دو مـوضـوع آنـارشـیـسـتـی : آنـارشـیـسـم در جـنـبـش انـقـلابـی ایـتـالـیـا ( ١٩١٨ – ١٩١٩ )

تـوفـان آراز

٢

آنـارشـیـسـم در جـنـبـش انـقـلابـی ایـتـالـیـا ( 1919 – 1918 )

هـمـچـون در روسـیـه، در ایـتـالـیـا آنـارشـیـسـت هـا و طـرف داران قـدرت شـوروی کـوتـه زمـانـی پـس از جـنـگ جـهـانـی اول بـا یـکـدیـگـر هـمـراه بـودنـد.10 پـژواک انـقـلاب روسـیـه در ایـتـالـیـا بـیـن کـار گـران و اسـمـاً پـیـشـآهـنـگ شـان کـارگـران فـلـزکـاری در شـمـال شـدیـد بـود. 20 فـوریـه 1919 اتـحـادیـه کـارگـران فـلـزکـاری ایـتـالـیـا(FTOM) بـه قـراردادی نـائـل آمـد کـه مـنـتـج بـه گـزیـنـش بـه گـفـتـمـان کـمـیـسـیـون هـای داخـلـی در کـارخـانـجـات گـردیـد. اتـحـادیـه در زمـان مـابـعـد آن از طـریـق چـنـد اعـتـصـاب و اشـغـال کـارخـانـجـات کـوشـیـد تـا بـه تـغـیـیـر ایـن ارگـان هـای نـمـایـنـدگـی کـارگـری بـه شـورای کـارخـانـه، کـه مـدیـریـت را عـهـده دار گـردد، بـه پـردازد.

آخـریـن اعـتـصـاب در خـاتـمـۀ اوت 1920 بـا تـعـطـیـل کـار از طـرف کـارفـرمـا(lockout) روی داد. کـارگـران فـلـزکـاری مـشـتـرکـاً مـصـمـم بـه ادامـۀ تـولـیـد بـا وسـائـل خـود گـردیـدنـد. بـا وجـود ایـن کـه آن هـا گـاه از روش مـتـقـاعـد سـاخـتـن و گـاه از روش اجـبـار اسـتـفـاده نـمـودنـد، مـوفـق بـه جـلـب هـمـکـاری مـهـنـدسـیـن و مـتـخـصـصـیـن نـگـردیـدنـد. آن هـا بـنـابـرایـن نـاچـار از تـضـمـیـن مـدیـریـت کـارخـانـجـات بـه مـدد کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه11، کـمـیـتـه هـای تـکـنـیـسـیـن هـا و کـمـیـتـه هـای اداری شـدنـد. خـوداداری نـسـبـةً بـادوام بـود. در بـدو امـر بـانـک هـا مـددکـار بـودنـد. انـضـبـاط سـخـتـی بـه اجـراء درآمـد. نـوشـابـه هـای الـکـلـی قـدغـن گـردیـد، و یـک نـیـروی دفـاعـی کـارگـری بـه صـورت گـشـتـی هـای مـسـلـح تـشـکـیـل داده شـد. هـمـبـسـتـگـی نـزدیـکـی بـیـن کـارخـانـجـات خـوداداره شـونـده بـرقـرار گـردیـد. ذغـال سـنـگ و کـلـوخ مـعـدنـی بـه نـسـبـت مـسـاوی بـیـن کـارخـانـجـات تـقـسـیـم شـدنـد.

نـیـل بـه ایـن مـرحـلـه ضـرورةً یـا مـی بـایـد تـوسـعـۀ جـنـبـش یــا عـقـب نـشـیــنـی آن را بــه دنـبـال داشـتـه بـاشـد. جـنـاح اصـلاح طـلـب اتـحـادیـه هـای صـنـفـی بـه سـازش بـا کـارفـرمـایـان رأی داد. پـس از بـیـش از سـه هـفـتـه اشـغـال کـارخـانـجـات، کـارگـران مـجـبـور از تـخـلـیـۀ آن هـا بـا دریـافـت وعـدۀ مـیـان تـهـی کـنـتـرل کـار گـردیـدنـد. جـنـاح انـقـلابـی مـتـشـکـل از سـوسـیـالـیـسـت هـای چـپ و آنـار شـیـسـت هـا بـیـهـوده از خـیـانـت کـاری شـاکـی بـودنـد.

