آنـارشـیـسـم در انـقـلاب روسـیّـه / ٣

تـوفـان آراز

٣

غـریـزه و اشـتـیـاق انـقـلابـی تـوده هـا، کـه بـلـشـویـک هـا بـا سـودجـویـی از آن امـکـان کـسـب رهـبـری بـر انـقـلاب را یـافـتـنـد، مـسـلـمـاً نـه بـا ایـدئـولـوژی سـنـتـی و نـه بـا مـقـاصـد واقـعـی آن هـا سـازگـاری نـداشـت. آن هـا عـادةً مـقـامـاتـی، پـی روان مـتـعـصـب انـدیـشـه هـای دولـت، دیـکـتـاتـوری، مـرکـزگـرایـی، نـقـش رهـبـری کـنـنـدۀ حـزب، ادارۀ اقـتـصـاد از بـالا بـودنـد؛ و ایـن هـا بـه طـور کـامـل و اکـمـل در تـضـاد بـا درک آنـارشـیـسـتـی واقـعـی از دمـوکـراسـی شـورایـی قـرار داشـتـنـد.

کـتـاب دولـت و انـقـلاب، کـه در مـاه هـای اوت و سـپـتـامـبـر 1917، کـوتـه زمـانـی پـیـش از قـیـام اکـتـبـر، بـه نـگـارش درآمـده، آیـیـنـه ای اسـت نـمـایـان کـنـنـدۀ ابـهـامـات و نـاسـازی هـا در نـظـریـات لـنـیـن. بـعـضـی صـفـحـات کـتـاب بـه آسـانـی مـی تـوانـسـتـه انـد بـه دسـت یـک آنـارشـیـسـت بـه رشـتـۀ تـحـریـر درآمـده بـاشـنـد! پـذیـرش او ایـن را کـه انـقـلاب بـایـد از پـایـیـن بـه اجـراء گـذاشـتـه شـود، در تـبـایـن بـا دفـاع او از هـدایـت انـقـلاب از بـالا قـرار دارد. انـدیـشـه هـای دولـت، مـرکـزگـرایـی و سـلـسـلـه مـراتـب آشـکـارا بـه پـیـش کـشـیـده مـی شـونـد: دولـت پـس از تـصـرف قـدرت از سـوی پـرولـتـاریـا بـاقـی مـانــده، پـیـش از بــه اتـمـام رسـیـدن یـک دورۀ انـقـلابـی نـخـواهـد مُـرد. ایـن بـرزخ یـک پـروسـۀ بـطـیء، درازمـدتخـواهـد بـود. آن چـه انـقـلاب، در پـنـاه بـدیـهـی شـوراهـا، بـه دنـیـا خـواهـد آورد، دولـت پـرولـتـاریـایـییـا دیـکـتـاتـوری پـرولـتـاریـا ، دولـت بـورژوایـی بـدون بـورژوازیخـواهـد بـود.

لـنـیـن از سـرمـایـه داری دولـتـی آلـمـان، اقـتـصـاد جـنـگـی“(die kriegswirtschaft)، درس مـی گـیـرد. سـازمـان دهـی صـنـعـت بـزرگ مـدرن بـا انـضـبـاط آهـنـیـنآن بـه وسـیـلـۀ سـرمـایـه داری یـکـی از سـرمـشـق هـای اوسـت، و بـعـد انـدیـشـۀ سـرمـایـه داری انـحـصـاری دولـتـیدر ذهـن او شـکـل مـی گـیـرد.4 او در مـورد یـک انـحـصـار دولـتـی چـون پـی.تـی.تـی.(P.T.T.)(مـؤ سـسـۀ پـسـت و تـلـگـراف فـرانـسـه) مـالامـال از اعـجـاب و تـحـسـیـن اسـت: ” چـه مـکـانـیـسـم تـکـامـل یـافـتـۀ تـحـسـیـن انـگـیـزی! فـکـر کـنـیـد کـل زنـدگـی اقـتـصـادی بـه صـورت مـؤسـسـۀ پـسـت سـازمـان دهـی شـود (…). بـه بـیـنـیـد، ایـنـسـت آن دولـت، آن اسـاس اقـتـصـادی مـورد نـیـاز مـا.” او ابـتـداء بـرای مـحـول شـدن ادارۀ تـولـیـد و بـازرگـانـی بـه اتـحـادیـه هـای کـارگـری، خـوداداری مـصـر اسـت، امـا بـعـد تـأکـیـد می کـنـد، که ادارۀ خـود بـدون مـقـامـاتو اطـاعـت” ” رؤیـاهـای آنـارشـیـسـتـیهـسـتـنـد. و بـالاخـره نـسـخـۀ جـادویـی خـود را مـی نـویـسـد: ” کـلـیـه شـهـرونـدان بـایـد بـه کـارمـنـدان و کـارگـران در یـک شـرکـت دولـتـی واحـد شـامـل جـمـیـع مـردمتـبـدیـل گـردنـد، کـل جـامـعـه بـایـد بـه یـک ادارۀ واحـد بـزرگ و یـک کـارخـانـۀ واحـد بـزرگتـغـیـیـر شـکـل بـیـابـد.” و شـوراهـا؟ بـلـی، طـبـیـعـةً آن هـا بـایـد مـطـیـع حـزب کـارگـران گـردنـد، حـزبـی کـه وظـایـف تـاریـخـیـش عـبـارت اسـت از رهـبـریپـرولـتـاریـا.

