قـیـام کـرونـشـتـات، جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتی در شـوروی پـیـشـیـن / ١

تـوفـان آراز

شـعـارهــای کــل قــدرت بـه شــوراهـا[1]، نـه بـه احـزاب، شــوراهـای آزادمـبـیـن مــوضـوعـات مـرکـزی در انـتـقـادی هـسـتـنـد، کـه از ســوی حـرکـت هــای مـخـالـف از سـیـاسـت حـزب بـلـشـویـک در حـوالـی خـاتـمـۀ جـنـگ داخـلـی در روسـیـه2 بـه عـمـل مـی آمـد. تـحـت قـیـام کـرون اشـتـات مـشـهـور تــریـن و ازحـیـث سـیـاسـی آگـاه مـنـدتــریـن ایــن حــرکـت هــای مـخـالــف آشـکــارا بـرای سـومـیـن انـقـلاب، یـعـنـی انـقـلاب تـوده هـا بـرعـلـیـه دیـکـتـاتـوری حــزب فــراخـوان داده شــد. قــیـام کــرون اشـتــات صــراحـةً خـود را پــیـش قــراول(vanguard) ایــن سـومـیـن انـقـلاباعـلام نـمـود: ” ایـن جـا در کـرون اشـتـات سـنـگ بـنـای سـومـیـن انـقـلاب گـذارده شـده اسـت، کـه بـایـد واپـسـیـن زنـجـیـرهـای تـوده هـای کـارگـر را بـه گـسـلـد و راهـی نـو و گـسـتـرده بـه صـوب کـار خـلاقـانـه بـا روح سـوسـیـالـیـسـم را هـمـوار سـازد.(…) کـارگـران و دهـقـانـان بـه پـیـش مـی تـازنـد، آن هـا بـازنـمـی ایـسـتـنـد، آن هـا مـجـمـع قـانـون گـذاری و نـظـام بـورژوایـی آن را پـشـت سـر مـی نـهـنـد، هـمـان گـونـه کـه از دیـکـتـاتـوری حـزب کـمـونـیـسـت بـا چِـکـا[3] و سـرمـایـه داری دولـتـیـش، کـه خـود را بـه مـانـنـد حـلـقـۀ طـنـاب بـر گـردن تـوده هـای کـارگـر قـرار داده، و آن هـا را بـه خـفـه کـردن تـهـدیـد نـمـوده اسـت، فـاصـلـه مـی گـیـرنـد.

دگـرگـونـی ای کـه هـم ایـنـک درجـریـانـسـت، گـزیـنـش آن شـوراهـای آزادی را بـرای کـارگـران مـمـکــن مـی سـازد، کــه نـبـایــد تـحـت فــشـار هــیـچ حـزبـی کـار کـنـنـد، و اتـحـادیــه هـای صـنـفـی دو

لـتـی را بـه اتـحـادیـه هـای آزاد بـرای کـارگـران، دهـقـانـان و روشـنـفـکـران خـلاق مـبـدل مـی نـمـایـد. بـاتـون پـلـیـسـی فـرمـان روایـی مـطـلـق(autocracy) کـمـونـیـسـتـی سـرانـجـام شـکـسـتـه خـواهـد شـد.”4

و در اعـلامـیـۀ 7 ژانـویـه 1920 جـنـبـش تـوده ای مـاخـنـو بـزرگ تـریـن و سـیـاسـی تـریـن جـنـبـش هـای دهـقـانـی اوکـرایـن بـا خـصـلـت آنـارشـیـسـتـی خـطـاب بـه کـلـیـۀ دهـقـانـان و کـارگـران اوکـرایـن، کـه بـایـد تـوسـط تـلـگـراف، تـلـفـن یـا پـسـت در هـمـۀ دهـات، شـهـرهـا، مـنـا طـق و ایـالات اوکـرایـن پـخـش گـردد، و بـایـد در گـردهـم آیـی هـا در دهـات، کـارخـانـه هـا و کـار گـاه هـا خـوانـده شـود، گـفـتـه مـی شـد: ” بـرادران کـارگـر! ارتـش شـورشـی انـقـلابـی اوکـرایـن( مـا خـنـوویـسـت هـا ) در اعـتـراض بـه سـرکـوبـی کـارگـران و دهـقـانـان بـه وسـیـلـۀ مـقـامـات بـورژوامـلاکـیـن از یـک طـرف و دیـکـتـاتـوری بـلـشـویـکـی کـمـونـیـسـتـی از طـرف دیـگـر پـدیـد آمـده اسـت. ارتـش شـورشـی مـاخـنـو اهـداف پـیـکـار بـرای آزادسـازی کـامـل خـلـق زحـمـتـکـش سـرتـاسـر اوکـرایـن از زیـر یـوغ ایـن یـا آن قـدرت و خـلـق یـک نـظـام شـورایـی سـوسـیـالـیـسـتی حـقـیـقـی را بـرگـزیـده، و در چـنـد جـبـهـه درجـهـت نـیـل بـه ایـن اهـداف و درحـال حـاضـر بـرای بـه پـایـان رسـا نـدن جـنـگ عـلـیـه ارتـش [ آنـتـون] دنـیـکـیـن([Anton](Denikin[ 1947- 1872] نـسـتـوهـانـه سـتـیـز یـده، و درجـریـان آن مـنـطـقـه ای از پـس مـنـطـقـۀ دیـگـر را از هـر نـوع قـدرت زورگـویـانـه و هـر نـوع تـشـکـیـلات اجـبـاری رهـانـیـده اسـت.”5

و جـلـوتـر در نـکـتـۀ 4 اعـلامـیـه پـس از ذکـر مـطـالـبـۀ انـتـقـال اراضـی مـلاکـیـن بـه دهـقـانـان و کـار خـانـه هـا بـه کـارگـران تـوسـط اتـحـادیـه هـای صـنـفـی گـفـتـه مـی شـد: ” بـه کـلـیـۀ سـازمـان هـای کـار گـری و دهـقـانـی پـیـشـنـهـاد مـی گـردد، کـه کـار ایـجـاد شـوراهـای آزاد کـارگـری و دهـقـانـی را بـیـآ غـازنـد. ایـن شـوراهـا بـایـد خـالـصـاً دربـرگـیـرنـدۀ کـارگـرانـی بـاشـنـد، کـه در نـوعـی کـار ضـروری بـرای اقـتـصـاد مـلـی انـبـازنـد. نـمـایـنـدگـان سـازمـان هـای سـیـاسـی دارای هـیـچ مـکـانـی در شـورا هـای کـارگـری و دهـقـانـی نـبـاشـنـد، زیـرا بـا انـبـازی آن هـا ایـن شـوراهـا بـه شـوراهـای نـمـایـنـدگـان حـزب تـغـیـیـر شـکـل خـواهـنـد یـافـت، امـری کـه تـنـهـا مـی تـوانـد بـه نـاپـدیـدی سـیـسـتـم شـورایـی مـنـجـر گـردد.”6

وجـه اشـتـراک ایـن جـنـبـش هـا بـی اعـتـمـادی شـدیـد بـه شـیـوۀ حـزب بـلـشـویـک بـرای مـتـحـقـق سـاخـتـن سـوسـیـالـیـسـم بـود. مـطـالـبـات آنـارشـیـسـتـی دربـارۀ شـوراهـا و ارگـان هـای کـارگـری و دهـقـانـی آزاد از نـفـوذ حـزب و دولـت در اصـل اعـتـراض اسـاسـی بـه سـیـاسـتِ بـه تـعـریـف شـان سـیـاسـت ابـزارسـازی ای بـود، کـه بـه وسـیـلـۀ حـزب بـلـشـویـک درقـبـال ابـتـکـارات و ارگـان هـای پـایـه ای بـه کـار گـرفـتـه شـده، در واقـع بـه مـعـنـای نـاتـوان کـردن ایـن هـا بـود. انـتـقـاد از بـوروکـراتـیـزاسـیـون، از درآوردن قـدرت در انـحـصـار حـزب، از سـرکـوب سـیـاسـی تـوده هـای کـارگـر و از سـمـت هـای سـوسـیـالـیـسـتـی مـتـفـاوت بـا سـمـت مـطـلـوب حـزب در حـرکـت هـای مـخـالـف چـشـم گـیـر بـودنـد. ” سـرنـگـونـی رژیـم کـمـیـسـرهـا ، حـذف ادارات سـیـاسـیازجـمـلـۀ مـطـالـبـات کــرون اشـتـات را تـشـکـیـل مـی دادنـد. در نـکـتـۀ 5 اعـلامـیـۀ مـاخـنـو گـفـتـه مـی شـد، کـه مـوجـودیـت چِـکـا، کـمـیـتـه هـای حـزبـی و سـایـر مـؤسـسـات مـقـامـاتـی زورگـو و انـضـبـاطـی در بـیـن دهـقـانـان و کـارگـران مـجـاز نـیـسـت.”7

قـیـام کـرونـشـتـات، جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتی در شـوروی پـیـشـیـن / ٢

تـوفـان آراز

مـنـشـأ سـیـاسـی مـنـازعـۀ کـرونـشـتـات8

کـرون اشـتـات پـایـگـاه اصـلـی نـیـروی دریـایـی بـالـکـتـیـک در 1921 بـود. از 25000 نـفـرات نـظـامـی مـسـتـقـر در آن نـزدیـک بـه نـیـمـی جـزو نـیـروی دریـایـی، مـابـقـی وابـسـتـه بـه پـادگـان بـود نـد. قـسـمـت اعـظـم شـهـرونـدان غـیـرنـظـامـی نـیـز بـه صـورت کـارمـنـدان یـا کـارگـران، ازجـمـلـه در کـارخـانـۀ کـشـتـی سـازی، یـا وابـسـتـه بـه پـادگـان نـیـروی دریـایـی و یـا بـه پـادگـان نـیـروی زمـیـنـی بـودنـد. بـقـیـۀ شـهـرونـدان از کـارگـران، دهـقـانـان، مـاهـی گـیـران، بـازرگـانـان خُـرد و کـارمـنـدان مـؤسـسـات دولـتـی تـشـکـیـل مـی یـافـتـنـد. نـیـروی دریـایـی رُل بـااهـمـیـتـی در وضـعـیـت هـای انـقـلابـی در روسـیـه ایـفـاء نـمـوده بـود. در 1901 دوایـر مـطـالـعـۀ مـسـائـل سـیـاسـی و ادبـیـات غـیـر قـانـونـی تـرتـیـب داده شـده بـودنـد. در 1917 سـربـازان و کـارگـران کـرون اشـتـات در شـمـار اولـیـن بـخـش هـای رادیـکـالـیـزه شـدۀ تـوده هـای روسـیـه بـودنـد. در مـه 1917 شـورای کـرون اشـتـات، کـه بـرخـلاف اکـثـر شـوراهـای دیـگـر در آن نـقـطـه زمـانـی تـحـت تـسـلـط گـروه هـای سـوسـیـالـیـسـتـی را دیـکـال، یـعـنـی بـلـشـویـک هـا، سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـای چـپ و آنـارشـیـسـت هـا قـرار داشـت، مـو ضـع رادیـکـال درقـبـال وضـعـیـت قـدرت دوگـانـه بـا خـودداری از بـه رسـمـیـت شـنـاخـتـن دولـت مـو قـت اتـخـاذ، و خـود را یـگـانـه قـدرت در شـهـراعـلام نـمـوده بـود. و در سـرتـاسـر روی دادهـای انـقـلابـی در 1917 اهـالـی کـرون اشـتـات پـشـتـیـبـانـان مـطـمـئـن و فـعـال مـبـارزات طـبـقـاتـی در پـتـروگـراد بـودنـد. در جـریـان قـیـام عـلـیـه دولـت مـوقـت در ژوئـیـه 1917 12000 سـربـاز و کـار گـر از کـرون اشـتـات بـه مـقـصـود پـشـتـیـبـانـی قـیـام بـه سـوی پـتـروگـراد بـه حـرکـت درآمـده بـودنـد، و در یـورش بـه کـاخ زمـسـتـانـی در جـریـان انـقـلاب اکـتـبـر نـیـز کـرون اشـتـات شـرکـت فـعـالانـه داشـت.

دلـیـل رادیـکـال بـودن سـنـتـی کـرون اشـتـات بـخـشـاً نـزدیـکـی جـغـرافـیـایـی و سـیـاسـی پـتـروگــر

اد بـه آن بـود. مـضـاف بـر ایـن سـربـازان کـرون اشـتـات غـالـبـاً از صـلاحـیـت دارتـریـن و آمـوزش دیـده تـریـن اقـشـار کـارگـری بـه خـدمـت گـرفـتـه شـده بـه حـسـاب مـی آمـدنـد. وانـگـهـی آنـان بـر حـسـب طـبـیـعـت خـدمـت شـان اغـلـب بـا روابـط اجـتـمـاعـی خـارجـی تـمـاس داشـتـنـد.

