد وقيدته). لحسن الحظ ، أدرك اللاسلطويون الإسبان أهمية التمتع بحرية ارتكاب الأخطاء ، كما يتضح من الأشكال العديدة المختلفة من التجمعات والاتحادات التي تمت تجربتها. كانت العملية الفعلية في إسبانيا نحو التنسيق الصناعي وبالتالي التنشئة الاجتماعية تعتمد على رغبات العمال المعنيين – كما هو متوقع في ثورة اجتماعية حقيقية. وكما جادل باكونين ، “لا ينبغي للثورة أن تصنع فقط من أجل الشعب ، بل يجب أن يصنعها الشعب أيضًا”. [ لا آلهة ، لا سادة، المجلد. 1 ، ص. 141] لن يتم حل المشكلات التي تواجهها الثورة الاجتماعية لصالح الطبقة العاملة إلا إذا قام أفراد الطبقة العاملة بحلها بأنفسهم. ولكي يحدث هذا ، يتطلب الأمر من الطبقة العاملة إدارة شؤونهم الخاصة بشكل مباشر – وهذا يعني الأنارکية ، وليس المركزية أو سيطرة / ملكية الدولة. تدعم تجربة المجموعات في إسبانيا.

ثانياً ، أهمية اللامركزية في الإدارة. كما تمت مناقشته في القسم I.8.4، جربت مجالات وصناعات مختلفة أشكالًا مختلفة من الاتحاد. تشير تجربة نقابة عمال الأخشاب إلى أن الصناعة الجماعية يمكن أن تصبح مركزية ، حتى مع وجود إدارة منتخبة ديمقراطيًا تؤدي إلى تهميش العمال العاديين ، الأمر الذي قد يؤدي قريبًا إلى تطور اللامبالاة داخلها. هذا ما تنبأ به كروبوتكين وغيره من المنظرين اللاسلطويين (والعديد من الأناركيين في إسبانيا في ذلك الوقت). في حين أنها بلا شك أفضل من التسلسل الهرمي الرأسمالي ، فإن مثل هذه الصناعات التي تدار ديمقراطيًا هي مجرد مقاربات قريبة للأفكار الأناركية للإدارة الذاتية. والأهم من ذلك ، أن تجارب التجميع تشير أيضًا إلى أن التعاون لا يحتاج إلى المركزية (كما يتضح من مجموعات Badelona).

ثالثًا ، أهمية بناء روابط تضامن بين أماكن العمل في أسرع وقت ممكن. في حين أن أهمية بدء الإنتاج بعد الانتفاضة الفاشية جعلت محاولات التنسيق تبدو ذات أهمية ثانوية للجماعات ، فإن المنافسة التي حدثت في البداية بين أماكن العمل ساعدت الدولة على تقويض الإدارة الذاتية (على سبيل المثال ، كانت الدولة “تستخدم بفاعلية … السيطرة على الموارد المالية لاحتواء وخنق التغيير الجذري ” [غراهام كيسلي ، Anarchosyndicalism ، الشيوعية التحررية والدولة، ص. 172]). نظرًا لعدم وجود بنك شعبي أو هيئة اتحادية لتنسيق الائتمان والإنتاج ، فإن سيطرة الدولة على الائتمان واحتياطيات الذهب جعلت من السهل على الدولة الجمهورية تقويض الثورة من خلال السيطرة على التجمعات و (فعليًا) تأميمها في الوقت المناسب (دوروتي) وخطط عدد قليل من الآخرين للاستيلاء على احتياطيات الذهب ولكن نصحها Abad de Santillán بعدم القيام بذلك).

بدأ هذا الهجوم على الثورة عندما أصدرت الدولة الكتالونية مرسومًا يقنن (وبالتالي يسيطر على) التجمعات في أكتوبر 1936 ( “مرسوم التجميع” سيئ السمعة ). كما حجبت الثورة المضادة الأموال للصناعات الجماعية ، حتى الصناعات الحربية ، حتى وافقوا على الخضوع لسيطرة الدولة. كان التنظيم الصناعي الذي تم إنشاؤه بموجب هذا المرسوم بمثابة حل وسط بين الأفكار الأناركية وتلك الخاصة بالأحزاب الأخرى (خاصة الشيوعيين) ، وعلى حد تعبير غاستون ليفال ، “كان للمرسوم أثر ضار بمنع النقابات العمالية من توسيع مكاسبها. نكسة الثورة في الصناعة “. [ The Anarchist Collectives ، p. 54]

وأخيراً ، أن الثورة الاقتصادية لا يمكن أن تنجح إلا إذا تم تدمير الدولة القائمة. كما جادل كروبوتكين ، “الشكل الجديد للتنظيم الاقتصادي سوف يتطلب بالضرورة شكلاً جديدًا من البنية السياسية”. [ الأناركية ، ص. 181] الرأسمالية بحاجة إلى الدولة والاشتراكية بحاجة إلى الأنارکى. بدون الهيكل السياسي الجديد ، لا يمكن للمنظمة الاقتصادية الجديدة أن تتطور إلى أقصى إمكاناتها. بسبب الإخفاق في ترسيخ الثورة سياسياً ، ضاعت اقتصادياً . مرسوم “تقنين” الجماعية “شوه كل شيء منذ البداية”. [ليفال ، مجموعات في الثورة الإسبانية، ص. 227] ساعد هذا في تقويض الثورة من خلال التأكد من أن التبادلية الجماعية لم تتطور بحرية إلى شيوعية تحررية ( “فقدت الجماعات الحرية الاقتصادية التي فازوا بها في البداية” بسبب المرسوم ، كما قال أحد المشاركين). حاولت الجماعات بالطبع تجاهل الدولة. وكما أشار شاهد عيان ، فإن “سياسة الكونفدرالية لم تكن بالتالي هي نفسها التي انتهجها المرسوم”. [نقلاً عن رونالد فريزر ، Blood of Spain ، ص. 230 و ص. 213] في الواقع ، عارضه اللاسلطويون البارزون مثل Abad de Santillán:

“كنت عدوًا للمرسوم لأنني اعتبرته سابقًا لأوانه … عندما أصبحت مستشارًا ، لم يكن لدي أي نية لأخذ المرسوم في الاعتبار أو تنفيذه: كنت أنوي السماح لشعبنا العظيم بالقيام بالمهمة على أفضل وجه رأوا مناسبا ، وفقا لإلهامهم الخاص “. [نقلت عن طريق فريزر ، مرجع سابق. المرجع السابق. ، ص. 212fn]

ومع ذلك ، مع خسارة الثورة سياسيًا ، سرعان ما أُجبرت الكونفدرالية على تقديم تنازلات ودعم المرسوم (اقترحت الكونفدرالية أشكالًا أكثر تحررية للتنسيق بين أماكن العمل ولكن الدولة قوضتها). سمح الافتقار إلى منظمات المساعدة المتبادلة الفعالة للدولة بالحصول على السلطة على التجمعات وتقويض الإدارة الذاتية وتدميرها. سيطرة الطبقة العاملة على الاقتصاد (على الرغم من أهميتها) لا تدمر الدولة تلقائيًا. بعبارة أخرى ، لا يمكن النظر إلى الجوانب الاقتصادية للثورة بمعزل عن الجوانب السياسية.

ومع ذلك ، فإن هذه النقاط لا تقلل من نجاحات الثورة الإسبانية. كما جادل جاستون ليفال ، “على الرغم من أوجه القصور هذه” تسببت في الافتقار إلى التنشئة الاجتماعية الكاملة “الحقيقة المهمة هي أن المصانع استمرت في العمل ، وأنتجت ورش العمل والأعمال دون أصحاب ، ورأسماليين ، ومساهمين ، وبدون مديرين تنفيذيين رفيعي المستوى.” [ الجماعات في الثورة الإسبانية ، ص. 228] دون أدنى شك ، فإن شهور الحرية الاقتصادية هذه في إسبانيا لا تظهر فقط أن الاشتراكية التحررية تعملوأن أفراد الطبقة العاملة يمكنهم إدارة المجتمع وإدارته ولكن أيضًا يمكننا تحسين نوعية الحياة وزيادة الحرية. بالنظر إلى الوقت وفضاء التنفس ، كانت التجربة بلا شك ستحل مشاكلها. حتى في البيئة الصعبة للغاية للحرب الأهلية (ومع مقاومة جميع الأحزاب والنقابات تقريبًا) أظهر العمال والفلاحون في إسبانيا أن مجتمعًا أفضل ممكن. لقد أعطوا مثالًا ملموسًا لما كان في السابق مجرد رؤية ، عالم أكثر إنسانية وأكثر حرية وإنصافًا وحضارة من ذلك الذي يديره الرأسماليون والمديرون والسياسيون والبيروقراطيون.


[*] الترجمة الآلیة

مصدر : الأسئلة المتكررة الأناركية

https://www.facebook.com/Sekullew.Azadiwaze.HoramiZvaneka

———-

https://www.facebook.com/kurdishspeaking.anarchist.forum

———-

https://www.facebook.com/infos.anarchist.forum

ما هي الآثار المترتبة على المشاعر المناهضة للحكومة والشركات الكبرى؟

تظهر استطلاعات الرأي العام تزايد مشاعر خيبة الأمل وانعدام الثقة في الحكومات والشركات الكبرى.

يمكن إلقاء اللوم على بعض مشاعر خيبة الأمل من الحكومة على الخطاب المناهض للحكومة من المحافظين والشعبويين اليمينيين. بالطبع لن يحلم اليمين أبداً بتفكيك الدولة فعلاً ، كما يتضح من حقيقة أن الحكومة كانت بيروقراطية ومكلفة في ظل الإدارات المحافظة“. لذا فإن هذا العنصر اللامركزيفي الخطاب اليميني هو خدعة (وسرعان ما يتم التخلص منه على النحو المطلوب من قبل الطبقة الرأسمالية). يتم الجمع بين الخطاب المناهض للحكومةمع الاستبداد المؤيد للأعمال التجارية والمؤيد للقطاع الخاص والعنصري والمناهض للنسوية وكراهية المثليين الذي ينشره دعاة الإذاعة والتلفزيون اليمينيون ووسائل الإعلام المدعومة من رجال الأعمال والتي تظهر أن الرأسمالية ليست كذلك. بصدق ضد الاستبداد (ولا يمكن أن يكون كذلك) ، حيث يجب أن يستتبع النظام الاجتماعي القائم على الحرية.

عندما يجادل سياسي أو اقتصادي أو زعيمأعمال يميني بأن الحكومة كبيرة جدًا ، فإنهم نادرًا ما يفكرون في نفس الوظائف الحكومية التي تفكر فيها. قد تفكر في تقديم إعانات لمزارعي التبغ أو لشركات الدفاع ؛ يفكرون في ضوابط التلوث. قد تفكر في إصلاح الرفاهية للأفضل ؛ فكرتهم هي تفكيك دولة الرفاهية (لشعب الطبقة العاملة). علاوة على ذلك ، مع دعمهم لقيم الأسرة، والتلفزيون النافع، وحظر الإجهاض وما إلى ذلك ، فإن انتصارهم سيشهد زيادة في مستوى تدخل الحكومة في العديد من المجالات الشخصية بالإضافة إلى زيادة دعم الدولة لسلطة رئيسهم في العمل. العامل والمالك على المستأجر.

إذا نظرت إلى ما فعله اليمين وما يفعله ، بدلاً من ما يقوله ، فسرعان ما ترى المزاعم السخيفة لـ الليبرتاريةاليمينية (وكذلك من المسؤول حقًا). إعاقة التلوث واللوائح الصحية ؛ وقف تمويل قوانين سلامة المنتج ؛ فتح المتنزهات الوطنية أمام قطع الأشجار والتعدين ، أو إغلاقها بالكامل ؛ تخفيض الضرائب على الأغنياء ؛ إلغاء ضريبة أرباح رأس المال ؛ السماح للشركات بفصل العمال المضربين ؛ تسهيل سيطرة شركات الاتصالات الكبرى على وسائل الإعلام ؛ الحد من مسؤولية الشركات عن المنتجات غير الآمنة من الواضح أن الهدف هنا هو مساعدة الشركات الكبيرة والأثرياء على فعل ما يريدون دون تدخل الحكومة ، ومساعدة الأغنياء على الثراء وزيادة الحريةللسلطة الخاصة مقرونة بدولة يتمثل دورها الوحيد في حماية تلك الحرية“.