آنـارشـیـسـت هـای دورانـدیـش روسـی در تـعـبـیـرشـان از نـظـریـات چـنـدپـهـلـوی لـنـیـن اشـتـبـاه نـکـردنـد، و در مـورد آن هـا به کـارگـران هـشـدار دادنـد. در روزنـامـۀ آنـارشـیـسـت هــا Golos Truda

(صـدای کـار) در آخـریـن مـاه هـای 1917 و آغـاز 1918 پـیـشـگـویـانـه نـوشـتـه شـد: ” بـلـشـویـک هـا – کـه سـوسـیـالـیـسـت هـا، سـیـاسـتـمـداران و دولـت دوسـتـان انـد، یـعـنـی مـردانـی کـه بـه صـورت مـرکـزگـرایـانـه و مـقـامـاتـی عـمـل مـی کـنـنـد – هـنـگـامـی کـه قـدرت شـان تـحـکـیـم و قـانـونـیـت بـیـا بـد، بـنـای تـنـظـیـم زنـدگـی کـشـور و خـلـق را بـا وسـایـل دولـت و دیـکـتـاتـوری تـحـمـیـلـی مـرکـز خـوا هـنـد گـذاشـت (…). شـوراهـای شـمـا (…) انـدک انـدک بـه ارگـان هـای اجـرایـی ادارۀ دولـت مـرکـزی کـاهـش داده خـواهـنـد شـد (…). مـا شـاهـد بـرقـراری یـک دسـتـگـاه سـیـاسـی و دولـتـی مـقـامـاتـی خـوا هـیـم بـود، کـه از بـالا اداره خـواهـد گـردیـد، و هـمـه چـیـز را بـا مـشـت آهـنـیـن خُـرد خـواهـد کـرد (…). و وای بـه حـال کـسـی کـه نـخـواهـد بـا قـدرت مـرکـزی مـوافـق بـاشـد!” ” کـل قـدرت بـه شـورا هـا در عـمـل بـه مـعـنـای قـدرت رهـبـران حـزب خـواهـد گـردیـد.”

گـرایـشـات پـیـوسـتـه آنـارشـیـسـتـی تـر تـوده هـا لـنـیـن را – بـه قـول ولـیـن – مـجـبـور سـاخـت تـا بـرای زمـانـی راه قـدیـم را تـرک گـویـد. او قـول داد اجـازه نـخـواهـد داد دولـت، مـقـامـات، دیـکـتـا تـوری بـیـش از یـک سـاعـت، بـیـش از یـک دقـیـقـه بـاقـی بـه مـانـد. و از آن بـه بـعـد مـی بـایـد آنـار شـیـسـمبـاشـد!

طـبـیـعـةً نـسـنـجـیـده خـواهـد بـود ایـن ادعـا کـه لـنـیـن و هـمـکـاران او عـامـداً دامـی بـرای تـوده هـا گـذاشـتـه بـوده بـاشـنـد. کـنـش آنـان در حـقـیـقـت امـر مـبـیـن دوئـیـتِ(dualism) نـظـری بـود. هـمـه کـس مـی تـوانـسـت پـیـش بـیـنـی نـمـایـد، کـه تـضـاد بـیـن دو قـطـب درک آنـان بـایـد بـه زودی آشـکـار گـردد: یـا فـشـار پـیـوسـتـه افـزون تـر آنـارشـیـسـتـی تـوده هــا مـی بـایـد بـلـشـویـک هـا را مـجـبـور از فـرامـوشـی وجـوه مـقـامـاتـی عـقـیـدۀ شـان بـه سـازد؛ یـا بـرعـکـس تـحـکـیـم قـدرت بـلـشـویـک هـا، بـه شـمـاره افـتـادن نـفـس هـای انـقـلاب خـلـقـی مـی بـایـد آن هـا را وادار از مـتـوقـف سـاخـتـن جـریـان هـمـسـویـی بـا آنـارشـیـسـم کـنـد.