شـعـار کـرون اشـتـات در جـریـان شـرکـت آن در دگـرگـونـی هـای انـقـلابـی در 1917، کـل قـدرت بـه شـوراهـای مـحـلـی، مـشـخـصـاً دارای سـمـت مـتـفـاوتـی بـا سـمـت بـلـشـویـکـی بـود. و او لـیـن مـخـالـفـت هـای جـدی بـیـن پـایـگـاه نـیـروی دریـایـی و دولـت بـلـشـویـکـی نـیـز در زمـسـتـان 1918 بـر سـر سـازمـان دهـی سـانـتـرالـیـسـتـی و بـوروکـراتـیـک نـیـروی دریـایـی و نـیـز بـه عـلـت بـه امـضـاء رسـیـدن پـیـمـان صـلـح بـرسـت لـیـتـوفـسـک“(Brest – Litovsk)9 پـدیـد آمـد.

طـی زمـسـتـان 1918 نـیـروی دریـایـی بـازسـازمـان دهـی گـشـت. در فـوریـه دولـت حـکـم انـحـلال نـیـروی دریـایـی پـیـشـیـن را صـادر نـمـود. سـربـازان نـیـروی مـذکـور بـه صـورت فـردی مـجـاز بـه امـضـاء قـرارداد ادامـۀ خـدمـت بـودنـد. ایـن امـر عـلـی رغـم وعـدۀ حـقـوق نـسـبـةً بـالا مـخـا لـفـت سـاز شـده، از سـوی سـربـازان نـیـروی دریـایـی کـوشـش دولـت درجـهـت تـفـرقـه افـکـنـی در بـلـوک انـقـلابـی تـلـقـی گـردیـد. در کـنـگـرۀ سـرتـاسـری مـلـوانـان روسـیـه، بـرگـذار شـده بـلافـاصـلـه پـس از انـقـلاب اکـتـبـر در 1917، تـصـمـیـم حـفـظ نـیـروی دریـایـی بـه صـورت واحـد انـقـلابـی مـبـارز اتـخـاذ گـشـت. سـربـازان نـیـروی دریـایـی از پـذیـرش حـکـم فـوریـه 1918 دولـت سـربـاز زدنـد، و وضـعـیـت بـه انـدازه ای حـاد شـد، کـه دولـت یـک مـهـلـت 24 سـاعـتـه بـه سـربـازان نـیـروی دریـایـی بـرای اطـاعـت از حـکـم صـادر شـده تـعـیـیـن، و تـهـدیـد نـمـود کـه درصـورت ادامـۀ نـافـرمـانـی تـحـویـل مــواد غـذایـی بـه آنـان مـتـوقـف خـواهــد گـردیـد. آن گـاه در مـارس کـمـیـتـۀ مـرکـزی(tsentrobalt) بـرگـزیـدۀ نـیـروی دریـایـی مـنـحـل، و عـمـل کـردهـای آن بـه شـورایـی از کـمـیـسـرهـای بـرگـزیـدۀ دولـت واگـذار شـد. تـا جـایـی کـه بـه بـازسـازمـان دهـی هـیـئـت افـسـران مـربـوط مـی گـردد، وظـایـف ایـن هـیـئـت در هـمـۀ سـطـوح تـحـت الـشـعـاع ادارات سـیـاسـی مـرکـب از کـمـیـسـرهـای سـیـاسـی بـرگـزیـدۀ دولـت قـرار داده شـد، کـه ازلـحـاظ تـکـنـیـک نـظـامـی مـتـکـی بـر افـسـران تـزاری پـیـشـیـن بـه عـنـوان مـتـخـصـصـیـن نـظـامـی بـودنـد. هـم چـنـیـن ارگـان هـای پـایـه ای مـثـلاً کـمـیـتـه هـای کـشـتـی هـا حـذف گـردیـدنـد.

مـخـالــفـت بــا حـذف دمـوکــراسـی پـایــه ای در نـیــروی دریــایـی بـا مـخـالـفـت بــا پـیـمـان صـلـح

بـرسـت لـیـتـوفـسـکمـرتـبـط گـشـت. بـسـیـاری از سـربـازان پـشـتـیـبـانـی شـان از اُپـوزیـسـیـون عـلـیـه پـیـمـان را اعـلان داشـتـنـد. در آوریـل 1918 کـارکـنـان بـخـشـی از کـشـتـی هـای نـیـروی دریـا یـی بـا صـدور تـصـویـبـنـامـه ای بـه حـمـلـۀ شـدیـد بـه دولـت بـا ایـن ادعـا پـرداخـتـنـد، کـه دولـت بـا انـحـلال نـیـروی دریـایـی درصـدد جـلـب رضـایـت خـاطـر امـپـریـالـیـسـم آلـمـان بـود. شـمـاری سـربـاز نـیـروی دریـایـی در قـیـام سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـای چـپ در ژوئـیـه 1918، کـه ازجـمـلـه در مـخـا لـفـت بـا پـیـمـان صـلـح بـرسـت لـیـتـوفـسـکروی داد، شـرکـت جـسـتـنـد. در اکـتـبـر هـمـان سـال در یـک جـلـسـۀ تـوده ای در پـایـگـاه نـیـروی دریـایـی پـتـروگـراد تـصـمـیـم لـغـو پـیـمـان بـرسـت لـیـتـوفـسـکو مـقـاومـت دربـرابـر نـیـروهـای آلـمـانـی، کـه در آن نـقـطـه زمـانـی بـه مـوجـب پـیـمـان اوکـرایـن مـوطـن بـسـیـاری از سـربـازان را بـه اشـغـال خـود درآورده بـودنـد، بـه تـصـویـب رسـیـد. هـمـزمـان سـرکـوب آنـارشـیـسـت هـا و سـایـر گـروه بـنـدی هـای چـپ غـیـربـلـشـویـکـی بـه وسـیـلـۀ دولـت مـحـکـوم گـشـت. مـطـالـبـۀ گـزیـنـش آزادانـۀ شـوراهـا بـه پـیـش کـشـیـده شـد. بـا جـمـع آوری اجـبـاری گـنـدم دهـقـانـان ازطـریـق اِعـمـال زور مـخـالـفـت بـه عـمـل آمـد. وضـعـیـت تـا درجـه ای مـتـشـنـج گـردیــد کـه دولــت خـود را نــاگــزیــر از بــه کـار بـــردن نـیــروهـای نـظـامـی جـهـت بــه دسـت گــرفـتـن کـنـتـرل دیـد.

حـتـی در زنـدگـی شـهـرونـدان غـیـرنـظـامـی در آن نـقـطـه زمـانـی تـضـاد بـیـن ابـتـکـارات پـایـه ای و قـدرت دولـت مـرکـزی بـلـشـویـک هـا آشـکـار بـود. در کـرون اشـتـات در فـاصـلـه زمـانـی فـوریـه و اکـتـبـر 1917 یـک سـیـسـتـم خـودگـردانـی بـاشـمـول بـرقـرار گـشـتـه بـود. شـبـکـه ای از کـمـیـتـه هـای خـانـگـی، خـیـابـانـی و نـاحـیـه ای تـشـکـیـل یـافـتـه، ادارۀ امـور مـحـلـی را بـه دسـت خـود گـرفـتـه بـودنـد. هـم چـنـیـن اسـاس یـک نـیـروی نـظـامـی خـلـقـی را پـی ریـخـتـه بـودنـد. در آغـاز 1918 کـمـیـتـه هـا مـصـمـم بـه کـلـکـتـیـو کـردن مـنـازل و مـسـاکـن، لـغـو سـریـع مـالـکـیـت خـصـوصـی بـر اراضـی و امـلاک، تـقـسـیـم عـادلانـۀ مـسـاکـن وتـشـکـیـل کـمـیـتـه هـای تـعـمـیـر بـه مـقـصـود مـرتـب سـاخـتـن مـسـاکـن قـابـل تـعـمـیـر گـردیـدنـد. امـا بـلـشـویـک هـا در کـرون اشـتـات بـر ایـن بـودنـد، کـه چـنـیـن اقـدامـی تـنـهـا بـرطـبـق یـک بـرنـامـۀ مـرکـزی بـرای سـرتـاسـر روسـیـه تـحـقـق پـذیـر بـود. اعـضـاء حـزب مـوافـق بـا تـصـمـیـم کـمـیـتـه هـا بـه گـرایـش آنـارکـوسـنـدیـکـالـیـسـتـیمـتـهـم، و از حـزب اخـراج گـشـتـنـد. بـه رغـم مـخـالـفـت بـلـشـویـک هـا، درهـرحـال پـروژه بـه جـریـان گـذاشـتـه شـد. بـازتـقـسـیـم مـسـاکـن آغـاز گـردیـد، و کـمـیـتـه هـای بـخـش در شـهـرهـا تـعـمـیـرگـاه هـای مـورد نـظـرشـان را دایـر نـمـودنـد. امـا ادامـۀ اجـرای ایـن پـروژه بـه زودی بـا دخـالـت قـدرت مـرکـزی شـوروی مـتـوقـف شـد.10

امـر مـشـابـه صـادق درمـورد سـازمـان دهـی تـولـیـد درمـورد سـازمـان دهـی ارتـش نـیـز صـدق کـرد: بـا خـاتـمـۀ جـنـگ داخـلـی تـضـادهـای پـدیـدار دراثـر غـیـردمـوکـراتـیـک نـمـودن سـاخـتـارهـای تـشـکـیـلاتـی حـدّت یـافـتـنـد. از نـظـر بـسـیـاری از سـربـازان بـا تـضـعـیـف شـدت وضـعـیـت بـرونـی ضـرورت بـنـای سـانـتـرالـیـسـتـی و سـلـسـلـه مـراتـبـی ارتـش مـنـتـفـی بـود. در زمـسـتـان 21- 1920 انـبـوهـی از سـربـازان نـیـروی دریـایـی در بـالـتـیـک حـزب بـلـشـویـک را تـرک نـمـودنـد( تـنـهـا در ژانـویـه 1921 5000 نـفـر). بـاقـی مـانـدگـان در حـزب نـیـز یـک اُپـوزیـسـیـون نـیـروی دریـایـیتـشـکـیـل دادنـد، کـه هـمـخـط بـا اُپـوزیـسـیـون کـارگـری(Rabotjaja Oppozitsija) بـود. ایـنـان بـه مـخـالـفـت بـا بـه کـارگـرفـتـه شـدن مـتـخـصـصـیـن نـظـامـی تـزاری، بـا دسـتـگـاه بـوروکـراتـیـک و مـقـامـاتـی و بـا حـذف ارگـان هـای پـایـه ای بـرخـاسـتـنـد. در دومـیـن کـنـفـرانـس کـمـونـیـسـت هـا در نـیـروی دریـایـی بـالـتـیـک در 15 فـوریـه 1921 ” اُپـوزیـسـیـون نـیـروی دریـایـیاکـثـریـت آراء بـرای تـصـویـبـنـامـه ای را کـه طـالـب مـنـتـقـل گـشـتـن قـدرت از هـیـئـت رئـیـسـۀ سـیـاسـی(pubalt) و ادارات سـیـاسـی بـه کـمـیـتـه هـای مـحـلـی بـود، بـه دسـت آورد. و ایـن مـطـالـبـه ای مـیـانـه رو در مـقـایـسـه بـا مـطـالـبـۀ دیـرتـر جـنـبـش واحـد و غـیـربـلـشـویـکـی کـرون اشـتـات مـبـنـی بـر شـوراهـای آزادانـه و حـذف ادارات سـیـاسـی بـود.