مثل هذه الاتجاهات اليمينية ليس لها عناصر أناركية. إن الدعاية المناهضة للحكومةللشركات الكبرى ليست أناركية. ما يحاول اللاسلطويون فعله هو الإشارة إلى الطبيعة المنافقة والمتناقضة لمثل هذا الخطاب. الحجج ضد الحكومة الكبيرة قابلة للتطبيق على الأعمال التجارية. إذا كان الناس قادرين على اتخاذ قراراتهم بأنفسهم ، فلماذا إذًا يتم رفض هذه القدرة في مكان العمل؟ كما يشير نعوم تشومسكي ، في حين أن هناك تيار اتركه وشأنهو افعل ما تريدهداخل المجتمع ، فإنه في الواقعيخبرك أن نظام الدعاية يعمل بدوام كامل ، لأنه لا توجد مثل هذه الأيديولوجية في الولايات المتحدة. الأعمال ، على سبيل المثال ، لا تصدقها. لقد أصر دائمًا على وجود دولة تدخل قوية لدعم مصالحها لا يزال يفعل ودائمًا يعود إلى أصول المجتمع الأمريكي. لا يوجد شيء فردي حول الشركات. هذه مؤسسات تكتلية كبيرة ، في جوهرها شمولية في طبيعتها ، لكنها ليست فردية. بداخلها أنت ترس في آلة كبيرة. هناك القليل المؤسسات في المجتمع البشري التي لديها مثل هذا التسلسل الهرمي الصارم والتحكم من أعلى إلى أسفل كمنظمة تجارية. لا شيء هناك حول لا تخطو علي“. أنت تدوس في كل وقت. الهدف من الأيديولوجية هو محاولة الحصول على أشخاص آخرين ، خارج قطاعات السلطة المنسقة ،الفشل في الارتباط والدخول في صنع القرار في الساحة السياسية بأنفسهم. الهدف هو تفتيت الجميع مع ترك القطاعات القوية متكاملة ومنظمة بدرجة عالية وبالطبع مسيطرة على الموارد “.ويواصل مشيرًا إلى أن هناك خطًا من الاستقلالية والفردية في الثقافة الأمريكية والتي أعتقد أنها شيء جيد جدًا. هذا الشعورلا تخطو علي هو شعور صحي في كثير من النواحي. يشير إلى حيث يتحلل ويمنعك من العمل مع الآخرين. لذلك فإن الجانب الصحي والجانب السلبي هو الجانب السلبي الذي يتم التأكيد عليه بشكل طبيعي في الدعاية والتلقين “. [ إبقاء الرعاع في الخط ، ص 279-80]

كما تظهر استطلاعات الرأي ، يوجه معظم الناس كرههم وعدم ثقتهم بالمؤسسات بالتساوي إلى الشركات الكبرى ، مما يظهر أن الناس ليسوا أغبياء. لسوء الحظ ، كما كان غوبلز يدرك جيدًا ، عليك أن تكذب كثيرًا ويبدأ الناس في تصديقها. نظرًا للأموال المتاحة للشركات الكبيرة ، وتأثيرها في وسائل الإعلام ، ودعمها لـ مراكز الفكر، واستخدام شركات العلاقات العامة ، ودعم العلومالاقتصادية ، وإعلاناتها الواسعة ، وما إلى ذلك ، فإنها تقول الكثير من أجل الفطرة السليمة للناس التي يرى الكثيرون الأعمال التجارية الكبيرة على حقيقتها. لا يمكنك ببساطة أن تخدع كل الناس طوال الوقت!

ومع ذلك ، يمكن بسهولة تحويل هذه المشاعر إلى تشاؤم ويأس من أن الأشياء يمكن أن تتغير للأفضل ولا يمكنك المساعدة في تغيير المجتمع. أو ، الأسوأ من ذلك ، يمكن تحريفهم إلى دعم الشعبوية اليمينية الاستبدادية. مهمة الأناركيين هي محاربة هذا والمساعدة في توجيه انعدام الثقة الصحي لدى الناس تجاه الحكومة والشركات نحو حل حقيقي لمشاكل المجتمع ، أي مجتمع أناركي غير مركزي مُدار ذاتيًا.

 

—————————————————-

[*] الترجمة الآلیة

مصدر : الأسئلة المتكررة الأناركية

https://www.facebook.com/Sekullew.Azadiwaze.HoramiZvaneka

———-

https://www.facebook.com/kurdishspeaking.anarchist.forum

———-

https://www.facebook.com/infos.anarchist.forum

كيف يمكن لثورة أناركية أن تدافع عن نفسها؟

 بالنسبة للبعض ، وخاصة الماركسيين ، قد يبدو هذا القسم متناقضًا مع الأفكار الأناركية. كما ناقشنا في القسم ح .2.1 ، يميل الماركسيون إلى الافتراض ، بشكل غير صحيح ، أن الأناركيين إما ضد الدفاع عن الثورة أو لا يرون أي حاجة لذلك. ومع ذلك ، كما سيصبح واضحًا جدًا ، لا شيء أبعد عن الحقيقة. لطالما جادل اللاسلطويون للدفاع عن الثورة بالقوة ، إذا لزم الأمر. يجادل اللاسلطويون بأن ماركس (والماركسيين) يخلطون بين الدفاع عن النفس من قبل الشعب المسلحبالدولة ، وهو ارتباك له تداعيات مروعة (كما يظهر من تاريخ الثورة الروسية).