ایـن جـنـاح انـقـلابــی دارای یـک نـظـریــه، یـک ارگـان و یـک سـخـنـگــو، هـفــتـه نــامــه Ordine Nuovo( نـظـم نـویـن)، بـود کـه نـخـسـتـیـن شـمـاره اش در 1 مـه 1919 در تـوریـنـو انـتـشـار یـافـت. دبـیـر آن سـوسـیـالـیـسـت چـپ آنـتـونـیـو گـرامـشـی(Antonio Gramsci)( 1937- 1891) بـا مـددکـاری یـک پـروفـسـور فـلـسـفـه بـا انـدیـشـه هـای آنـارشـیـسـتـی در دانـشـگـاه تـوریـنـو بـا اسـم مـسـتـعـار کـار لـو پـتـری(Carlo Petri) بـود، و یـک گـروه کـامـل آنـارشـیـسـت هـای تـوریـنـو گـرد آن جـمـع آمـده بـودنـد. در کـارخـانـجـات گـروه نـظـم نـویـن از جـمـلـه از پـشـتـیـبـانـی دو آنـارکـوسـنـدیـکـالـیـسـت در صـنـعـت فـلـزکـاری پـیـتـرو فـررو(Pietro Ferrero) و مـائـوریـتـسـیـو گـاریـنـو(Maurizio Garino) بـرخـوردار بـودنـد. سـوسـیـالـیـسـت هـا و آنـارشـیـسـت هـا مـشـتـرکـاً اعـلامـیـۀ نـظـم نـویـن را امـضـاء نـمـودنـد، و در آن تـوافـق شـان را بـا ایـن مـوضـع بـیـان داشـتـنـد، کـه شـوراهـای کـارخـانـه مـی تـوانـسـتـنـد بـه صـورت ارگـان هـای مـنـاسـب ادارۀ کـمـونـیـسـتـی آیـنـدۀ کـارخـانـه و جـامـعـهمـلاحـظـه گـردنـد.

نـظـم نـویـن در واقـع مـی کـوشـیـد تـا بـنـای سـنـتـی جـنـبـش صـنـفـی را بـا شـوراهـای کـارخـانـه تـعـویـض نـمـایـد. الـبـتـه گـروه نـسـبـت بـه جـنـبـش صـنـفـی بـلاشـرط خـصـمـانـه نـبـود، چـنـان کـه آن را سـتـون فـقـرات مـحـکـم بـدن پـرولـتـاریـایـی بـزرگاسـتـنـبـاط مـی نـمـود. گـروه هـمـانـنـد مـالاتـسـتـا در 1907 – از فـسـاد تـدریـجـی راه یـافـتـه در آن جـنـبـش صـنـفـی اصـلاح طـلـب و دیـوان سـالاری، کـه بـه جـزئـی از جـامـعـۀ سـرمـایـه داری تـبـدیـل گـشـتـه بـود، انـتـقـاد مـی کـرد. گـروه اشـاره داشـت، کـه اتـحـادیـه هـای صـنـفـی بـه صـورت ابـزار انـقـلاب نـامـنـاسـب هـسـتـنـد.

در عـوض، نـظـم نـویـن شـوراهـای کـارخـانـه را واجـد خـصـوصـیـت هـای مـثـبـتـی بـه شـمـار آورد. آن هـا را ارگـان هـایـی دانـسـت کـه قـادر بـه مـتـحـد سـاخـتـن طـبـقـۀ کـارگـر بـودنـد، یـگـانـه ار گـان هـایـی که تـوانـایـی اعـتـلاء کـارگـران از سـطـح مـنـافـع ویـژۀ صـنـفـی و به وحـدت کـشـانـدن سـازمـان نـیـافـتـگـانو سـازمـان یـافـتـگـانرا داشـتـنـد. نـظـم نـویـن تـکـامـل روان شـنـاسـی مـولـدان، تـدارک کـارگـران بـرای خـوداداری را نـیـز جـزو ظـرفـیـت هـای بـاارزش شـوراهـا بـه حـسـاب مـی آورد. شـوراهـا تـوان آن داشـتـنـد کـه حـتـی حـقـیـرتـریـن کـارگـر را واقـف گـردانـنـد، کـه اشـغـال کـار خـانـه هـا یـک هـدف مـشـخـص و در حـد تـوانـایـی اوسـت. شـوراهـا بـه صـورت ابـزار در خـدمـت پـیـش انـداخـتـن تـشـکـیـل جـامـعـۀ سـوسـیـالـیـسـتـی در نـظـر گـرفـتـه شـدنـد.