مـنـازعـۀ پـدیـدار در مـارس 1921 11قـیـام بـا انـبـازی 15000 تـن، از آن هـا 2000 تـن غـیـرنـظـامـی تـولـیـد یـک تـکـامـل سـیـاسـی درازمـدت بـود. روشـن اسـت کـه خـاصـه تـوده هـای روسـیـه آمـوزش دیـده و بـه خـودسـازمـان دهـی و خـودفـعـال سـازی ازطـریـق پـروسـۀ انـقـلابـی خـوی گـرفـتـه بـه ضـدیـت بـا دیـکـتـاتـوری حـزب پـرداخـتـنـد، کـه مـی رفـت تـا حـقـوق کـسـب شـده از راه پـیـکـار و آمـوزش را از آنـان سـلـب نـمـایـد. در تـبـلـیـغـات بـلـشـویـکـی کـوشـیـده شـد تـا جـنـبـش کـرون اشـتـات بـه صـورت جـنـبـش مــردمـی نـاآگـاه و ازحـیـث سـیـاسـی ابـتـدایـی، دسـتـخـوش نـارضـایـتـی از گـرسـنـگـی و سـرمـا، بـدون فـهـم ضـرورت تـدابـیـر و اقـدامـات جـمـعـی و طـعـمـۀ سـهـل و سـادۀ تـوطـئـۀ مـحـیـلانـۀ سـفـیـدهـا( ضـدانـقـلابـیـون) جـلـوه داده شـود. در صـورتـی کـه بـسـیـج بـرای قـیـام در کـرون اشـتـات بـرضـد دیـکـتـاتـوری حـزب بـود، نـه کـمـبـود و تـنـگـنـای مـادی. کـسـی بـلـشـویـک هـا را بـه سـبـب سـازان ایـن کـمـبـود و تـنـگـنـا مـتـهـم نـمـی سـاخـت، بـلـکـه آن هـا را بـه سـرکـوبـی دمـوکـراسـی پـایـه ای بـیـان شـده در مـطـالـبـات اصـلـی شـورا هـای آزادانـه و ارگـان هـای آزادانـۀ کـارگـران و دهـقـانـان مـتـهـم مـی نـمـود. قـیـام کـرون اشـتـات بـیـش از آن کـه مـسـئـلـۀ گـرسـنـگـی و سـرمـا بـاشـد، مـسـئـلـۀ آن بـود کـه انـقـلاب صـرفـاً بـر سـر نـان نـیـسـت!

قـیـام دارای فـرجـام خـونـیـنـی بـود. بـلـشـویـک هـا شـهـر را ده روز مـتـمـادی بـه تـوپ بـسـتـنـد. شــمـار کـشـتـگـان بـه ده هـزار سـرزد. سـربـازان و مـلـوانـانـی کـه ایـسـتـادگـی را بـه تـسـلـیـم تـرجـیـح دادنـد، یـا در نـبـرد بـه قـتـل رسـیـدنـد، یـا پـس از افـتـادن بـه چـنـگ بـلـشـویـک هـا اعـدام شـدنـد.

قـیـام کـرونـشـتـات، جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتی در شـوروی پـیـشـیـن / ٣

تـوفـان آراز

مـنـشـأ سـیـاسـی مـنـازعـۀ مـاخـنـوویـسـتـی12

دگـرگـونـی هـای انـقـلابـی در اوکـرایـن جـداگـانـه از تـکـامـل در روسـیـه روی دادنـد: دراثـر انـقـلاب فـوریـه 1917 یـک جـنـبـش بـورژوایـی لـیـبـرالـیـسـتـی نـسـبـةً کـوچـک در اواکـرایـن پـدیـد آمـد، کـه دارای هـدف اسـتـقـلال مـلـی اواکـرایـن و مـسـتـقـر سـاخـتـن دمـوکـراسـی بـورژوایـی سـرمـایـه داری بـود. در نـوامـبـر 1917 ” سـنـتـرالـرادا “(centralrada) – نـوعـی پـارلـمـان جـمـهـوری دمـوکـراتـیـک اوکـرایـننـویـن تـحـت رهـبـری سـیـمـون واسـیـلـیـوویـچ پـتـلـیـورا(Simon Vasjljiovi

tj Petljura)( 1926- 1879) تـشـکـیـل یـافـت. نـفـوذ بـلـشـویـک هـا در اوکـرایـن انـدک بـود. آن هـا در انـتـخـابـات پـارلـمـان جـدیـدالـتـأسـیـس تـنـهـا 750000 رأی بـه دسـت آوردنـد.13( یـعـنـی از بـیـن یـک جـمـعـیـت 30 مـیـلـیـون نـفـری).

بـلافـاصـلـه پـس از تـصـرف قـدرت از سـوی بـلـشـویـک هـا در روسـیـه، مـلی گـرایـان بـورژوایـی اوکـرایـن بـه سـازمـان دهـی یـک ارتـش ضـد بـلـشـویـکـی پـرداخـتـنـد. دولـت اوکــرایـن ضـمـنـاً از فــرا

نـسـه خـواسـتـار کـمـک نـظـامـی گـردیـد. بـا پـیـدایـش جدایـی رسـمـی بـیـن دولـت بـورژوایـی اوکـرایـن و قـدرت دولـت بـلـشـویـک هـا، یـک کـمـیـتـۀ اجـرایـی سـوسـیـالـیـسـتـی مـرکـزی بـرای اوکـرایـن مـرکـب از بـلـشـویـک هـا و شـمـاری سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـای چـپ( نـظـیـر تـرکـیـب دولـت انـقـلابـی روسـیـه) در یـک کـنـگـرۀ شـورایـی در دسـامـبـر 1917 ایـجـاد گـردیـد. در ژانـویـه 1918 بـلـشـویـک هـا شـهـر کـیـف، مـرکـز اوکـرایـن، را بـه اشـغـال خـود درآوردنـد، و دولـت بـورژوایـی در آن را سـاقـط سـاخـتـنـد. دو مـاه بـعـد از آن بـلـشـویـک هـا مـوقـتـاً از اوکـرایـن بـه مـوجـب پـیـمـان بـرسـت لـیـتـوفـسـکخـارج گـشـتـنـد. اوکـرایـن بـه اشـغـال نـیـروهـای آلـمـانـی اطـریـشـی درآمـد، و پـس از مـدت کـوتـاهـی، کـه طـی آن دولـت بـورژوایـی نـاسـیـونـالـیـسـتـی دیـگـر بـار درتـلاش کـسـب قـدرت بـرآمـد، یـک دولـت مـلاکـیـن عـلـنـاً ارتـجـاعـی بـر روی کـار آورده شـد.

بـازسـازی کـامـل روابـط قـدرت تـزاری در اوکـرایـن بـا بـرقـراری دولـت ارتـجـاعـی جـدیـد بـه یـک رشـتـه خـیـزش هـای دهـقـانـی در تـابـسـتـان 1918 مـنـجـر گـردیـد، کـه بـه سـخـتـی بـه وسـیـلـۀ دولـت سـرکـوب شـدنـد، ولـیـکـن بـا ایـن حـال دهـقـانـان ازپـای نـنـشـسـتـنـد، و خـود را در گـروه هـای کـوچـک 100- 20 نـفـری سـازمـان دادنـد، کـه بـه حـمـلات غـافـلـگـیـر کـنـنـده بـه امـلاک مـی پـرداخـتـنـد. جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتـی بـه اقـتـضـای ایـن گـروه هـا و درنـتـیـجـۀ اتـحـاد ایـن گـروه هـا پـدیـد آمـد، و تـدریـجـاً یـک ارتـش مـنـظـم مـرکـب از 20000 نـفـر سـازمـان داده شـد. هـم ارتـش و هـم جـنـبـش وسـیـعـی کـه ارتـش از آن زاده شـد و بـه آن پـیـوسـتـه بـود، نـام رهـبـر آنـارشـیـسـت ارتـش نـسـتـور ایـوانـوویـچ مـاخـنـو(Néstor Ivanovitj Makhno)( 1934- 1888) را بـه خـود گـرفـت.

از آن جـا کـه تـاریـخ حـیـات مـاخـنـو شـامـل وجـوه نـمـونـۀ افـراد انـبـاز در جـنـبـش اسـت، ذیـلاً بـه کـوتـاهـی نـظـری بـه آن مـی افـکـنـیـم:

مـاخـنـو در یـک روسـتـای بـزرگ در اوکـرایـن جـنـوبـی در یـک خـانـوادۀ دهـقـانـی تـهـیـدسـت تـولـد یـافـت. پـدر مـاخـنـو در 11 مـاهـگـی او درگـذشـت. در 7 سـالـگـی بـه کـار شـبـانـی پـرداخـت. از 8 تـا 12 سـالـگـی زمـسـتـان هـا بـه مـدرسـه مـی رفـت و تـابـسـتـان هـا سـرگـرم کـار مـی شـد. دیـرتـر در نـقـاط مـخـتـلـف بـرای دهــقـانـان بـزرگ آلـمـانـی کـار روزمـزدی انـجـام مـی داد. در سـن 16 سـا لـگـی او دگـرگـونـی هـای انـقـلابـی در 1905 آغـازیـدنـد، و وی تـحـت هـنـایـش آن هـا بـه آنـارکـوکـمـو نـیـسـت هـا پـیـوسـت. در 1908 دسـتـگـیـر و بـه جـرم فـعـالـیـت آنـارشـیـسـتـی و تـروریـسـتـی بـه 9 سـال حـبـس در زنـدان مـحـکـوم گـردیـد، و طـی آن در جـمـع آنـارشـیـسـت هـای روشـنـفـکـر آمـوزش تـئـوریـک سـیـاسـی واقـعـی دیــد. در نـتـیـجـۀ انـقـلاب فــوریـه 1917 و قـیـام کـارگـران مـسـکـو، کــه

ازجـمـلـه در مـارس آزادی زنـدانـیـان سـیـاسـی را بـه بـارآورد، او رهـا شـده، بـه اوکـرایـن بـازگـشـت، تـا در سـازمـان دهـی جـنـبـش دهـقـانـی انـبـاز گـردد. هـم چـنـیـن سـرگـرم ایـجـاد اتـحـادیـۀ صـنـفـی خـد مـۀ امـلاک شـد.

سـرگـذشـت سـیـاسـی مـاخـنـو ظـاهـراً بـا پـایـۀ اجـتـمـاعـی جـنـبـش مـتـمـایـز مـی بـاشـد، آن چـه کـه سـبـب سـاز افـسـانـه پـردازی دربـارۀ او گـردیـده اسـت.

جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتـی مـحـتـمـلاً مـرکـب از یـک هـسـتـۀ کـوچـک از فـعـالـیـن آنـارشـیـسـت و انـبـوهـی دهـقـانـان کـارگـر و دهـقـانـان تـهـیـدسـت مـجـذوب مـوفـقـیـت گـروه مـاخـنـو در رمـانـدن مـلا کـیـن بـود. بـسـیـاری از دهـقـانـان مـاخـنـو را نـوعـی نـاجـی و رهـایـی بـخـش، یـک سـرکـرده و رهـبـر طـایـفـه ای تـلـقـی مـی نـمـودنـد:

چـرا مـا خـود را مـاخـنـوویـسـت هـا مـی نـامـیـم؟ بـه ایـن دلـیـل کـه مـا در تـاریـک تـریـن ایـام ارتـجـاع در اوکـرایـن بـرای نـخـسـتـیـن بـار یـک دوسـت و رهـبـر وفـادار، مـاخـنـو، را در صـفـوف مـان تـشـخـیـص دادیـم، کـه صـدای اعـتـراضـش بـه سـتـم در حـق کـلـیـۀ کـارگـران در سـرتـاسـر اوکـرا یـن طـنـیـن انـداز بـود و مـردم را بـه پـیـکـار عـلـیـه جـمـیـع خـودکـامـگـان، دزدان و حـقـه بـازان سـیـا سـی مـشـغـول فـریـب مـا فـراخـوان مـی داد، مـاخـنـو، کـه اکـنـون بـا اسـتـواری و بـرگـشـت نـاپـذیـر در صـفـوف مـشـتـرک مـا بـه صـوب هـدف نـهـایـی، آزادسـازی کـلـیـۀ کـارگـران از هـر نـوع سـرکـوب راه مـی پـویـد.”14

مـحـتـوای ایـدئـولـوژیـک جـنـبـش تـا درجـۀ زیـادی یـک نـوع سـوسـیـالـیـسـم اوتـوپـیـک( واهـی گـرا ) روسـتـایـی طـایـفـه ای و هـدف آن ایـجـاد فـدراسـیـونـی از کـلـکـتـیـوهـای روسـتـایـی آزاد بـود، چـنـان کـه از زنـدگـی آزاد، ابـتـدایـی، هـمـبـسـتـه در روسـتـا سـتـایـش مـی گـشـت، و بـه شـهـر، مـرکـز تـکـامـل صـنـعـت و سـرمـایـه داری آغـاز شـده بـه دیـدۀ دشـمـنـانـه نـگـریـسـتـه مـی شـد. در نـو شـتـۀ مـاخـنـو تـحـت عـنـوان کـمـون هـای روسـتـایـیدر تـوصـیـف او از کـلـکـتـیـوهـایـی کـه بـا انـبـازی وی بـرقـرار گـردیـده بـودنـد، ذکـر شـده اسـت: ” در هـمـۀ کـلـکـتـیـوهـا بـرخـی دهـقـانـان آنـار شـیـسـت بـودنـد، ولـی اکـثـر اعـضـاء آنـارشـیـسـت نـبـودنـد. بـاوجـود ایـن آن هـا در کـلـکـتـیـوشـان یـک هـمـبـسـتـگـی آنـارشـیـسـتـی حـس مـی کـردنـد، کـه فـقـط در زنـدگـی عـمـلـی کـارگـران عـادی، کـه هـنـوز زهـر سـیـاسـی شـهـرهـا بـا جـوّ نـیـرنـگ و خـیـانـت شـان را کـه بـسـیـاری از آنـان را کـه خـود را آنـارشـیـسـت مـی دانـنـد، در خـود غـرق مـی سـازنـد، نـچـشـیـده انـد، مـشـهـود اسـت.”15

بـه عـلـت سـاخـتـار طـایـفـه ای عـمـومـی جـنـبـش مـوقـعـیـت زنـان سـنـتـی و تـوأم بـا سـتـمـدیـدگـی بـود. آن هـا در ارتـش نـیـز انـبـازی نـداشـتـنـد. بـه نـوشـتـۀ دوسـت و آمـوزگـار مـاخـنـو در دورۀ زنـدان، پـتـر آنـدریـویـچ آرشـیـنـوف(Peter Andrejevitj Arshinov)( 1937- 1886) – کـه بـاشـمـول تـریـن تـوصـیـف جـنـبـش را بـراسـاس انـبـازی شـخـصـی در آن طـی زمـان درازی بـه دسـت داده اسـت 16زنـان جـزو ارتـش نـبـودنـد. تـنـهـا در وضـعـیـت هـای اضـطـراری ضـرورت تـسـلـیـح زنـان مـطـرح مـی گـردیـد.

