آنـارشـیـسـم در انـقـلاب روسـیّـه / ٤

تـوفـان آراز

٤

آیـا آنـارشـیـسـت هـای روسـی چـه نـقـشـی در ایـن داسـتـان نـمـایـشـی، کـه در آن یـک انـقـلاب بـا وجـوه آنـارشـیـسـتـی بـه عـکـسـش تـبـدیـل گـردیـد، داشـتـنـد؟

روسـیـه بـه سـخـتـی دارای سـنـت هـای آنـارشـیـسـتـی بـود. در خـارج بـود کـه مـیـخـائـیـل آلـکـسـا نـدروویـچ بـاکـونـیـن(Mikail Aleksandrovitj Bakunin)(76- 1814) و کـروپُـتـکـیـن آنـارشـیـسـت گـر دیـده بـودنـد. تـا جـایـی کـه بـه آثـارشـان مـربـوط مـی شـود، آن هـا – در هـر حـال پـیـشـا انـقـلاب در 1917 – در خـارج چـاپ و مـنـتـشـر گـشـتـه بـودنـد، اغـلـب حـتـی بـه یـک زبـان خـارجـی، و تـنـهـا قـسـمـت هـایـی از آن هـا مـخـفـیـانـه، بـا زحـمـت و در نـسـخـه هـای بـسـیـار مـحـدود داخـل روسـیـه گـردانـده شـده بـودنـد. مـطـلـقـاً هـیـچ آنـارشـیـسـتـی در تـربـیـت اجـتـمـاعـی، سـوسـیـالـیـسـتـی و انـقـلابـی روس هـا سـهـیـم نـبـود. بـه قـول ولـیـن، بـرعـکـس، جـوانـان پـیـش رو روسـی ادبـیـاتـی مـی خـوانـدنـد کـه بـدون تـفـاوت سـوسـیـالـیـسـم را بـه صـورت سـوسـیـالـیـسـم دولـتـی مـعـرفـی مـی کـردنـد.” انـدیـشـۀ دولـت بـر فـکـر و روحـیـۀ آن هــا چـیــره شـده بــود: سـوسـیـال دمـوکــراسـی آلـمـان بـه آن هــا سـرایـت نـمـوده بـود.

آنـارشـیـسـت هـا مـرکـب از فـقـط مـشـتـی مـردان بـی نـفـوذ بـودنـد، حـداعـلـی چـنـدهـزار. بـاز بـه قـول ولـیـن جـنـبـش آن هـا هـنـوز ضـعـیـف تـر از آن بـود، کـه قـادر بـه نـفـوذ آنـی و مـشـخـصـی در روی دادهـا بـاشـد.” وانـگـهـی اکـثـر آنـان روشـنـفـکـران بـا گـرایـشـات فـردگـرایـانـه و بـا ارتـبـاط بـسـیـار نـازلـی بـا جـنـبـش کـارگـری بـودنـد. نـسـتـور ایـوانـوویـچ مـاخـنـو(Néstor Ivanovitj Makhno) (1934- 1888) و ولـیـن اسـتـثـنـائـات بـه شـمـار مـی آیـنـد. مـاخـنـو، کـه در مـیـهـنـش اوکـرایـن در مـیـان دهـقـانـان فـعـالـیـت داشـت، بـه سـبـک انـتـقـادی در خـاطـراتـش ذکـر مـی کـنـد، کـه آنـارشـیـسـم روسـی از عـقـب روی دادهـا آمـد، بـلـی، گـاهـی کـامـلاً بـیـرون از آن هـا بـود.”

امـا نـقـش آنـارشـیـسـت هـا بـیـن انـقـلابـات فـوریـه و اکـتـبـر مـوضـوع دیـگـری اسـت؛ ایـن نـقـش بـه هـیـچ وجـه بـی اهـمـیـت نـبـوده اسـت. تــروتـسـکـی بـه ایـن واقـعـیـت بـارهـا در کـتـابـش History of The Russian Revolution( تـاریـخ انـقـلاب روسـیّـه)(1932) اذعـان دارد. آن هـا عـلی رغـم شـمـار قـلـیـل شـان شـجـاعو فـعـالو مـخـالـفـیـن اصـولـی مـجـلـس مـؤسـسـان در زمـانـی بـودنـد، کـه بـلـشـویـک هـا هـنـوز بـه ضـدپـارلـمـانـتـاریـسـت هـا تـبـدیـل نـگـردیـده بـودنـد. آن هـا بـسـیـار پـیـش تـر از حـزب لـنـیـن شـعـار کـل قـدرت بـه شـوراهـا! را بـر بـیـرق شـان نـوشـتـه بـودنـد. آن هـا نـیـروی هـادی در جـنـبـش سـوسـیـالـیـزه کـردن آنـی مـسـاکـن، اغـلـب بـا وجـود مـخـالـفـت بـلـشـویـک هـا، بـودنـد. بـخـشـاً بـه تـرغـیـب آنـارکـوسـنـدیـکـالـیـسـت هـا بـود کـه کـارگـران حـتـی پـیـشـا اکـتـبـر اربـا بـان کـارخـانـه هـا گـردیـدنـد.