رویـکـرد آنـارشـیـسـت هـای ایـتـالـیـا واقـع گـرایـانـه تـر، بـا تــفـصـیـل کـم تـر از رویـکـرد گـرامـشـی بـود. اسـتـنـبـاط آن هـا چـون گـرامـشـی از شـورای کـارخـانـه غـلـوآمـیـز و بـدون تـوجـه بـه نـقـاط ضـعـف آن نـبـود. هـنـگـامـی کـه گـرامـشـی نـه بـی دلـیـل بـه اصـلاح طـلـبـی اتـحـادیـه هـای صـنـفـی اشـاره مـی نـمـود، آنـارکـوسـنـدیـکـالـیـسـت هـا بـه جـای خـود عـطـف تـوجـه مـی دادنـد، کـه شـورای کـارخـانـه نـیـز در خـطـر تـنـزل بـه ارگـان هـمـکـاری طـبـقـاتـی در یـک دورۀ غـیـرانـقـلابـی قــرار دارد. ضـمـنـاً آنــارکـوسـنــدیـکـالــیـسـت هـایـی کــه دارای پـیـوسـتـگــی تـنـگـاتـنـگ بـا سـنــدیـکـالـیـسـم بـودنـد، ایـن را نـامـنـصـفـانـه مـی دانـسـتـنـد، کـه نـظـم نـویـن در آن واحـد جـنـبـش صـنـفـی اصـلاح طـلـب و سـنـدیـکــالـیـسـم انـقـلابـی بـه نـمـایـنـدگـی سـازمـان عـمـده اش اتّـحـادیـه صـنـفـی ایـتـا لـیـا12 را مـحـکـوم مـی ساخـت.

بـالاخـره بـیـش از هـر امـر آنـارشـیـسـت هـا از تـفـسـیـر تـنـاقـض آلـود و مـبـهـم شـوراهـای کـار خـانـه، شـوراهـا( بـه روسـی: سـویـت هـا ) بـه صـورت سـرمـشـق هـا، در نـظـم نـویـن نـاخـرسـنـد بـود نـد. گـرامـشـی اغـلـب واژۀ آنـارشـیـسـتـیرا از قـلـمـش مـی انـداخـت، و هـم چـنـیـن بـا آنـتـونـیـو تـا سـکـا(Antonio Tasca)، یــک مـقـامــاتـی اصـلاح نــاپــذیــر کـه مــدافــع تــفــسـیــر ضـددمـوکـراتــیـک دیـکـتـاتـوری پـرولـتـاریـا بـود، و نـقـش شـوراهـای کـارخـانـه را بـه صـرفـاً ابـزار حـزب کـمـو نـیـسـت تـقـلـیـل مـی داد، ضـمـنـاً بـه افـکـار گـرامـشـی مُـهـر پـرودونـیـسـتـیزده بـود، بـه مـجـادلـۀ قـلـمـی پـرداخـتـه بـود. امـا گـرامـشـی تـا بـه آن انـدازه بـا تـحـولات روسـیـه آشـنـا نـبـود تـا شـوراهـای آزاد در نـخـسـتـیـن مـاه هـای انـقـلاب روسـیـه را از شـوراهـای رام قـدرت دولـت بـلـشـویـکـی شـده تـمـیـیـز دهـد. نـحـوۀ تـنـظـیـم مـطـالـب بـه وسـیـلـۀ گـرامـشـی نـیـز مـبـهـم و چـنـدپـهـلـو بـود. او در شـورای کـارخـانـه نـمـونـۀ دولـت پـرولـتـاریـایـیرا مـی دیـد، کـه مـی بـایـد جـزء یـک سـیـسـتـم جـهـان شـمـول، انـتـرنـاسـیـونـال کـمـونـیـسـتـی، گـردد. او بـر ایـن بـاور بـود کـه بـه تـوانـد بـلـشـویـسـم را بـا مـرگ تـدریـجـی دولـت13 و یـک تـفـسـیـر دمـوکـراتـیـک از دیـکـتـاتـوری پـرولـتـاریـا تـلـفـیـق دهـد.

آنـارشـیـسـت هـای ایـتـالـیـا در بـدو امـر بـدون انـتـقـاد از شـوراهـای روسـیـه اسـتـقـبـال نـمـوده بـود نـد. 1 آوریـل ژوئـن 1919 یـکـی از آنـان، کـامـیـلـو بـرنـری(Camillo Berneri) عـنـوان دمـوکـراسـی مـاشـیـنـیرا بـه مـقـالـه ای از خـود داده بـود، کـه در آن رژیـم بـلـشـویـکـی را بـه صـورت عـمـلـی تـریـن و بـاشـمـول تـریـن آزمـایـش دمـوکـراسـی مـطـلـقو تـضـاد سـوسـیـالـیـسـم دولـتـی تـمـرکـز یـا فـتـهسـتـوده بـود. یـک سـال بـعـد در کـنـگـرۀ اتـحـادیـۀ آنـارشـیـسـت هـای ایـتـالـیـا گـاریـنـو بـه زبـان کـامـلاً مـتـفـاوت تـری از پـیـش سـخـن گـفـت: آن شـکـلـی کـه شـوراهـا در روسـیـه بـه وسـیـلـۀ بـلـشـو یـک هـا بـنـا شـده بـودنـد، از جـهـات مـهـمـی مـتـفـاوت بـا خـوداداری کـارگـری بـه فـهـم آنـارشـیـسـت هـا بـود. آن هـا اسـاس یـک دولـت نـویـن را تـشـکـیـل دادنـد، کـه بـه طـور اجـتـنـاب نـاپـذیـر تـمـرکـز یـافـتـه و مـقـامـاتـی اسـت.”