إذن كيف يمكن لثورة أناركية (وضمنيًا المجتمع) أن تدافع عن نفسها؟ أولا، ينبغي أن نلاحظ أنه سوف لا تدافع عن نفسها عن طريق إنشاء هيئة مركزية، دولة جديدة. إذا فعلت ذلك ، فستكون الثورة قد فشلت وكان يمكن إنشاء مجتمع طبقي جديد (مجتمع قائم على بيروقراطيي الدولة والعمال المضطهدين كما هو الحال في الاتحاد السوفيتي). وهكذا فإننا نرفض المفهوم الماركسي لما يسمى بالدولة العماليةأو الثوريةباعتباره مشوشًا إلى أقصى الحدود (كما يجب أن يتضح من تحليلنا في القسم ح ). بدلاً من ذلك ، نسعى إلى الوسائل التحررية للدفاع عن ثورة ليبرتارية. ماذا ستكون هذه الوسائل الليبرتارية؟

باختصار ، قد ينطوي ذلك على إنشاء ميليشيا طوعية ، بدون صلاحيات للتدخل كميليشيا في حياة المجتمع ، ولكن فقط للتعامل مع أي هجمات مسلحة من قبل قوى رد الفعل لإعادة تأسيس نفسها ، أو لمقاومة الخارج. تدخل دول لم تشهد ثورة بعد “. إن إنشاء ميليشيا حرة سيكون جزءًا من التحول الاجتماعي العام لأن أقوى وسيلة للدفاع عن الثورة تظل دائمًا هي انتزاع الوسائل الاقتصادية التي تستند إليها قوتها من البرجوازية ، وتسليح الجميع (حتى ذلك الوقت). لأن المرء قد نجح في إقناع الجميع بإلقاء أذرعهم بعيدًا كلعب غير مجدية وخطيرة) ، وإثارة اهتمام الجماهير بانتصار الثورة “.[مالاتيستا ،إريكو مالاتيستا: حياته وأفكاره ، ص. 166 و ص. 173] كما أكد باكونين:

دعونا نفترض أن باريس هي التي بدأت [الثورة].. سوف تسرع باريس بطبيعة الحال في تنظيم نفسها على أفضل وجه ممكن ، بأسلوب ثوري ، بعد أن انضم العمال إلى الجمعيات وقاموا باكتساح الجميع. أدوات العمل ، كل نوع من رأس المال والبناء ؛ مسلحين ومنظمين من قبل الشوارع والأحياء ، سيشكلون اتحادًا ثوريًا لجميع الأحياء.، البلدية الفيدرالية. . . وبعد ذلك سترسل جميع الكوميونات الثورية الفرنسية والأجنبية ممثلين لها لتنظيم الخدمات المشتركة الضرورية. . . وتنظيم دفاع مشترك ضد أعداء الثورة ، إلى جانب الدعاية ، وسلاح الثورة ، والتضامن الثوري العملي مع الأصدقاء في جميع البلدان ضد الأعداء في جميع البلدان “. [ مايكل باكونين: كتابات مختارة ، ص 178 – 9]

لذلك لطالما رأى اللاسلطويون ضرورة الدفاع عن الثورة. لا يوجد أي تناقض النظرية التي ينطوي عليها ذلك لحين الأناركية يعارض أي تدخل في حريتكمو ضد كل غزو والعنف، أنه يعترف أنه عندما أي هجمات واحدة لك ، فمن هو الذي يغزو لك، وقال انه الذي يستخدم العنف ضدك. لديك الحق في الدفاع عن نفسك. والأكثر من ذلك ، فمن واجبك ، كأناركي لحماية حريتك ، أن تقاوم الإكراه والإكراه بعبارة أخرى ، لن تهاجم الثورة الاجتماعية واحدة ، لكنها ستدافع عن نفسها ضد الغزو من أي جهة “. [الكسندر بيركمان ، ما هي الأناركية؟، ص. 231] بعبارة أخرى ، لا تسعى هذه الميليشيات لفرض ثورة ، لأنك لا تستطيع فرض الحرية أو إجبار الناس على التحرر رغماً عنهم: “لا يمكن استخدام قوة الشعب المسلّح إلا للدفاع عن الثورة. والحريات التي نالها نضالهم وتضحياتهم “. [فيرنون ريتشاردز ، دروس الثورة الإسبانية ، ص. 44]

وشدد بيركمان على أن مثل هذا النشاط يجب أن يتماشى مع روح [الأناركية]. فالدفاع عن النفس يستبعد جميع أعمال الإكراه والاضطهاد والانتقام. ولا يهتم إلا بصد الهجوم وحرمان العدو من فرصة يغزوك “. أي دفاع سيكون على أساس قوة الثورة أولاً وقبل كل شيء ، في دعم الشعب إذا شعروا أنهم هم أنفسهم يصنعون الثورة ، وأنهم أصبحوا أسياد حياتهم ، وأنهم لقد نالوا الحرية وهم يبنون رفاهيتهم ، فعند ذلك الشعور بالذات لديك القوة الأعظم للثورة .. فليؤمنوا بالثورة ، وسيدافعون عنها حتى الموت “. وهكذاالعمال المسلحون والفلاحون هم الدفاع الوحيد الفعال عن الثورة“. [ أب. المرجع السابق. ، ص 231-2] شدد مالاتيستا على أن الحكومة ليست مطالبة بالدفاع عن الحرية:

ولكن ، بكل الوسائل ، دعونا نعترف بأن حكومات البلدان التي لا تزال غير محرمة تريد ، ويمكنها ، أن تحاول تحويل الأشخاص الأحرار إلى حالة من العبودية مرة أخرى. هل سيحتاج هذا الشعب إلى حكومة تدافع عن نفسها؟ هناك حاجة إلى رجال حرب الأجر الذين لديهم كل المعرفة الجغرافية والميكانيكية اللازمة ، وفوق كل شيء جماهير كبيرة من السكان على استعداد للذهاب والقتال. لا يمكن للحكومة أن تزيد من قدرات الأول ولا إرادة وشجاعة الأخير. تعلمنا تجربة التاريخ أن الأشخاص الذين يريدون حقًا الدفاع عن وطنهم لا يُقهر: وفي إيطاليا يعلم الجميع أنه قبل فيلق المتطوعين (التشكيلات الأناركية) تطيح العروش ، وتختفي الجيوش النظامية المكونة من مجندين أو مرتزقة “. [ أناركيا، ص. 42]