عـنـصـر تـازه ای بـه تـصـویـر افـزوده شـد، کـه کـامـلاً تـغـیـیـر دهـنـدۀ اسـاس مـسـئـلـه بـود: شـرا ئـط وحـشـت نـاک جـنـگ داخـلـی(21- 1918) و مـداخـلـۀ نـظـامـی دول خـارجـی، اسـمـاً فـرانـسـه و انـگـلـیـس، مـخـتـل گـشـتـن دسـتـگـاه تـولـیـد و حـمـل و نـقـل، کـمـبـود مـتـخـصـصـیـن فـنـی. ایـن شـرا ئـط رهـبـران بـلـشـویـک را مـجـبـور از بـه اجـراء گـذاشـتـن قـوانـیـن اسـتـثـنـائـی، دیـکـتـاتـوری و تـمــرکــزدهـی، بــه کــاربــردن مــشــت آهــنــیـنســاخـت. ” کـمـونـیـسـم جـنـگـی“(Vojénnyj Kommunizm)، کـه از 1918 تـا 1921 بـه اجـراء گـذاشـتـه شـد، سـیـاسـت نـامـوفـقـی در ایـن شـرائـط بـود. تـروتـسـکـی اقـرار کـرد: ” کـمـونـیـسـم جـنـگـی تـلاش بـرای پـیـاده کـردن سـوسـیـالـیـسـم نـبـود. آن یـک ضـرورت نـظـامـی نـادرسـت، ولـی اجـبـاری بـود.” لـنـیـن نـیـز اقـرار کـرد: ” کـمـونـیـسـم جـنـگـی در اثـر جـنـگ و ویـرانـی بـه مـا تـحـمـیـل شـد. آن سـیـاسـتـی نـبـود و نـتـوانـسـت کـه بـا وظـائـف اقـتـصـادی پـرولـتـاریـا مـطـابـقـت داشـتـه بـاشـد.” لـوئـیـس فـیـشـر(Louis Fischer)(1970- 1896) در کـتـاب شـرح حـالـیـش تـحـت عـنـوان The Life of Lenin( زنـدگـانـی لـنـیـن)(1964) مـی نـویـسـد: ” جـنـگ داخـلـی مـیـراثـی از بـی قـانـونـی و نـابـودی جـسـمـی بـرجـای گـذارد. آن دو ویـژگـی را در روان روس بـرجـسـتـه سـاخـت، ویـژگـی هـایـی کـه در تـنـاقـض بـا یـکـدیـگـر و درعـیـن حـال مـکـمـل یـکـدیـگـر بـودنـد: گـرایـش بـه آنـارشـی و اطـاعـت جـویـی مـحـض. بـلـشـویـسـم مـی بـایـد اولـی را مـتـوقـف و دومـی را تـقـویـت کـنـد.” ولـی آنـارشـیـسـت هـا حـاضـر بـه پـذیـرش ایـن نـبـودنـد، کـه مـشـکـلات صـرفـاً مـی بـایـد دارای عـلـل عـیـنـی، در بـرون انـقـلاب بـاشـنـد. بـه نـظـر آنـارشـیـسـت هـا آن هـا بـخـشـاً نـتـیـجـۀ مـنـطـقـی درونـی نـظـریـات مـقـامـاتـی بـلـشـویـسـم، بـی کـفـایـتـی نـمـونـۀ یـک قـدرت دولـت بـوروکـراتـیـک و بـه حـد افـراطـی مـتـمـرکـز بـودنـد. بـه قـول ولـیـن ازجـمـلـه نـاشـا یـسـتـگـی دولـت، مـطـالـبـۀ اداره و کـنـتـرل هـمـه چـیـز بـه وسـیـلـۀ آن بـود، کـه سـبـب سـاز نـاتـوانـیـش از سـازمـان دهـی زنـدگـی اقـتـصـادی کـشـور و حـرکـت دادن آن بـه سـوی یـک ورشـکـسـتـگـی نـهـا یـی، مـشـخـصـاً بـا فـلـج شـدن فـعـالـیـت صـنـعـتـی، تـخـریـب گـردیـدن کـشـاورزی و قـطـع شـدن کـلـیـۀ بـنـدهـا بـیـن شـاخـه هـای مـخـتـلـف اقـتـصـاد گـردیـد.

ولـیـن بـه عـنـوان مـثـال بـه روایـت داسـتـان پـالایـشـگـاه نـفـت قـدیـمـی نـوبـل(Nobel) در پـتـرو گـراد مـی پـردازد، کـه چـهـارهـزار کـارگـر پـالایـشـگـاه پـس از تـرک شـدن آن از طـرف صـاحـبـان تـصـمـیـم مـشـتـرکـانـۀ در کـار نـگـاه داشـتـن آن را اتـخـاذ نـمـودنـد. آن هـا بـی نـتـیـجـه بـه دولـت بـلـشـویـکـی رجـوع کـردنـد. آن گـاه کـوشـیـدنـد تـا پـالایـشـگـاه را بـا نـیـروی خـود اداره نـمـایـنـد، بـه ایـن صـورت کـه خـود را بـه گـروه هـای سـیـار مـسـئـول تـهـیـۀ سـوخـت، مـواد خـام و وسـایـل حـمـل و نـقـل تـقـسـیـم کـردنـد. کـارگـران پـیـشـاپـیـش بـه مـذاکـره بـا رفـقـای شـان در راه آهـن پـرداخـتـه بـودنـد. دولـت خـشـمـگـیـن شـد. از آن جـا کـه دولـت عـهـده دار مـسـئـولـیـت کـلـیـۀ امـور مـمـلـکـت بـود، نـمـی تـوانـسـت بـه پـذیـرد کـه هـر کـارخـانـه ای بـه دلـخـواه خـود عـمـل کـنـد. شـورای کـارگـری قـرص ایـسـتـاد، و کـارگـران را بـه جـلـسـۀ مـشـتـرک فـراخـوانـد. کـمـیـسـر خـلـق بـرای کـار شـخـصـاً بـه مـنـظـور اخـطـار بـه کـارگـران در مـورد نـتـیـجـۀ جـدی بـی انـضـبـاطـیدر جـلـسـه حـاضـر گـردیـد. او از رفـتـار آنـارشـیـسـتـی و خـودخـواهـانـهآن هـا انـتـقـاد بـه عـمـل آورد. آن هـا را بـه اخـراج بـدون تـلافـی زیـان تـهـدیـد نـمـود. کـارگـران بـه او پـاسـخ دادنـد، کـه آن هـا خـواهـان امـتـیـازات نـبـود نـد؛ دولـت تـنـهـا مـی بـایـد اجـازه دهـد کـارگـران و دهـقـانـان در سـرتـاسـر کـشـور هـمـشـکـل عـمـل کـنـنـد. امـا بـیـهـوده. دولـت نـقـطـه نـظـرش را حـفـظ نـمـود، و پـالایـشـگـاه بـسـتـه شـد.