از آن بـه بـعـد راه آنـارشـیـسـت هـای ایـتـالـیـا و راه گـرامـشـی و دوسـتـانـش از یـکـدیـگـر جـدا گـردیـدنـد. گـرامـشـی و دوسـتـانـش تـأکـیـد داشـتـنـد، کـه حـزب سـوسـیـال دمـوکـرات مـانـنـد اتـحـادیـۀ صـنـفـی ارگـانـیـسـمـی اسـت وصـلـت کـرده بـا سـیـسـتـم بـورژوایـی و در نـتـیـجـه نـه عـضـویـت در آن را بـلاشـرط ضـروری و نـه قـابـل تـوصـیـه مـی دانـسـتـنـد. ولـی آن هـا گـروه هـای کـمـونـیـسـتـی در سـوسـیـال دمـوکـراسـی را کـه بـعـد پـس از تـجـزیـۀ حـزب در لـیـورنـو در 21 ژانـویـه 1921 – حـزب کـمـونـیـسـت ایـتـالـیـا را تـأسـیـس نـمـودنـد، کـه آن نـیـز جـزو انـتـرنـاسـیـونـال کـمـونـیـسـتـی گـردیـد، از ایـن قـاعـده مـسـتـثـنـی نـمـودنـد.

آنـارشـیـسـت هـای ایـتـالـیـا نـاگـزیـر از تـرک بـعـضـی خـیـالات شـان و بـه خـاطـر آوردن ایـن گـردیـدنـد، کـه مـالاتـسـتـا در تـابـسـتـان 1919 در نـامـه ای از خـود از لـنـدن در مـورد آن دولـت نـو که [در روسـیـه] خـود را در بـرابـر انـقـلاب مـسـتـقـر ساخـتـه اسـت، تا بـر آن لـگـام زنـد و آن را تـحـت اطـاعـت یـک حـزب (…)، اهـداف خـاصـی، یـا بـهـتـر، تـحـت رهـبـری آن درآورد، اعـلام خـطـر کـرده بـود. ایـن انـقـلابـی قـدیـمـی بـا لـحـن پـیـشـگـویـی کـنـنـده آن دولـت را یـک دیـکـتـاتـورینـامـیـده بـود، دیـکـتـاتـوری ای بـا دسـتـورنـامـه هـایـش، عـمـلـیـات کـیـفـریـش، بـا کـمـیـتـه هـای اجـرائـیـش و قـبـل از هـمـه نـیـروهـای مـسـلـحـش کـه امـروز در خـدمـت دفـاع از آن در بـرابـر دشـمـنـان خـارجـیـش هـسـتـنـد، ولـی فـردا در خـدمـت درآوردن کـارگـران تـحـت ارادۀ دیـکـتـاتـورهـا، مـتـوقـف سـاخـتـن تـکـامـل انـقـلابـی، تـحـکـیـم مـنـافـع نـو پـدیـد شـونـده و دفـاع از یـک طـبـقـۀ مـمـتـاز در مـقـابـل تـوده هـا خـواهـنـد بـود. لـنـیـن و [لـو] تـروتـسـکـی(Trotskij)[Lev][مـقـتـ. 1940- 1879] و رفـقـای شـان بـلاشـک انـقـلابـیـون صـمـیـمـی هـسـتـنـد، ولـی آن هـا سـرگـرم ایـجـاد آن چـارچـوب دولـتـی مـی بـاشـنـد، کـه سـود شـخـصـی کـشـیـدن از انـقـلاب و خُـرد کـردن آن را بـرای جـانـشـیـنـان آنـان مـمـکـن خـواهـد سـاخـت. آنـان اولـیـن قـربـانـیـان اسـلـوب هـای خـود خـواهـنـد شـد.”