كما يمكن أن نرى ، فإن النظرية اللاسلطوية عالجت دائمًا ضرورة الدفاع عن الثورة الاجتماعية واقترحت حلاً الميليشيا الطوعية المدارة ذاتيًا التي تنظمها الكوميونات الحرة واتحادات الجمعيات العمالية. سيتم توحيد الميليشيات وتنسيقها من قبل اتحادات الكوميونات بينما يقوم المندوبون من كل وحدة ميليشيا بتنسيق القتال الفعلي. في أوقات السلم ، سيعيش أعضاء الميليشيا ويعملون بين بقية السكان ، وبالتالي ، فإنهم يميلون إلى أن يكون لديهم نفس النظرة والمصالح مثل زملائهم. علاوة على ذلك ، في حالة التدخل الأجنبي ، فإن أهمية التضامن الدولي مهمة ( “لا يمكن أن تكون الثورة الاجتماعية ثورة في أمة واحدة. إنها بطبيعتها ثورة دولية“. [Bakunin، Op. Cit.، ص. 49]). وهكذا فإن أي تدخل أجنبي سيواجه مشاكل التحركات التضامنية والثورات على عتبة بابه ولا يجرؤ على إرسال قواته إلى الخارج لفترة طويلة ، إن وجد. في النهاية ، الطريقة الوحيدة لدعم الثورة هي أن تصنع الثورة بنفسك.

داخل المنطقة الثورية ، فإن أفعال المحررين هي التي ستدافع عنها. أولاً ، سيكون السكان مسلحين وبالتالي سيواجه المعارضون للثورة معارضة شديدة لمحاولاتهم إعادة إنشاء السلطة. ثانيًا ، سيواجهون أفرادًا محررين يرفضون ويقاومون محاولاتهم وهكذا ، كما نناقش في القسم I.5.11، أي سلطوي سيواجه العمل المباشر لشعب حر ، من أفراد أحرار ، الذين سيرفضون التعاون مع السلطات المحتملة ويتضامنون مع أصدقائهم وزملائهم العمال لمقاومتهم. الطريقة الوحيدة التي يمكن أن تنتشر بها الثورة المضادة داخليًا هي إذا كان الجماهير قد ابتعدت عن الثورة وهذا أمر مستحيل في ثورة أناركية حيث تظل السلطة في أيديهم. لا يحتاج المجتمع الحر إلى الخوف من حصول الثوار الداخليين على الدعم.

يشير التاريخ ، وكذلك النظرية ، إلى مثل هذه الأشكال التحررية للدفاع عن النفس. في كل الثورات الكبرى التي شارك فيها الأناركيون شكلوا ميليشيات للدفاع عن الحرية. على سبيل المثال ، شكل اللاسلطويون في العديد من المدن الروسية الحرس الأسودللدفاع عن منازلهم المصادرة وحرياتهم الثورية. في أوكرانيا ، ساعد نيستور مخنو في تنظيم جيش فلاحعامل للدفاع عن الثورة الاجتماعية ضد المستبدين من اليمين واليسار. في الثورة الإسبانية ، نظمت الكونفدرالية مليشيات لتحرير تلك الأجزاء من إسبانيا تحت الحكم الفاشي بعد الانقلاب العسكري في عام 1936.

كانت هذه الميليشيات الأناركية تدار ذاتيًا قدر الإمكان ، مع أي ضباطمنتخبين وخاضعين للمساءلة أمام القوات ولديهم نفس الأجور والظروف المعيشية مثلهم. كما أنهم لم يفرضوا أفكارهم على الآخرين. عندما قامت إحدى الميليشيات بتحرير قرية أو بلدة أو مدينة ، فقد ناشدوا السكان لتنظيم شؤونهم الخاصة ، على النحو الذي يرونه مناسباً. كل ما فعلته الميليشيا هو تقديم اقتراحات وأفكار للسكان. على سبيل المثال ، عندما يمر المخنوفون بمنطقة ما ، فإنهم يضعون ملصقات تعلن:

إن حرية العمال والفلاحين ملك لهم ، ولا تخضع لأية قيود. والأمر متروك للعمال والفلاحين للعمل ، وتنظيم أنفسهم ، والاتفاق فيما بينهم في جميع جوانب حياتهم ، كما يرون هم أنفسهم. الملاءمة والرغبة لا يستطيع المخنوفون أن يفعلوا أكثر من تقديم المساعدة والمشورة لا يمكنهم بأي حال من الأحوال ، ولا يرغبون في ذلك ، أن يحكموا “. [نقلاً عن بيتر مارشال ، المطالبة بالمستحيل ، ص. 473]

وغني عن القول ، أن المخنوفيين نصحوا العمال والفلاحين بـ إقامة مجالس فلاحين وعمال أحراروكذلك مصادرة الأرض ووسائل الإنتاج. لقد جادلوا بأن حرية التعبير والصحافة والتجمع هي حق كل كادح وأي إيماءة تتعارض مع هذه الحرية تشكل عملاً من أعمال الثورة المضادة“. [ لا آلهة ، لا سادة، المجلد. 2، pp. 157-8] كما نظم المخنوفون مؤتمرات إقليمية للفلاحين والعمال لمناقشة القضايا الثورية والاجتماعية. كانت المبادئ المعلنة للجيش هي التجنيد الطوعي وانتخاب الضباط والانضباط الذاتي وفق القواعد التي تتبناها كل وحدة. كان المخنوفون فعالين بشكل ملحوظ ، وكانوا القوة التي هزمت جيش دنيكين وساعدت على هزيمة رانجل. بعد هزيمة البيض ، انقلب البلاشفة على المخنوفيين وخانوهم. ومع ذلك ، أثناء وجودهم دافع المخنوفون عن حرية الطبقة العاملة في تنظيم أنفسهم ضد كل من الدولتين اليميني واليساري (انظر Voline The Unknown Revolution ، Peter Arshinov’s History of the Makhnovist Movement أو Alexandre Skirdaقوزاق نيستور مخنو أنارشي لمزيد من المعلومات).