گـواهـی ولـیـن از سـوی یـک کـمـونــیـسـت، آلـکـسـانـدرا مـیـخـائـیـلـوفـنـا کـولـونـتـای(Aleksandra

Mikhajlovna Kollontaj)(1952- 1872)، تـأیـیـد مـی گـردد. کـولـونـتـای در 1921 شـاکـی بـود، کـه نـمـونـه هـای بـی شـمـار ابـتـکـارات کـارگـری در مـیـان تـل اوراق و چـرنـدیـات بـی ثـمـر بـوروکـرا تـیـک نـاپـدیـد شـده بـودنـد: ” چـقـدر کـارگـران بـایـد تـلـخـکـام بـاشـنـد (…) وقـتـی کـه آن هـا مـی بـیـنـنـد و مـی دانـنـد، کـه اگـر اجـازه و امـکـان خـودعـمـل کـردن را داشـتـنـد، چـه چـیـزهـا کـه نـمـی تـوانـسـتـنـد صـورت دهـنـد. ابـتـکـار تـضـعـیـف مـی شـود. رغـبـت بـه عـمـل از بـیـن مـی رود.”

قـدرت شـوراهـا در حـقـیـقـت بـیـش از چـنـد مـاه، از اکـتـبـر 1917 تـا بـهـار 1918، دوام نـیـآورد. اخـتـیـارات شـوراهـای کـارخـانـه بـسـیـار زود از آن هـا سـلـب گـردیـد. بـهـانـۀ ایـن عـمـل آن بـود کـه خـوداداری نـسـبـت بـه مـطـالـبـات مـنـاسـبـت داراقـتـصـاد بـی مـلاحـظـه بـود. ایـن اقـدام یـک خـودخـواهـی کـارخـانـه ای بـرقـرار سـاخـت، کـه زایـنـدۀ رقـابـت بـیـن شـوراهـا گـردیـد، و آن هـا بـر سـر ذخـایـر نـامـکـفـی بـا یـکـدیـگـر نـزاع کـردنـد. کـلام کـوتـاه، بـه قـول پـانـکـراتُـفـا نـتـیـجـه تـجـزیـۀ اقـتـصـاد بـه فـدراسـیـون هـای تـولـیـدی مـسـتـقـل از نـوعـی کـه آنـارشـیـسـت هـا رؤیـایـش را مـی پـرورانـدنـدبـود. خـوداداری کـارگـریِ بـه کـار افـتـاده مـسـلـمـاً بـه دور از اشـتـبـاه کـاری نـبـود. آن بـه زحـمـت کـوشـیـد اشـکـال تـولـیـدی ای ایـجـاد نـمـایـد، کـه در تـاریـخ بـشـریـت بـی نـظـیـر بـودنـد. ولـی ایـن امـر در یـک دورۀ آمـوزش و آزمـایـش صـورت پـذیـرفـت، و چـنـیـن دوره ای نـیـز طـبـیـعـةً نـمـی تـوانـسـت بـه جـز ایـن بـاشـد. هـمـان گـونـه کـه کـولـونـتـای مـی نـویـسـد، کـمـونـیـسـم تـنـهـا مـی تـوانـسـت از یـک پـروسـۀ تـحـقـیـق عـمـلـی زاده شـود، کـه در جـریـان آن شـایـد اشـتـبـاه کـاری شـود، ولـی مـبـدأ نـیـروی خـلاقـانـۀ خـود طـبـقـۀ کـارگـر مـی بـاشـد.”