دو سـال بـعـد آنـارشـیـسـت هـای ایـتـالـیـایـی در کـنـگـره ای در آنـکـونـا در 4-2 نـوامـبـر 1921 از بـه رسـمـیـت شـنـاخـتـن دولـت روسـیـه بـه عـنـوان نـمـایـنـدۀ انـقـلاب سـربـاززدنـد، و بـر آن دولـت مُـهـر دشـمـن عـمـدۀ انـقـلابو سـرکـوبـگـر و اسـتـثـمـارگـر پـرولـتـاریـا، کـه وانـمـود مـی سـازد قـدرتـش را بـه نـام آن مـجـری مـی کـنـد، را زد. و نـویـسـنـدۀ آنـارشـیـسـت لـوئـیـجـی فـابـری(Luigi Fabbri)( 1935- 1877) در هـمـان سـال نـتـیـجـه گـرفـت: ” مـرحـلـۀ وخـیـم انـقـلاب روسـیـه بـه مـراتـب مـهـم اسـت (…)، زیـرا انـقـلابـیـون غـربـی بـه تـوسـط آن مـی تـوانـنـد فـعـالـیـت شـان را بـه صـورتـی تـرتـیـب دهـنـد کـه از تـکـرار آن اشـتـبـاهـاتـی بـرحـذر بـاشـنـد، کـه آزمـون روسـیـه نـمـودار سـاخـتـه اسـت.”

١٩ مرداد ١٣٩٨

١٠ آگوست ٢٠١٠

روشـنـگـری هـا

1- لاسـال در سـال 1863 اتّـحـادیــه کـارگـری عـمـومـی را در آلـمـان تـأسـیـس نـمـود، کـه در 1875 در گـوثـا بـا سـوسـیـالدمـوکـراسـی آلـمـان درهـم آمـیـخـت. ایــن درهـم آمـیـخـتـگـی دارای عــواقـب سـوئـی بـرای مـارکـسـیـسـت هـا بـود. آن هـا در نـکـات بـسـیـاری تـسـلــیـم پــی روان لاسـال گـردیـدنـد. بـا وجـود ایـن کـه لاسـال مـارکـس را اسـتـاد خـود مـی نـامـیـد، عـدم تــوافـق بـزرگـی بـیـن آن دو وجـود داشـت. لاسـال مــوافـق بـا اجـرای سـوسـیـالـیـسـم بــا پـشـتـیـبـانـی دولـت بـورژوایـی پــروس بـود، کـه مـی بـایـد از طـریـق بــه اجـراء درآمـدن حـق رأی عـمـومـی دمـوکـراتـیـزه شـود. او ذره ای عـلاقـه بـه شـنـیـدن ایـن نـداشـت، کـه روزی دولـت بـه خـودی خـود بـیـهـوده خـواهـد شـد.

2- گـفـتـمـان دولـت مــردمـی“( یـا دولـت مـردمـی آزاد“) در دهــۀ 70 ســدۀ نـوزدهـم بــه صـورت شـعـار سـوسـیـال دمـوکــرات هـای آلـمـان بــه کـار مـی رفـت، ولـی هـرگـز نــه از طـرف مـارکـس، کـه هــر دولـت بـه نـظـرش قـدرت سـرکـوبـگـر مـی رسـیـد.

3- بـاکـونـیـن مــوضـع ضـد دولـت و انــدیـشـه هـای خـوداداری و فـدرالـیـسـم را از پـرودون گـرفـت، ولـی آن هـا را در یـک رابـطـۀ مـاتــریـالـیـسـتـی و سـوسـیـالـیـسـتـی بـا تــرتـیـب مـنـطـقـی قــرار نــداد. پــیـش از بــاکــونـیـن آنـارشـیـسـم صـرفـاً یـک سـمـت فـلـسـفـی بـود، اما پـس از او آنـارشـیـسـم به یـک جـنـبـش انـقـلابـی بـا عـمـل در پـشـت حـرف تـبـدیـل گـشـت. بـا بـاکـونـیـن و از او بــه بـعـد جـریـان اصـلـی تـاریـخـی آنـارشـیـسـم بــه وضـوح از فـردگـرایـی جـدا شـد. سـوسـیـالـیـسـم او بـه هـیـچ نـحـو مـؤیــد ایـن تـصـور رایـج نــیـسـت، کـه آنـارشـیــسـم یـکــسـان بــا فــردگــرایـی بـه بـهـاء جـمـع گــرایـی بــاشـد. از نـظــر بــاکــونـیـن آزادی نــفـی هــمـبــسـتـگــینــیـســت، بــرعـکــس، آن تـکــامــل و انــسـانـی سـاخـتــن

هـمـبـسـتـگـیمـی بــاشـد. او تـأکـیـد دارد، کـه هــر چـه انـسـانـی بــاشـد، و آزادی بــیـش از هـمـه، تــولـیـد کـار اجـتـمـاعـی، جـمـعـیاسـت. انــدیـشـۀ او دربـارۀ آزادی شـایــد گـویـاتـر از هـر جـای دیـگـری در ایـن عـبـارت بـه بـیـان درآمـده بـاشـد: ” مـن فـقـط زمـانـی واقـعـاً آزاد هـسـتـم، کـه جـمـیـع انـسـان هـای پـیـرامـون مـن، چـه مـردان و چـه زنـان، نـیـز آزاد بـاشـنـد.”

