بحران ساختار سلطه در تاریخ معاصر جنبش-های افقی و آنارشیک و جایگاه اسلاوی ژیژک/ 7

 

م_ع آوریل 2009

قسمت حفتم

تاریخ دمکراسی غرب به این روشنی جلوی چشممان است مگر از دل باصطلاح بهترین سوسیال دمکراسی اروپا هیتلر بیرون نیامد!! تونی بلرها، کلینتون ها، میتراندها بعنوان جناحهای قدرتی کمتر بدتر، بحران فقر، گرسنگی، بیماری و جنگ را تشدید کرده و به ناجی بعدی حکومتی ای که در گردش چرخ فلکی صندلی قدرت، کله اش آفتابی میشود، میسپارند و برخی از مردم بخاطر ناآگاهی، بی هویتی به این دور تسلسل تسلیم و ذلت بر سرنوشت خویش تن میدهند و گاه چه باصطلاح روشنفکرانی که به صدها دلیل مشمئز کننده توجیه اش میکنند وچه بسیاری جاه طلب هم که آگاهانه از این ناآگاهی و درماندگی مردم بنفع مقاصد حقیرانه خود سود میبرند. درست یادم نیست، چند سال پیش در نشریه لموند دیپلماتیک از گفته یک وزیر فرانسوی کد آورده بود: تا زمانیکه مردم بما نیازمندند ما بر آنها حکومت خواهیم کرد. اما او موزیانه نگفت که این شبکه دیوانسالاری قدرت و تقسیم کار اتمیزه روابط سرمایه داریست که استقلال فکری و عملی مردم را فلج کرده، و باعث دردها و مصیبت-های هولناکی در مناسبات زندگی آزاد عاشقانه انسان-ها و طبیعت زیستی-شان شده است. همان چیزی که جنبش-های افقی بوم زیستی و ضد سلط و آنارشیک امروزی در جهان، اینگونه با جسارتی آگاهانه، مبتکرانه و شکوهمندانه در برابرش قد برافراشته اند و این تسلسل پوچ دمکراسی سرمایه و سنت تقدس حاکمیت را به سخره گرفته اند و به چه زیبایی و هنرمندانه در جهت رهایی طبیعت زیستی خویش نقش آفرینی میکنند. فروغ فرخزاد هم بما کم نیاموخت که هر نسلی مسئولیت آفریدن مفاهیم، واژگان و شیوه های نو خویش را دارد همان نو آفرینی هایی که امروزه در کشورهای لاتین، بخصوص آرژانتین، بلیوی، چیاپاس در جنوب مکزیک، بخش هایی از برزیل، و بعد یونان و بسیاری از جنبشهای غربی و غیره فوران کرده است. ( مقالات در این مورد بر روی سایتها فراوان است و یا نگاه کنید به تجربه جنبش چیاپاس درکتاب نوعی دیگر از مبارزه .( the other campaign

Continue reading