رهـبـران حـزب بـه هـیـچ وجـه بـا ایـن نـقـطـه نـظـر مـوافـق نـبـودنـد. آن هـا از سـلـب اخـتـیـارا تـی از کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه خـرسـنـد بـودنـد، کـه آن هـا را صـرفـاً بـه اقـتـضـای شـرائـط واگـذار سـاخـتـه بـودنـد. لـنـیـن از سـال 1918 ” ارادۀ یـک مـرد واحـددر مـدیـریـت کـارخـانـه را تـرجـیـح مـی داد. کـارگـران مـی بـایـد بـلاشـرطاز ارادۀ مـطـلـق مـدیـران پـروسـۀ کـار اطـاعـت نـمـایـنـد. کـو لـونـتـای مـی نـویـسـد، کـه کـلـیـۀ بـلـشـویـک هـای رهـبـری کـنـنـده نـسـبـت بـه اسـتـعـدادهـای خـلاقـا نـۀ اشـتـراکـیـت هـای کـارگـری بـدگـمـان بـودنـد.” ضـمـنـاً دولـت از وجـود عـنـاصـر خُـرده بـورژوایـی مـمـلـو بـود، و آن هـا تـه نـشـیـنـان سـرمـایـه داری قـدیـم روسـیـه بـودنـد، کـه بـسـیـار زود خـود را بـا مـؤسـسـات شـوروی وفـق داده بـودنـد. آن هـا بـه مـقـامـات مـسـئـولانـه در کـمـیـسـاریـاهـای مـخـتـلـف دسـت یـافـتـه، در انـتـظـار آن بـودنـد، کـه مـدیـریـت اقـتـصـاد بـه عـوض مـحـول گـشـتـن بـه سـازمـان هـای کـارگـری بـه آنـان تـحـویـل شـود.

بـوروکـراسـی دولـتـی پـیـوسـتـه بـیـش تـر و بـیـش تـر در اقـتـصـاد مـداخـلـه مـی نـمـود. در 5 دسـامـبـر 1917 صـنـعـت تـحـت الـشـعـاع یـک شـورای عـالـی اقـتـصـاد درآورده شـد، کـه وظـیـفـۀ تـنـظـیـم فـعـالـیـت کـلـیـۀ ارگـان هـای تـولـیـدی بـه صـورت مـقـامـاتـی را یـافـت. کـنـگـرۀ شـوراهـای اقـتـصـادی(از 26 مـه تـا 4 ژوئـن 1918) تـصـویـب کـرد، کـه مـدیـریـت هـای کـارخـانـه هـا مـی بـایـد بـه ایـن شـکـل بـرقـرار گـردنـد، کـه دوسـوم اعـضـاء شـان از طـرف شـوراهـای مـنـطـقـه ای یـا از طـرف شـورای عـالـی اقـتـصـاد و تـنـهـا یـک سـوم بـقـیـه در مـحـل هـای کـار از طـرف کـارگـران مـعـرفـی شـونـد. دسـتـورنـامـۀ 28 مـه 1918 اشـتـراکـی سـازی را بـه کـل صـنـعـت گـسـتـرش داد، ولـی هـمـزمـان هـر آن چـه را کـه خـود بـه خـود طـی مـاه هـای اول انـقـلاب سـوسـیـالـیـزه شـده بـودنــد،

مـلـی سـاخـت. سـازمـان دهـی ادارۀ کـارخـانـه هـای مـلـی شـده بـرعـهـدۀ شـورای عـالـی اقـتـصـاد قـرار داده شـد. مـدیـران و تـکـنـیـسـیـن هـا اکـنـون بـا درآمـدن بـه اسـتـخـدام دولـت کـارشـان را ادامـه دادنـد. در دومـیـن کـنـگـرۀ شـورای عـالـی اقـتـصـاد در خـاتـمـۀ 1918 شـوراهـای کـارخـانـه بـه شـدت از سـوی رئـیـس کـنـگـره بـه ایـن عـلـت کـه آن هـا عـمـلاً بـه عـوض شـورای اداری، گـردانـنـدگـان کـارخـا نـه هـا شـده بـودنـد، رسـمـاً تـوبـیـخ گـردیـدنـد.

انـتـخـابـات بـرای کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه جـهـت حـفـظ ظـاهـر ادامـه یـافـتـنـد، و آن بـه ایـن صـورت کـه عـضـوی از سـلـول کـمـونـیـسـتـی یـک صـورت نـامـزدهـای از قـبـل در نـظـر گـرفـتـه شـده را مـی خـوانـد، و بـا بـلـنـد کـردن دسـت در نـزد گـاردیـسـت هـای کـمـونـیـسـتمـسـلـح رأی داده مـی شـد! هـر کـس بـه ابـراز مـخـالـفـت بـا نـامـزدان پـیـشـنـهـاد شـده مـی پـرداخـت، مـورد مـجـازات اقـتـصـادی(کـاهـش مـزد و مـشـابـه آن) قـرار مـی گـرفـت. چـنـان کـه آرشـیـنـوف مـی نـو یـسـد، اکـنـون فـقـط یـک اربـاب واحـد در هـمـه جـا حـاضـر، دولـت، وجـود داشـت. روابـط بـیـن کـار گـران و ایـن کـارفـرمـای تـازه بـه هـمـان صـورتـی کـه سـابـقـاً بـیـن کـار و سـرمـایـه بـود، درآمـد. کـار مـزدی از نـو بـه اجـراء گـذاشـتـه شـد، تـنـهـا بـا ایـن فـرق کـه آن اکـنـون صـورت کـار مـوظـفـانـه بـرای دولـت را بـه خـود گـرفـت.