از نـظـر روشـنـگـری و آمـوزش افـکـاری در سـمـت آزادسـازی فـردی پـرورده شـده بـود. کـوشـش درجـهـت بـرقـراری مـدارس آلـتـرنـاتـیـوی بـراسـاس ایـده هـای تـربـیـتـی آنـارشـیـسـت اسـپـانـیـایـی فـرانـسـیـسـکـو فـرر گـواردیـا(Francisco Ferrer Guardia)( 1909- 1859)17 بـه عـمـل آمـد، امـا بـه دلایــل کـمـبـود آمـوزگـاران و وضـعـیـت تـقـریـبـاً دائـم جـنـگـی در مـنـطـقـۀ جـنـبـش ایـده هـای تـربـیـتـی آن گـونـه کـه بـایـد و شـایـد امـکـان عـمـلـی شـدن را نـیـافـت.

جـنـبـش، کـه فـعـالـیـت اصـلـیـش عـبـارت از جـنـگ بـود، مـوفـق بـه بـرقـراری چـنـد کـلـکـتـیـو روسـتـایـی گـردیـد. مـاخـنـو دربـارۀ ایـن کـلـکـتـیـوهـا نـوشـتـه اسـت، کـه آن هـا اغـلـب مـرکـب از تـقـریـبـاً ده خـانـوادۀ بـزرگ، مـعـادل دویـسـت تـا سـیـصـد عـضـو بـودنـد. آن هـا اراضـی امـلاک پـیـشـیـن را بـر حـسـب نـیـازشـان دراخـتـیـار داشـتـنـد. تـقـسـیـم بـذرهـای گـنـدم و ابـزار تـوسـط کـنـگـره هـای کـلـکـتـیـو هـای نـاحـیـه ای بـه عـمـل مـی آمـد. هـر کـلـکـتـیـو تـوسـط جـلـسـات مـشـتـرک اداره مـی شـد. آشـپـزخـا نـه هـا و غـذاخـوری هـای مـشـتـرک دایـر بـودنـد. کـلـکـتـیـوهـا نـتـیـجـۀ جـنـبـش اسـتـمـلاکـی پـدیـدار در اثـر فـروپـاشـی نـظـامـی آلـمـان در نـوامـبـر 1918 و سـقـوط نـهـایـی دولـت ارتـجـاعـی در دسـامـبـر هـمـان سـال بـودنـد. ایـن فـروپـاشـی نـظـامـی و سـیـاسـی سـبـب سـاز آن بـود، کـه بـلـشـویـک هـا دیـگـر بـار از تـوانـایـی تـصـرف قـدرت در اوکـرایـن بـرای مـدتـی بـرخـوردار گـشـتـنـد. خـلاء سـیـاسـی مـوجـود هـم چـنـیـن امـکـان تـکـامـل جـنـبـش دهـقـانـی را ایـجـاد نـمـود. عـلاوه بـر بـرقـرار گـشـتـن کـلـکـتـیـوهـا، سـعـی ایـجـاد رهـبـری هـمـآهـنـگ کـل بـه اصـطـلاح مـنـطـقـۀ آزادشـده، مـنـطـقـه ای بـه مـسـاحـت چـنـدهـزار کـیـلـومـتـرمـربـع در بـخـش جـنـوبـی اوکـرایـن مـشـتـمـل بـر 72 نـاحـیـه بـا تـقـریـبـاً 2مـیـلـیـون اهـالـی نـیـز بـه عـمـل آمـد. طـی شـش مـاه تـا بـهـار 1919 آرامـش نـسـبـی در مـنـطـقـه حـاکـم بـود. در ایـن دوره سـه کـنـگـرۀ مـنـطـقـه ای بـرگـذار گـشـتـنـد. ایـن کـنـگـره هـا بـه اتـفـاق شـورای جـنـگ انـقـلابـی بـرگـزیـده بـه اصـطـلاح عـالـی تـریـن مـقـام سـیـاسـی مـنـطـقـه در آن دوره بـه شـمـار مـی رفـتـنـد. درمـورد تـوسـعـۀ کـمّـی کـلـکـتـیـوهـا در مـحـدودۀ مـنـطـقـۀ جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتـی ارقـامـی بـه دسـت داده نـشـده اسـت.

از 1919 تـا 1921 مـاخـنـوویـسـت هـا و بـلـشـویـک هـا بـه انـجـام عـمـلـیـات نـظـامـی مـشـتـرک بـرای دفـع حـمـلات ضـدانـقـلاب کـه هـر دو طـرف در آن امـر ذی نـفـع بـودنـد پـرداخـتـنـد. اشـتـراک عـمـل زمـانـی طـرفـیـن عـلاوه بـر دلـیـل نـظـامـی دارای دلایـل دیـگـری نـیـز بـود: بـلـشـو یـسـم در اوکـرایـن هـمـانـنـد روسـیـه دروهـلـۀ نـخـسـت عـبـارت از جـنـبـش فـراگـیـرنـدۀ کـارگـران و رو شـنـفـکـران شـهـری بـود. دیـگـر آن کـه طـبـقـۀ کـارگـر اوکـرایـن تـا درجـۀ زیـادی اصـلاً اهـل شـمـال (روسـیـه) بـود. شـک دهـقـانـان نـسـبـت بـه بـلـشـویـسـم دراثـر فـقـدان طـبـقـۀ کـارگـر بـومـیتـشـدیـد نـیـز مـی گـردیـد. هـم چـنـیـن اقـشـار دهـقـانـی تـهـیـدسـت، کـه بـه طـور عـمـده تـشـکـیـل دهـنـدگـان جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتـی بـودنـد، و نـفـع شـان را در سـرنـگـون سـاخـتـن جـامـعـۀ بـورژوایـی تـشـخـیـص داده بـودنـد، ضـدیـت شـان بـا دولـت مـلاکـیـن، بـا نـیـروهـای مـداخـلـه گـر مـتـفـقـیـن غـربـی و بـا جـنـبـش بـورژوایـی مـلـی گـرایـانـه تـقـریـبـاً سـازوار بـا مـواضـع بـلـشـویـک هـا بـود، و لـذا چـالـش مـشـتـرک بـا بـلـشـویـک هـا عـلـیـه ضـدانـقـلاب را درجـریـان تـهـاجـم ژنـرال هـای تـزاری دنـیـکــیـن در 1919 و پـیـوتــر ان. فُــن ورانـگــل( Pjotr N. von Wrangel)( 1929- 1878) در 1920 مـدلـل مـی سـاخـت.

مـنـازعـات مـاخـنـوویـسـت هـا و بـلـشـویـک هـا بـا یـکـدیـگـر و تـشـدیـد ایـن مـنـازعـات در سـه مـرحـلـۀ اصـلـی صـورت گـرفـت: پـیـش از تـهـاجـم دنـیـکـیـن، رهـبـری نـظـامـی بـلـشـویـک هـا بـه ار تـش مـاخـنـو دسـتـور آمـیـزش کـامـل بـا ارتـش سـرخ را داد، و تـهـدیـد نـمـود، کـه درصـورت عــدم اطـا

عـت از دسـتـور، هـر نـوع کـنـگـرۀ تـشـکـیـل یـافـتـه از سـوی رهـبـری ارتـش مـاخـنـو ضـدانـقـلابـی اعـلام و بـه ایـن صـورت بـا آن رفـتـار خـواهـد شـد. ( نـشـانـه گـرفـتـه شـدن کـنـگـره هـا ازطـرف بـلـشـویـک هـا ازجـمـلـه بـه ایـن عـلـت بـود، کـه کـنـگـره هـا امـاکـن بـسـیـج نـیـرو بـرای ارتـش مـا خـنـو، ضـمـنـاً امـاکـن مـهـم بـرای بـحـث و تـصـمـیـمـات سـیـاسـی بـودنـد.) هـمـزمـان بـا صـدور تـهـدیـد، رهـبـری ارتـش بـلـشـویـکـی بـا ارتـش مـاخـنـو درمـورد یـک تـوافـق هـمـکـاری مـذاکـره بـه عـمـل آورد. بـا سـربـاززدن ارتـش مـاخـنـو از پـذیـرش دسـتـور بـلـشـویـکـی، آن ضـدانـقـلابـی اعـلام گـردیـد، و رهـبـری ارتـش بـلـشـویـکـی سـریـعـاً کـوشـیـد تـا ازجـمـلـه مـاخـنـو را بـه دام انـدازد و بـه قـتـل رسـانـد. ولی پـیـش از عـمـلـی گـشـتـن ایـن سـوء نـیـت بـلـشـویـک هـا، تـهـاجـم دنـیـکـیـن روی داد، و بـلـشـویـک هـا از اوکـرایـن عـقـب نـشـسـتـنـد. نـیـروهـای دنـیـکـیـن طـی تـابـسـتـان و پـائـیـز 1919 عـمـیـقـاً در روسـیـه پـیـش رفـتـنـد، و در یـک نـقـطـه زمـانـی مـسـکـو را درمـعـرض تـهـدیـد قـرار داد نـد. تـحـت ضـدحـمـلـۀ ارتـش سـرخ، ارتـش مـاخـنـو خـود را پـشـتـیـبـان مـهـم آن نـشـان داد، بـه طوری کـه ارتـش مـاخـنـو آن ضـربـۀ تـعـیـیـن کـنـنـده ای را کـه مـقـدمـۀ عـقـب نـشـیـنـی ارتـش دنـیـکـیـن گـرد یـد، بـه آن وارد سـاخـت.

پـس از شـکـسـت ارتـش دنـیـکـیـن در پـائـیـز 1919، بـلـشـویـک هـا بـرای بـار دیـگـر درصـدد یـکـسـره سـاخـتـن کـار جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتی بـرآمـدنـد. رهـبـری ارتـش بـلـشـویـکـی بـه ارتـش مـا خـنـو دسـتـور انـتـقـال خـود بـه جـبـهـۀ لـهـسـتـان را صـادر نـمـود، و مـقـصـود از ایـن دسـتـور آن بـود، کـه بـخـشـاً ارتـش مـاخـنـو تـحـت فـرمـان دهـی ارتـش سـرخ درآورده شـود؛ بـخـشـاً جـنـبـش مـاخـنـوو یـسـتی را بـا جـدا نـمـودن آن از مـنـطـقـه ای کـه از آن مـنـشـأ گـرفـتـه، و ازحـیـث کـار و حـیـات بـه شـکـل طـبـیـعـی بـا آن مـرتـبـط بـود، نـاتـوان سـازد. درنـتـیـجـۀ سـرپـیـچـی مـاخـنـو از دسـتـور بـلـشـو یـک هـا، جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتـی بـرای بـار دوم ضـدانـقـلابـی اعـلام گـردیـد. امـا ایـن مـرتـبـه نـیـز سـعـی پـایـمـال سـاخـتـن جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتـی بـه عـلـت تـهـاجـم ورانـگـل بـه تـعـویـق افـکـنـده شـد، و بـار دیـگـر ارتـش سـرخ خـود را مـجـبـور از هـمـکـاری بـا ارتـش مـاخـنـو بـرای دفـع تـهـاجـم نـیـرو هـای ضـدانـقـلابـی دیـد، و بـلـشـویـک هـا در پـائـیـز 1920 بـه امـضـاء مـوافـقـتـنـامـۀ هـمـکـاری بـا ارتـش مـاخـنـو بـرضـد ارتـش ورانـگـل پـرداخـتـنـد، و بـه مـاخـنـوویـسـت هـا نـویـد آزادی سـیـاسـی داده، بـقـای ارتـش مـاخـنـو بـه صـورت یـک واحـد مـنـظـم بـا سـاخـتـار خـود درعـوض اطـاعـت آن از فـرمـان دهـی عـالـی ارتـش سـرخ را تـضـمـیـن نـمـودنـد. ضـمـن مـذاکـره، رهـبـری ارتـش مـاخـنـو مـطـالـبـۀ خـوداداری مـنـطـقـۀ آزاد شـدهدر پـیـوسـتـگـی بـه اتـحـاد شـوروی را پـیـش کـشـیـد، کـه از سـوی بـلـشـویـک هـا نـه رد و نـه پـذیـرفـتـه گـردیـد، بـه عـبـارت دیـگـر عـامـداً بـی جـواب نـگـاه داشـتـه شـد. درواقـع امـر مـوافـقـتـنـامـه یـک مـانـور تـاکـتـیـکـی از نـاحـیـۀ بـلـشـویـک هـا بـود، کـمـا ایـن کـه بـلافـاصـلـه پـس از شـکـسـت نـهـایـی ارتـش ورانـگـل، ازجـمـلـه درنـتـیـجـۀ عـمـلـیـات مـؤثـر ارتـش مـا خـنـو، مـقـامـات بـلـشـویـکـی اقـدام بـه دسـتـگـیـری انـبـوه آنـارشـیـسـت هـا و مـاخـنـوویـسـت هـا در او کـرایـن نـمـوده، بـه تـعـقـیـب واحـدهـای ارتـش مـاخـنـو پـرداخـتـنـد، و آن هـا را یـکـی پـس از دیـگـری طـی زمـسـتـان 21- 1920 نـابـود سـاخـتـنـد.