در ایـام انـقـلاب، کـه بـه عـمـر جـمـهـوری بـورژوایـی آلـکـسـانـدر فـیـودوروویـچ کـرنـسـکـی(Aleksander Fjodorovitj Kerenskij)(1970- 1881) پـایـان بـخـشـیـده شـد، آنـارشـیـسـت هـا در صـفـوف مـقـدم آن مـبـارزۀ نـظـامـی، خـاصـه در دویـنـسـک، بـودنـد کـه تـحـت رهـبـری آنـارشـیـسـت هـایـی از قـبــیـل گــراتـشُــف(Gratsjov) و فـدوتُـف(Fedotov) ” کـادِت هـا7ی ضــدانـقـلابـی را مـنـهــزم سـاخـت. آنـارشـیـسـت آنـاتـول جـلـزنـیـاکـوف(Anatol Gelzniakov) بـود کـه مـجـلـس مـؤسـسـان را بـا دسـتـۀ خـود مـنـحـل نـمـوده، بـلـشـویـک هـا را در بـرابـر یـک عـمـل انـجـام شـده قـرار داد. شـعـبـات پـار تـیـزانـی بـسـیـاری، تـشـکـیـل شـده از آنـارشـیـسـت هـا یـا بـه رهـبـری آن هـا(مـوکـروئـوسُـف(Mokrousov)، چـرنـیـاک(Tjerniak) و دیـگـران) از 1918 تـا 1920 لایـنـقـطـع عـلـیـه ارتـش هـای سـفـیـد(ضـد انـقـلابـی) در چـالـش بـه سـر مـی بـردنـد. تـقـریـبـاً شـهـری بـدون یـک گـروه آنـارشـیـسـتـی یـا آنـارکـو سـنـدیـکـالـیـسـتـی پـخـش کـنـنـدۀ جـرایـد، مـجـلات، اعـلامـیـه هـای پـرنـده، جـزوات و کـتـب یـافـت نـمـی شـد. دو هـفـتـه نـامـه در پـتـروگـراد و یـک روزنـامـه در مـسـکـو هـر کـدام بـا تـیـراژ 25000 نـسـخـه چـاپ و نـشـر مـی شـدنـد. پـی روان آنـارشـیـسـت هـا تـدریـجـاً بـا جـدایـی روزافـزون انـقـلاب از تـوده هـا افـزایـش یـافـتـنـد.

6 آوریـل 1918 کـاپـیـتـان فـرانـسـوی ژاک سـادول(Jacques Sadul) کـه از سـوی دولـت مـتـبـو عـش بـه روسـیـه سـفـر نـمـوده بـود، در گـزارشـی نـوشـت: ” گـروه آنـارشـیـسـتـی فـعـال تـریـن و مـبـارزتـریـن، احـتـمـالاً هـم چـنـیـن مـحـبـوب تـریـن گـروه اُپـوزیـسـیـون اسـت (…). بـلـشـویـک هـا نـگـران هـسـتـنـد.” حـوالـی خـاتـمـۀ 1918 ولـیـن تـأیـیـد مـی کـنــد، کـه ایـن نـفـوذ چـنـان شـدیـد شـد، کـه بـلـشـویـک هـا کــه اجـازۀ انـتــقـاد و اصـلاً مـخـالـف گـویـی نـمـی دادنــد، جـداً نـگـران گـشـتـنـد.” و مـی افـزایـد: ” بـرای مـقـامـات بـلـشـویـکـی تـحـمـل تـبـلـیـغـات آنـارشـیـسـتـی بـه مـعـنـای (…) خـودکـشـی بـود. آن هـا سـعـی شـان را ابـتـداء بـرای جـلـوگـیـری، سـپـس قـدغـن کـردن و بـالاخـره سـرکـوبـی هـر نـوع بـیـان انـدیـشـه هـای آنـارشـیـسـتـی بـا قـدرت بـی رحـمـانـه بـه عـمـل آوردنـد.”