اکـنـون شـوراهـا عـمـلـکـرد خـالـصـاً اسـمـی داشـتـنـد. آن هـا بـه مـؤسـسـاتـی بـرای قـدرت دولـت تـبـدیـل داده شـدنـد. لـنـیـن در 27 ژوئـن 1918 در کـنـگـرۀ شـوراهـای کـارخـانـه اعـلام کـرد: ” شـمـا بـایـد سـلـول هـای اسـاسـی دولـت شـویـد.” از قـول ولـیـن گـفـتـه شـود، مـوقـعـیـت آن هـا تـا حـد ارگـان هـای خـالـصـاً اداری و مـجـری بـا وظـایـف مـحـلـی خُـرد و بـی اهـمـیـتکـاهـش داده شـد، و بـه طـور کـامـل بـه پـی روان دسـتـوراتمـراجـع مـرکـزی: دولـت و ارگـان هـای رهـبـری کـنـنـدۀ حـزب تـبـدیـل داده شـدنـد. در سـومـیـن کـنـگـرۀ اتـحـادیـه هـای صـنـفـی( آوریـل 1920) رئـیـس کـنـگـره لـوزو فـسـکـی(Lozovskij) اذعـان داشـت: ” مـا از اسـلـوب هـای کـهـنـه بـرای کـنـتـرل کـارگـری دسـت کـشـیـده ایـم، و فـقـط اصـل دولـتـی کـنـتـرل را حـفـظ کـرده ایـم.” از آن بـه بـعـد ایـن کـنـتـرلبـه وسـیـلـۀ ارگـان دولـتـی بـازرسـی کـارگـری و دهـقـانـیبـه عـمـل آمـد.

بـلـشـویـک هـا ابـتـداء از فـدراسـیـون هـای صـنـعـتـی، کـه بـه شـکــل مـتـمـرکـز سـازمـان دهـی شـده بـودنـد، بـرای مـلـحـق و مـطـیـع سـاخـتـن شـوراهـای کـارگـری خـصـلـةً فـدرالـیـسـتـی و آنـار شـیـسـتـی اسـتـفـاده نـمـوده بـودنـد. 1 آوریـل 1918 ادغـام ایـن دو نـوع سـازمـان یـک واقـعـیـت بـود. از آن تـاریـخ بـه بـعـد اتـحـادیـه هـای صـنـفـی تـحـت مـراقـبـت حـزب نـقـش مـنـضـبـط کـنـنـده داشـتـنـد. اتـحـادیـۀ صـنـفـی کـارگـران فـلـزکـاری در پـتـروگـراد ابـتـکـارات مـخـربشـوراهـای کـارگـری را قـدغـن سـاخـت، و از گـرایـش کـامـلاً خـطـرنـاک آن هـا بـه مـحـول نـمـودن ادارۀ ایـن یـا آن کـارخـانـه بـه کـارگـران انـتـقـاد کـرد. گـفـتـه شـد، ایـن بـدتـریـن شـکـل تـقـلـیـد از تـعـاونـی هـای تـولـیـدی بـود، تـعـاونـی هـایـی کـه انـدیـشـۀ شـان زمـان درازی پـیـش ورشـکـسـتـه شـدهو چـیـزی بـه تـبـدیـل شـدن شـان بـه کـارخـانـه هـای سـرمـایـه داری نـمـانـده اسـت. هـر کـارخـانـه ای کـه از سـوی مـالـکـش تـرک یـا دچـار خـراب کـاری گـشـتـه، و تـولـیـدش بـرای اقـتـصـاد مـلـی ضـروری اسـت، بـایـد تـحـت ادارۀ دولـت درآیـد.” درآمـدن کـارخـانـه هـا در اخـتـیـار کـارگـران بـدون تـأیـیـد آن از طـرف دسـتـگـاه اتـحـادیـۀ صـنـفـی غـیـرقـابـل قـبـولبـود.

پـس از ایـن نـخـسـتـیـن عـمـل تـمـلـک فـرمـان دهـانـه نـوبـت رام سـاخـتـن اتـحـادیـه هـای صـنـفـی بـا سـلـب هـر نـوع اسـتـقـلال و تـصـفـیـۀ آن هـا رسـیـد. کـنـگـره هـای آن هـا بـه تـعـویـق افـکـنـده شـدنـد، اعـضـاء شـان دسـتـگـیـر و سـازمـان هـا مـنـحـل یـا در واحـدهـای بـزرگ تـری ادغـام گـردیـدنـد. در ایـن پـروسـه هـر نـوع گـرایـش آنـارکـوسـنـدیـکـالـیـسـتـی مـتـوقـف گـردانـده شـد، و جـنـبـش صـنـفـی بـه اطـاعـت دولـت و حـزب وادار گـشـت.