قـیـام کـرونـشـتـات، جـنـبـش مـاخـنـوویـسـتی در شـوروی پـیـشـیـن / ٤

تـوفـان آراز

بـلـشـویـک هـا و جـنـبـش هـای مـخـالـف

چـنـان کـه از بـررسـی خـلاصـه وار بـالا بـرمـی آیـد، شـکـی نـیـسـت کـه ایـن جـنـبـش هـا بـرضـد بـاز سـازی قـدرت بـورژوایـی سـرمـایـه داری بـودنـد. اصـلاً مـطـالـبـۀ عـمـدۀ آن هـا عـبـارت مـی گـشـت از تـحـقـق داده شـدن بـه شـعـار انـقـلاب اکـتـبـر: ” کـل قـدرت بـه شـوراهـا“. و انـبـازی و فـعـالـیـت آن هـا در دگـرگـونـی هـای انـقـلابـی انـقـلاب اکـتـبـر، جـنـگ داخـلـی آشـکـارا در طـرف داری از انـقـلاب بـه عـمـل آمـد.

امـا در تـبـلـیـغـات بـلـشـویـکـی کـوشـیـده شـد بـر جـنـبـش هـا مُـهـر ضـدانـقـلابـی زده شـود. ارتـش مـاخـنـو بـه گـونـۀ یـک جـنـبـش کـولاک و ازحـیـث سـیـاسـی هـمـطـراز بـا ارتـش هـای سـفـیـد جـلـوه داده شـد. سـعـی گـردیـد قـیـام کـرون اشـتـات بـه گـونـۀ یـک تـوطـئـۀ سـفـیـدهـا وانـمـود گـردد. ازجـمـلـه از حـضـور یـک ژنـرال تـزاری پـیـشـیـن، کـوزلـوفـسـکـی(Kozlovskij)، در کـرون اشـتـات در کـارزار بـدنـام سـازی قـیـام سـوء اسـتـفـاده بـه عـمـل آمـد.(مـضـحـک ایـن کـه هـمـیـن کـوزلـوفـسـکـی را بـلـشـو یـک هـا خـود بـه صـورت مـتـخـصـص نـظـامـی اسـتـخـدام نـمـوده بـودنـد!) تـلـگـرام رادیـویـی ذیـل، پـخـش شـده از رادیـو روسـتـا “(ROSTA) درتـاریـخ 3 مـارس 1921 در مـسـکـو( و مـنـدرج در ایـز وسـتـیـا کـرون اشـتـات) نـمـونـه ای از تـبـلـیـغـات بـلـشـویـکـی بـود. جـالـب اسـت، کـه در آن مـطـالـبـات سـیـاسـی کـرون اشـتـات، تـصـویـب شـده در دو روز قـبـل از آن در یـک جـلـسـۀ تـوده ای بـا حـضـور 15000 نـفـر در کـرون اشـتـات ذکـر نـشـده بـود.

بـه هـمـه، هـمـه، هـمـه.

بـه مـبـارزه عـلـیـه تـوطـئـۀ گـاردیـسـت هـای سـفـیـد. یـاغـی گـری ژنـرال پـیـشـیـن کـوزلـو فـسـکـی و پـتـروپـاولــوفـسـکبــه وسـیــلـۀ جـاسـوسـان مـتـفـقـیـن، مـانـنـد چـنـد خـیـزش سـابـق گـارد

یـسـت هـای سـفـیـد، بـرطـبـق خـبـر روزنـامـۀ فـرانـسـوی بـورژوایـی Le Matin“( لـه مـاتـیـن)، کـه دو هـفـتـه قـبـل از یـاغـی گـری کـوزلـوفـسـکـی تـلـگـرام زیـر را از هـلـسـیـنـکـی درج کـرده، صـحـنـه سـازی شـده اسـت: ” از پـتـروگـراد خـبـر رسـیـده اسـت، کـه مـقـامـات نـظـامـی بـلـشـویـکـی درنـتـیـجـۀ قـیـام اخـیـر در کـرون اشـتـات بـه یـک رشـتـۀ کـامـل اقـدامـات بـرای مـنـفـرد سـاخـتـن کـرون اشـتـات و انـسـداد راه پـتـروگـراد بـر سـربـازان و مـلـوانـان پـادگـان در کـرون اشـتـات پـرداخـتـه انـد. حـمـل مـواد غـذایـی بـه کـرون اشـتـات تـا دسـتـور تـازه غـدغـن شـده اسـت.” واضـح اسـت کـه قـیـام در کـرون اشـتـات از پـاریـس هـدایـت گـردیـده اسـت کـه ضـدجـاسـوسـی فـرانـسـه در رخـداد دسـت داشـتـه اسـت؛ ایـن یـک داسـتـان کـهـنـه اسـت. سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـایـی نـیـز کـه از پـاریـس هـدایـت مـی گـشـتـنـد، زمـیـنـه را بـرای یـک قـیـام عـلـیـه قـدرت شـوروی تـدارک دیـده بـودنـد، امـا هـنـوز تـدارک شـان بـه اتـمـام نـرسـیـده، اربـاب واقـعـی شـان در پـشـت آن هـا خـود را نـشـان داد: یـک ژنـرال تـزا ری. داسـتـان کـولـجـاک[18]، کـه بـه دنـبـال سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـا مـی آیـد و دولـت را از نـو بـرقـرار مـی سـازد، ایـن بـار نـیـز خـود را تـکـرار مـی کـنـد. کـلـیـۀ دشـمـنـان کـارگـران، از ژنـرال هـای تـزاری تـا و بـا سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـا، در سـعـی سـوء اسـتـفـاده از گـرسـنـگـی و سـرمـا هـسـتـنـد. ولـی ایـن یـاغـی گـری ژنـرال هـا و سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـا بـایـد سـریـعـاً سـرکـوب شـود، و ژنـرال کـوزلـوفـسـکـی و رفـیـقـان جـنـگـی او بـه سـرنـوشـت کـولـجـاک دچـار خـواهـنـد شـد.

ولـی شـبـکـۀ مـأمـوریـن مـتـفـقـیـن بـی شـک فـراتـر از کـرون اشـتـات مـی رود. کـارگـران و سـربـا زان، ایـن شـبـکـه را ازهـم بـپـاشـیـد، ایـن شـایـعـه سـازان و تـحـریـک کـنـنـدگـان را بـه دام بـیـانـدازیـد. خـونـسـردی، انـضـبـاط، هـوشـیـاری و هـمـبـسـتـگـی ضـروری اسـت. بـه ایـن فـکـر کـنـیـد، کـه مـا از بـحـران مـواد غـذایـی و سـوخـت، کـه مـوقـتـی اسـت، هـر قـدر هـم کـه جـدّی بـه نـظـر رسـد، فـقـط از طـریـق کـار مـشـتـرک، پـرحـرارت مـی تـوانـیـم خـارج شـویـم، نـه بـا رفـتـار بـی مـعـنـی، کـه صـرفـاً مـی تـوانـد گـرسـنـگـی را تـشـدیـد کـنـد و کـارت هـای خـوبـی بـه دسـت دشـمـنـان مـنـفـور کـارگـران بـه دهـد رادیـو مـسـکـو.”19

دلـیـل بـلـشـویـک هـا بـه شـیـوۀ تـبـلـیـغـاتـی بـرای مـرتـبـط سـاخـتـن ایـن گـرایـشـات اعـتـراضـی تـوده ای بـا ضـدانـقـلاب، مـنـفـرد نـمـودن اعـتـراض بـود. دررابـطـه بـا کـرون اشـتـات تـرس بـلـشـو یـک هـا از ایـن بـود، کـه شـهـرهـای پـیـرامـون آن و خـاصـه پـتـروگـراد نـاآرام مـطـالـبـات سـیـاسـی کـرون اشـتـات را بـه پـذیـرنـد و تـکـرارشـان نـمـایـنـد. جـنـبـش هـای اعـتـصـاب در پـتـروگـراد انـدکـی پـیـش از قـیـام کـرون اشـتـات بـا بـه کـار بـرده شـدن شـیـوه هـای اجـبـار بـه وسـیـلـۀ بـلـشـویـک هـا، تـوأم بـا تـوافـق هـای بـی اهـمـیـت فـروکـش کـرده بـودنـد، ولـی بـه آسـانـی مـی تـوانـسـتـنـد بـاز بـرافـرو خـتـه شـونـد. و از آن جـا کـه بـلـشـویـک هـا تـمـایـلـی بـه مـوافـقـت بـا مـطـالـبـات سـیـاسـی کـرون اشـتـات نـداشـتـنـد، لـذا جـهـت سـرکـوب نـهـایـی جـنـبـش مـی بـایـد کـرون اشـتـات را سـرکـوب سـازنـد. و شـهـرت انـقـلابـی کـرون اشـتـات بـه راه انـداخـتـن کـارزار مـسـمـوم تـوطـئـه بـه مـقـصـود اسـتـدلال سـرکـوب سـخـت قـیـام کـه صـورت خـونـیـن بـه خـود گـرفـت را ضـروری مـی سـاخـت.

درواقـع بـلـشـویـک هـا جـنـبـش هـای مـخـالـف جـنـبـش هـای اعـتـصـاب، جـنـبـش هـای دهـقـانـی از نـوع مـاخـنـوویـسـتـی، قـیـام کـرون اشـتـات را نـتـایـج آنـارشـیـسـم خُـرده بـورژوایـی یـا کـمـو نـیـسـم چـپهـمـطـراز بـا اُپـوزیـسـیـون کـارگـری تـشـخـیـص مـی دادنـد، و عـقـیـده داشـتـنـد، کـه عـلــل

ایـن هـا را مـی بـایـد در عـقـب مـانـدگـی تـوده هـا، یـا در آن چـه کـه طـبـق ایـدئـولـوژی بـلـشـویـکـی عـدم درک خـط بـلـشـویـکـی تـلـقـی مـی گـردیـد، جـسـت. بـه عـنـوان مـثـال در دو تـز زیـر از تـزهـای صـنـفـی اُپـوزیـسـیـون کـارگـری تـحـت عـنـوان دربـارۀ انـحـراف سـنـدیـکـالـیـسـتـی و آنـارشـیـسـتـی در حـزب مـا ذکـر شـده بـود:

” 2. انـحـراف پـیـش گـفـتـه بـخـشـاً مـعـلـول ایـنـسـت، کـه عـنـاصـری در حـزب داخـل گـشـتـه انـد، کـه هـنـوز بـه طـور کـامـل جـهـان بـیـنـی کـمـونـیـسـتـی را جـذب نـکـرده انـد، امـا بـیـش تـر، انـحـراف مـعـلـول ایـنـسـت، کـه پـرولـتـاریـا و آر.ک.پـی[ اخـتـصـارِ حـزب کـمـونـیـسـت روسـیّـه] تـحـت نـفـوذ عـنـاصـر خُـرده بـورژوایـی درآمـده انـد، کـه اسـتـثـنـائـاً در کـشـور مـا نـیـرومـنـدنـد، (…) بـه ویـژه در آن نـقـطـه زمـانـی هـایـی کـه وضـعـیـت تـوده هـا بـه عـلـت بـرداشـت مـحـصـول بـد و عـواقـب شـدیـداً ویـرانـگـر جـنـگ، از حـالـت بـسـیـج درآمـدن یـک ارتـش مـیـلـیـونـی کـه سـبـب سـاز رهـایـی صـدهـا و صـدهـاهـزار دهـقـان و کـارگـر عـاجـز از یـافـتـن کـار و امـور مـعـیـشـت مـی بـاشـد، چـرخـش بـدتـری داشـتـه اسـت.