4- شــرح بـیـش تـر مـوضـوع ایــن کـه در مــه 1872 شـورای مـرکـزی نـوشـتـه ای بـر ضـد بـاکـونـیـن تـحـت عـنـوان تـفـرقــه ادعـا شـده در انـتـرنـاسـیـونـال بـه قـلـم مـارکـس و انـگـلـس را انـتـشـار داد، کـه در آن بـاکـونـیـن بـه تـوطـئـه چـیـنـی بـر ضـد اتّـحـادیـه بـیـن الـمـلـلـی کـارگـران مـتـهـم گـردیـد.

اوت بـیـسـت شـعــبـۀ ایـتـالـیـایـی در کـنـگـره ای در ریـمـیـنـی تـصـمـیـم بـرقـراری یـک انـتـرنـاسـیـونـال ضـد مـقـامـاتـی را اتـخـاذ نـمـودنـد.

7-2 سـپـتـامـبــر پـنـجـمـیـن کـنـگــرۀ انـتـرنـاسـیـونـال در لاهــه بــرگـذار گـردیـد. بــاکـونـیـن بـه عـلـت صـادر شـدن دسـتــور دسـتـگـیـری او در آلـمـان و فــرانـسـه امـکـان شـرکـت در کـنـگـره را نـداشـت. کـنـگـره اخـراج او را از انـتـرنـاسـیـونـال تـصـویـب نـمـود، امـری کـه بــه انـشـعـاب در ایـن تـشـکـیـلات مـنـجــر گـردیـد. در واقـع بـسـیـاری از اعـضـاء بــر ضـد اخـراج بـاکـونـیـن بـودنـد. و ایــن نـیـز عـلـت مـهـم تـصـمـیـم مـارکـسـیـسـت هـا در مـورد انـتـقـال شـورای عـمـومـی تـحـت تـسـلـط آن هـا بــه نـیـویـورک بــود، آن جـا کــه انـتــرنـاسـیـونـال مـنـحـل گـردیـد. پـس از کـنـگـرۀ لاهـه بـاکـونـیـن نــوشـتـه ای بـا عـنـوان Écrit contre Marx( نـوشـتـه ضـدمـارکـس) را بـه قـلـم آورد. نــوشـتــه، کـه ظـاهــراً شـتـاب زده بـاشــد، نـقـطـه نـظـرات اسـاسـی جــدا سـازنــدۀ بــاکـونـیـن و مـارکـس از یـکـدیـگــر و هـمـزمـان نـحـوۀ اسـتـنـبـاط بـاکـونـیـن از نـقـشـی را کـه انـتـرنـاسـیـونـال مـی بـایـد عـهـده دار گـردد، روشـن مـی سـاخـت.

15 سـپـتـامـبــر بــا حـضـور بـاکـونـیـن نـخـسـتـیـن کـنـگـرۀ انـتـرنـاسـیـونـال ضـدمـقـامـاتـی در سـان ایـمـیـر بـرگـذار گـردیـد.

سـپـتـامـبـر 1873 در لـنـدن جـزوه ای تـحـت عـنـوان اتّـحـاد بـیـن الـمـلـلـی دمـوکـراسـی سـوسـیـالـیـسـتـی و اتّـحـادیـه بـیـن الـمـلـلـی کـارگـران نــوشـتـۀ پُــل لافــارگــو(Paul Lafargue)( 1911- 1842) بـا کـمـک مـارکـس نـشـر یـافـت، کـه در آن بــاکـونـیـن از هـر نـظـر لـوث شـد. 25 هـمـان مـاه بـاکـونـیـن در نـشـریـه Journal de Geneve( ژورنـال ژنـو) بـه جـزوه پـاسـخ گـفـت.

5- در ایـن رابـطـه آنـارشـیـسـت امـا گـلـدمـن(Emma Goldman)(1940- 1869) در شـرح حـالـش بـرایـنـسـت، کـه لـوئـیـس آدولـف تـیـرز(Louis – Adolphe Thiers)( 1877- 1797) و گــاسـتـون، مـارکـی د گــالــیـفـه(Gaston, Marquis de Galliffet )( 1909- 1831) سـی هـزار کـمـونـارد را قـصـابـی کـردنـد.

6- لـوزون اشـاره کـرده اسـت، کـه از یـک زاویـۀ نـظـری دیـالـکـتـیـکـی آن دو گـواهـی، ازآنِ او و پـلـوتـیـه، بـه هـیـچ شـکـل نـافـی هـم نـیـسـتـنـد: تـروریـسـم دارای هـنـایـشـات مـتـنـاقـضـی در جـنـبـش کـارگـری بـوده اسـت.

