آنـارشـیـسـم در انـقـلاب روسـیّـه / ٢

تـوفـان آراز

٢

اسـاس انـقـلاب روسـیـه در 1917 انـقـلاب در 1905 بـود، کـه در جـریـان آن ارگـان هـای انـقـلابـی از نـوع نـویـن پـدیـدار گـشـتـنـد: شـوراهـا( بـه روسـی: سـویـت هـا). آن هـا در کـارخـانـه هـای سـان پـتـرز بـورگ در جـریـان یـک اعـتـصـاب عـمـومـی خـودرو ایـجـاد شـدنـد. در کـشـوری کـه جـنـبـش صـنـفـی یـا سـنـت اتـحـادیـۀ صـنـفـی سـازمـان یـافـتـه پـدیـده ای دیـرزاد بـود1، شـوراهـا بـا هـمـآهـنـگ سـازی مـبـارزات کـارخـانـه هـای اعـتـصـابـی یـک خـلاء را پـر کـردنـد. ولـیـن آنـارشـیـسـت عـضـو آن گـروه کـوچـکـی بـود، کـه در ارتـبـاط تـنـگـاتـنـگ بـا کـارگـران و بـه پـیـشـنـهـاد آنـان ابـتـکـار ایـجـاد نـخـسـتـیـن شـورا را بـه عـمـل آوردنـد. در رابـطـه بـا خـصـلـت آنـارشـیـسـتـی شـوراهـای پـدیـدار در انـقـلاب 1905 لـو داویـدوویـچ تـروتـسـکـی(Le Davidovitj Trotskij)(مـقـتـ. 1940- 1879)، کـه ریـا سـت شـورا در سـان پـتـرزبـورگ را عـهـده دار بـوده، گـواهـی مـی دهـد – و ایـن گـواهـی او مـطـابـق بـا گـواهـی ولـیـن اسـت ، کـه فـعـالـیـت شـورا بـه مـعـنـای سـازمـان دهـی آنـارشـی بـود. هـسـتـی و تـکـامـل آتـی آن بـر تـحـکـیـم آنـارشـی دلالـت داشـت.”

ایـن آزمـون شـوراهـا بـرای هـمـیـشـه در آگـاهـی کـارگـران حـک شـد، و هـنـگـامـی کـه انـقـلاب فـوریـه 1917 روی داد، انـقـلابـیـون رهـبـری کـنـنـده نـیـاز بـه ابـتـکـار عـمـلـی تـازه ای نـداشـتـنـد. کـارگـران بـه شـکـل خـود بـه خـودی کـارخـانـه هـا را دراخـتـیـار گـرفـتـنـد. بـرای بـار دوم شـوراهـا بـه خـودی خـود ظـاهـر گـشـتـنـد، و انـقـلابـیـون حـرفـه ای را غـافـلـگـیـر سـاخـتـنـد! لـنـیـن اذعـان داشـت، کـه تـوده هـای کـارگـر و دهـقـان صـدهـا بـرابـر از بـلـشـویـک هـا چـپـی تـربـودنـد. اعـتـبـار و شـهـرت شـوراهـا بـه انـدازه ای بـود، کـه انـقـلاب اکـتـبـر تـنـهـا بـه نـام آن هـا مـی تـوانـسـت عـمـلـی گـردانـده شـود.

ولـیـکـن شـوراهـا بـا وجـود نـیـرو و زنـده بـودن عـاری از یـکـپـارچـگـی، آزمـون انـقـلابـی و تـدارک یـافـتـگـی ایـدئـولـوژیـک بـودنـد. ایـن نـقـصـان هـا آن هـا را بـه قـربـانـیـان سـادۀ احـزاب سـیـاسـی بـا نـظـریـات انـقـلابـی نـامـشـخـصـی تـبـدیـل سـاخـت. حـزب بـلـشـویـک بـا وجـود یـک تـشـکـیـلات اقـلـیـت بـودن تـنـهـا تـشـکـیـلات انـقـلابـی واقـعـاً سـازمـان یـافـتـه و صـاحـب شـنـاخـت بـود. آن در سـطـح سـیـاسـی تـقـریـبـاً بـدون رقـبـاء در جـنـاح چـپ افـراطـی بـود. آن بـرخـوردار از رهـبـران درجـۀ یـک بـود. آن چـنـان کـه ولـیـن ذکـر مـی کـنـد، یـک فـعـالـیـت دیـوانـه وار، تـب آلـود و خُـردکـنـنـدهداشـت.