3. از کـامـل تـریـن و بـهـتـریـن اشـکـال بـیـان ایـن انـحـراف تـزهـا و دیـگـر آثـار مـطـبـوع از ایـن گـروه مـوسـوم بـه اُپـوزیـسـیـون کـارگـریهـسـتـنـد. مـثـلاً تـز زیـر بـسـیـار گـویـاسـت: ” سـازمـان دهـی و ادارۀ اقـتـصـاد بـرعـهـدۀ یـک کـنـگـرۀ مـولـدیـن سـرتـاسـری روسـیـه، مـتـحـد در اتـحـادیـه هـای صـنـفـی بـرگـزیـنـنـدۀ یـک ارگـان مـرکـزی اداره کـنـنـدۀ اقـتـصـاد کـل جـمـهـوری قـرار داده شـود.”

تـحـلـیـل بـلـشـویـکـی از ایـن تـزهـا بـدیـن سـان بـود: ” ایـده هـای پـشـت ایـن و سـایـر اعـلامـیـه هـای مـشـابـه اسـاسـاً در تـئـوری نـادرسـت و نـشـانـگـر جـدایـی کـامـل از مـارکـسـیـسـم و کـمـونـیـسـم، هـمـان گـونـه کـه از نـتـایـج عـمـلـی کـلـیـۀ انـقـلابـات نـیـمـه پـرولـتـاریـایـی و انـقـلاب پـرولـتـاریـایـی حـاضـر مـی بـاشـد.”20

ضـمـنـاً در قـطـعـنـامـۀ دربـارۀ وحـدت در حـزبکـرون اشـتـات بـه صـورت مـثـالـی ذکـر گـرد یـده بـود بـر ایـن کـه چـگـونـه هـمـۀ ایـن انـحـرافـات سـنـدیـکـالـیـسـتـیو آنـارشـیـسـتـیتـخـتـه هـای پـرش بـه غـایـت خـطـرنـاک بـرای و شـایـد واقـعـاً یـکـسـان بـا ضـدانـقـلاب مـی بـاشـنـد: ” ایـن نـمـونـه هـا بـه طـور کـامـل اثـبـات مـی کـنـنـد، کـه ارتـش هـای سـفـیـد درتـلاش انـد و قـادرنـد در لـبـاس کـمـونـیـسـت هـا ظـاهـر شـونـد و اگـر مـتـزلـزل سـاخـتـن یـا فـروریـخـتـن دیـوارۀ انـقـلاب پـرولـتـاریـا یـی در روسـیـه اقـتـضـاء کـنـد، حـتـی خـود را در مـوقـعـیـت هـایـی در چـپ کـمـونـیـسـمقـرار دهـنـد.”21

ایـن کـه بـلـشـویـک هـا گـرایـشـات و جـنـبـش هـای سـوسـیـالـیـسـتـی غـیـربـلـشـویـکـی را چـیـزی مـگـر نـتـایـج ضـدانـقـلاب یـا عـقـب مـانـدگـی خُـرده بـورژوایـی و یـا ایـن هـر دو اسـتـنـبـاط نـمـی کـرد نـد، اسـاسـاً بـایـد در ارتـبـاط تـنـگـاتـنـگ بـا اسـتـنـبـاط بـلـشـویـکـیِ حـزب و انـقـلاب مـلاحـظـه گـردد، کـه طـبـق آن هـر مـطـالـبـۀ ابـتـکـار مـسـتـقـلانـه و خـودمـخـتـاری از سـوی تـوده هـا در تـضـاد بـا رهـبـری و مـطـالـبـۀ آوانـگــارد بـودن حــزب قـرار مـی گـرفــت. و وضـعـیـت بــه غـایـت دشـوار در او

لـیـن سـال هـای سـپـسـیـن تـصـرف قـدرت ایـن گـرایـش سـانـتـرالـیـسـتـی افـراطـی و سـیـادت طـلـبـانـه را تـقـویـت نـیـز نـمـود.

اسـتـنـبـاط بـلـشـویـک هـا از تـوده هـا بـه صـورت ابـزار و مـفـعـولـیـن انـقـلاب مـنـتـج بـه رابـطـه ای مـنـازعـه آمـیـز و تـضـاد آلـود بـیـن حـزب و جـنـبـش هـا در مـیـان تـوده هـایـی گـشـت، کـه قـدرت بـلـشـویـک هـا مـتـکـی بـه آن هـا بـود. خـشـم قـیـامـیـون کـرون اشـتـات بـا شـنـیـدن ایـن گـفـتـۀ گـریـگـو ری یـفـسـیـویـچ زیـنـویـف(Grigorij Jevsejevitj Zinovjev)(مـقـتـ.1936- 1883)، کـه قـیـامـیـون درصـورت پـس نـکـشـیـدن بـلافـاصـلـۀ مـطـالـبـات سـیـاسـی و مـتـوقـف نـسـاخـتـن هــر نـوع اعـتـراض مـثـل کـبـک بـا تـیـر زده خـواهـنـد شـد22، بـه اوج رسـیـد، و هـمـان گـونـه کـه یـک کـارگـر مـنـتـخـب مـسـن در جـلـسـه ای کـه سـرکـوبـی نـظـامـی کـرون اشـتـات را تـصـویـب نـمـود، بـیـان داشـت در کـرون اشـتـات مـحـقـانـه گـفـتـنـد: ” ” کـم تـر از سـه سـال قـبـل لـنـیـن[23]، تـروتـسـکـی[24]، زیـنـویـف و هـمـۀ شـمـا مـتـهـم بـه خـیـانـت و جـاسـوسـی بـرای آلـمـان شـدیـد. مـا، کـارگـران و مـلـوا نـان بـه پـشـتـیـبـانـی شـمـا پـرداخـتـیـم و شـمـا را از شـرّ دولـت کـرنـسـکـی[25] نـجـات دادیـم. ایـن مـا بـودیـم، کـه شـمـا را بـه قـدرت رسـانـدیـم. آیـا فـرامـوش تـان شـده اسـت؟ حـالا مـا را بـا شـمـشـیـر تـهـدیـد تـهـدیـد مـی کـنـیـد. بـه خـاطـر بـسـپـاریـد، کـه بـا آتـش بـازی مـی کـنـیـد. شـمـا خـطـاهـا و جـنـا یـات دولـت کـرنـسـکـی را تـکـرار مـی کـنـیـد. مـراقـب بـاشـیـد کـه سـرنـوشـت او دامـنـگـیـر شـمـا نـشـود!”26

یـا آن گـونـه کـه رهـبـر شـعـبـۀ عـمـلـیـات مـحـرمـانـۀ چِـکـا بـه آنـارشـیـسـت ولـیـن( نـام واقـعـی: وسـولـود مـیـخـائـیـلـوویـچ ایـخـنـبـائـوم)(Vsevolod Mikhailovitj Eikhenbaum(Volin))( 1945- 1882)، پـس از دسـتـگـیـری او در 1921 دربـارۀ شـیـوۀ بـرخـورد بـلـشـویـک هـا بـه مـاخـنـو و ارتـش او گـفـتـه بـود: ” آهـا، شـمـا ایـن را خـائـنـانـه مـی خـوانـیـد. ایـن فـقـط و فـقـط سـاده لـوحـی عـلاج نـاپـذ یـر شـمـا را ثـابـت مـی کـنـد. تـا جـایـی کـه بـه مـا بـلـشـویـک هـا مـربـوط مـی شـود، ایـن مـدرک آنـسـت، کـه مـا از آغـاز انـقـلاب بـه بـعـد بـسـیـار چـیـزهـا فـراگـرفـتـه ایـم و حـالا سـیـاسـت مـداران بـا ظـرفـیـتـی شـده ایـم. ایـن بـار مـا مـآل انـدیـش بـودیـم؛ مـادام کـه بـه وجـود مـاخـنـو نـیـاز داشـتـیـم، مـی دانـسـتـیـم چـگـونـه از او اسـتـفـاده کـنـیـم، وقـتـی کـه بـیـش از آن نـیـازی بـه خـدمـات او نـبـود، و ضـمـنـاً او بـنـای دردسـرتـراشـی بـرای مـا گـذاشـت، فـهـمـیـدیـم کـه بـایـد کـارش را یـکـسـره کـنـیـم.”27

اسـتـنـبـاط سـیـادت طـلـبـانـۀ بـلـشـویـک هـا از انـقـلاب و تـلـقـی ابـزار گـونـۀ تـوده هـا مـسـلـمـاً مـی بـایـد آن هـا را در تـضـاد بـا جـنـبـش هـای خـودسـازمـان ده و طـالـب خـودمـخـتـاری قـرار دهـد، و قـرار نـیـز داد. عـاری بـودن اسـتـنـبـاط بـلـشـویـکـیِ سـوسـیـالـیـسـم از خـودرهـایـی و خـودسـازمـان دهـی سـبـب سـاز ایـن گـردیـد، کـه نـه حـتـی امـکـان تـکـامـل فـراتـر و حـذف وجـوه سـوسـیـالـیـسـتـی خُـرده بـورژوایـی ایـن جـنـبـش هـا وجـود داشـتـه بـاشـد. اُپـوزیـسـیـون درون حـزبـی مـثـلاً اُپـوزیـسـیـون کـارگـری در اســتـنـبـاطـش از سـوسـیـالـیـسـم بـیـش از حـد بـیـن یـک نـوع درک ضـرورت خـودرهـایـی فـعـالانـۀ تـوده هـا از یـک طـرف و اسـتـنـبـاط لـنـیـنـیـسـتـیِ حـزب از رُل مـطـیـعـانـۀ حـزب از طـرف دیـگــر دچـار دودسـتـگـی بـود، تـا قـادر بـاشـد بـه صـورت چـیـز دیـگـری مـگـر یـک اُپـوزیـسـیـون ایـده ای مـجـرد در ایـن زمـیـنـه نـمایـان گـردد.

(8/12/1397)

————————————

روشـنـگـری هـا و پـانـوشـت هـا

1 شـوراهــا( بـه روسـی: ســویــت هـا ) تـحـت انـقـلاب 1905 در روسـیـه شـوراهـای مـعـتـمـدان مـحـلـی، در انـقـلاب 1917 ارگـان هــای اسـاسـی قــدرت دولـت، و شــورای عـالـی، مـجـمـع قــانـون گـذاری اتـحـاد شـوروی و عـالـی تـریـن ارگـان دولـتـی مـتـشـکـل از دو مـجـلـس بـودنـد.

2 پـس از سـقــوط رژیــم تــزاری در 1917 دراثـــر انـقــلاب فــوریــه روســیـه جـنـگ داخـلـی ویــرانـگـر و خــونـیـنی آغـاز گـردیــد، کـه بــه مــدت چـهـار ســال، یـعـنـی تــا 1921، بــه طـول انـجـامـیـد. آتـش افـروزان جـنـگ داخـلـی عـمـدةً ژنـرال هـای ارتـش تـزاری بـا هـدف بـازگـردانـیـدن نـظـام قـدیـم بـودنـد.

مـتـفـقـیـن غــربـی کـه درصـدد پـیـش گـیــری از ثـبـات یـافـتـن بـلـشـویـسـم در روسـیـه بـودنـد، بـه مـسـاعـدت مـالـی و تـسـلـیـحـاتـی قـابـل تـوجـه بـه ضـدانـقـلاب اقـدام نـمـودنـد.

مـسـاعـدت بــه سـفـیـدهـا( ضـدانـقـلابـیـون) بـا مـداخـلــۀ نـظـامـی مـتـفـقـیـن در روسـیـه بـه اوجـش رسـیـد. در مـاه نـوا مـبـر 1918 شـمـار نـیـروهـای مـتـفـقـیـن در ایـن کـشـور بـه 15200 نـفـر سـرمـی زد.

جـنـگ داخـلـی عـواقــب مـصـیـبـت بـاری در روسـیـه داشـت. هـنـایـش آن در کــلـیـۀ عــرصـه هـای حـیـات مـمــلـکـت ژرف و نـگـران کـنـنـده بـود.

صـنـایـع بــه سـخـتـی آسـیـب دیــده، دسـتـگــاه تــولـیـد از پـیـش نــارسـا مـتـحـمـل ضــربـات سـنـگــیـن تــازه ای شــده، سـیـسـتـم حـمـل و نـقـل دچـار اخـتـلال گـشـتـه بـود.