7- در رابـطـه بـا پــارلـمـانـتـاریـسـم گـفـتـنـی اسـت، کــه بـاکـونـیـن مــانـنـد پــرودون پــارلـمـانــتـاریـســم را بــه صـورت راه آزادسـازی تــوده هــای کـارگـر نـمـی پــذیـرفـت. ایـن انــدیـشـه کـه مــردم اتـخـاذ تـصـمـیـمـات مـهـم را بــه نـمـایـنـدگـانـی مـحـول سـازنـد، کـه مـجـاز بـه تـصـویـب قـوانـیـن بـی تـفـاوت بـه قـبـول یـا عـدم قـبـول مـنـتـخِـبـیـن بـاشـنـد، بـا اسـتـنـبـاط او از دمـوکـراسـی بـیـگـانـه بـود. در دمـوکـراسـی بـورژوایـی، کـه مـبـتـنی بـر نـابـرابـری اقـتـصـادی اسـت، از مـردم بـه گـونــۀ ابــزار مـشــروعـیــت دهـی بــه سـیـسـتـمـی کـه در اسـاس مـقـامـاتـی اسـت، اسـتـفـاده بــه عـمـل مـی آیـد: بـرطـبـق تـعــریـف حـقــوقــی حــق رأی عـمـومـی مــردم بــایــد اتـخـاذ کـنــنــدگــان تـصـمـیـمـات بــاشــنـد، نـــه صـاحــبـان قــدرت پــیـشـیـن. بــه قــول بـاکــونـیـن بــا تـفــویـض گــردیـدن قــدرت از طـرف مـردم بـه نـمـایـنـدگـان آن هـا، ایـن نـمـایـنـدگـان جـزئـی از دسـتـگـاه دولــت مـی گـردنـد، و نــفـع شـان را در تـحـکــیـم آن جـهـت حـفــظ امـتــیـازات خـود تـشـخـیـص مـی دهـنـد. بـه ایـن وسـیـلـه آن هـا در ادامـۀ سـرکـوب، کــه حـق رأی عـمـومـی بـه هــدف پـایـان بـخـشـیـدن بـه آن اسـت، شـر یـک مـی گـردنـد. ایـن خـاصـه در مـورد احـزاب سـوسـیـالـیـسـتی صـدق مـی کـنـد: ” وقـتـی سـیـاسـتـمـداران کـارگـری در شــرائـط هـسـتـی بـورژوازی سـهـیـم گـردنـد و بـا جـوّی از انـدیـشـه هـای سـیـاسـی مـحـاط شـونـد، کـه سـرتـاسـر بـورژوا یـی اسـت، چـون قـبـل عـمـلاً کـارگـر نـخـواهـنـد بــود و بـه دولـتـمـردان تـبـدیـل خـواهـنـد گـردیـد، و شـایـد حـتـی بـورژوا یـی تــر از خـود بـورژواهـا. زیــرا انـسـان هـا نـیـسـتـنـد کـه مـواضـع خـود را شـکـل مـی دهـنـد، بـرعـکـس مـواضـع انـد کـه شـکـل دهـنـدۀ انـسـان هـایـنـد.”

از نـظـر آنــارشـیـسـت هـای پـی رو بـاکـونـیـن رد سـیـاسـت” – بـه صـورتـی کـه مـارکـس آن را تـعـبـیـر مـی کـرد بــه مـعـنـای بـی تـفـاوتـی نـسـبـت بــه مـسـائـل سـیـاسـینـبـود. جـمـع گـرایــان آن اشـکـال سـیـاسـی را رد مـی نـمـودنـد، کـه مـوروث حـاکـمـیـت بـورژوازی بـودنــد: دمــوکـراسـی جـعـلـی، بــه رسـمـیـت شـنـاخـتـن مـقـامـات سـیـاسـی بــازیـگـر نـقـش نـمـایـنـدگـان و واسـطـگـان، کـل مـدل دولـت و سـلـسـلـه مـراتـب بـورژوایـی.

8- واژۀ سـنــدیـکــالــیـســممـشـتــق از گـفــتـمـان فــرانـســوی syndicalisme révolutionnaireبــه مـعــنـای فـعــالـیـت صـنـفـی انـقـلابـیاسـت.

9- بــرای مـطـالـعـۀ بـیـش تــر ثـی.ان.تـی مـی تـوانـیـد رجـوع کـنـیـد بــه بــررسـی آنــارشـیــسـت هـا در انـقـلاب اسـپـانـیـا (1939- 1936)” از تـوفـان آراز در سـایـت عـصـر آنـارشـیـسـم، خـرداد 1398/ ژوئـن 2019.

10- بــرای نـقـش آنـارشـیـسـت هــا در انـقـلاب روسـیــه، نـحـوۀ بـرخـورد آن هــا بـه قـدرت شـوروی و نـکـات مـرتـبـط مـی تــوانـیـد رجـوع کـنـیـد بــه بـررسـی آنـارشـیـسـم در انـقـلاب روسـیّـهاز تـوفـان آراز در سـایــت عـصـر آنـارشـیـسـم، مـرداد 1398/ اوت 2019.