دسـتـگـاه حـزب – کـه جـوزف اسـتـالـیـن(Josef Stalin)( 1953- 1878) در آن زمـان هـنـوز جـزو نـاشـنـاخـتـۀ آن بـود – بـه شـوراهـا بـه دیـدۀ بـدگـمـانـی مـی نـگـریـسـت. بـلافـاصـلـه پـس از تـصـرف قـدرت ارادۀ خـود بـه خـودی و شـکـسـت نـاپـذیـر سـوسـیـالـیـزه کـردن تـولـیـد اولـیـن بـیـانـش را در کـنـتـرل کـارگـری یـافـت. بـرطـبـق دسـتـورنـامـۀ 14 نـوامـبـر 1917 شـرکـت کـارگـران در مـدیـریـت کـارخـانـه هـا و تـعـیـیـن بـهـاء تـولـیـدات کـارخـانـه قـانـونـی گـردیـد. مـخـفـی کـاری تـجـارتـی لـغـو شـد، و مـالـکـان مـجـبـور از عـلـنـی سـاخـتـن مـکـاتـبـات و حـسـاب هـای شـان گـردیـدنـد. ویـکـتـور سـرج(Victor Serge)( 1947- 1890) مـی نـویـسـد: ” قـصـد رهـبـران انـقـلاب آن بـود کـه فـراتـر از ایـن نـرونـد.” در آوریـل 1918 ” آن هـا هـنـوز بـرنـامـه داشـتـنـد (…) کـه شـرکـت هـای سـهـامـی مـخـتـلـطـی دائـر سـازنـد، کـه در آن هـا مـی بـایـد سـرمـایـۀ روسـی و خـارجـی بـه اتـفـاق دو لـت شـوروی شـریـک بـاشـنـد.” ابـتـکـار تـصـمـیـم سـلـب مـالـکـیـت از طـرف تـوده هـا بـه عـمـل آمـد و نـه از طـرف دولـت.”

20 اکـتـبـر 1917 در نـخـسـتـیـن کـنـگـرۀ شـوراهـای کـارخـانـه پـیـشـنـهـادی بـا الـهـام آنـار شـیـسـتـی بـه پـیـش کـشـیـده شـد بـا ایـن مـطـالـبـه کـه کـنـتـرل تـولـیـد و کـمـیـسـیـون هـای کـنـتـرل نـبـایـد تـنـهـا ارگـان هـای تـحـقـیـق بـاشـنـد، بـلـکـه (…) سـلـول هـای آیـنـده، کـه از اکـنـون بـه بـعـد بـایـد تـحـویـل شـدن تـولـیـد بـه کـارگـران را تـدارک بـیـنـنـد.” آنـا پـانـکـراتُـفـا( Anna Pankratova) (1957- 1897) ذکـر کـرده اسـت: ” بـلافـاصـلـه پـس از انـقـلاب اکـتـبـر ایـن گـرایـشـات آنـارشـیـسـتـی خـود را بـسـیـار بـدون زحـمـت مـعـتـبـر سـاخـتـنـد، و پـیـش رفـت چـنـان زیـادی داشـتـنـد، کـه سـرمـایـه داران بـه شـدت بـه مـخـالـفـت بـا عـمـلـی گـردیـدن دسـتـورنـامـه دربـارۀ کـنـتـرل کـارگـری پـرداخـتـنـد، و رد کـردن پـیـشـنـهـاد شـرکـت کـارگـران در تـنـظـیـم تـولـیـد را ادامـه دادنـد.”

در واقـع کـنـتـرل کـارگـری بـه زودی خـود را یـک تـدبـیـر نـاکـافـی نـشـان داد. کـارفـرمـایـان خـراب کـاری بـه عـمـل مـی آوردنـد، و انـبـارهـای شـان را پـنـهـان مـی سـاخـتـنـد. بـعـضـی اوقـات اصـلاً کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه2 را بـه صـورت ابـزاری در خـدمـت مـدیـریـت بـه کـار مـی گـرفـتـنـد، و حـتـی مـی پـنـداشـتـنـد مـلـی سـازی مـی تـوانـسـت سـودآور بـاشـد. پـاسـخ کـارگـران بـه ایـن گـونـه حـر کـات کـارفـرمـایـان اشـغـال کـارخـانـه هـا و ادارۀ شـان بـه حـسـاب خـویـش بـود. کـارگـران در تـصـمـیـمـات شـان اعـلام مـی کـردنـد، کـه مـا صـاحـبـان کـارخـانـه هـا را از کـار بـرنـمـی داریـم، ولـی در صـورتـی کـه آن هـا نـخـواهـنـد کـارکـرد کـارخـانـه هـا را تـضـمـیـن کـنـنـد، تـولـیـد را بـه دسـت خـود مـی گـیـریـم.” پـانـکـراتُـفـا مـی افـزایـد، کـه در ایـن نـخـسـتـیـن مـرحـلـۀ هـرج و مـرجو ابـتـدایـیسـوسـیـالـیـزه کـردن اغـلـب پـیـش مـی آمـد، کـه شـوراهـای کـارخـانـه پـس از بـرداشـتـه شـدن مـالـکـان از کـار یـا فـرار آن هـا مـدیـریـت کـارخـانـه هـا را بـرعـهـده مـی گـرفـتـنـد.”