دولـت بـلـشـویـکـی بـا اِعـمـال خـشـونـت امـاکـن سـازمـان هـای آنـارشـیـسـتـی را بـسـت، و هـر گـونـه تـبـلـیـغـات یـا فـعـالـیـت آنـارشـیـسـت هـا را قـدغـن سـاخـت.” شـب 12 آوریـل 1918 شـعـبـات گـارد سـرخ مـسـلـح بـدون اخـطـار قـبـلی 25 اقـامـتـگـاه آنـارشـیـسـت هـا در مـسـکـو را خـالـی کـردنـد. آنـارشـیـسـت هـا کـه تـصـور مـی نـمـودنـد مـورد حـمـلـۀ گـاردیـسـت هـای سـفـیـد واقـع شـده انـد، بـا آتـش تـفـنـگ پـاسـخ دادنـد. بـه قـول ولـیـن مـقـامـات سـپـس سـریـعـاً اسـلـوب هـای خـشـونـت آمـیـز تـری بـه کـار گـرفـتـنـد: زنـدانـی سـاخـتـن، مـحـروم از حـقـوق کـردن، اعـدام.” سـتـیـزۀ بـلـشـویـک هـا عـلـیـه آنـارشـیـسـت هـا چـهـار سـال دوام داشـت (…) تـا آن کـه جـنـبـش آنـارشـیـسـتـی بـه طـور قـطـعـی (در خـاتـمـۀ 1921) خُـرد شـد.”

آنـارشـیـسـت هـا بـه دو دسـتـه تـقـسـیـم گـردیـدنـد. دسـتـه ای کـه قـصـد اطـاعـت نـداشـت، و سـر انـجـام مـعـدوم شـد. دسـتـۀ دیـگـر رام گـردیـد. دسـتـۀ اخـیـر ضـرورت تـاریـخـیابـراز وفـاداری بـه رژیـم و پـذیـرش – لااقـل مـوقـت – اِعـمـال دیـکـتـاتـوری را مـطـرح سـاخـت. مـهـم بـرای ایـنـان در وهـلـۀ نـخـسـت پـیـروزی در جـنـگ داخـلـی و مـضـمـحـل سـاخـتـن ضـدانـقـلاب بـود. امـا آنـارشـیـسـت هـای آشـتـی نـاپـذیـر ایـن گـزیـنـه را یـک راهـکـار کـوتـه بـیـنـانـه مـی دانـسـتـنـد. آن هـا بـر ایـن بـودنـد، کـه بـی کـفـایـتـی بـوروکـراتـیـک دسـتـگـاه دولـت و یـأس و نـارضـایـتـی خـلـق تـقـویـت کـنـنـدۀ جـنـبـش هـای انـقـلابـی اسـت. مـقـامـات در نـهـایـت وقـعـی بـه جـنـاح فـعـال آنـارشـیـسـتـی نـخـواهـنـد گـذارد، کـه بـه انـتـقـاد از وسـایـل قـدرت و ضـربـات جـنـایـت کـارانـۀ دسـت راسـتـی هـا مـی پـردازد. پـذیـرش دیـکـتـاتـوری و تـرور سـیـاسـت انـتـحـاری بـرای آنـارشـیـسـت هـا مـی بـود، زیـرا آن هـا خـود قـربـانـیـان هـمـان دیـکـتـاتـوری و تـرور مـی گـردیـدنـد. سـازش کـاری دسـتـۀ بـه گـفـتـمـان آنـار شـیـسـت هـای شـورویکـار خُـرد کـردن و آخـرالامـر مـعـدوم سـاخـتـن سـایـر آنـارشـیـسـت هـا، یـعـنـی آشـتـی نـاپـذیـران را بـرای بــلـشـویـک هـا سـهـل تـر کـرد، و بـا آن هـا بـه صـورت آنـارشـیـسـت هـای قـلابـی، رؤیـاپـروران غـیـرمـسـئـول پـا در هـوا، آشـوب گـران احـمـق، تـفـرقـه افـکـنـان، روانـیـان و بـالاخـره تـبـهـکـاران و ضـدانـقـلابـیـون رفـتـار بـه عـمـل آمـد.