گــرسـنـگـی مـسـئـلـۀ کـمـرشـکـنـی بــرای مـمـلـکـت بــود. مــوارد مـسـتــنـد عــدیــدۀ آدمـخـواری وجــود داشــت. یـک چـهـارم جـمـعـیـت روسـیــه، یـعـنـی 35 مـیـلـیـون نـفـر، دچـار گـرسـنـگـی بـودنـد. چـنـدمـیـلـیـون کـودک یـتـیـم (besprizornje) در طـول راه هـا، خـطـوط آهـن و خـیـابـان هـای شـهـرهـا سـرگـردان بـوده، از صـدقـه و تـبـه کاری امـرار مـعـاش مـی کـردنـد.

جـنـگ داخـلـی در روسـیــه بـا ضـایـعـات عـظـیـم انـسـانـی و مـادیــش عـامـل بــازدارنــدۀ مـهـمـی دربــرابـر سـازمـان دهـی سـوسـیـالـیـسـتـی اقـتـصـاد روسـیـه گـردیـد.

3 چِـکـا (Cheka)( اخـتـصـارِ Chrezvychainaya Komissiya): کـمـیـسـیـون ویــژه، پــلـیـس سـیـاسـی قـدرت دولـت بـلـشـویـکـی.

4 ایـزوسـتـیـا کـرون اشـتـات، ش6، 8 مـارس 1921، نـقـل از

Oprøret i Kronstadt 1921, Niels Brunse og Hans Jørgen Nielsen, s.102 (Denmark, Rhodos, 1973)

5 نـقـل از P. Avrich: The Anarchists in the Russian Revolution, p.133 (New York, 1973)

6 هـمـان، ص 134.

7 قـابـل تـقـابـل بـا بـرونـسـه و نـیـلـسـن.

8 Avrich, p.134.

9 بـه نـظـر امـا گُــلـدمـن(Emma Goldman)(1940- 1869)، از شـخـصـیـت هـای بـرجـسـتـۀ تـاریـخ جـنـبـش آنـارشـیـسـم، در شــرح حـال شـخـصـیـش Living my Life (New York, Dover, 1931) پـیـمـان بـرسـت لـیـتـوفـسـکدر 3 مـارس 1918 عـامـل تـضـعـیــف سـخـت روحـیـۀ انـقـلابـی تــوده هـا و اولـیـن مـنـبـع تـفـرقـه در نـیـروهـای پـرولـتـاریـایـی بـود. آنـارشـیـسـت هـا و جـنـاح چـپ سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـا ( انـقـلابـیـون سـوسـیـالـیـسـت) از آغـاز بـرضـد پـیـمـان بـوده، آن را گـامـی خـطـرنـاک و عـهـدشـکـنـی بـلـشـویـک هـا تـلـقـی مـی نـمـودنـد.

10 Volin: Die unbekannte Revolution, bd.2, s.148f (Göttingen, 1976).

11 ایـن کـه مـنـازعــه در کـرون اشـتـات در چـه تــاریـخـی صـورت قــیـام را بـه خــود گـرفــت، دقــیـقـاً مـشـخـص نـیـسـت.

مـعـمـولاً 1 مـارس 1921 را تـاریـخ آغــاز قــیـام بـه شـمـار آورده انــد، کـه یـک جــلـسـۀ تــوده ای بـا شـرکـت 15000 نـفــر در کـرون اشـتـات تـصـویـبــنـامـۀ مـوسـوم بــه پـتـروپـاولـوفــسـک“( خـوانــده شـده بـه نـام کـشـتـی ای کـه کـارکـنـانـش طــرح تـصـویـبــنـامـه را تـهــیـه کـرده بـودنـد) را پـذیــرفـت. ایـن امــر تـا درجـۀ زیـادی هــم واکــنـش و هــم تـمـدیــد جـنـبـش اعـتـصـاب در پـتــروگـراد بـود. چـنـان کـه از تــلـگـرام رادیــویـی بــلـشـویـک هــا در 3 مـارس سـال مـزبـور بـر مـی آیـد، بـلـشـویـک هـا تـقــریـبـاً بـه فــوریـت مـصـمـم بــه تــدارک سـرکــوب نـظـامـی قــیـام گـردیــدنــد، امـا اقــدام نـظـامـی نـهـایـی ابـتـداء در7 مـارس بـا به تـوپ بـسـتـن کـرون اشـتـات از دژهـای پـیـرامـون صـورت پـذیـرفـت. چـالـش هـا تـا 17 مـارس، کـه بـلـشـویـک هـا بـر کـرون اشـتـات مـسـلـط شـدنـد، بـه طـول انـجـامـیـد.

12 مـنـبـع اصـلـی تـحـلـیـل ایـن مـبـحـث جـلـد 3 کـتـاب ولـیـن اسـت.

13 E.H. Carr: A History of Soviet Russia (The Bolshevik Revolution 1917 – 1923 ), vol.1, p.296 (London, Macmi

llan, 1966).

14 در اعـلامـیـۀ مـاخـنـوویـسـت ها چـه کـسـانـنـد و بـرای چـه مـبـارزه مـی کـنـنـد؟ ، صـادر شـده در 27 آوریـل 1920، نـقـل از آوریـچ، ص 135.

15 نـقـل از هـمـان، ص 131.

16 P. Arsjinov: Die Geschichte der Marchno-Bewegung (Vest-Berlin, 1973).

17 فـرر بـنـیـان گـذار یک سـیـسـتـم مـدارس و آمـوزش مـبـتـنی بـر اصـول آنـارشـیـسـتـی بـود. او به ایـن سـبـب درمـعـرض حـمـلـۀ شـدیــد کـلـیـسـای کـاتــولـیـک واقــع شـد، و بـراسـاس اتـهـام جـعـلـی کــلـیـسـا بــه مــرگ مـحـکــوم، و در 1909 اعـدام گـردیـد.

18 Aleksander Koltjak(1920- 1873) فــرمـانـده عــالـی ارتـش سـفـیــد در روسـیــه شـرقــی تـحـت جــنـگ داخـلــی. در دســامـبـر 1918 بـا کـودتـا قـدرت را در اومـسـک تـصـرف نـمـود، و بـه خـود عـنـوان حـاکـم عـالـی روسـیـهرا داد.

در تـابـسـتـان سـال مـزبـور یـک گـروه سـوسـیـال رولـوسـیـونـر چـپ در کـوشـش قــیـام، ازجـمـلـه بـرضـد صـلـح بــرسـت لـیـتـوفـسـکبــرآمـده بـودنــد. در ایــن جـا ظـاهــراً بــه هـمـیـن روی دادهـای درواقــع جــدا از هــم اشـاره مــی شـود.

19 نـقـل از بـرونـسـه و نـیـلـسـن، صـص 59- 58.

20 نـقـل از Resolutions and Decisions of the CPSU, vol.2 (1917 – 1929), pp.121-22 (Toronto, 1974)

21 هـمـان، ص 119.

22 از اتـمـام حـجـت کـمـیـتـۀ دفـاعـی پـتـروگـراد بـه کـرون اشـتـات در 5 مـارس 1921 دایــر ایـن کـه قـیـامـیـون نـاگـزیــر از تـسـلـیـم خــود درعـرض چـنـد سـاعـت بـودنــد، درغـیـر ایـن صـورت قـیـام بــه شـکــل نـظـامـی ســرکــوب مـی گـردیـد. تـهـیـۀ ایـن اتـمـام حـجـت اغـلـب اشـتـبـاهـاً بـه تـروتـسـکـی نـسـبـت داده شـده اسـت. بـنـگـریـد بـه آوریـچ، ص 145.

23 ولادیـمـیـر ایـلـیـچ لـنـیـن( نـام واقـعـی: اولـیـانـوف)(Vladimir Ilitj Lenin(Uljanov))( 1924- 1870)

24 لــو تــروتـسـکـی( نـام واقـعـی: لــو داویــدوویـچ بــرونـشـتـیــن)(Lev Trotskij(Lev Davidovitj Bronstein))(مـقـتـ.1940- 1879).

25 آلـکـسـانـدر فـئـودوروویـچ کـرنـسـکـی(Aleksander Fjodorovitj Kerenskij)(1970- 1881)

26 از تـوصـیـف امـا گُـلـدمـن بـراسـاس مـشـاهـدۀ عـیـنـی از جـلـسـۀ شـورای پـتـروگـراد در 4 مـارس 1921، نـقـل از بـرونـسـه و نـیـلـسـن، ص 259.

27 Volin, bd.3, ss.141-42.

سود ۴۳۰ میلیارد تومانی حساب های قوه قضائیه ایران و وثیقه های نجومی که گلوی جامعه مدنی ایران را می فشارد!

ایرانیان بیش از ۱۱۰ سال است که از دوره مشروطه به این‌طرف فریاد عدالتخوانه و دادخواهـی سر داده‌انـد ولی بـا تجربـه چندین و چند کنـش اجتمـاعی و سیـاسی از جـنـبش مـشروطه گرفـتـه تـا انـقلاب اسلامی و حـتـی مـلی‌شدن صنـعت نـفت و کودتـا هنـوز برایشان در بر همان پاشنه می‌چرخد و به‌قول معروف حتی بدتر شده کـه بـهتر نشده است. زندان‌هـای جمهوری اسلامی از دهه شصت بـه ایـن‌طرف و از بـدول ورود مـخـوف‌تـریـن اتـفاقـات را بـرای زنـدانـیان رقـم زده اسـت. فـرقی هـم نـمـی‌کـنـد زنـدانـی سـیـاسـی یـا مـالـی یا قـاتـل و بـزه‌کـار. از تـجـاوز و شـکنـجــه و ضـرب‌وشـتـم از سـوی بـازجویـان و زنـدان‌بـان‌هـا گـرفتـه تـا دادن کـار دسـت یـکـی دیـگـر از زنـدانیـان بـرای ادب کردن زندانی بـه‌ اصطـلاح یـاغی و نـاراحت! یـا اصلا هرکسی که مدیر زندان از بودن او خوشش نیـاید. اتفاقـاتی کـه منجر فجایعی مثل قتـل علیـرضا شیرمحدی جوان ۲۱ ساله در زندان شد. همچنین روزی نیست کـه از فشارهای دیـگر زنـدانیـان و مـقامات زنـدان بر امـثال نـرگس محمدی و آتـنـا دائـمـی نشونیم.

داستان هـم بـه همیـن‌جا ختم نمی‌شود یـعنی شما گر سرت به‌کار خودت باشد برای زنـده‌مـاندن ساده در زندان‌هـای تحت مدیریـت جمهوری اسلامـی با مـشکل مواجـه می‌شوی. نبود امکانات بهداشتی و درمانی و آب سالم برای نوشیدن و استحمام و عدم دسترسی زندانیان به دارو‌های مورد نیازشان بخش‌های کوچکی از چیزی‌ست کـه در ایـن زندان‌هـا می‌گذرد. بـازی بـه‌قدری رو است کـه مـثلا همه می‌دانند زندان قـرچـک یـا فـشافویـه تـه دنـیـا حساب می‌شود و آنـجـا حتـی آب‌خوردن سـاده هـم دردسترس نیست و با یک حمام ساده پوستت از نمک آب موجود شوره می‌زند.اگر هم بنا به خرید آب خوردنی باشد که قیمت‌ها در بوفه زندان و بـین زندانی‌ها آنـقدر بالاست کـه کمتر کسی از پس پرداخت‌ها برمی‌آید. یـعنی اینـکه اگـر شمـا بـه زنـدان بـیـفـتـی خـرج آب و خوراکـت بـا دولـت اسـت ایـنـجـا بـیـشتـر یـک افـسـانـه است و ابتدایی‌ترین ملزومات زندگی زا خودت باید با پول تهیه کنی. حالا یا از بیرون پولی بـرایـت می آورند و یـا بـایـد بـا هـمیـن چنـدرغـاز حقوقی که با کار در زندان به‌دست آورده‌ای روزگار بگذرانی.