ایـن اسـلـوب در مـورد اتـحـادیـه هـای مـصـرفـی نـیـز بـه کـار گـرفـتـه شـد. در آغـاز انـقـلاب آن هـا در هـمـه جـا ظـاهـر گـشـتـه بـودنـد. خـطـای آن هـا ایـن بـود، کـه از کـنـتـرل حـزب خـارج شـده، شـمـاری سـوسـیـال دمـوکـرات(مـنـشـویـک هـا5) در آن هـا نـفـوذ نـمـوده بـودنـد. امـر درآوردن ایـن اتـحـادیـه هـای مـصـرفـی تـحـت اطـاعـت دولـت و حـزب از سـلـب وسـایـل حـمـل و نـقـل فـروشـگـاه هـای مـحـلـی آن هـا و سـلـب حـق تـأمـیـن ذخـیـرۀ شـان بـا ایـن بـهـانـه کـه آن هـا بـه مـعـامـلـۀ خـصـو صـیو احـتـکـارسـرگـرم بـوده انـد، یـا اصـلاً بـدون هـیـچ بـهـانـه ای آغـاز گـردیـد. سـپـس کـلـیـۀ شـرکـت هـای تـعـاونـی تـعـطـیـل گـردانـده شـدنـد، و بـه جـای آن هـا تـعـاونـی هـای دولـتـی بـه صـورت بـوروکـراتـیـک بـرقـرار گـردیـدنـد. بـرطـبـق دسـتـورنـامـۀ 20 مـارس 1919 اتـحـادیـه هـای مـصـرفـی جـزء کـمـیـسـاریـای ذخـیـره رسـانـی و تـعـاونـی هـای تـولـیـدی صـنـعـتـی جـزء شـورای عـالـی اقـتـصـاد گـردانـده شـدنـد. بـسـیـاری از اعـضـاء شـرکـت هـای تـعـاونـی نـیـز زنـدانـی گـشـتـنـد.

طـبـقـۀ کـارگـر نـه بـه انـدازۀ کـافـی سـریـع و نـه شـدیـد واکـنـش نـشـان نـداد. آن در کـشـوری بـزرگ و عـقـب مـانـده، کـه بـخـش اعـظـم جـمـعـیـتـش از دهـقـانـان تـشـکـیـل مـی یـافـت، مـتـفـرق و مـنـفـرد بـود، و از نـیـازهـا و مـبـارزات انـقـلابـی فـرسـوده، بـلـی تـضـعـیـف روحـیـه گـشـتـه بـود. بـالا خـره ایـن کـه بـهـتـریـن اعـضـاء بـه جـبـهـه هـای جـنـگ داخـلـی پـیـوسـتـه، یـا در اخـتـیـار دسـتـگـاه حـزبـی و دولـتـی قـرار گـرفـتـه بـودنـد. کـارگـران بـسـیـاری کـم و بـیـش حـس مـی کـردنـد، کـه دسـتـآوردهـای انـقـلابـی شـان بـا مـکـر و حـیـلـه از آن هـا سـتـانـده شـده اسـت، و در اثـر خـودکـامـگـی و خـودبـیـنـی اربـابـان نـو مـسـلـوب الـحـق و پـسـت و خـوار گـشـتـه انـد، و آن هـا طـبـیـعـت حـقـیـقـی بـه گـفـتـمـان دولـت پـرولـتـاریـایـیرا شـنـاخـتـنـد. طـی تـابـسـتـان 1918 کـارگـران نـاراضـی کـار خـانـه هـای مـسـکـو و پـتـروگـراد نـمـایـنـدگـانـی از صـفـوف خـود بـرگـزیـدنـد، و بـه ایـن نـحـو کـوشـیـد نـد شـورای نـمـایـنـدگـانحـقـیـقـی خـود را در بـرابـر شـوراهـای کـارخـانـۀ مـطـیـع قـدرت گـردانـده شـده بـرقـرار سـازنـد. چـنـان کـه کـولـونـتـای گـواهـی مـی دهـد، کـارگـر احـسـاس مـی کـرد، مـی دیـد و مـی فـهـمـیـد کـه کـنـار گـذاشـتـه شـده اسـت.

ولـی کـارگـران دیـرتـر از مـوقـع بـه حـقـیـقـت قـضـایـا پـی بـردنـد. دسـتـگـاه قـدرت از زمـان کـافـی بـرای سـازمـان دهـی مـؤثـر خـود بـرخـوردار گـردیـده بـود، و نـیـروهـای سـرکـوبـگـری در اخـتـیـار داشـت، کـه قـادر بـه خُـرد کـردن هـر نـوع کـوشـش تـوده هـا بـرای عـمـل مـسـتـقـلانـه بـودنـد. بـه قـول ولـیـن یـک پـیـشـآهـنـگ کـارگـری عـلـیـه دسـتـگـاه دولـت مـی سـتـیـزیـد، کـه سـرسـخـتـانـه وا قـعـیـت وجـود شـکـاف بـیـن خـود و تـوده هـا را انـکـار مـی نـمـود؛ سـتـیـزه ای تـلـخ، نـابـرابـر کـه در خـارج از روسـیـه بـه گـوش کـسـی نـرسـیـد. و ایـن تـوأم بـا یـک بـحـران حـزبـی سـه سـالـه بـود، کـه پـس از تـصـرف قـدرت از سـوی بـلـشـویـک هـا در 1917 آغـاز و مـنـجـر بـه تـشـکـیـل آُپـوزیـسـیـون چـپ گـردیـده بـود. سـه عـلـت اصـلـی بـحـران حـزبـی را کـولـونـتـای در جـزوه ای از خـود تـحـت عـنـوان اُپـوزیـسـیـون کـارگـری(Rabotjaja Oppozitsija)(1921)، حـاوی بـاشـمـول تـریـن اسـتـدلال نـظـری نـقـطـه نـظـرات اُپـوزیـسـیـون، در ایـن هـا تـشـخـیـص داده اسـت: 1) عـمـدةً شـرائـط تـاریـخـی دشـواری کـه حـزب نـاچـار از کـار و عـمـل تـحـت آن هـا بـود. 2) اصـطـکـاک مـقـامـات، کـه از چـشـم سـطـوح پـایـیـن تـر پـنـهـان و نـاشـی بـود از ضـرورت شـوروی بـرای تـطـبـیـق خـود بـا سـه گـروه اجـتـمـاعـی مـخـتـلـف(کـارگـران، دهـقـانـان و نـمـایـنـدگـان بـورژوازی پـیـشـیـن). 3) نـه تـنـهـا عـدم بـهـبـودی واقـعـی روابـط اقـتـصـادی و شـرائـط زنـدگـی تـوده هـای انـبـوه کـارگـر، مـولـدیـن کـارخـانـه هـا، بـلـکـه عـمـلاً وخـیـم تـر شـدن شـان طـی سـه سـال انـقـلاب.