11- اصـل و مـنـشـأ کـمـیـتـه هــای کـارخـانـه بــه انـقـلاب اول روسـیــه(1905) مـی رســد. بــرای کـمـیـتـه هـای کـارخـانـه مـی تـوانـیـد رجـوع کـنـیـد بــه بــررسـی بـحـث اتّـحـادیـه هـای صـنـفـی در حـزب بـلـشـویـک (1921- 1920). اُپـوزیـسـیـون کـارگـریاز تـوفـان آراز در سـایـت عـصـر آنـارشـیـسـم، مـرداد 1398/ اوت 2019.

12- الـبـتـه بـحـث بـیـن آنـارکـوسـنـدیـکـالـیـسـت هـا دربـارۀ شـوراهـای کـارخـانـه و مـزیـت هـای مـخـصـوص بـه خـود اتـحـادیــه هـای صـنـفـی تــازه نـبـود. ایــن بـحـث در روسـیــه بـیـن آنـارشـیـسـت هـا تـفـرقـه افـکـنـده، حـتـی مـوجـب تـجـزیـۀ

هـیـئـت تـحـریــریــۀ Golos Truda( صـدای کـار) گـشـتـه بــود، بــه ایــن مـعـنـی کـه بـعـضـی شـان بـه جـنـبـش صـنـفـی کـلاسـیـک وفــادار مـانــدنــد، در حـالـی کــه بـقـیـه شــان، از جـمـلــه جـئــورجـی مــاکــسـیــمــوف(Georgi Maksimov) (1950- 1893)، شـوراهـا را پـذیـرفـتـنـد.

13- نـظـریــۀ ابــداعـی انـگـلـس در اثــرش تـکـامـل سـوسـیـالـیـسـم از واهـی بـه عـلـم بـه ایـن قـرار: ” اولـیـن عـمـل، عـمـلـی کـه دولـت در اثــر آن واقـعـاً بــه مـنـزلـۀ نـمـایـنـدۀ کـل جـامـعـه ظـاهـر مـی شـود تـحـویـل گـرفـتـن وسـائـل تـولـیـد بـه نــام جـامـعـه هـمـزمـان آخـریــن عـمـل مـسـتـقـل آن بــه عـنـوان دولـت اسـت. دخـالـت قـدرت دولـت در امـور جـامـعـه در زمـیـنـه ای پـس از زمـیـنـۀ دیـگــر بــه تــدریـج بــیـهـوده مـی گـردد و ســرانـجـام خـود بــه خــود از بــیـن مـی رود.

حـال ادارۀ امــور و رهـبــری پــروسـه هــای تــولـیـد جــای حـکـومـت بــر افــراد را مـی گــیـرد. دولــت بــرانـداخـتـه نـمـی شـود، آن مـی مـیــرد.”

———————————–

مـنـابـع بـررسـی

مـارکـس، کـارل / انـگـلـس، فـریـدریـش: مـانـیـفـسـت حـزب کـمـونـیـسـت، چـاپ فـارسـی، چ2 ( پـکـن، اداره نـشـریـات زبـانـهـای خـارجـی، 1975).

Avrich, Paul: The Russian Anarchists (New Jersey, Princeton University Press, 1971).

Bakounine, Michel: Œuvres, vol.V (Paris, Champ Libre, 1973).

Goldman, Emma: living my Life (New York, Dover, 1970).

Guillaume, James: L’Internationale. Documents et souvenirs (1864 – 1878 )(Paris, Stock, 1905 – 10).

Julliard, Jacques: Fernand Pelloutier et les origines du syndicalisme d’action directe (Paris, Ed. du Seuil, 1971).

Lefebvre, Henri: La Proclamation de la Commune, 26. mars 1871(Paris, Gallimard, 1965).

Lenin, V.I.: Collected Works, vol.25, 3.edi. (Moscow, Progress, 1977).

Malatesta, Errico: Anarchy (London, Freedom Press, 1974).

Marx, Karl / Engels, Fredrik: Collected Works, vol.10 (Moscow, Progress, 1978).

Maximov, G.P.: The Guillotine at worke: Twenty years of terror in Russia (Chicago, 1940).

Monatte, Pierre: La lutte syndicale (Paris, Maspero, 1976).

Ribeill, Georges: Marx / Bakounine. Socialisme autoritaire ou libertaire?, vol.II (Paris, U.G.E., 1975).

Volin: The Unknown Revolution 1917 – 21 (Montreal, Black Rose Books, 1974).

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  گۆڕین )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  گۆڕین )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.