سـرج از طـرف رژیـم جـزوه ای نـوشـتـه، انـتـشـار داد. او در آن کـوشـیـد از رژیـم در بـرابـر انـتـقـاد آنـارشـیـسـت هـا بـه دفـاع بـه پـردازد. عـلاوه بـر ایـن جـزوه، بـخـش اعـظـم کـتـابـی نـیـز کـه او در سـال 1930 تـحـت عـنـوان L’an I de la révolution russe( سـال یـک انـقـلاب روسـیّـه) نـگـاشـت، عـادلانـه جـلـوه دادن امـر نـابـود سـاخـتـن شـوراهـا بـه دسـت بـلـشـویـک هـا بـود. حـزب – یـا بـهـتـر گـفـتـه شـود نـخـبـگـان حـاکـم آن – در کـتـاب سـرج بـه صـورت مـغـز طـبـقـۀ کـارگـر تـوصـیـف مـی گـردد. بـه قـول او بـرعـهـدۀ رهـبـران، کـه بـه شـایـسـتـگـی از سـوی پـیـش قـراول(vanguard) بـر گـزیـده شـده انـد، اسـت کـه در مـورد چـگـونـگـی عـمـلـکـرد پـرولـتـاریـا تـصـمـیـم گـیـرنـد. بـدون وجـود آنـان تـوده هـای سـازمـان یـافـتـه در شـوراهـا چـیـزی مـگـر غـبـار انـسـانـی بـا اهـداف مـغـشـوشـی کـه بـا اشـعـۀ نـاگـهـانـی هـوش مـنـور مـی شـونـدنـخـواهـنـد بود.

سـرج مـسـلـمـاً آن انـدازه روشـن بـیـن بـود تـا در مـورد طـبـیـعـت حـقـیـقـی قـدرت شـوروی دچـار خـبـط نـگـردد. آن رژیـم هـنـوز دارای شـهـرتـی بـود کـه نـخـسـتـیـن انـقـلاب پـرولـتـاریـا بـه آن بـخـشـیـده بـود. آن در مـعـرض تـحـقـیـر و تـلـویـث سـراسـر دنـیـا قـرار داشـت. و ایـن یـکـی از دلایـلـی بـود کـه سـرج بـه مـانـنـد بـسـیـاری انـقـلابـی دیـگـر عـقـیـده داشـت، کـه مـی بـایـد زبـان بـه دنـدان گـرفـت. کـمـا ایـن کـه او در تـابـسـتـان 1921 بـه طـور خـصـوصـی بـه آنـارشـیـسـت گـاسـتـون لـوال(Gaston Leval)(1978- 1895)، کـه جـزو یـک هـیـئـت اسـپـانـیـایـی بـه مـنـظـور شـرکـت در سـومـیـن کـنـگـرۀ انـتـرنـاسـیـونـال کـمـونـیـسـتـی( کُـمـیـنـتـرن) بـه مـسـکـو رفـتـه بـود، گـفـت: ” حـزب کـمـونـیـسـت نـه مـجـری دیـکـتـاتـوری پـرولـتـاریـا، بـلـکـه دیـکـتـاتـوری بـر پـرو لـتـاریـا اسـت.” پـس از بـازگـشـت لـوال از مـسـکـو، روزنـامـۀ Le Libertaire( آنـارشـیـسـت) مـقـالاتـی از او درج کـرد، کـه در آن هـا وی بـا تـکـیـه بـه واقـعـیـات دقـیـقـی آن چـه را کـه سـرج بـه او بـه طـور خـصـوصـی بـیـان داشـتـه بــود، بــه هـمـراه آن چـه را کـه ســرج در نـطـق هــای عــمـومـی گـفـتـه بـود، و لـوال آن ها را دروغ هـای عـمـدنـامـیـد، ذکـر کـرد. آنـارشـیـسـت امـا گُـلـدمـن(Emma Goldman) (1940- 1869) نـیـز کـه شـاهـد فـعـالـیـت سـرج در مـسـکـو بـوده، هـیـچ سـخـن دوسـتـانـه ای دربـارۀ او در شـرح حـال خـود نـدارد.

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  گۆڕین )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  گۆڕین )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.