تطور وضع مماثل في إسبانيا. بعد هزيمة الانقلاب العسكري الفاشي في التاسع عشر من يوليو عام 1936 ، نظم الأناركيون ميليشيات ذاتية الإدارة لتحرير تلك الأجزاء من إسبانيا تحت قيادة فرانكو. تم تنظيم هذه المجموعات بطريقة ليبرتارية من الأسفل إلى الأعلى:

إن تشكيل لجان الحرب أمر مقبول لجميع الميليشيات الكونفدرالية. إننا نبدأ من الأفراد ونشكل مجموعات من عشرة ، تتوصل إلى مساكن فيما بينها لعمليات صغيرة الحجم. وتشكل عشر مجموعات من هذا القبيل مجتمعة سنتوريًا واحدة ، والتي تعين مندوبًا إلى تمثله. ثلاثون قرنًا يشكلون طابورًا واحدًا ، تديره لجنة حرب ، يكون للمندوبين من سنتوريات كلمتهم.. وعلى الرغم من أن كل عمود يحتفظ بحرية التصرف ، فإننا نصل إلى تنسيق القوات ، والذي ليس هو نفس الشيء كوحدة القيادة “. [ أب. المرجع السابق. ، ص 256-7]

مثل ماخنوفيين ، لم تكن الميليشيات الأناركية في إسبانيا تقاتل فقط ضد الرجعية ، بل كانت تقاتل من أجل عالم أفضل. وكما قال دوروتي: “إن رفاقنا في الجبهة يعرفون لمن يقاتلون ومن أجل ماذا. إنهم يشعرون بأنهم ثوريون ويقاتلون ، ليس دفاعًا عن قوانين جديدة موعودة إلى حد ما ، ولكن من أجل غزو العالم والمصانع ، الورش ووسائل النقل وخبزهم والثقافة الجديدة “. [ أب. المرجع السابق.، ص. 248] عندما حرروا المدن والقرى ، حثت كتائب الميليشيات العمال والفلاحين على تجميع الأرض ووسائل الإنتاج ، لإعادة تنظيم الحياة بطريقة تحررية. في جميع أنحاء إسبانيا ، قام العمال والفلاحون المناهضون للفاشية بذلك بالضبط. دافعت الميليشيات فقط عن حرية العمال والفلاحين في تنظيم حياتهم على النحو الذي يرونه مناسبا ولم تجبرهم على إنشاء تجمعات أو إملاء شكلها.

في هذا الصدد ، لم تتبع الكونفدرالية اقتراحات أمثال باكونين ومالاتيستا فحسب ، بل كانت تنفذ سياساتها المعلنة. وهكذا ، قبل الثورة ، وجدنا عضوًا رائدًا في FAI DA Santillan يجادل بأن المجلس الاقتصادي المحلي سيتولى مهمة الدفاع ويرفع فرقًا تطوعية للقيام بواجب الحراسة ، وإذا لزم الأمر ، للقتالفي حالات الطوارئ أو خطر حدوث الثورة المضادة.” ستكون هذه المجالس المحلية اتحادًا لمجالس أماكن العمل وستكون أعضاء في المجلس الإقليمي للاقتصاد الذي ، مثل المجلس المحلي ، يتكون من وفود أو من خلال الجمعيات“. [ بعد الثورة، ص. 80 and pp. 82-83] وهكذا فإن الدفاع عن المجتمع الحر يقوم على اتحاد مجالس العمال وبالتالي يتحكم فيه السكان الثوريون بشكل مباشر. ويمكن ملاحظة ذلك أيضًا في قرار الكونفدرالية الإسباني لعام 1936 بشأن الشيوعية التحررية في القسم المعنون الدفاع عن الثورة” :

نعترف بضرورة الدفاع عن الإنجازات التي تحققت من خلال الثورة إذن سيتم اتخاذ الخطوات اللازمة للدفاع عن النظام الجديد ، سواء ضد مخاطر الغزو الرأسمالي الأجنبي أو ضد الثورة المضادة في وقت لاحق. الوطن. يجب أن نتذكر أن الجيش النظامي يشكل أكبر خطر على الثورة ، لأن تأثيره يمكن أن يؤدي إلى الديكتاتورية ، والتي من شأنها أن تقتل بالضرورة الثورة .. سيكون الشعب المسلح هو أفضل ضمان ضد أي محاولة لاستعادة تم تدمير النظام إما من الداخل أو من الخارج دع كل كومونة لديها أسلحتها ووسائل دفاعها سيتحرك الناس بسرعة للوقوف في وجه العدو ، والعودة إلى أماكن عملهم بمجرد أن ينجزوا مهمتهم الدفاعية …..

“1- إن نزع سلاح الرأسمالية يعني ضمناً تسليم الأسلحة إلى الكوميونات المسؤولة عن ضمان تنظيم الوسائل الدفاعية بشكل فعال على الصعيد الوطني.

“2 – في السياق الدولي ، يتعين علينا شن حملة دعائية مكثفة بين البروليتاريا في كل بلد حتى تتمكن من القيام باحتجاج قوي ، داعية إلى اتخاذ إجراءات متعاطفة ضد أي محاولة غزو من قبل حكومتها. وفي نفس الوقت ، سيقدم الاتحاد الأيبيري للكومونات الليبرتارية المستقلة المساعدة المادية والمعنوية لجميع المستغلين في العالم حتى يحرروا أنفسهم إلى الأبد من السيطرة الوحشية للرأسمالية والدولة “. [نقلاً عن خوسيه بييراتس ، الكونفدرالية في الثورة الإسبانية ، المجلد. 1 ، ص. 110]

وهو بالضبط ما فعله الكونفدرالية في يوليو 1936 عندما واجه الانقلاب الفاشي. لسوء الحظ ، مثل مخنوفيين ، تعرضت ميليشيات الكونفدرالية للخيانة من قبل حلفائهم اليساريين المزعومين. لم يتم تسليم القوات الأناركية ما يكفي من الأسلحة وتركت على الجبهة لتتعفن في التقاعس عن العمل. فضلت القيادة الموحدةمن قبل الدولة الجمهورية عدم تسليح القوات التحررية لأنها ستستخدم هذه الأسلحة للدفاع عن أنفسهم وزملائهم العمال ضد الثورة المضادة التي يقودها الجمهوريون والشيوعيون. في النهاية ، ربح شعب السلاحالثورة و جيش الشعبالذي خسر الحرب (انظر الكونفدرالية لخوسيه بييراتس في الثورة الإسبانية ، دوروتي لأبل باز في الثورة الإسبانية ،فيرنون ريتشاردزدروس الثورة الإسبانية أو موضوعية نعوم تشومسكي والمنح الليبرالية ).