هرچه هم از مرکز دورتر می‌شوی و به سمت استان‌های مرزی که رنگ‌وبوی قومیـتی هـم دارنـد می‌روی وضعیت اسفناک‌تـر می‌شود و هنـوز یـادمان نرفته سپیده قـلیان چـه چیـزهـا کـه از زندان سپـیـدار اهـواز تـعریف کـرد یا همین چندی پیش شورش و طغیان زندانی‌ها در چندین شهرکه به فرار تعدادی از آن‌ها منجر شد نهایت کار را بـه کشتـار و شکلیک گلوله به زندانی‌هـا و حتی خانواده‌هـایشان کشانـد. آن‌دستـه از زنـدانـیـان فـراری هـم پـس از مدتـی مـجـدد دستـگیـر شـدنـد بـدون اطـاع قـبـلی و محاکمه‌ای بی‌معطلی به‌دار آویخته شدند. در چنین فضایی دیگر وضعیت امکاناتی مـثـل کـتـابـخـانـه و تـلـویـزیـون و … کـه اصـلا مـحلی از اعـراب نـدارد. ولـی جـالـب است بدانید که کتابخانه زندان‌ها هم عموما با کتاب‌های ادعیه و مذهبی و مطابق با سیاست‌هـای حکومت پـرشده‌انـد و یـک زنـدانـی سیـاسی مـنـقـد حـکـومـت حتی در درستـرسی بـه روزنامه و اخبار هم در مضیغه است چه برسد بـه کتاب. حالا تـحلیـل اینکه امثال جلایی‌پور ایـنکه در زندان قرآن دراختیار پسرشان قرار گرفته را نقطـه روشنی در بهبود وضعیت زندان‌ها معرفی می‌کند هم جای خود دارد.

هـمـه ایـن‌هـا یعنـی دستگاه قـضا و سازمان زندان‌های جمـهوری اسلامی ایـران اصلا توجهی به زیرساخت‌های ساختمان‌های زندان‌ها و نیازهـای زندانیان نـدارد و از عمـد محیط زندان‌ها را بـه کشتارهـاگارهای صنعتی تبدیل می‌کند کـه زندانی‌ها حتی پس از خروج از آن با انواع بیماری‌های صعب‌العلاج و سرطان و از دست دادن عضوهای حیاتی بدن خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. آن هـم دستگاه قضایی کـه بنا بـه گزارش خودش تنها 430 میلیارد سود سود حساب‌های‌ جاری‌اش است.

شانـزدهـم خرداد مـاه قوه قـضاییـه جمهوری اسلامی ایـران گـزارش جامعی منتشر کرد کـه در آن نحوه هزینه کرد سود حساب هـای سپـرده ایـن دستـگاه حکومتی بـا جزئیـات اعـلام شده بود. بـراساس ایـن گـزارش تنـها سود مـتعـلقه بـه حساب هـای مختـلف قوه قضاییـه در سال ۱۳۹۸، مبـلغ ۴۳۰ میلیـارد تومان بوده که از این میزان حدود ۴۰۰ میلیارد تومان هزینه شده است.

حساسیت بر روی حساب های متعدد دستگاه قضایی ایران هم از جایی شروع شده کـه در سال ۱۳۹۵ محمـود صادقی نماینده وقت تهران در مجلـس شورای اسلامی و عضو فراکسیون امید مجلس، پرداخت ها از محل حساب هایی نظیر سپرده و وجـه الضمـان را غیـرقانونـی خوانـد و تـاکید کـرد تـصرف قـوه قضاییه در وجوهی شامـل وجـوهـی کـه مـردم و اصحاب دعوا بـه ایـن حساب هـا واریـز می کـنـنـد یـا در قالب قـرارهـای کـفـایت یـا اخذ مـحکوم، پـرداخت مـی شود در حکم تصرف غیرقانونی در وجـوه عمـومـی را دارد و سپـرده گـذاری دسـتـگاه قـضـا روی آنـها و عـدم پـرداخـت ایـن وجوه به خزانه کل کشور نقص صریح اصل ۵۳ قانون اساسی و برخلاف قانون محاسبات عمومی کشور است.

صادقی در نطق خود در مجلس مدعی شده بود که چطور پرداخت سود به حساب های شخصی افراد حرام دانسته می شود اما قوه قضاییه از اموال مردم سود می گیرد و این سود را صرف پرداخت حقوق به قضات دادگستر می کند. او با ارسال نامه ای از صادق آملی لاریجانی رئیس وقت دستگاه قضای جمهوری اسلامی ایران پرسیده بود که آیا قاضی که با مال حرام ارتزاق می کند می تواند به عدالت حکم بـدهـد؟ چرا بـه موازیـن شرعی توجه نمی شود؟ و خواهان پـاسخگویی او در بـاره حساب های بانکی اش شده بود. حساب های بانکی ای کـه بـه گفته بـرخی منابـع ۶۳ حساب بانکی و به نام شخص صادق آملی لاریجانی بودند و آن زمان نزدیک به ۲۵۰ میلیارد تومان به صورت غیرقانونی به آنها واریز شده بود.

گرچه در همیـن گزارش اخیری کـه از سوی خود دستـگاه قـضا و بـرای شفاف سازی منتشر شده در باره منشاء حساب سپرده قوه قضائیه توضیحاتی داده شده و آمده است کـه وجوه پـرداختی بـه حساب های مختلف قوه قضائـیه از سوی مردم شامـل مواردی مثل هزینه دادرسی (ابطال تمبر دعاوی) خسارت احتمالی، وجوه توقیفی و … می شود و به نوعی مواردی همچون هزینه دادرسی را شامل می شود که البـته به گفته مسئولین دستگاه قضا هم غیرقابل استرداد به خزانه دولتی هستند، نباید از وجوهی که تحت عنوان دریافت وثیقه برای آزادی های موقت یا مرخصی زندانیان اعلام می شود هم غافل شد.

وثیقه های با مبالغ بسیار سنگین و بعضا عجیب و غریبی که برای هر نوع فعالیت سیاسی و اجتمـاعی و مدنی صادر مـی شود، خواه فعـالـیت کارگری و بـه عـنـوان نماینده کارگران، خواه فعالیت محیط زیستی و حمایت از حیوانات، خواه فعالیت ساده صنفی دانشجویی و یا حتی بـه جرم درخواست ساده ای مثل حق انتخابات پوشش. بعنوان مثال برای زینب همرنگ یک دبیر آموزش و پرورش بـه جم شرکت در یک تجمع صنفی یک وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی بریده شد یا برای آزادی موقت علی یکتایی نوجوانی ۱۵ ساله که در جریان اعتراضات خیابانی بازداشت شده بود وثیقه ای ۶۰۰ میلیونی در نظر گرفتند.برای مرضیه امیری روزنامه نگاری که به جرم حضور در تجمع روز جهانی کارگر بـرای تـهیه گزارش بازداشت شده بـود وثیقـه ای نجومی و یک میـلیـارد تومـانی بـریده شده است یـا سپـیـده قـلیـان فعـال کارگری خوزستانی با وثیقه ای یک میلیارد و پانصد مییلیون تومانی بطور موقت آزاد شد. علاوه براینها برای ۷ نفر بازداشتی تجمع معملم ها نیز در دادسرای اوین منتقل مبلغ ۵۰ میلیون تومان وثیقـه تعیین شد و بـه نظر می رسد این ۵۰ میلیون کمترین میزان وثیقه ای است که برای جرم های سیاسی اعلام می شود.

ماجرا حتمـا بـه فعالیـت سیاسی و صنـفی و اجتماعی و مـدنی محدود نمی شود و شمـا اگر بعنوان یـک زن درخواست حضور در استادیوم را داشته باشی بازداشت و بـا وثیقـه ای ۵۰۰ میلیون تومانی مواجه خواهی شـد! حتی اگـر جمـله فـروغ عـلایی، عکاس روزنامه دنیای اقتصاد یا زهرا خوشنواز باشی که برای تهیه گزارش خبری به ورزشگاه رفته ای! به جز این دو چهار دختر دیگر هم در همین جریان بازداشت شده بودنـد کـه همیـن مبـلغ وثیـقه بـرایـشان در نـظر گـرفـته شده بـود. حتی بـرای نـجات سرپناه و سقف بالای سر یک فرد کـه بـا حـکم دادگاه انقلاب مواجه شده نـیز یـکصد میلیون تومان مبلغ وثیقه اعلام می شود!

برای اسماعیل بخشی که یک کارگر است وثیقه ۴۰۰ میلیونی و برای نسرین ستوده وکیل دادگستری هم قرار وثیقه ۶۵۰ میلیون تومانی بریده شده است. اگر هـم پـای اقلیت های قومی در میان باشد که ماجرا سخت گیرانه هم می شود و مثلا صهبـا حمـادی یکی از زنان عرب محبوس در زندان سپیدار اهواز که از مرداد۹۷ بـه علـت انتشار مطالبی در اعتراض به تبغیض سیستماتیک در مناطق عرب نشین بازداشت شده بود نهایتا با وثیقه این ۴ میلیارد تومانی بطور موقت آزاد شد. وثیقه ای که به همت مردم و فعالین مدنی به اصطلاح گلریزان شده بود.

همچنین برای مرخصی سام رجبی فعال محیط زیستی که نزدیک به سه سال است در زنـدان بسر می بـرد مبـلغ یک میلیارد تومان وثـیقـه صادر شد. یـا مهرداد حیرانی شهروند بهایی، پس از ۳ ماه بازداشت موقت، نهایتا با وثیقه یک میلیارد و دویست میلیون تومانی، از زندان اوین آزاد شد.

متاسفانه روال تعیین مبلغ وثیقه آنقدر سلیقه ای و نامتناسب با جرم است که حتی می تواند بـه راحتی پس از اعلام مجدد تغییـر کرده و اضافه شود. مثل آنچه بـرای هشت نفر از دانشجویان دانشگاه تهران اتقـاق افتـاد و عمـلا بـا افزایش وثیقه از ۸۰ میلیون به ۳۸۰ میلیون مواجه شدند. جالب تر اینجاست که در مواردی حتی پـس از صدور حکم قطعی آزادی مبلغی کـه بعنوان وثیـقه ودیـعه گذاشتـه بود عودت داده نشده و به نوعی در حساب مربوط به قو قضائیه بلوک شده است.

حتی در ماجرایی مثل بازداشت حسین فریدون برادر حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران کـه بـا وثـیقه ای ۵۰ میلیـارد تـومانی تـمام شد یـا وثـیـقـه ۲۰۰ مـیلیارد تـومانی امثال حسین هدایتی یـا وثیقه ۴۰۰ میلیـارد تـومانی شبنم نعمت زاده دختـر وزیـر وقـت صنـعـت و معدن و تـجارت یـا هـر مـفسدکـلان اقتصادی دیگری بـاز هـم نـمی توان حضور و گـردش مـالی ای کـه ایـن مبـالـغ در حساب هـای قوه قضـائـیه به وجود می آورد را نادیده گرفت.

واقعیت هم این است تفاوتی نمی کند که آیا بنابر آنچه در گزارش ریز حساب هـای قوه قضائیه آمده تمامی وجوهی که مردم به هر دلیلی به هریک از حساب های قوه قضائیه پرداخت می کنند، به حساب خزانه دولت جمهوری اسلامی ایران واریز می شود و براساس ضوابط قانونی، امکان برداشت از آن برای قوه قضائیه مطلقا وجود ندارد یا حتی وجوهی همچون خسارت احتمالی یـا وجوه توقیفی که قابل برگشـت هستند،به صورت ماهیانه و درصدی از ناحیه خزانه جهت استرداد وجوه سپرده به صورت تنـخواه در اختـیـار قوه قـضائیـه قـرار می گیـرد و ذی حساب مـربـوطـه بـه اسـتنـاد حکم قاضی، مـجوز استـرداد را صـادر مـی کنـد، مـسئله ایـن است کـه ایـن دریافتی ها چه به نام وثیقه چه دیه یا خسارت و هر عنوان دیگری به نوعی نه برای بـهبـود کیـفیـت زیـرساخت زنـدان هـا و مثـلا تـامـین آب شرب سالـم و سرویس هـای بهداشتی برای زندانی مثل قرچک که بـرای توسعه سیستم قضایی اعـم از ساختـمان های دادگاه و پرورش قضات و حتی طراحی و راه اندازی سامانه هایی جهـت ثبـت انـواع شـکـایـات بـی دلیل بـرای پوشـش و مـهـمانی و … از طرف خود مـردم مـورد استفاده قرار می گیرد.

حتی اگـر اینـگونه نباشد کـه دستـگاه قـضایی مستقیما و راسا بـه برداشت از وجوه درون حساب هایش و استرداد آن به شخص ذینفع مبادرت کند، نمی توان فراموش کرد که چاق شدن حساب های این دستگاه عمدتا از پولی محقق می شود که نتیجه در شـیشه کـردن خون مردم و فعـالین سیاسی و مدنی و صنفی است و در حقیـقت هـمیـن تعـدد حساب های مختلف و شخصی بودن آنها خود بـه فسادی دامن می زنـد که ظاهرا قرار نیست کسی در باره آن حرفی بزند.

http://asoyroj.com/farsi/detail.aspx?Jmara=8457&Jor=1

https://prisonatlas.com/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/?gclid=Cj0KCQjwirz3BRD_ARIsAImf7LNnrHLcL2OJzgTfP9Vn_bNtP1xHildFydUb_rbJxOqBDq4NwQTa1IQaAtVMEALw_wcB