از 1919 تـا 1921 اعـتـصـابـات در شـهـرهـای بـزرگ، اسـمـاً در پـتـروگـراد و مـسـکـو، رفـتـه رفـتـه حـادتـر گـردیـدنـد، و بـه سـخـتـی سـرکـوب شـدنـد.

حـتـی در درون حـزب حـاکـمـه اُپـوزیـسـیـون کـارگـری(Rabotjaja Oppozitsija) تـشـکـیـل یـا فـت، کـه بـازگـشـت بـه دمـوکـراسـی شـورایـی و خـوداداری را مـطـالـبـه نـمـود. در دهـمـیـن کـنـگـرۀ حـزب در مـارس 1921 جـزوۀ بـالاگـفـتـۀ کـولـونـتـای، یـکـی از سـخـنـگـویـان اُپـوزیـسـیـون، در اخـتـیـار حـضـار قـرار داده شـد، کـه مـطـالـبـاتـش عـبـارت بـودنـد از آزادی اتـحـادیـه هـای صـنـفـی بـرای عـمـل و مـخـالـفـت و بـرگـذاری یـک کـنـگـرۀ مـولـدیـن، کـه مـی بـایـد بـه بـرگـزیـدن یـک ار گـان اداری مـرکـزی بـرای اقـتـصـاد مـلـی بـه پـردازد. جـزوۀ کـولـونـتـای ضـبـط و قـدغـن شـد.6 لـنـیـن اعـضـاء کـنـگـره را واداشـت تـا تـقـریـبـاً بـه اتـفـاق تـصـویـب نـامـه ای درخـصـوص بـرابـر شـمـرده شـدن تـزهـای اُپـوزیـسـیـون کـارگـری بـا انـحـرافـات خُـرده بـورژوایـی و آنـارشـیـسـتیرا بـه پـذیـر نـد.

مـبــارزه در رهـبــری ســازمـان اصـلـی صـنــفـی ادامــه یــافــت. مـیـخـائــیـل تــومـسـکـی(Mikhail

Tomskij)(1936- 1880) و داویـد ریـازانـوف(David Riazanov)(1938- 1870) بـه سـبـب دفـاع از اسـتـقـلال اتـحـادیـه هـای صـنـفـی از حـزب اخـراج و تـبـعـیـد گـشـتـنـد. بـرجـسـتـه تـریـن شـخـصـیـت اُپـوزیـسـیـون کـارگـری آلـکـسـانــدر گـاوریـلـوویـچ شـیـلـیـاپـنـیـکـوف(Aleksander Gavrilovitj Sjljapni

Kov)(1937- 1885) و بـه زودی پـس از او نـیـروی هـادی یـک گــروه اُپــوزیـسـیـون دیـگـر گـاوریـل مـیـاسـیـنـکـوف(Gavril Miasinkov)(1945- 1889) نـیـز بـه سـرنـوشـت مـشـابـه گـرفـتـار آمـدنـد. ایـن کـارگـر اصـیـل اخـیـرالـذکـر، کـه 15 سـال عـضـو حـزب بـوده، پـیـشـا انـقـلاب 1917 بـیـش از 7 سـال در زنـدان بـه سـر بـرده، طـی آن 75 روز اعـتـصـاب غـذا کـرده بـوده اسـت، بـه خـود جـرئـت داد در نـوامـبـر 1921 در جـزوه ای ذکـر کـنـد، کـه اعـتـمـاد کـارگـران بـه کـمـونـیـسـت هـا زائـل گـشـتـه بـود، زیـرا حـزب بـه زبـان پـایـه حـرف نـمـی زد، و آن اکـنـون هـمـان اسـلـوب هـای سـرکـوب بـر ضـد کـار گـران را بـه کـار مـی بـرد، کـه در سـال هـای 20- 1918 بـر ضـد بـورژواهـا اسـتـعـمـال نـمـوده بـود.

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  گۆڕین )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  گۆڕین )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.