وبينما قد يشير الساخر إلى هزيمة هذه الثورات والميليشيات في النهاية ، فإن هذا لا يعني أن نضالهم ذهب عبثًا أو أن ثورة مستقبلية لن تنجح. سيكون هذا مثل الجدل في عام 1940 على أن الديمقراطية أدنى من الفاشية لأن معظم الدول الديمقراطية قد هُزمت (مؤقتًا) على يد دول المحور. هذا لا يعني أن هذه الأساليب ستفشل في المستقبل أو أنه يجب علينا أن نتبنى على ما يبدو مناهج أكثر نجاحًاوالتي تنتهي في إنشاء مجتمع على عكس ما نرغب فيه (يعني تحديد الغايات ، بعد كل شيء ، وتعني الدولة خلق غايات الدولة و النجاحاتالظاهرة مثل البلشفية هي أعظم الإخفاقات من حيث أفكارنا ومثلنا).كل ما نقوم به هنا هو الإشارة إلى كيف دافع اللاسلطويون عن الثورات في الماضي وأن هذه الأساليب كانت ناجحة لفترة طويلة في مواجهة قوى معارضة هائلة.

وهكذا ، في الممارسة العملية ، اتبع اللاسلطويون النظرية الليبرتارية وخلقوا أشكالًا ذاتية الإدارة للدفاع عن النفس ضد محاولات إعادة استعباد شعب حر. في النهاية ، لا يمكن الدفاع عن الثورة الأناركية إلا من خلال تطبيق أفكارها على أوسع نطاق ممكن. دفاعها يقع في أولئك الذين يصنعونها. إذا كانت الثورة تعبيرًا عن احتياجاتهم ورغباتهم وآمالهم ، فسيتم الدفاع عنها بشغف كامل لشعب حر. يمكن هزيمة مثل هذه الثورة بقوة متفوقة ، فمن يستطيع أن يقول؟ لكن الاحتمال هو أنها لن تفعل وهذا ما يجعلها تستحق المحاولة. إن عدم التصرف بسبب احتمال الفشل يعني أن تعيش نصف عمر.

تدعو الأناركية كل فرد إلى أن يعيش نوع الحياة التي يستحقها كأفراد فريد ورغبة كبشر. فرديًا يمكننا إحداث فرق ، معًا يمكننا تغيير العالم.

————————————————-

[*] الترجمة الآلیة

مصدر : الأسئلة المتكررة الأناركية

https://www.facebook.com/Sekullew.Azadiwaze.HoramiZvaneka

———-

https://www.facebook.com/kurdishspeaking.anarchist.forum

———-

https://www.facebook.com/infos.anarchist.forum

تایبەتکرا

No war but the class war

War, all kinds of wars, religious and national wars, wars between states and global corporations are all against oppressed people, it attacks their living means, it attacks their will and ability, in order  to subjugate them to the will of oppressors, to the will of the authorities, the capitalists.

We are the oppressed, wherever we are, continuously within our social activities, face the various wars of our class enemies, such as political, military, media, ideological and poverty wars. Unemployment and wage cuts, the war of homelessness and the high price of daily life, the war of sexism, chauvinism, racism and fascism,the wars against the world populations, forced displacements and discrimination and rejection of refugees. Our life is a permanent and a total war.

Russia’s war and attack on Ukraine is not a new war, in our opinion, this war is a continuation of the previous wars; the war and genocide of indigenous Americans, Australians, New Zealanders, Canadians , Africans… the war between Iran-Iraq, the invasion of Kuwait, Iraq and Afghanistan, and the conflicts in Syria, Libya, Somalia, etc. like in previous wars, the objective is to control and maintain the contradictions between work and capital, to expand and provide markets for the commodity needs, for experimentations and to develop new weapons, bombs and other military equipment.

However, it is not clear what the outcome of this war would be and where else it will reach; whether it reaches the point of using atomic weapons, produces more genocides, destroying cities and countries, or not. But what is clear to us is the outcome of the war, as in previous wars, no matter how it ends, it always produces losses of workers and oppressed people on both sides, whether in terms of casualties, in term of social destructions, in terms of creating dissensions and reinforcing the spirit of nationalism and racism, or in terms of destroying unity, cooperation and class solidarity between the workers of both sides, it will always end up harming the oppressed of the world. It will raise the price of supplies by raising the price of oil, Diesel and gas. The consequences of the war, will produce nationalism and racism between the Ukrainians and the Russians.

We know that all kinds of wars are generated by the capitalist system, so we stand against the system itself and the very foundation of the state, we stand against all state agencies, corporations and banks, and we do not support any side of war. At the same time, we express our sympathy and support for the victims of war, for the workers, for the oppressed people of both countries, for our anarchist friends, and libertarians of Ukraine and Russia. Also, from lessons drawn from our experience, we know that we can only end the wars through unity, co-operation, desertion from the battle fronts and by turning our weapons towards the palaces of the rulers, against the interests and sovereignty of the war creators.

No to war, killing, and authority

Yes to the support and struggle of the oppressed revolutionaries against the class domination.

Our war against the rulers and their capitalist corporations is a global social war.

Kurdish-speaking Anarchist Forum

25 February 2022

https://anarkistan.net

https://twitter.com/anarkistan

https://facebook.com/kurdishspeaking.anarchist.forum

Pas de guerre sauf la guerre des classes !

نا بۆ جەنگ، جگە لە جەنگی دژە-چینایەتیی

نا بۆ جەنگ، جگە لە جەنگی دژە-چینایەتیی

جەنگ [هەموو جۆرە جەنگەکان] بە جەنگی ئایینی و نەتەوەیی، جەنگی نێوان دەوڵەتان و کۆمپانییە جیهانخۆرەکان دژ بە مرۆڤی چەوساوەیە، لێدانە لە پێداویستیی ژیانی چەوساوان، لێدانە لە وزە و توانای ئەوان، بۆ ملکەچکردنی ئەوانە بۆ ستەمی زۆرداران و دەسەڵاتخوازان و سەرمایەداران.