کـنـتـرل کـارگـری سـریـعـاً جـایـش را بـه سـوسـیـالـیـزه کـردن سـپـرد. اسـاس بـازسـازی انـقـلابـی مـی بـایـد خـوداداری کـارگـران بـاشـد. تـنـهـا ایـن امـر تـوانـایـی زادن چـنـان اشـتـیـاق انـقـلابـی در تـوده هـا را داشـت، کـه غـیـرمـمـکـن را مـمـکـن سـازنـد. هـنـگـامـی کـه واپـسـیـن کـارگـر، هـر بـی کـار، هـر زن آشـپـز مـشـاهـده نـمـایـد، کـه کـارخـانـه هـا، زمـیـن و اداره بـرعـهـدۀ اتـحـادیـه هـای کـارگـران، کـارمـنـدان، مـسـتـخـدمـان، دهـقـانـان و کـمـیـتـه هـای خـواربـاررسـانـی دمـوکـراتـیـک و غـیـره، کـه بــه

وسـیـلـۀ خـلـق ایـجـاد گـشـتـه انـد، قـرار گـرفـتـه انـد، هـنـگـامـی کـه بـیـنـوایـان ایـن را بـه بـیـنـنـد و حـس کـنـنـد، هـیـچ قـدرتـی قـادر بـه شـکـسـت دادن انـقـلاب اجـتـمـاعـی نـخـواهـد بـود. آیـنـده آمـادۀ پـذ یـره شـدن یـک جـمـهـوری از نـوع کـمـون پـاریـس( 1871)، جـمـهـوری شـوراهـا بـود.

ولـیـن تـوضـیـح مـی دهـد: ” حـزب بـلـشـویـک بـرای آن کـه تـوده هـا را بـه هـنـایـانـد، اعـتـمـاد و تـمـایـل شـان را جـلـب کـنـد، (…) شـعـاری بـه پـیـش کـشـیـد، کـه تـا بـه آن زمـان بـرای آنـارشـیـسـت هـا نـمـونـه بـود.” ایـن شـعـار کـل قـدرت بـه شـوراهـا! بـود، و تـوده هـا آن را حـسـاً بـه مـعـنـای آنـار شـیـسـتـیـش درک مـی کـردنـد. پـتـر آرشـیـنـوف(Peter Arsjinov)( 1937- 1887) گـواهـی مـی دهـد، کـه کـارگـران انـدیـشـۀ قـدرت شـوروی را بـه صـورت انـدیـشـۀ خـودمـخـتـاری آزادانـه، هـم اجـتـمـاعـی و هـم اقـتـصـادی تـعـبـیـر مـی کـنـنـد.” در سـومـیـن کـنـگـرۀ شـوروی(در آغـاز 1918) لـنـیـن اعـلام کـرد: ” انـدیـشـه هـای آنـارشـیـسـتـی اکـنـون اشـکـال زنـده ای بـه خـود مـی گـیـرنـد.” و کـوتـه زمـانـی بـعـد در هـفـتـمـیـن کـنـگـرۀ حـزب(8- 6 مـارس) او تـزهـایـی از خـود را بـه تـصـویـب رسـانـیـد، کـه از جـمـلـه مـربـوط بـودنـد بـه سـوسـیـالـیـزه کـردن تـولـیـد، مـدیـریـت تـولـیـد بـه وسـیـلـۀ سـازمـان هـای کـارگـری(اتـحـادیـه هـای صـنـفـی، کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه و غـیـره)، حـذف کـارمـنـدان ثـابـت دولـت، پـلـیـس و ارتـش، پـرداخـت حـقـوق و مـزد یـکـسـان، شـرکـت جـمـیـع اعـضـاء شـوروی در رهـبـری و ادارۀ دولـت، هـم چـنـیـن تـدریـجـاً از بـیـن بـردن کـامـل دولـت و نـمـاد پـول. در کـنـگـرۀ اتـحـادیـه هـای صـنـفـی(بـهـار 1918) لـنـیـن کـارخـانـه هـا را کـمـون هـای خـوداداره کـنـنـدۀ مـولـدیـن و مـصـرف کـنـنـدگـانتـعــریـف کـرد. آنـارکـوسـنـدیـکـالـیـسـت گـرگـوری مـاکـسـیـمـوف(Gregori Ma

Ximov)(1950- 1893) حـتـی بـرایـنـسـت، کـه بـلـشـویـک هـا نـه تـنـهـا نـظـریـۀ مـرگ تـدریـجـی دولـت[3]، بـلـکـه هـم چـنـیـن ایـدئـولـوژی مـارکـسـیـسـم را بـه طـور کـلـی تـرک کـرده بـودنـد. آن هـا بـه نـوعـی آنـارشـیـسـت هـا تـبـدیـل شـده بـودنـد.”

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  گۆڕین )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  گۆڕین )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.