ئێمەی چەوساوەی زۆربە لە هەر شوێنێک بین، بەردەوام لەنێو پەیوەندی و چالاکییە کۆمەڵایەتییەکان ڕووبەڕووی جەنگە جیاوازەکانی دوژمنانی چینایەتیی خۆمان دەبینەوە: جەنگی ڕامیاریی، جەنگی سەربازیی، جەنگی میدیایی و ئایدیۆلۆجیی، جەنگی نەبوون و بێکاریی و دابەزینی کرێی کار، جەنگی بێخانووبەرەیی و گرانبوونی نرخی پێداویسییەکانی ژیانی ڕۆژانە، جەنگی دژ بە سێکسیزم و شۆڤێنیزم و ڕەیسیزم و فاشیزم ، تاکو بە جەنگی و بەرەنگاریی ڕاونانی گەلان و هەڵاواردن و ڕەتکردنەوەی پەنابەریی هەڵهاتووان؛ ژیان سەراپا جەنگە.

جەنگ و پەلاماردانی ڕووسیا بۆ سەر ئۆکرانیا جەنگێکی تازە نییە، بە بۆچوونی ئێمە ئەم جەنگەش درێژەی جەنگەکانی پێشووترە؛ جەنگ و جینۆسایدکردنی ئۆریجنەکانی ئەمەریکا و ئوسترالیا و نیوزلەندە و کەنەدا و ئەفریقا و جەنگی ئێران – عێراق و عیراق-کوێت و داگیرکردنی عێراق و ئەفغانستان و هەڵگیرساندنی جەنگ لە سوریا و لیبیا و سۆماڵ و …تد، وەکو جەنگەکانی پێشووتر لە پێناوی کۆنترۆڵکردن و ڕاگرتنی گرژیی نێوانی کار و سەرمایە و دابینکردنی پێداویستییەکانی بازاڕ و تاقیکردنەوە و ساخکردنەوەی چەک و تەقەمەنی و کەرەستە جەنگییە نوێیەکانە.

هەرچەند دیار نییە، کە ئاقاری جەنگەکە بەرەو کوێ دەڕوات و کوێی دیکەش دەگرێتەوە؛ دەگاتە ڕادەی بەکارهێنانی چەکی ئەتۆمیی و کۆمەڵکوژیی و وێرانکردنی شاران و وڵاتان، یان نا؟. بەڵام ئەوەی کە بۆ ئێمە ڕۆشنە ئەنجامی جەنگەکەیە وەک جەنگەکانی پێشووتر، جەنگەکە هەر چۆن بێت و بە سەرکەوتنی هەر لایەک تەواو ببێت، جەنگ هەمیشە لە زیانی کرێکاران و چەوساوەکانی هەر دوو بەرەی جەنگ و دونیا دەشکێتەوە، چ لە رووی زیانی گیانیی و کۆمەڵایەتییەوە، چ لە ڕووی درووستکردنی دووبەرەکیی و گیانی نەتەوەپەرستیی و نەژادپەرستییەوە، چ لە ڕووی تێکدانی یەکێتی و هاریکاری و هاوپشتیی چینایەتی نێوان کرێکارانی هەر دوو بەرەی جەنگەکە، بە زیانی چەوساوانی دونیا تەواو دەبێت و دەبێتە هۆی بەرزکردنەوەی نرخی پێداویستییەکان بە هۆی بەرزکردنەوەی نرخی نەوت و بەنزین و گاز. جگە لەوە لای ئۆکرانییەکان وەک پەلاماردراوێک گیانی نەتەوەپەرستیی درووستدەکات و لە نێوان ئەوان و ڕووسەکان نەژادپەرستیی تەشەنە دەکات.

ئێمە ئەوە دەزانین، کە هەموو جۆرەکانی جەنگ زادە و بەرهەمی سیستەمی سەرمایەداریین، لەبەر ئەوە ئێمە دژ بە خودی سیستەمەکە و پایە سەرەکییەکانی کە دەوڵەت و دەزگە حکومەتییەکان و کۆمپانییەکان و بانکەکان دەوەستین و نابینە پشتیوانی هیچ لایەکی جەنگ و بەرەکانی جەنگ. هاوکاتیش هاوخەمیی و پشتیوانیی خۆمان بۆ قوربانیانی جەنگ و کرێکاران و چەوساوانی هەر دوو وڵات و هەر ئاوا بۆ هاوڕێ ئەنارکیست و ئازادیتخوازەکانی ئۆکرانیا و ڕووسیا و ڕادەگەینین و لەسەر بەرەنجامی ئەزموونەکان پێدادەگرینەوە، کە بەس یەکگرتن و هاوخەباتیی و چۆڵکردنی بەرەکانی جەنگ و ئاراستەکردنەوەی چەکەکان بەرەو کۆشکەکانی سەروەران دەتوانێت بە جەنگ و بەرژەوەندیی و سەروەریی درووستکەرانی جەنگ کۆتایی بهێنێت.

نا بۆ جەنگ و کوشتار و سەروەریی
بەڵێ بۆ هاوپشتی و تێکۆشانی شۆڕشگەرانەی چەوساوان دژ بە سەروەریی چینایەتی
جەنگی ئێمە دژی سەروەران و کۆمپانییەکانیان جەنگێکی کۆمەڵایەتیی جیهانییە

سەکۆی ئەنارکیستانی کوردیی-زمان
٢٥ی فێبریوەری ٢٠٢٢

http://www.issuu.com/anarkistan

https://facebook.com/groups/Pertuky.Anarky

https://facebook.com/sekoy.anarkistan

https://kurdishafaq.wordpress.com

https://facebook.com/kurdishspeaking.anarchist.forum

sekoy-anarkistani-kurdiy-zman[at]riseup.net

https//:.anarkistan.net

https://anarkistan.net/2022/03/02/no-war-but-the-class-war/